مدت تقریبا یک سال و هشت ماه در شرکت پردازش اطلاعات مالی پارت فعالیت داشتم و تجربهام رو به طور خلاصه منتقل میکنم. با وجود اینکه شرکت جایگاه خوبی برای افراد با سطح میانه تا بالا میتونه باشه، چند نکته حائز اهمیت هم وجود دارد. یکی از نکات مثبت این مجموعه استقبال گسترده از فناوریهای تازه و بهروز است که بر انگیزه یادگیری و پیوستگی تیم تأثیر مثبتی میگذارد. جو کاری واقعا دوستانه و علمی است و احترام به کارمندها در همه سطحها دیده میشود. همچنین برنامههای خارج از کار مثل پینت بال، استخر یا رفتن به رستوران هر از گاهی برگزار میشود و این فعالیتها به تقویت روحیه تیمی کمک میکند. اما یکسری نکات منفی هم وجود دارد. روابط میان واحدها چندان روشن نیست و برخی مدیران دید مشخص و شفافیتی ندارند. با وجود اینکه حقوق به بازخوردها پاسخ میدهد، سقف پرداختیها برای شرایط زندگی فعلی پایین است و فشارهای غیرضروری از طرف برخی افراد نفوذی در سازمان میتواند به نتیجه شدن کار لطمه بزند اگر به موقع با آنها برخورد نشود. در طول قرارداد معمولا هنگام مذاکرات دستمزد، ایدهآل حقوق پیشنهادی شما مطرح و قاعدتا از قبل توافقهای شفافی در اینباره صورت نمیگیرد؛ اگر مقدار کمتری عنوان شود، امکان تغییر وجود ندارد و با بالا بودن رقم هم امکان نتیجه توافقی کم است. نکته مهم دیگر این است که دریافتیها شفاف نیستند و از سوی مدیران تأکید میشود که این موضوع را با کسی در میان نگذارید؛ افشای رقم دقیق حقوق به هرکس یک خطای حقوقی تلقی میشود و به تبع آن ممکن است مشکلاتی پیش بیاید. به همین دلیل باید با احتیاط رفتار کرد و از رویکردهای غیرقانونی یا خلاف مقررات دوری جست.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
فرایند حقوق و دستمزد من بهموقع پرداخت میشود و بین همکاران احترام متقابل وجود دارد، اما نقاط ضعف زیادی هم دیده میشود. از نظر من هیچ فرصت مشخصی برای ارتقای شغلی وجود ندارد و زمینهای برای یادگیری فراهم نیست. عیدی و سنوات به میزان لازم پرداخت نمیشود و زمان استراحت نهار و نماز از ساعات کاری کسر میشود. احساس میکنم کارکنان برای مدیریت شرکت اهمیت کمتری دارند و حقوق و مزایای پایین، جو خشک حاکم و قوانین نسبتا سخت و گاهی غیرمنطقی به لحاظ اداری، از فشارهای اصلی کار هستند.
دو سال تجربه کاربری من در این شرکت را میتوانم چنین توصیف کنم: محیطی که به آموزش و رشد فردی و آیندهی شغلی کارکنان توجه چندانی ندارد و بیشتر در جهت منافع کوتاهمدت مدیران حرکت میکند. از نظر من امنیت شغلی پایین است و فرصتهای پیشرفت علمی و مالی چندان فراهم نمیشود. بهطور کلی در اینجا ضعفهایی از نظر مدیریت و جهتدهی به کارکنان حس میکنم که بر انگیزه و چشمانداز شغلیم اثر منفی میگذارد.
برای مدت پنج ماه به طور تماموقت با این شرکت همکاری داشتم و به دلیل پیش آمدن مشغلهای، مجبور شدم همکاری را کاهش دهم. با ده سال سابقه کار در شرکتهای مختلف، میتوانم بگویم یکی از بهترین جاهایی بوده که تا به حال کار کردهام، دلیلش داشتن منابع انسانی فوقالعاده باهوش و دغدغهمند است؛ هیچ چیزی از نظرشان پنهان نمیشود. دورهای دو هفتهای برای کار فورس وجود داشت که با وجود نبود اجباری بودنش، برخی از همکاران از جمله من داوطلب شبها بیدار میماندیم و کار میکردیم، و پس از یک ماه بابت قدردانی ۴ میلیون به حسابمان واریز شد و توضیح دادند که هرچند جبران زحمات شما کامل نیست، اما قدردانی در حد توان شرکت انجام شد. محیط شرکت خیلی دوستانه است و فرایند مصاحبه به صورت اسکایپی انجام میشد. از فروردین تا همین یکی دو ماه پیش، کار به صورت کامل از راه دور بود. هر سه ماه امکان درخواست افزایش حقوق وجود دارد و با بررسی عملکرد، حقوق را افزایش میدهند؛ من هم درخواست دادم و این افزایش برای من اعمال شد. نقطه ضعف واحدی که به آن اشاره میکنم این است که به دلیل فشارهای مدیریتی، برخی جلسات در روزهای تعطیل مانند جمعهها برگزار میشد و ممکن است تا شش ساعت طول بکشد؛ هرچند قول دادهاند که این روند را اصلاح کنند. در کل در این شرکت به انسان احترام میگذارند و قدر کاری که انجام میدهی را میدانند.
موقعیت من به عنوان برنامهنویس بکاند در دیجی پی بود، شرکتی که زیر مجموعهای از دیجی کالا محسوب میشود. فضای کار با مشکلات مدیریتی جدی و روابط داخلی ناسالم همراه بود، برخلاف تصویری که در روز اول از سوی HR ارائه میشود و به نظر دوستانه میآمد. وجود اختلافات داخلی زیاد است و اکثر همکاران ظرف کمتر از یک سال از شرکت جدا میشوند. حقوق اغلب بهجای بالا بودن فشار کار، با ساعات کار سنگین و نبود روزهای تعطیل توجیه میشود؛ اضافهکاری در ماه به طور معمول محاسبه نمیشود، اما من به طور معمول حدود هشتاد ساعت اضافه کار انجام میدادم. نزدیک به شرکت، پستی از همسر مدیرعامل در تیمهای توسعه وجود دارد و به نوعی دخالت میکند که مخالفت با ایشان در کار تبعاتی به دنبال دارد. بنابراین اگر به خاطر نام دیجی کالا قصد همکاری دارید، به هیچ وجه این کار را نباید انجام دهید. از نظر تکنولوژیک، تیم تا حد زیادی بهروز است. پلتفرم بر پایه جاوا ساخته شده و از معماری میکروسرویس استفاده میکند.
روزهای اولش همه چیز روال عادی و قانونی به نظر میرسید، اما به تدریج فهمیدم که شرایط شرکت به شکل غیرواقعی و سختی اداره میشود. در اینجا خیلی از وعدهها با واقعیت همخوانی ندارد و فضا به سمت عرفی کار استثماری میرود. نخستین نکته این بود که از همان ابتدا گفتند تمام کارها قانونی است و نیازی به کار اضافی نیست، اما در عمل دیدم تعهدات پنهانی و فشارهای غیرقانونی وجود دارد. از کارفرما خواسته میشود سفتههای زیادی بدهی بدون رسید و بدون وجود نسخهای از قرارداد، و این سفتهها به شکل شروطی نامشخص در قرارداد ذکر نمیشوند. همچنین حقوق به جای پرداخت دقیق، با تاخیر ۱۵ تا ۲۰ روزه و به شکل نامنظم پرداخت میشود. شرکت به شدت محدودکننده است و خروج از شرکت به شکل مستقیم یا با محدودیتهای قانونی محدود شده است. نگهبانان به نام افراد شناخته میشوند و در پی آن ممکن است با جریمه مواجه شوید. حضور مداوم دوربین و میکروفن در همه جا وجود دارد و هر گونه رفت و آمد بدون هماهنگی یا صحبت با همکاران، تذکر و جریمه را به همراه دارد. تاخیرهای صبحگاهی هم به جای توجه کارمندان، با کسر سه برابر از حقوق اعمال میشود. این تجربیات من از محیط کار بود و به همین دلیل تصمیم به استعفا گرفتم. حالا دو تا سه ماه از ایشان میگذرد و همچنان خبری از حقوق و سنوات تعلقگرفته نیست.
دورانی که در این شرکت کار میکردم با محور وعدههای بیسرانجام آشنا شدم؛ در همان روزهای ابتدایی فهمیدم که اغلب قولهایی که میدهند عملی نمیشود. وقتی قرارداد میخستی یا در حال مذاکره بودی، تعهدات مشخصی بابت بیمه، سنوات یا شرایط قرارداد وجود ندارد و پرداخت حقوق هم به موقع نیست. این روند باعث میشود بهراحتی جذب نیرو کنند اما حقوق و مزایای پایه را به افراد نمیدهند و در صورت اعتراض، موقعیت شغلیشان را تهدید میکنند و احتمال اخراج بالا است. خوشبختانه با توجه به تجربهام زود متوجه این سیاستها شدم و طی یک ماه تصمیم گرفتم از آنجا جدا شوم تا خسارت کمتری متوجهام بشود.
با وجود فضای کاری پرتنش، من تجربهای از رایانش ابری سپهر دارم که ادامه دادن به کار را دشوار میکرد. حقوق بهکندی پرداخت میشد و اغلب به صورت التماسی انجام میشد. فشار کاری بالا بود و از سمت مدیر هیچ قدردانی یا پاداشی احساس نمیشد. در کنار این، دخالتهای مکرر مدیریت در کارهای روزمره تیم، باعث کاهش استقلال عمل شده بود. به طور خلاصه، همنفسهای که کارمندان از اینترنت شرکت برای جستوجوی فرصتهای شغلی دیگر استفاده میکردند، نشان از وضعیت ناخوشایند محیط کار داشت.
کار کردن در این شرکت و نحوه تعامل با مدیران آن واقعا سخت و غیره ممکن است. من سالها جاهای مختلف در شغلهای مختلف با همه جور آدمهای کار کرده بودم، خوب و بد. اما واقعا تحمل کردن اینجا حتی برا چند ماه هم غیره ممکنه. هیچ نظم و برنامه ای وجود نداره همه هم ناراضی. خسته شدم
در آغاز از محیطی میگویم که برای من تجربهای متفاوت بود و در آن به نکات مثبت و منفی زیادی برخوردم. گروه همفکران از نظر من مشکلات مدیریتی چشمگیری دارد؛ تصمیمها اغلب احساساتی و لحظهایاند، پروژههای فراوان بدون برنامهریزی مشخص پیدرپی پیش میروند و فشار کاری بالا است، اما هیچپلن مشخصی برای مدیریت این فشار وجود ندارد. این شرکت پتانسیل بالقوه و پروژههای خوبی دارد، اما از آنجا که شیوههای قدیمی مدیریت و تولید همچنان غالباند، تمایلی برای تغییر دیده نمیشود و این موضوع را خیلی حس میکردم. به نظر میرسد که هیچکس تمایل به بازنگری و بهبود شیوهها ندارد و این چیزی است که خیلی ناراحتکننده است. تعداد بیشتری از همکاران قدیمی تنها به انجام کار خود میپردازند و روی مسائل و تاخیرها دیگران را مقصر میدانند؛ با این وجود نبودن صدای یکپارچه برای ریشهیابی مشکلات، کار را دشوار میکند. در کنار اینها، تعدادی از مدیران و همکاران بودند که رفاقت و حمایت واقعی داشتند و هنوز هم با آنها در ارتباطم. در عین حال محیط برای برنامهنویسان از جنبه یادگیری و پیشرفت حرفهای مطلوب است، به دلیل تنوع کارهای قابل انجام و فرصتهای یادگیری بالا. حقوق به موقع پرداخت میشود و فرآیند تسویه مالی نسبتا سریع انجام میگیرد، هرچند قرارداد موقع امضاء با سفتهای دو برابر پنجاه میلیون روبهرو میشد که من به دلیل عدم امضای قرارداد این سفته را ارائه نکردم، و پس از آن چنین سفتهای مطرح نشد.
مدت هفت سال است که در این شرکت مشغول به کارم. امنافزار گستر شریف، شرکتی که قدمتی تاریخی دارد و از سال هشتاد تاسیس شده است، تا به حال محصولات بومی باکیفیتی را وارد بازار کرده و همچنان در این حوزه پیشرو و معتبر به حساب میآید. این شرکت به دلیل همکاری با همراه اول از پایداری مالی خوبی برخوردار است و مدیران توانمندی دارد و همچنان دارد. طی سالها، مدیران و کارشناسان زیادی را به بخشهای دولتی و خصوصی کشور معرفی کرده و امیدوارم در آینده هم چنین خروجیهایی ادامه یابد. امیدوارم در مسیر رشد ایران اسلامی گامهای بیشتری برداریم.
شرکت پیتام را تجربه کردم و قصد دارم با صدای خودم از آن بگویم. فضای کار به نظر من پر از فشار و بیاحترامی بود؛ قوانین کار به هیچ وجه رعایت نمیشد و با کارکنان همچون برده رفتار میشدند. در ابتدا دو ماه اول را بهعنوان دوره آزمایشی گذراندم. در میانه ماه دوم، از نظر روحی و شخصی خیلی تحت فشار قرار گرفتم و به مدیر مربوطه گفتم تا پایان ماه دوم قرارداد آموزشیام تمام میشود و از شرکت جدا میشوم، اما او گفت یا همین حالا استعفا بده یا بعد از ماه دوم هم نمیتوانی شرکت را ترک کنی، با وجود اینکه قرارداد من فقط تا پایان ماه دوم بود. من بدون اطلاع از چرایی به توافق رسیدم. حقوقها معمولا در بیست و پنجم هر ماه پرداخت میشدند. اما پس از پایان کار من، بیست و پنجم همان ماه هم هیچ واریزی انجام نشد. منابع انسانی گفتند که تا سه ماه آینده حقوق را میدهیم چون من شرکت را ترک کردهام و دیگر در مجموعه نیستم. نکته این است که من فقط یک ماه و نیم در آنجا کار کرده بودم و انتظار داشتم حقوق و سنوات مطابق قرارداد پرداخت شود، اما با تاخیرهای زیادی مواجه شدم. محیط کار بسیار مسموم به نظر میرسید و حقوق هم پایین بود. رفتار با کارکنان به شکل قابل توجهی غیرعادلانه و بهمنظور کنترل بود. قبل از این تجربه، در کال سنترهای شرکتهای دیگر کار میکردم و این تجربه یکی از بدترینها بود که تا به حال دیده بودم.
هدف من از کار اینه که بدون فشار و با همدلی تیمی، روی پروژهای که در حال انجامش هستم، هر روز بازخورد مردم رو ببینم و ازش انرژی بگیرم. بچهها کنار هم هستیم و رابطهمون با همه خوبه؛ فقط کاش هر سه ماه پاداشی هم بهمون بدن تا انگیزهمون بیشتر بشه.
در حال حاضر حدود یک سال سابقه کار پارهوقت در گروه استو دارم. با وجود اینکه شرکت تازه کار خود را آغاز کرده و سرمایه و تجربهی کمی دارد، اما چندان از نظر پروژهها مشکل ندارد و کار با فناوریهای روز انجام میشود. به لحاظ رفتاری، مدیر مستقیم من یکی از بهترین مدیرانی است که تا کنون تجربه کردهام. پروژهها کم است اما کیفیت آنها بالا و بهروز است. برای تیم و شرکت آرزوی موفقیت دارم.
من حدود 4 سال هست که توی شیپور کار میکنم. از روز اول چیزی که واسم جالب بود این حس رفاقت توی شرکت بود که هیچکس کس دیگه ای رو از بالا نگاه نمیکرد. محیط کاری و جو دوستانه شیپور من رو هیچ وقت از کارم خسته نکرده و بودن توی شیپور رو با هیچ جای دیگه عوض نمیکنم.
شرکت رهنما را همين طور كه به نظر میرسيدند، نمیشود از آنها انتظار خاصی داشت. اولين چیزی که میگفتم این بود که نامشان بیشتر از هر چیز به چشم میخورد و از همان ابتدای کار همه میفهمیدند که دورهی حضورشان کوتاه است و اکثر افراد به سرعت جدا میشوند. نقطه ضعفشان پرداخت حقوق است؛ به لحاظ نظم و ثبات مالي دچار بینظمیاند، طوری که هر ماه نمیشود تشخیص داد چه زمانی و به چه مقدار پول میرسد و هرکس به دیگری ارجاع میدهد تا پاسخی مناسب بگیرد. برای تسویه حساب باید منتظر باشند تا خبری از سمت آنها برسد. ظاهر شرکت ظاهرا مرتب و حرفهای است، اما در عمل ارزشی برای کارکنان قائل نیستند و تلاشی برای نگهداشتن نیروها نمیکنند. با استخدامهای سریع، به سرعت نیروها را جذب میکنند و سپس همان طور که آمدند، میروند. احساس نمیکردی مدیر مشخصی وجود دارد و منابع انسانی هم فقط نامی است و کارایی و اطلاعی از وضعیتها ندارد. شرکت به شدت پر از حاشیه است و به نظر میرسد مدیریت واحدی برای سازمان وجود ندارد. در مجموع با این ترکیب، نتیجهگیری من این است که با وجود ظاهر آراسته، فضای کاری مناسبی برای کارمندان نیست و بهتر است گول اسمشان را نخورید.
شرکت آرتین گیم را تجربه کردم. واقعا شرکتی وجود ندارد و تنها شاید یک تا سه نفر در آن کار میکنند و برای شرکتهای خارجی به توسعه بازیهای کژوال میپردازند. اگر تخصص داشته باشید، حقوق مناسبی ارائه میشود، هرچند مزایایی ندارد. به کارآموز یا تازهکارها توصیه نمیکنم وارد این سیستم شوند، چون مدیریت تیم طوری است که فرصت یادگیری از همکاران حرفهایتر وجود ندارد. امنیت شغلی احساس نمیشود و شرکت تا حد امکان برای سوددهی به مسیر خود ادامه میدهد.
با ورودم به این شرکت تازه فهمیدم که برخوردها تا حدی سرد و رسمی است و مواردی قابل توجه وجود داشت. در آغاز، شرایطی تجربه کردم که به جای خوشآمدگویی، سفتهای با مبالغ سنگین مطرح شد و این سفارش خیلی جدی به نظر میرسید. دستکم از شنیدهها و نشانهها، ردپای فامیلسالاری در محیط کار حس میشد و این رفتار برخی مواقع آزاردهنده بود. اگر تصمیم به ترک کار میگرفتم، به من گفتند باید سه ماه قبل اعلام کنم تا اقدامات لازم انجام شود و سپس اجازه خروج داده میشد. در این دوره سهماهه هم ظاهرا کار میکردیم و اگر چنین تعهدی نقض میشد، سفته اولیه بازداشت میشد. مدیریت کل عملیات را در اختیار داشت و به نظر میرسید ارزش دانشی که من ارائه میدادم کمتر به چشم بیاید و با کارکنان رفتار نامطلوبی صورت بگیرد. نهار هم به صورت سختگیرانه و با رعایت مقرراتی مشابه پادگانها timing میشد؛ فضا انگار بیشتر شبیه پادگان بود تا محیط کار عادی. به نظر میرسید که فضای شرکت بیشتر مشاغل با روتینهای کاملا منسجم و کنترلشده دارد تا فضای خلاق و آزاد.
با وجود اینکه فرصت مهیجی در فرست کوئست نصیبم شد، حس خوبی از ورود به چنین سازمانی با فرهنگ بالایی داشتم و خوشحال بودم که کنار تیمی با اشتیاق بالا مشغول فعالیت شدم. در این شرکت همه واقعا به کارشون علاقهمندند و بهترینهاشون رو به نمایش میذارن.
روزهای حضورم در مهسان برایم تجربهای دلچسب از فضای دوستانه و همدلی میان همکاران بود و احترام و ادب حاکم بر محیط کار را بار دیگر تجربه کردم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.