در حال حاضر به عنوان عضوی از مجموعهای که زیر نظر بیمه مرکزی فعالیت میکند، در توسعه و نگهداری سامانههای بیمه مرکزی نقش دارم و مسئول ارتقای آنها هستم. در کل، محیطی با مدیریت قوی و سطح دانش فنی نسبتا متوسط تجربه میشود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در اولین دیدار با تیم فنی متوجه شدم که پس از قبولیدن مصاحبه، از من آزمون گرفتند و گفتند برای دورهای آزمایشی باید بیایم. طی سه روز دوره آزمایشی، دو هفته کار برایشان انجام دادم اما حقوق را به شکل قابل توجهی کاهش میدادند. در نهایت پس از سه روز اعلام کردند سطح توانایی فنی من از کارآموزان خودشان کمتر است و رفتارهای نامناسبی نشان دادند. این مجموعه ظاهرا دنبال افرادی با شخصیت خاصی بودند. بعد از آن به شرکتی رفتم که حقوق دو برابر میداد و کارکنان با تجربه و با شخصیت داشت که برخیشان تا بیست سال سابقه داشتند. فقط کافیشاپ زیبایی که آنجا بود، برایم یادگاری شد. این تجربه تقریبا دو سال قبل برای من اتفاق افتاده است.
به دلیل نبود ویژن مشخص و مدیریت نامناسب از همان ابتدای کار، من با وجود نقدهای فراوان تا شش سال در این شرکت ماندم. با تکیه بر توان فنیام و کار تیم دو نفرهام تصمیم گرفتم با توسعه سیستمهای پشتیبان به بازار عرضه کنیم و از دانش و قابلیتهایمان دفاع کنیم تا فرهنگ تیمی را تقویت کنیم. اما از همان ابتدا روشن بود که شرکت هدف یا مسیر درستی ندارد و مدتی بعد به جای حمایت از تیم توسعه ERP، منابع را به ایدهای دیگر اختصاص دادند و تیم توسعه و پیادهسازی را به حال خود رها کردند. وضعیتهایی تأسفبار در شرکت به چشم میخورد که به وضوح از کمبود مسئولیت راهبردی برای تیمها حکایت داشتند: زمانی که درآمد نبود، هیچ پذیرفتهشدهای برای پاسخگویی وجود نداشت و مسئولیتهای مشخصی پذیرفته نمیشدند. اخراجهای ناگهانی نیز رخ میداد و به نظر میرسید که بعضی از مدیران استقرار و تولید از دانش فنی لازم در حوزه دیتابیس و ERP بیبهره بودند. همچنین اختلاف در پرداختها وجود داشت و تسویهحساب با کارکنان به شکل لجوجانه صورت میگرفت. قراردادها هم امنیت چندانی ندارند؛ مبلغ قرارداد ده تومان بود و هر ماه قرارداد تمدید میشد که این شرایط، امنیت شغلی را برای تیمی که به آینده خود اطمینان ندارد، به شکل قابل توجهی پایین میآورد.
این شرکت را به عنوان محل کار به هیچ وجه پیشنهاد نمیکنم، هرچند برای افراد تازهکار و دنبال تجربهآموزی ممکن است گزینهای باشد که بتوان در آن تجربه کسب کرد. ورود و خروج کارمندها در اینجا به شدت تحت کنترل است و اگر دیر برسید، محاسبه کارکرد شما با کسر و ضربی سنگین انجام میشود. اضافهکاری هم تنها در صورت تأیید چند نفر محاسبه میشود و اگر از نظر مدیران محصول تأیید نشود، حتی اگر کار را انجام داده باشید، زمان شما به هدر رفته است. فضای روابط در شرکت بهشدت خشک است و ترس از مدیرعامل سابق همچنان وجود دارد؛ فقط افرادی که چاپلوسی میکنند به توجه مدیران رسیدهاند و باقی کارکنان بهعنوان کارگران صرف شناخته میشوند که یا تجربه کافی ندارند یا ارشد بودن را حق خود نمیدانند. با وجود تغییر مدیرعامل، هنوز فرهنگ مدیریتی تغییر نکرده و حضور مدیرعامل سابق در محیط شرکت ادامه دارد. پروژهها اغلب بهصورت اضطراری و بدون برنامهریزی دقیق انجام میشوند و ممکن است برای انجام کار مجبور شوید شبانهروز بمانید تا با فشار کمتر و با مدیریت بهتری نتیجه بگیرید، اما اگر کار خوب پیش برود، تشکری خشک و بیروحی دریافت میشود و در صورت بروز مشکل، توهینها شدت میگیرد. تمامی فعالیتها با دوربین زیر نظر است و معیار اینکه میگویند دارید کار میکنید، این است که پشت میز دیده شوید؛ این رویکرد ناشی از تفکر مدیران قبلی است که تصور میکنند همه قصد تقلب دارند و از زیر کار زدن. در چند ماه اخیر اکثر همکاران، چه جدید باشند و چه کهنهکار، از شرکت رفتند و استعفا دادند. نکته مهم این است که اکثر کسانی که شرکت را ترک کردهاند، به شرکتهای بزرگی مانند DigiPay، Snapp و غیره پیوستهاند؛ این نشان میدهد سیاست نگهداشت نیروهای باکیفیت در شرکت خیلی جدی نیست و عمدتا حقوق پایین باقی میماند. افزایش حقوق تنها با تمدید قرارداد اتفاق میافتد و حداکثر تا بیست درصد، در حالی که هزینههای زندگی چند برابر شده است. در صورت نیاز به افزایش حقوق، مذاکرات طولانی میشود و ۱۰۰ تومان به ۱۰۰ تومان اضافه میشود تا به خواستهها برسند. هیچ پاداش یا مزایای جانبی مشخصی وجود ندارد و تنها مزیت ماهانه، حقوق ماهانه بهعلاوه عیدی است. بیمه هم در حداقلها است و اگر به هر دلیلی بخواهند با شما قطع همکاری کنند، ناچار میکنند برگه استعفا امضا کنید تا بعدا نتوانید کاری کنید. در همان ابتدا نیز از شما امضا میگیرند که تمامی حقوق و مزایا دریافت شدهاند، در حالی که چنین کاری معمولا انجام نمیشود و حقوق ماه آخر نیز به تعویق میافتد یا نگه داشته میشود. امید دارم با مدیریت جدید تا حدودی این شرایط تغییر کند، هرچند تا حالا تغییراتی هم صورت گرفته است. قبلا برای دریافت حقوق به اندازهای معادل حقوق یک سالمون به صورت سفته سفید امضا میدادیم؛ اکنون تا حدودی بهتر شده است. من ورود به اینجا را به افراد حرفهای پیشنهاد نمیکنم، اما برای کسانی که تجربه کمی دارند و بهدنبال کارآموزی هستند، به نظر میرسد حامی سیستم نسبتا گزینهی بهتری در میان شرکتهای ایرانی باشد.
شرکت نوآوران شریف تجربهای کاری دلچسب اما پر از عدم قطعیت داشت. مدیران مجموعه به نظر نمیرسیدند چشمانداز روشن و مشخصی برای آینده ارائه بدهند؛ گاهی به نظر میرسید برای سهماه آینده نقشهای کاملا متفاوت وجود دارد. با این حال فضای کار دوستانه بود و حقوق نسبت به بقیه شرکتها منظم و به موقع پرداخت میشد. از سوی دیگر، کار از راه دور همراه با تأخیرهای مکرر بود که گاهی واقعا آزاردهنده میشد.
برای مدت کوتاهی در های مارت کار میکردم و وضع تیم توسعه خیلی آشفته و بینظم بود؛ هر روز با حجم کار بالا و عدم برنامهریزی روبهرو میشدم. مدیر محصول در کار کدنویسی دخالت میکرد و گاه به من میگفت چگونه باید کد بنویسم. شرایط استخدامی شامل سفتهای برابر با پنجاه میلیون به اضافه ضمانت معتبر بود چون این شرکت زیرمجموعهای از یک هولدینگ به نام بوکا محسوب میشد. در پرداختها هم تاخیر زیادی وجود داشت و چون مدت همکاریام محدود بود، با توافقی که داشتیم چیزی دریافت نکردم و دیگر جوابی نگرفتم. در کل، به هیچکس توصیه نمیکنم برای کار به این شرکت فکر کند.
در واحد پشتیبانی سایت، من به همراه تیم مسئولیت مدیریت و نگهداری سایت را بر عهده دارم. تیم ما شامل رایان، طراح و گرافیست و همچنین تولیدکننده محتوا میشود. این مجموعه به طور کامل در اختیار ماست و ما مسئولیت کلزحی از کارهای مربوط به حضور آنلاین را بر عهده داریم.
در آغاز راهی بودم که هم از نظر فنی و هم از منظر رشد شخصی به من فرصت میداد تا پیشرفت کنم. کار به عنوان برنامه نویس وب در شرکت حساب رایان، تجربهای یکی از چالشبرانگیزترین و در عین حال سازندهترین دورهها برای من بود. من با محیطی رو به جلو و پر از انگیزه روبهرو شدم که هر روز فرصتی برای یادگیری بیشتر فراهم میکرد. through این مدت احساس کردم که هم تواناییهای فنیام رشد میکند و هم در مهارتهای ارتباطی و کار تیمی سطح بالاتری به دست میآورم. این تجربه برای من بهعنوان یک سکوی پرتابی عمل کرد که با نگاه به آینده، به مسیر حرفهایام جهت میبخشد.
فرایند حقوق و دستمزد من بهموقع پرداخت میشود و بین همکاران احترام متقابل وجود دارد، اما نقاط ضعف زیادی هم دیده میشود. از نظر من هیچ فرصت مشخصی برای ارتقای شغلی وجود ندارد و زمینهای برای یادگیری فراهم نیست. عیدی و سنوات به میزان لازم پرداخت نمیشود و زمان استراحت نهار و نماز از ساعات کاری کسر میشود. احساس میکنم کارکنان برای مدیریت شرکت اهمیت کمتری دارند و حقوق و مزایای پایین، جو خشک حاکم و قوانین نسبتا سخت و گاهی غیرمنطقی به لحاظ اداری، از فشارهای اصلی کار هستند.
دو سال تجربه کاربری من در این شرکت را میتوانم چنین توصیف کنم: محیطی که به آموزش و رشد فردی و آیندهی شغلی کارکنان توجه چندانی ندارد و بیشتر در جهت منافع کوتاهمدت مدیران حرکت میکند. از نظر من امنیت شغلی پایین است و فرصتهای پیشرفت علمی و مالی چندان فراهم نمیشود. بهطور کلی در اینجا ضعفهایی از نظر مدیریت و جهتدهی به کارکنان حس میکنم که بر انگیزه و چشمانداز شغلیم اثر منفی میگذارد.
برای مدت پنج ماه به طور تماموقت با این شرکت همکاری داشتم و به دلیل پیش آمدن مشغلهای، مجبور شدم همکاری را کاهش دهم. با ده سال سابقه کار در شرکتهای مختلف، میتوانم بگویم یکی از بهترین جاهایی بوده که تا به حال کار کردهام، دلیلش داشتن منابع انسانی فوقالعاده باهوش و دغدغهمند است؛ هیچ چیزی از نظرشان پنهان نمیشود. دورهای دو هفتهای برای کار فورس وجود داشت که با وجود نبود اجباری بودنش، برخی از همکاران از جمله من داوطلب شبها بیدار میماندیم و کار میکردیم، و پس از یک ماه بابت قدردانی ۴ میلیون به حسابمان واریز شد و توضیح دادند که هرچند جبران زحمات شما کامل نیست، اما قدردانی در حد توان شرکت انجام شد. محیط شرکت خیلی دوستانه است و فرایند مصاحبه به صورت اسکایپی انجام میشد. از فروردین تا همین یکی دو ماه پیش، کار به صورت کامل از راه دور بود. هر سه ماه امکان درخواست افزایش حقوق وجود دارد و با بررسی عملکرد، حقوق را افزایش میدهند؛ من هم درخواست دادم و این افزایش برای من اعمال شد. نقطه ضعف واحدی که به آن اشاره میکنم این است که به دلیل فشارهای مدیریتی، برخی جلسات در روزهای تعطیل مانند جمعهها برگزار میشد و ممکن است تا شش ساعت طول بکشد؛ هرچند قول دادهاند که این روند را اصلاح کنند. در کل در این شرکت به انسان احترام میگذارند و قدر کاری که انجام میدهی را میدانند.
موقعیت من به عنوان برنامهنویس بکاند در دیجی پی بود، شرکتی که زیر مجموعهای از دیجی کالا محسوب میشود. فضای کار با مشکلات مدیریتی جدی و روابط داخلی ناسالم همراه بود، برخلاف تصویری که در روز اول از سوی HR ارائه میشود و به نظر دوستانه میآمد. وجود اختلافات داخلی زیاد است و اکثر همکاران ظرف کمتر از یک سال از شرکت جدا میشوند. حقوق اغلب بهجای بالا بودن فشار کار، با ساعات کار سنگین و نبود روزهای تعطیل توجیه میشود؛ اضافهکاری در ماه به طور معمول محاسبه نمیشود، اما من به طور معمول حدود هشتاد ساعت اضافه کار انجام میدادم. نزدیک به شرکت، پستی از همسر مدیرعامل در تیمهای توسعه وجود دارد و به نوعی دخالت میکند که مخالفت با ایشان در کار تبعاتی به دنبال دارد. بنابراین اگر به خاطر نام دیجی کالا قصد همکاری دارید، به هیچ وجه این کار را نباید انجام دهید. از نظر تکنولوژیک، تیم تا حد زیادی بهروز است. پلتفرم بر پایه جاوا ساخته شده و از معماری میکروسرویس استفاده میکند.
روزهای اولش همه چیز روال عادی و قانونی به نظر میرسید، اما به تدریج فهمیدم که شرایط شرکت به شکل غیرواقعی و سختی اداره میشود. در اینجا خیلی از وعدهها با واقعیت همخوانی ندارد و فضا به سمت عرفی کار استثماری میرود. نخستین نکته این بود که از همان ابتدا گفتند تمام کارها قانونی است و نیازی به کار اضافی نیست، اما در عمل دیدم تعهدات پنهانی و فشارهای غیرقانونی وجود دارد. از کارفرما خواسته میشود سفتههای زیادی بدهی بدون رسید و بدون وجود نسخهای از قرارداد، و این سفتهها به شکل شروطی نامشخص در قرارداد ذکر نمیشوند. همچنین حقوق به جای پرداخت دقیق، با تاخیر ۱۵ تا ۲۰ روزه و به شکل نامنظم پرداخت میشود. شرکت به شدت محدودکننده است و خروج از شرکت به شکل مستقیم یا با محدودیتهای قانونی محدود شده است. نگهبانان به نام افراد شناخته میشوند و در پی آن ممکن است با جریمه مواجه شوید. حضور مداوم دوربین و میکروفن در همه جا وجود دارد و هر گونه رفت و آمد بدون هماهنگی یا صحبت با همکاران، تذکر و جریمه را به همراه دارد. تاخیرهای صبحگاهی هم به جای توجه کارمندان، با کسر سه برابر از حقوق اعمال میشود. این تجربیات من از محیط کار بود و به همین دلیل تصمیم به استعفا گرفتم. حالا دو تا سه ماه از ایشان میگذرد و همچنان خبری از حقوق و سنوات تعلقگرفته نیست.
دورانی که در این شرکت کار میکردم با محور وعدههای بیسرانجام آشنا شدم؛ در همان روزهای ابتدایی فهمیدم که اغلب قولهایی که میدهند عملی نمیشود. وقتی قرارداد میخستی یا در حال مذاکره بودی، تعهدات مشخصی بابت بیمه، سنوات یا شرایط قرارداد وجود ندارد و پرداخت حقوق هم به موقع نیست. این روند باعث میشود بهراحتی جذب نیرو کنند اما حقوق و مزایای پایه را به افراد نمیدهند و در صورت اعتراض، موقعیت شغلیشان را تهدید میکنند و احتمال اخراج بالا است. خوشبختانه با توجه به تجربهام زود متوجه این سیاستها شدم و طی یک ماه تصمیم گرفتم از آنجا جدا شوم تا خسارت کمتری متوجهام بشود.
کار کردن در این شرکت و نحوه تعامل با مدیران آن واقعا سخت و غیره ممکن است. من سالها جاهای مختلف در شغلهای مختلف با همه جور آدمهای کار کرده بودم، خوب و بد. اما واقعا تحمل کردن اینجا حتی برا چند ماه هم غیره ممکنه. هیچ نظم و برنامه ای وجود نداره همه هم ناراضی. خسته شدم
در آغاز از محیطی میگویم که برای من تجربهای متفاوت بود و در آن به نکات مثبت و منفی زیادی برخوردم. گروه همفکران از نظر من مشکلات مدیریتی چشمگیری دارد؛ تصمیمها اغلب احساساتی و لحظهایاند، پروژههای فراوان بدون برنامهریزی مشخص پیدرپی پیش میروند و فشار کاری بالا است، اما هیچپلن مشخصی برای مدیریت این فشار وجود ندارد. این شرکت پتانسیل بالقوه و پروژههای خوبی دارد، اما از آنجا که شیوههای قدیمی مدیریت و تولید همچنان غالباند، تمایلی برای تغییر دیده نمیشود و این موضوع را خیلی حس میکردم. به نظر میرسد که هیچکس تمایل به بازنگری و بهبود شیوهها ندارد و این چیزی است که خیلی ناراحتکننده است. تعداد بیشتری از همکاران قدیمی تنها به انجام کار خود میپردازند و روی مسائل و تاخیرها دیگران را مقصر میدانند؛ با این وجود نبودن صدای یکپارچه برای ریشهیابی مشکلات، کار را دشوار میکند. در کنار اینها، تعدادی از مدیران و همکاران بودند که رفاقت و حمایت واقعی داشتند و هنوز هم با آنها در ارتباطم. در عین حال محیط برای برنامهنویسان از جنبه یادگیری و پیشرفت حرفهای مطلوب است، به دلیل تنوع کارهای قابل انجام و فرصتهای یادگیری بالا. حقوق به موقع پرداخت میشود و فرآیند تسویه مالی نسبتا سریع انجام میگیرد، هرچند قرارداد موقع امضاء با سفتهای دو برابر پنجاه میلیون روبهرو میشد که من به دلیل عدم امضای قرارداد این سفته را ارائه نکردم، و پس از آن چنین سفتهای مطرح نشد.
مدت هفت سال است که در این شرکت مشغول به کارم. امنافزار گستر شریف، شرکتی که قدمتی تاریخی دارد و از سال هشتاد تاسیس شده است، تا به حال محصولات بومی باکیفیتی را وارد بازار کرده و همچنان در این حوزه پیشرو و معتبر به حساب میآید. این شرکت به دلیل همکاری با همراه اول از پایداری مالی خوبی برخوردار است و مدیران توانمندی دارد و همچنان دارد. طی سالها، مدیران و کارشناسان زیادی را به بخشهای دولتی و خصوصی کشور معرفی کرده و امیدوارم در آینده هم چنین خروجیهایی ادامه یابد. امیدوارم در مسیر رشد ایران اسلامی گامهای بیشتری برداریم.
شرکت پیتام را تجربه کردم و قصد دارم با صدای خودم از آن بگویم. فضای کار به نظر من پر از فشار و بیاحترامی بود؛ قوانین کار به هیچ وجه رعایت نمیشد و با کارکنان همچون برده رفتار میشدند. در ابتدا دو ماه اول را بهعنوان دوره آزمایشی گذراندم. در میانه ماه دوم، از نظر روحی و شخصی خیلی تحت فشار قرار گرفتم و به مدیر مربوطه گفتم تا پایان ماه دوم قرارداد آموزشیام تمام میشود و از شرکت جدا میشوم، اما او گفت یا همین حالا استعفا بده یا بعد از ماه دوم هم نمیتوانی شرکت را ترک کنی، با وجود اینکه قرارداد من فقط تا پایان ماه دوم بود. من بدون اطلاع از چرایی به توافق رسیدم. حقوقها معمولا در بیست و پنجم هر ماه پرداخت میشدند. اما پس از پایان کار من، بیست و پنجم همان ماه هم هیچ واریزی انجام نشد. منابع انسانی گفتند که تا سه ماه آینده حقوق را میدهیم چون من شرکت را ترک کردهام و دیگر در مجموعه نیستم. نکته این است که من فقط یک ماه و نیم در آنجا کار کرده بودم و انتظار داشتم حقوق و سنوات مطابق قرارداد پرداخت شود، اما با تاخیرهای زیادی مواجه شدم. محیط کار بسیار مسموم به نظر میرسید و حقوق هم پایین بود. رفتار با کارکنان به شکل قابل توجهی غیرعادلانه و بهمنظور کنترل بود. قبل از این تجربه، در کال سنترهای شرکتهای دیگر کار میکردم و این تجربه یکی از بدترینها بود که تا به حال دیده بودم.
من حدود 4 سال هست که توی شیپور کار میکنم. از روز اول چیزی که واسم جالب بود این حس رفاقت توی شرکت بود که هیچکس کس دیگه ای رو از بالا نگاه نمیکرد. محیط کاری و جو دوستانه شیپور من رو هیچ وقت از کارم خسته نکرده و بودن توی شیپور رو با هیچ جای دیگه عوض نمیکنم.
شرکت رهنما را همين طور كه به نظر میرسيدند، نمیشود از آنها انتظار خاصی داشت. اولين چیزی که میگفتم این بود که نامشان بیشتر از هر چیز به چشم میخورد و از همان ابتدای کار همه میفهمیدند که دورهی حضورشان کوتاه است و اکثر افراد به سرعت جدا میشوند. نقطه ضعفشان پرداخت حقوق است؛ به لحاظ نظم و ثبات مالي دچار بینظمیاند، طوری که هر ماه نمیشود تشخیص داد چه زمانی و به چه مقدار پول میرسد و هرکس به دیگری ارجاع میدهد تا پاسخی مناسب بگیرد. برای تسویه حساب باید منتظر باشند تا خبری از سمت آنها برسد. ظاهر شرکت ظاهرا مرتب و حرفهای است، اما در عمل ارزشی برای کارکنان قائل نیستند و تلاشی برای نگهداشتن نیروها نمیکنند. با استخدامهای سریع، به سرعت نیروها را جذب میکنند و سپس همان طور که آمدند، میروند. احساس نمیکردی مدیر مشخصی وجود دارد و منابع انسانی هم فقط نامی است و کارایی و اطلاعی از وضعیتها ندارد. شرکت به شدت پر از حاشیه است و به نظر میرسد مدیریت واحدی برای سازمان وجود ندارد. در مجموع با این ترکیب، نتیجهگیری من این است که با وجود ظاهر آراسته، فضای کاری مناسبی برای کارمندان نیست و بهتر است گول اسمشان را نخورید.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.