تعریف این شرکت رو زیاد از دوستانم شنیدم و چند بار هم رزومه فرستادم برا موقعیتهای شغلی مختلف حتی تماس هم گرفتم ولی هنوز موفق نشدم همکاری کنم چیزی که شنیدم شرکت حرفه ای و بزرگی هستن خیلی خوب با پرسنل برخورد میکنن و محیط صمیمیه گویا
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من به تازگی تجربه کارآموزی تقریبا چهار ماهه خودم رو در این شرکت به پایان رسوندم ، به جرئت یکی از بدترین مدیریت های ممکن تو زندگیم رو مشاهده کردم ، هیچ توازنی بین کار و دریافتی نیست ، شاید شما به عنوان کارآموز سئو در این مجموعه شروع به کار کنید اما نکته حالب ماجرا اینه که همه کاری باید انجام بدید:/ و آموزشی هم در کار نیست این بازه زمانی چهار ماهه به اطلاعات من در این زمینه اضافه نکرده چرا که تمامی متد ها و روند کاری تابان در حد سال گذشته است و افراد مسئول تجربه کافی و دانش مورد نیاز رو ندارد. مدیریت بخش سئو با توهم توطعه و رفتار های عجیب دنبال میشه و به هیچ عنوان مدیریتی در کار نیست نه در پخش کار ها و نه در حقوق و پاداش کوچکترین عدالتی وجود نداره ، تمامی افرادی که در بازه های زمانی مختلف در این شرکت فعالیت میکردن به دلایل نامشخص این مجموعه رو ترک کردن و گویا کلا کسی بیش از یک سال تجربه موندن در این شرکت رو نداشته! که دلیلشم اصلا قابل حدس نیست! در آخر پیشنهاد نمیکنم که زمان خودتون رو در این شرکت هدر بدید دانشی که در طول دوره کارآموزی این مجموعه به دست میارید رو میتونید با یک دوره پنج ساعته که بیست سال پیش تولید شده بدست بیارید .
تیم منابع انسانی بششششدت ضعیفی داره. فقط دنبال حرف زدن و مسخره بازین و هیچ وقت در حال کار نمیبینیشون. این چیزا اصلا رصد نمیشه و حتی با بی انصافی تمام و از روی منفعت طلبی یک سری از مسائل مهم کاری رو به به اطلاعت نمیرسونن (مثلا به چند تا تیم خاص نگفته بودن اگه وسط دوره استعفا بدی هیچ پاداشی از اون دوره بهت تعلق نمیگیره که ما بعدها فهمیدیم سیاست های کثیف کاری بوده که عمدا نگن. در صورتی که وقتی این قانون مصوب شد باید به اطلاع همه میرسوندن یا تو مصاحبه ی اسعتفا اطلاع میدادن. محیط صمیمی و دوستانه ای داره. ساعت کاری منعطف و خوب. حجم کار بشدت بالاست و خیلی کارت دیده نمیشه.و متاسفانه در هیچ سمتی آدم درستی قرار نگرفته و بر اساس پارتی بازی ترفیع صورت میگیره.
متاسفانه محیط بین مدیران میانی بسیار خاله زنک و زدوبندی است و پیشرفت شما به جنسیت و میزان نزدیکی بودنتان به مدیران است و در کنار محیط پیشرفت بسیار ضعیف آنجا آلوده به بازی با روح و روان است
انتشارات جنگل در حوزه منابع انسانی بسیار ضعیفه و تقریبا تمامی امور غیرقانونی انجام میشه: قرارداد یک ماهه، بدون مبلغ، بدون امضای کارفرما پرداخت حقوق قسطی و در چند نوبت در طول ماه - گاهی پس از التماس کارمندان اخذ سفته + قرارداد محرمانگی رد کردن حقوق پایه برای بیمه ساعات کاری بالاتر از مصوب وزارت کار بدون پرداخت اضافه کار پرداخت اضافه کار تقریبا اواخر ماه بعدی علاوه بر این مسائل، کلا چیزی به نام ساختار سازمانی وجود نداره و معلوم نیست کی داره چی کار میکنه. نیروی خوب و حرفهای در این انتشارات که با روش دکان داران بازار اصفهان اداره میشه نمیمونه
با مفهوم جدیدی از آموزش و یادگیری آشنا شدم تو این شرکت تو این مدت 5 ماه همکاری چیزی نمونده که عملی یاد نگرفته باشم از این بابت خیلی راضیم فقط یمقدار دیر قرارداد بستن تقریبا 20 روز طول کشید
گول وعده های این شرکت رو نخورید. مشکلات مالی شدید و مدیران شرکت اصلا تخصص مدیریت شرکت رو ندارند خیلی راحت دروغ میگن استراتژی درست و مشخصی ندارن و خودشون هم دقیقا نمیدونن چی کار میخوان بکنن
بهنظر میرسید که در ابتدای کار با گروهی همدل و دلسوز روبهرو شدم و همه چیز به نظر خوب و امیدوارکننده میآمد. اما پس از یک تا دو هفته فهمیدم که مدرسها توانایی تدریس مطلوبی ندارند؛ سرفصلها بیش از حد رسمی و سطحی مرور میشد و به مرور فهمیدم توانایی عملی کدنویسی در مجموعه کم است. برنامهریزی چندان منسجم نبود و هدف اصلی ظاهرا رونق کسبوکار خود مجموعه بود تا رسیدن دوره به نتیجه و جذب کار. اکثر شرکتکنندگان تا ماهها هم نتوانستند وارد محیط کار شوند. این دوره بیشتر روی آمادگی مصاحبه شفاهی متمرکز است و به ارزش زمانی و شخصی شرکتکننده اهمیتی قائل نیستند؛ بهجای آن کتابهای زیادی به زبان اصلی معرفی میشود و هر روز به بهانهای میگویند تقصیر را با خود فرد است که یادگیری به نتیجه نرسیده است. دوستانی که قصد شرکت در چنین دورهای را دارند توصیه میکنم از نزدیک فضای مجموعه را بررسی کنند و از سایر کارآموزان نظر بگیرند. ضمنا رفتوآمد به مجموعه خیلی مشکل است و مسیر برگشت از نظر حملونقل عمومی دچار موانع زیادی است.
مدتی در این مجموعه کار کردم و به وضوح افت شدید مدیریت و رفتار ناشایست با همکاران را تجربه کردم. در حقیقت سوءاستفادههای فراتر از اصول شرکت و نادیده گرفتن حقوق تیم را دیدم؛ به طوری که در مدت کوتاهی بخش زیادی از همدلیها و انگیزهها از بین رفت و افراد بسیاری تصمیم به ترک گرفتند. نتیجهی این وضعیتی بود که به نظر میرسد شرکت به مرور زمان رو به نابودی میرود و تنها با تکرار وعدههای بدون پشتوانه پابرجاست.
بدون شک بد ترین تجربه کاری اینجانب در مرکز مشاوره هیوا بود. محیط بسیار بد و شلوغ کاری و حقوق ناچیز . هزینه تماس مشتری دقیقه ای ۱۵ هزار تومان بود و ماهارو مجبور میکردن هرجور که شده صحبت کردن را کش بدهیم حتی زمانیکه مشتری تمایلی به ادامه صحبت نداشت ماهارو مجبور میکردن که یه بحثی باز کنیم و به هر نحوی که شده دقایق تماس بالا ببریم فقط برای منفعت مالی شرکت و اگر میانگین دقایق مکالمه پایین بود تهدید به اخراج میکردند و هر روز مبلغی از حقوق کسر میشد. کارگاه های اموزشی خیلی ضعیف و سطحی برگزار میشد و برای پاسخگویی به مشتری باید تو گوگل سرچ و دنبال جواب میگشتیم . حقوق حداقل به یک هفته تاخیر پرداخت میشد. زمان قرارداد بستن سفته ۳۰ میلیون تومانی میگیرن تا در زمان تسویه حقوق کمتری بدهند و راه برای اعتراض نداشته باشیم . بیمه هم نمیکنن. کسی که دنبال پول حلال باشه و نتونه جیب ملتو خالی کنه با پر کردن دقیقه بعید میدونم اونجا بتونه دووم بیاره
برای من همون جلسههای اولیه کافی بود تا احساس ناامیدی از نحوه برخورد و شرایط کاری این شرکت ایجاد بشه و تصمیم بگیرم دیگه دنبال کار در اینجا نرفتم. اولین مصاحبه با یک مدیر نسبتا میانسال بود که شرح کار و وظایف رو توضیح داد، اما در نهایت سوالات فنی کمی در حوزه شبکه و SQL پرسید و جوابها رو پذیرفت. به طور کلی روند مصاحبه طوری بود که گویی از قبل آماده شده بود و تمایلی به گفتوگو چندان مشاهده نمیشد. مصاحبه دوم با مدیر منابع انسانی بود که رفتار خیلی ناخوشایند و با نگاه بالا به پایین داشت. او با لحن تحقیرآمیز میخندید و رفتار طعنهآمیزش به حدی بود که به شعور من اهانت میکرد. وقتی سوالاتی میپرسیدم، به گونهای پاسخ میداد که سوال من را بیاهمیت جلوه دهد و خودش را بالاتر میکشید. همین یک نفر برای من کافی بود تا از سازمان دلزده شوم. بعد از تأیید نهایی از مصاحبه منابع انسانی، دوباره جلسهای برگزار شد که سه نفر حضور داشتند و سوالات و نکات جلسههای قبلی دوباره تکرار شد؛ علاوه بر آن از من درباره حقوق و مزایا سالیانه و ماهیانه سوال کردند. همان مدیر منابع انسانی در این جلسه هم با همان لحن و تمایلات تخریبکننده سعی میکرد تمرکزم را مختل کند و با چشمبهچشم شدن مداوم انجام میشد. نمیدانم چرا در هر دو جلسه همین رویکرد بیادبی را پی گرفت. در پایان جلسهها درباره حقوق صحبت شد و متوجه شدم پایه حقوق با حداقلهای قانونی وزارت کار تفاوتی ندارد و حتی از میانگین شرکتهای فعال در حوزه بانکی هم خیلی پایینتر است. علاوه بر پایه حقوق، مزایای مقرر مثل حق مسکن، ایابوذهاب و نهار هم در نظر گرفته میشد که با کسر مالیات و بیمه عملا به شکل ناخوشایندی کم میشد و نتیجه این که کار در شرکت را به دشواری و با دستمزد ناچیز تبدیل میکرد. یکی از پیشنهادها هم این بود که سه نفر به طور مشترک در سه ماه معادل پایه حقوق دریافت کنند؛ اما اگر تقسیم شود و به ماهیانه تبدیل گردد، ارزش قابل توجهی نداشت. تعهد دو ساله هم میدادند تا از شرکت جدا نشوم و همانجا کار کنم. خلاصه تجربه من پس از حدود یک ماه و سه مصاحبه، به دلیل حقوق خیلی پایین و برخوردهای نامناسب، تصمیم گرفتم به این فرصت فکر نکنم و از آن عبور کنم. یک پیشنهاد شخصی: اگر برای ارزشها و شخصیت خودتان احترام قائل هستید، بیخیال اینجا شوید.
از روزهای ابتدایی همکاری فهمیدم که فضای این شرکت با هیچکدام از تجربیات قبلیم قابل مقایسه نیست و اینجا اوضاع به شکل ناخوشایندی ناهمگون بود. در طول سالها کار در شرکتهای مختلف، چنین بینظمی و بیثباتی را کمتر دیدم و اینجا واقعا تجربهای متفاوت بود. نتیجهی برخی تلاشها بهطور واضح نمیافتاد و زمان من بیهوده صرف میشد. شرکت فاقد فضای حرفهای مناسب بود و بهنظر میرسید که مدیریت بهندرت به برنامهها، هدفها و وعدههای وعده دادهشده عمل میکند. به نظر میرسید در اینجا هماهنگی لازم بین تصمیمات و اجرای کار وجود ندارد و پیگیریهایی که انتظار میرفت انجام نمیشد. در تیم منابع انسانی هم به نظر میرسید که نقش و اهمیت نیروی کار چندان مدنظر نیست و تمرکز بیشتر روی تعدیل نیروست تا حفظ حقوق و پشتیبانی کارکنان. از نظر من حضور مدیریتی متنوعی هم وجود ندارد و ترکیب مدیریتی به گونهای بود که تجربههای مختلف و دیدگاههای تازه کمتر شنیده میشد.
مجموعه ای به شدت آماتور اما با پر مدعا، مدیر های میانی کار نابلد با طرز فکر های دهه هشتادی که محیط کاری رو خشک و غیر دوستانه کردن و اگرتو طول روز بیشتر از ۲ بار از سر میزت بلند شی بهت تذکر میدن یا اگر دیر برسی سرکار حتی ۵ دقیقه نامه اخطار برات میفرستن. البته این رفتار ها از بالای مجموعه مدیریت به مدیر های میانی سرایت کرده! مدیر عامل مجموعه یک ادم هیستریک که کنترلی روی خشم خودش نداره و این اجازه رو به خودش میده با هر نوع ادبیاتی که دوست داره با کارمند ها صحبت کنه از داد و بیداد کردن تا توهین های کلامی که بگذریم ، دائما در طول روز کاری دوربین های مجموعه رو چک میکنه و اگر موردی باب میلش نباشه به اتاق مربوطه میره و با هر نوع ادبیاتی که دوست داره به شخص مورد نظر میپره دیگه از بی برنامگی و نامنظم بودن کارها و نحوه کاری نگم براتون
به نظر میرسد که در این شرکت با بینظمی فراوان روبهرو شدم و رفتار مدیرعامل نیز به گونهای بود که ارزش کار و قوانین را به درستی رعایت نمیکردند. پیشنهاد نمیکنم با آنها همکاری کنم؛ به دلیل نبود قرارداد شفاف و رعایت نکردن اصول حرفهای، تجربهی کار با محیطی بیاعتماد و پویا نامناسب بود.
در این شرکت تنها دور خودم میچرخیدم و چیزی دستگیرم نمیشد؛ به عبارتی چیزی برای یادگیری وجود ندارد و تنها باید پروژهها را آماده میکردم. مدیران بارها تغییر میکردند و افراد دیگری به جای آنها وارد شرکت میشدند. به تعهداتی که داده بودم، از جمله کارانه، پاداش و پرداختیهای مناسبتی، کمترین توجهی نمیشد و همواره نبود نقدینگی را دلیل میشدند. هر گاه ارادهشان میکشید تعدیل نیرو انجام میدادند. ارتقای شغلی هم اگر به کسی ارتباطی نداشت یا اهل لطف و تعارف نبود، از ذهنم پاک میشد. پروژه بینتیجه بود، محیط پرتنش و مملو از شایعه و سمی.
عجیب ترین شرکتی که میتونید کار کنید همینجا ست. کار و کار و کار بدون حقوق و مزایا و جالب تر از اون شرکت اینقدر به خنسی خورده که بیمه بچه ها با تاخیر پرداخت میشه و علنا مدتی از شروع هر ماه رو بیمه درمانی نخواهید داشت مدیرانی به شدت بی سواد و درگیر روزمره و خاله زنکی بدون ذره ای پیشرفت و تکنولوژی های ب روز
من ۳ سال در این شرکت کار کردم اول اینک ب شدت رنج حقوقی شرکت پایینه هیچگونه مزایایی ندارند گول مصاحبه اول رو نخورید منابع انسانی ب شدت ضعیف عمل میکنه تسویه حسابتون رو بعد ۶ ماه الی یسال میتونید بگیرید جای پیشرفت نداره چیزی بهتون اضافه نمیشه متاسفانه عمریه ک هدر میره با کمترین حقوق و مزایا ب نظر من اخرین انتخابتون رسپینا باشه
با سلام شرکت به این بزرگی متاسفانه فقط کارشون شده نظارت به پشتیبان بدبخت با کمترین حقوق فقط کارشون شده جریمه نفرات دفتر تمامی بی مسئولیت و واقعا حیف سرکار بودنشون تمام فکرشون اینه که برای پشتیبان مشکل تراشی کنن هیچگونه دوستی و رفاقتی داخل شرکت وجود نداره همش شده باند بازی وقتی رئیس از برنامه دیوار انتخاب بشه باید فاتحه شرکت نفرات خوند هرکس که میشه مسئول تمام سعی اینه که هم زبان خودشو بیاره بالا بقیه هیچ شرکت شده ۲۰۰ کارمند که به ۱۰۰ تا پشتیبان نظارت کنن انگار پشتیبان برده و نوکر آنها هست هیچگونه احترام و شخصیتی برای پشتیبان قائل نیستند حیف وقتی که بزاری برای این افراد که فقط فکر منفعت خودشون هستن
باور دارم که هر سرمایهگذاری روی زمان و انرژیام ارزشمند است، پس تجربهای که از بوت کمپ مپصا داشتم را به این شکل بازگو میکنم. در محیطی که به شدت غیرحرفهای به نظر میرسید، تلاش میکردند مباحثی که باید طی هفت ماه پوشش داده میشد را در دو تا سه ماه جا بدهند. فشار و استرسی که دائما به من وارد میکردند، نتیجهی مطلوبی به همراه نداشت و از نظر من کمبود حرفهای بودن در برخورد با شرکت مشهود بود.
به شدت برای اولین بار عصبی شدم...کاملا غیر حرفه ای رفتار می کنند...و با اعتماد به نفس کاذب بار فنی خودشون رو به رخ هم میکشن...خلاصه اینکه هر کی اینجا میاد فرار می کنه...بخصوص مدیرانش نیاز به رفتار درمانی دارند...
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.