متأسفم که این تجربه را اینطور گذراندم؛ اما از این پروژه انتظار پاسخ یا نتیجهای ملموس داشتم و دریافت نکردم. در واقع نمیدیدم که کار به نتیجه برسد و ارتباط با تیم پاسخگو نبود. این انتظار من از همکاری با آنها برآورده نشد و احساس ناامیدی داشتم. من از این رابطه کاری یاد گرفتم که در آینده دقیقتر درباره زمانبندی و پشتیبانی پروژهها با تیم مربوطه صحبت کنم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در شرکت تازهتأسیس محاسب صفاهان، دوره کارآموزیام را به انجام رساندم و از ابتدا تا انتها با پشتیبانی کامل روبهرو شدم. به من آموزشهای دقیق داده شد و با مجموعهای از وظایف مشخص مواجه شدم که به خوبی راهنمایی و همراهی شدند. تیم فنی همدل، منسجم و پشتیبان بود و فضای کار انگیزهبخش به نظر میرسید؛ حضور در این محیط تجربه کارآموزی را بهطور چشمگیری مثبت کرد و با اشتیاق به کار ادامه میدادم.
با سلام نیروی خانم بی ادب، بی شخصیت، بد دهن، بیسواد دیدید که یک پروژه زیر دستش باشه بعد گذشت پنج سال هنوزم تو مرحله تحقیق و تحلیل باشه و ماهی 100 میلیون جمع دریافتیه حقوقش باشه؟ جواب: اگر تشریف بیارید این شرکت می بینید ایشون مدیر فنی تشریف دارن تازه تو خودشون چیزهای زیادی هم می بینن که به کسی نمیگن که ریا نشه (ای هیچ برخود مپیچ) همین مشخصات ادم دیدید که از بانک کشاورزی نه سال پیش سه میلیارد وام گرفته و ماهانه یک میلیون یک میلیون برمیگردونه و موقعی که بازنشسته بشه همش بخشودگی میگیره؟؟؟؟ اینم تشریف بیارید شرکت میبینید همین لمپنها میان نظر میذارن که شرکت خیلی خوبه بی انصافی نکنید چشم نظر نمیذاریم لمپن مدیر فنی دیدید که دروغ گو و دزد باشه؟؟ حتی اینم اگه بیاید شرکت گسترش مشاهده میکنید. مدیرفنی دیدید که تو 8 ماه 9 تا نیروش از زیر دستش فرار کنن؟ اینم بیاید شرکت ما می بینید اینا که چیزی نیست بیاید شرکت ما یه چیزایی میبینید که پشماتون بریزه از ارتباطات و پروژه ها و فساد ها و فناوری پروژه ها و آدم های بیسواد بانکی و ارتباطات نامتعارف و و غیره و غیره
با سلام چندتا فکت بهتون میدم بعنوان کسی که 16 سال کارش برنامه نویسی بوده که واقعا به کارتون بیاد نه تنها تو این شرکت بلکه تو هر شرکت دیگه موقع مصاحبه به این فکت ها دقت زیادی کنید بعد ووارد اون شرکت بشید. و اگه این موارد رو داشتن اصلا وارد نشید. 1- هر جا گفتن بهتون که با اضافه کاری کمبود حقوقتو جبران کن. 2- پنچ شنبه و جمعه ها هر چقدر دلت بخاد میتونی اضافه کار بمونی. 3- نبود روال انجام کار و اسکرام مستر و جلسات مربوطه 3- مدیر فنی بیسواد. 4- پروژه ها ناموفق شرکت. 5- ترکیب کردن نیروهای فنی با نیروهای بی سواد سازمانی یا بانکی 6- وجود شبکه فساد داخل سازمانی . 7- نداشتن محصول درست و حسابی. 8- محیط محافظه کارانه و جاسوسی 9- تاکید بر فناوری های قدیمی . 10- هدهای بیسواد فنی. 11- مافوق در هر جایگاهی چه مدیر فنی و چه مشاور سازمانی اگر بی ادب و بی شخصیت بود فرار کن 12- بهداشت محیط. هر جا این 12 مورد رو دیدید فرار کنید. شرکت گسترش بدون شک همه این 12 مورد رو دارند و فسادهای کلانی داخلش انجام میشه در قسمت مدیریت پروژه با همکاری مشاوران فنی سازمان که قابل تامل است که مدیران شرکت که میان و میرن کسی حرفی نمیزنه یا دستشون تو کاسه است یا این چهار چشمی ها اینقد حرفه ای هستند که دکترین راس شرکت رو سرکار میذارن. مثال میزنم تا پشماتون بریز تو این شرکت پنچ سال پیش خواستن پروژه منابع انسانی رو استارت بزنن و بالا بیارن هنوزم تو مرحله تحقیق و تحلیل هستند. یا یکی از پروژه هاش توسط دادگاه 13 میلیارد خسارت زد به شرکت چون پروژه درست نرفته بود جلو.
در محیطی غیرحرفهای کار میکردم و مدیریت آنجا فردی کاملا عصبی بود که به طور منظم با همکاران و مراجعان درگیر میشد. گاهی اوقات با وجود درخواست من از همکاری، احساس میکردم حق و حقوقم پایمال میشود و اگر تصمیم میگرفتم به جای دیگری کار کنم، امکان ایجاد مشکلات و پیگیریهای سوالبرانگیز درباره من وجود داشت. رفتار همکاران و مدیران نسبت به مشخصات فردی من و دیگران به گونهای بود که تا حدودی سایهای از بیاعتمادی به وجود میآمد.
روی همکاری با این تیم همیشه از رویکردی پر از احترام و فضایی صمیمی و حرفهای لذت بردم، چه بهعنوان مدیر گرافیست و چه در قالب پروژههای کوتاهتر. سالهای همکاری من به شکل تماموقت آغاز شد و سپس به صورت پروژهای ادامه یافت. نکته مثبت حضورم در این شرکت، رفتار حرفهای و فضاهای دوستانهای بود که باعث میشد کار با انگیزه و بدون استرس پیش برود.
به عنوان نخستین تجربهام توی کار، از کار در گام الکترونیک راضی بودم اما نکتههایی هم بود که خیلی به چشم میآمد. حقوق بهموقع پرداخت میشد، اما مقدار آن بهحدی نبود که انتظار داشتم؛ قراردادها طبق چارچوب وزارت کار بسته میشد و بخش حقوق را با محاسبه کارانه انجام میدادند که در نهایت مبلغ دریافتی پایین بود و انرژی روحی و جسمی را میگرفت. به علاوه، تازهکار که بودم یادگیری زیادی از فرایندهای مختلف شرکت نداشتم و بیشتر با محصولات خود شرکت سروکار داشتم. برای اخذ بعضی مزایا هم سفتهای از ما میگرفتند. در کل، اگر تجربه کاریتان نخستین تجربه باشد شاید خوب به نظر برسد، اما در غیراینصورت بهنظر من میتواند زمانبر و از نظر منفی زیاد باشد.
در این شرکت حق اشتباه کردن و کسب تجربه وجود داشت، به جای تمرکز بر سهلانگاری یا کمکاری. دورهمیهای ماهانه برگزار میشد و فضای فیزیکی کار هم مناسب بود. مدیرعامل و مدیر فنی هر دو فردی بسیار حرفهای بودند، بهویژه در مسائل فنی. دورهمیهای آموزشی هم برای تیم فنی و هم برای سایر تیمها برگزار میشد و چالشهای فنی زیادی وجود داشت که فرصت یادگیری و کسب تجربه را فراهم میکرد.
در سطحی که من تجربه کردم، این شرکت به هیچ وجه گزینهای نبود و شرایط کار به طرز حیرتانگیزی نامناسب بود. حقوق به هیچ وجه منطبق نبود و خدمات بیمه هم به شکل صحیح ارائه نمیشد یا هرگز کامل نمیشد. با وجود همه فشارها، اوضاع به شدت تحت کنترل و نظارت بود و هر چیزی به صورت آزاردهندهای زیر ذرهبین بود. برای فرایند استخدام، از همان روز اول دروغهای زیادی مطرح میشد و در نهایت سفتههای گستردهای درخواست میکردند که به من پرداخت نشد. نتیجهای که داشتم این بود که از هیچی به هیچی رسیدم و به نظر میرسید هیچ حمایتی وجود ندارد.
من با سایر سایت های ترجمه کار نکردم اما به نظر من کار برای سایت، مخصوصا سایت ترجمیک بی فایده بود. به عنوان مرور و بازخوانی، ترجمه مترجم دیگری را به من داده بودند که کارفرما از کارش معترض شده بود. مترجم قبلی با استفاده از هوش مصنوعی متن را کوتاه و ترجمه کرده بود که زودتر تمام شود و بنده مجبور شدم آن قسمت ها را خودم ترجمه و اضافه کنم و تمام جملات خلاصه شده ی ایشان را عیب یابی کنم. قرار بود بابت آن قسمت ها هم به من پرداختی تعلق بگیرد. چندباری هم پیگیری کردم اما فهمیدم خود را به راه دیگر می زنند برای همین بیخیال شدم. در نهایت بیشتر پول متنی که بیشتر کارش را من کرده بودم، یا بابت جریمه کسر شده بود یا رفته بود به جیب همان مترجم اول که خرابکاری هایش را من جمع کرده بودم. در پرداختی هم اصلا به میزان کاری که یک متن طلب می کند توجه نمی شود. 4 ماه پیش ترجمه ای 22 هزار و 500 کلمه ای حقوقی انجام دادم. خود سایت ترجمیک برای این ترجمه حدود 3 میلیون 400 تخمین قیمت کرده. اما چیزی که به من اون موقع دادند 1 میلیون 100 بود. حالا بگوییم گرانی باعث شده 400 تومان گرانتر شود وآن موقع 3 میلیون قیمت اصلی بوده. آیا بازهم درست است که 3 میلیون بگیرند و 1 میلیون به مترجم پرداخت کنند؟؟؟ تازه بنده اگرچه مترجم سطح بالا حساب نمی شوم و دستمزد کمتری از این بابت به من داده می شود، اما زمانی که گذاشتم باعث شد کیفیت ترجمه ام حرفه ای باشد. الان در سایت برای ترجمه طلایی حرفه ای، 7 میلیون 700 می گیرد. یعنی اینجانب مستحق 7 میلیون 700 بودم ولی در آخر یک تومن دست من را گرفت. در نهایت دستشان درد نکند پلتفورمی برای کار جوانان دانشگاهی فراهم کرده اند، اما انصاف نیست جوان تحصیل کرده مملکت که از سر ناچاری به کار پاره وقت روی می آورد، برای ساعت ها چشم و گردن گذاشتن، چنین مبالغی بگیرد. یا باید فریلنسر باشی و خودت بازاریابی کنی یا اینکه با جایی کار کنی که دستمزدهای منصفانه تعیین کند یا کمیسیون منصفانه ای بگیرد. خلاصه اینکه اسنپ کار کنید از این کار بهتر است.
شرکت نابود شده، من ۱۲ سال اونجا کار کردم هر سال نودمو گول زدم تا اخرش هم بهم ثابت بشه هر روز بد تر از دیروزه، نمک نشناسی بدون بار فنی و بی هدفی و مدیریت بسیار ضعیف از نشانه های بارز این به اصطلاح شرکته، اگه میخوای عمرتو هدر بدی فقط یه حقوق بخور نمیر بدون نظم بگیری و یه گوشه بشبنی بهترین جاست فقط باید تحمل توهین های مدیریت و منابع انسانی هم داشته باشی هر کی روابطش بچربه بقیه رو نابود میکنه هر کی نتونه یا تحمل میکنه یا با ناراحتی و خشم جدا میشه تا شکایتم نکنی سنوات در کار نیست
به شدت شرکت فوق العاده ای هست و به همه پیشنهاد میدم داتین رو.... بهترین شرکت نرم افزاری ایران هست و خیلی ادم های خوبی داره از جمله اقای راشد و اقای ساجدی نژاد و قطعا اقای آموزگار
درست بر پایه تجربهام از شرکت اتصال یکپارچه، باید بگویم با وجودی که من به صورت ریموت کار میکردم، از طرف شرکت حمایت خوبی دریافت کردم. تیم از فناوریهای متنوع و سطح مدیریتی بالایی برخوردار بود که خیلی فراتر از استانداردهای رایج در شرکتهای ایرانی بود. با این حال، گاهی به دلیل مشکلات وابسته به اینترنت، کار با ابزارهای شرکت مقداری آزاردهنده میشد؛ این فشار تقصیر را به گرد کشور میاندازد و مختص من نبود. این دوره تجربهام را غنی کرد و در فرآیند مهاجرت هم کمک قابل توجهی به من رساند. برای تیم اتصال آرزو دارم که موفقیتهای بیشتری را در مسیر پیش رو شاهد باشد.
به خاطر شرایط پیچیدهی مدیریتی، همیشه احساس میکردم که از همان روز اول با یک پشتوانهی تاریخی گسترده وارد شرکت شدهام، اما به مرور مواردی از ناپایداری و مشکلات نمایان شد. اگر کسی باشی که ساعات طولانی کار میکنی، بهجز نیم ساعت برای ناهار و بدون فرصتی برای گفتوگو، تمرکزت فقط روی انجام وظیفه باشد، اینجا بهنظر مکان مناسبی میآید. مسائل اصلی به مدیریت قدیمی مربوط میشود که از حدود سه دهه قبل ریشه دارد و مدیر فنی تیم که واقعا توانمند است، اما تنها با وجود همین سطح دانش، رفتارهای غیر حرفهای در همهی سطوح دیده میشود. از برنامهریزی پروژه تا کارهای اداری و برخوردها، به نظر میرسد که گویی من تنها چیزی هستند که به چشم میآیند و هر طور که بخواهند میتوانند با من رفتار کنند. به هیچوجه این شرکت را پیشنهاد نمیکنم. اگر در شرایط بحرانی گیر کردهای، امکان مراجعه وجود دارد، اما بهطور کلی توصیه نمیکنم فکر جابهجا و اعتماد به نام بزرگ را در ذهن نگه داری؛ وضعیت درونی بهزودی ممکن است دستخوش تغییر شود.
ضمن بررسی تجربه، به طور کامل بازنویسی میکنم تا لحن و معنای اصلی حفظ شود اما ساختار جملهها و واژگان نو شوند. شرکت گام الکترونیک بود و من در یکی از دورههای کاریم با اونجا آشنا شدم. از دید من، مطالب مثبت و منفی رو به شکل خلاصه مینویسم: مثبتها - امنیت شغلی نسبتا بالاست. - تجربه مشارکت در پروژههای نرمافزاری متوسط؛ خودشان ادعا میکنند پروژهها بزرگ هستند، اما برای من اغراق مینماید. - امکان کار به صورت دورکاری وجود دارد. منفیها - مدیریت ارشد: به نظر من تخصص برایشان چندان ملاک نیست و بیشتر به رابطه خانوادگی/آشنایی یا سابقه طولانی در شرکت اهمیت میدهند. نتیجهاش حضور تعداد زیادی نفر بیدانش در پستهای مدیریتی میشود که کار با تیمهای میانی و ارشدشان را که هیچ زمینهای در توسعه یا پشتیبانی نرمافزار ندارند، دشوار و آزاردهنده میکند. - ارزشیابی و سنجش تخصص: ارزیابی فنی جدی وجود ندارد و معمولا اعضای قدیمیتر که تصمیمگیر هستند، انگیزهای برای بهروز نگه داشتن خود ندارند. همین مسئله باعث میشود فرایندها و تکنولوژیها قدیمی و منسوخ باشند. - به ازای هر نفر کارشناس فنی، دستکم سه مدیر با عناوین مختلف وجود دارند—مانند کنترل پروژه، مدیر پروژه، هماهنگکننده و برنامهریز. این تعداد مدیر بجای سهولت کار، باعث پیچیدگی بیشتر کارها و نارضایتی تیم فنی و مشتری میشود. - از نظر فنی، جز یک تیم که از تکنولوژیهای روز استفاده میکند، سایر تیمها از فناوریهای منسوخ استفاده میکنند. اگر برای بهروز بودن اهمیت قائلیم، باید دقت کرد کدوم تیم رو انتخاب میکنیم. - حقوق پایین و غیرمنصفانه است. با افزایش مسئولیت یا مهارتها، حقوق تغییر زیادی نمیکند. در نهایت اگر تصمیم به حضور در این شرکت دارید، برای جونیورها که روحیه مبارزه دارند، گزینه مناسبی است؛ فقط باید حواستون به تیمی که وارد میشید و همکارانتون باشه. اگر به سطح میدلول یا سینیور برسید، توصیه نمیکنم اینجا رو انتخاب کنید، مگر اینکه به بازنشسته شدن و بیتمایولی نسبت به بهروز شدن و پیشرفت علاقهمند باشید؛ در این صورت شاید جا برای شما مناسب باشد.
با،سلام خداوند از مدیران نالایق و دستمال کش نگذره این شرکت فقط کسی رو میخواد که دستمال کش خوب باشه با چشمان خود دیدم یه مدیر چطور دستمال کشید تا فوری ترفیع گرفت متاسفم که انسانیت در این شرکت کلا فراموش شده طرف ۳ تا بچه داشت بعد برای ترفیع گرفتن حاضر بودی هرکاری بکنه من به شخصه آرزوی ورشکستگی و نابودی این شرکت رو دارم و تا جایی که بتونم برای نابودی هرکاری خواهم کرد حقوق پایین ، کار زیاد ، رفتار بد و ناسالم ، استرس زیاد و الکی دستگاه های قدیمی و غیر قابل رقابت ظلم پایدار نخواهد بود و به زودی خداوند جواب این حق خوری شرکتشون رو خواهد داد.. به امید اینکه روزی که شاهد ورشکستگی باشیم
من مدتی با شرکت فلای تودی کار کردم و میخواهم تجربهام را به طور روشن و صادقانه به اشتراک بگذارم؛ وقتی ارزشهای شخصی، زمان و آرامش روانی اهمیت پیدا میکند، احساس میکنم باید از این شرکت فاصله گرفت. در نگاه من، رویکرد مدیریتی این مجموعه زیر سوال است: نیروهای کلیدی با ارتباطات خانوادگی به جای تجربه و عملکرد مثبت استخدام میشوند و فاصله میان مدیران و کارمندها به وضوح احساس میشود. برخی از همکاران با حضور این رفقا و دوستان بیتفاوت نسبت به کار، به جای کمک، مسئولیت مشکلات را به گردن کارمندها میاندازند و تشویقها فقط برای خودشان است و برای کارمندها پاداشی نیست. برای کمتر دیده شدن یا کوچکتر نشان دادن افراد معمولی هر کاری را انجام میدهند؛ به عنوان نمونه وقتی وارد شرکت میشویم، خروجی از شرکت برای ما تا حدی محدود میشود و فضای مناسبی برای سیگار کشیدن وجود ندارد. از روشهای غیرشفاف اقدام میکنند، از آژانسهای مسافرتی با وعدههای فریبنده پول میگیرند اما پاسخ نمیدهند و وقتی مشکلی بروز میکند، کارمند معترض را به استفاده از فحاشی و توهین متهم میکنند. اگر اعتراضی کنید، پول قراردادها به شکایتکننده پرداخت نمیشود و حتی در صورت شکایت، قراردادهای مربوطه به صورت شرطی و با سندهایی که به کارمند بدهند، باقی میماند. به چشم خودم دیدم که پول برخی مأموریتها را خرج کردهاند و با یک لیوان آب هم توضیح میدهند. به طور کلی، رفتار این گروه را به عنوان تخلف تصور میکنم و فکر میکنم اگر در جایی دیگر با روابط و پارتیها مواجه میشوید، ممکن است این گونه مشکلات کمتر رخ دهد. اگر لازم باشد، مستندات مربوط به این رفتارها وجود دارد که میتوانم در موقع لازم منتشر کنم و امیدوارم روزی شفافیت بیشتری در این شرکت حاکم شود.
آشغال دونی تر ازین شرکت ندیدم. یه سفره ای پهن شده و یه عده دارن میچاپن. مشتی آدم بی سواد و دورو و زیراب زن با سیاست های کثیف. تنها چیزی که این شرکت قطعا نیست دانش بنیان بودنشه!
برای مصاحبه با گروهی دو نفره آمدم؛ یکی کارمند منابع انسانی و دیگری مدیر فنی بودند و فضای شرکت بهشدت دوستانه و ساده بود. صحنه انتظار کوتاه بود اما جو کاملا صمیمی بود و خود مصاحبه هم نسبتا خوب پیش رفت. در ابتدا سوالات از سوی HR ارائه شد که بیشتر جنبه شخصی داشت و سپس بخش فنی مطرح شد. گاهی سوالات شامل نکاتی بود که بهطور دقیق در آگهی درج نشده بود اما به نظرم شرکت شفاف بود چون توضیح دادند گاهی حقوق مقداری دیر یا زود ممکن است پرداخت شود.
از همینجا جا داره ******* که دویستا آدم رو به زور قرارداد های ترکمان چای مجبور کرده اونجا کار کنن و کسی هم کاری از دستش برنمیاد. منی که چند سال اونجا بودم به سختی تونستم ازون جهنم خارج بشم و بالاخره طعم زندگی عادی، بدون استرس کاری رو تجربه کنم و از دست یک رییس ****** که هیچ منفعتی برای این دنیا نداره خلاص بشم. اگر زندگیتون رو دوست دارید و ذره ای به آرامش فکریتون اهمیت می دید حتی از یک کیلومتری این شرکت هم رد نشید که ****** میگیره./// یک پیشنهاد هم ******، بهتره یکی از اون هزاران هزار ****** :)))))))))))
متأسفم که این تجربه را اینطور گذراندم؛ اما از این پروژه انتظار پاسخ یا نتیجهای ملموس داشتم و دریافت نکردم. در واقع نمیدیدم که کار به نتیجه برسد و ارتباط با تیم پاسخگو نبود. این انتظار من از همکاری با آنها برآورده نشد و احساس ناامیدی داشتم. من از این رابطه کاری یاد گرفتم که در آینده دقیقتر درباره زمانبندی و پشتیبانی پروژهها با تیم مربوطه صحبت کنم.
در شرکت تازهتأسیس محاسب صفاهان، دوره کارآموزیام را به انجام رساندم و از ابتدا تا انتها با پشتیبانی کامل روبهرو شدم. به من آموزشهای دقیق داده شد و با مجموعهای از وظایف مشخص مواجه شدم که به خوبی راهنمایی و همراهی شدند. تیم فنی همدل، منسجم و پشتیبان بود و فضای کار انگیزهبخش به نظر میرسید؛ حضور در این محیط تجربه کارآموزی را بهطور چشمگیری مثبت کرد و با اشتیاق به کار ادامه میدادم.
با سلام نیروی خانم بی ادب، بی شخصیت، بد دهن، بیسواد دیدید که یک پروژه زیر دستش باشه بعد گذشت پنج سال هنوزم تو مرحله تحقیق و تحلیل باشه و ماهی 100 میلیون جمع دریافتیه حقوقش باشه؟ جواب: اگر تشریف بیارید این شرکت می بینید ایشون مدیر فنی تشریف دارن تازه تو خودشون چیزهای زیادی هم می بینن که به کسی نمیگن که ریا نشه (ای هیچ برخود مپیچ) همین مشخصات ادم دیدید که از بانک کشاورزی نه سال پیش سه میلیارد وام گرفته و ماهانه یک میلیون یک میلیون برمیگردونه و موقعی که بازنشسته بشه همش بخشودگی میگیره؟؟؟؟ اینم تشریف بیارید شرکت میبینید همین لمپنها میان نظر میذارن که شرکت خیلی خوبه بی انصافی نکنید چشم نظر نمیذاریم لمپن مدیر فنی دیدید که دروغ گو و دزد باشه؟؟ حتی اینم اگه بیاید شرکت گسترش مشاهده میکنید. مدیرفنی دیدید که تو 8 ماه 9 تا نیروش از زیر دستش فرار کنن؟ اینم بیاید شرکت ما می بینید اینا که چیزی نیست بیاید شرکت ما یه چیزایی میبینید که پشماتون بریزه از ارتباطات و پروژه ها و فساد ها و فناوری پروژه ها و آدم های بیسواد بانکی و ارتباطات نامتعارف و و غیره و غیره
با سلام چندتا فکت بهتون میدم بعنوان کسی که 16 سال کارش برنامه نویسی بوده که واقعا به کارتون بیاد نه تنها تو این شرکت بلکه تو هر شرکت دیگه موقع مصاحبه به این فکت ها دقت زیادی کنید بعد ووارد اون شرکت بشید. و اگه این موارد رو داشتن اصلا وارد نشید. 1- هر جا گفتن بهتون که با اضافه کاری کمبود حقوقتو جبران کن. 2- پنچ شنبه و جمعه ها هر چقدر دلت بخاد میتونی اضافه کار بمونی. 3- نبود روال انجام کار و اسکرام مستر و جلسات مربوطه 3- مدیر فنی بیسواد. 4- پروژه ها ناموفق شرکت. 5- ترکیب کردن نیروهای فنی با نیروهای بی سواد سازمانی یا بانکی 6- وجود شبکه فساد داخل سازمانی . 7- نداشتن محصول درست و حسابی. 8- محیط محافظه کارانه و جاسوسی 9- تاکید بر فناوری های قدیمی . 10- هدهای بیسواد فنی. 11- مافوق در هر جایگاهی چه مدیر فنی و چه مشاور سازمانی اگر بی ادب و بی شخصیت بود فرار کن 12- بهداشت محیط. هر جا این 12 مورد رو دیدید فرار کنید. شرکت گسترش بدون شک همه این 12 مورد رو دارند و فسادهای کلانی داخلش انجام میشه در قسمت مدیریت پروژه با همکاری مشاوران فنی سازمان که قابل تامل است که مدیران شرکت که میان و میرن کسی حرفی نمیزنه یا دستشون تو کاسه است یا این چهار چشمی ها اینقد حرفه ای هستند که دکترین راس شرکت رو سرکار میذارن. مثال میزنم تا پشماتون بریز تو این شرکت پنچ سال پیش خواستن پروژه منابع انسانی رو استارت بزنن و بالا بیارن هنوزم تو مرحله تحقیق و تحلیل هستند. یا یکی از پروژه هاش توسط دادگاه 13 میلیارد خسارت زد به شرکت چون پروژه درست نرفته بود جلو.
در محیطی غیرحرفهای کار میکردم و مدیریت آنجا فردی کاملا عصبی بود که به طور منظم با همکاران و مراجعان درگیر میشد. گاهی اوقات با وجود درخواست من از همکاری، احساس میکردم حق و حقوقم پایمال میشود و اگر تصمیم میگرفتم به جای دیگری کار کنم، امکان ایجاد مشکلات و پیگیریهای سوالبرانگیز درباره من وجود داشت. رفتار همکاران و مدیران نسبت به مشخصات فردی من و دیگران به گونهای بود که تا حدودی سایهای از بیاعتمادی به وجود میآمد.
روی همکاری با این تیم همیشه از رویکردی پر از احترام و فضایی صمیمی و حرفهای لذت بردم، چه بهعنوان مدیر گرافیست و چه در قالب پروژههای کوتاهتر. سالهای همکاری من به شکل تماموقت آغاز شد و سپس به صورت پروژهای ادامه یافت. نکته مثبت حضورم در این شرکت، رفتار حرفهای و فضاهای دوستانهای بود که باعث میشد کار با انگیزه و بدون استرس پیش برود.
به عنوان نخستین تجربهام توی کار، از کار در گام الکترونیک راضی بودم اما نکتههایی هم بود که خیلی به چشم میآمد. حقوق بهموقع پرداخت میشد، اما مقدار آن بهحدی نبود که انتظار داشتم؛ قراردادها طبق چارچوب وزارت کار بسته میشد و بخش حقوق را با محاسبه کارانه انجام میدادند که در نهایت مبلغ دریافتی پایین بود و انرژی روحی و جسمی را میگرفت. به علاوه، تازهکار که بودم یادگیری زیادی از فرایندهای مختلف شرکت نداشتم و بیشتر با محصولات خود شرکت سروکار داشتم. برای اخذ بعضی مزایا هم سفتهای از ما میگرفتند. در کل، اگر تجربه کاریتان نخستین تجربه باشد شاید خوب به نظر برسد، اما در غیراینصورت بهنظر من میتواند زمانبر و از نظر منفی زیاد باشد.
در این شرکت حق اشتباه کردن و کسب تجربه وجود داشت، به جای تمرکز بر سهلانگاری یا کمکاری. دورهمیهای ماهانه برگزار میشد و فضای فیزیکی کار هم مناسب بود. مدیرعامل و مدیر فنی هر دو فردی بسیار حرفهای بودند، بهویژه در مسائل فنی. دورهمیهای آموزشی هم برای تیم فنی و هم برای سایر تیمها برگزار میشد و چالشهای فنی زیادی وجود داشت که فرصت یادگیری و کسب تجربه را فراهم میکرد.
در سطحی که من تجربه کردم، این شرکت به هیچ وجه گزینهای نبود و شرایط کار به طرز حیرتانگیزی نامناسب بود. حقوق به هیچ وجه منطبق نبود و خدمات بیمه هم به شکل صحیح ارائه نمیشد یا هرگز کامل نمیشد. با وجود همه فشارها، اوضاع به شدت تحت کنترل و نظارت بود و هر چیزی به صورت آزاردهندهای زیر ذرهبین بود. برای فرایند استخدام، از همان روز اول دروغهای زیادی مطرح میشد و در نهایت سفتههای گستردهای درخواست میکردند که به من پرداخت نشد. نتیجهای که داشتم این بود که از هیچی به هیچی رسیدم و به نظر میرسید هیچ حمایتی وجود ندارد.
من با سایر سایت های ترجمه کار نکردم اما به نظر من کار برای سایت، مخصوصا سایت ترجمیک بی فایده بود. به عنوان مرور و بازخوانی، ترجمه مترجم دیگری را به من داده بودند که کارفرما از کارش معترض شده بود. مترجم قبلی با استفاده از هوش مصنوعی متن را کوتاه و ترجمه کرده بود که زودتر تمام شود و بنده مجبور شدم آن قسمت ها را خودم ترجمه و اضافه کنم و تمام جملات خلاصه شده ی ایشان را عیب یابی کنم. قرار بود بابت آن قسمت ها هم به من پرداختی تعلق بگیرد. چندباری هم پیگیری کردم اما فهمیدم خود را به راه دیگر می زنند برای همین بیخیال شدم. در نهایت بیشتر پول متنی که بیشتر کارش را من کرده بودم، یا بابت جریمه کسر شده بود یا رفته بود به جیب همان مترجم اول که خرابکاری هایش را من جمع کرده بودم. در پرداختی هم اصلا به میزان کاری که یک متن طلب می کند توجه نمی شود. 4 ماه پیش ترجمه ای 22 هزار و 500 کلمه ای حقوقی انجام دادم. خود سایت ترجمیک برای این ترجمه حدود 3 میلیون 400 تخمین قیمت کرده. اما چیزی که به من اون موقع دادند 1 میلیون 100 بود. حالا بگوییم گرانی باعث شده 400 تومان گرانتر شود وآن موقع 3 میلیون قیمت اصلی بوده. آیا بازهم درست است که 3 میلیون بگیرند و 1 میلیون به مترجم پرداخت کنند؟؟؟ تازه بنده اگرچه مترجم سطح بالا حساب نمی شوم و دستمزد کمتری از این بابت به من داده می شود، اما زمانی که گذاشتم باعث شد کیفیت ترجمه ام حرفه ای باشد. الان در سایت برای ترجمه طلایی حرفه ای، 7 میلیون 700 می گیرد. یعنی اینجانب مستحق 7 میلیون 700 بودم ولی در آخر یک تومن دست من را گرفت. در نهایت دستشان درد نکند پلتفورمی برای کار جوانان دانشگاهی فراهم کرده اند، اما انصاف نیست جوان تحصیل کرده مملکت که از سر ناچاری به کار پاره وقت روی می آورد، برای ساعت ها چشم و گردن گذاشتن، چنین مبالغی بگیرد. یا باید فریلنسر باشی و خودت بازاریابی کنی یا اینکه با جایی کار کنی که دستمزدهای منصفانه تعیین کند یا کمیسیون منصفانه ای بگیرد. خلاصه اینکه اسنپ کار کنید از این کار بهتر است.
شرکت نابود شده، من ۱۲ سال اونجا کار کردم هر سال نودمو گول زدم تا اخرش هم بهم ثابت بشه هر روز بد تر از دیروزه، نمک نشناسی بدون بار فنی و بی هدفی و مدیریت بسیار ضعیف از نشانه های بارز این به اصطلاح شرکته، اگه میخوای عمرتو هدر بدی فقط یه حقوق بخور نمیر بدون نظم بگیری و یه گوشه بشبنی بهترین جاست فقط باید تحمل توهین های مدیریت و منابع انسانی هم داشته باشی هر کی روابطش بچربه بقیه رو نابود میکنه هر کی نتونه یا تحمل میکنه یا با ناراحتی و خشم جدا میشه تا شکایتم نکنی سنوات در کار نیست
به شدت شرکت فوق العاده ای هست و به همه پیشنهاد میدم داتین رو.... بهترین شرکت نرم افزاری ایران هست و خیلی ادم های خوبی داره از جمله اقای راشد و اقای ساجدی نژاد و قطعا اقای آموزگار
درست بر پایه تجربهام از شرکت اتصال یکپارچه، باید بگویم با وجودی که من به صورت ریموت کار میکردم، از طرف شرکت حمایت خوبی دریافت کردم. تیم از فناوریهای متنوع و سطح مدیریتی بالایی برخوردار بود که خیلی فراتر از استانداردهای رایج در شرکتهای ایرانی بود. با این حال، گاهی به دلیل مشکلات وابسته به اینترنت، کار با ابزارهای شرکت مقداری آزاردهنده میشد؛ این فشار تقصیر را به گرد کشور میاندازد و مختص من نبود. این دوره تجربهام را غنی کرد و در فرآیند مهاجرت هم کمک قابل توجهی به من رساند. برای تیم اتصال آرزو دارم که موفقیتهای بیشتری را در مسیر پیش رو شاهد باشد.
به خاطر شرایط پیچیدهی مدیریتی، همیشه احساس میکردم که از همان روز اول با یک پشتوانهی تاریخی گسترده وارد شرکت شدهام، اما به مرور مواردی از ناپایداری و مشکلات نمایان شد. اگر کسی باشی که ساعات طولانی کار میکنی، بهجز نیم ساعت برای ناهار و بدون فرصتی برای گفتوگو، تمرکزت فقط روی انجام وظیفه باشد، اینجا بهنظر مکان مناسبی میآید. مسائل اصلی به مدیریت قدیمی مربوط میشود که از حدود سه دهه قبل ریشه دارد و مدیر فنی تیم که واقعا توانمند است، اما تنها با وجود همین سطح دانش، رفتارهای غیر حرفهای در همهی سطوح دیده میشود. از برنامهریزی پروژه تا کارهای اداری و برخوردها، به نظر میرسد که گویی من تنها چیزی هستند که به چشم میآیند و هر طور که بخواهند میتوانند با من رفتار کنند. به هیچوجه این شرکت را پیشنهاد نمیکنم. اگر در شرایط بحرانی گیر کردهای، امکان مراجعه وجود دارد، اما بهطور کلی توصیه نمیکنم فکر جابهجا و اعتماد به نام بزرگ را در ذهن نگه داری؛ وضعیت درونی بهزودی ممکن است دستخوش تغییر شود.
ضمن بررسی تجربه، به طور کامل بازنویسی میکنم تا لحن و معنای اصلی حفظ شود اما ساختار جملهها و واژگان نو شوند. شرکت گام الکترونیک بود و من در یکی از دورههای کاریم با اونجا آشنا شدم. از دید من، مطالب مثبت و منفی رو به شکل خلاصه مینویسم: مثبتها - امنیت شغلی نسبتا بالاست. - تجربه مشارکت در پروژههای نرمافزاری متوسط؛ خودشان ادعا میکنند پروژهها بزرگ هستند، اما برای من اغراق مینماید. - امکان کار به صورت دورکاری وجود دارد. منفیها - مدیریت ارشد: به نظر من تخصص برایشان چندان ملاک نیست و بیشتر به رابطه خانوادگی/آشنایی یا سابقه طولانی در شرکت اهمیت میدهند. نتیجهاش حضور تعداد زیادی نفر بیدانش در پستهای مدیریتی میشود که کار با تیمهای میانی و ارشدشان را که هیچ زمینهای در توسعه یا پشتیبانی نرمافزار ندارند، دشوار و آزاردهنده میکند. - ارزشیابی و سنجش تخصص: ارزیابی فنی جدی وجود ندارد و معمولا اعضای قدیمیتر که تصمیمگیر هستند، انگیزهای برای بهروز نگه داشتن خود ندارند. همین مسئله باعث میشود فرایندها و تکنولوژیها قدیمی و منسوخ باشند. - به ازای هر نفر کارشناس فنی، دستکم سه مدیر با عناوین مختلف وجود دارند—مانند کنترل پروژه، مدیر پروژه، هماهنگکننده و برنامهریز. این تعداد مدیر بجای سهولت کار، باعث پیچیدگی بیشتر کارها و نارضایتی تیم فنی و مشتری میشود. - از نظر فنی، جز یک تیم که از تکنولوژیهای روز استفاده میکند، سایر تیمها از فناوریهای منسوخ استفاده میکنند. اگر برای بهروز بودن اهمیت قائلیم، باید دقت کرد کدوم تیم رو انتخاب میکنیم. - حقوق پایین و غیرمنصفانه است. با افزایش مسئولیت یا مهارتها، حقوق تغییر زیادی نمیکند. در نهایت اگر تصمیم به حضور در این شرکت دارید، برای جونیورها که روحیه مبارزه دارند، گزینه مناسبی است؛ فقط باید حواستون به تیمی که وارد میشید و همکارانتون باشه. اگر به سطح میدلول یا سینیور برسید، توصیه نمیکنم اینجا رو انتخاب کنید، مگر اینکه به بازنشسته شدن و بیتمایولی نسبت به بهروز شدن و پیشرفت علاقهمند باشید؛ در این صورت شاید جا برای شما مناسب باشد.
با،سلام خداوند از مدیران نالایق و دستمال کش نگذره این شرکت فقط کسی رو میخواد که دستمال کش خوب باشه با چشمان خود دیدم یه مدیر چطور دستمال کشید تا فوری ترفیع گرفت متاسفم که انسانیت در این شرکت کلا فراموش شده طرف ۳ تا بچه داشت بعد برای ترفیع گرفتن حاضر بودی هرکاری بکنه من به شخصه آرزوی ورشکستگی و نابودی این شرکت رو دارم و تا جایی که بتونم برای نابودی هرکاری خواهم کرد حقوق پایین ، کار زیاد ، رفتار بد و ناسالم ، استرس زیاد و الکی دستگاه های قدیمی و غیر قابل رقابت ظلم پایدار نخواهد بود و به زودی خداوند جواب این حق خوری شرکتشون رو خواهد داد.. به امید اینکه روزی که شاهد ورشکستگی باشیم
من مدتی با شرکت فلای تودی کار کردم و میخواهم تجربهام را به طور روشن و صادقانه به اشتراک بگذارم؛ وقتی ارزشهای شخصی، زمان و آرامش روانی اهمیت پیدا میکند، احساس میکنم باید از این شرکت فاصله گرفت. در نگاه من، رویکرد مدیریتی این مجموعه زیر سوال است: نیروهای کلیدی با ارتباطات خانوادگی به جای تجربه و عملکرد مثبت استخدام میشوند و فاصله میان مدیران و کارمندها به وضوح احساس میشود. برخی از همکاران با حضور این رفقا و دوستان بیتفاوت نسبت به کار، به جای کمک، مسئولیت مشکلات را به گردن کارمندها میاندازند و تشویقها فقط برای خودشان است و برای کارمندها پاداشی نیست. برای کمتر دیده شدن یا کوچکتر نشان دادن افراد معمولی هر کاری را انجام میدهند؛ به عنوان نمونه وقتی وارد شرکت میشویم، خروجی از شرکت برای ما تا حدی محدود میشود و فضای مناسبی برای سیگار کشیدن وجود ندارد. از روشهای غیرشفاف اقدام میکنند، از آژانسهای مسافرتی با وعدههای فریبنده پول میگیرند اما پاسخ نمیدهند و وقتی مشکلی بروز میکند، کارمند معترض را به استفاده از فحاشی و توهین متهم میکنند. اگر اعتراضی کنید، پول قراردادها به شکایتکننده پرداخت نمیشود و حتی در صورت شکایت، قراردادهای مربوطه به صورت شرطی و با سندهایی که به کارمند بدهند، باقی میماند. به چشم خودم دیدم که پول برخی مأموریتها را خرج کردهاند و با یک لیوان آب هم توضیح میدهند. به طور کلی، رفتار این گروه را به عنوان تخلف تصور میکنم و فکر میکنم اگر در جایی دیگر با روابط و پارتیها مواجه میشوید، ممکن است این گونه مشکلات کمتر رخ دهد. اگر لازم باشد، مستندات مربوط به این رفتارها وجود دارد که میتوانم در موقع لازم منتشر کنم و امیدوارم روزی شفافیت بیشتری در این شرکت حاکم شود.
آشغال دونی تر ازین شرکت ندیدم. یه سفره ای پهن شده و یه عده دارن میچاپن. مشتی آدم بی سواد و دورو و زیراب زن با سیاست های کثیف. تنها چیزی که این شرکت قطعا نیست دانش بنیان بودنشه!
برای مصاحبه با گروهی دو نفره آمدم؛ یکی کارمند منابع انسانی و دیگری مدیر فنی بودند و فضای شرکت بهشدت دوستانه و ساده بود. صحنه انتظار کوتاه بود اما جو کاملا صمیمی بود و خود مصاحبه هم نسبتا خوب پیش رفت. در ابتدا سوالات از سوی HR ارائه شد که بیشتر جنبه شخصی داشت و سپس بخش فنی مطرح شد. گاهی سوالات شامل نکاتی بود که بهطور دقیق در آگهی درج نشده بود اما به نظرم شرکت شفاف بود چون توضیح دادند گاهی حقوق مقداری دیر یا زود ممکن است پرداخت شود.
از همینجا جا داره ******* که دویستا آدم رو به زور قرارداد های ترکمان چای مجبور کرده اونجا کار کنن و کسی هم کاری از دستش برنمیاد. منی که چند سال اونجا بودم به سختی تونستم ازون جهنم خارج بشم و بالاخره طعم زندگی عادی، بدون استرس کاری رو تجربه کنم و از دست یک رییس ****** که هیچ منفعتی برای این دنیا نداره خلاص بشم. اگر زندگیتون رو دوست دارید و ذره ای به آرامش فکریتون اهمیت می دید حتی از یک کیلومتری این شرکت هم رد نشید که ****** میگیره./// یک پیشنهاد هم ******، بهتره یکی از اون هزاران هزار ****** :)))))))))))