دو سالی را در سئو اسمارت سپری کردم و این شرکت را محیطی فوقالعاده میدانم؛ امنیت شغلی در آن بهطور چشمگیری بالا بود و واقعا از این بابت خوشحال بودم. متأسفانه به دلیل مهاجرت از ایران ناچار شدم همکاری را قطع کنم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای سه سال همکار بودم و تجربهی پشت سر گذاشتهام از اونجا خیلی مثبت بود. فضای کاری فوقالعادهای داشتیم و جو صمیمی حاکم بود؛ هیچوقت رابطهای خشک بین مدیر و همکاران احساس نمیکردم و همه با هم رفیق بودیم. تیم یکپارچه و باهمدلی بود و پرداختها همواره بهموقع انجام میشد. محیط کار هم شرایط خوبی داشت. مدیرعامل بهواقع انسان بااخلاقی بود و قائممقام ایشان هم با نگرانی کامل به همه چیز رسیدگی میکرد تا مشکلی پیش نیاید و بچهها بتوانند بدون دغدغه کار کنند.
به نظرم آشنایی با تیمی با انگیزه و حرفهای از بزرگترین نعمتهای تجربهام بوده است. من بیش از دو سال است که در آژانس خلاقیت ل حضور دارم و با اولین روزها حس کردم به کجا پیوستهام؛ تیمی که با اشتیاق به کارها نگاه میکنه و من هم با خوشذوقی به جمعشون اضافه شدم. از همان ابتدا مشخص بود که از همکارانم رضایت دارم و با آخرین فناوریهای روز کار را آغاز کردم. برای مدتی نخست چون سطح دانشم از آن چیزی نبود که پروژهها نیاز داشت، مجبور شدم بیشتر مطالعه کنم؛ اما تیم نه تنها مشکلی با این وضعیت نداشت، بلکه تشویقم کرد و حمایتم کرد. یکی از بهترین لحظات کاری من توی این شرکت این بود که هر پروژه طراحی کاملا متفاوتی داشت و با هر کدام چالش تازهای روبهرو میشدم. همین تنوع انگیزهام را برای کار بیشتر میکرد. جو تیم خیلی دوستانه است و اصل سوال پرسیدن یا بلد نبودن یک موضوع باعث شرمندگی نمیشود؛ بهراحتی راهنمایی میشویم و این حس، برای من خیلی ارزشمند است. شاید به نظر ساده بیاید، اما واقعا خیلی از تیمها اینگونه نیستند. از جنبههای مهم دیگر، داشتن همکاران حرفهای است که روی مسیر یادگیری و پیشرفت من تاثیر زیادی گذاشتهاند و انگیزهام را برای بهرهگیری از منابع آموزشی بالا بردهاند. همراه با لحظات شادی و جو گروهی، جلسات تیمی گاهی با لحظ سبکتر پیش میرود تا جو کار را همچنان لذتبخش نگه دارد. در کل تجربهام از این محیط بسیار خوب بوده؛ تنها نکتهای که تا کنون به چشمم آمده، اینکه حقوق کمی کمتر از انتظارم بوده است.
در محیطی با جو بهظاهر دوستانه کار میکردم اما واقعیت این بود که حرفهای به نظر نمیرسیدند و فضای کاری بیش از اندازه غیرحرفهای بود. مدیران به جای تمرکز روی توسعه و بهرهوری، بیشتر دنبال این بودند که بیشترین استفاده را از نیروها ببرند. تعادل بین کار و زندگی اساسا وجود نداشت و زندگی برای کار کنار گذاشته میشد. اغلب با فشار برای رسیدگی به سیستمهای معیوب در ساعات ناپایدار مثل نیمهشب بیدارمان میکردند و هیچ وقت فرصت آرامش نبود. کار روی هم تلنبار میشد و فرصت استراحت نداشتیم. از نظر فنی هم شرایط مناسبی برای یادگیری وجود نداشت. اگر هم زمانی برای یادگیری میماند، معمولا مدیران از بهروزرسانیهای جدید استقبال نمیکردند و با عناوینی مانند اینکه این فناوری بیارزش است، مخالفت میکردند و در نهایت مجبور میشدیم با همان روشهای قدیمی پیش برویم. ساعات کاری هم دقیقا از ۹ تا ۶ تعریف شده بود، اما با وجود روال شبانه که گاهی تا ساعات پایانی شب ادامه داشت.
باورم سخته اما خیلی سریع فهمیدم که محیط کار این شرکت به دردسرهایی بیحساب میانداخت. من در حدود پنج ماه با سامانه هوشمند ایجاب همکاری کردم و حالا تجربهم را بازگو میکنم. اول اینکه فردی که به عنوان مسئول منابع انسانی با من مصاحبه کرد و من را استخدام نمود، یک ماه پس از استخدام از شرکت رفت و عجیب این که نام من را هم در سوابق کاریاش ثبت نکرد. دوم اینکه جز دو ماه اول، یعنی مرداد و شهریور نودنه-nine، هیچگاه حقوقها بهموقع پرداخت نشد و در مهر همان سال نفر دوم منابع انسانی هم ناگهان شرکت را ترک کرد. در طول یک هفته هم به طور ناگهانی نفر جدیدی استخدام شد و گفتند که این فرد بعدا مدیر منابع انسانی خواهد بود. سوم اینکه بعد از این اتفاقات فهمیدیم که بیمه تنها برای دو ماه مرداد و شهریور پرداخت شده است. چهارم اینکه در آذرماه وقتی پیگیر حقوق آبان بودیم، میگفتند مدیران هنوز حقوق مهرشان را هم نگرفتهاند. پنجم اینکه از هفته دوم آذر استعفا دادم و کارهای مربوط به پروژهها و صندوقهای سایه را به فرد جدید سپردم، اما هنوز تسویه من انجام نشده بود. ششم اینکه وقتی درباره سفتهها پیگیری میکنم، میگویند میتوانی شش ماه پس از تسویه دریافت کنی و خود تسویه هم انجام نمیشود.
من محیطی دوستانه و در عین حال حرفهای را تجربه کردم که برای کارآموزها با انگیزه یادگیری و ارتقای مهارتها فضای مناسبی فراهم میکند. نکتههای مثبت کار در این شرکت شامل مشارکت دادن افراد در اجرای وظایف اصلی و تشویق به حضور در پروژهها بود که مسیر رشد و پیشرفت را هموار میکرد. یکی از ویژگیهای خوب اینجا، ارائه ساعات کاری شناور بود که امکان برنامهریزی بهتری برای پیگیری سایر فعالیتها میداد. همکاری با همتیمیهای باتجربه و انتقال دانش و تجربهی آنها به طور مستقیم فرصت منحصر به فردی بود که به ویژه برای کسانی که در ابتدای مسیر حرفهایشان هستند، ارزشمند مینماید.
ایدههای من درباره این شرکت خیلی روشن نبود؛ احساس میکردم سازمانی بیثبات و بیساختار است. حقوقی که میدادند پایین بود و فضا برای ارائه ایده یا خلاقیت در کار کمتر دیده میشد؛ وضعیت غالبا خشک و غیرپویا به نظر میرسید. به طور کلی، شاید با یک ماه کار کردن هم بتوان گفت کمترین تعادل را داشت.
من مدت کوتاهی تو کرفس مشغول کار بودم، مصاحبه خیلی سریع پیش رفت و تقریبا چیز زیادی از شرکت و پروژه بهم نگفتن، یه صحبت کوتاه کردیم بعد گفتن بیا. من وسط یک پروژه نسبتا بزرگ وارد شرکت شدم و بیشتر تکنولوژی هایی که استفاده میکردن هم برام جدید بود و طبیعتا نیاز داشتم کسی راهنماییم کنه. متاسفانه چنین چیزی وجود نداشت و یک سری راهنمایی های بسیار غلطی هم وجود داشت در حدی که بعد از یه مدت کار کردن نمیدونستم این رفتارها عمدیه یا غیر عمدی. خودم مطرح کردم که دوست دارم بیام بیرون از شرکت و بهترین تصمیم زندگیم بود چون محیطش به شدت برام غیر قابل تحمل شده بود. بدترین قسمت همکاریمون اما اونجایی بود که خب تصمیم بر این شد که از هم خداحافظی کنیم و مدیر مجموعه حتی زحمت نداد یه صحبت پایانی داشته باشه یا حتی علت رو جویا بشه، البته نه اچ آر و نه کس دیگه اصلا تمایلی نداشتن علت رو جویا بشن و سعی کنن در آینده این خطارو انجام ندن. مدیر عامل بعد از قطع همکاری بلاکمم کرد =)))))) البته خیلی ادعاشون میشه ما خیلی صمیمی هستیم و... پ. ن: من دوست های خوبی تو کرفس دارم و قطعا درباره بچه های کرفس این حرفارو نزدم. از خوبی های شرکتم بخوام بگم خیلی آپدیت هستن و محیط شرکت خیلی خوبه و امکانات خوبی داره.
به نظر من بزرگترین کاستی این شرکت نبود توجه کافی به منابع انسانی است. اگر پروژهها بهاندازهی کافی کارکنان را راضی نکنند، نتیجه مطلوبی به دست نمیآید و در نهایت منجر به از دست دادن نیروها خواهد شد.
در سه ماهی که در بخش مالی کار میکردم، با تجربهای نسبتا چالشبرانگیز روبهرو شدم. ساختار داخلی شرکت ضعیف بود و فضای کار بهطور ناخوشایندی شکل بردگی داشت. ساعات کاری فراتر از حد معمول بود و دلیلش این بود که شرکت وعدهای مثل صبحانه میداد. در کل، توصیه نمیکنم تجربهی کار در اینجا را دنبال کنم.
من در تیمی کار میکنم که همکاران حرفهای و خلاق و مشتاق دارد و فضای کاری دوستانه اما پرانگیزهای ایجاد میکند؛ جایی که با اشتیاق و دلوجان برای پروژهها میسوزم و از وظیفهام سر زخمی نمیخورم. همتیمیهایمان واقعا با هم کارگروهی مطبوعی تشکیل میدهند و مدیریت هم بهطور صریح تلاش میکند تا شرایط کار برای همه راحت باشد و رضایتشان تامین شود. به جزئیات طراحی بازیها با دقت و وسواس نگاه میشود و سطح کیفیت کارها بهطور حرفهای بالا است. این شرکت برای رشد و یادگیری منبع مناسبی است و فرصتهای خوبی برای پیشرفت ارائه میکند.
من از مکان کارم ناامیدم و تصمیم به ترک گرفتم زیرا مدیریت شرکت به شدت ضعف دارد؛ چند مدیر وجود دارند که در تمام جنبهها دخالت میکنند و به همین دلیل فضای کار پر از حاشیه است. اغلب پرسنل مدت زیادی دوام نمیآورند و هر روز نظر مدیران عوض میشود، پس نمیشود دقیقا فهمید چه کار کدی را باید انجام بدهی. حقوق هم به صورت نامنظم پرداخت میشود؛ از دوم تا شانزدهم ماه است و هر زمان مدیر تشخیص بدهد، دو بخش پرداخت میشود: یکی را در بخش اول قرارداد و دیگری را به صورت شفاهی بیان میکنند. با این حال بیمه را انجام میدهند.
به باور من این شرکت بهترین تجربهای بوده که تا حالا درش کار کردم؛ از هر جنبهای جای فوقالعادهای است. از نظر فنی، محیطی عالی برای رشد و پیشرفت محسوب میشود و کار با مجموعهای از همکاران باهوش، خوشاخلاق و آماده کمک بسیار دلنشین است. همچنین جو کار بهطور کلی شاد و دلنشین است.
در این شرکت نظم هنوز به اندازهای که انتظار دارم وجود ندارد و این موضوع روی روند کار و روحیه تیم اثر منفی میگذارد. از تغییر مداوم کارها و جابهجایی نیروها تا خروجهای پیدرپی افراد، همه نشان از کمبود ثبات دارد. نه گفته میشود پاداشی مشخص و معتبر وجود ندارد و حقوق برخی از همکاران با تاخیر پرداخت میشود؛ حتی برخی جدیدها هم هر ماه درگیر این تاخیرها میشوند. بینظمی در استخدام و استعفا خیلی راحت اتفاق میافتد و این شرایط معمولا به همان نتیجه منجر میشود که کارمند تازهکار به انگیزه کافی برای کار کردن دست پیدا نکند و در نهایت تصمیم به ترک کار بگیرد؛ در واقع این بیثباتی مستقیما فشار روانی ایجاد میکند و اعصاب سایر اعضا را هم به هم میریزد. نکتهای که بهتر است در نظر بگیرید: ترکیب شخصیت فرد با فضای کاری و احتمال تغییرات پیچیدگیهای خاص خودش را دارد. با این وجود ممکن است رفتار شرکت در آینده تغییر کند، هرچند این احتمالی است که چندان جدی به نظر نمیرسد. پس اگر به ناچار تصمیم به کار در این شرکت داشتید، حتما قرارداد آزمایشی سه ماهه امضاء کنید چرا که شرکت تمایلی به این کار نشان نمیدهد و با فشارهای مالی کارمند را تا پایان مدت قرارداد نگه میدارد.
من حدود 5 ساله که در آسا مشغول به کار هستم. نظرات بقیه دوستان را خوندم به نظرم یکم زیادی بی انصافی گفتن. آسا فرهنگ بسیار خوبی داره... مدیران ارشد با سواد و دلسوزی داره... برای پرسنل ارزش زیادی قائل هستند و جو بسیار صمیمی داره. قطعا هر شرکتی بی عیب و ایراد نیست آسا هم همینطوره اما این اشکالات انقدر زیاد و غیر چشم پوشی نیست که راجبش این جوری بگیم من کار کردن تو آسا رو به بچه های فنی و دولوپر پیشنهاد می کنم
ضرباهنگ کار همراه با کار دانشجویی خوبه چون همزمان میتونم کار کنم و درآمد نسبتا کم داشته باشم. تخصصی که به درد همه جا بخوره اونطور که انتظار دارم خوب نیست و به این فکر نکنید که با فقط با یادگیری برنامهنویسی میتونید به موفقیت برسید، اما از نظر پژوهشی وضعیت قابل قبول است. حقوقها تفاوت زیادی دارند و بیقاعدهاند. مدیران سطح بالا تصمیمگیرنده اصلی هستند اما خیلی ضعیف عمل میکنند. حقوق پایه برای نیروهای تازهکار کم است و اغلب با شرایط کم و بیش ناخواسته میگذرد.
من حدود دو سال میشه که توی تپسل مشغول به کار هستم. توی این دو سال هیچوقت دچار حاشیه ها نشدم و همیشه سعیم این بوده که کاری که بهم محول میشه رو خوب انجام بدم و حتی بهتر از چیزی که انتظار میره تحویل بدم. بعدها سعی کردم مسئولیت های بیشتری هم بگیرم و سعی کنم تأثیرگزاری بیشتری داشته باشم. ته دلم دوست داشتم و دارم که این تلاش ها دیده بشه و از حق نگذرم، دیده هم شده و همیشه توی مسیر تبلیغات دیجیتال که عاشقش بوده و هستم، توی این مجموعه رشد کردم و بهم پر و بال داده شده. به همین دلیل هر روزی که میام شرکت، برام مثل اعضای خانواده هستن و با حال خوش بیشتری روزم رو به انتها میرسونم. به نظرم هر تجربه کاری، دو طرفه هست و هر کسی که توی مجموعه کار میکنه مسئول احساساتی هست که در تعاملاتش شکل میده. من همچنان هم توی این مجموعه خواهم بود و با تمام توانم برای رشدش تلاش خواهم کرد.
تیم فوق العاده حرفه ای و دوستانه مدیریت رده بالا حمایت کافی از تیمها را دارد و میکرومنیج نمیکند. اچ آر حرفه ای و کارآمد. حقوق و مزایای خوب
استاندارد پایین توسعه نرم افزار از مهمترین اشکالات این شرکت است. تمامی پروژه ها به مرحله قفل رسیده اند ( از ترس خرابی کسی جرات دست زدن به کد رو نداره!) ساختار مدیریتی ناکارآمد (هولوکراسی؟!) که البته به همان هم عمل نمیشود: استاندارد دوگانه در برخورد با افراد، اعمال سلیقه مدیریت ارشد در تصمیمات درون تیمی و .... دیکتاتوری حزبی در لباس دموکراسی. یا به هسته سخت قدرت وارد میشوید( بسیار بعید) یا از استاندارد دوگانه آزار میبینید. اچ آر فاقد تخصص و حاشیه ساز شرکت از عوامل اصلی خروج نیروهای کارآمد و از بین رفتن انگیزه است. فریب شوآف و بردینگ شبکه های اجتماعی را نخورید. این شرکت نه در بعد فنی حرفی برای گفتن دارد و نه فرهنگ سازمانی و کاری قابل دفاعی دارد
من حدودا يكسال هست كه با شركت داده پرداز همكارى ميكنم و كارشناس پشتيبانى شيفت شب هستم. شركت بسيار آروم و منظمى هست. مهم تر اينكه شما به راحتى ميتونين به سرپرست، مدير و حتى مديرعامل شركت دسترسى داشته باشين. يه مدتى من به كرونا مبتلا شدم و مديرعامل شخصا با من تماس داشتن و جوياى احوالم شدن كه اين واقعا برام ارزشمند بود. و اينكه موبايل شخصيشون رو در اختيار من گذاشتن تا اگر مشكلى داشتم مستقيما با خودشون در ارتباط باشم و اين واقعا برام مهم بود كه مديرعامل چنين شركت موفقى تا اين حد به يه كارمند ساده اهميت ميده. از نظر حقوق و مزايا هم شركت داده پرداز در وضعيت بسيار خوبى هست و حقوق شما بدون كمى و كاستى راس هر ماه پرداخت ميشه. اضافه كارى و هرچيزى به صورت دقيق محاسبه ميشه و هرگز به خاطر مسائل مالى با شركت چلنج نخواهيد داشت كه اين واقعا مهمه. موضوع بعدى كه حائز اهميت هست اعتمادى هست كه بين كارمند و كارفرما در جريان هست. شركت داده پرداز از همون روز اول قرارداد ٦ ماهه با من امضا كرد و از روز اول هم بيمه شدم كه دين نشون دهنده ى اينه كه چقدر به كارمندشون اطمينان دارن. اكثر شركتها عموما قرارداد يكماهه و ازمايشى امضا ميكنن تا اگر خوششون اومد بعد از يكماه باهاتون قرارداد طولانى مدت ببندن كه داده پرداز اصلا به اين شكل نيست و اين خيلى خوبه. محيط شركت بسيار ارامش خاصى داره. توى حياط شركت يه كافه ى كوچيك هست كه نسكافه، چاى و قهوه و چيزهاى خوراكى ديگه اى اونجا هست و ميتونين هر زمان احساس خستگى كردين اونجا استراحت كنين. افراد بسيار با سوادى توى شركت هستن و هرشخصى كه مدير و يا سرپرست بخشى هست، واقعا سواد مناسبى نسبت به حوزه ى كاريش داره كه اين بسيار مهمه. يعنى شما هر سوالى از سرپرست مربوطتون بپرسين، يه پاسخ علمى و درخور دريافت ميكنين و هرگز اينطور نيست كه سرپرست يا مدير مربوطه نتونن شما رو كمك و راهنمايى كنن. و در پايان شركت داده پرداز رو شركت بسيار خوبى ميدونم چون با قطب هاى بزرگ اى تى در ايران همكارى داره و من واقعا خوش شانسم كه عضوى از اين شركت هستم. اميدوارم هر روز شاهد موفقيت روز افزون داده پرداز باشم و يه روزى اين شركت تبديل به بهترين شركت نرم افزارى ايران بشه. با سپاس.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.