شاید بهترین توصیف من از آن محیط این باشد که فضای بیرونی ساختمان با نمایی دلنشین، از من احساس خوبی میگرفت، اما داخل شرکت شرایط خیلی متفاوت بود. در واقع با مدیر برنامهنویسی آنجا رابطهای دشوار داشتم و تجربهام نسبت به او خیلی نامطلوب بود. ممکن است در دورههای بعد وضعشان بهتر شده باشد، اما برای من کار کردن با او واقعا سخت بود. او دیدگاهی شکاک نسبت به کار داشت و به دقت سیستمها را زیر نظر میگرفت. زمانهای استراحت و ناهار نسبتا محدود بود و برای رفتن به بخش مربوط به ناهار فقط بیست دقیقه فرصت داشتیم در حالی که نیمساعت برای این کار در نظر میگرفتیم. ایشان تأکید زیادی روی نظم و حضور بهموقع داشتند و انتظار داشتند که ساعات ناهار و نماز را با دقت رعایت کنیم. من حتی برای چند روز به خاطر انجام کار تا دیر وقت اقدام به نوشیدن چای نکردم تا سر زمان مقرر به نوبت تحویل کار بدهد و آرامش من در این فرایند پایین بود. با این وجود اغلب کار را با ماندن بیشتر از ساعات کاری و فشار زمانی تحویل میدادم، اما او تنها به انتقاد بسنده میکرد و از من تشکری نکرد. طراحی کاربری من تا حدودی خوب بود و از لحاظ کسبوکاری هم وضع خوبی داشتم، اما او نسبت به یک ایراد کوچک در رابط کاربری خیلی حساس بود و آن را به صورت جدی مطرح میکرد. سوالات کوتاه من را هم با انتقاد پاسخ میداد و در برخی روزها به دلیل عواملی مانند آرامش گرفتن، شستن دست و صورت یا گرم کردن غذا، شروع کار با تأخیر مواجه میشد که او این تأخیر را با مانیتور تحت نظر میگرفت. با کارکنان عادی برخوردی دوستانه نداشتند و برای مدیران بالادست چای تهیه میشد، در حالی که برای کارکنان معمولی این امکان وجود نداشت. آشپزخانه نیز دور بود و با شدت برخی محدودیتها نوشیدن چای برای ما دشوار میشد. رفتارش خیلی رسمی و خشک بود، گویی در محیطی نظامی عمل میکردیم. در مجموع، آن تجربه برایم بسیار ناخوشایند بود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
به روز بودن همواره اولویت مدیران این مجموعه است و آنها با اشتیاق به آموزش خودشان و تیم اتکا میکنند. من تجربهای داشتم از مدیریتی که در کارهای ریز دخالت نمیکند و به اعتماد کامل به کارکنان اهمیت میدهد. برای هر مشکلی سعی میکردند اخلاقیترین و انسانمحورترین گزینه را پیش بکشند تا به نتیجه برسند. فضای همکارانه و همکاری دوستانه به خوبی در اینجا صدایش به گوش میرسید و اعضا با یکدیگر رابطهای حمایتی داشتند. از نکات مثبت، برنامهریزی منظم برای ایجاد تعاملات گروهی بود؛ به طور منظم در طول هفته تیم با هم در فعالیتهایی مانند ورزشهای تیمی شرکت میکردند.
شرکت افرا چوب سبز ایرانیان را تجربهای نامتعارف میدانم که در شروع کار برایم جالب بود اما به مرور چنان آزاردهنده شد که تصمیم گرفتم از آن خارج شوم. مدیریت بهطور ناگهانی تصمیم میگرفت و جلسات طولانی بدون فایده به وجود میآورد. رفتار یکطرفه بخشهای حسابداری و منابع انسانی به ضرر کارکنان بود و اختلافنظرهای مدیرعامل میان تیم به من هم گفته میشد پشت سرت حرفهایی دربارهام زده میشد. دخالت مدیرعامل در کوچکترین کارها هم دیده میشد و پروژهها به نتیجه نمیرسیدند. هرچقدر قابلیت بیشتری از من نشان میدادم، تاثیری در جایگاه یا حقوقم نمیگرفت؛ من با عنوان دیجیتال مارکتر وارد بودم اما وظایف طراحی سایت و کارهای دیگر هم به من محول میشد، اما هیچکس حتی تشکری هم نمیکرد. در بهترین حالت، تنها کارهای ساده و روتین انجام میشدند و کارهای خوب دیده نمیشدند. گاهی تا دو نیمهشب از خانه کار میکردم اما رفتار با من بسیار ناامیدکننده بود. کارمندانی هم بودند که تخصصی نداشتند اما به خاطر برخی رفتارهاشان پیشرفت میکردند. خلاصه اینکه سعی میکردند ادای شرکتهای سیلیکون ولی را درآورند اما نتیجهای غیرواقعی میدادند.
در این شرکت توانستم با تلاشم روال کار را بهبود دهم و با بهروز نگه داشتن مدلهای طراحی محصول، از نتیجههای ملموس آن برخوردار شوم. پرداخت حقوق و مزایا به موقع انجام میشد و هر ماه پاداشی بر پایه عملکرد دریافت کردم، و در نهایت افزایش انگیزه برای ادامهی تلاش حس کردم.
کسی که چند سال در این شرکت کار کرده بودم، تصمیم گرفتم تجربهام را بازگو کنم تا تصویر روشنتری از فضای کار در آریا بنیز به دست بیاید. اولا نکتههای مثبتی که دیدم را مرور میکنم: محیط کار زیبا و دلنشین است؛ هرچند اگر در کارخانه کار میکنید، امکانات رفاهی کافی در کارخانه به اندازهی دفتر فراهم نیست و زمستانها سرد و تابستانها داغ است. به رغم برخوردهای گاه بیادبانه در برخی مواقع، در مجموعه افرادی هستند که میشود از تجربهی آنها بهره گرفت. حقوقتان را بهموقع پرداخت نمیکنند، اما بیمه را معمولا در زمان مقرر واریز میکنند؛ تنها گاهی به دلیل عدم حضور فرد مناسب در واحد مالی و منابع انسانی، پرداختی ناقص میشود. و اما مشکلاتی که در دوران کارم تجربه کردم: مهمترین و آزاردهندهترین موضوع این است که همیشه باید آماده باشید و معمولا شش ماه حقوق معوق را تحمل کنید؛ این وضعیت وقتی سختتر میشود که بعضی از افراد با ارتباطات خارج از شرکت، پرداختیها را به موقع دریافت میکنند. یکی دیگر از معضلات، دروغگویی سازمان است؛ نسبتا بیش از نود درصد قولها عملی نمیشوند و با افرادی که روی حرفشان میشود حساب کرد، روبهرو نیستید. در مجموعه، تعداد مدیران بالاست؛ گاهی برای هر ۰٫۸ نفر یک مدیر وجود دارد و برخی مدیران چند سمت مدیریتی دارند. برای رشد در این سازمان، وفاداری به نظر من بیهوده است؛ نیروهای وفادار اغلب کسانی هستند که نمیتوانند شغل دیگری با این درآمد پیدا کنند و بنابراین هر گونه فشار را تحمل میکنند. خبرچینی و دهنبینی مدیران ارشد هم فضای کار را به سمت سکوت و ترس سوق میدهد؛ به گونهای که یک انتقاد کوچک در جمع همکاران تبدیل به خبری بزرگ میشود. سالانه اکثر نیروها تغییر میکنند؛ تقریبا هر سال ۷۵ درصد از کارکنان جابهجا میشوند و هرکه یک سال بماند، با اتفاقاتش روبهرو میشود و بعد میرود. اگر سعی کنید بهطور منطقی و انتقادی صحبت کنید، ممکن است دریافتی و حقوقتان دیرتر پرداخت شود. در مورد تنخواه هم باید خیلی محتاط باشید و به حساب شخصیتان نریزید تا بعدا ادعا نشود که این مبلغ حقوق شما بوده است و پرداخت شده. بهطور کلی در بنیز هیچوقت هیچ چیزی را تا کامل امضا نکنید؛ چراکه گاهی اوقات به نظر میرسد هدف کلاهبرداری وجود دارد. استعفا و جدا شدن برای مدیران این شرکت معنایی ندارد و اگر کسی استعفا بدهد، معمولا برای مدت طولانی به تماسهایش پاسخ داده نمیشود و برای دریافت مطالباتتان شاید نیاز به شکایت قانونی پیدا کنید. تجربهی من از استعفایم این بود که هفت ماه تعویق حقوق داشتم؛ با طی کردن فرایندهای اداری به مقدار قابل توجهی از پولم رسیدم، اما در آن مدت ارزش پولم کاهش یافت و حتی شرکت به تماسهایم پاسخ نمیداد. در جلسهای که با نمایندهی اداره کار جلسه برگزار شد، صحبتهایی مطرح شد که شرمآور بود و رئیس جلسه تأکید کرد که چنین رفتارهایی در این مجموعه وجود دارد و پروندههای متعددی علیهشان ثبت شده است.
شرکت آریا بنیز را با وجود ظاهر زیبا و طراحی بینظیر دفتر مرکزیش تجربه کردم. المانهای طراحی با دقت به کار رفتهاند و با محصولات اصلی این هلدینگ، برج خنککن، همسو هستند. زیرمجموعههای این هلدینگ در حوزههای مختلف فعالیت میکنند؛ برخی از آنها ثبت رسمی نشدهاند و آگهیهای شغلیشان هم با عنوان آریا بنیز منتشر میشود. فضای کار به شکل open office است، اما محلی که برنامهنویسها کار میکنند کفسازی سرامیکی دارد که صدا را چندان کاهش نمیدهد و برای تمرکز بهتر باید از هدفون استفاده کنید. همچنین محیط کار برنامهنویسان نزدیک بخش فروش است و تیمها به طور مداوم با مشتریان در تماساند. با وجود پیشنهاداتی که برای بهبود این وضعیت ارائه شد، اقدامی در این زمینه انجام نشد. در مورد تعهد شرکت به حقوق کارکنان، با وجود ادعای بهبود، تا زمانی که من همکاری داشتم مشکلاتی مانند بدقولی و تأخیر در پرداخت حقوق وجود داشت؛ توضیح میدادند که قصد دارند مشکل حقوق و دستمزد را حل کنند، اما در عمل چنین اتفاقی نیفتاد. به نظر من یکی از دلایل ترک شغلی کارکنان، عدم روشن بودن زمان و مقدار پرداختی حقوق است. از جنبههای مثبت، شرکت به مدت مدیدی بخشی از حقوق معوقه را از طریق فرمهای مساعده پرداخت میکرد و پس از تأیید مدیران، این مبالغ پرداخت میشد. نکته مثبت آنجا بود که وقتی اعتراض کردم، به سرعت نسبت به اصلاح عنوان فرم مساعده اقدام شد و به فرم درخواست مطالبات تغییر نام پیدا کرد. منابع انسانی در زمینه جذب نیرو نسبتا توانمند است، به این معنا که استخدام را به عنوان یک دستاورد حساب میکند. اما در نگهداشت نیروها عملکرد ضعیفی دارد. قراردادها همیشه سهماهه بود و گاهی حتی پایان همان دوره نیز امضای قرارداد به تعویق میافتد. جلسه خروج از کار وجود ندارد و فرایند استعفا به درستی تعریف نشده است. فرایند استعفا بیشتر به دلیل مقاومت مسئولان و نشنیدن حرف متقاضی به وضعی قهری تبدیل میشود. روشهای فرسایشی اغلب به کار میرود تا منابع انسانی از پاسخگویی با ارجاع به سلسلهمراتب غیرمجابره، مسأله را از بین ببرد و اتلاف وقت کارمندان و کارکنان سابق را افزایش دهد. تجربه من هم نشان میدهد که بیش از شش ماه در حال مذاکره برای خروج از شرکت بودم.
مدتها فکر میکردم که بهسختی میشود در شرکتهای صنعتی جایگاهی پایدار پیدا کرد، اما تجربهام در شیمی کاران جلودار چیز دیگری گفت. اوضاع مدیریتی خیلی ضعیف است و نظم کاری وجود ندارد؛ ساعات کار طولانی میشود و با وجود این، سطح مدیریتی پایین است. حقوق هم نسبت به کار راضیکننده نیست. امنیت شغلی هم پایین است؛ در ابتدای کار قرارداد یکساله میبندند و پس از پایان مدت، دوباره نیروهای جدید را میآورند و چرخه دوباره تکرار میشود.
در مدت حدود یک سال و نیم با قرارداد تماموقت در این شرکت کار کردم. حقوق دریافتی بسیار ناچیز بود و مرخصیها به سختی اعطا میشد. ساعات کاری نامحدود بود و فرهنگ سازمانی چندان مطلوب نبود؛ همکاران تا حد امکان یکدیگر را تحت فشار میگذارند. مدیر بخش تولید فردی بیسواد و پرمدعا است که تحصیلاتش علوم سیاسی است، اما در اکثر زمینههای فنی با اصرار زیاد نظر میدهد و این اصرار باعث خستگی من میشد.
به قول خودم، تجربهای ناامیدکننده از شرکتی بود که مدیران پرادعا داشتن اما انصافا حقوق کارگران رو بهموقع پرداخت نمیکردند و حتی با تاخیر پرداخت میشد. از نظر من، هیچوقت به این شرکت مراجعه نکنید، مخصوصا آن که کارخونشون در تهران کمی بهتر از سایر شعبههاست.
در بهترین دورههای کاریام، تجربهای که در این شرکت به دست آوردم را جزو منحصربهفردترینها میدانم. مسئول فنی بودن در آرین پادرا صنعت باعث شد تا بتوانم از فرصتهای چالشبرانگیز بهره ببرم و در کنار تیمی حرفهای رشد کنم. این محیط زمینهای مناسب برای یادگیری و بهبود مداوم ارائه میداد و نقش من را بهعنوان یک واحد کلیدی در پروژهها تقویت کرد. با وجود پیچیدگیهای فنی، همکاری و ارتباط مؤثر با سایر بخشها همواره عامل کلیدی موفقیت بود.
سه سالی بود که ترکیبی از کار از راه دور و حضور ثابت در شرکت توزین صدر را تجربه کردم و از این تجربه راضی بودم. شرکت دو واحد اصلی داشت: دفتر فروش و کارخانه که در زمان من با هم ادغام شده بودند. در این دوره، من مدیریت وب و امور محتوا را بر عهده داشتم و برای مجموعه، ویدیوهای آموزشی تولید کردم و سه وبسایت اصلی شرکت را توسعه دادم؛ یکی معرفی شرکتی و دو сайт فروشگاهی. شرکت توزین صدر یک نمونه سنتی از فضای کاری با ساعات مشخص و مزایا معمولی بود. مدیر عامل فردی خوشذوق است و اگر ایدهای برای اضافه کردن امکانات داشته باشی، برای پیادهسازی آن حمایت میکند.
کار گروه: شرکت گروه توسعه سرمایه گذاری انتخاب اسنوا، واحد آی تی مدت ده روزی که اونجا بودم، فهمیدم هر پروژه معمولا تا دو ماه زمان میبرد و بعد ناگهان تصمیم میآمد که دیگر به آن نیاز نداریم. در واقع توی واحد آی تی هیچکس کار ویژهای انجام نمیداد؛ همتیمیها صرفا برای ضبط و نگهداری آرشیو فیلمها اقدام میکردند، فیلمها را دانلود میکردند و سپس دستهبندی میکردند تا برای استفادههای بعدی نگهداری شوند. جالب این بود که همان زمان تعدیل نیرو هم صورت گرفته بود و حدود سی درصد از کارگران کارخانه اخراج شدند. اگر دنبال مسیر حقوق و مزایا با حداقل دردسر هستید و به دنبال پیشرفت حرفهای نیستید، اینجا میتواند گزینهای مناسب باشد.
شاید بهترین توصیف من از آن محیط این باشد که فضای بیرونی ساختمان با نمایی دلنشین، از من احساس خوبی میگرفت، اما داخل شرکت شرایط خیلی متفاوت بود. در واقع با مدیر برنامهنویسی آنجا رابطهای دشوار داشتم و تجربهام نسبت به او خیلی نامطلوب بود. ممکن است در دورههای بعد وضعشان بهتر شده باشد، اما برای من کار کردن با او واقعا سخت بود. او دیدگاهی شکاک نسبت به کار داشت و به دقت سیستمها را زیر نظر میگرفت. زمانهای استراحت و ناهار نسبتا محدود بود و برای رفتن به بخش مربوط به ناهار فقط بیست دقیقه فرصت داشتیم در حالی که نیمساعت برای این کار در نظر میگرفتیم. ایشان تأکید زیادی روی نظم و حضور بهموقع داشتند و انتظار داشتند که ساعات ناهار و نماز را با دقت رعایت کنیم. من حتی برای چند روز به خاطر انجام کار تا دیر وقت اقدام به نوشیدن چای نکردم تا سر زمان مقرر به نوبت تحویل کار بدهد و آرامش من در این فرایند پایین بود. با این وجود اغلب کار را با ماندن بیشتر از ساعات کاری و فشار زمانی تحویل میدادم، اما او تنها به انتقاد بسنده میکرد و از من تشکری نکرد. طراحی کاربری من تا حدودی خوب بود و از لحاظ کسبوکاری هم وضع خوبی داشتم، اما او نسبت به یک ایراد کوچک در رابط کاربری خیلی حساس بود و آن را به صورت جدی مطرح میکرد. سوالات کوتاه من را هم با انتقاد پاسخ میداد و در برخی روزها به دلیل عواملی مانند آرامش گرفتن، شستن دست و صورت یا گرم کردن غذا، شروع کار با تأخیر مواجه میشد که او این تأخیر را با مانیتور تحت نظر میگرفت. با کارکنان عادی برخوردی دوستانه نداشتند و برای مدیران بالادست چای تهیه میشد، در حالی که برای کارکنان معمولی این امکان وجود نداشت. آشپزخانه نیز دور بود و با شدت برخی محدودیتها نوشیدن چای برای ما دشوار میشد. رفتارش خیلی رسمی و خشک بود، گویی در محیطی نظامی عمل میکردیم. در مجموع، آن تجربه برایم بسیار ناخوشایند بود.
به روز بودن همواره اولویت مدیران این مجموعه است و آنها با اشتیاق به آموزش خودشان و تیم اتکا میکنند. من تجربهای داشتم از مدیریتی که در کارهای ریز دخالت نمیکند و به اعتماد کامل به کارکنان اهمیت میدهد. برای هر مشکلی سعی میکردند اخلاقیترین و انسانمحورترین گزینه را پیش بکشند تا به نتیجه برسند. فضای همکارانه و همکاری دوستانه به خوبی در اینجا صدایش به گوش میرسید و اعضا با یکدیگر رابطهای حمایتی داشتند. از نکات مثبت، برنامهریزی منظم برای ایجاد تعاملات گروهی بود؛ به طور منظم در طول هفته تیم با هم در فعالیتهایی مانند ورزشهای تیمی شرکت میکردند.
شرکت افرا چوب سبز ایرانیان را تجربهای نامتعارف میدانم که در شروع کار برایم جالب بود اما به مرور چنان آزاردهنده شد که تصمیم گرفتم از آن خارج شوم. مدیریت بهطور ناگهانی تصمیم میگرفت و جلسات طولانی بدون فایده به وجود میآورد. رفتار یکطرفه بخشهای حسابداری و منابع انسانی به ضرر کارکنان بود و اختلافنظرهای مدیرعامل میان تیم به من هم گفته میشد پشت سرت حرفهایی دربارهام زده میشد. دخالت مدیرعامل در کوچکترین کارها هم دیده میشد و پروژهها به نتیجه نمیرسیدند. هرچقدر قابلیت بیشتری از من نشان میدادم، تاثیری در جایگاه یا حقوقم نمیگرفت؛ من با عنوان دیجیتال مارکتر وارد بودم اما وظایف طراحی سایت و کارهای دیگر هم به من محول میشد، اما هیچکس حتی تشکری هم نمیکرد. در بهترین حالت، تنها کارهای ساده و روتین انجام میشدند و کارهای خوب دیده نمیشدند. گاهی تا دو نیمهشب از خانه کار میکردم اما رفتار با من بسیار ناامیدکننده بود. کارمندانی هم بودند که تخصصی نداشتند اما به خاطر برخی رفتارهاشان پیشرفت میکردند. خلاصه اینکه سعی میکردند ادای شرکتهای سیلیکون ولی را درآورند اما نتیجهای غیرواقعی میدادند.
در این شرکت توانستم با تلاشم روال کار را بهبود دهم و با بهروز نگه داشتن مدلهای طراحی محصول، از نتیجههای ملموس آن برخوردار شوم. پرداخت حقوق و مزایا به موقع انجام میشد و هر ماه پاداشی بر پایه عملکرد دریافت کردم، و در نهایت افزایش انگیزه برای ادامهی تلاش حس کردم.
کسی که چند سال در این شرکت کار کرده بودم، تصمیم گرفتم تجربهام را بازگو کنم تا تصویر روشنتری از فضای کار در آریا بنیز به دست بیاید. اولا نکتههای مثبتی که دیدم را مرور میکنم: محیط کار زیبا و دلنشین است؛ هرچند اگر در کارخانه کار میکنید، امکانات رفاهی کافی در کارخانه به اندازهی دفتر فراهم نیست و زمستانها سرد و تابستانها داغ است. به رغم برخوردهای گاه بیادبانه در برخی مواقع، در مجموعه افرادی هستند که میشود از تجربهی آنها بهره گرفت. حقوقتان را بهموقع پرداخت نمیکنند، اما بیمه را معمولا در زمان مقرر واریز میکنند؛ تنها گاهی به دلیل عدم حضور فرد مناسب در واحد مالی و منابع انسانی، پرداختی ناقص میشود. و اما مشکلاتی که در دوران کارم تجربه کردم: مهمترین و آزاردهندهترین موضوع این است که همیشه باید آماده باشید و معمولا شش ماه حقوق معوق را تحمل کنید؛ این وضعیت وقتی سختتر میشود که بعضی از افراد با ارتباطات خارج از شرکت، پرداختیها را به موقع دریافت میکنند. یکی دیگر از معضلات، دروغگویی سازمان است؛ نسبتا بیش از نود درصد قولها عملی نمیشوند و با افرادی که روی حرفشان میشود حساب کرد، روبهرو نیستید. در مجموعه، تعداد مدیران بالاست؛ گاهی برای هر ۰٫۸ نفر یک مدیر وجود دارد و برخی مدیران چند سمت مدیریتی دارند. برای رشد در این سازمان، وفاداری به نظر من بیهوده است؛ نیروهای وفادار اغلب کسانی هستند که نمیتوانند شغل دیگری با این درآمد پیدا کنند و بنابراین هر گونه فشار را تحمل میکنند. خبرچینی و دهنبینی مدیران ارشد هم فضای کار را به سمت سکوت و ترس سوق میدهد؛ به گونهای که یک انتقاد کوچک در جمع همکاران تبدیل به خبری بزرگ میشود. سالانه اکثر نیروها تغییر میکنند؛ تقریبا هر سال ۷۵ درصد از کارکنان جابهجا میشوند و هرکه یک سال بماند، با اتفاقاتش روبهرو میشود و بعد میرود. اگر سعی کنید بهطور منطقی و انتقادی صحبت کنید، ممکن است دریافتی و حقوقتان دیرتر پرداخت شود. در مورد تنخواه هم باید خیلی محتاط باشید و به حساب شخصیتان نریزید تا بعدا ادعا نشود که این مبلغ حقوق شما بوده است و پرداخت شده. بهطور کلی در بنیز هیچوقت هیچ چیزی را تا کامل امضا نکنید؛ چراکه گاهی اوقات به نظر میرسد هدف کلاهبرداری وجود دارد. استعفا و جدا شدن برای مدیران این شرکت معنایی ندارد و اگر کسی استعفا بدهد، معمولا برای مدت طولانی به تماسهایش پاسخ داده نمیشود و برای دریافت مطالباتتان شاید نیاز به شکایت قانونی پیدا کنید. تجربهی من از استعفایم این بود که هفت ماه تعویق حقوق داشتم؛ با طی کردن فرایندهای اداری به مقدار قابل توجهی از پولم رسیدم، اما در آن مدت ارزش پولم کاهش یافت و حتی شرکت به تماسهایم پاسخ نمیداد. در جلسهای که با نمایندهی اداره کار جلسه برگزار شد، صحبتهایی مطرح شد که شرمآور بود و رئیس جلسه تأکید کرد که چنین رفتارهایی در این مجموعه وجود دارد و پروندههای متعددی علیهشان ثبت شده است.
شرکت آریا بنیز را با وجود ظاهر زیبا و طراحی بینظیر دفتر مرکزیش تجربه کردم. المانهای طراحی با دقت به کار رفتهاند و با محصولات اصلی این هلدینگ، برج خنککن، همسو هستند. زیرمجموعههای این هلدینگ در حوزههای مختلف فعالیت میکنند؛ برخی از آنها ثبت رسمی نشدهاند و آگهیهای شغلیشان هم با عنوان آریا بنیز منتشر میشود. فضای کار به شکل open office است، اما محلی که برنامهنویسها کار میکنند کفسازی سرامیکی دارد که صدا را چندان کاهش نمیدهد و برای تمرکز بهتر باید از هدفون استفاده کنید. همچنین محیط کار برنامهنویسان نزدیک بخش فروش است و تیمها به طور مداوم با مشتریان در تماساند. با وجود پیشنهاداتی که برای بهبود این وضعیت ارائه شد، اقدامی در این زمینه انجام نشد. در مورد تعهد شرکت به حقوق کارکنان، با وجود ادعای بهبود، تا زمانی که من همکاری داشتم مشکلاتی مانند بدقولی و تأخیر در پرداخت حقوق وجود داشت؛ توضیح میدادند که قصد دارند مشکل حقوق و دستمزد را حل کنند، اما در عمل چنین اتفاقی نیفتاد. به نظر من یکی از دلایل ترک شغلی کارکنان، عدم روشن بودن زمان و مقدار پرداختی حقوق است. از جنبههای مثبت، شرکت به مدت مدیدی بخشی از حقوق معوقه را از طریق فرمهای مساعده پرداخت میکرد و پس از تأیید مدیران، این مبالغ پرداخت میشد. نکته مثبت آنجا بود که وقتی اعتراض کردم، به سرعت نسبت به اصلاح عنوان فرم مساعده اقدام شد و به فرم درخواست مطالبات تغییر نام پیدا کرد. منابع انسانی در زمینه جذب نیرو نسبتا توانمند است، به این معنا که استخدام را به عنوان یک دستاورد حساب میکند. اما در نگهداشت نیروها عملکرد ضعیفی دارد. قراردادها همیشه سهماهه بود و گاهی حتی پایان همان دوره نیز امضای قرارداد به تعویق میافتد. جلسه خروج از کار وجود ندارد و فرایند استعفا به درستی تعریف نشده است. فرایند استعفا بیشتر به دلیل مقاومت مسئولان و نشنیدن حرف متقاضی به وضعی قهری تبدیل میشود. روشهای فرسایشی اغلب به کار میرود تا منابع انسانی از پاسخگویی با ارجاع به سلسلهمراتب غیرمجابره، مسأله را از بین ببرد و اتلاف وقت کارمندان و کارکنان سابق را افزایش دهد. تجربه من هم نشان میدهد که بیش از شش ماه در حال مذاکره برای خروج از شرکت بودم.
مدتها فکر میکردم که بهسختی میشود در شرکتهای صنعتی جایگاهی پایدار پیدا کرد، اما تجربهام در شیمی کاران جلودار چیز دیگری گفت. اوضاع مدیریتی خیلی ضعیف است و نظم کاری وجود ندارد؛ ساعات کار طولانی میشود و با وجود این، سطح مدیریتی پایین است. حقوق هم نسبت به کار راضیکننده نیست. امنیت شغلی هم پایین است؛ در ابتدای کار قرارداد یکساله میبندند و پس از پایان مدت، دوباره نیروهای جدید را میآورند و چرخه دوباره تکرار میشود.
در مدت حدود یک سال و نیم با قرارداد تماموقت در این شرکت کار کردم. حقوق دریافتی بسیار ناچیز بود و مرخصیها به سختی اعطا میشد. ساعات کاری نامحدود بود و فرهنگ سازمانی چندان مطلوب نبود؛ همکاران تا حد امکان یکدیگر را تحت فشار میگذارند. مدیر بخش تولید فردی بیسواد و پرمدعا است که تحصیلاتش علوم سیاسی است، اما در اکثر زمینههای فنی با اصرار زیاد نظر میدهد و این اصرار باعث خستگی من میشد.
به قول خودم، تجربهای ناامیدکننده از شرکتی بود که مدیران پرادعا داشتن اما انصافا حقوق کارگران رو بهموقع پرداخت نمیکردند و حتی با تاخیر پرداخت میشد. از نظر من، هیچوقت به این شرکت مراجعه نکنید، مخصوصا آن که کارخونشون در تهران کمی بهتر از سایر شعبههاست.
در بهترین دورههای کاریام، تجربهای که در این شرکت به دست آوردم را جزو منحصربهفردترینها میدانم. مسئول فنی بودن در آرین پادرا صنعت باعث شد تا بتوانم از فرصتهای چالشبرانگیز بهره ببرم و در کنار تیمی حرفهای رشد کنم. این محیط زمینهای مناسب برای یادگیری و بهبود مداوم ارائه میداد و نقش من را بهعنوان یک واحد کلیدی در پروژهها تقویت کرد. با وجود پیچیدگیهای فنی، همکاری و ارتباط مؤثر با سایر بخشها همواره عامل کلیدی موفقیت بود.
سه سالی بود که ترکیبی از کار از راه دور و حضور ثابت در شرکت توزین صدر را تجربه کردم و از این تجربه راضی بودم. شرکت دو واحد اصلی داشت: دفتر فروش و کارخانه که در زمان من با هم ادغام شده بودند. در این دوره، من مدیریت وب و امور محتوا را بر عهده داشتم و برای مجموعه، ویدیوهای آموزشی تولید کردم و سه وبسایت اصلی شرکت را توسعه دادم؛ یکی معرفی شرکتی و دو сайт فروشگاهی. شرکت توزین صدر یک نمونه سنتی از فضای کاری با ساعات مشخص و مزایا معمولی بود. مدیر عامل فردی خوشذوق است و اگر ایدهای برای اضافه کردن امکانات داشته باشی، برای پیادهسازی آن حمایت میکند.
کار گروه: شرکت گروه توسعه سرمایه گذاری انتخاب اسنوا، واحد آی تی مدت ده روزی که اونجا بودم، فهمیدم هر پروژه معمولا تا دو ماه زمان میبرد و بعد ناگهان تصمیم میآمد که دیگر به آن نیاز نداریم. در واقع توی واحد آی تی هیچکس کار ویژهای انجام نمیداد؛ همتیمیها صرفا برای ضبط و نگهداری آرشیو فیلمها اقدام میکردند، فیلمها را دانلود میکردند و سپس دستهبندی میکردند تا برای استفادههای بعدی نگهداری شوند. جالب این بود که همان زمان تعدیل نیرو هم صورت گرفته بود و حدود سی درصد از کارگران کارخانه اخراج شدند. اگر دنبال مسیر حقوق و مزایا با حداقل دردسر هستید و به دنبال پیشرفت حرفهای نیستید، اینجا میتواند گزینهای مناسب باشد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.