به عنوان کارشناس تست نرم افزار باهام مصاحبه شد سه مرحله مصاحبه با یک شخص بسیار محترم بود که ازم سوالات بسیاری پرسیدن و ازم آزمون تست گرفتن و پذیرفته شدم. ازم خواستن بدون حقوق و مزایا یک تا سه ماه!! براشون کار آموزی کنم قبول کردم چون اولین تجربه ام به عنوان تستر بود. ازم خواستن کارم رو با ۲ میلیون و سیصد شروع کنم بازم قبول کردم چون اولین تجربه تست ام بود گرچه که تمام آزمونها رو پاس کرده بودم و مطالعه کافی و اطلاعات کاملتری از تسترهای خودشون داشتم. اصول اولیه کارشون رو تو ده روز آموزش دادن و به یه تیم اضافه شدم که واقعا دیدم تیم بسیااااار نابالغ و بدون نظارت داره کار میکنه و کسی بالا سرشون نیست. یعنی وقتی وارد تیم شدین توانایی شما تعیین نمیکنه شما چقدر پیشرفت می کنید! بلکه بچه های تیم و مدیر پروژه هستن که اگه شما رو راه بدن بین خودشون میتونید محیط غیر قابل تحمل رو تحمل کنید و پیشرفت کنید و فیلتر دیگه ای نیست. خیلی خوب بلدن از آدم کار بکشن. بعد دو ماه تحمل فرهنگ خشک و تیم خوشحال!!! و نالایق خداحافظی کردم و درومدم...
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
شرکت شهر هوشمند آستیاگ را چندین ماه در بخش برنامهنویسی تجربه کردم. فضای تیمی ما دوستانه و صمیمی بود، اما واحد منابع انسانی وجود نداشت و وظایف این بخش تا حدی توسط حسابدار مدیریت میشد. قراردادهایی که با ما منعقد میشدند به صورت توافق اولیه بودند، اما مبلغ قراردادهایی که برای امضا ارائه میشد خیلی پایین بود و به عنوان فرمالیت معرفی میشدند تا برای بیمه کمترین قیمت ثبت شوند. به هیچوجه نسخه نهایی قرارداد مطابق توافق اولیه به ما داده نشد و همین باعث میشد کارمندانی که از کار جدا میشدند، به حق و حقوقشان نرسند، زیرا مدرک معتبر وجود نداشت. در مجموع اگر هدف از همکاری کسب تجربه است و سابقه کار برایتان اهمیت ندارد، میتواند نقطهی شروع خوبی باشد، اما در غیر این صورت از همکاری با این شرکت پرهیز کنید.
در طول یک سالی که در یکی از محصولات زیرمجموعه ارتباط فردا فعالیت داشتم، با فشار زیاد برای مرخصی نرم روبهرو بودم و سه بار درخواست استعفا دادم تا بالاخره پذیرفته شد. در نهایت به من گفتند یک ماه باقی بمانم تا نفر جدید را آموزش بدهم و پس از استخدام نیرو، خودم با پیگیریهای متعدد نیرو را پیدا کردم و آن یک ماه هم برای آموزش او کنار رفتم؛ اما در پایان، پاداش سالانه و سنوات را به درستی محاسبه نکردند و با ارائه سفتهها تهدیدم کردند. میانگین حقوقی نیز که برای مدیران نوشته شده بود را بهعنوان اشاره به حقوق مجموعه در نظر میگرفتم. قابل ذکر است که حقوقی که در مجموعه مطرح میشود، تنها اشارهای بود و من بهطور دقیق با ارقام مواجه نشدم، اما تجربهی من از فشار کار بالا و برخوردهای نامطلوب در فرایند خروج از شرکت بود.
با وجود محدودیتهای منابع انسانی، فضایی آرام و همکارانی با روحیه همکاری داشتم که رفتار دوستانه و تیمی را در محیط کار تقویت میکرد. شرکت نسبتا کوچک بود و غالبا بین سه تا هفت نفر پرسنل داشت. از نظر مزایا، وضعیت حقوق و بیمه به صورت منظم دنبال نمیشد و گاهی با تاخیر مواجه بودیم. امکانات فنی شرکت نسبت به نیازهای روزمره محدود بود و در فصل زمستان با سردی کارگاه اذیتم میکرد. فرهنگ کاری شرکت به طور قابل توجهی روی همکاری و همدلی بنا شده بود و مسائل مثل پشتگوئی یا بداخلاقی نیز کمتر دیده میشد، هرچند سیاست مدیریتی بیشتر روی انجام سریع تسکها متمرکز بود و کیفیت و پایداری کدها به مرور تحت فشار بود. این محیط برای افرادی که تجربه کاری چندانی ندارند یا در حال گذراندن دوره سربازی یا دانشجو هستند، میتواند درهای ورود به بازار کار را هموار کند، هرچند احتمال پیشرفت شغلی در چنین چارچوبی محدود به نظر میرسد.
وقتی وارد این شرکت شدم، با انتظارات غیرمنطقی و فضای کاری پر از بیثباتی روبهرو شدم. هدف اصلیشان این بود که استوریج بومی بسازند و با نمونههای خارجی رقابت کنند، اما واقعا منابع، تخصص و زمانی که صرف این هدف میشد، با این ادعاها همخوانی ندارد. اغلب مدیران و کارکنان فنی ادعا میکردند که از سیستمهای خارجی خیلی قویتر هستیم اما هیچوقت دانش کافی درباره آنها کسب نکرده بودند. این تضاد اصلی بین قولها و واقعیتها در کل شرکت مشهود است و ظاهربازی بیشتری برای نشان دادن قابلیتهای سیستم تولیدی انجام میشد؛ در حالی که ممکن بود همان قابلیتها وجود نداشته باشد. مدیران تصور میکردند که شرکتهای رقیب خارجی چندین برابر زمان و دهها برابر نیروهای متخصص دارند، اما از نظر امکانات و حقوق کمتر از حد انتظار عمل میکردند. آنها انتظار داشتند با حداقل سرمایه و نیروهای نسبتا خام، محصولی با بالاترین کیفیت بسازند و این فشار ناگهانی، بار زیادی را روی دوش کارمندان انداخت. رفتار با کارکنان کاملا حرفهای نبود و توهین و بیادبی در بسیاری از مواقع دیده میشد. اگر یکی از نیروهای فنی اینجا بودم، مهارتهای یاد گرفته شده فقط برای همین مجموعه کارآمد بودند و به ندرت میشد از آنها در سایر شرکتها استفاده کرد. از دیدگاه سایر شرکتهای خارجی هم با سوابقی که اینجا داشتم چشماندازی برای همکاری نمیدیدم. انتظارات از ما بسیار بالا بود اما امکانات برای تحقق آنها در اختیار نبود. فرض کنید میخواهید ساختمان بسازید اما هیچ نقشهای، مواد یا ابزار آزمایشی وجود ندارد و باید پاسخگوی اینکه چرا کار هفته گذشته تکمیل نشده باشید، باشید. فرض کنید با هر مشقتی تلاش میکنید، اما ناگهان تصمیمات عوض میشوند و میگویند دقیقا چیزی که میخواستند، نبود. مشکل اصلی در سراسر شرکت، بیهماهنگی و بیمنطقی سطح بالا بود. هر موضوع عادی هم که در جای دیگر طبیعی است، در اینجا با مخالفت روبهرو بود؛ از انتظارات مدیریتی تا محصولی که تولید میکردند و رفتار با کارمندان. هیچ کس پاسخگوی این بیمنطقی نبود و اگر خیلی پیگیر میشدید، تقصیر را به گردن دیگری میانداختند. سازندگان و گردانندگان این شرکت به نظر میرسید سابقه کاری قابل توجهی نداشتهاند و به جای آشنایی با شرکتهای دیگر، رفتارهای ارباب-رعیتی از خود نشان میدادند. پرداختیها در دوره حضور من منظم بود، اما اگر قرارداد تمام میشد و آن را تمدید نمیکردم یا از سمت خود استعفا میدادم، با رفتارهای عجیب و غیرمعمولی روبهرو میشدم. تهمتهای گوناگون، مسائل مربوط به پرداخت نقدی ماه آخر و حق و حقوق قانونی همچون پاداش یا سنوات به شکل نامشخص و غیرشفاف مطرح میشد. در ماههای اخیر و با خروج تعداد زیادی از کارمندان، مشکلات مربوط به تسویه و پرداخت ماه آخر باز هم تکرار شد و پاسخی از سوی مسئولان نمیگرفتیم؛ به عبارتی هر تصمیمی که دلخواهشان بود اجرا میکردند.
من تقریبا دو سال در این شرکت به عنوان طراح فعالیت میکردم و تجربهام بهعنوان یکی از جنبههای تخصصی کارم بود. همهجا هم نقاط مثبت و هم نقطهضعف وجود دارد، از جمله اینجا هم این حالت دیده میشود. از مزیتهای شرکت میتوانم به سابقهای بلندسالانه اشاره کنم که همواره در حال پیشرفت است و سعی میکند با تازگیهای فنی و فرهنگ کاری بهروز بماند. مدیریت در سطح بالایی قرار دارد و مدیرعامل واقعا یک مدیر بهمعنی واقعی کلمه است؛ شاید این نقطه قوت اصلی شرکت باشد. یکی از معایب بهنظرم جلسات فراوانی است که برگزار میشوند. در کل، مکان خوبی برای کار بود.
اغلب فکر میکنم این شرکت دو دفتر دارد و قراردادها با حقوق وزارت کار منعقد میشود، در حالی که باقی حقوق به شکل مزایا و پرداختهای جانبی مطرح میشود. مشکل اصلی این است که حقوق با تاخیر و به شکل نامنظم پرداخت میشود؛ بعد از چند ماه ناگهان میبینی دو ماه حقوقت عقب افتاده است. خلاصه اینکه در نهایت مجبور میشوی از این شرکت ناراضی جدا شوی و وقتی پولی دریافت نکردی، به دنبال پیگیری باشی. اما ناچار میشوی شکایت کنی. به نظر من اداره کار پیگیری میکند و در نهایت پس از مدتی حقوقی که از ابتدا دریافت نکردی به حسابت میریزد. جالب است که در این مسیر، هزینههای دادگاهی و وکیل هم اضافه میشود. به هر حال تجربهای بود که از کار در چنین شرکتی یاد گرفتم و باعث شد به فکر مهاجرت بیفتیم و به دنبال فرصتهای بهتر باشیم.
با شرکت سایرو سافت روابط بسیار دوستانه و صمیمانهای دارم و تقریبا یک سال است که مسئول دفتر اینجا هستم. محیط کار به طور کلی آرام و همدلانه است و پرداخت حقوق و مزایا بهموقع انجام میشود؛ هیچ حقی از کارمندان ضایع نمیشود. به دوستانی که شرایط همکاری با این شرکت را دارند، پیشنهاد میکنم این فرصت را بهدقت بررسی کنند و از دستش ندهند، چراکه ارزش کارکردن برای کارفرما را دارد. با آرزوی موفقیت برای همگی.
شرکت توسعه ارتباطات گره را تجربهای داشتم که نکاتی منفی دربرداشت. حقوق در اینجا خیلی پایین است و معمولا با تاخیر همراه میشود؛ این تاخیرها باعث فشار و بدفهمی روی کارکنان میشود و در نهایت به نوعی سرزنش هم تلقی میگردد. مدیریت در این سازمان ضعفهای زیادی دارد؛ تصمیمها آنی و بدون برنامهریزی مشخص گرفته میشوند و هیچ هدف ثابتی در آنها دیده نمیشود. از این رو امکان دارد در روز چند بار تغییراتی در تصمیمات رخ دهد. فضای کار با فضایی از تخریب همراه است؛ مدیران برای قانع کردن کارمند در حوزه فنی، تواناییها و توانمندیهای او را به نقد میکشند و این میتواند به فشار روحی و کاهش انگیزه منجر شود. به طور گستردهای احساس میکردم صداقت در شرکت وجود ندارد و صحبتهای مدیران بیش از هر چیز از غرور و نگاه بالا به پایین میآمد و گاه واقعیتها را شکل میدادند.
در دوران کاریام در این شرکت، تنها نکته مثبت، همکارانی بودند که اکنون اغلب آنان به دلیل وضعیت نامطلوب شرکت از مجموعه جدا شدند. حقوق و مزایا معمولی بود و تا آنجا که میشد، پرداخت حقوق کمتر از حد انتظار داشتند. هر ماه مبلغی به عنوان کارانه پرداخت میشد که برای من چندساله در آنجا، در نهایت مشخص نشد معیار تعیینش چیست و چگونه محاسبه میشود. روش توسعه نرمافزار از نظر من خیلی نامناسب بود و نتیجهاش تولید نرمافزارهای باکیفیت پایین بود که مشتری اصلیشان، شرکت توزیع برق مشهد، مجبور بود از آن استفاده کند. جرأت نکردم حتی به خانوادهام هم نرمافزارهای آنجا را نشان بدهم. مدیر فنی آنجا تفاوت بین کار مهندسی نرمافزار و سایر وظایف را واقعا درک نمیکرد. از نگاه ایشان، باید در پایان هر روز گزارشی از کل فعالیتهایمان ارائه میدادیم که به تفصیل زمانبندی شده باشد؛ یعنی بگویم از چه ساعتی تا چه ساعتی روی کدام پروژه کار کردهام و چه فعالیتهایی انجام دادهام. ساعت کاری ثابت بود و فقط چند روز تاخیر مجاز بود؛ بیش از آن دیگر امکان استفاده از مرخصی ساعتی وجود نداشت و حقوق کاهش مییافت. اگر تصمیم به قطع همکاری با کسی میگرفتند، از قبل اطلاع نمیدادند؛ مثلا در یکی از تعطیلات عید، به چند نفر با پیامک اعلام کردند که شرکت بعد از عید نمیآید. یکی از بزرگترین مشکلات شرکت، مشتری اصلیاش یعنی شرکت توزیع برق مشهد بود که واقعا کار با بخش آیتی آنجا نیازمند اعصاب فولادی است. تجربهام از تعامل با دولتها هم نشان میدهد کار با نهادهای دولتی عموما دشوار است، اما موردشان واقعا به حدی بود که به نظر میرسید از یک فیلم کمدی فراتر نرود. از یک روز به بعد هم شروع به دریافت سفته کردند. در کل به هیچکس برای استخدام توصیه نمیکنم.
برای مدت کوتاهی با حضور در این شرکت متوجه شدم که فضای کار در ظاهر خوبه اما خیلی زود میفهمی که چه خبر است. از نظر منابع انسانی و ساختار سازمانی، خیلی مسائل غیرشفافه و بیشتر حول و حوش روابط خانوادگی میچرخه؛ مدیران ارشد و بعضی از همکاران به دلیل نسبتهای خانوادگی در پست خودشونن و ممکنه سطح دانش و مهارتها به اندازه کافی نباشه. حقوق و مزایا هم شفاف نیست؛ قرارداد واقعی به صورت واضح مشخص نشده و معمولا سنوات بر پایه حقوق پایهای که گاهی دو میلیون عنوان میشود محاسبه میشود. مرخصی هم به نظر میرسه محدودیت دارد؛ اکثر مواقع به جای حق، فقط زمانی برای مرخصی پرداخت میشود و در برخی قراردادها مابهالتفاوتها در پایان دوره سال بسوزد. پرداختها گاهی با تاخیر انجام میشدند؛ از ده روز تا سه ماه، هرچند اخیرا تاخیر کمتر شده اما روال منظمی وجود نداره و بیمه تکمیلی هم ارائه نمیشود. سیستمهای نظارتی روی کارها وجود دارد اما تعریف واضحی از وظایف و مهارتها نیست و خیلی از فرآیندها مطابق استاندارد مشخصی نیستند. پاداشی در نظر گرفته نشده و پنجشنبهها هم باید به محل کار رفت. هیچ HR منظمی وجود ندارد و برخی قوانین داخلی عجیب و غریب است که تجربهشان کردم. از سمت مدیران هم تشکری بابت کارها معمولا نمیشود و اضافهکار به صورت ساعتی محاسبه میشود و مبلغش هم ۱۲ تومان است. اسکرام مطرح است اما روال اجرا دقیق مطابق آن نیست. با گذشت زمان ممکن است احساس دلسردی ایجاد شود؛ اگر صرفا دنبال سرگرمی یا آغاز کار هستید، برای یکی دو سال میتواند مناسب باشد، اما طولانیمدت توصیه نمیشود. امکانات سختافزاری نسبت به کار انجامشده به اندازه کافی نیست و خرید کوچکترین قطعه هم معمولا زمانبر است. نکته مثبت کوچکی هم هست: تا وقتی خودت را کنار نکشی، فشار زیادی بر تو وارد نمیکنند.
من فکر میکنم قبل از ورود به اینجا با چند نفر از کارکنان سابق صحبت کنم بهتر است؛ من ده تا پروژه انجام دادم اما همهشان با بیاحترامی همراه بود و انتظارشان از کار خیلی بیحد و حصر بود. انگار زندگیام را بگذارم کنار و فقط برای آنجا کار کنم.
من به طور کلی شرکت داده پرداز پویای شریف رو شرکت نسبتا خوبی میدونم، هرچند الان کاملا شاخوبرگیش در حد ایدهآل نیست. در مدتی که من اونجا بودم، پیشرفتهای زیادی دیده میشد و پرداخت حقوق نسبتا منظم بود؛ حقوق هر ماه به موقع به حساب واریز میشد و به عبارت دقیقتر، حقوق مربوط به هر ماه در پایان همان ماه به حسابم منتقل نمیشد و به اصطلاح در امانت میماند تا پایان ماه بعد دریافت کنم. فضای کاری در شرکت به هیچوجه احساس تیمی و همدلی پایین ندارد و با اینکه شرکت تیمهای مختلفی دارد، جو خانوادهوار و صمیمانهای بین اعضا حاکم است. با این وجود فشار کار بالا است و اگر دنبال محیطی آرام برای کار هستید، ممکن است اینجا مناسب نباشد. روالهای اداری نسبتا منظم است و تسکها درست و سیستماتیک تخصیص داده میشوند، اما ثبت دقیق زمان برای هر تسک الزامی است که در درازمدت تبدیل به نوعی چالش میشود. با این وجود اگر به مرور به یک تعادل برسید و به ثبت زمان عادت کنید، این کار در نهایت برایتان تبدیل به کار اضافی نمیشود و احتمالا مسئولان از این زمانها برای مدیریت استفاده میکنند. بخش عمدهای از پول ناهار پرداخت میشود و میانوعدهها به نسبت منظم ارائه میشود؛ همچنین میتوان گفت ساعات کاری نسبتا طولانی است: از شنبه تا چهارشنبه معمولا روزی نه ساعت کار خواهید کرد و پنجشنبهها هم، به جز مدیران، از ساعت هشت تا دوازده و نیم باید کار کنید. در زمینه منابع انسانی مشکل خاصی وجود ندارد اما برای رسیدن به حق و حقوقتان باید فعالانه پیگیری کنید. با وجود این، امکانات تفریحی مثل بازی هم در اختیار کارکنان قرار میگیرد که البته اغلب در پایان ساعات کاری قابل دسترسی است. در مجموع، به طور کلی شرکت نسبتا خوبیه.
تجربهای کارآمد از سایروسافت را به یاد میآورم که به صورت پارهوقت در حوزه هوش مصنوعی فعالیت میکردم. فضای شرکت دوستانه و دلنشین بود و مدیران با کارکنان رابطهای صمیمی داشتند. از نکتههای مثبت، تمرکز بالای کسانی که تجربهی کاری کمتری داشتند، روی رشد و یادگیری و فراهم آوردن فرصتهای توسعه برای آنها بود.
برای من بهترین تجربه کاری که تا حالا توی این مدت کار کردم، توی سایرو سافت رقم خورد. فضایی باصفا و صمیمی داشتمwhere که برخورد همکاران و مدیریت بهطور فوقالعادهای مهربان، با تجربه و کارآمد بود. محیط کار بهگونهای بود که حس میکردم واقعا در تیمی پشتیبان و همراه به جلو میروم.
ورود به هایمارت را تجربهای پر چالش میدانم؛ در ابتدا همه چیز خوب و عادی به نظر میرسید، اما با تغییرات مدیریتی اوضاع به هم ریخت. حضور در سیستم جدید را توصیه نمیکنم. دلیل اصلی این است که ورود به این شرکت به نظر میرسد با سهمیه و رانت همراه بوده و برای استخدام به مهارت واقعی توجه چندانی نمیشود. همچنین حقوق و مزایا به طرز قابل توجهی کاهش یافته و افزایشهایی که مدیریت سابق اعمال کرده بود، دیگر تسویه نمیشود و پرداختیها به درستی انجام نمیشود. این مسائل و نکات دیگر باعث شده تا اعتمادم نسبت به ادامه حضور در این شرکت کاهش پیدا کند.
در سایروسافت با عنوان کارشناس DevOps کار میکنم و فضای کار به شدت دوستانه است. علاوه بر اینکه همکارانی خوب پیدا کردهام، حتی دوستانم را هم به شرکت معرفی کردهام. تمام پروژهها تحت نظارت مدیرعامل است که دقیق بودنش را از نزدیک حس میکنم. ایشان بهطور مشترک با تیم برای رفع مشکلات همکاری میکنند و برای پیشبرد کار همه را حمایت میکنند. در کل، محیطی حمایتی برای یادگیری و توسعه کارها وجود دارد.
در این شرکت احساس میکنم آرامش و هماهنگی تمامی فرآیندها را درک میکنم و از فرصتهای همکاری با تیمی باانگیزه سود میبرم. فضای کاری دوستانه و روالهای منظم و برنامهریزیشده، کار را برای من آسان میکند و مدیریت بهطور اصولی و با دانشی بالا عمل میکند. به طور کلی از کار در این مجموعه کاملا رضایت دارم و خوشحالی خود را از این تجربه ابراز میکنم.
شرکت فناوری نوآوران الکترونیک یارا را تجربه کردم و فهمیدم فضای کاری چقدر میتواند روی انگیزه اثر بگذارد. در ابتدای کار جو همکارانهای حاکم بود و همگی با اشتیاق به کار میپرداختند، اما به مرور برخی افراد از این رویکرد دلخوشی برداشتند و باعث ترک همکاران با استعداد شدند. تصمیمگیریها بیهدف به نظر میرسید، از افرادی که به جای انجام کار فقط به حرف زدن بسنده میکردند، و جلساتی که صرفا وقت تیم را میگرفتند، همواره گلایه ایجاد میکرد. حقوق بر مبنای توانایی و خروجی کار به طور متعادل توزیع نمیشد و اعتماد به افراد غیر متخصص نیز دیده میشد، در حالی که ایدههای نو کمتر مورد توجه قرار میگرفتند. تعادل بین زندگی شخصی و کار هم به هم میخورد. به طور خلاصه، اگر دنبال تلاش و کار جمعی هستید، احتمالا این محیط برایتان مناسب نیست؛ اما اگر مهارت حرف زدن و حفظ ظاهر کار را بلد باشید و کار دیگری از شما انتظار نرود، شاید زمینهای برای پیشرفت ببینید و با شما برخورد خوبی بشود. هر چه بیشتر کار کنید، بار کاری بیشتر میشود و در نهایت به نام کسانی که صرفا حرف زدند تمام میشود.
در این شرکت تقریبا یک سال است که مشغول به کارم و میتونم بگم مدیریت زمان همکاران بر عهده خودشونه و هیچوقت تداخلی با زندگی شخصیشون پیدا نمیکنه. با این حال، واقعیت اینه که حقوق به موقع پرداخت نمیشه و تنها در نهایت، پرداخت کامل انجام میشه.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.