روی همکاری با این تیم همیشه از رویکردی پر از احترام و فضایی صمیمی و حرفهای لذت بردم، چه بهعنوان مدیر گرافیست و چه در قالب پروژههای کوتاهتر. سالهای همکاری من به شکل تماموقت آغاز شد و سپس به صورت پروژهای ادامه یافت. نکته مثبت حضورم در این شرکت، رفتار حرفهای و فضاهای دوستانهای بود که باعث میشد کار با انگیزه و بدون استرس پیش برود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
به عنوان نخستین تجربهام توی کار، از کار در گام الکترونیک راضی بودم اما نکتههایی هم بود که خیلی به چشم میآمد. حقوق بهموقع پرداخت میشد، اما مقدار آن بهحدی نبود که انتظار داشتم؛ قراردادها طبق چارچوب وزارت کار بسته میشد و بخش حقوق را با محاسبه کارانه انجام میدادند که در نهایت مبلغ دریافتی پایین بود و انرژی روحی و جسمی را میگرفت. به علاوه، تازهکار که بودم یادگیری زیادی از فرایندهای مختلف شرکت نداشتم و بیشتر با محصولات خود شرکت سروکار داشتم. برای اخذ بعضی مزایا هم سفتهای از ما میگرفتند. در کل، اگر تجربه کاریتان نخستین تجربه باشد شاید خوب به نظر برسد، اما در غیراینصورت بهنظر من میتواند زمانبر و از نظر منفی زیاد باشد.
در این شرکت حق اشتباه کردن و کسب تجربه وجود داشت، به جای تمرکز بر سهلانگاری یا کمکاری. دورهمیهای ماهانه برگزار میشد و فضای فیزیکی کار هم مناسب بود. مدیرعامل و مدیر فنی هر دو فردی بسیار حرفهای بودند، بهویژه در مسائل فنی. دورهمیهای آموزشی هم برای تیم فنی و هم برای سایر تیمها برگزار میشد و چالشهای فنی زیادی وجود داشت که فرصت یادگیری و کسب تجربه را فراهم میکرد.
در سطحی که من تجربه کردم، این شرکت به هیچ وجه گزینهای نبود و شرایط کار به طرز حیرتانگیزی نامناسب بود. حقوق به هیچ وجه منطبق نبود و خدمات بیمه هم به شکل صحیح ارائه نمیشد یا هرگز کامل نمیشد. با وجود همه فشارها، اوضاع به شدت تحت کنترل و نظارت بود و هر چیزی به صورت آزاردهندهای زیر ذرهبین بود. برای فرایند استخدام، از همان روز اول دروغهای زیادی مطرح میشد و در نهایت سفتههای گستردهای درخواست میکردند که به من پرداخت نشد. نتیجهای که داشتم این بود که از هیچی به هیچی رسیدم و به نظر میرسید هیچ حمایتی وجود ندارد.
من با سایر سایت های ترجمه کار نکردم اما به نظر من کار برای سایت، مخصوصا سایت ترجمیک بی فایده بود. به عنوان مرور و بازخوانی، ترجمه مترجم دیگری را به من داده بودند که کارفرما از کارش معترض شده بود. مترجم قبلی با استفاده از هوش مصنوعی متن را کوتاه و ترجمه کرده بود که زودتر تمام شود و بنده مجبور شدم آن قسمت ها را خودم ترجمه و اضافه کنم و تمام جملات خلاصه شده ی ایشان را عیب یابی کنم. قرار بود بابت آن قسمت ها هم به من پرداختی تعلق بگیرد. چندباری هم پیگیری کردم اما فهمیدم خود را به راه دیگر می زنند برای همین بیخیال شدم. در نهایت بیشتر پول متنی که بیشتر کارش را من کرده بودم، یا بابت جریمه کسر شده بود یا رفته بود به جیب همان مترجم اول که خرابکاری هایش را من جمع کرده بودم. در پرداختی هم اصلا به میزان کاری که یک متن طلب می کند توجه نمی شود. 4 ماه پیش ترجمه ای 22 هزار و 500 کلمه ای حقوقی انجام دادم. خود سایت ترجمیک برای این ترجمه حدود 3 میلیون 400 تخمین قیمت کرده. اما چیزی که به من اون موقع دادند 1 میلیون 100 بود. حالا بگوییم گرانی باعث شده 400 تومان گرانتر شود وآن موقع 3 میلیون قیمت اصلی بوده. آیا بازهم درست است که 3 میلیون بگیرند و 1 میلیون به مترجم پرداخت کنند؟؟؟ تازه بنده اگرچه مترجم سطح بالا حساب نمی شوم و دستمزد کمتری از این بابت به من داده می شود، اما زمانی که گذاشتم باعث شد کیفیت ترجمه ام حرفه ای باشد. الان در سایت برای ترجمه طلایی حرفه ای، 7 میلیون 700 می گیرد. یعنی اینجانب مستحق 7 میلیون 700 بودم ولی در آخر یک تومن دست من را گرفت. در نهایت دستشان درد نکند پلتفورمی برای کار جوانان دانشگاهی فراهم کرده اند، اما انصاف نیست جوان تحصیل کرده مملکت که از سر ناچاری به کار پاره وقت روی می آورد، برای ساعت ها چشم و گردن گذاشتن، چنین مبالغی بگیرد. یا باید فریلنسر باشی و خودت بازاریابی کنی یا اینکه با جایی کار کنی که دستمزدهای منصفانه تعیین کند یا کمیسیون منصفانه ای بگیرد. خلاصه اینکه اسنپ کار کنید از این کار بهتر است.
شرکت نابود شده، من ۱۲ سال اونجا کار کردم هر سال نودمو گول زدم تا اخرش هم بهم ثابت بشه هر روز بد تر از دیروزه، نمک نشناسی بدون بار فنی و بی هدفی و مدیریت بسیار ضعیف از نشانه های بارز این به اصطلاح شرکته، اگه میخوای عمرتو هدر بدی فقط یه حقوق بخور نمیر بدون نظم بگیری و یه گوشه بشبنی بهترین جاست فقط باید تحمل توهین های مدیریت و منابع انسانی هم داشته باشی هر کی روابطش بچربه بقیه رو نابود میکنه هر کی نتونه یا تحمل میکنه یا با ناراحتی و خشم جدا میشه تا شکایتم نکنی سنوات در کار نیست
به شدت شرکت فوق العاده ای هست و به همه پیشنهاد میدم داتین رو.... بهترین شرکت نرم افزاری ایران هست و خیلی ادم های خوبی داره از جمله اقای راشد و اقای ساجدی نژاد و قطعا اقای آموزگار
درست بر پایه تجربهام از شرکت اتصال یکپارچه، باید بگویم با وجودی که من به صورت ریموت کار میکردم، از طرف شرکت حمایت خوبی دریافت کردم. تیم از فناوریهای متنوع و سطح مدیریتی بالایی برخوردار بود که خیلی فراتر از استانداردهای رایج در شرکتهای ایرانی بود. با این حال، گاهی به دلیل مشکلات وابسته به اینترنت، کار با ابزارهای شرکت مقداری آزاردهنده میشد؛ این فشار تقصیر را به گرد کشور میاندازد و مختص من نبود. این دوره تجربهام را غنی کرد و در فرآیند مهاجرت هم کمک قابل توجهی به من رساند. برای تیم اتصال آرزو دارم که موفقیتهای بیشتری را در مسیر پیش رو شاهد باشد.
به خاطر شرایط پیچیدهی مدیریتی، همیشه احساس میکردم که از همان روز اول با یک پشتوانهی تاریخی گسترده وارد شرکت شدهام، اما به مرور مواردی از ناپایداری و مشکلات نمایان شد. اگر کسی باشی که ساعات طولانی کار میکنی، بهجز نیم ساعت برای ناهار و بدون فرصتی برای گفتوگو، تمرکزت فقط روی انجام وظیفه باشد، اینجا بهنظر مکان مناسبی میآید. مسائل اصلی به مدیریت قدیمی مربوط میشود که از حدود سه دهه قبل ریشه دارد و مدیر فنی تیم که واقعا توانمند است، اما تنها با وجود همین سطح دانش، رفتارهای غیر حرفهای در همهی سطوح دیده میشود. از برنامهریزی پروژه تا کارهای اداری و برخوردها، به نظر میرسد که گویی من تنها چیزی هستند که به چشم میآیند و هر طور که بخواهند میتوانند با من رفتار کنند. به هیچوجه این شرکت را پیشنهاد نمیکنم. اگر در شرایط بحرانی گیر کردهای، امکان مراجعه وجود دارد، اما بهطور کلی توصیه نمیکنم فکر جابهجا و اعتماد به نام بزرگ را در ذهن نگه داری؛ وضعیت درونی بهزودی ممکن است دستخوش تغییر شود.
ضمن بررسی تجربه، به طور کامل بازنویسی میکنم تا لحن و معنای اصلی حفظ شود اما ساختار جملهها و واژگان نو شوند. شرکت گام الکترونیک بود و من در یکی از دورههای کاریم با اونجا آشنا شدم. از دید من، مطالب مثبت و منفی رو به شکل خلاصه مینویسم: مثبتها - امنیت شغلی نسبتا بالاست. - تجربه مشارکت در پروژههای نرمافزاری متوسط؛ خودشان ادعا میکنند پروژهها بزرگ هستند، اما برای من اغراق مینماید. - امکان کار به صورت دورکاری وجود دارد. منفیها - مدیریت ارشد: به نظر من تخصص برایشان چندان ملاک نیست و بیشتر به رابطه خانوادگی/آشنایی یا سابقه طولانی در شرکت اهمیت میدهند. نتیجهاش حضور تعداد زیادی نفر بیدانش در پستهای مدیریتی میشود که کار با تیمهای میانی و ارشدشان را که هیچ زمینهای در توسعه یا پشتیبانی نرمافزار ندارند، دشوار و آزاردهنده میکند. - ارزشیابی و سنجش تخصص: ارزیابی فنی جدی وجود ندارد و معمولا اعضای قدیمیتر که تصمیمگیر هستند، انگیزهای برای بهروز نگه داشتن خود ندارند. همین مسئله باعث میشود فرایندها و تکنولوژیها قدیمی و منسوخ باشند. - به ازای هر نفر کارشناس فنی، دستکم سه مدیر با عناوین مختلف وجود دارند—مانند کنترل پروژه، مدیر پروژه، هماهنگکننده و برنامهریز. این تعداد مدیر بجای سهولت کار، باعث پیچیدگی بیشتر کارها و نارضایتی تیم فنی و مشتری میشود. - از نظر فنی، جز یک تیم که از تکنولوژیهای روز استفاده میکند، سایر تیمها از فناوریهای منسوخ استفاده میکنند. اگر برای بهروز بودن اهمیت قائلیم، باید دقت کرد کدوم تیم رو انتخاب میکنیم. - حقوق پایین و غیرمنصفانه است. با افزایش مسئولیت یا مهارتها، حقوق تغییر زیادی نمیکند. در نهایت اگر تصمیم به حضور در این شرکت دارید، برای جونیورها که روحیه مبارزه دارند، گزینه مناسبی است؛ فقط باید حواستون به تیمی که وارد میشید و همکارانتون باشه. اگر به سطح میدلول یا سینیور برسید، توصیه نمیکنم اینجا رو انتخاب کنید، مگر اینکه به بازنشسته شدن و بیتمایولی نسبت به بهروز شدن و پیشرفت علاقهمند باشید؛ در این صورت شاید جا برای شما مناسب باشد.
با،سلام خداوند از مدیران نالایق و دستمال کش نگذره این شرکت فقط کسی رو میخواد که دستمال کش خوب باشه با چشمان خود دیدم یه مدیر چطور دستمال کشید تا فوری ترفیع گرفت متاسفم که انسانیت در این شرکت کلا فراموش شده طرف ۳ تا بچه داشت بعد برای ترفیع گرفتن حاضر بودی هرکاری بکنه من به شخصه آرزوی ورشکستگی و نابودی این شرکت رو دارم و تا جایی که بتونم برای نابودی هرکاری خواهم کرد حقوق پایین ، کار زیاد ، رفتار بد و ناسالم ، استرس زیاد و الکی دستگاه های قدیمی و غیر قابل رقابت ظلم پایدار نخواهد بود و به زودی خداوند جواب این حق خوری شرکتشون رو خواهد داد.. به امید اینکه روزی که شاهد ورشکستگی باشیم
من مدتی با شرکت فلای تودی کار کردم و میخواهم تجربهام را به طور روشن و صادقانه به اشتراک بگذارم؛ وقتی ارزشهای شخصی، زمان و آرامش روانی اهمیت پیدا میکند، احساس میکنم باید از این شرکت فاصله گرفت. در نگاه من، رویکرد مدیریتی این مجموعه زیر سوال است: نیروهای کلیدی با ارتباطات خانوادگی به جای تجربه و عملکرد مثبت استخدام میشوند و فاصله میان مدیران و کارمندها به وضوح احساس میشود. برخی از همکاران با حضور این رفقا و دوستان بیتفاوت نسبت به کار، به جای کمک، مسئولیت مشکلات را به گردن کارمندها میاندازند و تشویقها فقط برای خودشان است و برای کارمندها پاداشی نیست. برای کمتر دیده شدن یا کوچکتر نشان دادن افراد معمولی هر کاری را انجام میدهند؛ به عنوان نمونه وقتی وارد شرکت میشویم، خروجی از شرکت برای ما تا حدی محدود میشود و فضای مناسبی برای سیگار کشیدن وجود ندارد. از روشهای غیرشفاف اقدام میکنند، از آژانسهای مسافرتی با وعدههای فریبنده پول میگیرند اما پاسخ نمیدهند و وقتی مشکلی بروز میکند، کارمند معترض را به استفاده از فحاشی و توهین متهم میکنند. اگر اعتراضی کنید، پول قراردادها به شکایتکننده پرداخت نمیشود و حتی در صورت شکایت، قراردادهای مربوطه به صورت شرطی و با سندهایی که به کارمند بدهند، باقی میماند. به چشم خودم دیدم که پول برخی مأموریتها را خرج کردهاند و با یک لیوان آب هم توضیح میدهند. به طور کلی، رفتار این گروه را به عنوان تخلف تصور میکنم و فکر میکنم اگر در جایی دیگر با روابط و پارتیها مواجه میشوید، ممکن است این گونه مشکلات کمتر رخ دهد. اگر لازم باشد، مستندات مربوط به این رفتارها وجود دارد که میتوانم در موقع لازم منتشر کنم و امیدوارم روزی شفافیت بیشتری در این شرکت حاکم شود.
آشغال دونی تر ازین شرکت ندیدم. یه سفره ای پهن شده و یه عده دارن میچاپن. مشتی آدم بی سواد و دورو و زیراب زن با سیاست های کثیف. تنها چیزی که این شرکت قطعا نیست دانش بنیان بودنشه!
برای مصاحبه با گروهی دو نفره آمدم؛ یکی کارمند منابع انسانی و دیگری مدیر فنی بودند و فضای شرکت بهشدت دوستانه و ساده بود. صحنه انتظار کوتاه بود اما جو کاملا صمیمی بود و خود مصاحبه هم نسبتا خوب پیش رفت. در ابتدا سوالات از سوی HR ارائه شد که بیشتر جنبه شخصی داشت و سپس بخش فنی مطرح شد. گاهی سوالات شامل نکاتی بود که بهطور دقیق در آگهی درج نشده بود اما به نظرم شرکت شفاف بود چون توضیح دادند گاهی حقوق مقداری دیر یا زود ممکن است پرداخت شود.
از همینجا جا داره ******* که دویستا آدم رو به زور قرارداد های ترکمان چای مجبور کرده اونجا کار کنن و کسی هم کاری از دستش برنمیاد. منی که چند سال اونجا بودم به سختی تونستم ازون جهنم خارج بشم و بالاخره طعم زندگی عادی، بدون استرس کاری رو تجربه کنم و از دست یک رییس ****** که هیچ منفعتی برای این دنیا نداره خلاص بشم. اگر زندگیتون رو دوست دارید و ذره ای به آرامش فکریتون اهمیت می دید حتی از یک کیلومتری این شرکت هم رد نشید که ****** میگیره./// یک پیشنهاد هم ******، بهتره یکی از اون هزاران هزار ****** :)))))))))))
من پنج سال در این شرکت کار کردم و با وجود همه چالشها، فکر میکنم درباره ارمغان راه طلایی انصافا بیانصافی نشده است. وقتی اولین بار واردش شدم، حجم کامنتهای منفی بالایی میدیدم، اما با فرصت دادن به خودم برای شناخت بیشتر فهمیدم صاحبان شرکت آدمهایی بااخلاق هستند و فضای کار تا حدی مناسبی دارد. به عنوان نمونه، وقتی در مواردی برای یادگیری نیاز داشتم، یکی از برادران که از صاحبان شرکت بود با تواضع و فروتنی مباحث را به من آموخت و بعد از اینکه از مدیری شرکت خواستند تا به من در آشنایی با کار کمک کند، همانجا حمایت دریافتم. با وجود اینکه مجرد نیستم و گاه رفتوآمد برایم دشوار بود، تصمیم گرفتم در شرکت بمانم. درباره حقوق و مزایا، فقط در ابتدای سال ۱۴۰۲ با تاخیری کوتاه مواجه شدیم که سه ماه طول کشید و برایمان سخت بود، ولی به سرعت حل شد و به طوری نبود که ادامه دار باشد. پس از مدتی برایمان بن غیرنقدی صادر شد تا بتوانیم هر فصل برای خرید اقلام ضروری اقدام کنیم. من سال آخر مهاجرتم به کانادا رسید و مجبور بودم زودتر تسویه کنم که به این دلیل با سه ماه زودتر از موعد هم تسویه کردند. به نظر من صادقانه بازخورد بدهیم و در کنار نقاط ضعف، تجربیات مثبتمان را نیز بیان کنیم؛ من وقتی آن کامنتها را خواندم و با دیدی منفی وارد شرکت شدم، تجربه همکاری با این شرکت احساس خوبی داشت چون نقاط قوتش بیشتر بود.
با سلام. این شرکت قرارداد ماهانه داره و هر موقع که خودشون نخوان، بدون اطلاع قبلی میگن دیگه ادامه نمیدن. این تجربه از نظر من ناامیدکننده بود و بهترین حالت نبود.
برای من تجربهای بود که در کنار برخی نکات مثبت، با برخی چالشها همراه شد. مدیر تیم واقعا از اعضا حمایت میکرد و از عملکرد هرکس پاداش میگرفتیم؛ وقتی کار سنگین میشد، یا مرخصی میدادند یا پاداشی میدادند که انگیزهبخش بود و احساس دیده شدن میکردیم. فضای شرکت باز و دوستانه بود و جشنها و مناسبتهای کوچک خوبی داشتند. با این وجود، بنا به تجربهام، سطح حرفهای بودن مدیریت و واحد منابع انسانی چندان بالا نبود و به نظر میرسید تمرکزشان روی ایجاد فضای مثبت کمتر و روی جنبههای ناسالم تر متمایل است. حقوق هم نسبت به وظایف محولشده چندان مناسب نیست.
سه سال حضور در این شرکت را تجربه کردم و در مجموع فضای کاریشان را دوستانه دیدم. جو همدلی وجود داشت و اغلب همکاران سعی میکردند به هم کمک کنند تا به رشد برسیم، از جمله مدیران که گاهی میخواستند اگر به چیزی نیاز داشتی، به بهترین شکل به آن برسی. با این حال، مسیر شغلی مشخصی برای پیشرفت وجود نداشت و ساختار مدیریتی گیجکننده بود؛ بیش از دو مدیر وجود داشت و معلوم نبود پاسخگوی کدام بخش باید بود. قوانین درباره افزایش حقوق و کسری وجود ندارد و روند حقوقی مشخصی برای این موضوع دیده نمیشد. ساعات کاری انعطافپذیر بود اما زمانی که حضور در شرکت را آغاز میکردی باید برای هر کار یا فعالیتی ورود و خروج ثبت میکردی، حتی برای کارهای ساده مانند سیگار کشیدن هم. اضافهکاری هم به نظر میرسید جزئی از وظایف روزانه تلقی میشود. از طرف دیگر شرکت به نظر خانوادگی اداره میشد و روسای کاراکتری برخی مواقع از اقوام نزدیک مدیرعامل بودند. نتیجه اینکه تجربه کوتاه و مفید بود اما جای چشمپوشی از بسیاری مسائل را در طول مدت کار پیدا کردم.
در این شرکت هیچ ساختمانی مشخصی وجود ندارد و به نظر میرسید که فعالیتها به صورت زیرزمینی و با اعتماد به یک نفر انجام میشود. گفتند که مدیر عامل و حسابدار در یک نفر جمع شدهاند و فردی که در میدان نوابته بهعنوان کارشناس منابع انسانی معرفی شده بود، ارتباطی به توکا دارد. خود مدیر بهنظر میرسد وجود خارجی ندارد و گاهی از خانه تدریس میکند؛ شرکت دیگری به نام Radaka نیز در کار است که بهنظر میرسد تنها خودش است و مدیریتش با درآمد از حقوق کارمندان و نبود بیمه شکل گرفته است. با این توضیحات، به نظر میرسید که آن فرد با وعدههای بزرگ و وانمودکردن مالکیت شرکت، افراد را جذب میکند اما پس از استخدام به رفتارهای توهینآمیز و بداخلاقی روی میآورد، حقوق را پرداخت نمیکند و بیمه هم ارائه نمیدهد. مشتریان نیز از این وضعیت نارضایت داشتند و برخوردها ورای مسیر کاری بود. در مصاحبهها نمایش میداد که گویی شرکت متعلق به اوست، اما معمولا خبری از حضور رسمی نبود و اغلب با بهکارگیری واژگان نامربوط به کار درباره دیگران اظهار نظر میشد. انتظار میرفت همزمان از کارمند بخواهد بدون حقوق اضافی، پس از ساعات کار هم در منزل بهکار گرفته شود. سه ماه کار کردم اما هیچ حقوقی دریافت نکردم و قرارداد هم بسته نشده بود. تجربهام این بود که از ورود به این شرکت پیشنهاد نمیشود و بهتر است از هرگونه همکاری با آن خودداری کنید تا ورشکستگی احتمالی رخ ندهد.
روی همکاری با این تیم همیشه از رویکردی پر از احترام و فضایی صمیمی و حرفهای لذت بردم، چه بهعنوان مدیر گرافیست و چه در قالب پروژههای کوتاهتر. سالهای همکاری من به شکل تماموقت آغاز شد و سپس به صورت پروژهای ادامه یافت. نکته مثبت حضورم در این شرکت، رفتار حرفهای و فضاهای دوستانهای بود که باعث میشد کار با انگیزه و بدون استرس پیش برود.
به عنوان نخستین تجربهام توی کار، از کار در گام الکترونیک راضی بودم اما نکتههایی هم بود که خیلی به چشم میآمد. حقوق بهموقع پرداخت میشد، اما مقدار آن بهحدی نبود که انتظار داشتم؛ قراردادها طبق چارچوب وزارت کار بسته میشد و بخش حقوق را با محاسبه کارانه انجام میدادند که در نهایت مبلغ دریافتی پایین بود و انرژی روحی و جسمی را میگرفت. به علاوه، تازهکار که بودم یادگیری زیادی از فرایندهای مختلف شرکت نداشتم و بیشتر با محصولات خود شرکت سروکار داشتم. برای اخذ بعضی مزایا هم سفتهای از ما میگرفتند. در کل، اگر تجربه کاریتان نخستین تجربه باشد شاید خوب به نظر برسد، اما در غیراینصورت بهنظر من میتواند زمانبر و از نظر منفی زیاد باشد.
در این شرکت حق اشتباه کردن و کسب تجربه وجود داشت، به جای تمرکز بر سهلانگاری یا کمکاری. دورهمیهای ماهانه برگزار میشد و فضای فیزیکی کار هم مناسب بود. مدیرعامل و مدیر فنی هر دو فردی بسیار حرفهای بودند، بهویژه در مسائل فنی. دورهمیهای آموزشی هم برای تیم فنی و هم برای سایر تیمها برگزار میشد و چالشهای فنی زیادی وجود داشت که فرصت یادگیری و کسب تجربه را فراهم میکرد.
در سطحی که من تجربه کردم، این شرکت به هیچ وجه گزینهای نبود و شرایط کار به طرز حیرتانگیزی نامناسب بود. حقوق به هیچ وجه منطبق نبود و خدمات بیمه هم به شکل صحیح ارائه نمیشد یا هرگز کامل نمیشد. با وجود همه فشارها، اوضاع به شدت تحت کنترل و نظارت بود و هر چیزی به صورت آزاردهندهای زیر ذرهبین بود. برای فرایند استخدام، از همان روز اول دروغهای زیادی مطرح میشد و در نهایت سفتههای گستردهای درخواست میکردند که به من پرداخت نشد. نتیجهای که داشتم این بود که از هیچی به هیچی رسیدم و به نظر میرسید هیچ حمایتی وجود ندارد.
من با سایر سایت های ترجمه کار نکردم اما به نظر من کار برای سایت، مخصوصا سایت ترجمیک بی فایده بود. به عنوان مرور و بازخوانی، ترجمه مترجم دیگری را به من داده بودند که کارفرما از کارش معترض شده بود. مترجم قبلی با استفاده از هوش مصنوعی متن را کوتاه و ترجمه کرده بود که زودتر تمام شود و بنده مجبور شدم آن قسمت ها را خودم ترجمه و اضافه کنم و تمام جملات خلاصه شده ی ایشان را عیب یابی کنم. قرار بود بابت آن قسمت ها هم به من پرداختی تعلق بگیرد. چندباری هم پیگیری کردم اما فهمیدم خود را به راه دیگر می زنند برای همین بیخیال شدم. در نهایت بیشتر پول متنی که بیشتر کارش را من کرده بودم، یا بابت جریمه کسر شده بود یا رفته بود به جیب همان مترجم اول که خرابکاری هایش را من جمع کرده بودم. در پرداختی هم اصلا به میزان کاری که یک متن طلب می کند توجه نمی شود. 4 ماه پیش ترجمه ای 22 هزار و 500 کلمه ای حقوقی انجام دادم. خود سایت ترجمیک برای این ترجمه حدود 3 میلیون 400 تخمین قیمت کرده. اما چیزی که به من اون موقع دادند 1 میلیون 100 بود. حالا بگوییم گرانی باعث شده 400 تومان گرانتر شود وآن موقع 3 میلیون قیمت اصلی بوده. آیا بازهم درست است که 3 میلیون بگیرند و 1 میلیون به مترجم پرداخت کنند؟؟؟ تازه بنده اگرچه مترجم سطح بالا حساب نمی شوم و دستمزد کمتری از این بابت به من داده می شود، اما زمانی که گذاشتم باعث شد کیفیت ترجمه ام حرفه ای باشد. الان در سایت برای ترجمه طلایی حرفه ای، 7 میلیون 700 می گیرد. یعنی اینجانب مستحق 7 میلیون 700 بودم ولی در آخر یک تومن دست من را گرفت. در نهایت دستشان درد نکند پلتفورمی برای کار جوانان دانشگاهی فراهم کرده اند، اما انصاف نیست جوان تحصیل کرده مملکت که از سر ناچاری به کار پاره وقت روی می آورد، برای ساعت ها چشم و گردن گذاشتن، چنین مبالغی بگیرد. یا باید فریلنسر باشی و خودت بازاریابی کنی یا اینکه با جایی کار کنی که دستمزدهای منصفانه تعیین کند یا کمیسیون منصفانه ای بگیرد. خلاصه اینکه اسنپ کار کنید از این کار بهتر است.
شرکت نابود شده، من ۱۲ سال اونجا کار کردم هر سال نودمو گول زدم تا اخرش هم بهم ثابت بشه هر روز بد تر از دیروزه، نمک نشناسی بدون بار فنی و بی هدفی و مدیریت بسیار ضعیف از نشانه های بارز این به اصطلاح شرکته، اگه میخوای عمرتو هدر بدی فقط یه حقوق بخور نمیر بدون نظم بگیری و یه گوشه بشبنی بهترین جاست فقط باید تحمل توهین های مدیریت و منابع انسانی هم داشته باشی هر کی روابطش بچربه بقیه رو نابود میکنه هر کی نتونه یا تحمل میکنه یا با ناراحتی و خشم جدا میشه تا شکایتم نکنی سنوات در کار نیست
به شدت شرکت فوق العاده ای هست و به همه پیشنهاد میدم داتین رو.... بهترین شرکت نرم افزاری ایران هست و خیلی ادم های خوبی داره از جمله اقای راشد و اقای ساجدی نژاد و قطعا اقای آموزگار
درست بر پایه تجربهام از شرکت اتصال یکپارچه، باید بگویم با وجودی که من به صورت ریموت کار میکردم، از طرف شرکت حمایت خوبی دریافت کردم. تیم از فناوریهای متنوع و سطح مدیریتی بالایی برخوردار بود که خیلی فراتر از استانداردهای رایج در شرکتهای ایرانی بود. با این حال، گاهی به دلیل مشکلات وابسته به اینترنت، کار با ابزارهای شرکت مقداری آزاردهنده میشد؛ این فشار تقصیر را به گرد کشور میاندازد و مختص من نبود. این دوره تجربهام را غنی کرد و در فرآیند مهاجرت هم کمک قابل توجهی به من رساند. برای تیم اتصال آرزو دارم که موفقیتهای بیشتری را در مسیر پیش رو شاهد باشد.
به خاطر شرایط پیچیدهی مدیریتی، همیشه احساس میکردم که از همان روز اول با یک پشتوانهی تاریخی گسترده وارد شرکت شدهام، اما به مرور مواردی از ناپایداری و مشکلات نمایان شد. اگر کسی باشی که ساعات طولانی کار میکنی، بهجز نیم ساعت برای ناهار و بدون فرصتی برای گفتوگو، تمرکزت فقط روی انجام وظیفه باشد، اینجا بهنظر مکان مناسبی میآید. مسائل اصلی به مدیریت قدیمی مربوط میشود که از حدود سه دهه قبل ریشه دارد و مدیر فنی تیم که واقعا توانمند است، اما تنها با وجود همین سطح دانش، رفتارهای غیر حرفهای در همهی سطوح دیده میشود. از برنامهریزی پروژه تا کارهای اداری و برخوردها، به نظر میرسد که گویی من تنها چیزی هستند که به چشم میآیند و هر طور که بخواهند میتوانند با من رفتار کنند. به هیچوجه این شرکت را پیشنهاد نمیکنم. اگر در شرایط بحرانی گیر کردهای، امکان مراجعه وجود دارد، اما بهطور کلی توصیه نمیکنم فکر جابهجا و اعتماد به نام بزرگ را در ذهن نگه داری؛ وضعیت درونی بهزودی ممکن است دستخوش تغییر شود.
ضمن بررسی تجربه، به طور کامل بازنویسی میکنم تا لحن و معنای اصلی حفظ شود اما ساختار جملهها و واژگان نو شوند. شرکت گام الکترونیک بود و من در یکی از دورههای کاریم با اونجا آشنا شدم. از دید من، مطالب مثبت و منفی رو به شکل خلاصه مینویسم: مثبتها - امنیت شغلی نسبتا بالاست. - تجربه مشارکت در پروژههای نرمافزاری متوسط؛ خودشان ادعا میکنند پروژهها بزرگ هستند، اما برای من اغراق مینماید. - امکان کار به صورت دورکاری وجود دارد. منفیها - مدیریت ارشد: به نظر من تخصص برایشان چندان ملاک نیست و بیشتر به رابطه خانوادگی/آشنایی یا سابقه طولانی در شرکت اهمیت میدهند. نتیجهاش حضور تعداد زیادی نفر بیدانش در پستهای مدیریتی میشود که کار با تیمهای میانی و ارشدشان را که هیچ زمینهای در توسعه یا پشتیبانی نرمافزار ندارند، دشوار و آزاردهنده میکند. - ارزشیابی و سنجش تخصص: ارزیابی فنی جدی وجود ندارد و معمولا اعضای قدیمیتر که تصمیمگیر هستند، انگیزهای برای بهروز نگه داشتن خود ندارند. همین مسئله باعث میشود فرایندها و تکنولوژیها قدیمی و منسوخ باشند. - به ازای هر نفر کارشناس فنی، دستکم سه مدیر با عناوین مختلف وجود دارند—مانند کنترل پروژه، مدیر پروژه، هماهنگکننده و برنامهریز. این تعداد مدیر بجای سهولت کار، باعث پیچیدگی بیشتر کارها و نارضایتی تیم فنی و مشتری میشود. - از نظر فنی، جز یک تیم که از تکنولوژیهای روز استفاده میکند، سایر تیمها از فناوریهای منسوخ استفاده میکنند. اگر برای بهروز بودن اهمیت قائلیم، باید دقت کرد کدوم تیم رو انتخاب میکنیم. - حقوق پایین و غیرمنصفانه است. با افزایش مسئولیت یا مهارتها، حقوق تغییر زیادی نمیکند. در نهایت اگر تصمیم به حضور در این شرکت دارید، برای جونیورها که روحیه مبارزه دارند، گزینه مناسبی است؛ فقط باید حواستون به تیمی که وارد میشید و همکارانتون باشه. اگر به سطح میدلول یا سینیور برسید، توصیه نمیکنم اینجا رو انتخاب کنید، مگر اینکه به بازنشسته شدن و بیتمایولی نسبت به بهروز شدن و پیشرفت علاقهمند باشید؛ در این صورت شاید جا برای شما مناسب باشد.
با،سلام خداوند از مدیران نالایق و دستمال کش نگذره این شرکت فقط کسی رو میخواد که دستمال کش خوب باشه با چشمان خود دیدم یه مدیر چطور دستمال کشید تا فوری ترفیع گرفت متاسفم که انسانیت در این شرکت کلا فراموش شده طرف ۳ تا بچه داشت بعد برای ترفیع گرفتن حاضر بودی هرکاری بکنه من به شخصه آرزوی ورشکستگی و نابودی این شرکت رو دارم و تا جایی که بتونم برای نابودی هرکاری خواهم کرد حقوق پایین ، کار زیاد ، رفتار بد و ناسالم ، استرس زیاد و الکی دستگاه های قدیمی و غیر قابل رقابت ظلم پایدار نخواهد بود و به زودی خداوند جواب این حق خوری شرکتشون رو خواهد داد.. به امید اینکه روزی که شاهد ورشکستگی باشیم
من مدتی با شرکت فلای تودی کار کردم و میخواهم تجربهام را به طور روشن و صادقانه به اشتراک بگذارم؛ وقتی ارزشهای شخصی، زمان و آرامش روانی اهمیت پیدا میکند، احساس میکنم باید از این شرکت فاصله گرفت. در نگاه من، رویکرد مدیریتی این مجموعه زیر سوال است: نیروهای کلیدی با ارتباطات خانوادگی به جای تجربه و عملکرد مثبت استخدام میشوند و فاصله میان مدیران و کارمندها به وضوح احساس میشود. برخی از همکاران با حضور این رفقا و دوستان بیتفاوت نسبت به کار، به جای کمک، مسئولیت مشکلات را به گردن کارمندها میاندازند و تشویقها فقط برای خودشان است و برای کارمندها پاداشی نیست. برای کمتر دیده شدن یا کوچکتر نشان دادن افراد معمولی هر کاری را انجام میدهند؛ به عنوان نمونه وقتی وارد شرکت میشویم، خروجی از شرکت برای ما تا حدی محدود میشود و فضای مناسبی برای سیگار کشیدن وجود ندارد. از روشهای غیرشفاف اقدام میکنند، از آژانسهای مسافرتی با وعدههای فریبنده پول میگیرند اما پاسخ نمیدهند و وقتی مشکلی بروز میکند، کارمند معترض را به استفاده از فحاشی و توهین متهم میکنند. اگر اعتراضی کنید، پول قراردادها به شکایتکننده پرداخت نمیشود و حتی در صورت شکایت، قراردادهای مربوطه به صورت شرطی و با سندهایی که به کارمند بدهند، باقی میماند. به چشم خودم دیدم که پول برخی مأموریتها را خرج کردهاند و با یک لیوان آب هم توضیح میدهند. به طور کلی، رفتار این گروه را به عنوان تخلف تصور میکنم و فکر میکنم اگر در جایی دیگر با روابط و پارتیها مواجه میشوید، ممکن است این گونه مشکلات کمتر رخ دهد. اگر لازم باشد، مستندات مربوط به این رفتارها وجود دارد که میتوانم در موقع لازم منتشر کنم و امیدوارم روزی شفافیت بیشتری در این شرکت حاکم شود.
آشغال دونی تر ازین شرکت ندیدم. یه سفره ای پهن شده و یه عده دارن میچاپن. مشتی آدم بی سواد و دورو و زیراب زن با سیاست های کثیف. تنها چیزی که این شرکت قطعا نیست دانش بنیان بودنشه!
برای مصاحبه با گروهی دو نفره آمدم؛ یکی کارمند منابع انسانی و دیگری مدیر فنی بودند و فضای شرکت بهشدت دوستانه و ساده بود. صحنه انتظار کوتاه بود اما جو کاملا صمیمی بود و خود مصاحبه هم نسبتا خوب پیش رفت. در ابتدا سوالات از سوی HR ارائه شد که بیشتر جنبه شخصی داشت و سپس بخش فنی مطرح شد. گاهی سوالات شامل نکاتی بود که بهطور دقیق در آگهی درج نشده بود اما به نظرم شرکت شفاف بود چون توضیح دادند گاهی حقوق مقداری دیر یا زود ممکن است پرداخت شود.
از همینجا جا داره ******* که دویستا آدم رو به زور قرارداد های ترکمان چای مجبور کرده اونجا کار کنن و کسی هم کاری از دستش برنمیاد. منی که چند سال اونجا بودم به سختی تونستم ازون جهنم خارج بشم و بالاخره طعم زندگی عادی، بدون استرس کاری رو تجربه کنم و از دست یک رییس ****** که هیچ منفعتی برای این دنیا نداره خلاص بشم. اگر زندگیتون رو دوست دارید و ذره ای به آرامش فکریتون اهمیت می دید حتی از یک کیلومتری این شرکت هم رد نشید که ****** میگیره./// یک پیشنهاد هم ******، بهتره یکی از اون هزاران هزار ****** :)))))))))))
من پنج سال در این شرکت کار کردم و با وجود همه چالشها، فکر میکنم درباره ارمغان راه طلایی انصافا بیانصافی نشده است. وقتی اولین بار واردش شدم، حجم کامنتهای منفی بالایی میدیدم، اما با فرصت دادن به خودم برای شناخت بیشتر فهمیدم صاحبان شرکت آدمهایی بااخلاق هستند و فضای کار تا حدی مناسبی دارد. به عنوان نمونه، وقتی در مواردی برای یادگیری نیاز داشتم، یکی از برادران که از صاحبان شرکت بود با تواضع و فروتنی مباحث را به من آموخت و بعد از اینکه از مدیری شرکت خواستند تا به من در آشنایی با کار کمک کند، همانجا حمایت دریافتم. با وجود اینکه مجرد نیستم و گاه رفتوآمد برایم دشوار بود، تصمیم گرفتم در شرکت بمانم. درباره حقوق و مزایا، فقط در ابتدای سال ۱۴۰۲ با تاخیری کوتاه مواجه شدیم که سه ماه طول کشید و برایمان سخت بود، ولی به سرعت حل شد و به طوری نبود که ادامه دار باشد. پس از مدتی برایمان بن غیرنقدی صادر شد تا بتوانیم هر فصل برای خرید اقلام ضروری اقدام کنیم. من سال آخر مهاجرتم به کانادا رسید و مجبور بودم زودتر تسویه کنم که به این دلیل با سه ماه زودتر از موعد هم تسویه کردند. به نظر من صادقانه بازخورد بدهیم و در کنار نقاط ضعف، تجربیات مثبتمان را نیز بیان کنیم؛ من وقتی آن کامنتها را خواندم و با دیدی منفی وارد شرکت شدم، تجربه همکاری با این شرکت احساس خوبی داشت چون نقاط قوتش بیشتر بود.
با سلام. این شرکت قرارداد ماهانه داره و هر موقع که خودشون نخوان، بدون اطلاع قبلی میگن دیگه ادامه نمیدن. این تجربه از نظر من ناامیدکننده بود و بهترین حالت نبود.
برای من تجربهای بود که در کنار برخی نکات مثبت، با برخی چالشها همراه شد. مدیر تیم واقعا از اعضا حمایت میکرد و از عملکرد هرکس پاداش میگرفتیم؛ وقتی کار سنگین میشد، یا مرخصی میدادند یا پاداشی میدادند که انگیزهبخش بود و احساس دیده شدن میکردیم. فضای شرکت باز و دوستانه بود و جشنها و مناسبتهای کوچک خوبی داشتند. با این وجود، بنا به تجربهام، سطح حرفهای بودن مدیریت و واحد منابع انسانی چندان بالا نبود و به نظر میرسید تمرکزشان روی ایجاد فضای مثبت کمتر و روی جنبههای ناسالم تر متمایل است. حقوق هم نسبت به وظایف محولشده چندان مناسب نیست.
سه سال حضور در این شرکت را تجربه کردم و در مجموع فضای کاریشان را دوستانه دیدم. جو همدلی وجود داشت و اغلب همکاران سعی میکردند به هم کمک کنند تا به رشد برسیم، از جمله مدیران که گاهی میخواستند اگر به چیزی نیاز داشتی، به بهترین شکل به آن برسی. با این حال، مسیر شغلی مشخصی برای پیشرفت وجود نداشت و ساختار مدیریتی گیجکننده بود؛ بیش از دو مدیر وجود داشت و معلوم نبود پاسخگوی کدام بخش باید بود. قوانین درباره افزایش حقوق و کسری وجود ندارد و روند حقوقی مشخصی برای این موضوع دیده نمیشد. ساعات کاری انعطافپذیر بود اما زمانی که حضور در شرکت را آغاز میکردی باید برای هر کار یا فعالیتی ورود و خروج ثبت میکردی، حتی برای کارهای ساده مانند سیگار کشیدن هم. اضافهکاری هم به نظر میرسید جزئی از وظایف روزانه تلقی میشود. از طرف دیگر شرکت به نظر خانوادگی اداره میشد و روسای کاراکتری برخی مواقع از اقوام نزدیک مدیرعامل بودند. نتیجه اینکه تجربه کوتاه و مفید بود اما جای چشمپوشی از بسیاری مسائل را در طول مدت کار پیدا کردم.
در این شرکت هیچ ساختمانی مشخصی وجود ندارد و به نظر میرسید که فعالیتها به صورت زیرزمینی و با اعتماد به یک نفر انجام میشود. گفتند که مدیر عامل و حسابدار در یک نفر جمع شدهاند و فردی که در میدان نوابته بهعنوان کارشناس منابع انسانی معرفی شده بود، ارتباطی به توکا دارد. خود مدیر بهنظر میرسد وجود خارجی ندارد و گاهی از خانه تدریس میکند؛ شرکت دیگری به نام Radaka نیز در کار است که بهنظر میرسد تنها خودش است و مدیریتش با درآمد از حقوق کارمندان و نبود بیمه شکل گرفته است. با این توضیحات، به نظر میرسید که آن فرد با وعدههای بزرگ و وانمودکردن مالکیت شرکت، افراد را جذب میکند اما پس از استخدام به رفتارهای توهینآمیز و بداخلاقی روی میآورد، حقوق را پرداخت نمیکند و بیمه هم ارائه نمیدهد. مشتریان نیز از این وضعیت نارضایت داشتند و برخوردها ورای مسیر کاری بود. در مصاحبهها نمایش میداد که گویی شرکت متعلق به اوست، اما معمولا خبری از حضور رسمی نبود و اغلب با بهکارگیری واژگان نامربوط به کار درباره دیگران اظهار نظر میشد. انتظار میرفت همزمان از کارمند بخواهد بدون حقوق اضافی، پس از ساعات کار هم در منزل بهکار گرفته شود. سه ماه کار کردم اما هیچ حقوقی دریافت نکردم و قرارداد هم بسته نشده بود. تجربهام این بود که از ورود به این شرکت پیشنهاد نمیشود و بهتر است از هرگونه همکاری با آن خودداری کنید تا ورشکستگی احتمالی رخ ندهد.