این تجربه را برایم جالب بود و میخواهم از زبان خودم بازگو کنم. حدود یک ماه پیش برای یک فرایند استخدام وارد شرکت SternX شدم و روند مصاحبه تا حدی نامنظم پیش رفت. در جلسه HR، مسئول مربوطه حدود ده دقیقه دیر رسید و من بهطور مودبانه ایمیل زدم؛ او با عذرخواهی دوباره جلسه را آغاز کرد. پس از آن گفتند که پذیرش انجام شده و آفر برایم فرستاده میشود، اما قرار بود مدارک و NDA هم ظرف دو تا سه روز ارسال شود که بیش از یک ماه طول کشید. من بیش از پنج بار پیگیری کردم اما پاسخ مشخصی دریافت نکردم. تصمیم گرفتم که بهطور جدی یک ماه دیگر به SternX ملحق شوم، اما بین راه به شرکت رفتن برای آشنایی با محیط بود که قبلا برای آن برنامهریزی کرده بودم. در روزهای قبل از بازدید، با استفاده از لینکدین، تماس و پیامرسانها سعی کردم مسئول HR را پیدا کنم تا آدرس را بفرستد، اما تا لحظه آخر هیچ پاسخ روشنی دریافت نکردم. وقتی رفتم داخل شرکت، با وجود اینکه پیام از پذیرش گرفته بودم، یک تسک نامربوط به من دادند که همان روز انجامش بدهم. امروز ۱۲ شهریور بود و چند روز قبل گفتند که چند مدرک از جمله حساب بانک سپه و NDA را برایشان بفرستم، من همه را تهیه کرده بودم. فردا اولین روز کاری من میشد، اما امروز تماس گرفتند و گفتند پوزیشن را فعلا «هولد» کردهاند و منتفی است. جالب است که با یکی از دوستان صحبت میکردم که برای مصاحبه با این شرکت در گذشته توافق داشتند اما شرکت تا به حال با او تماسی نگرفته بود. پس از چند ایمیل و پیام، دوباره خبری از آن دوست نگرفتم. SternX https://www.linkedin.com/company/sternxtech/
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
مدت زمانی که در این شرکت کوچک خانوادگی به عنوان برنامهنویس داتنت کار میکردم، کمتر از انتظارم بود. حقوقها با رابطههای فامیلی تعیین میشد و این موضوع روی احساس حرفهایبودن تیم تأثیر میگذاشت. از نظر یادگیری و کسب تجربه طی حدود یک سال همکاری، پیشرفت چشمگیری ندیدم. رفتارهای ناسازگار یا حرفهاینبودن خاصی مشاهده نکردم، اما توقعی از رفتار حرفهای نیز وجود ندارد. اگر دنبال فرصتی برای صرف تفریح یا آشنایی ابتدایی با دنیای برنامهنویسی هستید، شاید مناسب باشد، اما باید بدانید که پروژهها خیلی جدی گرفته نمیشوند و کار به شکل کامل انجام نمیشد.
اینجا رزومه نفرستید ایمانی ، اگر بابات مدیر عامل بانک نبود ، مدیریت توالت پارکو هم بهت نمیدادن مدیر عامل هم ول کرد رفت ! تو بمون و حرمسرات
با وجود تاخیر نیم ساعته در دعوت به مصاحبه، کار را با فاصله کوتاهی آغاز کردم و از همان جلسه اول مشخص بود که شرکت کوچکسازی دارد. گویی روند پرداختها نامرتب است و قراردادها به صورت دقیق و مطابق با استانداردهای معمول بسته نمیشوند. مدت آزمایشی دو هفتهای بدون قرارداد روشن، و پوشش بیمه پایه به چشم نمیآمد. در مجموع وضعیت به نظر من ناامیدکننده بود و تصمیم گرفتم از ادامه فرآیند منصرف شوم.
من سابقه چندین ساله ای که تو شرکت یاس داشتم رو خدمتون عنوان میکنم سالهای اولیه حقوق نسبتا خوبی میدان به نسبت کاری که پشتیبان انجام می داد ولی هر ساله به بهانه بهره وری ساعت کار رو افزایش می دادند و از حق و حقوق پرسنل پشتیبان می زدند تاجایی که خیلی از نیروهای با سابقه کاری بالای چندین سال دیگه حاضر بودند بیکار باشند ولی تو شرکت یاس ازشون بیگاری نکشن و تو هرسال که میگذشت نیروهای قدیمی خودشون رو اخراج میکردند یا خیلی از نیروها حاضر بودند خودشون کلن از شرکت بیرون برند چون نه از زندگیت چیزی میفهمی و نه حقوق درستی بهت میدن و فقط هر ماه کار بیشتر و پشتیبانا رو تو مگنه قرار میدن قرار دادها رو هم یک ماهه میبندن یعنی ماه بعد کلن رو هوایی ،خیلی بهت حال بدن و حرف گوش کن باشی سه ماه میبندن البته سالهای قبل ۶ماه بود اینم بگم که مثلا کار میکردی آخر ماه که میشد تازه قرار اون ماه رو میاورند میگفتند امضا کن !نیروهای جدیدی هم که میومدن ظرف ۲یا ۳ماه اکثران انصراف می دادند،فقط میشه گفت درکل عمر و جونیشو هر کی میخواد هدر بده بره شرکت یاس ،چون هیچ تجربه و آموزش بدرد بخوری هم نداره که بعدش بیایی بیرون بدردت بخوره،فقط یک کارت بهت میدن میگن برو کد بزن رو دستگاه و رول بده مشتری ،تو محیط داخلی شرکت هم مسئول کارگاه خیلی خشک هستند و فقط زیراب همدیگه و پشتیبانا رو میزنن و درکل اصلا محیط کاری خوبی نداره فقط تنها مزیتش بیمه تامین اجتماعی میکنن که اونم چون مجبورن و بیمه تکمیلی داره و سر موقع چند غاز حقوق میدن که برای ۱۰روز اول ماهت کفاف میکنه و بس،درکل اصلا ارزش نداره به نام کارمند و به هوای بانک ملت و شرکت به پرداخت تو شرکت یاس ارغوانی کار کنی ....
در اینجا با تلاشی برای بازگوکردن تجربهام از ایران هاست، احساس کردم ساعات طولانی کار، فشارilege زیادی را به همراه دارد و رفتارهای درونی شرکت بهشدت تائم است. فضای کار بهگونهای بود که احساس میکردم بر مدیران و همکاران کنترل شدیدی وجود دارد و روابط میان افراد به شکل بازیهای گروهی و باندی درآمده بود. احترام چندانی نسبت به کارکنان دیده نمیشد و مدیریت صرفا با دیدی اقتصادی و صرفهجویی بیمحابا برخورد میکرد. منابع انسانی با رفتاری خشک و بیرحمانه عمل میکرد و حقوق دریافتی هم به میزان قابل توجهی پایین بود.
دانا پرداز عین هیئت هستش یعنی اصلا شرح کاری مشخصی نداره و تو هر پوزیشنی باشی ممکنه تسکی بهت بدن که به تو مربوط نیس مدیر کاربلد و حرفه ایی تو هیچ پوزیشنی نداره هروقت بخوای مرخصی بگیری با عذاب بهت میدن و بابت مرخصی باید کامل توضیح بدی کجا میخوای بری و چیکار میخوای بکنی مدیرعامل به شدت خسیسه و از تمامی هزینه ها میزنه هرسال که عکس پایان سال میگیرن تا سال توی عکس بعدی بعد 70 درصد نیروها رفتن نیروی قدیمی شاید کلا 5 تادونه داره به شدت دوربین ها کنترل میشه و عین مدرسه بازخواستت میکنن معمولا زیر 1 سال نیروها میرن اصلا پیشنهاد نمیکنم
مراحل مصاحبه و اطلاع رسانی های زمان مصاحبه اوکی بود و سروقت انجام شد ولی برای نتیجه مصاحبه آخر ، چه مثبت چه منفی قرار بود چندروز بعدش خبر بدن که اطلاع ندادن و به نظرم این پوئن منفی هست. که به نظرم نیازه واحد hr توی این موراد نظارت و بازبینی داشته باشن
در جواب کساییکه میان دفاع میکنند و میگن رزومه افراد در لینک دین ملاکه: اخه بی مغز!!!!! لینکدینو که طرف خودش نوشته و ادعا کرده x,y,z رو فووووله.....خروجیش توو شرکت رو باید دید 10نفر گفتن ****** 3ساله داره میچره یه پروژه لانچ شده حتی فاز اول نداره...ایشون به شدت مشکلات اخلاقی داره حالا باز بیا حرف مفت بزن یکی بیاد بگه این ****** که مدیره این 3تا خروجیو داشته بگید دیگه چی بوده؟
مدیر تیم بک افیس(******) یه ادم دهلتی و سراپا عقده ای بود که عاشق تخریب افراد در جلسه مصاحبه بود. سوالاتی میپرسید که خود بی سروپاش در کار از بقلش رد هم نشده بود و پروژه ای که خودش از سفر زده بود اسپاگتی کد درجه یک بود.پرمدعای پرخاصیت فقققط زیر اب میزد و فضولی میکرد مدیرای تیم دیتابیس پروژه میگرفتن از شرکتهای دیگه و بصورت فریلنسری در شرکت انجام میدادن جالبه معاونت مجموعه میدونست ولی چون خودشم یه بیسروپای بیسواد بود لال مونی گرفته بود و دور هم چپاول میکردند مدیر تیم ****** خانمی بودند(******) که بخاطر روابط خارج از کار و صمیمانه ای که با مدیران داشتند علارغم بیسواد بودن برای این سمت انتخاب شده بودند.این خانم انقدر بیسواد بود و خودش اینو به خوبی میدونست که وقتی کسی ازش سوال میپرسید گوشه ناخنشو میکند در این حد استرس داشت.ایشون به داشتن روابط صمیمانه و خارج عرف در سداد معروف بود ی******
افتضاح! تمام چیز هایی که دوستان گفتند رو تایید می کنم و دیگه تکرار نمیکنم وققتون رو بگیرم. مدیر عامل یک ترک به شدت پر رو و بی ادب. قشنگ در جلسات تو چشمت نگاه می کنه و بی احترامی می کنه. خوشحالم که شستم و آویزونش کردم در آخرین حضورم. موقت کار کنید توش زود برگردین خونه و مهارت یاد بگیرین و از شرکت خارج شین.
مدیریت دروغ گو و اصلا قابل اطمینان نبوده ، دایما بهانه مشکلات مالی و امروز و فردا کردن بابت پرداخت حداقل حقوق ، رفتار مدیریت بسیار غیر اخلاقی و مبتنی بر اختلال چند شخصیتی میباشد ، اصلا توصیه نمیکنم کار کردن در آن محیط را.
میخواهم بگویم که تجربهام از کار در گروه هوژان چندان رضایتبخش نبود. جایی که کار کردم، نظم چندان مشخصی وجود نداشت و پرداخت حقوق بهطور مرتب انجام نمیشد. مزایای خاصی هم تجربه نمیکردم. اگر تاخیری میافتاد، جریمه میشدم و قسمتی از حقوقم کسر میشد، در حالی که اضافهکاری به منقولهای از آن نیست.
در یک جمله بهترین شرکت تحقیقات بازاریابی در ایران - شروع پروژه با انعطاف بالا بود. بخاطر مشکلات من واقعا کنار آمدند و نیرو کمکی دادند. کیفیت کار در اولویت اول این شرکت هست. از همکاری با شما خیلی راضی هستم.
بزارین خیلی ساده براتون محیط این شرکت رو شرح بدم: یک محیط کاری بسیار سمی از هر نظر، حقوق و مزایا رو تا اونجایی که بتونن با شما پایین میبندن و برای خود من این رقم تقریبا 5 تا 6 میلیون تومان از اون چیزی که میتونستم دریافت کنم پایین تر بود و با توجه به اینکه نیازمند فوری کار بودم کار رو قبول کردم و سال دوم قرارداد رو با رقم مد نظرم بستم. از نظر کاری هم خود مدیر عامل شخص خوبی هست ولی استرس داره به شدت و مدلش اینه که سخت اعتماد میکنه به عملکرد همه نیروها. در خصوص خود من یه خانومی هست که اون موقع مدیر مارکتینگ بود و من سال اول زیر نظر این آدم که در حد عشایر از شبکه میدونست کارکردم. الان مدیر پشتیبانیه و این آدم به شدت سمه از این نظر که بخوای مرخصی بری باید هفت تا جد و آبادت بیاد جلو چشت که کجا میخوای بری و فقط یه روز برو و هزار تا چیز دیگه. خدا رو شکر سال دوم زیر نظر مدیر عامل بودم و این آدم دیگه مدیر من نبود بس که بیسواده. از نظر دانش فنی هم میتونم بگم که هیچ مدیری تو این شرکت نیست که دانش فنی درستی تو جایگاهی که هست داشته باشه. و نکته جالب در مورد این شرکت اینه که مدیر مالی شرکت خواهر رئیس شرکته و تا اونجایی که بتونن از همه چیز میزنن تو خرج کردن برای نیروها و وضعیتشون. از همه نیروها موقع ورود سفته میگیرن و جالب اینه که سفته منو گم کردن. البته یکسال بعد تسویه سفتتو میدن. کلا اگه خانوم هستین نرین اونجا چون دوتا پسر تو فروش هستن که قطعا بهتون پیشنهاد میدن. اگر آقا هستین و سربازی نرفتین تجربه خوبیه برای تداعی شدن محیط جنگ اعصاب و کاهش اعتماد به نفس. خلاصه که دنیای سمیه این شرکت. برین تو پرخاشگر میاین بیرون یا دیوونه میشین با استرس و اضطراب زیاد.
دو سالی را با افتخار در این شرکت سپری کردم و این دوره را تجربهای بسیار ارزشمند میدانم. جو کاری آنجا به سمت رشد و پیشرفت هدایت میشود و از نظر پرستیژ هم محیطی مطلوب دارد. همکاران سطح بالایی دارند و رابطهها دوستانه و صمیمی است. از نظر فنی هم همیشه در حال بهروزرسانی و ارتقاء بودیم. در کل، این دوساله را به عنوان تجربهای عالی مینگرم.
من حدود یک سال توی شرکت شماران کار کردم. یادمه روز اول که رفتم کلی استرس داشتم. من مستقیم با رییس هیات مدیره (******) کار میکردم، همون روز اول اومد و دید استرس دارم، بهم گفت اینجا خونه خودته، اگه اشتباه کنی ایرادی نداره ولی اگه یاد نگیری ایراد داره. بهم فرصت یاد گرفتن داد. من خیلی چیزا رو مدیون ایشونم. چون منزلمون غرب بود، مجبور شدم شماران رو ترک کنن. مثل هر شرکتی، معایبی داره ولی محاسنش بیشتره. در ضمن در مورد ناهار رایگان که یکی از دوستان نوشته بود ، باید بگم که دو ماه آخر همکاری من، ناهار رایگان میدادند. ولی چون تنوع نداشت و همکارام بعضی مدل غذا هارو دوس نداشتن، کلا داشت کنسل میشد..
با سلام. این شرکت در حدود دی 1400 یک آگهی استخدامی و جذب کارآموز در زمینه مخابرات سیستم منتشر کرده بود و من به این واسطه رزومه فرستادم و دعوت به مصاحبه شدم. صبح روزی که مصاحبه داشتم ، به خودم گفتم من که چیزی بلد نیستم و خیلی سطح علمی ام پایینه بهتره که نرم. به خاطر همین ،با پیامک بهشون اطلاع دادم که نمیام.( خودشون با یک موبایل تماس گرفته بودند و دعوت به مصاحبه کردند.اون موقع خط ثابتشون راه نیفتاده بود ولی الان فعاله.) علی رغم اینکه در چنین شرایطی که کارجو مصاحبه رو شرکت نکنه چه با اطلاع چه بی اطلاع ،معمولا اون شرکت نظر منفی نسبت به اون شخص پیدا میکنه و میگه که روی این آدم نمیشه حساب کرد ، با این وجود در جواب پیامکم گفتند اگر مشکلی دارم میتونم روز و ساعت و مصاحبه رو عوض کنم. من هم دلمو زدم به دریا و یه وقت مصاحبه جدید گرفتم و رفتم. قبل اینکه برم ،چون جاهای زیادی مصاحبه رفته بودم ،فک میکردم یه ساختمون معمولی با کمترین امکانات باشه و محیطش محیط دلچسب و خوشایند برای کار نباشه. اما وقتی وارد شدم دیدم همه چیز شیک و نو و حساب شده است و کاملا شبیه فضاهای نوآوری و فضاهای کاری اشتراکی که طراحی و دیزاین ویژه ای دارند ،هستش . همه کسایی که اونجا بودن ،بسیار جوان و البته متدین و مقید .از ظاهر و رفتار کاملا معلومه. همگی هم آقا هستند و خانوم ها رو تا جایی که میدونم جذب نمیکنند. وارد اتاق مصاحبه شدم که محیط مخصوص مکالمه و جلسات بود و از نظر صدا ایزوله بود و به نوعی مصاحبه در محیط آرامی انجام شد. ( بعضی جاها حتی دانش بنیان ها که برا مصاحبه میری ، وسط بقیه کارمندا یه میز صندلی میذارن و شروع میکنن مصاحبه که آرامش ذهنی رو از آدم میگیره و حس ناخوشایندی داره.) خلاصه طبق معمول مصاحبه ها شروع به گفتگو کردیم.( فقط یه نفر مصاحبه میکرد.) از من در مورد درس هایی مثل dsp و مخابرات پیشرفته سوالاتی کردند . علی رغم ضعف علمی در پاسخگویی من ، فرد مصاحبه کننده به من اجازه داد که مدت کوتاهی اونجا کارآموزی کنم و بعدش من رو ارزیابی کنند که بمونم یا نه. ( علت این هم که اجازه داد به نظر من اخلاق مداری اون شخص و اینکه میخواستن به جوان هایی مثل من میدون بدن کار یاد بگیریم و محک بخوریم .البته اصرار خودم به دلیل علاقه به زمینه تحصیلیم هم موثر بود) ارزیابی هم به این شکل بود که چندتا تسک پیاده سازی در matlab از موضوعات مخابرات پیشرفته بهم دادند و قرار شد بعد از انجام هر تسک یک گزارش در word تهیه کنم و ارائه بدم. اونجا یک سیستم کامل در اختیارم گذاشتند . سیستم ها کاملا نو و یه جورایی در حد آکبند بود و خب حس خوبی داره . اینترنت وای فای و lan با سرعت بسیار بسیار بالا در اختیار بود. نمارخانه مجزا داشتند . و ضمن اینکه یک مجموعه سرویس بهداشتی بسیار تمیز و شیک و استریل تعبیه کرده بودند که چون خودم همیشه از این بابت نگرانم ،اونجا خیالم راحت بود. صبح ها از ساعت 8 تا 8 و نیم وقت صرف صبحانه بود در نمازخانه و صبحانه هم به عهده شرکت. سفره می انداختند و همه دورهم هر روز یک چیز میل میکردند .کره پنیر ،عدسی و امثالهم. سه شنبه ها هم صبح زیارت عاشورا داشتند . ناهار هم شرکت سوبسیت میداد و از طریق یک اتوماسیون هر شخص میتوانست ناهار سفارش بدهد .( شبیه سامانه غذا و سلف دانشگاه ها ) من بیشتر از یک ماه آنجا نماندم.علتش هم ضعف علمی خودم بود . خودم هم نرفتم. با این حال برخوردها با من بسیار محترمانه بود . ضمن اینکه این چند مدت پولی بابت ناهار ها پرداخت نکردم و مهمان شرکت بودم. جایی خوبی برای رشد است . من قدر ندانستم . امیدوارم این تجربه براتون مفید بوده باشه.
به من گفتند فرآیند مصاحبه چند مرحلهای بود و استقبال شد از رزومهام، اما کامل داستان برای من تجربهای ناخوشایند را رقم زد. نخستین تماس حدود یک هفته تا ده روز پس از ارسال رزومه گرفتم و مصاحبه نخست بهصورت آنلاین برگزار شد؛ بیشتر وقت مصاحبه صرف توضیح درباره دلیل خروج از کار قبلی شد. مصاحبه دوم که یک هفته بعد از اولی بود، با حضور مدیر ارشد واحد، فردی که قرار بود با او همکاری کنم و دو نفر از بخش منابع انسانی برگزار شد. این بار هم حضوری بود و باز هم سوالاتی درباره ترک شغل قبلی پرسیده شد تا آنها را قانع کنم و توضیح بدهم. در مورد حقوق و مزایا اطلاعی داده نشد؛ گفتند توضیح دقیق ندارد و اگر گزینه شود، حقوق مطابق با اشل شرکت مشخص میشود. به طور کلی تجربهای جالب نبود و به نظر میرسید تمرکز اصلی روی بررسی زندگی خصوصی من باشد تا ارزیابی حرفهای. در نهایت پس از گذشت دو هفته از مصاحبه، خبری از ایمیل رد یا فیدبک نبود و الگویی که از منابع انسانی داشتم هم بیپاسخ ماند. در لینکدین هم پاسخگویشان نبود. بهطور خلاصه منابع انسانی بسیار ضعیف و ناکارآمد بود و اصول پایه را هم رعایت نمیکرد؛ توصیه میکنم از وقتگذاشتن برای مصاحبه با آنها پرهیز کنید.
سلام به همه این خیلی خوبه فضایی وجود داشته باشه تا آدمها بتونند بدون ترش اظهار نظر کنند و نظرات واقعی خودشون رو بگن. ولی خب ماها همه قبل از اینکه آدم باشیم انسان هستیم فارق از هر دین و مسلکی که داریم یکسری اصول واحد و مشترک رو داریم یا باید رعایت کنیم از جمله این موارد دروغ گو نباید باشیم یا با انصاف باشیم! اولین چیزی که تو این کامنت ها واقعا من رو ازرده کرد این حد از بی انصافی بود واقعا در یک شرکت 150 نفری این همه مشکلات به این شددت وجود داره؟ پس چرا ماهایی که تو شرکت هستیم این رو احساس نکردیم ، صد درصد مشکلاتی هست کما اینکه در هر شرکت دیگه ای با شدت و ضعف وجود داره و بخشیش طبعی است و بخشی هم باید اصلاح بشه و اتفاقا وجود همچین جاهایی باعث میشه با بیان اون مشکلات ، مشکلات پیگیری و مرتفع بشه ولی بی انصافی و دروغ همیشه زشت هست. اینکه چند نفر به هر دلیل از شرکت کنار گذاشته شدند یا خودشون از شرکت جدا شدند بیان مطالب غیر واقع بگن در درجه اول شخصیت خودشون رو زیر سوال میبره! فقط یک نکته بگم (این نکته رو یکی از بچه های اینجا با یه سرچ ساده پیدا کرد) و مرخص بشم! اگر شمایی که میاید اینهمه با این شدت کامنت منفی میذاری ، در گفتار خودت صادق هستی نباید متوسل به دروغ بشی نباید یک چیز رو با اکانت های مختلف بیان کنی تا به بقیه القا کنی چندین نفر با تو هم نظر هستند!!! کافیه کلمه "هستش" رو سرچ کنید میبینید یک نفر هر بار با یک عنوان ،مثلا یجا نوشته مدیر محصول یجا دیگه برنامه نویس و ... از این کلمه تو کامنت گذاری استفاده کرده به وضوح مشخصه 8 تا از کامنت ها فقط کار یک نفره!!! خب مرد حسابی حداقل دروغ میگی یکاری کن که تابلو نباشی از بی انصافیت بگم، میگی شرکت همون هزینه ایاب ذهاب رو تبدیل کرده به اسنپ!!! خب هزینه ایاب و ذهاب طبق تعرفه سال 401 ماهانه 240 هزار تومن بوده! در حالی که شرکت در سال 401 به ازاری هر روز کاری 100 هزار تومن و در سال 402 این مبلغ رو رسونده 150 هزار تومن با فرض 22 روز کاری 3میلیون 300 داره پنل انپ رو شارژ میکنه ! قربون برم انصافت رو اگر همین انصافت رو در مورد بقیه چیزها ملاک قرار بدیم میفهمیم چقدر خوش انصاف و درست میگی یه مورد دیگه که واقعا غیر اخلاقی و درو از شان هر انسانی هست میاید تو یجا بصورت ناشناس از یک فرد اسم میبرید و کلی اتهام بهش میزنید!! برادر و خواهر من این چه رفتار زشتی هست که انجام میدید آبروی انسان خیلی شریفه و حق ندارید اینطوری تهمت و افترا بزنید این که آزادی بیان نیست بیاید تروشات ذهنیتون رو بدون مدرک در این فضا بگید اگر انسانید و نگران وضعیتی که دیدید هستید میتونید خیلی محترمانه به خود اون فرد تذکر بدید و در مرحله بعدش به مدیران شرکت بگید و اگر اونها هم کاری نکردند و تحمل شرایط محیط براتون سخت بود شرکت رو رها کنید و برید نه اینکه آبروی فردی رو در یک فضای عمومی به این شکل بهش خدشه وارد کنید خودتون از بیان این جملات در عذاب نیستید؟ الان که حرصتون خالی شد بشنید و به این کلماتی که اینجا نوشتید فکر کنید و برید عذرخواهی کنید.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.