وقتی وارد واحد شبکه شرکت یاس ارغوانی شدم، حس میکردم انگار وارد یک کازینو بزرگ شدهام و سطح امنیت اطلاعات به کلی بیاعتماد و بیثبات است. به شکلی که گویی هیچ حفاظت واقعی وجود ندارد و دسترسی به اطلاعات محرمانه به سادگی ممکن است، بدون نیاز به تخصص عمیق یا دانش فنی قابل توجه. مدیران واحد و رئیس آن همواره در حال سفرهای استانی و توضیح دادن تغییرات مراکز هستند و به نظر میرسد بودجه شرکت را به سفر و تفریح اختصاص میدهند. به طور کلی فضایی را دیدم که به نظر بیمدیر و بیصاحب میآمد و با مدرک دیپلم یا سیکل میشد به سمت پستهای مدیریتی رفت، و حتی اگر کمی تلاش کنید، میتواند دسترسی به کل اطلاعات شرکت را فراهم کند. ارادتمند شما آ. جنتی
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
بسیار بسیار شغل بد بدترین جایی بود که کار کردم از جونتون و ذهنتون روانتون سیر شدید اونجا کار کنید حقوقش خیلی کمه و حداقل ۱۰ روز اول مفتی باید کار کنی ماه اول بهت حقوق کم میدن سرپرست و سومر وایزر دهنتو صاف میکنن انگار اربابتن صندوق یکم شلوغ شه مشتریا فوش میدن بهت مثل اسب باید بار خالی کنی شیفات صبح باشه انبار سرد و بار اصلی که ۶ صبح کامیون میاد ۲۰ تن با پالت باید خالی کنی شبشم لبنیات بسیار کار بد غدا هم که نمیدن میخوای یک ناهار بخوری طبق قوانین وازرت کار میگن اینجا کوروشه با وزارت کار و جاهای دیگه کاری نداره اخرشم که بخوای بری میان حساب کتاب میکنن به خاطر کسری انبار گردانی سنوات بهت نمیدن و کلی هم بدهکارت میکنن به عنوان مثال شما ۶ ماه بمونی اخر باید پول ۴ ماه حقوقتو و بهشون پس بدی و تهمت دزدی و اینا و فوش هم میخوری و بعد میگن بسلامت تدی هم از سفتت و ظامنت کم میکنن روزی هزار بار کوروش لعنت میفرستم اصلا از اسم کوروش به خاطر این فروشگاه لجن بدم اومده همکاراتون هم همه عوصین و زیراب زن و خیلیا به خاطر اینکه سربازی نرفتن میان سراغ این کهر برید خدمت لب مرز سیستان بلوچستان به خدا از این کار بهتره
اتاقک محیطی نامناسب و بیثبات دارد و کار در آن برای من تجربهای ناخوشایند بود. فضای شرکت پر از شایعهپراکنی و رفتارهای گروهی است و رویکرد کارکنان و مدیران بهگونهای است که هر کس تنها به منافع خود فکر میکند و سیستم مشخصی برای کار وجود ندارد. افراد بااستعداد و باتجربه هم به دلیل فضای نامنظم و ناآرام، فرصت مناسبی برای ارائهی کار با کیفیت ندارند و در نهایت یا از کارBeans کنار میروند یا به ناچار به ادامه میپردازند. در کل، اتاقک برای کار حرفهای جای مناسبی نیست، هرچند از نظر برخی افراد، میتواند محلی برای انجام کارهای ساده یا نظافت باشد.
از نخستین روز فهمیدم که فرآیند استخدام چندان منظم نبود و تجربهام پر از سردرگمی بود. دوبار برای مصاحبه رفتم؛ بار اول منابع انسانی صحبت کرد و بار دوم مدیر ارشد شرکت با من برخورد کرد و گفتند از فردا میتوانم کار را شروع کنم. پس از ۱۵ روز کارآموزی حضوری در تهران، امکان کار از راه دور برایم فراهم شد و مقرر شد پنجشنبهها تعطیل باشد و ساعات کار از ۸ تا ۱۸ باشد. قرارداد سه ماهه به عنوان امنیت شغلی وجود نداشت و میزان ارتباط با مدیریت هم خیلی خوب نبود. وقتی سرپرست رفت به سمت مدیرعامل ارتباط گرفتم و با نمونههایی از رفتارهای گذشته مواجه شدم که خیلی ناراحتکننده بود، درخواست کردم با او صحبت کنم اما پاسخ دادند که وقت ندارند. دو ماه بعد گفتند بیای و با هم صحبت کنیم، اما در آن زمان تصمیم گرفتم از شرکت جدا شوم. با وجود اینکه سایر همکاران از رفتارهای مذکور صحبت میکردند، من هم روشن کردم و تأیید کردم که مشکلات وجود دارد و نهایتا حقوق را که معمولا به صورت بیدلیل دیر میپرداختند، بهموقع دریافت نکردم. به بهروزرسانی حقوق من هم بهطور دقیق رسیدگی نشد و گمان میکنم قراردادم دوباره به صورت معوق مطرح شد. وقتی پیگیر شدم گفتند قرارداد باید برسد تا پرداخت بعدی انجام شود و من گفتم نباید این گونه باشد؛ آیا من نباید انتظار داشته باشم که کارفرما به سؤالات من پاسخ بدهد؟ در نهایت برای حقوقم و روند پرداخت با سؤالاتی مواجه شدم و به نتیجهای مبهم رسیدم. میشد برخوردها بهتر باشد تا حقوق بهدرستی پرداخت شود و نیروی ثابت بیشتری داشته باشند؛ همیشه استخدامیهای بیشتری دارند و حفظ کارکنان هم اهمیت دارد، مثل حفظ مشتریان. با این وضعیت، میزان برخورد مدیریت صفر بود و مزایا و فرصتهای یادگیری هم چندان وجود نداشت. اگر هدفتان پیدا کردن فضایی دقیق و پایدار است، موپن جای مناسب کار نیست.
حواستون باشه این شرکت جزو لیست تحریم های بین المللی هست یموقع پرونده مهاجرتتون به مشکل نخوره! این شرکت خداوندگار کشتن علاقه و انگیزه هست و تبعیض و حق خوری توش موج میزنه رانت و پارتی بازی غوغا می کنه.
من تجربه چندین سال کار در این شرکت و دارم و از دید خودم نقدی رو می نویسم که شاید به درد عزیران بخورد تا بتوانند در ورود یا خروج از این شرکت تصمیم گیری کنند. پس اگر میخوای رزومه بدی، تازه کاری یا استخدام شدی ولی هنوز متوجه نیستی دور و اطرافت چه خبره این متن رو بخون. قطعا سوگولی ها نظرات منفی من رو رد خواهند کرد ولی این واقعیتیست که شما می توانید از هر آدم صادق و منصفی که در این شرکت بوده بشنوید. این شرکت برای کی خوبه>>>>>>>>>>>>>>> - اگر آنچنان سواد و تجربه خوبی ندارید ولی دنبال یک شرکت هستید که کار خاصی هم انجام ندید ولی حقوق بدن، این شرکت جای توست - اگر توانایی بالایی در شو آف دارید و می توانید کار کوچک را مهم و بزرگ جلوه دهید، این شرکت جای توست - اگر با شنیدن و انجام حرف زور و غیر منطقی قالبا از سمت رئیستون مشکلی ندارید، این شرکت جای توست - اگرحوصله یادگیری ندارید و دوست دارید الکی در دوره های آموزشی شرکت کنید و براتون ساعت کاری حساب بشه، این شرکت جای توست چون کسی نمیپرسه نتایج اون کلاس ها چی شد - اگر به این قانع هستید که سر ماه یه حقوقی بیاد، عید ها در انتظار این باشید که آیا مقرر میشود یه خرده پولی بدن، این شرکت جای توست - اگر دوست داری به عینه باند بازی و حق خوری رو ببینی، این شرکت جای توست - اگر از دیدن حذف شدن یکی یکی مزایا لذت می برید، این شرکت جای توست - اگردوست دارید مزه تبعیض (مثلا حق پارکینگ)، عدم پیشترفت و حمایت را بچشید، این شرکت جای توست - اگر مشتاق این هستید که ببینید در حالیکه شما هم در یک گروه زحمت کشیدین تا کاری را به ثمر برسانید ولی بعد از گذشت زمانی مطلع شوید به طور یواشکی به بعضی ها (سوگولی های عزیز) کارت هدیه یا کارانه بالا دادند، این شرکت جای توست - اگر علاقه دارید تا از جان مایه بگذارید و سرویسی را راه اندازی کنید تا مدیران و روسا با افتتاح آن احساس غرور کنند، ژست مایکروسافت و آی بی ام بگیرند، کنفرانس بگذارند و عکس بگیرند و سپس از پاداش آن لذت ببرند، و سهم تو گاها حتی یک ایمیل تشکر هم نباشد، این شرکت جای توست - اگرعلاقه داری تا در زمان های خاص مثل اعیاد که تراکنش بالاهست، به طرز نفسگیری کار کنی و استرس فراوان تحمل کنی و در آخر با جمله "وظیفت بوده" روبرو بشی، این شرکت جای توست - اگر به خاله زنک بازی علاقه می ورزید، این شرکت جای توست - اگر نگاه از بالا به پایین و گاهی توهین شما را نمیرنجاند، این شرکت جای توست - اگر دوست دارید وقتی به چیزی اعتراض کردید با جمله " ناراحتی برو، از سر میدون کارگر جایگزینت می کنم و ..." روبرو شوید، این شرکت جای توست - اگر دیدن حقوق بالای همکارت (گاها تا دو برابر) که یک سوم سواد تو را ندارد آزارت نمی دهد، این شرکت جای توست - اگر فرستادن اشخاص خاص و سوگولی به سمینار، ماموریت و ... بدون داشتن شایستکی برایتان مساله نیست ،این شرکت جای توست - اگر نامه نگاری الکی، شرکت در جلسات آبکی و یک پذیرایی در انتها شما را خوشحال می کند، این شرکت جای توست - اگر راحت می توانید بدون منطق بر هرآنچه که مقام بالاتر می گوید صحه بگذارید، تبریک می گم، این شرکت قطعا جای توست، بزودی پیشترفت می کنی - در آخر این شرکت بهشت کسانیست که تنبل باشند ولی قدرت بالایی در تملق و بزرگ نمایی داشته باشند و از یک کار کارمندی ساده لذت ببرند. - مزایای شرکت ازجمله وام (گرچه مبلغ پایین است) و کارانه که قالبا در گروی تایید رئیس می باشد نیز ابدا ارزش ندارد. چون معیار رئیس چیست؟ درست است، آیا با او مخالفتی کرده اید یا نه! در مورد ویلای شمال هم فکر نکنید همون اول بهتون میدن، نه نخیر. سهم قدیمی هاست تا چند سال خبری از ویلا نیست. بعد از چند سال هم آپشن های درب و داغون در تاریخ های نا محبوب سهم شماست باشگاه هم مالی نیست، خودتون و به یه باشگاه نفروشید این شرکت برای کی بده>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>> - اگرسواد و تجربه خوبی داری اصلا وارد شرکت نشو، چون زیاد طول نمیکشه تا انگیزت رو ازدست بدی، احساس پس رفت کنی و خودت رو بی فایده ببینی - اگر اهل پیشترفت هستی، ایده های نو داری و خلاق هستی، این شرکت جای تو نیست. آنها استاد کشتن خلاقیت تو هستند. - اگر دیدن تبعیض و شنیدن حرف غیر منطقی شما رو اذیت می کنه و نمی تونید جلوی زبونتون رو بگیرید، این شرکت جای تو نیست - اگر توانایی تحمل قوانین عجیب گاها قوانین طرز پوشش برای حتی آقایان را نداری، این شرکت جای تو نیست در یک کلام، اگر نمی خواهی آیندت رو ارزون بفروشی (در عوض حقوق اندک ماهیانه)، آمال و آرزوهاتو رو فراموش کنی و درجا بزنی، این شرکت جای تو نیست خدمات مثل یه باتلاق می مونه که معدود انسانهای باسواد آن سالهاست در آن غرق شده و حتی خود را از یاد برده اند، خدمات شرکتی که با رانت دولتی سرپاست و در هیج رقابتی شرکت ندارد. خدمات شرکتی که میتواند تنها با 200 نفر اداره شود ولی 2000 کارکن دارد تا بگوید خفن است و بتواند نیروهای سفارشی مدیران را تامین کند. شاید با خودت بگی اگر اینجوریه چرا اینهمه آدم توش هستن، خب بیان بیرون. جواب اینه که این آدما اکثرا چون سواد ندارد بیرون بهشون کار نمیدن چه جایی بهتر از خدمات، لش کن، حقوق بگیر. آدمهای باسوادشم کم کم میرن یا اینکه دیکه به لحاظ سنی حوصله تغییر رو ندارن.
همواره به مدیران شرکت و فضای کار و پرداختیها حس خوبی داشتم و از همکاری با آنها رضایت داشتم. همکاران هم راضی بودند و برایشان آرزوی موفقیت میکنم. آموزشها مطلوب بود و از جو و محیط کاری لذت بردم.
من ۸ ماه تو این شرکت کار کردم بهتره بدونید میانگین زمان شاغلین زیر ۳ ماهه که از این نظر من مدت بیشتری طافت داشتم. برادر کوچک مالک شرکت از لحاظ سوادی زیر دیپلمه ولی چون چند تا دوره ثبت نام کرده در تمامی حوزه های کاری خودشو صاحب نظر میدونه و به نظر من احتیاج به روانشناس داره و اجازه رسیدن اطلاعات به برادر بزرگشو نمیده. غیر نرمال بود ایشون باعث شده محیط شرکت بیشتر شبیه مغازه بشه و به این دلیل فقط آدمای با عزت نفس پایین میتونن بمونن. امیدوارم یه روزی سهامداران شرکت متوجه بشن که از کجا دارن ضربه میخورن. هر جای دنیا بود ایشون رو بستری میکردن نه اینکه فرصت بدن تا گره های شخصیتشو با تحقیر دیگران باز کنه.
خطاب به رییس محترم واحد نرم افزار ح.ح من تجربه ام در روز های که میام کروز بیشتر شبیه به یک گروگانی است که چاره ایی جز این عمل ندارد، افزایش حقوق کم برای زمانی که متوسط کالا های اساسی تا ۷۰ درصد گران شدن واقعا جای سوال داره، سیاست «تا میتونی جا کن تو واحد» وقتی که بالای ۶۰ درصد نیروی ناراضی وجود داره از ترس استعفای دست جمعی، چاره است؟ واحد منابع انسانی فشل که هر سری با نظر سنجی فقط شوآف کار انجام میده و ... آینده کروز روشن نیست و من قطعا از این شرکت خواهم رفت و فعلا در حال بررسی هستم
مدت کوتاهی است که در این شرکت مشغول به کارم و از کلیت شرایط شغلیم رضایت دارم. فضاي کار سالم و دوستانه است و همین موضوع هر روز با انگیزه بیشتری به محل کار میآوردم. یکی از نقاط قوتی که بیشتر به چشم میخورد، توجه مدیریتی به رشد و ارتقای نیروها است. برگزاری دورههای آموزشی، فرصتهای یادگیری و اعتمادی که به تیم میشود، به من احساس میدهد که جای درستی را برای آینده شغلیم انتخاب کردهام. در کل کار با این شرکت تجربه مثبت و سازندهای برایم بوده است. همکاران خوب، فضای حرفهای کار و حمایتی که از جانب مدیریت وجود دارد، به من آرامش و اشتیاق برای ادامه کار میدهد و چشمانداز روشنی از آینده برایم ترسیم میکند.
به تازگی به تیم پیوستهام و کارآموزی را با دقت آغاز کردم. طی این مدت با یادگیریهای گوناگون توانستم به هدفهایی که از حقوق مدنظر داشتم نزدیک شوم و از مسیر پیشرفت خوشحال هستم. در کل از شرایط کار راضیم و خدا را شکر میکنم.
مدتی پیش وارد این مجموعه شدم و با دورههای کارآموزی کارم را آغاز کردم. به مرور چیزهای زیادی یاد گرفتم و به حقوقی که مد نظر داشتم هم رسیدم. در کل از شرایط کار راضی هستم و خدا را شاکرم.
من در دوره همکاری کوتاه با شرکت کروز فهمیدم این مجموعه بیشتر شبیه یه ویترین قشنگه که ظاهرش جذابه، ولی وقتی واردش میشی با واقعیت متفاوتی روبهرو میشی؛ فضایی شلوغ، بیبرنامه و خیلی سختگیر. اول از همه، به عنوان کارشناس تولید عملا فرقی با اپراتور تولید نداری. ساعت کاری خیلی سفت و سخت بسته شده؛ رأس ۷ صبح باید سر کار باشی و تأخیر رو راحت قبول نمیکنن. سرویسهای رفتوآمد هم محدودن و اگه با مسیرت جور نباشه، هزینه و دردسر رفتوآمد بیشتر میافته گردن خودت. ساعت کاری رسمی رو تا ۴ بعدازظهر اعلام میکنن، ولی در عمل معمولا تا ۷ شب باید بمونی. یعنی حدود ۱۲ ساعت کار روزانه، که باعث میشه عملا بیشتر روزت بین کار و استراحت بگذره. شاید هفتهای یه روز اجازه بدن زودتر بری، ولی واقعیت اینه که فشار کاری خیلی زیاده. یکی از تجربههای نهچندان خوبم، دوره آموزشی بدو استخدام بود. برنامه مشخص و مفیدی نداشت و بیشتر شبیه این بود که یه مدت طولانی توی سالن تولید رها بشی تا کمکم با شرایط آشنا بشی. به جای آموزش هدفمند، بیشتر به نوعی سختگیری و عادت دادن به محیط شباهت داشت. در مورد حقوق هم باید بگم، ظاهرش بالاست، اما برای اینکه واقعا دریافتی خوبی داشته باشی باید وقت و انرژی زیادی بذاری و عملا زندگی شخصیت خیلی محدود میشه. در نهایت، میتونم بگم کروز جاییه که اگر دنبال رشد واقعی و تعادل بین کار و زندگی هستی، شاید انتخاب مناسبی نباشه. پس بهتره قبل از تصمیم گرفتن فقط به ظاهر قشنگ و تبلیغاتش اکتفا نکنی.
من تجربهی حرفهایم را از شرکت رهآورد به اشتراک میگذارم، و امیدوارم دیگران به هیچ وجه به چنین محیطی نیاند. در اینجا، فضای شرکت خیلی پرتنش بود و بیشتر از هر چیز از پارتیبازی و روابط برای پیشبرد استخدام و نگاه داشتن مزایا استفاده میشد. پرداخت حقوق گاه تا چهار تا شش ماه به تعویق میافتاد و بیمه برای برخی همکاران درست و حسابی اعمال نمیشد. برای پیگیری حقمان باید بارها تماس میگرفتیم و التماس میکردیم، در نهایت ناچار به شکایت شدیم و رای به سود ما نبود. مدیران و سرپرستان هم با بیاعتمادی نسبت به تخصصشان و کمسوادی در مسئولیتهای خود روبهرو بودیم؛ برخی هیچوقت مدرک دکترایشان را در واقعیت دریافت نکرده بودند، اما مدعی بودند که فقط ظاهر حرفهای دارند. اگر دنبال محیطی آرام و با برنامه نبودید، این شرکت را ترک کنید. اینجا استادان و کارآموزان زیادی را جذب میکند، اما در دو تا سه ماه بعد کارآموزان متوجه خسارتشان میشوند و به جای وعدههای دروغین، با کار سخت و بیعملی رو به رو میشویم. حقوق همواره وعده میشد و قراردادها همواره دروغی بیش نبودند. لطفا گول این شرکت را نخورید و جایگاهی دیگر را انتخاب کنید. من چهار سال اینجا کار کردم.
مدتی حدود سه سال در این مجموعه کار میکردم، به عنوان کارشناس پردازش داده. فضای کاری شرکت بیشتر حالتی دولتی داشت، بهویژه در بخشهایی که نام منابع انسانی میآورد یا از آنها دستور میگرفتیم. تیم فنی و واحد دادهکاوی که من در آنها حضور داشتم، افراد متخصصی بودند و از کار با آنها رضایت داشتم. دلیل ترک اولیه به دلیل دریافت پیشنهاد حقوقی بالاتر از شرکت بود، اما پس از شش ماه به دلیل رفتاری حرفهای از سمت مدیر آن واحد، دوباره به شرکت بازگشتم تا اینکه با تغییر مکان زندگیام خداحافظی کردم با همکاران. واقعا تفاوتهای چشمگیری از واحدی به واحد دیگر و از ادارهای به ادارهی دیگر وجود دارد و هرکدام به گونهای با دیگران تفاوت دارد. با این حال در کل، اگر از نظر فنی و بهویژه از نظر مسئولیتپذیری در این شرکت پیش بروی، احساس خوبی نسبت به کار کردن خواهی داشت.
به خاطر تجربهای که با شرکت زرین رویا داشتم، تصمیم گرفتم دربارهاش با صداقتی سازنده حرف بزنم. محیط کار آنقدر ناسالم بود که به راحتی میشد تفاوت بین حرفهای بودن و بیخیالی را دید. رفتارها و گفتار مدیران در دفتر مرکزی به شکلی توهینآمیز و نامناسب بود. استخدام افراد بدون تخصص و با روابط شخصی انجام میشد و این موضوع به کارآمدی تیم آسیب میزد. برای نزدیکشدن به کارفرما، ارتباطهای غیرقانونی و سوءاستفادههایی از نیروها مشاهده میشد و بسیاری از افراد بهخاطر این رفتارها به کار گرفته میشدند تا از امکانات شرکت بهرهبرداری کنند. ساعات کار بسیار طولانی بود و در برخی مواقع انتظار میرفت تا کارمند تا بیستوچهار ساعت در دسترس باشد؛ چنین فشار کاری، تجربهمندی من را به خطر میانداخت. با بیش از ده سال سابقه کار، تجربهی من در این شرکت از همه نظر منفی بود و به شدت ناامیدکننده بود.
شرکت توسعه زیرساخت مانامهام را تجربه کردم و بیش از هر چیز با تاخیرهای مزمن در پرداخت حقوق روبهرو شدم. حقوق را معمولا با چند ماه تأخیر میپرداختند و درباره نیروهای جدیدی که استخدام میکردند و به سرعت فرار میکردند، شرکت به شهرت بدی دست یافته بود. من از این فضا و رفتارهای سازمانی ناراضی بودم و توصیهام به کسانی است که به دنبال چنین محیطی هستند این است که وقتشان را در اینجا تلف نکنند.
در شرکتی که نامش را شمیم خوشگوار میگذارند، اوضاع از نظر من بینظم و با مدیریت ناپایدار بود. یک مدیر اداری وجود داشت که دو بار بازنشسته شده بود اما دوباره به کار برگشته بود. با این نگرش و رویکرد، انتظار داشتند جوانها به سرعت پیشرفت کنند.
من تجربهای کاری به عنوان کارشناس ارشد در گروه استیل البرز داشتم. در ابتدا باید بگویم که حریم خصوصی همواره رعایت میشد و از نگاه جنسیتی خبری نبود. وعدههای غذایی خوب بود، بیمه تکمیلی هم ارائه میشد و در اکثر قسمتها خبری از باندبازی نبود. اما نکات منفی زیادی هم وجود داشت: منابع انسانی با رفتارهای محدودکننده و مرخصیهای اجباری کار را سخت میکرد؛ یک مدیر خاص استقلالا برای اداره کار من کافی نبود و بیشتر به نظر میرسید برای مدیریت یک سیرک مناسب باشد. پاداش و اینطور مزایا بهطور منظم وجود نداشت و در حقوق سالیانه هم تغییرات محسوسی دیده نمیشد؛ اصولا روی رقم حقوق با سختگیری برخورد میکردن. تفاوت حقوق بسیار چشمگیر بود و در پاییز ۱۴۰۴، همردههای من با همان پوزیشن شغلی اما عملکرد نزدیک، حقوقهای متفاوتی داشتند؛ برخی حدود ۱۴ میلیون، برخی تا ۳۵ و حتی ۴۲ میلیون میگرفتند، در حالی که تفاوت واقعی چندان زیاد نبود. به طرز عجیبی در استخدام هم بهطور دقیق حقوق را نمیبستند. مدیران اتاق عمل شرکت هم حس میشد که از نظر ذهنی و رفتاری خیلی دور از انتظارند؛ دستهجمعی از دستههای مختلف به نظر میرسید و به پرسنل بهخصوص کارکنان استنبولی غذا میدادند، با منوهای متفاوتی برای هر دسته. کارکنان احساس میکردند که مانند نیروی انسانی در برابر مدیران بیتفاوتاند و با استعفا هم شاید سازمان تغییری نکند. جای بحث درباره حق ایاب و ذهاب هم وجود داشت که آن هم تفاوتهایی داشت و دریافتیها گاهی بهطور ناهمگون بود. هیئت مدیره سه نفرند که یکی بزرگتر، یکی میانی و دیگری کوچکتر است؛ همگی به نظر میرسید دل در کار دارند اما ساختار مدیریتی اشکالاتی داشت. بزرگترها باهوش بهنظر میآیند، اما بهزعم برخی پاشنه آشیلشان این است که تصور میکنند استاد دانشگاهند؛ در حالی که شرکت زیر نظرشان چندین سال است که زیانده بوده است.
در این شرکت نبرد کارمندی با فشارهای بیمورد وجود داشت و من با صدای آرامی سعی میکردم وضع را بهتر کنم. از جلوی دوربینها کنار بروید و به جای دشمنی، ما را همکاران خود بدانید. ما با خدا کارمندانتانیم و از شما میخواهم محیطی سالم، بدون آزار و بدون سمی شدنiral باشد. مدیریت هم به دنبال راهگشاست و هر کس باید به حق دسترسیهایش رسیدگی کند تا دوربینها را به جایی که لازم است محدود کنیم و همگی خیالمان راحت باشد. رفتن به سمت کنار گذاشتن اختلافات و فکر کردن به راههای بهبود فضای کار برای هر دو طرف لازم است تا وضع بهتر شود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.