من از سال اردیبهشت ۹۶ از طریق یک برنامه ای به نام یادگیری برای استخدام وارد شرکت توکاسافت شدم و دوسال خوب رو اونجا گذروندم. من وقتی وارد توکاسافت شدم خیلی کم جاوا بلد بودم ویمقداری دیتابیس ولی لینوکس اصلا بلد نبودم.ولی بعد از دوسال تونستم یه پکیج کامل رو یاد بگیرم. مدیریت توکا یه مدیر برای من نبود یه رفیق بود و خیلی راحت باهم تعامل داشتیم و چون ایشون خیلی open source فکر میکرد هر چی که بلد بود رو بصورت کامل در اختیار من میذاشت. به نظر من توکاسافت به دلیل اینکه علاقه زیادی به جذب نیروهای جوون و تازه کار رو داره خیلی شرکت خوبی برای کسب تجربه و یادگیری تو زمینه جاوا و لایفری و لینوکس و دیتابیس و ... هست و به همین دلیل توصیه ام اینه اگه واقعا میخای از یه جای خوب با تجربه ی خوب شروع کنی شک نکن و توکاسافت رو حتما انتخاب کن. امیدوارم که این تجربه ی من بتونه در انتخابتون کمکتون کنه. موفق باشید
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
شرکت توکاسافت را برای کسی که تجربه کاری ندارد، گزینهای نسبتا خوب میدانم. زیرا مدیر شرکت از سطح دانشی بالایی برخوردار است و میشود خیلی چیزها از او یاد گرفت. همچنین ارتباط مستقیم و بدون پیچیدگی با مدیر شرکت یکی از نقاط مثبت آن محسوب میشود. با این حال، کمبودهای شرکت توکاسافت هم وجود دارد: حقوق کمتر از میانگین بازار کار، فضایی که احتمالا خستهکننده به نظر میرسد و وجود قراردادی که استفاده از مهارتهای کسبشده در توکاسافت را برای کار در شرکتهای مشتری یا رقیب ممنوع میکند.
به نظر من سینماتیکت محیطی بود که خیلی از استانداردهای حرفهای به چشم نمیآمد. با وجود اینکه حقوق به موقع میرسد، کار کردن توش به نظر من شبیه بازداشتگاه کارمندی است و فضا خیلی آزاد نیست. تیم برنامهنویسش به شدت از هم جدا شده و هر کس از دیگری خبری ندارد، حتی زمانی که افراد از شرکت بیرون رفتند، گاهی مدیر شرکت قبلی را هم مطلع میکردند تا به او ضربه بزند. در بخش مارکتینگ هم به نسبت نیازهای جلسهها عملکرد مطلوبی دیده نمیشود؛ هر جلسهای که تیم مارکت حضور دارد دقیقا به نفع گروه مقابل ختم میشود و این نشان از کمتجربگی و نبود هماهنگی دارد. اگر برای مصاحبه به این شرکت میروید و در اتاق جلسه متوجه دسته بیل که سطح روی آن روغن زدهاند شدید، نباید تعجب کنید و نترسید چون این.visual توضیحی است برای فضای کار که خیلیها با آن مواجه میشوند. ساختار کارمندی در سینماتیکت تا حدی به سبک شرکتهای دولتی است اما با آزادی عمل کمتر نسبت به آنها؛ به عنوان گرافیست ممکن است از شما بخواهند کار خیلی بینظم و با تعادلی نامناسب را انجام دهید و اگر هم خلاقیتتان را به تصویر نکشید، مدیر مارکت آن را آنطور که میخواهد میخواهد و دلبستگی به استفاده از فوتوشاپ بیشتری دارد. روند استخدام هم نشان میدهد افرادی که به ایدههای خلاقانه میدهند، احتمال درک مناسب از طرف مدیران را ندارند. مزیت اصلی اینجا پرداخت منظم حقوق است و غیر از آن اوضاع چندان مطلوب نیست، چرا که فضای کار بیشتر به شکل نوعی بردهداری به نظر میرسد. اگر به دنبال پیشنهاد کاری از این شرکت باشید، به شدت توصیه میکنم با احتیاط اقدام کنید و اگر جای بهتری برای کار پیدا میکنید فرصت را از دست ندهید. از همراهی سایت جاب گای سپاسگزارم و کاش قبل از ورود به کار، این پلتفرم را میدیدم.
در شرکت سایرو سافت تجربه کار به عنوان وب برنامهنویس را داشتم. استراتژی شرکت این بود که به جای یک نفر از چند نفر استفاده کند تا فشار زیادی روی یک نفر متمرکز نشود. رفتار مدیریتی در برخی مواقع حرفهای به نظر نمیرسید و از ما انتظار داشتند حتی در حوزههایی که تخصصی ندارند، با ساختار مطلوب آنها همراه شویم. مدیر عامل همه چیز را در اختیار داشت و تصمیمگیریهای زیاد بر پایه احساسات بود. سطح شناوری پروژهها نسبتا پایین بود و تاخیرها تا چهار برابر محاسبه میشد و جالب اینکه در قرارداد هم به این موضوع اشاره نمیشد. تسویه نهایی هم تقریبا پنج تا شش ماه پس از خروج انجام میشد.
من توی واحد مانیتورینگ یا همون NOC این شرکت حدود 2سال کار کردم. اگر یک نیروی فنی جویای پیشرفت هستید به هیچ عنوان کار در این شرکت رو پیشنهاد نمی کنم. متاسفانه مدیران و سرپرستان فنی بجای ایجاد حس انگیزه و پیشرفت در شما به تخریب اعتماد به نفس شما می پردازند و فقط افرادی در این شرکت میتونن پیشرفت کنن که خطری برای جایگاه افراد بالاتر از خودشون نباشن. تشویقی توی این شرکت وجود ندارد. شاید برای اولین تجربه کاری جای بدی نباشه، ولی به نظر من بیشتر از 1سال موندن وقت تلف کردن هستش. البته بازم میگم که توی واحد فنی این شرکت این مشکلات وجود داشت و همه بچه ها با مدیرهای فنی مشکل داشتند و اکثرشون هم فراری داده شدند. از واحدهای دیگه خبری ندارم.
رابطهی کارم با این شرکت همواره با دغدغهای دربارهی حقوق همراه بود؛ گاهی با تاخیر چندماهه واریز میشد و هیچ ضمانتی برای تعادل حقوق وجود نداشت. امنیت شغلیم خیلی مطمئن نبود. با این حال فضای کار بهخوبی دوستانه بود و همکاران همدل و خوبی داشتم. در کل، از نظر مالی نمیشود روی آیندهی مالی آن حساب باز کرد.
شرکت داده پردازان دوران تجربهای من به عنوان برنامهنویس را بازگو میکنم. شش سال در این مجموعه کار کردم؛ سالهای ابتدایی پر از یادگیری و حضور در تیمی پویا و باانگیزه بود اما با گذر زمان شرایط ناراحتکنندهتر شد. با کاهش نیروهای باکیفیت روبهرو شدم تا این که اخیرا به دلیل شرایط نامطلوب کاری و اختلاف نظر مالی از شرکت جدا شدم. یکی از نقاط مثبت دوران، پرداخت منظم حقوق بود که معمولا در همان روزهای ابتدایی هر ماه واریز میشد. با این حال درآمد ماه آخر به موقع پرداخت نشد که برای شرکت بزرگی شاید عجیب نباشد، اما نتیجهاش اعتراض به اداره کار و پیگیری برای حل موضوع شد. به طور کلی از منظر چالشهای شغلی، برای من در بخش تخصصیام شرکت نسبتا بدون دردسر بود؛ اما چشمانداز رشد و پیشرفت محدود بود و از نظر استفاده از فناوریهای بهروز همواری وجود نداشت.
در یکی از تیمهای فنی پروژه وارد شدم، اما در عرض چند ماه تصمیم به قطع همکاری گرفتم. فضای کاری پر از حاشیه و بازیهای گروهی بود و مدیران به اندازهی لازم آشنایی با فرایندهای توسعه محصول نداشتند. ظرفیت فنی اعضا هم گاهی پایین بود و احساس میکردم جای رشد ندارم. بهعلاوه، پس از توافق اولیه، اعلام شد که پنجشنبهها هم به شکل اجباری باید حضور داشتیم که مشکلاتی به همراه داشت. به طور کلی موقعیت ناگهانی و غیرقابلپیشبینی زیادی وجود داشت. با این حال از نظر خوراک، تجهیزات و شرایط مالی نسبتا وضع خوبی داشتند.
در محیطی پرتنش و بیاحترامی کار میکردم، جایی که هر روز فشار و استرس زیادی وجود داشت. تجربهای که از دوران مدیریتی در یک شرکت بزرگ با تعداد زیادی کارمند داشتم، نشان میدهد که فشار کار و رفتارهای ناخوشایند میتواند روحیه و کارایی را به شدت تحت تاثیر قرار دهد. با وجود داشتن مسئولیتهای مدیریتی، فضای کار به شدت آشفته و پرتنش بود و احترامی چندانی نسبت به اعضای تیم وجود نداشت. در نتیجه، حس ناخوشایندی نسبت به محیط کار و تعاملهای همکاران به وجود میآمد که بر روند کار و انگیزهها اثر منفی میگذاشت.
این شرکت از هر نظر برای کارکردن فاجعهاست. ادعا میکنن پروژهها و کارهای مهمی انجام میدن ولی اینطور نیست. در ابتدا در مصاحبه سوالهایی مطرح میشه که حس میکنید مجموعهی قویای از نیروی انسانی رو در اختیار دارن ولی واقعیتی که بعد از مدت کمی کار کردن میشه فهمید، دانش فنی در اکثر بخشها به شدت پایینه و راهحل هایی که برای توسعهی محصولات ارائه میدند خنده داره. توسعه دهنده ها به شدت کم تجربه هستن، مدیریت منابع انسانی فاجعست، پروداکت منیجرها اصلا نمیدونن دارن چه محصولی رو توسعه میدن و به ساده ترین سوالهای بیزینس هم نمیتونن جواب بدن و... هیچ گونه قرارداد کتبیای برای کارمندان ندارن و به همین دلیل، از بیمه و امنیت شغلی هم خبری نیست. ساعات کاری زیاده و به دلیل ناهماهنگی واحدهای مختلف، به شدت فورس زمانی روی دولوپرها هست. محیط کاری نهایتا ۱۰۰ متر هست که ۳۰ نفر آدم رو توی اون جا دادن و یک ثانیه هم آرامش ندارین. حتی فکر اینکه تنها ۱ روز در این مجموعه بخواید کار کنید هم عذاب آور هست. نه برای درامد، نه برای یادگیری و نه برای رشد و موفقیت شغلی، این شرکت انتخاب درستی نیست!
تجربه محيط سالم و صميميت بين كاركنان
در محیطی دوستانه و امن کار میکردم و فرصتهای رشد دربارهام فراهم میشد.
من حدود یک سال است که در تیم اینبو مشغول کار روی اندروید هستم و در این مدت با وجود چالشهای فراوان تیم، حضور اعضا که با همدیگه همکاری میکنن و سعی میکنن مشکلات رو حل کنن واقعا من رو الهامبخش و حس تیمی واحدی به من میده که تا به حال در تیمهای دیگه تجربه نکردم
مدتها این شرکت برای من فضای نسبتا رو به رشد و امیدوارکنندهای داشت، اما با تغییرات مدیریتی اخیر و بهروزرسانیهای سطوح بالا، اوضاع به شدت تغییر کرد. تعهدات مالی بر عهده شرکت کموبیش رعایت نمیشود و این موضوع به شکل مستقیم روی کارمندان اثر میگذارد؛ ریزش نیرو بالا بوده و حقوقها کمتر از انتظار است. مدیران حاضر در شرکت از حوزهی IT شناخت چندانی ندارند و فرهنگ حرفهای در سطح نسبتا پایین حاکم است، بهطوری که نیروی متخصص در چنین فضایی بهآسانی پایداری نمیکند. برای افرادی که سابقه زیادی دارند، جذابیت زیادی نمیتواند وجود داشته باشد مگر اینکه تازهکار باشید و دنبال کسب تجربه باشید؛ در چنین محیطی احتمالا حاضر باشید به کار کردن ادامه دهید تا بتوانید سابقهای را بسازید.
در شرکت عصر فناوری دانش، تجربهام بهعنوان یک برنامهنویس را اینطور به خاطر میآورم که ساعات کاری از نیمه روز آغاز میشد و بهرغم یک استراحت کوتاه پانزده دقیقهای که از آن کسر کردند، چون همکاران معتقد بودند جمع شدن دور هم به توطئه علیه مدیریت میانجامد، از این حق محروم شدم. حقوق کم بود و هنگام درخواست افزایش، پاسخشان چنین بود که آشنایی با این وضع را انتخاب کردهام و نمیشد انتظار بهبود داشت. وقتی دقیق سر وقت از شرکت میخواستی بیرون بروی و به خانه برگردی، بهطور غیرصریح با نگاههای سنگین روبهرو میشدی. در حقیقت فردی که کارش را بهموقع انجام نمیدهد و همچنان تا پایان ساعات کار میماند، نسبت به کسی که کارش را بهموقع انجام میدهد، ترجیح داده میشد.
سه سالی که در این مجموعه مشغول به کار بودم، تجربهای واقعا مفید برای من رقم زد و توانستم در کار بکاند پیشرفت کنم. همکاری با مدیریت مجموعه مثل همراهی یک دوست بود و احساس خوبی از کار با آنها داشتم. حضور در این تیم را خیلی دوست دارم و از بودن در این مجموعه راضیام.
مدت تقریبی چهار سال با تیم اسپیرال همکاری کردم و میخواهم از تجربهام بگویم. هر شرکتی نقاط قوت و ضعفی دارد و کار با این تیم هم تجربهای مثبت بود که به رشد شخصی و حرفهای من کمک زیادی کرد. از همکاری با حامد بیدی چیزهای زیادی یاد گرفتم و این تعامل برای من تجربهای سازنده بود.
بنده 4 سال در این شرکت مشغول به کار بودم. از نظر دانش فنی پیشرفت زیادی در این شرکت کردم و دانش کنونی م رو مدیون فرصتی هستم که این شرکت در اختیارم گذاشت. از این نظر بسیار مناسب کسانی هست که تجربه ی کم و پشتکار بالایی دارند و به راحتی زمینه ی پیشرفت براشون آماده هست. از نظر مدیریتی و منابع انسانی در یکی دو سال اخیر مشکلاتی وجود داشته که باعث شده یکسری بی نظمی ها در ارزیابی عملکرد و فرآیندهای کاری به وجود بیاد که بعضا این موارد باعث بی عدالتی شده. این موضوع انشاالله رفع بشه
در این شرکت حدود یک سال است که به عنوان توسعهدهنده وب اشتغال دارم. با وجود فرصتها، سال اخیر با خروج تعداد زیادی از همکاران توانمند و عوض شدن سه مدیر در بخش نرمافزار همراه بود که تعویضهای پی در پی به نظر میرسد فاجعهای خاموش برای تیم باشد، اما امیدوارم با تحولات اخیر مسیر بهتری پیش رو باشد. مشکلات اصلی شرکت به ساختار کد کهنه و فریمورکهای پیچیده برمیگردد که با جدیدترین تکنولوژیهای روز دنیا همگام نیستند. اما نکتههای مثبت هم وجود دارد؛ فرصتهای یادگیری زیادی در محیط کار فراهم است و فضای همدلی و صمیمی بین همکاران را میتواند به عنوان یک نقطه قوت مطرح کرد.
من زمانی وارد این شرکت شدم که تازه فعالیتش را شروع کرده بود و جزو اولین کارمندان آن بودم. هیچ کاری انجام نشده بود و طرح 5 سایت شرکت را از صفر بالا آوردم و زحمات زیادی کشیدم. حتی خیلی از اموری که به شرح وظایفم ارتباط نداشت را هم چون کس دیگری از جمله گرافیست هنوز استخدام نشده بود، انجام میدادم. اما متاسفانه از روز اول بر سر هر چیزی از حقوق و ساعت کار تا کیفیت و نوع انجام پروژه ها از نقظه نظر فنی با مدیریت بگومگو وجود داشت و انقدر باید کلنجار میرفتی و بحث میکردی که همه انرژی آدم گرفته میشد. از طرفی مشخص نبود بالاخره باید به کی جوابگو بود. مدیر مستقیم (واحد فنی و برنامه نویسی) یا مدیرعامل یا معاون اجرایی شرکت. خیلی تحمل کردم چون فکر میکردم تازه تاسیس است و به مرور زمان درست میشود. اما متاسفانه روزبروز بدتر و غیر قابل تحمل تر میشد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.