قرار شد که یک هفته آزمایشی کار کنم تا هر دو طرف به این نتیجه برسند که میتونند با هم کار کنند یا خیر. از من سفته به مبلغ ۵۰ میلیون تومن خواسته شد به علاوه اینکه تا ۳ ماه بیمه هم نمیکنند. طی یک هفتهای که اونجا بودم موارد زیر کافی بود که کلاهم رو بردارم و دیگه به همچین جایی برنگردم! *عدم وجود عزت کلام که حرفشون دوتا شد * درخواست اینکه وقتی مدیریت وارد میشه هربار باید از جات پاشی و جلوش بایستی (نفس درخواست رو بذاریم کنار، کار من تحلیل داده بود و کد میزدم و نیاز به تمرکز داشتم :/) *جو دارای حاشیه
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
نقاط منفی: عدم شفافیت در واحد منابع انسانی موج میزند و قراردادها بیشتر یکطرفه و به نفع کارفرماست. مواردی که به نفع کارفرماست به شما گفته نمیشود و خودتون بعد از یه مدت تازه متوجه میشوید. تبعیض جنسیتی وجود دارد و خانم ها باید پوشش خاصی رو حتما رعایت کنند. حقوق ها ۵ام هر ماه پرداخت میشه و حقوق فروردین ماه هم ۱۴ام پرداخت میشه! نکات مثبت: تیم فنی خوب، باسواد و جوونی داره که باعث میشه جو خیلی خشک و اداری نباشه و فرصت یادگیری خوبی برای افراد تازه کار فراهم است.
شرکت همکاران سیستم برای من تجربهای بود که از لحاظ بلوغ حرفهای همکاران، جو مناسبی ایجاد میکرد و پاداشهای خوبی هم در پی داشت. با این وجود یکی از مواردی که برای من آزاردهنده بود، مدیریت خرد و میکرو بودن بود که با وجود اینکه من در تمامی دپارتمانها حضور نداشتم، نمیتوانستم تعمیمش دهم و آن بخش از کار که با من درگیر بود واقعا اذیتم میکرد. همچنین رعایت نکردن سلسلهمراتب نیازهای مازلو در تیم و رفتارهای یکنواخت با همه تفاوتها، از دیگر نکات منفی بود. نکته دیگر این است که فرهنگ سازمانی همکاران سیستم به گونهای است که انتظار دارم هر چه بیشتر بمانم تا کار کنم، و اضافهکاری معمولا به عنوان پاداش در نظر گرفته نمیشود اگر از مدت زمانی فراتر بروم. در نتیجه تعادل کار و زندگی به شدت دچار مشکل میشود و کل تمرکزم به همکاران سیستم اختصاص مییابد و شرکت هم از من انتظار دارد که این سازمان تنها جایی باشد که به آن فکر میکنم.
حتی برای یک مدت کوتاه با ژاکت در ارتباط بودم و تجربه میخواهم بازگو کنم. در ابتدا قرار بود با من برای مصاحبه زمانی مشخص بشود اما از همان دقیقه اول تعهدها به موقع انجام نشد و با تاخیری طولانی روبهرو شدم. وقتی بالاخره پاسخ دادند، لحنشان نسبت به من بسیار طلبکارانه و بیادبانه بود و واکنش من نسبت به تاخیر و اعتراضی که داشتم، با توهین و واکنش ناخوشایند مواجه شد. گفتند اگر من حرفهایم را ثبت کنم، ممکن است این تجربه منتشر نشود، اما هدف من واقعا نشان دادن رفتار آنهاست. بهطور کلی از همکاری با مجموعه ژاکت پشیمان نبودم ولی تمایلم برای حضور در فرآیندهای آینده کاهش پیدا کرد. به نظر میرسد سادهترین کاربری که میخواستند انجام بدهند، برقراری ارتباط درست با داوطلبان یا متقاضیان است که با وجود تلاش و تمایل، پاسخ مثبتی دریافت نمیکردند. در نتیجه احساس میکنم این تیم به جای همدلی و احترام به زمان دیگران، با کمترین همکاری و بدقولی روبهروست. به هر حال توصیهام این است که اگر قصد دیدن فرصتهای شغلی آنان را دارید، با دیدی دقیق و آماده برای مواجهه با چنین رفتارهایی قدم بردارید.
برای کار من با ماهنامه اخبار فلزات، تجربهی من مدت یک سال و نیم بود. حقوقی که به من وعده داده شده بود رعایت نشد و به جای آن وعدههای بیاساس طرح شد، از جمله اضافهکاری که خیلی بیشتر از حد متعارف بود و فشار زیادی روی کارمندان میآورد، به طوری که ساعات کاری تا ساعات طولانی شب ادامه داشت و اجبار بود. حقوق هم به طور منظم پرداخت نمیشد و هر سه ماه یک بار پرداخت میکردند تا روز ۲۹ اسفند تا بچهها بیایند سر کار. تمام این مسائل یک طرف، برخورد تند و طلبکارانهی تیم مدیریتی هم روی دیگر ماجرا بود. بعد از استعفایم، یک سال طول کشید تا حقوق و مطالباتم پرداخت بشود، اما نهایتا انجام نشد و من مجبور شدم شکایت کنم و پس از روندی طولانی به مطالباتم برسم. توصیه میکنم حضور در این مجموعه را به هیچ عنوان توصیه نکنم. به عنوان کارمند تازهکار میتوانید ببینید کدام همکاران قدیمیاند، اما تنها یک نفر واقعا سابقه دارد و بقیه همگی تازهواردند. دوام آوردن در آنجا مشکل است و وقت و عمر با ارزش شما را به هدر میدهد. سپاس.
برای کسی که دوست داره محیط کار به شکل منظم و آرام باقی بمونه ممکنه فرابین جای مناسب نباشه، اما برای من تجربهای دوستداشتنی به حساب میآید. روابط بین همکارها واقعا دوستانه است و فضای کار خستهکننده نیست. مدیریت هم از بچهها جدا نیست و به اطرافیانش نزدیک است. جای پیشرفت دارد، هرچند بیشتر شبیه یک استارتاپ است و توقعاتتان را تا همین حد باید در نظر بگیرید.
در ابتدای کار، تصورم این بود که با یک تیم فناوری و خلاق روبهرو هستم، اما به مرور دریافتم شرایط کاری سخت و مدیریت نامناسبی وجود دارد. مدیر فنی و برنامهنویسانی که در کنار هم کار میکردم تجربه و تخصص قابل توجهی داشتند، اما مدیریت شرکت خیلی از کارها را به شکل نامتوازن کنترل میکرد. دو مدیر شرکت که کوچکتر از من بودند و حدودا متولد سالهای ۷۴ بودند، در بسیاری از تصمیمگیریها دخالت میکردند و اغلب نظراتشان کارشناسی نبود و با هم همسو هم نبودند. از ادعاهای مصاحبه این بود که شرکت دو سال سابقه دارد و پنج شرکت زیرمجموعه هم دارد، اما در عمل تنها تعدادی سایت و اپلیکیشن ناقص دیده میشد که به نظر میرسید درست کردنشان برای یک نفر هم دشوار است. از همان روزهای اول فشار برای تکمیل سریع کارها وجود داشت و من به دلیل نیاز به تمرکز و آرامش برای کارهای فنی و همچنین بخش هنری و گرافیکی که نیازمند هماهنگی با تیمها بود، نمیتوانستم به محیط پراسترس رفته و تحت فشار کار کنم. کار من علاوه بر جنبه فنی، شامل کار_UI هم بود که باید با تیم برنامهنویسی و گرافیست در تماس میبودم. در روزهای نخست حضور، گرافیست شرکت حضور داشت و چیزهایی که نیاز داشتم را فراهم میکرد، اما به سرعت همکاری با او قطع شد و به من محول شد که تمامی کارها را به عهده بگیرم، هرچند انتظار داشتند طراحی و گرافیک را هم خودم انجام دهم فقط به این دلیل که فتوشاپ بلد بودم. آنها انتظار داشتند تا آخر شب در شرکت بمانیم و کار کنیم، و خبری از اضافه حقوق نبود و این موضوع از همان ابتدا در جلسههای داخلی به وضوح مطرح میشد. هرکس اعتراض میکرد، با این پاسخ مواجه میشد که اگر نمیتواند با شرایط کار کند، میتواند شرکت را ترک کند. من در نهایت دیدم وضعیت قابل تحمل نیست و پس از مدتی تصمیم به ترک کار گرفتم.
تقریبا یک سالی میشود که در فرابین مشغولم و با همکارانم به قدری انس گرفتهام که اکنون بهترین دوستانم نیز به شمار میروند.
بدترین فضای کاری که تابحال تجربه کرده بودم... از منابع انسانی تا مدیرعامل و... از اولین مصاحبه با دروغ پیش می ره تا آخرین روز کاری...دقیقا نصف عدد پیشنهادی من رو توی قرارداد آوردند و قول دادند بعد از یک ماه زیاد میشه...من هم به فردی که مدیر واحد بود ( بی سوادترین مدیر در ایران نوین ) اعتماد کردم ... و البته چون مجبور بودم مشغول به کار بشم... حتی یک بار هم رزومه ی افراد مطالعه نمیشه...و توانایی های هیچکی مورد توجه نیست... پست و سمت دادن کاملا ارتباطی و بر اساس....هست. از نظر حقوق و مزایا کاملا اجحاف و دزدی رو میشه دید...و فکر می کنند فقط پرداخت به موقع حقوق و دستمزد کافیه...که اون حق مشخص و نرمال هر کارمند هست. امنیت شغلی در این شرکت زیر صفر هست... یعنی ممکنه یک روز بهت بگن اخراجی یا بگن از فردا نیا...یعنی عملی دور از انسانیت...بی خاصیت ترین شرکتی که وجود داره در ایران...از هر نظر... مصاحبه ها کاملا مسخره ست و با افرادی که سوادشون از شما بسیار پایین تر هست... از تمام اون افراد ، فقط دو سه تا از مدیرهاشون کمی بهتر از بقیه هستند...گرچه از نوع عملکرد واحدها هر کسی اینو میفهمه...کیفیت کارهای نهایی افتضاحه...
نکات مثبت: تیم با این که شرکت بزرگ هست اما صمیمت زیاد هست مدیریت شخص بسیار درستی هست و هوای کارکنان رو داره نکات منفی: هرج و مرج کاری و آشفتگی و فشار روانی پروژه ها گاهی اوقات منتشر نمیشوند و کار کارکنان دیده نشده باقی میماند منافع بیزنسی باعث میشود گاهی اوقات بجای کار فنی قوی کار تکراری انجام بدیم
مدیریت غیر اصولی عدم رعایت چارت سازمانی نگاه از بالا به پایین استخدامات فامیلی محصولات پویا دسترسی عالی به مترو در فروشگاه گردش مالی قابل توجه تسویه پایان کار حداقل 6 ماهه عدم ارایه قرارداد در حین کار اعلام مبلغ بیمه بر اساس پایه وزارت کار تعویض با سرعت بالا پرسنل ساعت کاری بالا پرداخت حقوق در چند قسط
تجربهکاری من بهعنوان برنامهنویس وب در شرکتی با فضای کاری خیلی صمیمی و گرم آغاز شد؛ جایی که واقعا از کار کردن آنجا لذت میبردم و گذران وقت برایم ملموس نبود، چون تیمی به معنای واقعی کار گروهی داشت. از آریاداناک و تیم خوبشان سپاسگزارم. گویی هر روز با آرامش و امید به جلو حرکت میکردم. خدایا شکرت.
دوست دارم از تجربهام در جامع پرداز دانا بگویم که فضای کارش واقعا انرژیبخش است و با تیم همدلی فوقالعادهای پیش میرود. همه کارها با رویکرد teamwork انجام میشود و ما با هم به صورت دوستانهای وظایف را جلو میبریم و گاهی حتی گذر زمان را احساس نمیکنم. در اینجا همیشه نظرات و مشورتهای همهی همکاران برای تصمیمگیریها لحاظ میشود و اهمیت بالایی به دیدگاههایشان داده میشود. حالا دیگر در کنار تیم نیستم، اما چیزهایی که آنجا یاد گرفتم به من کمک کرده تا در حال حاضر بهترین فرصتهای شغلی را تجربه کنم.
به نظر من رفتار مدیریتی این شرکت بهشدت بیثبات و پر از تغییرات غیر قابل پیشبینی است. قراردادها بهطور معمول کوتاه مدت هستند و تصمیمگیریها بر مبنای احساسات مدیران انجام میشود؛ استخدام میشود و سپس بدون دلیل منطقی از کار کنار گذاشته میشود یا دوباره فراخوانی میشود. گاهی بهنظر میرسد در لحظه مشغول صرف شام هستید که ناگهان تماس میگیرند و میگویند از فردا نباید بیایید. در اینجا برای هیچ کارگری دلیل موجه و قابل فهمی مطرح نمیشود. شرکت ثروتمند جلوه میکند اما واقعا برای نیروی انسانی ارزش قائل نیست و شرایط کاری بهگونه سفتههای سنگین گره خورده است، بهخصوص برای پستهای کارشناس. اخیرا رایج شده که چکهایی با نام مدیرعامل صادر میشود و مبلغ آنها بالا است، اما رسیدی به کارگران داده نمیشود. مدیرعامل به ناگهان تصمیم میگیرد از ساعت شش کار آغاز شود، دفعه بعد از هشتم، و حقوق هم بهطور ناگهانی تغییر میکند؛ بهنظر میرسد امسال حقوق قانونی برخی از کارکنان بهطور کامل رعایت نشده است. در این تیم فقط دو یا سه نفر از کارکنان قدیمی حضور دارند و بقیه اشخاص تازهوارد هستند.
باورم این است که روند پرداخت حقوق و بیمه بهموقع، تنها نکتهی مثبتی بود که در این شغل تجربه کردم. اما نکتههای منفی شرکت خیلی بیشتر از اینها بود و برای کسی که قصد کارکردن در اینجا را دارد هیچ توصیهای نمیکنم. نگاه تحکمآمیز بالادستیها و بیاحترامی شدید به پرسنل، بهطوری که برایشان کوچکترین ارزشی قائل نیستند. چیزی که میبینم این است که فقط به حرفهایشان اهمیت میدهند و اگر با آنها همسو نباشی، یا درست یا غلط، موضوع برایشان مهم نیست. پذیرش ایدههایی که ممکن است مسیر کاریشان را بهبود بدهد و درآمد را بیشتر کند، بهرغم سودمندیشان، از طرفشان رد میشود. اعتماد زیادی به کارکنانشان وجود ندارد و مدیریت بهنوعی سلطهگرانه عمل میکند و گمان میکنند چون سالها با این روش کار کردهاند، این روش درست است. متخصصان هم از نظر جایگاه و احترام، ارزش چندانی پیدا نمیکنند. مدیران بدون تخصص به نظر میرسند و همین موضوع درک درست از کار را کم میکند. تعطیلات جمعه و سایر ایام نیز وجود ندارند و برای آنها فرقی نمیکند که کارمند خانواده دارد یا نه، آیا نیاز به استراحت دارد یا نه. حتی گرفتن مرخصی با مشکلاتی روبهرو بود و گاهی پیشنهاد یا اجازهی مرخصی نمیدادند.
برای کاربوم تجربهای داشتم که در مصاحبهی فنی Front-End در سطح سنیور بود و حضوری برگزار شد. سوالات سطحبالا و انتظارها مناسب بود و من موفق به عبور از این مرحله شدم. سپس برای مرحله دوم با مدیرعامل در قالب مصاحبهی ریموت دعوت شدم؛ این گفتوگو هم با چالشهای خوبی همراه بود و به دقت به رزومهام نگاه شد. در نهایت، در مهلت مقرر پاسخ نهایی را دریافت کردم؛ از جنبههای فنی از من قدردانی شد ولی به خاطر تفاهم و تطابق روحی کار، همکاری ممکن نشد. از همکاران بابت رفتار حرفهایشان تشکر میکنم.
دورکاری با فضای دوستانه و بدون حاشیه از ویژگیهای برجسته این تجربه بود. در جیبیمو، افراد با پستهای بالا اغلب به عنوان رهبران تیم دیده میشوند تا به منزله رئیس صرف، و این رویکرد باعث پیشرفت کل تیم میشود. فضای کار کمتنش و صمیمی بود و تجربه کار در چنین محیطی برای من ثمربخش بود.
وقتی با شرکت عامر اندیش هوشمند همکاری را آغاز کردم، تجربهای پرثمر و خوشایند بود و از وقتی که در اینجا گذراندم راضیام. یادگیریهای زیادی در این مجموعه به دست آوردم و توانستم تعادل بهتری بین کار و زندگی شخصیام برقرار کنم و به ابعاد مختلف علایقم در زندگی بپردازم. رویکرد و فرهنگ کاری بسیار خوب است؛ روابط گرم و صمیمی بین همکاران و کارمندان، یکی از دلایل اصلی علاقهام به این شرکت بود و دوستانی که در این مدت با آنها آشنا شدم برایم واقعی ارزشمند شدهاند. مدیریت همواره پذیرنده و شنونده است و با هر مسئلهای، کوچک یا بزرگ، با آغوش باز برخورد میکند و در صورت بهبود شرایط، اقدام میکند. ساختار سازمانی ترکیبی از جنبههای سنتی و مدرن است و از هر دو از جنبههای مثبت و منفی بعضی عناصر را به جا گذاشته است. پتانسیل و جایگاه پیشرفت در این شرکت برای جوانترها واقعا بالا است و بهنظر من گزینهای مناسب برای آغاز مسیر حرفهای محسوب میشود. تنها نکته قابل توجه، حقوقی است که نسبت به برخی شرکتهای همراستا کمتر است، که از دید من با توجه به اندازه و دامنهی شرکت، قابل درک و منطقی است. در کل از تجربهام راضیام و برای تمامی اعضای تیم بهترینها را آرزو دارم.
در یک فضای کاری بدون ابزار و امکانات ابتدایی، استخدام را کنار هم گذاشتند و از همان ابتدا تجهیزات لازم فراهم نبود. دوره آزمایشی سهماهه بدون بیمه بود و تنها از ماه چهارم بیمه به من تعلق میگرفت. حقوق به صورت متغیر و فرار از جزئیات پرینت شد و سنوات از حقوق کسر میشد و به شکلی در فیشها گنجانده میشد که به نظر بیارتباط با واقعیت میآمد. در قالب رسیدهای سفید امضا از همکاران و کارکنان برای محکمکاری جمعآوری میشد و از سفته از همهی کارکنان بدون ارائه رسید رسمی شرکت استفاده میشد. پرداختها بهموقع انجام نمیشد و تاخیرهای مکرر در پرداخت حقوق وجود داشت. تصمیمهای مدیرعامل با حاشیههایی همراه بود که با اصول مدیریت همخوانی نداشت. کارهای خارج از شرح وظایف بهصورت اجباری تحمیل میشد و فشار کاری زیادی اعمال میشد. به نیروهای انسانی اهمیت کمی داده میشد. هیچ واحد منابع انسانی و واحد اداری مشخصی وجود نداشت. بحرانهای سازمانی بهخوبی مدیریت نمیشدند و تصمیمگیریها ضعف داشتند. وعدههای غیرعملی بسیاری شنیده میشد و جلسات طولانی و بینتیجهای برگزار میکردند. نبود سیاستهای حرفهای کاری و اصولی روشن به چشم میخورد. استخدامها غیرمنطبق با اصول حرفهای و با اتکا به روابط انجام میشد و افراد بدون صلاحیت در پستهای کلیدی با حقوقهای بالا منصوب میگردیدند. فعالیتهایی در زمینه واردات پوشاک قاچاق برای کودک و نوزاد از کشور همسایه انجام میشد. امنیت شغلی وجود نداشت و شرکت از اعلام تغییرات و تعدیلها اوضاع را بهطور شفاف اطلاع نمیداد.
در این شرکت، مسیر استخدام سه مرحلهای را پشت سر گذاشتم و با وجود فشار کار بالا، رفتار حرفهای سازمانی را حفظ کردم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.