تجربه کاری تو این شرکت ندارم ولی با تجربه ای که تو شرکت های مختلف داشتم کامنتهای 5 ستاره توسط مدیریت زده میشه ومعمولا بعد از چندتا کانت یک ستاره شروع به زدن این 5 ستاره ها میکنن
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
متاسفانه یه زمانی به دلایلی نیرو هایی اومده بودند که خروجی کد ها بهم ریخته شده بود و داکیومنت ها قوی نبود ما در قالب یک تیم ۶ نفره فقط روی ریفکتور و داکیومنت کردن بخش ها کار کردیم واقعا تجربه سختی بود برای من ولی با توجه به پاداش ها و اینکه مدیر خودش پا به پای ما توضیح میداد سناریو هارو تا راحت تر بتونیم داکیومنت هارو تکمیل کنیم البته من بصورت پروژه ای کار کردم و دو برابر پاداش هم لطف کردند به ما دادند چون خودشون هم دیدند واقعا کار هر تیمی نبود
مدت زمانی کارمند بانک پاسارگاد بودم و تجربهام نسبتا ناخوشایند بود. با وجود امنیت شغلی و امکانات وام و مزایای عمومی بانکی، شاهد وضعیت نامطلوبی از نظر رفتار و دانش بعضی همکاران بودم. گهگاه بیسوادی برخی از کارکنان و کمتوجهی به کارهامون به چشم میآمد و برخی از همکاران هم با اتکاء زیاد به تجربههای قدیمی از خودشان میبردند و نسبت به دیگران مدعیتری نشان میدادند. برخی مواقع کل کارها را به سرعت به داتین منتقل میکردند و نگران توصیههای دقیق نبودند.
به عنوان کارشناس با تجربهای از سفیر گفتمان کار را آغاز کردم و واقعا دیدم که اگر حضور چنین فردی نبود، فضای کاری میتوانست خیلی بهتر باشد. در تجربهام با این همکار زن، که او را عجیب، باندباز و گاه فاسد میدیدم، حس ترسناک و ناخوشایندی داشتم؛ او تنها برای زمین زدن دیگران برنامهریزی میکرد، تیم میساخت و بهنوعی نماد قلدری در سازمان به حساب میآمد. من تصمیم گرفتم استعفا دهم و شنیدهام که نهایتا مدیران سازمان به واقعیت او پی بردند و او را از پست مدیر کل اجرایی عزل کرده و به یک پست کماهمیت منتقل کردهاند. امیدوارم با این تغییر، اساتید و همکاران سختکوش سفیر روزهای بهتری را تجربه کنند.
در آغاز کارم با شرکت مهندسی یاس ارغوانی واقعا پتانسیل بالایی میدیدم چون به نظر میرسید محیطی رو به پیشرفت باشد، اما به مرور مدیران بیسواد و بیتجربه باعث شد اوضاع به سمت بینظمی و ناکارآمدی برود. مدیران بیشتر از هر چیز به بیانیه و ادعاهای سطحی بسنده میکردند و وقتی گزارش میدادیم، غالبا از داشتن دانش لازم برای پاسخگویی بازمیماندند و زیرمجموعهها را به انجام کارهای سنگین وادار میکردند. همچنین از حقوق و مزایای کارکنان به شکلی ناعادلانه استفاده میشد و گاه پشتیبانی لازم از تیم صورت نمیگرفت. به اعتقاد من وجود چنین رفتارهایی مشکلات اخلاقی و حرفهای قابلتوجهی ایجاد میکند و به اعتبار شرکت آسیب میزند.
من به خاطر اینکه دنبال کار در کارویژن بودم با این شرکت آشنا شدم سوال اصلیم این هست که چرا کار ویژن بدون تحقیق هر شرکتی رو معرفی می کنه این شرکت فقط به دنبال کسب درآمد هست و با وعده آموزش صفر تا صد مالیاتی نیرو جذب می کنه در حالی که تایمی که مدیر برای آموزش میذاشت یه ربع بیشتر در هفته نبود خیلی ها از راه های دور می اومدن اما آموزش مباحث پیش پا افتاده حسابداری بود که برای بچه های حسابداری مسخره بود و برای افرادی که هیچ اطلاعی از حسابداری نداشتن به هیچ عنوان مطلبی رو یاد نمیگرفتن چون تا سوال میپرسیدن کلی تحقیر میشدن و مجبور بودن سکوت کنن مابقی تایم هم مدیر یکی یکی بچه ها رو میکشوند تو دفتر و می خواست در آمد بیشتری ازشون کسب کنه مثل فروش نرم افزار حسابداری بی کیفیتشون و هنوز سر ماه نشده بود میگفت به فکر پول هستی برای قسط بعدی در کل خیلی مسخره بود و اجازه صحبت نداشتی با کسی انگار همش می ترسید لو بره
من از تجربهای که داشتم حرف میزنم و از آزادیای که به دست آوردم خوشحالم، اما فرایند خروج از اونجا را هم به خاطر میآورم. در مدت حضورم، خیلی از روزها با احساسی پرت و ناپایدار روبهرو شدم و گاهی حس میکردم که محیط کار من را تحت فشار میگذارد و انگیزهام را میکاهش میدهد. با وجود دشواریها، وقتی تصمیم گرفتم بروم، احساس رهایی و آرامش بیشتری پیدا کردم و امیدوارم در آینده شرایط بهتری برای همه وجود داشته باشد. همچنین وقتی از شرکت بیرون آمدم، با وجود خوشحال بودن بابت خروج، هنوز گاهی دلم برای برخی لحظات سابق تنگ میشد.
پس از چهار سال همکاری با گروه مهبانگ و رفـتن به خدمت سربازی، تصمیم گرفتم از شرکت قطع همکاری کنم. در طول این مدت با مدیران منابع انسانی گوناگون همکاری داشتم و همکاران بسیاری در مجموعه حضور داشتند که اکثرشان بعد از مدتی شرکت را ترک کردند؛ اما از ابتدای سال ۱۴۰۴ با حضور مدیریـت جدید یکی از مدیران قدیمی، روند فرهنگی شرکت به مرور بهبود یافت و بهرهوری افزایـش یافت. با وجود نگاه بیرونی نسبت به استخدام مدیران، مشکلات اخلاقی و مالی پدید آمد که در ماههای اخیر با همراهی هیئت مدیره و مدیران میانی یکی پس از دیگری برطرف شد. در واحد منابع انسانی توانستیم از هدر رفتن منابع جلوگیری کنیم و با رویکردی حرفهای مشکلات پرسنل را به کمک مدیریت هوشمند مجموعه حل کنیم. واقعا در شرایط اقتصادی سخت، شرکت هیچگاه در پرداخت حقوق و معوقات کوتاهی نکرد و حتی پس از جنگ با روشهای عادلانه، مرخصیهای پرسنل را به طور کامل جبران کردم. اگرچه این مجموعه سالها سابقه دارد، اما مشکلات مالی زیادی داشت و همه این دشواریها به دوش مدیریت جدید بود تا با همراهی مدیران میانی، رفع بشود؛ به نظر میرسد با همراهی آنها میتوان به نتیجه مطلوب رسید. از کار در این شرکت رضایت کامل داشتم و حتی دوره سربازیام را نیز در آن سپری کردم. همکارانم در سالهای حضور برای من بسیار آموزنده بودند و دغدغه سیستم این بود که افراد برای پذیرش کارهای جدید و مواجهه با چالشها همیشه آماده باشند و شرایط پشتیبانی مناسبی برای کار فراهم بود. از نظر فرهنگی، سازمان فضایی بسیار مثبت دارد و حاشیهها تا حد زیادی کاهش یافته و کسانی که حاشیهسازی میکردند به مرور از سیستم کنار گذاشته شدند چون مدیریت جدید تصمیمگیری بر پایه منطق و عقل را ترجیح میدهد نه احساسات بیمنطق. برای همکاران قدیمیام در مهبانگ آرزوی موفقیت دارم و از روزهای خوب سپریشده در آن بسیار خرسندم.
من به عنوان مدرپ لاین گوارش اونجا بودم اقای ملکی و خانم علیزاده بسیار افراد غیر حرفه ای و از زیر کار درو بسیار بدجنس حس تیم وورک بسیار ضعیف و از تیم لیدرهایی که از ک و ن ادمین هاشون میخورن همشون ۱۰ سال اونجان شده اژانس هواپیمایی پزشکارو اینور اونور میبرن بعد میگن مارکتینگمون خیلی قویه فقط دارن دور خودشون میچرخن تا برنامه ای بشه با پزشکا برن سفر .بسیار شخصبت لولول باید از نزدیک باهاشون باشید تا بفهمین چی میگم جو بسیار کثیف و چرت و پرت فقط لاین خود ایمنی و پوکی استخوانش به این صورته بقیه تیم ها عالی و حرفه ای اصلا برای تیم خکد ایمنی اپلای نکنید
به عنوان تجربهای واقعی از کار در مرکز مشاوره هیوا، میخواهم خلاصه و صادقانه توضیح بدهم تا دیگران با نگاه دقیقتری تصمیم بگیرند. مدت کار من یک سال و نیم بود و فضای کار با چالشهایی همراه بود که نمیشود از آنها چشمپوشی کرد. برای آقایان، شیفتها از ساعت پنج تا یازده و گاهی یک هم وجود داشت که گاهی با سرویسدهی اسنپ همراه بود. رفتار برخی مدیران و بهویژه آقای K به شدت آزاردهنده بود و به نظر من کمترین تفاوت با دوران سربازی نداشت. در مقابل برای خانمها شیفت من هشت تا پنج بود، اما حقوق جزء مواردی بود که هرگز رضایت نمیدادند و گاهی زیر بیست میلیون نمیرسید. حجم کار به طرز قابل توجهی بالا بود و حداقل دوصد سی ساعت در ماه کار میکردم تا درآمدی حدود هیفده تا هجده میلیون داشته باشم، که اول کارها کمتر از بیست تومن بود. احترام به کارکنان دیده نمیشد؛ تمام زمانی که کار میکردی شلوغ بود و تماسها پیوسته بالا میبود. ناهار تنها بیست دقیقه بود و استراحتهای کوتاه، گاهی دو تا سه دقیقه یا نهایت پنج دقیقه میرسید و در مواقع پرتنش، فشار به قدری بود که با گریه پاسخ میدادم و حتی به خاطر فشار، فرصت پاسخگویی از دست میرفت. در سرویس بهداشتی نیز تماس میتوانست بیاید و اگر پاسخ نمیدادم، بازخواست میشدم. فشار کاری به دلیل حجم تماسها و رفتارهای گاه وحشتناک مسئولان و کارفرما زیاد بود و برای تماسهای تخصصی هم فشار بیشتری تحمل میکردیم؛ هزینهی این تماسها برای مشترکها در سطحی پایین بود و برخی از تماسها با تلاش مشاوران برای توضیح دقیق، مبلغ ناچیزی داشت. یک نکته مثبت این بود که آموزشهای مسئولان آموزشی خوب بود و تا حدی اطلاعات را منتقل میکردند، اما سایر جوانب کار، بهخصوص مدیریت و فضای کاری، به شدت مخرب بود. با وجود سابقه و دانش خوب من، وجود همزمان یک همکار با دو ماه سابقه که با رفتارهای رانتگونه به ترفیع برسد، ناامنی را افزایش میدهد. به هر حال ترفیع بیشتر به نظر میرسید صرفا برای یکی دو نفر و حقوقشان هم چندان تغییر نمیکرد. کامنتهای مثبت اغلب غیرواقعی یا آمادهشده هستند و گاه به نظر میرسد برخی از آنها از داخل شرکت یا منابعی خارج از آن نوشته میشوند. در زمینه حقوق، معمولا به موقع پرداخت میشد، اما نکاتی مانند محل کار نزدیک به ایستگاه مترو و اینکه برخی بیمهها یا سفتهها وجود داشتند، از جمله مواردی بود که باید در نظر میگرفتم. اگر کار خیلی شدید نبود، پرداخت به صورت نقدی یا کارت هدیه داشت و برخی تعطیلات و ایام نوروز هم به عنوان شیفت در نظر گرفته میشد و باید در گروهها حضور داشتیم. فضای همکاران تا حدودی خوب بود، اما بهرغم اینها، تفاوتهای فاحش در رفتار و برخوردها وجود داشت و در مجموع، ممکن است به حس فشار روانی و کمبود سلامت روان من منتهی شود. تمام تماسها ضبط میشد و سیستمهای نظارت قوی بود که اگر اشتباهی رخ دهد، قابل پیگیری بود. طراحی پنلها و سامانهها نیز نسبت به نیازهای من بهتر بود، هرچند برخی از کارهای مشترکین به دلیل تکرار و گاهی کمبود پاسخ، موجب فشار میشد. در نهایت، با وجود همه بدیها، احساس رضایت از کمک به مردم وجود داشت و به عنوان تجربهای کارآمد از نظر مهارتهای ارتباطی و شناخت فرآیندهای تماس، مفید بود. با این حال، سلامت روان و نحوهی برخوردها
به نظرم شرکت کروز تنها شرکت خصوصی در ایران هست که مهد پخمه پروری است! خیلی از قسمت های شرکت رشد خوبی داشتن ( مثل پروسه های تولید، مثل پروسه های اداری،انبار داری، اتوماسیون و ....) اما امان از پروسه های نیروی انسانی و ارتقا و شایستگی پروری، این سیستم ها به قدری داغون است که ادم شک میکنه نکنه سیستم به همین منظور (ارتقا افراد ناشایست و پخمه پروری و توسری خور) طراحی شده است. همه چیز در راستای نابودی امید، استعداد و تلاش افراد است و در این راستا به قدری مسمم هستن که من فکر میکنم در چند سال آینده این شرکت دیگر آن کروز سابق نخواهد بود.
برای من چنین تجربهای از کار در این شرکت به یاد ماندنی شد: وقتی وارد شرکت دیگهای شدم، کم کم فهمیدم که قدردانی از محیط کار و مدیرانش چقدر مهم است. در حال حاضر در جایی کار میکنم که مدیرش در فکر جایزهدهی به کارمندان برای مراسمهای کوچیک است، و همین موضوع من را به یاد نگاه مدیران شرکت آذینوارهانداخت که نگران این بودند که حتی یک لیوان آب اضافی هم میتواند باعث پررویی شود. بیاندازه هیچ مناسبت خاصی در آنجا معنا ندارد و جو کلا سرد و بیروح است. شنیدهام که برخی شرکتها با تبلیغهای استخدامی بلندپروازانه، فقط هنگام بیکاری، وعده استخدام دائم میدهند؛ اما در واقع هیچوقت نیروی خود را راضی نگه نمیدارند و خروج نیروها برایشان اهمیتی ندارد. همچنین تصور میکنم که گاهی مدیران ادعا میکنند که بسیار مدیران باهوش و کاربلدی هستند، اما واقعیت چیز دیگری است.
دو سالی میشود که در حوزه تولید محتوا و سئو فعالیت میکنم و چیزی که بیش از همه توجهام را جلب میکند نظم کار و فضای دوستانهای است که در پرش حاکم است. حقوق همواره به موقع پرداخت میشود و مدیر تیم ما واقعا فردی با انصاف است.
به دلیل اینکه دسترسی به نسخههای قدیمی DVD مربوط به سالهای گذشته دیگه موضوعی نیست و اکنون سیستم بهطور کامل آنلاین شده، من تجربهای از گروه آموزشی پرش دارم که این تغییر رو ملموستر نشون میده. درباره حقوق و بیمه هم تجربهم راضیکننده بود؛ با وجود اینکه شرایط ممکنه با توجه به تیم یا مدیر مستقیم فرق کنه، من تا الان با مشکلات جدیای برخورد نکردم.
حدود یک سال است که در گروه آموزشی پرش کار میکنم و با احترام میگویم تجربهام با ایدهای که شما مطرح کردید کاملا فرق دارد. اهداف مشخص و شفاف اعلام میشود و پورسانت هم مطابق فرمول مشخص پرداخت میشود. از ماه دوم بیمه برای من معتبر بود و مشکلی گزارش نشده است. ممکن است گذشتهها خطاهایی بوده باشد، اما از زمانی که من حضور دارم، روند کار حرفهایتری پیگیری میشود.
متوجهام که پارسال پکیج یازدهم را گرفتم و از آن راضی بودم، حتی بچهام هم پاسخ مناسبی از آموزشی که در اختیارهاش بود گرفت. هیچ مشکلی از نظر کیفیت یا پشتیبانی تجربه نکردم و به نظر من افراد مختلف باید تجربههای گوناگون را ببینند تا تصمیم بهتری بگیرند.
من تجربهام از گروه آموزشی پرش با شما صحبت میکنم: پشتیبانی چندان سریع نبود، اما کیفیت دورههایی که خریدم قابل قبول بود و نتیجهاش برای فرزندم ملموس بود. دیویدیها از پارسال حذف شدند و همه چیز بهصورت آنلاین درآمد. به نظر میرسد بخشهایی که گفتید ممکن است مربوط به دورههای قدیمیتر باشد، چون در این یک سال اخیر با مشکلی مواجه نشدم.
به تجربهای تلخ در این شرکت رسیدم و حالا قصد دارم به صورتی روشنتر و منصفانهتر از آن بگویم. راستش رفتار مدیران میانی و مدیرعامل خیلی بینظم و بیادب بود و برخوردها گاه آزاردهنده میشد. اگر عزتنفس و شخصیت دارید، بهتر است مسیر کاریتان را در اینجا آغاز نکنید. پرداختیها به شکل برنامهریزیشده نبود و گاه حقوقی که باید میگرفتیم بهنوعی دستکاری میشد. در مجموع احساس میکردم که از حقوق قانونیمان دور میشوند و درآمدها به صورت نامشخص و بهتزدیک دچار اشکال است. بهعبارت دیگر، احساس من این بود که حقوقی عادلانه پرداخت نمیشود و ساعتهای کاری فراتر از استانداردهای کارگری بدون مزایا باقی میماند. فرهنگ ظاهری سازمان را زیاد جدی نمیگرفتم و متوجه شدم منابع انسانی کارآمد و مودبی ندارند. همین موضوع بر روانم تأثیر میگذاشت و احساس میکردم که محیط، امنیت شغلی کافی ندارد؛ بارها مشاهده کردم که کارکنانی با سابقه طولانی به دلایلی ناگهانی اخراج شدند. توصیه میکنم درباره این شرکت خیلی با احتیاط تصمیم بگیرید و به دوستان خودتان هشدار بدهید. امیدوارم برای آینده شغلیتان مسیر بهتری را انتخاب کنید.
من نزدیک به هفت ساله در این شرکت مشغول به کار بودم . مدیرانی میانی وجود دارن که سواد رابطه و سواد کاری لازم را ندارند و دایم در حال تخریب نفرات هستند. حتی داشتیم کارشناسانی که واقعا با دانش و کاربلد بودند و به دلیل بی درایتی این مدیران از شرکت رفتن-مدیران ارشد سواد کافی برای رهبری یک شرکت در حد بانکی رو ندارن -حقوق ها دلبخواهی و به نفرات اصلی و باب دل خودشون اضافه میشه و ادم های بدون پارتی هیچ انگیزه و امیدی ندارن و فقط مجبور به ادامه کار تو این شرکتن مدیران بی اادب منایع انسانی ضعیف و بی درک مدیران مالی دزد خواهر زن و خواهر و پسر و دختر مدیران عامل همه کاره شرکتن و محیط پارتی بازی وفامیلی و قومی قبیله ای هر چی که میشه در یه مجموعه فشل دید اینجا وجود داره. تو شرکت بی نهایت زیاده اینجا رو هیچ وقت امتحان نکنید
برای تسویه بعد از چند سال کار کردن رفتم گفتن ۴۵ملیون باید بدی گفتم چرا گفتن انبار گردانی بوده هیچی دیگه کلیه هم بفروشم برم بدم به اینا حروم زاده زنا زاده بیشرف هرچی بگیم کمه
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.