خواستم تجربیاتی که داشتم رو بگم تا مثل من و باقی افراد اذیت نشید و زمانتون از بین نره اول که به این شرکت رفتم با مدیر شرکت صحبت کردم فکر کردم محیط خوبیه و واقعا تیم حرفه ای دور هم هستن (چون سطح ادب و علم مدیر بالاست )ولی بعد از مدتی فهمیدم اصلا چیزی که فکر میکردم نیست بلکه بدتر هم هست اگر زمان برای شما اهمیت نداره و بعد از یه مدتی برید و بعد بهانه های الکی بیارن و بگن متاسفیم به این شرکت برید به نظرم تنها چیزی که این شرکت باید داشته باشید روابط هست غیر اون به تخصص نگاهی نمیکنن دقیقا حرف همین خانمی که گفتند نگاه ها عوض میشه رو تایید میکنم و اول همه خوبن ولی بعدش همه چیز عوض میشه و از شما انتظار دارند راهی که خودشون چند ساله رفتن رو تو مدت کم برید. متاسفانه چیزی که خیلی هم اذیت میکنه دو رو بودن افراد هست که جلوی و پشت شما حرفها فرق میکنه و خاله زنک هستند و این مشهود هست دوره های آموزشی که میذارن بیشتر شبیه رفع اشکال هست و افرادی که تو اون ویدئو های ضبط شده هستن حداقل چند سالی اونجا کار میکنند ولی هنوز کارهای ساده رو هم بلد نیستن ولی از شما انتظار شق القمر میکنند به نظرم این شرکت اون چیزی که نمایش میدن نیست و گول تبلیغات وبسایت و اینستاگرامشون و ... رو نخورین. ولی اگه فکر میکنید خیلی به کار هم احتیاج دارید و فکر میکنید من یا کسایی که نظر میدن الکی میگیم، میتونید امتحان کنید. در ضمن اون افرادی هم که از قدیم موندن به غیر چند نفر متخصص، که حتما شرایط بهتری در بیرون پیدا نکردن، بقیه فقط به خاطر قدیمی بودن و روابطی که پیدا کردن ماندگار شدن و در عمل بیسواد هستن و فقط میخوان جایگاهشون رو حفظ کنند امیدوارم تجربیاتم به دردتون بخوره
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
امیدوارم تو همچبن جاهای کار نکنید که عقب گرده عمرتون هدر میره زمانتون از قدیم گفتن به فکر نون باش که خربزه آبه اگر خوب باشی اخراجی فیلم بازی نکنی اخراجی پاچه خواری نکنی ، رک میگن ادم بفروش و من همه این کارا رو کردم و بعد یه عمر ترفیع گرفتم و با حقوق کارگر ساده بدون عزت نفس ، خوار پیش همکاران تو سایتا دنبال کار
دقیقا با نظرات دوستان درمورد فساد اخلاقی و مالی - رانت و باند و رابطه ای بودن همه مساعل موافقم شما اگر بخای بچه های عملیات کاری برات بکنند باید باهاشون دوست باشی مثلا اگر دوست باشی 200تا رکوردی که در دیتابیس اصلی خورده پاک میشه اما اگر نباشی نامه ای که زدیو پشت گوش میندازن وام کجا بود؟دیدن نظرات منفی زیاد شده گفتن بیایم 4تا کامنت دروعی مثبت بذاریم.من دوساله در سداد هستم هنوز حتی نمیتونم فرم پر کنم برای وام چون n نفر توی صف هستند چرا دروغ میگید؟ کجا حقوقها تا 60درصد زیاد شده؟ اگر به این خوبیه که میگید چرا همه رفتن و دارن میرن؟چرا برای نگه داشتن اونایی که الان استعفا میدن پیشنهاد حقوقی بالاتر میدید؟چون کسی نمونده...البته بازم نه 60درصد اره میتونی بری پیش hrو معاونت حرف بزنی ولی راپورتتو میدن و بعدش باید استعفا بدی از نظر فنی و محیط کاری به هیچ وجه پیشنهاد نمیکنم.خودمم دنبال کارای مهاجرتم که جامو عوض نمیکنم
شرکت گروه صنعتی ظفران را تجربه کردم و توضیح میدهم که چگونه بود. رئیس شرکت با تصمیمگیریهای صرفا مندرونی و بدون رعایت اصول و قواعد مشخص عمل میکند و این رفتارها به نظر میرسید که تنها به سلیقه او بستگی دارد، حتی گاهی به قیمت نقض اصول فیزیکی هم اجرایی میشدند. اکثر مدیران ارشد به نظر بیسواد و چاپلوس میآمدند و برخی همسالان قدیمی در شرکت به نوعی گروهی مافیایی تشکیل دادهاند و اطراف را برای گفتن حرفهای بیپایه در مورد دیگران میدانند. از نکتههای دیگر این مجموعه، این بود که به دلیل داراییهای بالای رئیس، مشکلات مالی سادگی حل میشود اما سایر مشکلات سازمانی تنها به نمایش صورت مسئله بسنده میکنند و به تصمیمات واقعی حل نمیشوند. فرصتهای رشد در اینجا وجود ندارد؛ به نظر میرسید ساختار طبقهبندی مشخصی برای جایگاهها وجود ندارد. ممکن است به عنوان کارمند اداری یا مالی جذب شوید اما در طول کار، کارهای متفرقه و شخصی زیادی هم به شما محول میشود که باید به آنها پاسخ دهید وگرنه ممکن است با مشکلات روبرو شوید. در این محیط، حس همدلی از مدیران نسبت به کارکنان کم است و هر مدیری میتواند کارمند همواحدی را بازخواست کند یا وظیفهای را به او محول نماید.
مشکل اصلی سفیر مدیریت منابع انسانیه. این کار علمی انجام نمیشه و مدیر منابع انسانی عملا کاری انجام نمیده و بود و نبودش فرقی نداره. فقط دو سه نفر از مدیران ارشد سرشون به تنشون میارزه بقیه واقعا ول معطلن. اگر قصد کار تو سفیر رو دارید شرایطش اکی هست ولی اول ببینید مدیر ارشدتون کیه. اگر شایقی، نصیری و نوروزیه بودن حتما توصیه میکنم کارو شروع کنید. این سه نفر علم و دانش تخصصی بالایی دارن و به پرسنل امکان رشد میدن. اگر کس دیگه بود وقت خودتون رو تلف نکنید.
تجربه حدود دو سال کار توی این شرکت رو دارم و تجربیات مثبت و منفیم رو میگم تا شاید کمکی به بقیه بکنه. من به عنوان یه ادم بی سابقه وارد این شرکت شدم و با این وجود هیچ اموزشی برای من نذاشتن تا تجهیزی که تولید میکنن(برج خنک کن) رو توضیح و یاد بدن با اینکه من به عنوان کارشناس مهندسی استخدام شدم ولی انتظار بر این بود که کارهای زیادی که برام تعریف میکردن رو به خوبی انجام بدم. شرکت اصلا پایدار نیس و نمیدونی این مدیر یا همکاری که داری باهاش کار میکنی چه مدت دیگه توی شرکت هست و عموما نیروها هر شش ماه از شرکت میرن و افراد جدیدی میان که عمدتا هم گول ظاهر شیک و حرفای رویا پردازانه در هنگام مصاحبه رو میخورن. هیچ وقت نمیدونی حقوق بعدی ای که قراره بگیری کی هستش و حتی ایا درست و کامل دریافت میکنی یا نه! توی یکی از مهم ترین قسمت های شرکت که واحد مالیش هستش ادمای بسیار غیر حرفه و کارنابلدی هستن که اگر یکبار اشتباه نکنن باید تعجب کنید. هیچگونه اضافه کاری این بهت نمیدن درحالی که جلسات عموما بعد تایم کاریه و حتی انتظارشون اینه یدون دریافتی اضافه کار وایستی. میتونست خیلی شرکت خوبی باشه برای کار کردن چون پروژه های زیاد و خوبی داره و درامدشم بسیار خوبه ولی متاسفانه اینطور نیست.
در کار با این شرکت، نکات منفی زیادی دیدم که ترجیح میدهم بهطور روشن بیان کنم. یکی از معایب اینجا این است که قراردادی با شرکت منعقد نمیکنید و تنها موظف به امضای توافق محرمانگی میشوید؛ بنابراین اگر با شرکت دچار اختلاف شوید، احتمال سست بودن پایبندی به تعهدات و عدم حمایت واقعی از حقوقتان وجود دارد. اضافهکاری وجود ندارد، اما حجم کارهای محولشده همواره از یک زمان عادی فراتر میرود و منافع مالی مشخصی برای این زمان اضافی نصیب من نمیشود و به زندگی شخصیام آسیب میزند. نکته دیگر این است که ابر زس با ابر ایران همکاری میکند و در پروژههای دولتی نیز دست دارد؛ این ممکن است در آینده به محدودیتها یا موانعی مانند تحریم یا محدودیتهای اقتصادی منجر شود و احتمال ایجاد مسائلی مثل ممنوعالخروج یا ممنوعالورود وجود دارد. در عین حال، مزایای این تجربه را هم میتوان دید: صبحانه و ناهار در محل کار فراهم است، حقوق بهموقع در پایان هر ماه واریز میشود، و محیط کار بهوضوح صمیمی و دوستانه است.
شرکت اریا بنیز به جرات میشه گفت جز انگاشت شمار شرکتایی هستش که از منشی گرفته تا مهندساش و حتی بعضی از مدیراش(عموم مدیرای سابقش) از شرایط کاری و حقوقی ناراضی هستند. شما اگه هر شش ماه بری به شرکت سر بزنی به جرات میشه گفت بالای ۶۰ درصد نیروها رو نمیشناسی چون همشون جدیدا و نکته جالبه اینه که مدیر عامل شرکت اقای یعقوبی با افتخار میگن که رفتن نیروها از شرکت نه تنها بد نیس بلکه خیلیم خوبه چون میرن یه جورایی سفیر شرکت اریابنیز میشن توی شرکتای دیگه و برند اریابنیز رو تبلیغ میکنن :)) حالا بماند که اکثریت افرادی که از شرکت جدا میشن کارشون به دعوا و شکایت میرسه. از حق نگذریم ادمای خوب هم توی این شرکت بودن مثلا مدیر مهندسی سابق ولی خو متاسفانه این شرکت با بی لیاقتی کامل هیچ کدومشون رو نتونست حقظ کنه. حقوق ها با تاخیر بغضا زیاد پرداخت میشه و هیچ وقت هیچکس پاسخ گو نیس حتی یه عذر خواهی ساده هم نمیکنن و بعضا متاسفانه نیرو هارو خر فرض میکنن، مثلا حقوق بهمن پارسال رو پنج فروردین با کلی دعوا پرداخت کردن و توجیهشون این بود که بانک اشتباه کرده، انقدر وجدان و شعورم نداشتن که بگن شب عیده و ادمای نیاز به پول دارن اونم موقعی که دو ماهه دریافتی نداشتن و به دروغ تا ۲۸ اسفند میگفتن داریم پرداخت میکنیم پیامکش براتون میاد. خلاصه این شرکت اینه یه شرکت کوچیک با توهم خود بزرگ پنداری
مسخره ترین شرکت که باهاش کار کردم دو سه ماه اول فقط قربون صدقت میرن بعدش چند وقت که کارشون انجام بدی میرن تو کارت فقط و فقط شواف دارن پشت به پشت جلسه جلسه جلسه جلسه ارتقای فنی درون تیمی و برون تیمی صفر روزی که رفتم اونجا گفتند ما سرانه اموزش داریم که فقط اراجیف بود یه ساعت نداشتن اموزش زیر صفر صداقت داشته باشین زیراب تون خوشگل میخوره (خود مدیرتون استاد زیراب زنی چون نونش زیرابا زنیه) فقط به آشمال ها و زیراب زن ها بها میدن یه چهار ماهی هست دارم نفس میکشم از اون .....دونی اومدم بیرون همه جا شرکت دوربین گذاشتن دست کنی دماغت میفهمن یه چیز خیلی بدش هم پیشنهاد های ..... شرمنده دیگه برای افراد مجرد اصلا پیشنهاد نمیکنم
در بدو ورود و کاراموزی یه مدیر دارن به اسم ****** که یدونه نیرو هم داره ****** که اولش خیلی خوب برخورد میکنه و این داستانا بعد از رفتارها و نگاهای آزار دهنده به صورت مستقیم و با احترام با ***** به گفتگو پرداختم ازش خواستم تا این رفتار را ترک کند اما متاسفانه خلاف برخورد اولیش ******. . . من که در سطح کاراموزی بودم و فرار کردم اما محیط غیر حرفه ای خیلی مشهود بود
در پایان دورههای مپصا انتظار داشتم با تلاش و سرمایهای که صرف کردم به جایگاه بهتری دست پیدا کنم، اما به واقعیت آنچه نصیبام شد چیزی نبود که انتظارش را داشتم و حتی از جایگاهی که هماکنون در آن بودم هم فاصله گرفتم. برگزاری کلاسها بینظم و بیبرنامه بود و به سطح یادگیری من یا خروجی دوره اهمیت چندانی داده نمیشد.
در محیطی دوستانه و منظم کار میکردم که الهامبخش و پر از چالش بود. فرصت خوبی داشتم تا دانشم را در زمینه ERP گسترش دهم و تجربهای ارزشمند در ABAP به دست آورم. به əlavə باید بگویم که این شرکت دانشبنیان است و امکان گرفتن امریه در آن وجود دارد.
تا به حال هیچ شرکتی به اندازه ایران تلنت تجربهی دلچسب و پرحرارتی برای من فراهم نکرده بود. وقتی پنج سال پیش وارد این مجموعه شدم، فضای کار برای من خیلی روشن و جوانپسند و پر از انرژی بود. به پرسنل احترام میگذاشتن و آزادی عمل رو با منطق سازمانی تلفیق میکردن. فرصتهای یادگیری و رشد قابل توجه بود و هرچقدر سابقهام کم بود، با وجود اسم ایران تلنت در رزومهام، فرصتهای مصاحبه معتبر از سوی شرکتهای مناسب برای من باز میشد. این موضوع به من کمک کرد تا در مسیر شغلیم نسبت به سایرین، حرفهایتر و با تسلط بیشتری روی سیستمهای شرکت حرکت کنم. با این حال، همه چیز هم ایدهآل نبود. جلسات بینتیجه و گاهگداری طولانی وجود داشت، و گاهی مدیریت واحدها به خصوص در گزینش افراد دچار ضعف میشد. اختلاف حقوق بین کارکنان، نه صرفا بر اساس سمت، بلکه گاهی به سلیقه مدیران بالا بود و این باعث میشد حس برابری کمتری احساس کنم. با وجود این تفاوتها، معمولا نگه داشتن افراد بستگی به رضایت مدیران داشت و اگر با آنها همسو نبودی، مسیر ادامه همکاری ممکن بود با خداحافظی همراه شود، نه لزوما بر مبنای KPI و عملکرد. در عین حال، قدرتمند بودن در حضور و ارتباط با مدیران و نشان دادن حسن نیت، به شکل مداوم اهمیت داشت و چاپلوسی گاهی نقش مهمی ایفا میکرد. با وجود تمام این نکات، همچنان معتقد بودم که ایران تلنت یکی از بهترین تجربههای کاری من است؛ به خاطر جو جشنها، هدایا و اتفاقات تفریحی که برای کارمندان برگزار میشد و منابعی که با صداقت و بهموقع در اختیار افراد قرار میگرفت. قراردادهای کاری همواره بهروز بوده و برگههای تمدید هر سه ماه یکبار به من ارائه میشد.
شرکتی با فضای بزرگ و شیک و طراحی مدرن هستش که پروژه های نسبتا زیاد و خوبی داره ولی همیشه پروژه ها با تاخیر زیادی انجام میشن و هیچ نظمی در انجامش وجود نداره، با وجود اینکه درصد دریافت پیش پرداخت پروژه ها نسبتا بالاست اما هیچ وقت این شرکت خودشو ملزم ندونسته که نیروها باید به موقع حقوقشونو دریافت کنن و اگر اعتراضی هم کنید به سرعت یه جلسه تشکیل میدن که مدیرعامل میاد مهملاتی همچون اینکه شما دارید توی یه برند کار میکنید و قدر صندلی ای که روش نشستیت رو نمیدونید و میان پنج تا فاکتور معرفی میکنن که اینا باید برای کارمند اصل باشه واگر اینا براش اصل و مهم نباشه همه حرفاش از اعتبار ساقطه و صرفا غر محسوب میشه که توی این پنج تا فاکتور نه حقوق و دستمزد وجود داره نه هیچ جنبه مالی ای، عملا دیدشون اینه شما نباید برای پول کار کنید. شرکت به دو دسته مدیر ارشد و کارشناس تقسیم میشه و عملا کارشناس ارشد و سرپرست و یا مدیر بخشی وجود نداره و حتی به جرات میشه گفت تعداد مدیرها از کارشناس ها هم بیشتره! بیشتر نیرو موقع اتمام همکاری با این شرکت مجبور میشن برن شکایت کنن چون شرکت طلب رو انقدر میپیچونه تا مجبور به شکایت شی و زیر شش ماه چیزی دریافت نمیکنی. عجیبه با وجود این همه شکایت بیمه هیچ کاری نمیکنه و باعث میشه این شرکتا هر روز پررو تر بشن و حق نیروها رو بخورن.
از موارد خوب سداد می تونم به همکاران خوب، فضای کاری مثبت و حس ارزشمندی که از شرکت کیگیری اشاره کنم. برای اکثر مناسبت ها، سالگرد یا رویدادی سداد برنامه برای کارکنانش ترتیب میده، هدیه میده و پرداختی های مناسبتی داره فارغ از مبلغ نقدی حس ارزشمندی منتقل میشه. اگر مشکل داشته باشی می تونی بری پیش معاونت، می تونی بری اچ ار حتی تا لایه مدیرعامل هم حتی راحت می تونی حرف بزنی و اون سلسله مراتب خشک که خیلی شرکتا دارن اینجا نیست، در اتاق مدیرا بازه، فرقی نداره کارشناسی یا مدیر می تونی بری مساله ت رو مستقیم بگی. شرکت وام های با سود کم میده من خودم وام ۱۰۰ تومنی امسال با ۳ درصد سود گرفتم، وام صندوق ضروری هم داریم که جنبه حمایتی داره. اما نکات منفی هم داره، تغییرات زیاد لایه مدیرعامل که بانک ملی اعمال میکنه نهایت دو ساله عمر یه مدیرعامل، حراست هم داره که البته الان رفتاری بهتر شدن منتها دوربین بالاسرت یه کم رو مخه.
ساعت کاری فوقالعاده زیاد، اینطوری که میبینی 200 ساعت ماهانه ایستادی و حقوقت در برابر زمانی که سرکاری یه شوخیه.ساعت کاری بین 8 تا 8:30 هست. اگر یک دقیقه دیر برسید، 31 دقیقه تاخیر میخورید و باید مرخصی بگیرید. شانس بیارید اگر سرپرستتون آدم گیری نباشه برای تایید مرخصی که اکثر موارد گیر هستند. در ماه دو روز و یک ساعت زمان مرخصی تون هست. اما چه دو روزی! روزانه به صورت اجباری باید 9:30 سر کار باشید اما مرخصی روزانه 8:45 محسوب میشه یعنی تایم استراحت رو ازش کم میکنند(همه چی رو به نفع خودشون و به ضرر کارمند در نظر میگیرند). تولدهای سیستمی و مسخره که مجبورت میکنند پول بدی و همون هزینه رو دوباره به خودت بر میگردونند روز تولدت. واحدهایی که ساعت کار و سخت گیری زیاد هست، همه پر از استرس و اضطراب اند. واقعا باید ناچار باشید که اینجا کار کنید. چون صبح تا شب عملا سرکارید و زندگی شخصی رو ازتون میگیرن. کلا با داشتن زندگی شخصی مخالفن و اعتقاد دارند باید وقف کار شی و برده اونا باشی. اکثر واحدها مجبورت میکنند اضافه کار بمونی. مکالمات رو چک میکنند و الکی ایراد ممکنه بگیرند. آدم های بیسواد که کارشناس یا سرپرست هستند یا مدیر زیاد هست. گردن نگیر هم زیاد هست. اگر دانشگاه خوب درس خوندید، به هیچ وجه توصیه نمیشه مگه برای تجربه و سابقه کار و ناچاری. خاله زنک بازی و زیراب زنی و رقابت هم زیاد هست. سرویس بهداشتی نسبت به کارکنان کم و عملا مختلط میشه. مریض باشی مرخصی نمیدن، هزارتا منت میذارن یا کنترلت میکنند. منابع انسانی تلاش هایی میکنه ولی گول نخورید و مثل اینه یه بچه رو با شکلات گول بزنن. اگر روحیه برده شدن دارید و مجرد هستید و دوست دارید افسرده بشید، بهتون توصیه میکنم استخدام این شرکت بشید و زندگی شخصی تون رو فراموش کنید.
عدم توازن بین کار و زندگی ، مدیریت ضعیف و پر مدعا ، تبعیض زیاد ، عدم وجود عدالت اجتماعی ، عدم شایسته سالاری ، مشخص نبودن وظایف افراد از جمله نقطه ضعفهای سازمان هستند
سداد شهریور ۱۴۰۲ بعد از ۶ سال بالاخره تونست جایگاه خودش رو در صنعت پرداخت ارتقا بده و از بین ۱۲ شرکت فعلل در این صنعت در رتبه سوم قرار بگیره. سدادی که در سال های کذشته در منیزی های شاپرک رتبه ۱۱ و ۱۲ رو متاسفانه کسب میکرده امسال (در تیر-مرداد ۱۴۰۲) رتبه یک رو کسب کرد و بیشترین انطباق رو با الزامات شاپرک ثبت کرد.کل سود سداد در سال ۱۴۰۱ دویست میلیارد تومان بوده اما در شهریور ۱۴۰۲ که هنوز سه ماه تا پایان سال مالی ش مونده به سیصد و شصت میلیارد سود خالص رسیده! در واقع در شش ماه اول سال ۱۴۰۲ کل سود سال قبل ش رو کسب کرد. اما چه اتفاقی باید بیفته که یک شرکت در عرض یک سال یکباره جایگاه درآمدی و حجم تراکنشش در مارکت ارتقا پیدا کنه؟ چه اتفاقی در سداد رخ داده و چه تیمی تونسته چنین خروجی بده؟ علاوه بر این سداد در ۱۴۰۲ حقوق هاش رو اصلاح کرد و با مصوبه افزایش حقوقی که گرفت بعضا تا ۶۰ درصد افزایش حقوق داد، دوره های آموزشی برای ما و مدیران شروع کرده و حقیقتا تازه داریم میفهمیم حرفه ای کار کردن یعنی چی. وقتی از شرکت به درد بخور و کار درست آدم جذب میکنی خروجی بهتر میدی، کارکنانت رشد میکنن و یاد میگیرن و البته این وسط اون ها که به خوابیدن و کار نکردن و درجا زدن عادت کرده بودن دلخور میشن! مواردی که درباره دستاوردهای امسال سداد نوشتم در کزارش های منتشر شده این صنعت کاملا قابل استناد و مشخص هست.. پاینده باشید.
اگه وقتتون و اعصابتون رو از تو جوب پیدا کرده اید هم داخل این شرکت مشغول به کار نشید در مصاحبه ها جوری براتون شرکت رو توصیف میکنند که شما به خودتون میگید چه رزومه و تجربه کاری خوبی در اینده میشود در مصاحبه نمیگویند بعد از مدتی نصف روزهای تعطیل هم باید به شرکت بیاید و گفته میشود به شما از صفر اموزش داده میشود بیمه میشوید و حقوق به موقع پرداخت میشود و حقوق نیز هشت ملیون تومان است همه ی اینها دروغ شما در جایی وارد میشوید که باید صحبت را کش بدهید با توجه به دقیقه ای 15 هزار تومان هزینه تماس برای مشترک و باید برای جواب سوال مدام به سراغ مسئول اموزش انجا بروید ک برای سی نفر کارمند دو نفر مسئول اموزش وجود دارد و مشترک کلی باید پشت تماس بماند که نوبت جواب سوال شما بشود و اگه تماس رو نتونید ادامه بدید باید به سه نفر جواب پس بدهید هزینه تماس های شکایتی بابت هزینه از حقوق شما کسر میشود حقوق به موقع پرداخت نمیشود با 15 روز تاخیر من ماه چهارم نیز هنوز بیمه نشده بودم همه سیستم ها و صندلی ها خراب است فضایی بسیار کوچک با تعداد نفرات زیاد و یک سرویس بهداشتی به شما با توجه به شلوغی سامانه و تماس ها بین 15 تا 20 دقیقه تایم ناهار داده میشود و دو دقیقه هم بابت هر سرویس نارضایتی کارکنان انجا و مردم بسیار است بابت تسویه حسابتون نیز بسیار اذیتتان میکنند تا سفته هایی که گرفتن انها ممنوع است را به شما بدون سنوات و عیدی پس بدهند شما با خروج از ان شرکت به عنوان متخصص کافی نت میتوانید مدرک دریافت کنید با شما بسیار بد رفتاری میشود و مدیران حتی صحبت محترمانه هم بلد نیستند استرس کاری بالا
این شرکت در همون لحظه ورود سعی میکنه شمارو توی دام خودش بندازه اول از همه بگم از حقوق و قرار داد که هیچ خبری نیست و آماده پرداخت چهار ماه یکبار باشید. بخش جالب ماجرا اینجاست که یک سری ها هستن که همیشه حقوقشون به موقعست و سوگولی های شرکتن. از پروژه های بزرگ و بین المللی و بازار اروپا صحبت میکنن همش در صورتی که حتی بازار ایران رو هم به زور پوشش میده و تماما توهم هستش تنش توی شرکت زیاده تمام کارها عجله ای و دقیقه نودی هستش و آخرشم هیچ کاری پیش نمیشه تقریبا همه توی شرکت مدیر هستن و بهترین توصیفش نظر همون همکار سابقمون هست که میگه به ازای هر 0.8 نفر یک مدیر هست هیچ کدوم از مدیران شرکت سواد و تجربه کافی درست درمونی ندارن و هیچ کاری نمیتونن پیش ببرن و در نهایت کارشناس هارو مقصر میدونن درحالی که شما چهار ماهه حقوق نگرفتید شمارو ساعت ۷ شب میبرن جلسه و از نقشه های آینده شرکت میگن و ازتون میخوان بدون چشم داشت و بر اساس وظیفتون تا دیر وقت کار کنید به شدت بد قول هستن و هر روز با یک جلسه و حرف جدید شمارو توی دور باطل میندازن که چند ماه حقوقتون رو نگیرید و همین هست که هر ۵ ۶ ماه یک بار تمام منابع انسانی و کارگر و نیروهاش فرار میکنن
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.