سلام من سه سال توی شرکت هیوا مشاورتحصیلی بودم.دانشجوئم بودم و قطعا برای کلاس ها و امتحاناتم مرخصی میخواستم که خیلی خوب باهام همراهی کردن من توی این مدت هم درس خوندم و هم کار کردم و درامد داشتم.اینکه یه کاری سخت باشه یا آسون برای هر فردی متفاوته به نظر من شغل جذابی بود و من باهاش ارتباط گرفتم.همکاران محترمی داشتم که همیشه حتی وقتی کارم رو کامل یاد نگرفته بودم با دل و جون راهنماییم میکردن.خط قرمز شرکت هم بی احترامی به مشترک و اتلاف وقت بوده و قطعا هست.از همینجا ممنون از تیم بزرگ و دوست داشتنی هیوا
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
آسا هر واحدش به یه شکل مدیریت میشه و من تجربه خودم از واحد خودم رو میگم و توی بقیه واحدها در جریان نیستم چه اتفاقی داره میفته. آسا برای دوران بازنشستگی جای خوبی محسوب میشه. فشار کار کمه و اکثر نیروها دارن میخورن میخوابن. تا الان نزدیک ۶۰۰ نفر نیرو داره که شاید کارش با ۱۰۰ نفر هم جمع بشه. در سطح تیمها هم میبینی یهو یه تیم ۸ تا نیرو داره ولی اکثر نیروهاشون از بیکاری کلافه شدن. شما تسکت نرسه میره اسپرینت بعدی و بعدی و به همین منوال و برای همین حس میکنی اصلا کارت هیچ اهمیتی نداره. پر از مدیرهای میانی کوتوله هست که تیم لیدها رو هم بر اساس روابط و چرب زبونی انتخاب کردن. به همین منوال حقوقاشون هم بیشتره. یعنی شما تلاش کنی و دانش فنیت بالا باشه شاید واقعا تو حقوقت تاثیری نذاره ولی سوگلی مدیرت باشی خوب پیشرفت میکنی. پر از روابط فامیلی زن/شوهر و خواهر/برادر و دوس دختر/دوس پسر و همشهری هست که بعضا میبینی طرف به فامیلش تو واحد خودش یا پوزیشن داده یا حقوق بالا داده. فرد مورد علاقشون نباشی به راحتی زیرابت رو میزنن و دیگه دوران پیشرفتت توی اون شرکت به سر میاد و یه روند خطی رو طی خواهی کرد. هیچوقت اخراجت نمیکنن ولی تبدیلت میکنن به یه نیروی معمولی که هیچ اختیاراتی نداره و صرفا باید حرف گوش کن باشه. مدیرهای واحدها معمولا خبر ندارن در سطوح پایینتر داره چه اتفاقاتی میفته و همه چیز رو به مدیران پایینتر خودشون واگذار کردن که اونا هم صرفا یا به خاطر قدیمی بودن مدیر شدن یا روابط. کاملا هم بهشون اعتماد دارن و شما هر چقدر بری بهشون بازخورد بدی که فلان مدیر داره چه گندی میزنه هیچ اتفاقی نمیفته و شما میشید آدم بده. همش دم از مهم بودن سافت اسکیل میزنن ولی خود تیم لیدها بیسیک ترین سافت اسکیل ها رو هم ندارن. اون تیم لیدهایی هم که با وجدان کار میکنن و کارشون خوبه بهشون هیچ توجهی نمیشه. واحد hr و روانشناسی هم دارن که بعضا حتی نیروها اسم اینا رو هم نمیدونن بس که فاصله زیاده. واسه خودشون برنامه ها و پادکست ها و ایونت های مختلف برگزار میکنن در حالی که خبر ندارن این خانه از پایبست ویران است. کلا آسا برای یک یک و نیم سال جای بدی محسوب نمیشه مخصوصا اگر جونیور باشی. مزایای جانبیش بد نیست ولی خیلی مهمه که توی چه تیمی و با چه مدیری کار کنی که حالت خوب باشه یا نباشه. اگر توی قسمت های سمی آسا بیفتی دیگه سر کار رفتن برای میشه عذاب.
سلام دوستان داشتم این سایت را می دیدم که اتفاقی دیدم که شرکت تایگر هم در این سایت هست و نظرات را خوندم و دیدم خیلی بی انسافانه و از روی حرس نوشته شده تصمیم گرفتم نظر خودم را بنویسم من خودم تو این شرکت حدودد ۶ ماه کار می کردم در شرکت با من بسیار محترمانه و خوب برخورد شد بسیار جهت رشد کارم و فروش با من صحبت می شد و راه کار ارائه می شد و البته تشویق هم میشدم من اولین بار بود که کار فروش انجام میدادم و تمام رشدم را ددر این کار مددیون این مجموعه هستم و اعتماد به نفس خوبی پیدا کردم البته مدیر مجموعه هم من را واقعا خوب حمایت کرد ولی متاسفانه دچار مریضی شدم که نتوانستم حدود دو هفته در شرکت حضور داشته باشم من با اینکه قرارداد ۲ ساله داشتم زمانی که از مدیر عامل خواستم که به دلیل شرایطم با استفای من موافقت کنند ایشان قبول کردند و به من گفتند کارت را به شخص دیگه تحویل بده و برو و با من تسویه کردند من زمانی که به مجموعه آمدم تجربه کار در سطح این شرکت را نداشتم و در این مجموعه خیلی چیزها یاد گرفتم و اگر بتونم حتما مجدد با این شرکت همکاری خواهم کرد به همین خاطر وظیفه خودم دیدم تجربه خودم را بنویسم البته امیدوارم مورد توهین دیگران قرار نگیرم چون من هم تجربه خودم را ذکر کردم
سلام نمیدونم چیزایی که خوندم رو باور کنم یا نه ولی برای استخدام توی این شرکت رفتم که بعد از پر کردن فرم ها کمی معطل شدم، برای پوزیشن دات نت بودم، مصاحبه خوبی بود طرف هم مشخص بود سر در میاره و سوالات درستی هم ازم کرد. با اینکه نزدیک به 8 سال سابقه کار رو دارم ولی از لحاظ فنی تونستم حداقل 80% رو جواب بدم. امیدوارم استخدام بشم فضاش هم که من 10 دقیقه ایی منتظر موندم ساکت بود.
درک میکنم که از چشمانداز منبع خبر میرسد، اما این مجموعه فقط با حضور مدیران میانی از سازمانهای دیگر و معاونان مامور به خدمت میتواند دوام بیاورد. به اعتقاد من، اکنون دغدغهام این است که به جای هر چیز دیگر، زمان ورود آرایشگر به سازمان و حضور در اتاق تلویزیون مدیر ICT کوچکتر است و بیسواد واقعی به نظر میرسد. نه تنها او، بلکه اکثر مدیران میانی این مجموعه نیز چنین نگرشی دارند. واقعا شاید بتوان گفت سطح سواد قابل قبولی را فقط در معاونینی میبینم که از سازمانهای دیگر به عنوان مامور به خدمت آمدهاند، و همين افراد باعث ماندگاری این سازمان تا کنون شدهاند. واحد پایش اما بهخاطر بیهدف بودن و بیاستفاده بودن، یکی از شاخصترین واحدهاست که منافع داخلی را پایمال میکند و تنها باعث تفرقه و دعوا میشود، بهخصوص با وجود مدیرش و خانومی که نیرو دارد.
باورم نمیکنم اینجا چقدر بیثباتی و آشفتگی حاکم است، اما همچنان در آنجا حضور دارم و همانجا میمانم. من به طور کامل مدیر مدنظر را میشناسم و با وضعیت فعلی سازمان از نزدیک آشنا هستم. اکنون تنها دغدغهام بر سر زمان رسیدن آرایشگر به سازمان و اتاق تلویزیونیاش است که از مدیر فناوری اطلاعات کمسواد کوچکتر است و به واقع بیثباتی و بیکفایتی او را میبینم. نه فقط ایشان، بلکه اغلب مدیران میانی این مجموعه هم چنین وضعیت قابل قبولی ندارند و شاید بتوان گفت این مجموعه بیشتر با وجود معاونانی که از سازمانهای دیگر به اختیار مأمور شدهاند، تا حدودی پایداری دارد. همین افراد هستند که تا الان ثبات مجموعه را حفظ کردهاند. در حقیقت وحدة پایش یکی از بیخودترین و بیاستفادهترین بخشهای صندوق است؛ جایی که به جای همگرایی، به دلیل وجود اختلاف نظرها و درگیریها بر سر مدیرش و نیروی تحت امرش موجب تفرقه شده است و ادامه کار با این وضعیت دشوار است.
برای مدت نه ماه در اونجا کار میکردم. سه ماه اول به دلیل اینکه بهعنوان کارآموز لیبل خورده بودم، حقوقم دقیقا برابر با حداقل حقوق اداره کار بود؛ اما هر روز تا ساعت هفت شب میماندم و کار میکردم چون در اون سازمان مفهوم آموزشی یا انتقال دانش وجود نداشت. بعد از سه ماه تازه تصمیم گرفتند حقوقم را دو میلیون بیشتر کنند، هرچند این اضافهحقوق هم با کسر بیمه و مالیات محاسبه میشد و در نهایت دستمزد به چیزی کمتر از انتظارم تبدیل میشد. در طول دوره، از جانب برخی از همکاران و بهخصوص بعضی از خانمها برخوردهای تذکرآمیز وbaiting درباره حجابی شنیدم که عموما توهین یا کنایهآمیز بود، و حراست هم هیچ دخالتی نکرد. در میان همکاران شوخیهایی با برخی از رفتارهای شخصی انجام میشد که من را آزار میدادند؛ برای مثال درباره استیکر زدن به مانیتور تا جلب توجه یا کنترل رفتارها مقداری فشار زده میشد. بهطور کل فضای آنجا به گونهای بود که به جای حمایت و آموزش، بیشتر به مرور فشار روانی وبیاعتمادگی منجر میشد و تصمیم گرفتم با وجود سنواتی که مانده بودم، مسیر تجربه و محیط کار را تغییر دهم.
این کامنت های مثبت تعجب برانگیزه و مطمئنا از سمت خودشونه شک نکنید خدا قوت پهلوانان😂 🙌🏻من هنوز بعد از مدت ها نتونستم تروماهایی که تو این شرکت تجربه کردم رو کامل فراموش کنم. خوردن حق الناس و کش دادن مکالمه از قصددر حالی که میدونیم مشکل حل نمیشه یا سریع حل میشه که همیشه استرس و عذاب وجدان داشتم و اتلاف وقت و هزینه مشتری /تشویق سرپرست به طولانی کردن مکالمه و جریمه های مالی/سرپرست های بسیار عصبی و پرخاشگر /اموزش ناقص و گاها اشتباه به کارمندان/ نداشتن تایم استراحت و ناهار که کلا یه ربع ناهار و استراحت اونم پشت میز / فشار کاری بالا تقریبا از وقتی میرید تا عصرش باید صحبت کنیداونم نه صحبت عادی کلی سناریو که طرف رو پشت خط نگه دارید/قرادادهای من دراوردی که طبق وزارت کار نیست حتما بخونید قبل استخدام چون بعدش دستتون به جایی بند نیست/ تهدید برای به اجرا گذاشتن سفته تا رضایت ندن به رفتنتون از شرکت به این راحتیا نمیتونین بیایین بیرون و گاها لجبازی های شدیددد و تهدید سر این موضوع که سفته تون رو به اجرا میذاریم و طبق اطلاعاتی که جمع کردم این کار به دفعات انجام شده / عدم تایید مرخصی در اغلب موارد حتی واسه چند ساعت پدرتون درمیاد مرخصی بگیرید اصلا نگم براتون اگه بدن هم با کلی منت / بیمه سه ماه اول رد نکردن تازه موقع رفتن سنوات هم نمیدن و از اینور اونور پول میزنن.
شب رکورد دارشده به من گفت که دیگه نمیتونم اونجا بمونم؛ من هم به خاطر پایان قرارداد، چشمانتظاری برای خروج دارم و امیدوارم وقتی از اونجا بیرون بیام، با شنیده شدن نظراتی که این مدت دیدم، رو بهرو بشم. از سه ماه باقی مونده تا پایان قرارداد باید اعلام کنم که قصد تمدید ندارم و قبل از موعد هم بخوام برم، هیچ سنواتی به من تعلق نمیگیره. فضای اونجا بهقول بعضیها آرامبخش نیست و خیلی تنگ و تحمیلیه، اما خوشبختانه همکاران خوبی هم وجود دارن و وجود اونها کمک میکنه تا تحمل کنم.
متاسفانه بزرگترین مشکل شرکت مدیریت کردن منابع انسانی و نبود ادم کاربلد برای واحد نیروی انسانی هستش. مسول نیروی انسانی از موقعی که توی شرکت حضور داشتن قریب به چندسال و اندی میگذره ولی دریغ از یک نواوری و یه ایده جدید و نو ...
تنها کافیست که کلیپهای سخنرانی برادر مدیرعامل رو در فضای مجازی ببینید در همه جا مدام برای پرسنل ذکر میکنند که ما به هیچ شخصی متکی نیستیم و سیستممون رو طوری چیدیم که با رفتن هر شخص از شرکت ما هیچ آسیبی نمیبینم این رو مدام برای پرسنلشون زمزمه میکنند یاد دوران گروه های مریم رجبی و منافقین می افتم که مغز پرسنلشون رو شستشو میدادن اینها اصلا به فکر رشد و بالندگی نیستند و افتخارشون اینه که راحت پرسنل رو اخراج کنند بدون هیچ آسیبی برای خودشون یعنی انقدر از لحاظ دانش مدیریتی روز عقب هستند که این طرز فکر رو نسبت به نیروی انسانی دارند که به هیچ شخصی متکی نیستند
هیچ مدیر میانی در آروا نبوده که با احترام از آنجا خارج شده باشد این یک دروغ محض هست که منابع انسانی آروا جهت حفظ آبرو اینجا نوشتند چرا بعضی ها هستن که دانش خیلی ضعیفی دارند و کارشون این هست که فقط از برادر مدیرعامل حمایت های چاپلوسانه کنند آنها در آروا رشد غیر دانشی میکند و گرنه واقعا خنده داره چون تنها چیزی که در این شرکت معنی ندارد رشد هست
در آغاز مسیر کاریام با افتخار به گروهی پیوستهام که به نام پژوهش نوین رایانه شناخته میشود. این مجموعه، یک شرکت دانشبنیان فعال در زمینه فناوری اطلاعات و ارتباطات است که در شهر تهران حضور دارد. از سال ۱۳۸۷، با هدف کارکرد در حوزههای فناوری اطلاعات، ارتباطات و الکترونیک و با همراهی کارشناسان زبده و باتجربه، فعالیت خود را آغاز کردیم و اکنون به عنوان یکی از موسسات قانونی در این حوزه مطرح هستیم.
در شرکت رایورز در چند ماهی که کار کردم، ارتباط با همتیمیها و مدیران اصلا رضایتبخش نبود. فضای کاری طوری بود که انگار من جای کسی را میخواهم بگیرم و با وجود این که تجربه بیشتری داشتم، کمتر به توانمندیهای فنی من توجه میشد. حقوق و مزایا هم از نظر دوستان مشابه بود؛ حقوق ثابت نسبتا کم بود و پاداش و امتیازهای بهرهوری هم بعد از اضافهشدن کم بود. در بحث مذاکره انعطاف مشخصی وجود نداشت و جلساتی هم برگزار میشد اما نتیجهای حاصل نمیشد و روندها تغییر نمیکرد. ساعات کاری هم شناوری یک تا دو ساعته داشت. در صورت بیمار شدن یا پایان مرخصی، جریمه غیبت و کسر از حقوق اعمال میشد و مشکل نبودن درمان مناسب برای مواقع استعلاجی وجود داشت. منابع انسانی دائما در حال تغییر بودند و کارمندان جدید که با شرایط کار مشکل داشتند، معمولا استعفا میدادند.
فضای کار در این شرکت آرام و با رفتاری محترمانه همراه است و همکاران حرفهای، با تجربه و مشتاق یادگیری در کنار هم کار میکنند. با این حال، از نظر برنامهریزی و چارچوب مدیریتی کاستیهایی مشاهده میشود؛ تصمیمها به صورت روزانه اخذ میشوند و اعتبارشان محدود به همان روز است؛ روند کار به شکل سنتیتر و با شباهت به مدیریت رستورانی میماند. اگر احساس میکنید میتوانید نقش یک آچار فرانسه را ایفا کنید، روزهایتان با کارهای مختلف و تغییرات پیوسته همراه خواهد بود و تمایل زیادی به برنامههای بلندمدت و نتیجهمحور ندارید، اینجا همسو با چنین حالاتی است.
این تجربه کاری را در قالبی تازه و با زبان ساده برای خودم بازگو میکنم. با قیاسی صادقانه، بدون اغراق و با حفظ نکات اصلی، وضع کار را توضیح میدهم. در این شرکت فضای کار خیلی ناسالم بود و احساس میکردم هر روز با چالشهای بیشتری روبهرو میشدم. مدیران از سطح لازم برای اداره تیم برخوردار نبودند و رفتارشان تا حد زیادی ناپسند و زننده به چشم میخورد. به گونهای که به وضوح میشد تفاوت بین انتظار از یک محیط حرفهای و واقعیت فضا را حس کرد. ترغیب به ابراز نظر و حفظ احترام در میان همکاران به سختی میدیدم و حتی گاهی احساس میکردم بازخوردها به شکل منفی یا غیرمنصفانه مطرح میشوند. به طور کلی، تجربه کار در این مجموعه برایم بسیار دشوار و نامطلوب بود و به نظر من ادامه همکاری در چنین شرایطی توصیه نمیشود.
من در یک شرکت فناوری اطلاعات کار میکردم و تجربهام از آنجا چند نکتهی منفی را نشان میدهد. اصلیترین مشکل آن نبود ثبات مدیریتی بود، چون سهامدار اصلی شرکت یکی از ارگانهای نظامی است. پرسنل تحت نظارت دائمی قائممقام و مدیر عالی هستند و از دوربینهای مداربسته برای رصد استفاده میکنند. همچنین حواشی و شایعات در محیط به شدت رایج بود و فضا به گونهای بود که حس میکردم زیرآبزنی وجود دارد. به هیچوجه به دیگری توصیه نمیکنم چنین شرکتی را برای کار انتخاب کند.
سلام بچه ها منتازه میخوام برمشرکت کروز مصاحبه پرکردمخواستم بدونم من چندتا خط تیغ رو بدنمه به اینا گیرمیده؟ چون خیلی میترسمکه موصع استخدام به این موارد گیریدن واذیتم کنند ؟
در این مجموعه جو آرام و رفتار محترمانه از فرهنگ کاری به وضوح مشخص است و همکارانی متخصص دارم که فضای مناسبی برای یادگیری و تجربه فراهم میکنند. با این حال مدیریت پروژهها هنوز منسجم و مشخص نیست و تصمیمات به شکل روزانه اتخاذ میشود و اعتبارشان تا پایان همان روز است؛ به نظر میرسد روال کار بیشتر به مدیریت سنتی رستوران شبیه است. اگر خود را فردی میدانید که مثل یک آچار فرانسه هر روز میتواند کار متفاوتی انجام بدهد و به برنامههای بلندمدت و نتیجهمحور علاقهای ندارید، این محل میتواند برایتان مناسب باشد.
ناخودآگاه از همان برخورد اول با شرکت، احساس کردم جو کار تیمیشان خیلی عجیب است. مصاحبه با مدیر تقریبا دو ساعت طول کشید و سوالاتی مطرح شد که ارتباط زیادی به کار عملی نداشتند و گاهی بیراه به نظر میرسیدند. با وجود اینکه در زمینه استخدام تخصص دارم، چنین سوالاتی را تجربه نکرده بودم و بیشتر حس کردم وارد مجموعهای میشوم که فضای آن خیلی متفاوت از انتظارم است. حضور در شرکت به خودی خودش شگفتانگیز بود و انگیزهام برای کار در آنجا نسبت به قبل تقویت شد. آدرس دفترشان خیابان احمدیان، شماره قصیر ۱۵ بود.
سلام من سه سال توی شرکت هیوا مشاورتحصیلی بودم.دانشجوئم بودم و قطعا برای کلاس ها و امتحاناتم مرخصی میخواستم که خیلی خوب باهام همراهی کردن من توی این مدت هم درس خوندم و هم کار کردم و درامد داشتم.اینکه یه کاری سخت باشه یا آسون برای هر فردی متفاوته به نظر من شغل جذابی بود و من باهاش ارتباط گرفتم.همکاران محترمی داشتم که همیشه حتی وقتی کارم رو کامل یاد نگرفته بودم با دل و جون راهنماییم میکردن.خط قرمز شرکت هم بی احترامی به مشترک و اتلاف وقت بوده و قطعا هست.از همینجا ممنون از تیم بزرگ و دوست داشتنی هیوا
آسا هر واحدش به یه شکل مدیریت میشه و من تجربه خودم از واحد خودم رو میگم و توی بقیه واحدها در جریان نیستم چه اتفاقی داره میفته. آسا برای دوران بازنشستگی جای خوبی محسوب میشه. فشار کار کمه و اکثر نیروها دارن میخورن میخوابن. تا الان نزدیک ۶۰۰ نفر نیرو داره که شاید کارش با ۱۰۰ نفر هم جمع بشه. در سطح تیمها هم میبینی یهو یه تیم ۸ تا نیرو داره ولی اکثر نیروهاشون از بیکاری کلافه شدن. شما تسکت نرسه میره اسپرینت بعدی و بعدی و به همین منوال و برای همین حس میکنی اصلا کارت هیچ اهمیتی نداره. پر از مدیرهای میانی کوتوله هست که تیم لیدها رو هم بر اساس روابط و چرب زبونی انتخاب کردن. به همین منوال حقوقاشون هم بیشتره. یعنی شما تلاش کنی و دانش فنیت بالا باشه شاید واقعا تو حقوقت تاثیری نذاره ولی سوگلی مدیرت باشی خوب پیشرفت میکنی. پر از روابط فامیلی زن/شوهر و خواهر/برادر و دوس دختر/دوس پسر و همشهری هست که بعضا میبینی طرف به فامیلش تو واحد خودش یا پوزیشن داده یا حقوق بالا داده. فرد مورد علاقشون نباشی به راحتی زیرابت رو میزنن و دیگه دوران پیشرفتت توی اون شرکت به سر میاد و یه روند خطی رو طی خواهی کرد. هیچوقت اخراجت نمیکنن ولی تبدیلت میکنن به یه نیروی معمولی که هیچ اختیاراتی نداره و صرفا باید حرف گوش کن باشه. مدیرهای واحدها معمولا خبر ندارن در سطوح پایینتر داره چه اتفاقاتی میفته و همه چیز رو به مدیران پایینتر خودشون واگذار کردن که اونا هم صرفا یا به خاطر قدیمی بودن مدیر شدن یا روابط. کاملا هم بهشون اعتماد دارن و شما هر چقدر بری بهشون بازخورد بدی که فلان مدیر داره چه گندی میزنه هیچ اتفاقی نمیفته و شما میشید آدم بده. همش دم از مهم بودن سافت اسکیل میزنن ولی خود تیم لیدها بیسیک ترین سافت اسکیل ها رو هم ندارن. اون تیم لیدهایی هم که با وجدان کار میکنن و کارشون خوبه بهشون هیچ توجهی نمیشه. واحد hr و روانشناسی هم دارن که بعضا حتی نیروها اسم اینا رو هم نمیدونن بس که فاصله زیاده. واسه خودشون برنامه ها و پادکست ها و ایونت های مختلف برگزار میکنن در حالی که خبر ندارن این خانه از پایبست ویران است. کلا آسا برای یک یک و نیم سال جای بدی محسوب نمیشه مخصوصا اگر جونیور باشی. مزایای جانبیش بد نیست ولی خیلی مهمه که توی چه تیمی و با چه مدیری کار کنی که حالت خوب باشه یا نباشه. اگر توی قسمت های سمی آسا بیفتی دیگه سر کار رفتن برای میشه عذاب.
سلام دوستان داشتم این سایت را می دیدم که اتفاقی دیدم که شرکت تایگر هم در این سایت هست و نظرات را خوندم و دیدم خیلی بی انسافانه و از روی حرس نوشته شده تصمیم گرفتم نظر خودم را بنویسم من خودم تو این شرکت حدودد ۶ ماه کار می کردم در شرکت با من بسیار محترمانه و خوب برخورد شد بسیار جهت رشد کارم و فروش با من صحبت می شد و راه کار ارائه می شد و البته تشویق هم میشدم من اولین بار بود که کار فروش انجام میدادم و تمام رشدم را ددر این کار مددیون این مجموعه هستم و اعتماد به نفس خوبی پیدا کردم البته مدیر مجموعه هم من را واقعا خوب حمایت کرد ولی متاسفانه دچار مریضی شدم که نتوانستم حدود دو هفته در شرکت حضور داشته باشم من با اینکه قرارداد ۲ ساله داشتم زمانی که از مدیر عامل خواستم که به دلیل شرایطم با استفای من موافقت کنند ایشان قبول کردند و به من گفتند کارت را به شخص دیگه تحویل بده و برو و با من تسویه کردند من زمانی که به مجموعه آمدم تجربه کار در سطح این شرکت را نداشتم و در این مجموعه خیلی چیزها یاد گرفتم و اگر بتونم حتما مجدد با این شرکت همکاری خواهم کرد به همین خاطر وظیفه خودم دیدم تجربه خودم را بنویسم البته امیدوارم مورد توهین دیگران قرار نگیرم چون من هم تجربه خودم را ذکر کردم
سلام نمیدونم چیزایی که خوندم رو باور کنم یا نه ولی برای استخدام توی این شرکت رفتم که بعد از پر کردن فرم ها کمی معطل شدم، برای پوزیشن دات نت بودم، مصاحبه خوبی بود طرف هم مشخص بود سر در میاره و سوالات درستی هم ازم کرد. با اینکه نزدیک به 8 سال سابقه کار رو دارم ولی از لحاظ فنی تونستم حداقل 80% رو جواب بدم. امیدوارم استخدام بشم فضاش هم که من 10 دقیقه ایی منتظر موندم ساکت بود.
درک میکنم که از چشمانداز منبع خبر میرسد، اما این مجموعه فقط با حضور مدیران میانی از سازمانهای دیگر و معاونان مامور به خدمت میتواند دوام بیاورد. به اعتقاد من، اکنون دغدغهام این است که به جای هر چیز دیگر، زمان ورود آرایشگر به سازمان و حضور در اتاق تلویزیون مدیر ICT کوچکتر است و بیسواد واقعی به نظر میرسد. نه تنها او، بلکه اکثر مدیران میانی این مجموعه نیز چنین نگرشی دارند. واقعا شاید بتوان گفت سطح سواد قابل قبولی را فقط در معاونینی میبینم که از سازمانهای دیگر به عنوان مامور به خدمت آمدهاند، و همين افراد باعث ماندگاری این سازمان تا کنون شدهاند. واحد پایش اما بهخاطر بیهدف بودن و بیاستفاده بودن، یکی از شاخصترین واحدهاست که منافع داخلی را پایمال میکند و تنها باعث تفرقه و دعوا میشود، بهخصوص با وجود مدیرش و خانومی که نیرو دارد.
باورم نمیکنم اینجا چقدر بیثباتی و آشفتگی حاکم است، اما همچنان در آنجا حضور دارم و همانجا میمانم. من به طور کامل مدیر مدنظر را میشناسم و با وضعیت فعلی سازمان از نزدیک آشنا هستم. اکنون تنها دغدغهام بر سر زمان رسیدن آرایشگر به سازمان و اتاق تلویزیونیاش است که از مدیر فناوری اطلاعات کمسواد کوچکتر است و به واقع بیثباتی و بیکفایتی او را میبینم. نه فقط ایشان، بلکه اغلب مدیران میانی این مجموعه هم چنین وضعیت قابل قبولی ندارند و شاید بتوان گفت این مجموعه بیشتر با وجود معاونانی که از سازمانهای دیگر به اختیار مأمور شدهاند، تا حدودی پایداری دارد. همین افراد هستند که تا الان ثبات مجموعه را حفظ کردهاند. در حقیقت وحدة پایش یکی از بیخودترین و بیاستفادهترین بخشهای صندوق است؛ جایی که به جای همگرایی، به دلیل وجود اختلاف نظرها و درگیریها بر سر مدیرش و نیروی تحت امرش موجب تفرقه شده است و ادامه کار با این وضعیت دشوار است.
برای مدت نه ماه در اونجا کار میکردم. سه ماه اول به دلیل اینکه بهعنوان کارآموز لیبل خورده بودم، حقوقم دقیقا برابر با حداقل حقوق اداره کار بود؛ اما هر روز تا ساعت هفت شب میماندم و کار میکردم چون در اون سازمان مفهوم آموزشی یا انتقال دانش وجود نداشت. بعد از سه ماه تازه تصمیم گرفتند حقوقم را دو میلیون بیشتر کنند، هرچند این اضافهحقوق هم با کسر بیمه و مالیات محاسبه میشد و در نهایت دستمزد به چیزی کمتر از انتظارم تبدیل میشد. در طول دوره، از جانب برخی از همکاران و بهخصوص بعضی از خانمها برخوردهای تذکرآمیز وbaiting درباره حجابی شنیدم که عموما توهین یا کنایهآمیز بود، و حراست هم هیچ دخالتی نکرد. در میان همکاران شوخیهایی با برخی از رفتارهای شخصی انجام میشد که من را آزار میدادند؛ برای مثال درباره استیکر زدن به مانیتور تا جلب توجه یا کنترل رفتارها مقداری فشار زده میشد. بهطور کل فضای آنجا به گونهای بود که به جای حمایت و آموزش، بیشتر به مرور فشار روانی وبیاعتمادگی منجر میشد و تصمیم گرفتم با وجود سنواتی که مانده بودم، مسیر تجربه و محیط کار را تغییر دهم.
این کامنت های مثبت تعجب برانگیزه و مطمئنا از سمت خودشونه شک نکنید خدا قوت پهلوانان😂 🙌🏻من هنوز بعد از مدت ها نتونستم تروماهایی که تو این شرکت تجربه کردم رو کامل فراموش کنم. خوردن حق الناس و کش دادن مکالمه از قصددر حالی که میدونیم مشکل حل نمیشه یا سریع حل میشه که همیشه استرس و عذاب وجدان داشتم و اتلاف وقت و هزینه مشتری /تشویق سرپرست به طولانی کردن مکالمه و جریمه های مالی/سرپرست های بسیار عصبی و پرخاشگر /اموزش ناقص و گاها اشتباه به کارمندان/ نداشتن تایم استراحت و ناهار که کلا یه ربع ناهار و استراحت اونم پشت میز / فشار کاری بالا تقریبا از وقتی میرید تا عصرش باید صحبت کنیداونم نه صحبت عادی کلی سناریو که طرف رو پشت خط نگه دارید/قرادادهای من دراوردی که طبق وزارت کار نیست حتما بخونید قبل استخدام چون بعدش دستتون به جایی بند نیست/ تهدید برای به اجرا گذاشتن سفته تا رضایت ندن به رفتنتون از شرکت به این راحتیا نمیتونین بیایین بیرون و گاها لجبازی های شدیددد و تهدید سر این موضوع که سفته تون رو به اجرا میذاریم و طبق اطلاعاتی که جمع کردم این کار به دفعات انجام شده / عدم تایید مرخصی در اغلب موارد حتی واسه چند ساعت پدرتون درمیاد مرخصی بگیرید اصلا نگم براتون اگه بدن هم با کلی منت / بیمه سه ماه اول رد نکردن تازه موقع رفتن سنوات هم نمیدن و از اینور اونور پول میزنن.
شب رکورد دارشده به من گفت که دیگه نمیتونم اونجا بمونم؛ من هم به خاطر پایان قرارداد، چشمانتظاری برای خروج دارم و امیدوارم وقتی از اونجا بیرون بیام، با شنیده شدن نظراتی که این مدت دیدم، رو بهرو بشم. از سه ماه باقی مونده تا پایان قرارداد باید اعلام کنم که قصد تمدید ندارم و قبل از موعد هم بخوام برم، هیچ سنواتی به من تعلق نمیگیره. فضای اونجا بهقول بعضیها آرامبخش نیست و خیلی تنگ و تحمیلیه، اما خوشبختانه همکاران خوبی هم وجود دارن و وجود اونها کمک میکنه تا تحمل کنم.
متاسفانه بزرگترین مشکل شرکت مدیریت کردن منابع انسانی و نبود ادم کاربلد برای واحد نیروی انسانی هستش. مسول نیروی انسانی از موقعی که توی شرکت حضور داشتن قریب به چندسال و اندی میگذره ولی دریغ از یک نواوری و یه ایده جدید و نو ...
تنها کافیست که کلیپهای سخنرانی برادر مدیرعامل رو در فضای مجازی ببینید در همه جا مدام برای پرسنل ذکر میکنند که ما به هیچ شخصی متکی نیستیم و سیستممون رو طوری چیدیم که با رفتن هر شخص از شرکت ما هیچ آسیبی نمیبینم این رو مدام برای پرسنلشون زمزمه میکنند یاد دوران گروه های مریم رجبی و منافقین می افتم که مغز پرسنلشون رو شستشو میدادن اینها اصلا به فکر رشد و بالندگی نیستند و افتخارشون اینه که راحت پرسنل رو اخراج کنند بدون هیچ آسیبی برای خودشون یعنی انقدر از لحاظ دانش مدیریتی روز عقب هستند که این طرز فکر رو نسبت به نیروی انسانی دارند که به هیچ شخصی متکی نیستند
هیچ مدیر میانی در آروا نبوده که با احترام از آنجا خارج شده باشد این یک دروغ محض هست که منابع انسانی آروا جهت حفظ آبرو اینجا نوشتند چرا بعضی ها هستن که دانش خیلی ضعیفی دارند و کارشون این هست که فقط از برادر مدیرعامل حمایت های چاپلوسانه کنند آنها در آروا رشد غیر دانشی میکند و گرنه واقعا خنده داره چون تنها چیزی که در این شرکت معنی ندارد رشد هست
در آغاز مسیر کاریام با افتخار به گروهی پیوستهام که به نام پژوهش نوین رایانه شناخته میشود. این مجموعه، یک شرکت دانشبنیان فعال در زمینه فناوری اطلاعات و ارتباطات است که در شهر تهران حضور دارد. از سال ۱۳۸۷، با هدف کارکرد در حوزههای فناوری اطلاعات، ارتباطات و الکترونیک و با همراهی کارشناسان زبده و باتجربه، فعالیت خود را آغاز کردیم و اکنون به عنوان یکی از موسسات قانونی در این حوزه مطرح هستیم.
در شرکت رایورز در چند ماهی که کار کردم، ارتباط با همتیمیها و مدیران اصلا رضایتبخش نبود. فضای کاری طوری بود که انگار من جای کسی را میخواهم بگیرم و با وجود این که تجربه بیشتری داشتم، کمتر به توانمندیهای فنی من توجه میشد. حقوق و مزایا هم از نظر دوستان مشابه بود؛ حقوق ثابت نسبتا کم بود و پاداش و امتیازهای بهرهوری هم بعد از اضافهشدن کم بود. در بحث مذاکره انعطاف مشخصی وجود نداشت و جلساتی هم برگزار میشد اما نتیجهای حاصل نمیشد و روندها تغییر نمیکرد. ساعات کاری هم شناوری یک تا دو ساعته داشت. در صورت بیمار شدن یا پایان مرخصی، جریمه غیبت و کسر از حقوق اعمال میشد و مشکل نبودن درمان مناسب برای مواقع استعلاجی وجود داشت. منابع انسانی دائما در حال تغییر بودند و کارمندان جدید که با شرایط کار مشکل داشتند، معمولا استعفا میدادند.
فضای کار در این شرکت آرام و با رفتاری محترمانه همراه است و همکاران حرفهای، با تجربه و مشتاق یادگیری در کنار هم کار میکنند. با این حال، از نظر برنامهریزی و چارچوب مدیریتی کاستیهایی مشاهده میشود؛ تصمیمها به صورت روزانه اخذ میشوند و اعتبارشان محدود به همان روز است؛ روند کار به شکل سنتیتر و با شباهت به مدیریت رستورانی میماند. اگر احساس میکنید میتوانید نقش یک آچار فرانسه را ایفا کنید، روزهایتان با کارهای مختلف و تغییرات پیوسته همراه خواهد بود و تمایل زیادی به برنامههای بلندمدت و نتیجهمحور ندارید، اینجا همسو با چنین حالاتی است.
این تجربه کاری را در قالبی تازه و با زبان ساده برای خودم بازگو میکنم. با قیاسی صادقانه، بدون اغراق و با حفظ نکات اصلی، وضع کار را توضیح میدهم. در این شرکت فضای کار خیلی ناسالم بود و احساس میکردم هر روز با چالشهای بیشتری روبهرو میشدم. مدیران از سطح لازم برای اداره تیم برخوردار نبودند و رفتارشان تا حد زیادی ناپسند و زننده به چشم میخورد. به گونهای که به وضوح میشد تفاوت بین انتظار از یک محیط حرفهای و واقعیت فضا را حس کرد. ترغیب به ابراز نظر و حفظ احترام در میان همکاران به سختی میدیدم و حتی گاهی احساس میکردم بازخوردها به شکل منفی یا غیرمنصفانه مطرح میشوند. به طور کلی، تجربه کار در این مجموعه برایم بسیار دشوار و نامطلوب بود و به نظر من ادامه همکاری در چنین شرایطی توصیه نمیشود.
من در یک شرکت فناوری اطلاعات کار میکردم و تجربهام از آنجا چند نکتهی منفی را نشان میدهد. اصلیترین مشکل آن نبود ثبات مدیریتی بود، چون سهامدار اصلی شرکت یکی از ارگانهای نظامی است. پرسنل تحت نظارت دائمی قائممقام و مدیر عالی هستند و از دوربینهای مداربسته برای رصد استفاده میکنند. همچنین حواشی و شایعات در محیط به شدت رایج بود و فضا به گونهای بود که حس میکردم زیرآبزنی وجود دارد. به هیچوجه به دیگری توصیه نمیکنم چنین شرکتی را برای کار انتخاب کند.
سلام بچه ها منتازه میخوام برمشرکت کروز مصاحبه پرکردمخواستم بدونم من چندتا خط تیغ رو بدنمه به اینا گیرمیده؟ چون خیلی میترسمکه موصع استخدام به این موارد گیریدن واذیتم کنند ؟
در این مجموعه جو آرام و رفتار محترمانه از فرهنگ کاری به وضوح مشخص است و همکارانی متخصص دارم که فضای مناسبی برای یادگیری و تجربه فراهم میکنند. با این حال مدیریت پروژهها هنوز منسجم و مشخص نیست و تصمیمات به شکل روزانه اتخاذ میشود و اعتبارشان تا پایان همان روز است؛ به نظر میرسد روال کار بیشتر به مدیریت سنتی رستوران شبیه است. اگر خود را فردی میدانید که مثل یک آچار فرانسه هر روز میتواند کار متفاوتی انجام بدهد و به برنامههای بلندمدت و نتیجهمحور علاقهای ندارید، این محل میتواند برایتان مناسب باشد.
ناخودآگاه از همان برخورد اول با شرکت، احساس کردم جو کار تیمیشان خیلی عجیب است. مصاحبه با مدیر تقریبا دو ساعت طول کشید و سوالاتی مطرح شد که ارتباط زیادی به کار عملی نداشتند و گاهی بیراه به نظر میرسیدند. با وجود اینکه در زمینه استخدام تخصص دارم، چنین سوالاتی را تجربه نکرده بودم و بیشتر حس کردم وارد مجموعهای میشوم که فضای آن خیلی متفاوت از انتظارم است. حضور در شرکت به خودی خودش شگفتانگیز بود و انگیزهام برای کار در آنجا نسبت به قبل تقویت شد. آدرس دفترشان خیابان احمدیان، شماره قصیر ۱۵ بود.