سالهاست که در شرکت فناوری پرتو آبی پارسیان، به عنوان کارشناس پشتیبانی مشغولم و حدود یک سالی میشود که در یکی از پروژههای شرکت فعالم. حقوقمان نسبت به شرکتهای دیگر بالاست، اما اغلب به طور منظم واریز نمیشود و گاهی تأخیر هم پیش میآید. از نظر فنی تیم شرکت سطح بالا و حرفهای است و با همکارانی با توان فنی خوب روبهرو هستم. مدیریت شرکت به افزایش دانش و مهارتهای کارکنان اهمیت زیادی میدهد و اگر بخواهید میتوانید پیشرفت قابل توجهی در کار تجربه کنید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
تجربه من در جاب تیم با اینکه به عنوان برنامهنویس PHP بود، از نظر من تجربهای مثبت و پرجنبوجوش بود. این تیم به کاربرد تازههای دنیای برنامهنویسی اهمیت زیادی میداد و همیشه از آنها در پروژهها استفاده میشد. نوآوریهای جدید به اعضای تیم منتقل میشد و این روند فهم عملی قویای از مفاهیم تازه ایجاد میکرد. بهویژه در حوزه سئو، آموزشهای مفیدی به تیم ارائه میشد و تاثیر خوبی روی کار ما میگذاشت. از زحمات تمامی همکاران در جاب تیم سپاسگزارم.
من حدود چهار سال است که در این شرکت مشغول به کار هستم. شرکت، یک بنگاه قدیمی در زمینه مواد غذایی و کنسرو ماهی است و چند سالی بود که تا آستانه ورشکستگی پیش رفت، اما حالا کمی حال و هوایش بهتر شده است. فضای کار چندان پویا نیست و سبک مدیریتی بیشتر سنتی است؛ برای هر کاری باید پیگیر و مصمم باشید و گاه روندها و رویهها دیر انجام میشود، هرچند قابل تحمل است. حقوق به شکل مشخصی تعیین نمیشود و به نظر میرسد با سلیقه افرادی که تصمیم میگیرند مقدارش مشخص میشود. وضعیت پرداختها هم به شدت نامنظم است و اغلب دیر انجام میشود، به طور کلی سیستم حقوقی شفافی وجود ندارد. قراردادهای کاری معمولا یک تا سه ماههاند. هر چه حقوق بالاتر باشد، حقوق پایه و بیمه نیز مطابق با تأیید وزارت کار اعلام میشود، اما کیفیت این کار نیز به خوبی برقرار نیست. ارزیابی عملکرد وجود ندارد و اگر بیشتر سخت کار کنید، به همان نسبت دیده نمیشوید؛ احتمالا هر چه بیشتر جلوی مدیران ظاهر شوید و کمتر کار کنید، اهمیت بیشتری پیدا میکنید. در این مدت تجربه تازهای ملموس کسب نکردم و مقاومت در برابر تغییر به شدت مشهود است. برای کسب تجربه جای مناسبی است، اما برای پیشرفت و ترقی مناسب نیست.
شرکت پژوهش و نوآوری صنایع آموزشی را تجربه کردم، جایی که به عنوان برنامهنویس کار میکردم. از دید مدیران ادعا میشد که سازمان حیاتی و مرکز نرمافزاری آموزش و پرورش است، اما واقعیت چیزی فراتر از این مینمود. پروژهها فاقد ساختار منسجم و بهروزرسانی نشده بودند و به دلیل نبود مدیریت مناسب، مرتب بهروزرسانی نمیشدند. انتصابات نامناسبی وجود داشت که به جای بهرهگیری از تخصص افراد با تجربه و فراهم کردن فرصت برای رشد و بهبود عملکرد کل سیستم، پستها را به صورت سفارشی و بدون توجه به پیشینه تخصصی و تجربه به افرادی میدادند که زبانشان از عملکرد ذهنیشان بهتر عمل میکرد. تصمیمگیریها به صورت سلیقهای، مقطعی و بدون پشتوانه برای آغاز، تغییر یا توقف پروژهها در فازهای مختلف انجام میشد. ثبات شغلی کم بود و قراردادها گاهی تبعیضآمیز و کوتاهمدت میشدند. حقوق بهطور نامنظم پرداخت میشد و این نتیجه سیاستهای نادرست در مدیریت مشتریان و بازاریابی بود. در نتیجه، استعدادهای زیادی در اثر این مدیریت ناکارآمد از دست میرفت.
در این شرکت، ما تجربهای Full Stack داشتیم که بیش از هر چیز با چالشهای مدیریتی و فرهنگی روبهرو بود. مدیران با سیاستهای غیرمنسجم و گاهی سوءاستفاده از منابع سازمانی، جو را به محیطی نامساعد برای کار تبدیل کرده بودند و موازنه میان کار و منابع انسانی به سادگی به هم میخورد. از سوی دیگر شاهد حضور نیروهای جوان اما بیتجربه در جایگاههای سربرستی بودیم و ارجحیت دادن به دوستی و روابط کاری بهجای شایستهسالاری دیده میشد. دائم در حال تعدیل نیرو بودیم و همزمان با آن جذب نیروهای تازه انجام میشد.
برخورد کارفرما با من در این شرکت به شدت ناامیدکننده بود و نخستین چیزی که به چشم میخورد، بینظمی و آشفتگی زیادی بود. فضای کاری بیش از حد پرتنش و نامنظم بود و برخورد با همکاران اغلب بیادبانه و کنترلی به نظر میرسید. برخی از همکاران مرد به طور مداوم از موقعیت خود سوءاستفاده میکردند و به حریم خصوصی من هم بیاحترامی میکردند. تنها بخشی که تا حدی منظم جلوه میکرد بخش حسابداری بود که اکثر فعالیتهایش روال مشخصی داشت، اما باقی بخشها هیچ تعهدی به قراردادها نشان نمیدادند و امنیت شغلی و حتی ایمنی وسایل من در معرض خطر بود. گاهی بدون اطلاع یا توضیحی، کارهایی روی سیستم من انجام میشد یا وسایل شخصیام به نحوی استفاده میشد که حس میکردم حریم خصوصیام نادیده گرفته میشود. مدیریت نیز تا حد زیادی ضعیف بود و احساس میکردم که برای حفظ موقعیت شغلیام نمیتوانم حسابی برنامهریزی کنم.
در تیمهای حرفهای که زیر نظر مدیریت کار میکنم، حس نبوغ و رشد همواره حضور دارد. تجربهام در اسمارت آپ ونچرز به من احساس حرفهایتر بودن را القا کرد؛ هرچند مدت کوتاهی به عنوان کارآموز در یکی از استارتاپهای زیرمجموعه این شرکت فعالیت داشتم، اما از همان روز نخست تفاوتهای قابل توجهی در فرهنگ سازمانی، ساختار صاف و بدون ستری، رفتار مناسب با همتیمیها و پرورش استعداد اعضا در تمامی بخشهای شرکت را احساس کردم.
برای شروع کار با این شرکت تماسهای فراوان و پیگیریهای استخدامی داشتم و در نهایت عنوان کار برنامهنویس بکاند برایم در نظر گرفته شد. قرارداد دو سالهای پیشنهاد شد و تأکید کردند اگر قصد دارید زودتر از دو سال از شرکت خارج شوید، مذاکره برای قرارداد نکنید. به ازای هر قرارداد، مبلغی تحت عنوان سفته درخواست میشد و تا زمانی که این سفتهها پرداخت نشود اجازه دسترسی به امکاناتی مانند رایانه و سورس پروژه به من داده نمیشد. پس از گذشت حدود یک هفته متوجه شدم نمیتوانم به سیستم وارد شوم زیرا رمز عبور تغییر کرده بود و از طرف شرکت اعلام شد توان مالی برای پرداخت حقوق وجود ندارد و متممی به قراردادم اضافه شد که باعث کنارهگیری شد. با وجود مدت زمانی که کنار آنها بودم، هنوز نتوانستم حقوق چند هفتهای را دریافت کنم.
بهعنوان مهندس نرمافزار، من در مهسان فعالیت میکنم و با زبان سیپلاسپلاس کار میکنم ما در مهسان دستاوردهایمان را جشن میگیریم و این امر واقعا جذابه
من در شایگان مهر آپادانا با شرایطی روبهرو شدم که امنیت شغلی وجود نداشت و حقوق به صورت سه ماهه تاخیر میخورد. وقتی اعتراض میکردم، به سرعت از کار اخراج میشدم و میگفتند برو شکایت کن. طی مدت فعالیت، هماکنون پنج پرونده از طرف کارکنان دفتر مرکزی در اداری کار پل کالج مطرح شده بود و وضعیت شهرستانی باقی مانده بود.
شرکت خیلی خوبیه تنها اشکالش لختی در انطباق با تکنولوژی های روز و همچنین به دلیل بالا بودن میانگین سنی مدیران ارشد تصمیمات با بی حوصلگی انجام میگیره ضمنا روش مدیریت شرکت رو در سطح کلان نپسندیدم
من در شرکتی که تخصصش توسعه زیرساخت ویرا افزار است، به عنوان برنامهنویس اندروید کار میکردم. همراهی با تیم باتجربه، همکلامی با همتیمیها و یادگیری مداوم درباره اینترنت اشیا بخشهای حیاتی این تجربه بودند. کار من نه تنها انعطافپذیری در روال کاری را به من نشان داد، بلکه فرصت فهم چگونگی ارتباط بین اینترنت و اشیا و یادگیری مطالب تازه در این حوزه را هم فراهم کرد.
در شرکت کارینا، تجربهام بهعنوان برنامهنویس اندروید آغاز شد و رشد چشمگیری در کنار تیمی پرانرژی داشتم. با افراد فوقالعادهای آشنا شدم و رضایتم از دوران کاریام آنجا بالا بود. با وجود این، مدیریت گرايشمند به یک مسیر تکبعدی و مشکلات مالی شرکت باعث تعدیل نیروهای زیادی شد و امیدوارم مشکلات برطرف شوند و با ایدهها و نوآوریهای تازه به موفقیتهای بزرگتری برسیم.
اولین جایی هست که به طور واضح حرف کلام در مدیریت خیلی به هم نزدیکه. تعادل کار و زندگی بسیار خوب هست و وقتی کار تمام می شه، واقعا تمام می شه و می تونی با ذهن آزاد از بقیه زندگیت استفاده کنی.
در این شرکت احساس کردم نداشتن زمان کاری مشخص و مدیریت بیوقفه تسکها مثل یک وظیفه ثابت برای من بود، حتی در شبهای پنجشنبه و جمعه تا دقایق پایان کار هم این روند را حفظ میکردم. به نظر میرسد در این جا علاقهای به کار بر مبنای یک برنامه منظم و ساختاری وجود ندارد. به دلیل دشواری در جذب نیرو، کنار تیمی باکیفیت قرار گرفتم و فکر میکنم حقوق مناسب تنها مزیت دیگری است که تجربه به من ارائه میدهد.
محیط کار آرام و حرفهای است و از حضور در این تیم رضایت دارم.
به تجربهای عالی در محیط کار رسیدم که احساس میکردم میتوانم واقعا رشد کنم. این فضای کاری به من فرصت میداد تا با همکاران همدل و متخصص همکاری کنم و هر روز چیز جدیدی بیاموزم. در اینجا حس مشارکت و حمایت از طرف تیم خیلی پررنگ بود و از محیطی که فرصت ابراز نظر و رسیدن به دستاوردهای مشترک فراهم میکرد، رضایت داشتم. مسیر کار برای من با چالشهای مطلوب و انگیزهای روشن همراه بود که باعث شد به بهترین بودن فکر کنم و با روحیهای مثبت جلو بروم. overall، تجربهای بود که به من احساس امنیت و خوشایندی در کار میداد و میخواستم در آن ادامه بدهم.
در نخستین تجربهکاریام، فهمیدم که اگر این شرکت نخستین گام حرفهای کسی باشد، شاید بتوان به آن فکر کرد. اما برای من تجربهکار، وجود چنین محدودیت و ماهیت خاصی از کار بود که ارزش بررسی دقیق را داشت. در نهایت، دیدم که نمیتوانم آن را به دیگران پیشنهاد بدهم، مگر اینکه سابقهی کاری اولیهی فرد باشد.
در برخورد با این شرکت تجربهی من به عنوان کارشناس فنی کامل استک بود و میخواهم با صداقت توضیح بدهم که چه شرایطی را دیدم. تیم مدیریتی قبلی که پنج سال حضور داشتند، از تجربه کمرنگی برخوردار بودند و به نظر میرسیدند بیش از آنکه به توسعه و بهبود کارمندان توجه کنند، به روابط داخلی و سهمیهبندیهای نامتعارف بیشتر میپرداختند. برای کارمندان هیچ چشمانداز مشخصی از رشد و پیشرفت وجود نداشت و پاداشها به شکل تبعیضآمیز تخصیص میشد. خدماتیها و نگهبانها از بیمهی تکمیلی و سایر مزایا محروم بودند و منابع انسانی بیشتر به کنترل حضور و ساعات کاری میپرداخت تا حمایت از کارمندان. وعدههای ابتدایی ورود که با اشتیاق بیان میشدند، در عمل به هیچکدام تبدیل نمیشدند و تصمیمگیریها بیشتر به سلایق و دیدگاههای محفلی گره میخورد. سطح حقوق و مزایا به طور نامعقولی پایین بود. از مرداد ۹۸ تیم مدیریتی تازهای آمدهاند و امیدوارم بتوانند فضای کار را بهتر کنند. اما هنوز احساس میکنم که پرداخت اول کیش دربردارندهی اسم زیباست و پشت آن پتانسیل پشتیبانی از کارمندان با ساختار قوی و معتبر به چشم نمیآید.
من هنوز بعد از ده سال در این مجموعه حضور دارم و تجربهام را با شور و اشتیاق ادامه میدهم.
سالهاست که در شرکت فناوری پرتو آبی پارسیان، به عنوان کارشناس پشتیبانی مشغولم و حدود یک سالی میشود که در یکی از پروژههای شرکت فعالم. حقوقمان نسبت به شرکتهای دیگر بالاست، اما اغلب به طور منظم واریز نمیشود و گاهی تأخیر هم پیش میآید. از نظر فنی تیم شرکت سطح بالا و حرفهای است و با همکارانی با توان فنی خوب روبهرو هستم. مدیریت شرکت به افزایش دانش و مهارتهای کارکنان اهمیت زیادی میدهد و اگر بخواهید میتوانید پیشرفت قابل توجهی در کار تجربه کنید.
تجربه من در جاب تیم با اینکه به عنوان برنامهنویس PHP بود، از نظر من تجربهای مثبت و پرجنبوجوش بود. این تیم به کاربرد تازههای دنیای برنامهنویسی اهمیت زیادی میداد و همیشه از آنها در پروژهها استفاده میشد. نوآوریهای جدید به اعضای تیم منتقل میشد و این روند فهم عملی قویای از مفاهیم تازه ایجاد میکرد. بهویژه در حوزه سئو، آموزشهای مفیدی به تیم ارائه میشد و تاثیر خوبی روی کار ما میگذاشت. از زحمات تمامی همکاران در جاب تیم سپاسگزارم.
من حدود چهار سال است که در این شرکت مشغول به کار هستم. شرکت، یک بنگاه قدیمی در زمینه مواد غذایی و کنسرو ماهی است و چند سالی بود که تا آستانه ورشکستگی پیش رفت، اما حالا کمی حال و هوایش بهتر شده است. فضای کار چندان پویا نیست و سبک مدیریتی بیشتر سنتی است؛ برای هر کاری باید پیگیر و مصمم باشید و گاه روندها و رویهها دیر انجام میشود، هرچند قابل تحمل است. حقوق به شکل مشخصی تعیین نمیشود و به نظر میرسد با سلیقه افرادی که تصمیم میگیرند مقدارش مشخص میشود. وضعیت پرداختها هم به شدت نامنظم است و اغلب دیر انجام میشود، به طور کلی سیستم حقوقی شفافی وجود ندارد. قراردادهای کاری معمولا یک تا سه ماههاند. هر چه حقوق بالاتر باشد، حقوق پایه و بیمه نیز مطابق با تأیید وزارت کار اعلام میشود، اما کیفیت این کار نیز به خوبی برقرار نیست. ارزیابی عملکرد وجود ندارد و اگر بیشتر سخت کار کنید، به همان نسبت دیده نمیشوید؛ احتمالا هر چه بیشتر جلوی مدیران ظاهر شوید و کمتر کار کنید، اهمیت بیشتری پیدا میکنید. در این مدت تجربه تازهای ملموس کسب نکردم و مقاومت در برابر تغییر به شدت مشهود است. برای کسب تجربه جای مناسبی است، اما برای پیشرفت و ترقی مناسب نیست.
شرکت پژوهش و نوآوری صنایع آموزشی را تجربه کردم، جایی که به عنوان برنامهنویس کار میکردم. از دید مدیران ادعا میشد که سازمان حیاتی و مرکز نرمافزاری آموزش و پرورش است، اما واقعیت چیزی فراتر از این مینمود. پروژهها فاقد ساختار منسجم و بهروزرسانی نشده بودند و به دلیل نبود مدیریت مناسب، مرتب بهروزرسانی نمیشدند. انتصابات نامناسبی وجود داشت که به جای بهرهگیری از تخصص افراد با تجربه و فراهم کردن فرصت برای رشد و بهبود عملکرد کل سیستم، پستها را به صورت سفارشی و بدون توجه به پیشینه تخصصی و تجربه به افرادی میدادند که زبانشان از عملکرد ذهنیشان بهتر عمل میکرد. تصمیمگیریها به صورت سلیقهای، مقطعی و بدون پشتوانه برای آغاز، تغییر یا توقف پروژهها در فازهای مختلف انجام میشد. ثبات شغلی کم بود و قراردادها گاهی تبعیضآمیز و کوتاهمدت میشدند. حقوق بهطور نامنظم پرداخت میشد و این نتیجه سیاستهای نادرست در مدیریت مشتریان و بازاریابی بود. در نتیجه، استعدادهای زیادی در اثر این مدیریت ناکارآمد از دست میرفت.
در این شرکت، ما تجربهای Full Stack داشتیم که بیش از هر چیز با چالشهای مدیریتی و فرهنگی روبهرو بود. مدیران با سیاستهای غیرمنسجم و گاهی سوءاستفاده از منابع سازمانی، جو را به محیطی نامساعد برای کار تبدیل کرده بودند و موازنه میان کار و منابع انسانی به سادگی به هم میخورد. از سوی دیگر شاهد حضور نیروهای جوان اما بیتجربه در جایگاههای سربرستی بودیم و ارجحیت دادن به دوستی و روابط کاری بهجای شایستهسالاری دیده میشد. دائم در حال تعدیل نیرو بودیم و همزمان با آن جذب نیروهای تازه انجام میشد.
برخورد کارفرما با من در این شرکت به شدت ناامیدکننده بود و نخستین چیزی که به چشم میخورد، بینظمی و آشفتگی زیادی بود. فضای کاری بیش از حد پرتنش و نامنظم بود و برخورد با همکاران اغلب بیادبانه و کنترلی به نظر میرسید. برخی از همکاران مرد به طور مداوم از موقعیت خود سوءاستفاده میکردند و به حریم خصوصی من هم بیاحترامی میکردند. تنها بخشی که تا حدی منظم جلوه میکرد بخش حسابداری بود که اکثر فعالیتهایش روال مشخصی داشت، اما باقی بخشها هیچ تعهدی به قراردادها نشان نمیدادند و امنیت شغلی و حتی ایمنی وسایل من در معرض خطر بود. گاهی بدون اطلاع یا توضیحی، کارهایی روی سیستم من انجام میشد یا وسایل شخصیام به نحوی استفاده میشد که حس میکردم حریم خصوصیام نادیده گرفته میشود. مدیریت نیز تا حد زیادی ضعیف بود و احساس میکردم که برای حفظ موقعیت شغلیام نمیتوانم حسابی برنامهریزی کنم.
در تیمهای حرفهای که زیر نظر مدیریت کار میکنم، حس نبوغ و رشد همواره حضور دارد. تجربهام در اسمارت آپ ونچرز به من احساس حرفهایتر بودن را القا کرد؛ هرچند مدت کوتاهی به عنوان کارآموز در یکی از استارتاپهای زیرمجموعه این شرکت فعالیت داشتم، اما از همان روز نخست تفاوتهای قابل توجهی در فرهنگ سازمانی، ساختار صاف و بدون ستری، رفتار مناسب با همتیمیها و پرورش استعداد اعضا در تمامی بخشهای شرکت را احساس کردم.
برای شروع کار با این شرکت تماسهای فراوان و پیگیریهای استخدامی داشتم و در نهایت عنوان کار برنامهنویس بکاند برایم در نظر گرفته شد. قرارداد دو سالهای پیشنهاد شد و تأکید کردند اگر قصد دارید زودتر از دو سال از شرکت خارج شوید، مذاکره برای قرارداد نکنید. به ازای هر قرارداد، مبلغی تحت عنوان سفته درخواست میشد و تا زمانی که این سفتهها پرداخت نشود اجازه دسترسی به امکاناتی مانند رایانه و سورس پروژه به من داده نمیشد. پس از گذشت حدود یک هفته متوجه شدم نمیتوانم به سیستم وارد شوم زیرا رمز عبور تغییر کرده بود و از طرف شرکت اعلام شد توان مالی برای پرداخت حقوق وجود ندارد و متممی به قراردادم اضافه شد که باعث کنارهگیری شد. با وجود مدت زمانی که کنار آنها بودم، هنوز نتوانستم حقوق چند هفتهای را دریافت کنم.
بهعنوان مهندس نرمافزار، من در مهسان فعالیت میکنم و با زبان سیپلاسپلاس کار میکنم ما در مهسان دستاوردهایمان را جشن میگیریم و این امر واقعا جذابه
من در شایگان مهر آپادانا با شرایطی روبهرو شدم که امنیت شغلی وجود نداشت و حقوق به صورت سه ماهه تاخیر میخورد. وقتی اعتراض میکردم، به سرعت از کار اخراج میشدم و میگفتند برو شکایت کن. طی مدت فعالیت، هماکنون پنج پرونده از طرف کارکنان دفتر مرکزی در اداری کار پل کالج مطرح شده بود و وضعیت شهرستانی باقی مانده بود.
شرکت خیلی خوبیه تنها اشکالش لختی در انطباق با تکنولوژی های روز و همچنین به دلیل بالا بودن میانگین سنی مدیران ارشد تصمیمات با بی حوصلگی انجام میگیره ضمنا روش مدیریت شرکت رو در سطح کلان نپسندیدم
من در شرکتی که تخصصش توسعه زیرساخت ویرا افزار است، به عنوان برنامهنویس اندروید کار میکردم. همراهی با تیم باتجربه، همکلامی با همتیمیها و یادگیری مداوم درباره اینترنت اشیا بخشهای حیاتی این تجربه بودند. کار من نه تنها انعطافپذیری در روال کاری را به من نشان داد، بلکه فرصت فهم چگونگی ارتباط بین اینترنت و اشیا و یادگیری مطالب تازه در این حوزه را هم فراهم کرد.
در شرکت کارینا، تجربهام بهعنوان برنامهنویس اندروید آغاز شد و رشد چشمگیری در کنار تیمی پرانرژی داشتم. با افراد فوقالعادهای آشنا شدم و رضایتم از دوران کاریام آنجا بالا بود. با وجود این، مدیریت گرايشمند به یک مسیر تکبعدی و مشکلات مالی شرکت باعث تعدیل نیروهای زیادی شد و امیدوارم مشکلات برطرف شوند و با ایدهها و نوآوریهای تازه به موفقیتهای بزرگتری برسیم.
اولین جایی هست که به طور واضح حرف کلام در مدیریت خیلی به هم نزدیکه. تعادل کار و زندگی بسیار خوب هست و وقتی کار تمام می شه، واقعا تمام می شه و می تونی با ذهن آزاد از بقیه زندگیت استفاده کنی.
در این شرکت احساس کردم نداشتن زمان کاری مشخص و مدیریت بیوقفه تسکها مثل یک وظیفه ثابت برای من بود، حتی در شبهای پنجشنبه و جمعه تا دقایق پایان کار هم این روند را حفظ میکردم. به نظر میرسد در این جا علاقهای به کار بر مبنای یک برنامه منظم و ساختاری وجود ندارد. به دلیل دشواری در جذب نیرو، کنار تیمی باکیفیت قرار گرفتم و فکر میکنم حقوق مناسب تنها مزیت دیگری است که تجربه به من ارائه میدهد.
محیط کار آرام و حرفهای است و از حضور در این تیم رضایت دارم.
به تجربهای عالی در محیط کار رسیدم که احساس میکردم میتوانم واقعا رشد کنم. این فضای کاری به من فرصت میداد تا با همکاران همدل و متخصص همکاری کنم و هر روز چیز جدیدی بیاموزم. در اینجا حس مشارکت و حمایت از طرف تیم خیلی پررنگ بود و از محیطی که فرصت ابراز نظر و رسیدن به دستاوردهای مشترک فراهم میکرد، رضایت داشتم. مسیر کار برای من با چالشهای مطلوب و انگیزهای روشن همراه بود که باعث شد به بهترین بودن فکر کنم و با روحیهای مثبت جلو بروم. overall، تجربهای بود که به من احساس امنیت و خوشایندی در کار میداد و میخواستم در آن ادامه بدهم.
در نخستین تجربهکاریام، فهمیدم که اگر این شرکت نخستین گام حرفهای کسی باشد، شاید بتوان به آن فکر کرد. اما برای من تجربهکار، وجود چنین محدودیت و ماهیت خاصی از کار بود که ارزش بررسی دقیق را داشت. در نهایت، دیدم که نمیتوانم آن را به دیگران پیشنهاد بدهم، مگر اینکه سابقهی کاری اولیهی فرد باشد.
در برخورد با این شرکت تجربهی من به عنوان کارشناس فنی کامل استک بود و میخواهم با صداقت توضیح بدهم که چه شرایطی را دیدم. تیم مدیریتی قبلی که پنج سال حضور داشتند، از تجربه کمرنگی برخوردار بودند و به نظر میرسیدند بیش از آنکه به توسعه و بهبود کارمندان توجه کنند، به روابط داخلی و سهمیهبندیهای نامتعارف بیشتر میپرداختند. برای کارمندان هیچ چشمانداز مشخصی از رشد و پیشرفت وجود نداشت و پاداشها به شکل تبعیضآمیز تخصیص میشد. خدماتیها و نگهبانها از بیمهی تکمیلی و سایر مزایا محروم بودند و منابع انسانی بیشتر به کنترل حضور و ساعات کاری میپرداخت تا حمایت از کارمندان. وعدههای ابتدایی ورود که با اشتیاق بیان میشدند، در عمل به هیچکدام تبدیل نمیشدند و تصمیمگیریها بیشتر به سلایق و دیدگاههای محفلی گره میخورد. سطح حقوق و مزایا به طور نامعقولی پایین بود. از مرداد ۹۸ تیم مدیریتی تازهای آمدهاند و امیدوارم بتوانند فضای کار را بهتر کنند. اما هنوز احساس میکنم که پرداخت اول کیش دربردارندهی اسم زیباست و پشت آن پتانسیل پشتیبانی از کارمندان با ساختار قوی و معتبر به چشم نمیآید.
من هنوز بعد از ده سال در این مجموعه حضور دارم و تجربهام را با شور و اشتیاق ادامه میدهم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.