تجربه کارآموزی من در یک شرکت فناوری شروع شد و به من فرصت خوبی برای یادگیری داد. عدد تجربه برایم مفید بود و بهطور چشمگیری مهارتهای عملیام را تقویت کرد. در طول مدت کار، با محیطی پویا و پیچیده روبهرو شدم که تجربههای جدید را به همراه داشت و توانستم tint استفاده کنم. با وجود فشارها، روند کار را بهخوبی دنبال کردم و از طریق مشارکت با تیمها، مطالب جدید را سریع فرا گرفتم. نتیجه این دوره، نه تنها دانش فنیام را ارتقا داد بلکه نگاه حرفهایام را نسبت به پروژههای فناوری اطلاعات روشنتر کرد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در این محیط کاری احساس میکردم بیبرنامه و بیثبات است. درون سازمان، شفافیت وجود نداشت و به نظر میرسید تبعیض رایج است. تصمیمگیریها اغلب به صورت لحظهای از سوی مدیران سطح بالا بود و قراردادهای کوتاهمدت به اجرا میرسیدند بدون اینکه مسئولیتی برای تعدیل نیرو پذیرفته شود. ساختار سازمانی ناکارآمد بود و به احساس من ارتباطی با مدیران وجود نداشت؛ برخی مدیران واحدها حتی یکبار هم به واحد خود نیامدند و از اتاقشان بیرون نمیآمدند.
در مدت یک سال به عنوان بکاندنویس در عدد مشغول به کار بودم و تجربهای پرتنش اما هیجانانگیز داشتم. تیم ما جوان و پرانرژی بود و با وجود سرعت بالا، همواره با چالشها رو به رو میشد و به دنبال پشت سر گذاشتن هر مشکلی بود. فضای کار خیلی دوستانه و مثبت بود تا آنجا که کار ما برای من به نوعی تفریح بدل شده بود. در نهایت، تجربهای خیلی خوب و ارزشمند برایم بود.
شرکت سپهرنت ایرانیان را تجربه کردم. اگر دنبال کار با حقوق و مزایای نسبتا مطلوب در قالب کار نسبتا ساده و بدون هیچ فشار سنگین هستید، جای مناسبی میتواند باشد. از نظر پیشرفت حرفهای احتمالا رشد زیادی نمیکنید، اما مزایا چون عیدی، سنوات، پاداش و گاهگداری ایام خاص خوب پرداخت میشود. نقشها به گونهای است که مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره در یک مسیر واحد قرار میگیرند و همه کاره بودن چنین فردی را میطلبد. مشتری اصلیشان موسسه اعتباری نور است. اگر قصد ترک شغل دارید، بهتر است حقوق را در ابتدای کار بهخوبی توافق کنید چون تغییر چندانی در آینده نخواهد داشت. تعداد کارکنان تقریبا صد نفر است و شرکت چند ساختمان نیز دارد.
برای من تجربه کاره با فرانش، در ابتدا خیلی خوب بود اما مدیریت بهشدت ضعف داشت؛ هر انتقادی رو با تمسخر و نیشخند پاسخ میدادند و همین رفتار باعث شد کمکم همه بیعلاقه بشن و خیلیها دیگه اونجا نخواهند بود. اگر از مدیران صرفنظر کنیم، هیچوقت دو سال هم کارمندها با اونها همسفر نبودند؛ شرکت سریع نیرو میگرفت اما به سرعت هم خارج میشدند. من هم با سختی استعفا دادم، هرچند الان دیگه اونها اونجا نیستند. در مجموع خاطرات خوب و بد زیادی با فرانش دارم و با ارزشی که برای من داره، هنوز برایم عزیزه.
در حدود یک سالی بود که با راهکارهای همراه کارینا همکاری میکردم و تجربهای با ابعاد متفاوت داشتم. آشنایی با سرویسهای گوناگون از مزیتهای کار با این تیم بود و به خاطر وجود استکهای متنوع، مهارتهای من در مواجهه با چالشهای مختلف تقویت شد. فضای کار با همکاران گرم و دوستانه است، اما یک مشکل وجود دارد که اغلب کاملا قابل مشاهده نیست: به طور مداوم مدیرعامل را در جلسات یا جشنهای داخلی نمیدیدم. همچنین میزان کارکرد برخی تیمها از سوی مدیران با سطح کیفی پایینتر هدایت میشود که این مسئله باعث سردرگمی و نارضایتی در برخی مواقع میشود.
با وجود نظم مشخص هر روز کاری، من سالی را در واحد زیرساخت به عنوان مدیر سیستم سپری کردم. شرایط مرخصی، مزایا و شیوههای محاسبه حقوق به وضوح مشخص بود و هر امکانی با روال مشخصی پیش میرفت. گاه مناسبتهای متنوعی مانند شب یلدا، عید و جشنهای هفتمین سال حضور کارینا برای کارکنان برنامههای خوبی داشت. عملکرد مدیر فنی تا حدودی با نکات مثبت همراه بود و میشد از بهبودها هم انتظار داشت؛ اما رابطه مدیر عامل با سایر همکاران به میزان زیادی وجود نداشت. با این حال مدت زمانی که در کارینا بودم، تجربههای مثبتی اتفاق افتاد و با رشد رو به جلو شرکت همراه شد.
در این تجربه با وجود ظاهر کاری پویا رسانه، به شدت احساس فشار و بیثباتی داشتم. از ابتدا با بینظمی در ساعات حضور و ضعف در هماهنگی روبهرو بودم و برخوردهای نامناسبی هم شنیده میشد. مدیریت کارآمدی وجود نداشت و فشاری که برای انجام کارها احساس میکردم، بالاتر از حد انتظار بود. بروکراسی داخلی به اندازهای بالا بود که روند کار را کند و دشوار میکرد. شرکت با وجود کوچک بودن، انتظارهای بالایی از کارکنان داشت، به حد گوگل دراماتیک فکر میکرد اما منابع و ساختار لازم برای این سطح را فراهم نمیکرد. استفاده از اسکرام هم درست انجام نمیشد و به شکل کارآمدی اجرا نمیشد. فضای کار به شدت نامناسب بود و این مسئله بر روحیه و کارایی تیم تأثیر منفی میگذاشت.
شرکت میاره تجربهای کار بود که از نظر من جو خشک و با فضای مذهبی حاکم بر آن خیلی ملموس بود.
با وجود فشار کاری بالا و کمبود نیرو، بار وظایفم به شدت سنگین است. وعدههای زیادی داده میشود اما غالبا به شکلی نامطمئن میمانند و پایانش مشخص نیست. برای مثال، از سال قبل مقرر بود تحت پوشش بیمه قرار بگیرم که بالاخره از آبان عملی شد و جبران خسارتهای آن زمان همچنان بدون پیگیری رها شده است.
برای من دوران تجربهای پر از پروژههای گوناگون و جوی دوستانه بود که در آن همدلی بین همکاران و برخورد مهربان مدیران حس میشد. طی مدت همکاری، با وجود چالشها، محیطی را دیدم که انگیزه و علاقه به یادگیری را تقویت میکرد.
هفتهای که من اینجا کار میکنم، یک سال است که به عنوان موشن گرافیست در رفاه مشغول به کارم. با وجودی که تیم بازاریابی نسبت به بخشهای دیگر بهتر عمل میکند، اما همچنان نقصهای جدی دارد و جو کار بهظاهر دوستانه اما واقعا توصیهشده به سمت فشار و توهم صمیمیت میرود. حقوق و مزایا در سطح ابتدایی و پایینترین حدها باقی میماند. مسیر رشد و ارتقاء به طور واضح از کارمندان سلب میشود و هیچ ارجاعی به زحمات آنها داده نمیشود. در کل اگر دنبال فضایی کاملا کارمندمحور با کمترین استرس و دغدغه هستید، جای خوبی میتواند باشد؛ اما اگر دغدغه حقوق مناسب و فرصتهای پیشرفت شغلی دارید، رفاه قطعا گزینهی مناسبی برای شما نیست.
به نظرم در کل دیجیکالا جای بسیار خوبی برای کاره. تعادل خوبی بین کار و زندگی هست و حقوقش جزو بالاترینها در ایران ه. تجربهی کار در یک سازمان بسیار بزرگ با افراد مختلف میتونه خیلی در مسیر پیشرفت شغلیتون تاثیرگذار باشه. ایرادی که من میتونم بگیرم این است که دیجیکالا از اون جایی یه سازمان بزرگ هست، دست شما به عنوان یک متخصص آیتی خیلی باز نیست در نتیجه خلاقیت و نوآوری در دیجیکالا نسبت به استارتآپها کمتر به چشم میاد. ساعت کاری تا حد زیادی شناور هست و اگر دیر سر کار برسید میتونید بیشتر شرکت بمانید و کسری کار خود رو جبران کنید. محیط کاری جذاب و مدرن ه و در بدور استخدامتون یه لپتاپ و مانیتور (و در صورت موافقت مانیتور دوم و کیبورد) بهتون داده میشه. حقوقها سر موعد مقرر واریز میشه در طول یک سال تنها یک بار دیدم که با تاخیر چند روزه واریز شه نهار هم از طرف شرکت داده میشه
در سومین هفته دی بود که فهمیدم آنجا جای من نیست؛ شرکت با پیچیدگیهای مالی و تنگدستی در تار و پودش نفوذ کرده بود و این صرفا به حقوق محدود نمیشد.
در فضای کار تیمی همدلی و گرما وجود دارد، اما مدیریت و منابع انسانی در تصمیمگیریها و رشد کارمندان کمی ضعیف عمل میکنند.
در این شرکت استارتاپی با چالشهای دوام تیم و جذب و نگهداشت نیرو مواجه بودم، اما طی یک سال حضورم، رشد مجموعه به مرور کاملا ملموس شد.
مدت کوتاهی که توی این شرکت کار میکردم، با مشاهدهی همبندیشیها متوجه شدم که بخش زیرساخت به دلیل نبود مدیریت مناسب و رفتارهای ناپسند برخی از نیروها، به تدریج از دست رفت. به طوری که تعداد مدیران سیستم از سه نفر به یک نفر رسید و به جز یک نفر، هیچیک از سایر sysadmin ها بیش از ده ماه در شرکت دوام نیاوردند.
در این شرکت شاهد وضعیتی بودم که قراردادها با کارکنان به شکلی یکطرفه بسته میشود و آنچه از جانب شرکت به تعهداتش نسبت به نیروها میرسد، اغلب اجرا نمیشود. پرداخت حقوق به طور منظم و بهموقع انجام نمیشد و جو کار به شدت تحت سلطه و تمرکز تصمیمگیری بود. از وجود برنامه یا نقشه مشخصی خبری نبود و هر گونه انتقاد یا درخواست از سوی ما با بیتوجهی یا بیاثر ماندن در لایههای پایین مدیریتی مواجه میشد. مدیران ارشد به نظر میرسیدند هیچگونه تحصیلات آکادمیک مرتبط ندارند. مدیریت در سطوح مختلف کمفرد و ناکارآمد به نظر میرسید و ساعات کاری به طور مشخص و ثابتی تعیین نشده بود. برای تاخیرها معمولا کسری حقوقی چند برابر لحاظ میشد و این مشکلات را میتوانم بهعنوان بدترین تجربه کاریام در این شرکت توصیف کنم.
ممکنه حقوق دریافتی نسبت به سایر شرکت ها کمتر باشه ولی به هر حال چیزی هستش که خودتون تو قرارداد پذیرفتین. از از لحاظ پرداخت به موقع و بدون مشکل هستش. تو انجام تسک ها تخمین ها و زمان ها باید دقیق ثبت بشن که اگه عادت نداشته باشین اذیت کننده هستش. ساعت کاری شنبه تا چهارشنبه 9 تا 18 و پنج شنبه ها 9 تا 1.30 هستش شناوری رو میتونید یه ساعت زودتر ورود و خروج کنین یعنی از 8 تا 17. و یک ساعت در روز زمان نهار و ... دارید. تنوع پروژه ها زیاد هستش و هر ساله چندین پروژه مختلف انجام میشه. اگه مدیر پروژه و... نباشین احتمال اینکه تو زمان غیر کاری باهاتون برای انجام کاری تماس بگیرن خیلی کمه. امکان پیشرفت وجود داره. و گاهی اوقات برای بررسی و تست تکنولوژی های جدید تو پروژه ها میتونید زمان اضافه بگیرید. به طور کلی شرکت خوب هستش ولی به دلیل اینکه شرکت نرم افزاری هستش و درآمد به طور مستقیم از قرارداد ها تامین میشه زمان انجام پروژه ها محدود و مشخص هستش و سقف حقوق وجود داره و احتمالا بعد از یه مدت برای افزایش حقوق از یه حدی به بالاتر باید برید یه شرکت دیگه.
درس تجربهکاری من از محیطی پرجنبوجوش برخوردار بود، اما امکانات رفاهی نسبت به اسنپ پایینتر بود و فضای کار برایم چندان دلنشین نبود؛ محیطی شبیه آکواریوم بود و جذابیتی خارج از کار وجود نداشت. تجهیزات در اختیار هم سطح پایین و ضعیف بودن و به نسبت بسیاری از شرکتهای دیگری که تجربه داشتم، بهتر به نظر نمیرسید. در ضمن، عدد مربوط به شماری کارکنان را اینجا اشتباه نوشتن و عدد واقعی بالای دویست نفر است.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.