مدتی طولانی در شریف ویزا مشغولم و اکنون به عنوان کارمند ارشد فعالیت میکنم. محیط کار بسیار دلنشین و دوستانه است و همکارانم با پشتکار و همدلی همراهم هستند. هر سال با شیبی ملایم رشد میکنیم و نه فقط بهبود کیفیت خدمات را تجربه میکنیم، بلکه بهطور قابل توجهی در کمیت و تعداد مشتریان از رقبا پیشی میگیریم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
شرکت تجارت مجازی اوکسین را تجربه کردم و نتیجهاش برای من واقعا منفی بود. در اینجا احساس کردم که فرصتهای کارآموزی تازهای که به من داده میشود فقط بهانهای برای کار بیش از حد است؛ clés بسیاری از پروژهها و کارهای جاری را در طول یک هفته به پای من میریزند و تا آخرین شب در شرکت نگهم میدارند و در پایان دوره میگویند دانش و تخصص من کافی نبود و از دوره آزمایشی رد شدم. دوباره دنبال فرد بعدی میگردند و این چرخه بارها تکرار میشود؛ بدون اینکه استخدام مشخصی انجام دهند و بیمهای هم ارائه نمایند. برخی از نفرات که بهنظر میرسید ثابتاند، با حقوق ناچیزی کار میکنند و حتی اضافهکاری هم دیده نمیشود. با اینکه اکثر کارکنان تا نیمهشب سر کارند، هیچکدام حقوق اضافهای دریافت نمیکنند. هر روز هم بهخاطر نیمساعت تاخیر در ورود به کار، با جریمههای نقدی مواجه میشوم. وضع شرکت را مبهم مییابم؛ مشخص نیست مدیریت اصلی یا صاحب واقعی شرکت کیست، و هر بار که از مدیرعامل درخواست میکنی، میگوید من بیسوادم و فقط دستور مدیران را اجرا میکنم. به نظر میرسد بیشتر شبیه مجموعهای باشد که برای پولشویی ایجاد شده و پس از مدتی جمع میشود و به دنبال گزینهای دیگر میرود. برای من واقعا تأسفبار بود که مدت کوتاهی در آنجا ماندم و تجربه خیلی بدی داشتم. در ابتدای کار، ادعاهای بزرگی درباره وجود یک هلدینگ با چند شرکت زیرمجموعه را داشتند که تصور میکردم میتواند نقطهی قوت رزومهام باشد و چیزهای زیادی بیاموزم، اما به چشم خودم دیدم که چنین انتظارهایی عملی نیستند و نتیجه متفاوت بود.
باورم نمیکنم که این شرکت تا این حد بیتفاوت به کارکنان باشد و من تجربیاتم را با شما در میان میگذارم تا از قبل آگاه شوید. در روند استخدام سفته میگیرند و قراردادها طبق پایه حقوقی وزارت کار تنظیم میشوند؛ به علاوه از من تعهد عدم همکاری با شرکتهای رقیب بعد از خروج به مدت پنج سال خواستند. سنوات و عیدی هم بر پایه همان پایه حقوق محاسبه میشود و حقوق معمولا به دو بخش و با فاصله یک هفتهای واریز میشود. ایده این شرکت برای جذب نیروهای تازهکار با حقوق پایین است و فقط مبلغ درخواستشده برای حقوق برایشان اهمیت دارد تا سطح تخصص و دانش فنی؛ بنابراین اگر تازهکار هستید و تجربهای ندارید، ممکن است برای کسب تجربه مناسب باشد. حقوق در اینجا نسبتا پایین است و اکثر افراد یک سال با حقوق پایه جذب میشوند و پس از آن میروند؛ زیرا هیچ افزایش حقوق سالیانه یا مبتنی بر عملکرد وجود ندارد. مدیران تا حدی که کارمند اجازه بدهد در بحث حقوق و مزایا و اضافهکاری سوءاستفاده میکنند. در پایان قرارداد و پایان همکاری، آخرین حقوق و تسویه را تا سه ماه در اختیار خود نگه میدارند و در واقع کارمند را با جیب خالی از شرکت خارج میکنند. در زمینه فنی هم متدلوژی نرمافزاری مشخص و معینی رعایت نمیشود. در کل تجربه من از این شرکت منفی بود و به هیچکس، حتی به افراد تازهکار، تا جایی که میشود توصیه نمیکنم که اینجا کار کنند.
در ابتدای کار، من از این تجربه برداشت کردم که شرکت با وجود برند معتبرش در بازار ایران، همچنان مثل بسیاری از شرکتهای خصوصی-دولتی حقوقهای پایین برای متخصصان و حقوقهای متغیر برای برخی افراد و مدیران ارائه میدهد. با وجود ادعاهای مدیران مبنی بر رعایت استانداردهای مدیریتی مانند PMBOK، این ادعاها در عمل به شکل هیأتی و با تغییر مستمر مدیرعامل و اعضای هیئت مدیره دنبال میشود و از نظر مدیریتی فنی و بازرگانی در سطح پایینی قرار دارد. امکان رشد در این شرکت به طور قابل توجه به وجود رانت بستگی دارد و برای افرادی که تخصص دارند، فرصتهای پیشرفت به سختی فراهم میشود. فاصلهی زیادی بین واحدها و افراد نیز به چشم میخورد. در سالهای نخست تأسیس، به دلیل درآمد بالا و پروژههای گسترده، محیطی جذاب و با انگیزه به نظر میآمد اما با مرور زمان و کاهش مزایا و عدم افزایش حقوق مناسب طی سالهای پی در پی، به محیطی نامساعد برای متخصصان و متوسط برای نیروهای متوسط تبدیل شد و محیطی نسبتا مناسب برای تازهکاران باقی ماند.
باور دارم که برای موفقیت، تیمی متحد و با انگیزه ضروری است و هر کس باید از حقوق و کرامت خودش محافظت کند. تجربهام نشان میدهد که رفتن به سمت رفتارهای خارج از اخلاق کار، در بلندمدت به ضرر همه میانجامد و محیط کار سالم را تضعیف میکند. به جای اتکا به زور یا اجبار، تلاش برای ایجاد انگیزه و احترام متقابل، کلید رشد است. در نتیجه، مدیریت باید به جای اعمال فشار و بهرهکشی، به بهبود سازوکارهای همکاری و پشتیبانی از کارکنان بیندیشد تا هم انگیزه بالا رود و هم بهرهوری حفظ شود.
در یک شرکت نسبتا دوستانه اما گاهی پر از چالش پیش رفتم. فضای کاری آنجا بهطور کلی صمیمی بود اما همین دوستیها گاهی ضوابط را کنار میزدند و بهنوعی کار را سخت میکردند. روابط صمیمانه بین همکاران خیلی پررنگ بود و این میانجیگریهای دوطرفه بیشتر از معیارها اهمیت داشتند. وقتی فردی با مدیرش رابطه.string قوی داشت، معمولا انتظار میرفت بتواند بدون اتکا به تواناییهای روشن پیشرفت کند. در نتیجه بسیاری از همکاران ترجیح میدادند با مدیران نفوذی ارتباط سازگار ایجاد کنند تا جایگاه خودشان را حفظ کنند. به این ترتیب گروههای غیررسمی شکل میگرفت تا خود و اعضایشان را تقویت کنند و اگر کسی در آن گروه نبود، فرصت رشدش بهشدت کاهش مییافت. بهطور کل رابطهی خوب با مدیرعامل میتواند تأثیرگذارترین عامل برای پیشرفت فردی باشد. از سوی دیگر، نمیشود کتمان کرد که این فضای دوستی با لذتبخش بودن کار در کنار همکاران، گاهی باعث میشد زمان کاری هم به خوشی بگذرد. اغلب پروژهها با شرکتهای خارج از کشور انجام میشد که این وضع به تقویت زبان انگلیسی من کمک زیادی میکرد. اما این موضوع به معنای کار در ساعات کاری غیرمتعارف و حتی شبانهروزی بود، چون لازم بود با تفاوت زمانی سایر کشورها هماهنگ باشیم. شرکت برای آموزش هر کارمند بودجهای خوب اختصاص میداد و هرکسی فرصتی برای یادگیری و پیشرفت داشت؛ اگر پیگیر بود، شرکت حاضر بود هزینههای آموزشی را فراهم کند.
شرکت آتیه داده پرداز را تجربه کردم و نکتهای که از این تجربه گرفتم این است که برای آغاز همکاری، مبلغی به عنوان سفته به میزان قابل توجهی طلب میکنند و پرداخت آن قبل از آغاز کار اجتنابناپذیر است. قطع همکاری در همان دورهی کار، به سرعت اطلاعرسانی میشود اما در صورت تصمیمگیری برای ترک کار باید سه ماه قبل از جدایی خبر داد تا فرآیندهای مربوطه انجام شود. دوران مدیریتی با ضعفهای قابل توجهی همراه بود؛ دانش کم و رفتارهای ناخوشایند برخی از اعضای تیم مدیریت به چشم میآمد. برخورد با مدیران به گونهای بود که انگار در جایگاه قدرت مطلق هستند. بخش بیمه هم با کاهش سطح تعهدات و تاریخهای پرداخت مواجه بود و این مسائل به وضوح دیده میشد. به هر حال، اگر تصمیم گرفتید با این شرکت همکاری کنید، لازم است کاملا مراقب حقوق و مزایای خود باشید تا بتوانید آنها را به طور کامل وصول کنید.
من بیشتر از یکسال با این تیم کار کردم. فکر میکنن دارن کار مهمی انجام میدن ولی در اصل هیچ کاری نمیکنن. هیچ کس اینجا قرار نیست پیشرفت بکنه. فیلدهای کاری که دارن اصلا به هیچ دردی نمیخوره برای آینده. امنیت شغلی افتضاح مدام تهدید میکنن که اخراج میکنن کارمنداشون رو. کمترین حقوق ممکن رو با منت با یک ماه تاخیر میدن و همیشه هم از سر و ته حقوقت عین آب خوردن میزنن. هیچ وقت شما نخواهید فهمید تو این شرکت چه کاره هستید به بهانه ارتقا فقط از کارمنداشون کار میکشن. اصلا به زندگی بیرون شرکتت اهمیت نمیدن و انتظار دارن در ۲۴ ساعت ۲۵ ساعت براشون کار کنی تا پیشرفت کنن و بال بزنن در حالی که والا تو مدتی که من بودم نه تنها بال نزدن بلکه با این مدیراشون همش در حال سقوطن. اینم بگم که کارمنداشون عین کیس مطالعاتی هستن که هرکی تو خواب یه ایده رو پردازش کنه فرداش میاد پیاده ش میکنه
برای من روشن بود که ارزش کارگران در این مجموعه چندان محترم شمرده نمیشد و با قطع همکاری هم، پرداخت حقوق به تعویق میافتد. من و سایر همکارانی که پس از من از آنجا جدا شدیم، مدتها با شکایت یا درخواست و التماس دنبال دریافت مطالبات بودیم و مشخص است که حقوق در زمان مقرر پرداخت نمیشود.
در شرکت آسان پرداخت تجربهای ارزشمند از من بهجا مانده است. از نظر من مدیریت در این شرکت نسبت به بسیاری از شرکتهای ایرانی قابلتوجه است و پشتیبانی مالی و منابع انسانی برای کارمندان به خوبی انجام میشود.
برای من هیچ فضایی برای پیشرفت یا یادگیری وجود نداشت و از همان روز اول فهمیدم که با یک فضای کاری بیهدف روبهرومیشدم. در آگهی استخدام حقوق بین چهار تا پنج میلیون را مینوشتند اما از روز اول قول بیمه داده نشد و قرارداد هم امضا نکردند؛ فقط گفتند دو ماه اول آموزشی است و ماهی دو و نیم میگیرم. سیستم پرسانتی نداشتند و اگر تا صد میلیون میفروختی، دو و نیم مشخص میدادند و بیشتر بفروشی هم به نسبت کمی ارتقا داشت. فضای شرکت کاملا بینظم بود و بسیاری از کارها برونسپاری شده بود؛ مثلا حسابدار را شرکت بیرون میآورد یا منابع انسانی از بیرون میآمد و گزینش انجام میداد. ارتباط بین اعضا و وظایف شغلی به وضوح مشخص نبود و شرکت به شکلی بیهدف کار میکرد. مسئولان هم بدویی و ابتدایی بودن سیستم مدیریتیشان مشهود بود، چندان نمیدانستند چگونه شرکت را هدایت کنند. من یک ماه آنجا بودم و کاملا به یاد دورههای دانشگاه پیامنور افتادم که دانشجو را رها میکنند تا خودش بفهمد چه خبره و چند سال گذشته و چند واحد پاس نکرده است. در اینجا هم فضا برای یادگیری یا پیشرفت وجود ندارد؛ صحبتهایی درباره اهداف آینده مطرح میشود اما به عمل نمیانجامد و همه چیز خیلی خام است. اگر دنبال کار با هدف یا یادگیری نیستید، و دوست دارید به جای کار در محیط کارتان، روی مدیتیشن وقت بگذارید، شاید به این شرکت مراجعه کنید، چون در آنجا مگس هم به راحتی پر نمیزند.
برای ورود به شرکتی که اسمش ادصاب است قرارداد سهسالهای میبندند و با مبلغ نسبتا زیادی سفته از کارجو میگیرند؛ بهطور جدی باید گفت که در طول سالهای قرارداد با همان حقوق ابتدایی کار میکنم و اگر دیرتر پرداخت شود یا سفتهها اجرا میشوند. اگر پس از اثبات عملکرد خود، درخواست ارتقا یا افزایش حقوق بدهی، تنها چیزی که نصیبم میشود وعدهای است که عملی نمیشود. پرداخت حقوق نا مرتب است و نوبت پرداختهای بهموقع هم وجود ندارد؛ معمولا حقوق دیرتر از دو ماه بهطور مرحلهای واریز میشود. کار حجم بالایی دارد و از نیرو انتظار میرود تا آخرین لحظه مشغول بماند، اما پاداشی به کارمندان تعلق نمیگیرد. شرکت معمولا نیروهای تازهکار را جذب میکند اما در مقابل فرصت یادگیری به آنها میدهد؛ باید تصمیم بگیری که آیا ارزش این را دارد یا نه.
برای مدت وقتی که در شرکت کار میکردم استخدام شدم و با وجود مصاحبه اولیه مثبت، در ادامه تجربهای ناراحتکننده برایم رقم خورد. برخورد با همکاران زن بهشدت دوستانهتر و متمایز بود و اغلب با دختران با لحن صمیمی همراه میشدند، در حالی که با همکاران مرد این فضا وجود نداشت. آنها اصرار زیادی داشتند که کارشان بینقص است، هرچند از دید من اینطور نبود و پروژهها بیشتر به دست افراد دیگری سپرده میشد. پس از چندماه بدون دلیل مشخصی، تنها یک دلیل سطحی و دربارهی اینکه میگویند با من همسو نیستم با سیاستهای مدیران، از کار کنارم زدند و تنها حقوقی پرداخت کردند که ادارهی کار آن را تأیید کرد. مزایا همچون عیدی و سنوات هم پرداخت نشدند، در حالی که انتظار میرفت ارائه شوند. در زمان تحویل قرارداد، نسخهای از قرارداد بههمراه چک به کارمند داده میشود تا از شکایت پرهیز شود و در غیر این صورت حقوقی که چک دارد، پرداخت نخواهد شد. هنگام ترک، متوجه شدم که کل تیم شرکت بهطور کامل تغییر کرده بود؛ امکان اینکه تیم قبلی بهدنبال فرصتهای بالاتر یا خارج از شرکت رفته باشد وجود داشت، اما واقعیت این بود یا اخراج شده یا استعفا داده بودند. به دیگران هم توصیه میکنم جای دیگری بهعنوان کارمند یا کارآموز مشغول به کار شوند و فرصت یا حقوق این شرکت را دست کم نگیرند.
در یک تجربه کاری با شرکت پایشگر تدبیر افزار مواجه شدم که برای استخدام مجموعهای از آزمونها داشتند و محیط کارشان به شکلی بود که به هیچ وجه مطابق انتظار نبود. ابتدا با این تصور رفتم که کار تنها با ویندوز فرم و دیتابیس اکسس است، اما نکتهها مختلفی پیش آمد: پس از یکی دو هفته فهمیدم که پروژهها از تکنولوژیهای قدیمی استفاده میکنند و قبول نکردند که من با MSSQL کار کنم؛ گفتند دوباره با اکسس طراحی شود. وقتی دوباره چند روزی را در خانه روی تستها کار کردم و همچنین روزی را در دفتر صرف تغییر دیتابیس به اکسس کردم، متوجه شدم که این مجموعه به شدت از فناوریهای کهنه استفاده میکند و نمیتوانم با توضیحی منطقی به شرکت بعدی بگویم که این تجربیات را در کارنامهام دارم چون اکثر پروژهها همچنان منسوخ هستند. نکته دیگر این است که در آگهیشان دقیقا ذکر شده بود که به دنبال برنامهنویس C#.NET هستند، اما وقتی رفتم آنجا متوجه شدم باید در کل کارها یا دیباگ موارد زیر را انجام دهم یا انجام دهم: ASPX ASMX PHP Wordpress Winforms Java - Android Bootstrap / CSS / HTML / JS Datalogger دیتابیسها Oracle Sql Server Mysql Access Postgres برایم یک هفته بیهدف و بیهوده صرف شد. میبینید چه توقعاتی دارند. با این حال برخورد مدیریت خوب و دوستانه بود، اما به شدت غیرواقعی به نظر میرسید. دفتر کار کوچک و کمی نامرتب است؛ دو اتاق حدودا ده متر برای هر کدام در کنار هم بودند و در هر اتاق دستکم هشت نفر مشغول کار بودند. تهویه مناسب نبود و در بیشتر اوقات خیلی گرم بود. کولر آبی بیفایده بود و تنها یک پنکه دیواری بود که روشن کردنش به خاطر صدای زیادی که میداد بهتر نبود.
شرکت سفرهای الکترونیک (ایسفر) را تجربه کردم و خلاصهاش را به این شکل میگویم که ساختار مدیریت بسیار نامنظم و پر از هیجانهای ناگهانی دارد؛ تصمیمگیریها بیشتر متاثر از احساسات است تا منطق و برنامهریزی. در مدت همکاریام، سه مدیر فنی عوض شدهاند و هر بار با تغییراتی جدی در روند کار روبهرو میشدم که به عقبنشینی پروژه منجر میشد. این بیثباتی، خروج متوالی مدیران فنی و عواقبش برای تیم، کار را دشوار میکرد. طی این مدت، برخورد مدیران با زندگی شخصی کارکنان به شدت ناسازگار بود؛ آنها معتقد بودند باید هر وقت کار بود، اعم از تعطیلات یا ایام تعطیل، حضور داشت و از مرخصیگیری هم بهشدت مخالفت میکردند. در نتیجه من و همکاران از نظر زمانی به شدت فشرده بودیم و حتی پس از ماهها کار، توانستم تنها دو یا سه روز مرخصی بگیرم و این با احتساب تعطیلات عمومی، زندگی شخصیام را تقریبا به تعطیل کشاند. از نظر حقوقی، پرداختها بهطور کلی متوسط است و بهموقع انجام میشود، محیط کار تمیز و مرتب است و امکانات فنی و تجهیزات مناسب در اختیار تیم قرار میگیرد. با این حال، سه ماه اول بیمه ارائه نمیشد و قرارداد اصلی به صورت رسمی به پرسنل داده نمیشد؛ فقط قراردادی صوری برای اداره کار با حقوق پایه ارائه میشد و در ابتدای قرارداد سفته نسبتا بالایی هم درخواست میشد.
فرهنگ سازمانی کمی خشک هست . بیمه از ماه سوم براتون رد میشه . حقوق ها معمولا نرم پایین بازارکار هست و اصلا هم به موقع پرداخت نمیشه . اما با پروژه های واقعی کار میکنید و تجربه خوبی کسب میکنید .
بعد از چند ماه کار در پارکانو فهمیدم که اینجا برای ارتقای دانش و حوزه تخصصی فرصتهای ارزشمندی وجود دارد و تجربیات قابل توجهی به دست میآورم. با وجود این، فضای فرهنگی سازمان و شیوههای مدیریتی تا حدی با منطبق نبودن روبهرو بود و دخالت برخی افراد و قوانین نسبتا عجیب گاهی اذیتم میکرد. از نظر حقوقی هم اوضاع معمولی بود و دستمزدها خیلی بالا نبود.
تخفیفان برای من تجربهای پر از دغدغههای اخلاقی بود که با وجود جذابیتهای ظاهری، در عمل فرایندها و رفتارهای ناسالمی را فاش کرد. کار با این مجموعه به طور کلی مرا وادار کرد تا از انصاف دور شوم و به جای صداقت، با دیگران دروغ بگویم تا بتوانم به جلو بروم؛ چیزی که به مرور باعث میشود مسئولیتپذیری من کاهش یابد و از تعهد نسبت به کار خالی شوم. در محیطی که میان مدیران و تیمها نوعی فاصله وجود دارد، رفتارهای توهینآمیز و هجومی نیز شنیده میشد و برخوردها به صورت غیرمنصفانهای شکل میگرفت. بنابراین بودن در این شرکت را توصیه نمیکنم و فکر میکنم فرصتهای بهتری در جای دیگری در انتظار من است. از سوی دیگر، برخی افراد ارشد و نزدیک به تصمیمگیران نیز به دلیل ناهمسویی با جو عمومی جدا شدند و آنچه از تخفیفان باقی ماند، به تدریج رنگ میبازد.
بدترین تجربه کاری من بود،جو خاله زنکی،و مدیریت ضعیف، سرپرست تیم ی ک بنده عضوش بودم از دوتا از پسرای تیم میترسید و فقط خواسته های اونها معیار بود،زمانی نیرو میگرفت ک استادش زنگ میزد و درخواست میکرد ک کار برای فلانی جور کن در کل مدتی ک من عضو اسنپ فود بودم جلسه ی تیمی ای تجربه نکردم،و ایشون معتقد بودن صبح بیایم ببینیم چی پیش میاد.و در تمامی مواردی ک تمایل داری با منابع انسانی صحبت کنی جوابی نمیگیری اسنپ فود فقط از دور جذابه و دنهایت هم بدون هیچ دلیل منطقی ای،در روز ۲۱ اسفند اعلام کردن ک تمدید نمیکنن،در صورتی ک باید از ۲۰ روز قبل اعلام میکردن طبق قرار داد.
در کنار پروژهای که برای میدکو داشتم، به نکات مثبت و منفی شرکت اشاره کردم و فقط اضافه کنم که فناپ سافت شرکت بزرگی است با تیمها و پروژههای متعدد. بنابراین ممکن است بازخوردهای منفی و مثبت مربوط به تیم خاصی باشد که من با آن تجربه کار کردم و طبیعتا در سایر تیمهای مستقر در شرکت تفاوتهایی وجود دارد. در رابطه با مدیریت شرایط ناشی از کرونا، توضیح میدهم که روند مدیریت اوضاع به شدت بیثبات بود. ابتدای بحران قصد داشتند با نظرسنجی از کارکنان نظر بدهند اما در نهایت هر تیم با تشخیص مدیر و سرپرست خود در این زمینه تصمیم میگرفت. گاهی یک هفته حضور الزامی بود و روز بعد خبر از خطر بیشتر میدادند و حضوری بودن به هفته بعد موکول میشد؛ دوباره چند ساعت قبل از آغاز هفته تازه اعلام میکردند که از فردا باید حضور داشتید. سپس شب همان روز خبر میآمد که یکی از اعضای تیم به کرونا مبتلا بوده و حضور تا اطلاع ثانوی متوقف میشود. این تصمیمها با وجود این که برخی همکاران قبلا تست کرونا گرفته بودند و منتظر نتیجه نبودند تا درباره آینده تصمیم بگیرند، گرفته میشد. در شرایط بحرانی کرونا، و بهویژه با محدودیتهای شدید هفتههای اخیر در تهران، برخی کارکنان به آزمایشگاههای سلامت فرستاده میشدند تا چکاپهای سلامت انجام شود (که ربطی به کرونا ندارد)، با توجیه اینکه این آزمایشگاه خصوصی و اختصاصی برای شرکت است و هزینهای که هر کارمند متقبل میشود، بالا است و از همین رو حضور اجباری است.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.