در مورد آینده ازم پرسیدن و چه کاره میخام بشم. از کدهایی که زده بودم پرسیدن و تکنولوژی هایی که کار کردم . گفتن سطح شرکت ما بالا است و کدهای با کیفیت تر میخایم. کلا خیلی مغرور بود مصاحبه کننده :)) و زیاد حرف میزد .
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
قرار مصاحبه خیلی خوب و با انعطاف تنظیم شد. موقع ورود به شرکت و قبل از مصاحبه یه آزمون جیمت ازم گرفتن که مشکلی نداشت کلا. جلسهی مصاحبه هم خیلی منطقی پیش رفت. تمرکز روی رزومهی ارسالی و تجربههای کاری قبلیام بود. کلا مصاحبهی سخت ولی روونی بود.
من برای سمت کمپین منیجر این شرکت رزومه فرستادم که در شرح شغلش نوشته آشنایی با دیجیتال مارکتینگ و یادگیری در حین کار ، البته اشتباه خودم بود چون من ۶ سال کار کردم و سوابق حرفه ای داشتم اما خوب دوست داشتم در یکتانت تجربه ای داشته باشم . در ابتدا باهام تماس گرفتن و برخورد خوب بود خانم hr نمیدونم فامیلیشو با احترام صحبت می کرد مصاحبه اول رو که رفتم با یه خانمی بود که مسئول رضایت مشتری اینا بود که خیلی نگاه از بالا به پایینی داشت با اینکه سوابق درخشانی نداره و کلا همه میگن تو یکتانت رفقای مدیر عامل همه مدیر شدن . تک تک سوابق منو می برد زیر سوال و منو مجبور کرد که سرچ کنسول سایت رو بهش نشون بدم و ثابت کنم که به نظرم قشنگ نیست و بهتره بنا بر اعتماد باشه نه اینکه من برم ثابت کنم ضایع بشه . از اونجا حس کردم کمی داره با من کل کل می کنه ولی خوب برام تسک فرستادن . ۳ تا سوال هر کدوم سه تا چهار بخش : سوالها در این حد کلی که مثلا یه سایت زبان داریم چیکارش کنیم ؟ و من رو مجبور کرد که ۱۵ صفحه بنویسم و اینکه فونت کوچیک کردم که کم بشه تازه … به قدری کامل و دقیق نوشتم که هرکسی در هر جایی بگه میتونم براش بفرستم و جالبیش اینه که من بزرگترین وبسایت زبان کشور رو مدیریت کردم و با همین کارها اول ایران شدیم و کسی نمیتونه بگه چیزی که نوشتم غلطه .. اما رفتیم برای مصاحبه سوم بعد از چهار هفته انتظار از مصاحبه اول بهم گفتن که هم منابع انسانیه هم فنی اما فنی نیومد و منابع انسانی گفت من جای دوتاش می پرسم . کل تسک رو براش دوباره توضیح دادم انگار که اصلا نخونده ، خوب اگه نخوندی چرا نوشتم من اصلا! خودشم الکی میگفت آره من خوندم ولی بگو این سوال جوابش چیه ؟ خیلی حوصله هم نداشت . بعد رفت سراغ کار رو توضیح بده و آخراش سوالا جوری بود که فکر کردم دیگه آخراشه از اینکه مثلا شما این کار رو قراره بکنی و فلان بعد درباره حقوق گفت منم گفتم که مهم نیست برام فقط تناسب داشته باشه . یه ذره بحث کرد که بگو گفتم فرق نمیکنه همون قبلی یا حتی پایین تر اونم گفت که اوکی و اینکه شما مدیر بودی مشکلی نداری اینجا کارشناس باشی منم گفتم نه کاملا اوکی هستم و خواست خودمه . بعد یه روز گذشت ایمیل زدند که خیر ما شما رو نمیخوایم . حالا سوال من اینه که من سه بار مصاحبه شدم و آخر هر کدوم بهم گفتند که خیلی خوب بود و حتی بعد تسک ایمیل تایید تسک رو هم فرستادن از لحاظ فنی . منم زنگ زدم که اگر مشکل مالیه بهم بگین گفتند نه براتون فیدبک میفرستیم . منم منتظر فیدبکم بعد از دوهفته چون چهار هفته وقت منو گرفتن وتسک براشون انجام دادم ، فکر کنم لیاقت یه فیدبک رو داشته باشم و اینکه در جواب بهشون ثابت کنم که پروداکت خودشونو از خودشون بهتر میشناسم و اینا فقط فکر می کنند که دیجیتال مارکترن… کلا من قبلا هم از این شرکت بد شنیده بودم ولی بهم ثابت شد . یکتانت چون خواهان زیاد داره صرفا داره بد رفتار میکنه با کارجوهاش و خوب چی بهتر از نیروی دانشجوی مجانی که بیاد به جای حرفه ای ها براشون کار کنه . خلاصه که دوست داشتم اونجا باشم ولی از این مصاحبه به بعد از چشمم افتاد .
من اول برای پوزیشن دیتا ساینتیست درخواست دادم که یک هفته بعد زنگ زدن گفتن چون نرمافزار نخوندی اصلا مناسب نیستی و بهتره بیای برای پوزیشن پروداکت آنالیست. به شدت از این حرفشون تعجب کردم و گفتم خب شاید اون چیزایی که میخواین رو بلد باشم. دیگه گفتن نه نمیشه. منم به حساب تعریفهایی که شنیده بودم از اونجا گفتم مصاحبهی پروداکت آنالیست رو میام. یه جلسه واسه هفته بعد ست شد. روز قبل مصاحبه برام میل اومد که مصاحبهکنندهها و شرکت مصاحبه کلا عوض شده! یه ساعت بعدم یه نفر زنگ زد گفت یه تسک میفرستم تا آخر هفته جواب بده. خیلی خیلی از این ناهماهنگیا و این روند غیر منطقی مصاحبه حس بد گرفتم و شبش که میخواستم یه سری چیزارو مرور کنم اصلا بیخیال شدم. فردا یعنی روز مصاحبه سرپرست بخش فنی اومد و تا حدی باهام صمیمی بود و بعد شروع کرد سوالای ماشین لرنینگی پرسیدن! من واقعا متعجب بودم و اصلا آمادگی اون سوالارو نداشتم. در کل خیلی حس منفیای گرفتم چون حتی مصاحبهکننده زحمت نداده بود رزومهم رو پرینت کنه و داشت از رو گوشیش میخوند. مصاحبه در کل به من حس رو داد که خیلی نگاه از بالا به پایین به من دارند. مثلا بهم گفت که حقوقت قطعا از جایی که هستی پایین تره و بدون فشار کاری خیلی زیاده و من نباید بهت بگم چی کارا کنی و خودت باید همش پیگیری کنی. آخرشم یه سری سوال جیمت داد که من انقدر عصبی بودم که همه رو شانسی زدم بهش پس دادم. فردای مصاحبه هم میل زدم که من تمایلی ندارم اضافه شم به اونجا و حس منفی گرفتم از مصاحبه. ولی اون شخصی که باهام مصاحبه کرد بهم گفت که رو چه نقاط ضعفیم کار کنم واسه دیتاسایتس و یکم از حس بدم کم شد. واقعا نظم نداره. هیچ اتاق به خصوصی واسه جلسه مصاحبه و یا حتی روند کلی مراحل جلسه ندارند. ویژگیهایی که براشون مهم بود: پیگیری و نظم.
برای مصاحبهی اندروید دولوپر شرکت یارا موبایل را دیدم و رزومهام را از طریق جاباینجا ارسال کردم؛ چند روز بعد پروژهای فرستاده شد که باید در طول ۷۲ ساعت آن را انجام میدادم، اما پس از ارسال پروژه خبری نشد و حدود دو هفته پیگیری کردم که گفتند خودشان اطلاع میدهند. قریبا دو تا سه هفته بعد ایمیلی دریافت کردم و برای هفتهی بعد زمان مصاحبه حضوری تعیین شد. وقتی رسیدم، یکی از منابع انسانی و یک کارشناس فنی حضور داشتند. سوالات انسانی معمولی بودند: تجربههایم، اهدافم، چطور با شرکت آشنا شدم و برنامههایم برای آینده. اما کارشناس فنی به لپتاپ اشاره کرد و گفت مشکل دارد و نمیتواند پروژه را مشاهده کند؛ به نظر میرسید که شرکت با وجود بزرگی، لپتاپی مناسب برای مصاحبه نداشت. سپس گفت خودش سوالات رایج را میپرسد و تعدادی سوال مطرح شد. تعدادی از آنها مرتبط با حوزههایی بود که در رزومه به آنها اشاره نکرده بودم، چون تجربهی مرتبطی نداشتم و در آگهی استخدام هم جزو نیازمندیها نبودند؛ این نکته هم روشن بود که در بسیاری از سایتهای کاریابی بازنویسی نشدهاند.
برای من تجربهی کار در والمارکت به این شکل بود که در نگاه اول به نظر میرسید شرکت خوبی باشد و حرفی از نظم و برنامهریزی پایین ندارد. اما به محض ورود به مجموعه، دیدم که اوضاع خیلی منظم نیست و برنامهریزی مشخصی وجود ندارد. تنها یک روز در آنجا کار کردم و حس کردم شرایط مناسب نیست و برای کسانی که تجربهی کمی دارند، ممکن است تجربهای برای یادگیری باشد اما به طور کلی فرصت مطلوبی نبود.
روز اول به نظرم برخورد خوبی داشتم و سه مرحله مصاحبه برای مدیریت فروشگاه برگزار شد که سوالات تخصصی بود. شرکت از من خواست مدارک را ارسال کنم و آموزشهای مربوط را پیگیری کنم و از من پرسید چه زمانی میتوانم برای حضور در تهران آموزش حضور داشته باشم. من به دلیل مدیریت یک فروشگاه دیگر گفتم قراردادم باز است و تا یک هفته آینده میتوانم بیایم و آنها پذیرفتند که مشکلی نیست. بعد از چند روز با منابع انسانی شرکت تماس گرفتم و گفتم که به دلیل حضور در تهران و آموزش، ارتباط با فروشگاه قبلی قطع شد. نکته جالب این بود که خانمی که پیگیر کارهای مربوطه بود گفت از شرکت وال مارکت کار را ترک کرده و حالا در آنجا مشغول نیستم، و بعد از چند تماس و پیامک جز یک بار پاسخ مدیریتی داده نشد و قرار شد از طریق منابع انسانی فرایند استخدام پیگیری شود تا خبر بدهند؛ اما دیگر هیچ کس به تماس یا پیام من پاسخ نداد. اکنون به دلیل فرایند استخدام با فروشگاه قبلی قطع همکاری کردم و هیچ پاسخگویی نیست. احساس میکنم میتوانستند به وجهه شرکت و کسی که برای استخدام دعوت میشود، از نظر شان و احترام بیشتر توجه کنند، اما وضعیت چنین بود...
در ابتدای ورود به شرکت احساس کردم فضای کار جالب است و با توجه به استانداردهای بهداشتی که رعایت میشد، از این منظر مثبت بودم. اما فرایند مصاحبه خیلی سریع پیش نرفت و با اینکه حالا به عنوان نفر استخدامی موقتی انتظار داشتم که مصاحبه آغاز شود، نزدیک به نیم ساعت طول کشید تا مصاحبهگر از جلسه قبلی فارغ شود و سپس با من نشست و مصاحبه را آغاز کرد. نکتهای که بیش از همه به چشم میخورد این بود که قرار بود رزومهام را هم همراه بیاورم و قبل از مصاحبه بخوانند، اما ظاهرا مطالعه نشده بود و نیز همراه من نبود. در نتیجه مجبور شدم فایل PDF رزومه را از طریق گوشی نشانشان بدهم.
به من گفتن که برای مدیر فروشگاه در نظر دارم، هرچند که انگار از کارهای مرتبط با این نقش خیلی مطلع نبودند. مصاحبه اول را با یکی از اعضای تیم انجام دادم و در پایان گفت که میتوانم برای مدیر فروشگاه مناسب باشم. چند روز بعد با مدیر مالی و بخش منابع انسانی صحبت کردم که آنها هم موافق بودن، اما در نهایت پیشنهاد من به عنوان سرپرستی یک بخش بود و این پیشنهاد را نمیپذیرفتم. دیگر تماسی از آنها نگرفتم. در کل به نظر میرسید که روند انتخاب و برنامهریزی برای مصاحبهها کامل نبوده است.
در ابتدای کار، با سه نفر مصاحبه شدم و بعد به دفتر مرکزی مراجعه کردم. رضایت شغلی را خواستند و من هم ارائه دادم. تیجه اینکه سفتهای به ارزش دویست میلیون، بدون تاریخ و بدون توضیح ضمانت حسن انجام کار، به من دادند و تعهدنامهای هم گرفتند. در قبال این موارد هیچ قرارداد یا حتی کپی سفته به من داده نشد و هیچ کدام از این جزئیات از همان جلسه اول یا تا پایان فرآیند مصاحبه توضیح داده نشد تا به جایگاه عملی برسیم و هزینهای بیهوده متحمل شویم.
مصاحبه برای کار در دفتر مرکزی واقع در سعادت آباد برام تجربهای منحصربهفرد بود؛ ساختمانی با طراحی شیک و تیمی منظم همراه با حراستی که روند حضور مهمانها را دقیق اجرا میکرد. در ورودی کارت ملی گرفتم و کارت مهمان دادند، و مشخص بود که نگاه حرفهای خاصی در شرکت حاکم است. فضایی اختصاصی برای مصاحبه داشت و من در مقابل چهار نفر مصاحبه شدم؛ فرآیند تقریبا دو ساعت طول کشید و سوالهای تخصصی بیشتر جنبه کتبی داشتند. تا جایی که امکان داشت پاسخ دادم و برخورد تیم، به نظرم مثبت بود. حتی با مدیر حراست هم صحبت کردم و گفتند که در آینده با من تماس میگیرند تا برای پیوستن به تیم بیایم. به این فکر کنید که با شرکتی قانونمند و با هدف مشخصی کار خواهید کرد، گرچه در نظر من ممکن است برخی مسائل استخدامی همراه با بندهای مالی همچنان وجود داشته باشد.
من با ویتانا وارد فرایند مصاحبه شدم و دو مرحله تجربه کردم. در مرحله نخست، مصاحبه تخصصی بود و پذیرفتند، اما حدود یک هفته بعد تماس گرفتند و گفتند برای مصاحبه دوم بیام. مرحله دوم جنبه اداری داشت و دقیقا سمتهای مورد بررسی را نفهمیدم؛ سه ساعتی پس از اعلام زمان آمدنم، به اتاق راهنمایی شدم. چند نفر دور میز نشسته بودند و فضای جلسه به گونهای بود که گویی کمیسیون معافیت تشکیل شده است. برخورد آنها مناسب نبود. در نهایت پس از چند هفته انتظار خبری نشد.
در دوران کارآموزی کوتاهی که در یک استارتاپ به نام ویرا برگ داشتم، فرصت یادگیری spanning چند ماهی را تجربه کردم و پایان دوره من در سال ۱۳۹۸ بود.
من به شرکت ویرا برگ رفتم و بعد از ظهر برای حضور در جلسه مصاحبه دعوت شدم. ورودی شرکت فضایی آرام با مبلمان راحت داشت و به من گفتند اینجا بنشینم و منتظر بمانم. در ادامه فردی آمد و روند مصاحبه به شکلی دوستانه ادامه یافت؛ اینقدر صمیمی بود که اصلا حس نمیکردم در حال مصاحبهام، و اختلاط پرسشها و پاسخها به شکلی روان انجام شد. سپس به یکی از بخشها فرستاده شدم تا با کامپیوتر یک آزمون بدهیم که کار سادهای بود و خیلی قابل قبول جلوه کرد. ظرف چند روز از طریق تماس تلفنی نتیجه را شنیدم و فردای آن روز کارآموزیام آغاز شد. انتظارم بیشتر از چیزی بود که تصور میکردم؛ شرکت پویا و هدفمند است و همهی افراد با اشتیاق برای توسعه و پیشرفت شرکت تلاش میکنند. من هم واقعا دوست داشتم در چنین محیط کاری جدی آموزشی ببینم و تجربه کنم. هر چیز جدیدی که یاد میگرفتم، بهعنوان یک کار عملی برایشان اجرا میکردم و به طور کلی احساس میکنم به فضای کار و حوزه دیجیتال مارکتینگ علاقهمندم و با شور و انگیزه پیگیرترش میشوم.
به سالهای طولانی کار کردن در وطن زرین افتخار میکنم، اما تجربهای که دارم را نمیتوانم به عنوان توصیهای مثبت بیان کنم. من به صورت تماموقت در گروه صنعتی وطن زرین مشغول به کار بودم و این همکاری بین یک تا سه سال به طول انجامید؛ آخرین سال همکاری من در سال ۱۴۰۰ بود.
در مصاحبهای که داشتم، به علت بینظمی و نبود پروتکلهای بهداشتی در محیط، احساس ناامیدی زیادی پیدا کردم. فضای کار بههمریخته و کارکنان کنار هم نشسته بودند و حتی در شرایط کرونا ماسک هم نبود. اگر صورتساده و راحت نبود، مینشستم و اعتراض میکردم، اما تصمیم گرفتم ادامه ندهم. مصاحبه تا حدی معمولی بود و سوالاتی در ارتباط با کارهای قبلیم و مسائل تخصصی مطرح شد که پاسخشان را دادم؛ هنوز نتیجهای به من اعلام نشده است، و اگر نتیجه مثبت هم باشد، به دلیل شرایط بهداشتی نامناسب و بینظمی، فرصت همکاری برایم قابل بررسی نیست.
برای مصاحبهای به عنوان برنامهنویس دعوت شدم که طبق آگهی سایت جاب ویژن برگزار شد. من هفت سال سابقه کاری دارم و با دریافت ایمیلی از واحد منابع انسانی، فرم پرسشنامهای شامل مشخصات، مهارتها و تحصیلات را تکمیل و ارسال کردم. در روز مصاحبه سه نفر مصاحبهکننده حضور داشتند و تمایل داشتند که دقیقا مراحل درخواست در MVC را گام به گام توضیح بدهم و از کاربرد فایل مشخصی در مسیر سیستمویندور با خبر باشم؛ سوالات مربوط به دیتابیس و سایر جزئیات هم مطرح شد. همچنین در طول مصاحبه به شدت سوالاتی به نظر بیربط و گاهی غیرمحور پرسیده میشد. در نهایت گفتند به دنبال فردی هستند که بتواند سایت شرکت را نگه دارد و نقش پشتیبان تمامکارهای که وب فرمها کار کند را ایفا کند. یکی از شرکتکنندگان نیز که از نیمه جلسه روی صندلی خوابیده بود، بهنظر میرسید در ماه رمضان فشار زیادی بر او وارد شده بود.
روز اول مصاحبه برای نقش دات نت در بورس تهران بود و سه نفر به عنوان مصاحبهکننده حضور داشتند: دو آقا و یک خانم که اعضای تیم منابع انسانی محسوب میشدند. به گفتههای کارشناسهای مربوطه، گویایی و سطح دانش آنها از حد انتظار پایینتر بود و فرآیند گزینش به نظر میرسید که بیشتر سلیقهای است تا مبتنی بر سابقه کار و مهارتهای برنامهنویسی. من سابقه کار در بانک کشاورزی را در حوزههای PC programming تا مین فریم دارم و تجربه کار در شرکتهای تابعه بانک مرکزی را نیز دارم. وقتی رفتارهای مختلف شرکتهای بزرگ را دیدهام، میتوانم بگویم که تجربههای زیادی کنار آنها داشتم و حتی برای برخی از آنها رضایتنامههای شغلی گرفتم. با وجود اینکه برای شغل برنامهنویسی اپلای کرده بودم، در مصاحبه سوالاتی درباره نگهداری سرور و Always On مطرح شد که ارتباطی به موقعیت شغلی من نداشت و خارج از حوزه تخصصی بود. در پایان، به نظر میرسید که اگر آشنایی مشخصی نداشته باشید و یا بدون علاقهای اپلای کنید، احتمال رد شدن وجود دارد.
در حال حاضر با تیمی پر جنب و جوش همکاری دوستانهای را در شرکت تریتا آغاز کردهام، به صورت تماموقت و کمتر از یک سال است که به عنوان توسعهدهنده وردپرس تجربه میکنم.
من در شرکت توسـن، تیم توسعه سامانههای نرمافزاری نگین، تجربهای از مصاحبه جاوا داشتم. کل صحبتها نشان میدهد که آنجا روی مباحث پایهای جاوا تأکید میکنند و اکثر سوالها تئوری بود؛ حتی وقتی مصاحبه یک ساعت طول کشید و من از multithreading، collections، oop، JavaEE خوشだったم، به بحث Hibernate رسیدم که بلد نبودم. بعضی از سوالاتی که یادم میآید اینطور بودند: تفاوت string builder و string buffer، آیا میشود یک نمونه از کلاس پدر را به عنوان آرگومان به روش فرزند داد، چگونه ArrayList در ذخیرهسازی دادهها عمل میکند. در پایان مصاحبه ازم پرسیدند آیا از Spring، Docker، Angular یا Elasticsearch هم استفاده میکنید که پاسخ غیرمستقیم این بود که نه. پس از گذشت تقریبا یک ماه پیگیر منابع انسانی شرکت فهمیدم سطح من به عنوان level -5 در نظر گرفته شده و تیم مربوطه اکنون نیرویی با این سطح را نمیخواست. در نهایت من خودم هم در همان مدت جای دیگری استخدام شدم. دوستان من که برای جاوا به توسـن رزومه داده بودند، در همان بازه زمانی توانستند در شرکتهای مشابه مثل داتین جذب شوند و توسـن یا من یا همگی را رد کرد. پیش از مصاحبه با یکی از مدیران تولید توسـن هم صحبت کرده بودم و گفته بودم بیشتر Spring و Angular بلد هستم؛ گفتند که قطعا به کار میآید، اما در نهایت سرپرست تیم مصاحبهکننده به طور غیرمستقیم گفت که نه. به طور کلی این را میفهمم که برای تیمهای جاوا توسـن یا داتین کار روی کدهای جاوا و فریمورک Java EE است و کمتر با فناوریها و چالشهای فنی عمیق روبهرو میشوند؛ اغلب چالشها الگوریتمی و مربوط به ساختمان دادههاست. من دوست داشتم توسـن قبولم کند، اما وقتی همان زمان در شرکت دیگری با حقوق بالاتر کار جاوا میکردم، حالا هم در شرکت دیگری برنامهنویسی میکنم، و اینکه توسـن ردم کرد برایم جذابیت بیشتری داشت تا روزی بتوانم در آنجا مشغول به کار شوم. باید بپذیرم که توسـن از Spring، Angular، Elasticsearch، Apache Kafka، Spark و Docker خبری ندارد و حتی اگر به معماری میکروز خدمات علاقه داشته باشید هم مناسب نیست. جاوا به شدت محور است. البته شرکتهای دیگری هم وجود دارند مانند سحاب، شاپرک، همراه اول، اسنپ و خدمات انفورماتیک که به طور گسترده روی مباحث مذکور کار میکنند و کار در آنها به طور فزایندهای جذاب و چالشیتر است. در نهایت با گذشت سالها میدانم که امکان ورود به تیمهایی وجود دارد که تمام مباحثی را که گفتم پوشش میدهند، اما اگر به دنبال نتیجه سریعتری باشید، نه خیلی سریع. نکته این است که باید واقعا به جاوا تسلط کافی داشت و برای آمادهسازی قبل از کمیته جذب و مصاحبههای توسـن، منابعی مانند جافاپوینت و Tutorialspoint میتوانند کمککننده باشند. Hibernate و JavaEE هم در استخدام مفید هستند. درباره حقوق پیشنهادی هم که ارائه کردم، دقیقا همانی است که در شرکت فعلیم میگیرم، ولی توسـن به من نگفت که حقوق استخدامی چه مقداری است؛ اما گمان میکنم از ۸ میلیون به بالا شروع میشود.
در مورد آینده ازم پرسیدن و چه کاره میخام بشم. از کدهایی که زده بودم پرسیدن و تکنولوژی هایی که کار کردم . گفتن سطح شرکت ما بالا است و کدهای با کیفیت تر میخایم. کلا خیلی مغرور بود مصاحبه کننده :)) و زیاد حرف میزد .
قرار مصاحبه خیلی خوب و با انعطاف تنظیم شد. موقع ورود به شرکت و قبل از مصاحبه یه آزمون جیمت ازم گرفتن که مشکلی نداشت کلا. جلسهی مصاحبه هم خیلی منطقی پیش رفت. تمرکز روی رزومهی ارسالی و تجربههای کاری قبلیام بود. کلا مصاحبهی سخت ولی روونی بود.
من برای سمت کمپین منیجر این شرکت رزومه فرستادم که در شرح شغلش نوشته آشنایی با دیجیتال مارکتینگ و یادگیری در حین کار ، البته اشتباه خودم بود چون من ۶ سال کار کردم و سوابق حرفه ای داشتم اما خوب دوست داشتم در یکتانت تجربه ای داشته باشم . در ابتدا باهام تماس گرفتن و برخورد خوب بود خانم hr نمیدونم فامیلیشو با احترام صحبت می کرد مصاحبه اول رو که رفتم با یه خانمی بود که مسئول رضایت مشتری اینا بود که خیلی نگاه از بالا به پایینی داشت با اینکه سوابق درخشانی نداره و کلا همه میگن تو یکتانت رفقای مدیر عامل همه مدیر شدن . تک تک سوابق منو می برد زیر سوال و منو مجبور کرد که سرچ کنسول سایت رو بهش نشون بدم و ثابت کنم که به نظرم قشنگ نیست و بهتره بنا بر اعتماد باشه نه اینکه من برم ثابت کنم ضایع بشه . از اونجا حس کردم کمی داره با من کل کل می کنه ولی خوب برام تسک فرستادن . ۳ تا سوال هر کدوم سه تا چهار بخش : سوالها در این حد کلی که مثلا یه سایت زبان داریم چیکارش کنیم ؟ و من رو مجبور کرد که ۱۵ صفحه بنویسم و اینکه فونت کوچیک کردم که کم بشه تازه … به قدری کامل و دقیق نوشتم که هرکسی در هر جایی بگه میتونم براش بفرستم و جالبیش اینه که من بزرگترین وبسایت زبان کشور رو مدیریت کردم و با همین کارها اول ایران شدیم و کسی نمیتونه بگه چیزی که نوشتم غلطه .. اما رفتیم برای مصاحبه سوم بعد از چهار هفته انتظار از مصاحبه اول بهم گفتن که هم منابع انسانیه هم فنی اما فنی نیومد و منابع انسانی گفت من جای دوتاش می پرسم . کل تسک رو براش دوباره توضیح دادم انگار که اصلا نخونده ، خوب اگه نخوندی چرا نوشتم من اصلا! خودشم الکی میگفت آره من خوندم ولی بگو این سوال جوابش چیه ؟ خیلی حوصله هم نداشت . بعد رفت سراغ کار رو توضیح بده و آخراش سوالا جوری بود که فکر کردم دیگه آخراشه از اینکه مثلا شما این کار رو قراره بکنی و فلان بعد درباره حقوق گفت منم گفتم که مهم نیست برام فقط تناسب داشته باشه . یه ذره بحث کرد که بگو گفتم فرق نمیکنه همون قبلی یا حتی پایین تر اونم گفت که اوکی و اینکه شما مدیر بودی مشکلی نداری اینجا کارشناس باشی منم گفتم نه کاملا اوکی هستم و خواست خودمه . بعد یه روز گذشت ایمیل زدند که خیر ما شما رو نمیخوایم . حالا سوال من اینه که من سه بار مصاحبه شدم و آخر هر کدوم بهم گفتند که خیلی خوب بود و حتی بعد تسک ایمیل تایید تسک رو هم فرستادن از لحاظ فنی . منم زنگ زدم که اگر مشکل مالیه بهم بگین گفتند نه براتون فیدبک میفرستیم . منم منتظر فیدبکم بعد از دوهفته چون چهار هفته وقت منو گرفتن وتسک براشون انجام دادم ، فکر کنم لیاقت یه فیدبک رو داشته باشم و اینکه در جواب بهشون ثابت کنم که پروداکت خودشونو از خودشون بهتر میشناسم و اینا فقط فکر می کنند که دیجیتال مارکترن… کلا من قبلا هم از این شرکت بد شنیده بودم ولی بهم ثابت شد . یکتانت چون خواهان زیاد داره صرفا داره بد رفتار میکنه با کارجوهاش و خوب چی بهتر از نیروی دانشجوی مجانی که بیاد به جای حرفه ای ها براشون کار کنه . خلاصه که دوست داشتم اونجا باشم ولی از این مصاحبه به بعد از چشمم افتاد .
من اول برای پوزیشن دیتا ساینتیست درخواست دادم که یک هفته بعد زنگ زدن گفتن چون نرمافزار نخوندی اصلا مناسب نیستی و بهتره بیای برای پوزیشن پروداکت آنالیست. به شدت از این حرفشون تعجب کردم و گفتم خب شاید اون چیزایی که میخواین رو بلد باشم. دیگه گفتن نه نمیشه. منم به حساب تعریفهایی که شنیده بودم از اونجا گفتم مصاحبهی پروداکت آنالیست رو میام. یه جلسه واسه هفته بعد ست شد. روز قبل مصاحبه برام میل اومد که مصاحبهکنندهها و شرکت مصاحبه کلا عوض شده! یه ساعت بعدم یه نفر زنگ زد گفت یه تسک میفرستم تا آخر هفته جواب بده. خیلی خیلی از این ناهماهنگیا و این روند غیر منطقی مصاحبه حس بد گرفتم و شبش که میخواستم یه سری چیزارو مرور کنم اصلا بیخیال شدم. فردا یعنی روز مصاحبه سرپرست بخش فنی اومد و تا حدی باهام صمیمی بود و بعد شروع کرد سوالای ماشین لرنینگی پرسیدن! من واقعا متعجب بودم و اصلا آمادگی اون سوالارو نداشتم. در کل خیلی حس منفیای گرفتم چون حتی مصاحبهکننده زحمت نداده بود رزومهم رو پرینت کنه و داشت از رو گوشیش میخوند. مصاحبه در کل به من حس رو داد که خیلی نگاه از بالا به پایین به من دارند. مثلا بهم گفت که حقوقت قطعا از جایی که هستی پایین تره و بدون فشار کاری خیلی زیاده و من نباید بهت بگم چی کارا کنی و خودت باید همش پیگیری کنی. آخرشم یه سری سوال جیمت داد که من انقدر عصبی بودم که همه رو شانسی زدم بهش پس دادم. فردای مصاحبه هم میل زدم که من تمایلی ندارم اضافه شم به اونجا و حس منفی گرفتم از مصاحبه. ولی اون شخصی که باهام مصاحبه کرد بهم گفت که رو چه نقاط ضعفیم کار کنم واسه دیتاسایتس و یکم از حس بدم کم شد. واقعا نظم نداره. هیچ اتاق به خصوصی واسه جلسه مصاحبه و یا حتی روند کلی مراحل جلسه ندارند. ویژگیهایی که براشون مهم بود: پیگیری و نظم.
برای مصاحبهی اندروید دولوپر شرکت یارا موبایل را دیدم و رزومهام را از طریق جاباینجا ارسال کردم؛ چند روز بعد پروژهای فرستاده شد که باید در طول ۷۲ ساعت آن را انجام میدادم، اما پس از ارسال پروژه خبری نشد و حدود دو هفته پیگیری کردم که گفتند خودشان اطلاع میدهند. قریبا دو تا سه هفته بعد ایمیلی دریافت کردم و برای هفتهی بعد زمان مصاحبه حضوری تعیین شد. وقتی رسیدم، یکی از منابع انسانی و یک کارشناس فنی حضور داشتند. سوالات انسانی معمولی بودند: تجربههایم، اهدافم، چطور با شرکت آشنا شدم و برنامههایم برای آینده. اما کارشناس فنی به لپتاپ اشاره کرد و گفت مشکل دارد و نمیتواند پروژه را مشاهده کند؛ به نظر میرسید که شرکت با وجود بزرگی، لپتاپی مناسب برای مصاحبه نداشت. سپس گفت خودش سوالات رایج را میپرسد و تعدادی سوال مطرح شد. تعدادی از آنها مرتبط با حوزههایی بود که در رزومه به آنها اشاره نکرده بودم، چون تجربهی مرتبطی نداشتم و در آگهی استخدام هم جزو نیازمندیها نبودند؛ این نکته هم روشن بود که در بسیاری از سایتهای کاریابی بازنویسی نشدهاند.
برای من تجربهی کار در والمارکت به این شکل بود که در نگاه اول به نظر میرسید شرکت خوبی باشد و حرفی از نظم و برنامهریزی پایین ندارد. اما به محض ورود به مجموعه، دیدم که اوضاع خیلی منظم نیست و برنامهریزی مشخصی وجود ندارد. تنها یک روز در آنجا کار کردم و حس کردم شرایط مناسب نیست و برای کسانی که تجربهی کمی دارند، ممکن است تجربهای برای یادگیری باشد اما به طور کلی فرصت مطلوبی نبود.
روز اول به نظرم برخورد خوبی داشتم و سه مرحله مصاحبه برای مدیریت فروشگاه برگزار شد که سوالات تخصصی بود. شرکت از من خواست مدارک را ارسال کنم و آموزشهای مربوط را پیگیری کنم و از من پرسید چه زمانی میتوانم برای حضور در تهران آموزش حضور داشته باشم. من به دلیل مدیریت یک فروشگاه دیگر گفتم قراردادم باز است و تا یک هفته آینده میتوانم بیایم و آنها پذیرفتند که مشکلی نیست. بعد از چند روز با منابع انسانی شرکت تماس گرفتم و گفتم که به دلیل حضور در تهران و آموزش، ارتباط با فروشگاه قبلی قطع شد. نکته جالب این بود که خانمی که پیگیر کارهای مربوطه بود گفت از شرکت وال مارکت کار را ترک کرده و حالا در آنجا مشغول نیستم، و بعد از چند تماس و پیامک جز یک بار پاسخ مدیریتی داده نشد و قرار شد از طریق منابع انسانی فرایند استخدام پیگیری شود تا خبر بدهند؛ اما دیگر هیچ کس به تماس یا پیام من پاسخ نداد. اکنون به دلیل فرایند استخدام با فروشگاه قبلی قطع همکاری کردم و هیچ پاسخگویی نیست. احساس میکنم میتوانستند به وجهه شرکت و کسی که برای استخدام دعوت میشود، از نظر شان و احترام بیشتر توجه کنند، اما وضعیت چنین بود...
در ابتدای ورود به شرکت احساس کردم فضای کار جالب است و با توجه به استانداردهای بهداشتی که رعایت میشد، از این منظر مثبت بودم. اما فرایند مصاحبه خیلی سریع پیش نرفت و با اینکه حالا به عنوان نفر استخدامی موقتی انتظار داشتم که مصاحبه آغاز شود، نزدیک به نیم ساعت طول کشید تا مصاحبهگر از جلسه قبلی فارغ شود و سپس با من نشست و مصاحبه را آغاز کرد. نکتهای که بیش از همه به چشم میخورد این بود که قرار بود رزومهام را هم همراه بیاورم و قبل از مصاحبه بخوانند، اما ظاهرا مطالعه نشده بود و نیز همراه من نبود. در نتیجه مجبور شدم فایل PDF رزومه را از طریق گوشی نشانشان بدهم.
به من گفتن که برای مدیر فروشگاه در نظر دارم، هرچند که انگار از کارهای مرتبط با این نقش خیلی مطلع نبودند. مصاحبه اول را با یکی از اعضای تیم انجام دادم و در پایان گفت که میتوانم برای مدیر فروشگاه مناسب باشم. چند روز بعد با مدیر مالی و بخش منابع انسانی صحبت کردم که آنها هم موافق بودن، اما در نهایت پیشنهاد من به عنوان سرپرستی یک بخش بود و این پیشنهاد را نمیپذیرفتم. دیگر تماسی از آنها نگرفتم. در کل به نظر میرسید که روند انتخاب و برنامهریزی برای مصاحبهها کامل نبوده است.
در ابتدای کار، با سه نفر مصاحبه شدم و بعد به دفتر مرکزی مراجعه کردم. رضایت شغلی را خواستند و من هم ارائه دادم. تیجه اینکه سفتهای به ارزش دویست میلیون، بدون تاریخ و بدون توضیح ضمانت حسن انجام کار، به من دادند و تعهدنامهای هم گرفتند. در قبال این موارد هیچ قرارداد یا حتی کپی سفته به من داده نشد و هیچ کدام از این جزئیات از همان جلسه اول یا تا پایان فرآیند مصاحبه توضیح داده نشد تا به جایگاه عملی برسیم و هزینهای بیهوده متحمل شویم.
مصاحبه برای کار در دفتر مرکزی واقع در سعادت آباد برام تجربهای منحصربهفرد بود؛ ساختمانی با طراحی شیک و تیمی منظم همراه با حراستی که روند حضور مهمانها را دقیق اجرا میکرد. در ورودی کارت ملی گرفتم و کارت مهمان دادند، و مشخص بود که نگاه حرفهای خاصی در شرکت حاکم است. فضایی اختصاصی برای مصاحبه داشت و من در مقابل چهار نفر مصاحبه شدم؛ فرآیند تقریبا دو ساعت طول کشید و سوالهای تخصصی بیشتر جنبه کتبی داشتند. تا جایی که امکان داشت پاسخ دادم و برخورد تیم، به نظرم مثبت بود. حتی با مدیر حراست هم صحبت کردم و گفتند که در آینده با من تماس میگیرند تا برای پیوستن به تیم بیایم. به این فکر کنید که با شرکتی قانونمند و با هدف مشخصی کار خواهید کرد، گرچه در نظر من ممکن است برخی مسائل استخدامی همراه با بندهای مالی همچنان وجود داشته باشد.
من با ویتانا وارد فرایند مصاحبه شدم و دو مرحله تجربه کردم. در مرحله نخست، مصاحبه تخصصی بود و پذیرفتند، اما حدود یک هفته بعد تماس گرفتند و گفتند برای مصاحبه دوم بیام. مرحله دوم جنبه اداری داشت و دقیقا سمتهای مورد بررسی را نفهمیدم؛ سه ساعتی پس از اعلام زمان آمدنم، به اتاق راهنمایی شدم. چند نفر دور میز نشسته بودند و فضای جلسه به گونهای بود که گویی کمیسیون معافیت تشکیل شده است. برخورد آنها مناسب نبود. در نهایت پس از چند هفته انتظار خبری نشد.
در دوران کارآموزی کوتاهی که در یک استارتاپ به نام ویرا برگ داشتم، فرصت یادگیری spanning چند ماهی را تجربه کردم و پایان دوره من در سال ۱۳۹۸ بود.
من به شرکت ویرا برگ رفتم و بعد از ظهر برای حضور در جلسه مصاحبه دعوت شدم. ورودی شرکت فضایی آرام با مبلمان راحت داشت و به من گفتند اینجا بنشینم و منتظر بمانم. در ادامه فردی آمد و روند مصاحبه به شکلی دوستانه ادامه یافت؛ اینقدر صمیمی بود که اصلا حس نمیکردم در حال مصاحبهام، و اختلاط پرسشها و پاسخها به شکلی روان انجام شد. سپس به یکی از بخشها فرستاده شدم تا با کامپیوتر یک آزمون بدهیم که کار سادهای بود و خیلی قابل قبول جلوه کرد. ظرف چند روز از طریق تماس تلفنی نتیجه را شنیدم و فردای آن روز کارآموزیام آغاز شد. انتظارم بیشتر از چیزی بود که تصور میکردم؛ شرکت پویا و هدفمند است و همهی افراد با اشتیاق برای توسعه و پیشرفت شرکت تلاش میکنند. من هم واقعا دوست داشتم در چنین محیط کاری جدی آموزشی ببینم و تجربه کنم. هر چیز جدیدی که یاد میگرفتم، بهعنوان یک کار عملی برایشان اجرا میکردم و به طور کلی احساس میکنم به فضای کار و حوزه دیجیتال مارکتینگ علاقهمندم و با شور و انگیزه پیگیرترش میشوم.
به سالهای طولانی کار کردن در وطن زرین افتخار میکنم، اما تجربهای که دارم را نمیتوانم به عنوان توصیهای مثبت بیان کنم. من به صورت تماموقت در گروه صنعتی وطن زرین مشغول به کار بودم و این همکاری بین یک تا سه سال به طول انجامید؛ آخرین سال همکاری من در سال ۱۴۰۰ بود.
در مصاحبهای که داشتم، به علت بینظمی و نبود پروتکلهای بهداشتی در محیط، احساس ناامیدی زیادی پیدا کردم. فضای کار بههمریخته و کارکنان کنار هم نشسته بودند و حتی در شرایط کرونا ماسک هم نبود. اگر صورتساده و راحت نبود، مینشستم و اعتراض میکردم، اما تصمیم گرفتم ادامه ندهم. مصاحبه تا حدی معمولی بود و سوالاتی در ارتباط با کارهای قبلیم و مسائل تخصصی مطرح شد که پاسخشان را دادم؛ هنوز نتیجهای به من اعلام نشده است، و اگر نتیجه مثبت هم باشد، به دلیل شرایط بهداشتی نامناسب و بینظمی، فرصت همکاری برایم قابل بررسی نیست.
برای مصاحبهای به عنوان برنامهنویس دعوت شدم که طبق آگهی سایت جاب ویژن برگزار شد. من هفت سال سابقه کاری دارم و با دریافت ایمیلی از واحد منابع انسانی، فرم پرسشنامهای شامل مشخصات، مهارتها و تحصیلات را تکمیل و ارسال کردم. در روز مصاحبه سه نفر مصاحبهکننده حضور داشتند و تمایل داشتند که دقیقا مراحل درخواست در MVC را گام به گام توضیح بدهم و از کاربرد فایل مشخصی در مسیر سیستمویندور با خبر باشم؛ سوالات مربوط به دیتابیس و سایر جزئیات هم مطرح شد. همچنین در طول مصاحبه به شدت سوالاتی به نظر بیربط و گاهی غیرمحور پرسیده میشد. در نهایت گفتند به دنبال فردی هستند که بتواند سایت شرکت را نگه دارد و نقش پشتیبان تمامکارهای که وب فرمها کار کند را ایفا کند. یکی از شرکتکنندگان نیز که از نیمه جلسه روی صندلی خوابیده بود، بهنظر میرسید در ماه رمضان فشار زیادی بر او وارد شده بود.
روز اول مصاحبه برای نقش دات نت در بورس تهران بود و سه نفر به عنوان مصاحبهکننده حضور داشتند: دو آقا و یک خانم که اعضای تیم منابع انسانی محسوب میشدند. به گفتههای کارشناسهای مربوطه، گویایی و سطح دانش آنها از حد انتظار پایینتر بود و فرآیند گزینش به نظر میرسید که بیشتر سلیقهای است تا مبتنی بر سابقه کار و مهارتهای برنامهنویسی. من سابقه کار در بانک کشاورزی را در حوزههای PC programming تا مین فریم دارم و تجربه کار در شرکتهای تابعه بانک مرکزی را نیز دارم. وقتی رفتارهای مختلف شرکتهای بزرگ را دیدهام، میتوانم بگویم که تجربههای زیادی کنار آنها داشتم و حتی برای برخی از آنها رضایتنامههای شغلی گرفتم. با وجود اینکه برای شغل برنامهنویسی اپلای کرده بودم، در مصاحبه سوالاتی درباره نگهداری سرور و Always On مطرح شد که ارتباطی به موقعیت شغلی من نداشت و خارج از حوزه تخصصی بود. در پایان، به نظر میرسید که اگر آشنایی مشخصی نداشته باشید و یا بدون علاقهای اپلای کنید، احتمال رد شدن وجود دارد.
در حال حاضر با تیمی پر جنب و جوش همکاری دوستانهای را در شرکت تریتا آغاز کردهام، به صورت تماموقت و کمتر از یک سال است که به عنوان توسعهدهنده وردپرس تجربه میکنم.
من در شرکت توسـن، تیم توسعه سامانههای نرمافزاری نگین، تجربهای از مصاحبه جاوا داشتم. کل صحبتها نشان میدهد که آنجا روی مباحث پایهای جاوا تأکید میکنند و اکثر سوالها تئوری بود؛ حتی وقتی مصاحبه یک ساعت طول کشید و من از multithreading، collections، oop، JavaEE خوشだったم، به بحث Hibernate رسیدم که بلد نبودم. بعضی از سوالاتی که یادم میآید اینطور بودند: تفاوت string builder و string buffer، آیا میشود یک نمونه از کلاس پدر را به عنوان آرگومان به روش فرزند داد، چگونه ArrayList در ذخیرهسازی دادهها عمل میکند. در پایان مصاحبه ازم پرسیدند آیا از Spring، Docker، Angular یا Elasticsearch هم استفاده میکنید که پاسخ غیرمستقیم این بود که نه. پس از گذشت تقریبا یک ماه پیگیر منابع انسانی شرکت فهمیدم سطح من به عنوان level -5 در نظر گرفته شده و تیم مربوطه اکنون نیرویی با این سطح را نمیخواست. در نهایت من خودم هم در همان مدت جای دیگری استخدام شدم. دوستان من که برای جاوا به توسـن رزومه داده بودند، در همان بازه زمانی توانستند در شرکتهای مشابه مثل داتین جذب شوند و توسـن یا من یا همگی را رد کرد. پیش از مصاحبه با یکی از مدیران تولید توسـن هم صحبت کرده بودم و گفته بودم بیشتر Spring و Angular بلد هستم؛ گفتند که قطعا به کار میآید، اما در نهایت سرپرست تیم مصاحبهکننده به طور غیرمستقیم گفت که نه. به طور کلی این را میفهمم که برای تیمهای جاوا توسـن یا داتین کار روی کدهای جاوا و فریمورک Java EE است و کمتر با فناوریها و چالشهای فنی عمیق روبهرو میشوند؛ اغلب چالشها الگوریتمی و مربوط به ساختمان دادههاست. من دوست داشتم توسـن قبولم کند، اما وقتی همان زمان در شرکت دیگری با حقوق بالاتر کار جاوا میکردم، حالا هم در شرکت دیگری برنامهنویسی میکنم، و اینکه توسـن ردم کرد برایم جذابیت بیشتری داشت تا روزی بتوانم در آنجا مشغول به کار شوم. باید بپذیرم که توسـن از Spring، Angular، Elasticsearch، Apache Kafka، Spark و Docker خبری ندارد و حتی اگر به معماری میکروز خدمات علاقه داشته باشید هم مناسب نیست. جاوا به شدت محور است. البته شرکتهای دیگری هم وجود دارند مانند سحاب، شاپرک، همراه اول، اسنپ و خدمات انفورماتیک که به طور گسترده روی مباحث مذکور کار میکنند و کار در آنها به طور فزایندهای جذاب و چالشیتر است. در نهایت با گذشت سالها میدانم که امکان ورود به تیمهایی وجود دارد که تمام مباحثی را که گفتم پوشش میدهند، اما اگر به دنبال نتیجه سریعتری باشید، نه خیلی سریع. نکته این است که باید واقعا به جاوا تسلط کافی داشت و برای آمادهسازی قبل از کمیته جذب و مصاحبههای توسـن، منابعی مانند جافاپوینت و Tutorialspoint میتوانند کمککننده باشند. Hibernate و JavaEE هم در استخدام مفید هستند. درباره حقوق پیشنهادی هم که ارائه کردم، دقیقا همانی است که در شرکت فعلیم میگیرم، ولی توسـن به من نگفت که حقوق استخدامی چه مقداری است؛ اما گمان میکنم از ۸ میلیون به بالا شروع میشود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.