همیشه در اینجا احساس میکنم که شیوه مدیریت در این شرکت بیش از هر چیز دیگری با ثبات و کارآیی فاصله دارد. در طول مدت همکاری، تصمیمگیریها به شکلی ناهمگون و بیثبات به نظر میرسید و در چند ماه اخیر تغییر مکان تیم فنی چندین بار اتفاق افتاد. در کنار این هرج و مرج در حوزههای مختلف وجود داشت. به کارگیری افراد با تخصص بالا و پرداخت حقوق مناسب صورت میگیرد، اما گمان میکنم انتظار از آنها فراتر از توان معمول است، گویا هدف این است که با حقوق بالا انگیزه ارائه تعهد داده شود. از دید من رفتار مدیریتی بیشتر به سمت تکیه بر حقوق بالا و تضمین زندگی مادی است تا مدیریت کارآمد. در برخی مواقع، اعضای تیم فنی ترجیح میدهند ساعات کاری را تا حدی طولانی کنند و در مواردی از خانه کار کردن هم گزارش بوده است. اگر دنبال همکاری فنی با این مجموعه هستید، بهتر است حتما پیش از هر تصمیمی با نفرات فنی صحبت کنید تا چشمانداز روشنتری به دست آورید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
به دنبال تجربهای که در این شرکت داشتم، باید بگویم بیاعتمادی عمیق به آن دارم اما قصد ندارم قضاوت قطعی کنم یا اتهامی به کارفرما بزنم. در این تجربه میخواهم با صداقت بگویم اگر میخواهید واقعا وضعیت کار را لمس کنید، احتمالا بهتر است از نزدیک با این مجموعه ارتباط برقرار کنید و اگر فرصت همکاری موقتی پیدا کردید، به جای حقوق و مزایا، دربارهی رفتارها و رفتارهای احتمالی دیگر با دقت فکر کنید. در نهایت ممکن است با چالشهایی روبهرو شوید و در طی مسیر تنها بمانید، اما اگر خوششانس باشید و از داراییهای شخصیتان چیزی گروگان گرفته نشود، شاید بتوانید واکنش مناسب خودتان را پیدا کنید.
کار با شرکت دادهکاوان هوشمند توسن تجربهای بود که نقاط قوت و ضعفش را به شکل مشخص در ذهن دارم. مدیریت خوب و سازماندهی دقیق شرکت باعث میشد که همواره کارمندان در اولویت باشند و استانداردهای کاری آن از سایر شرکتهای همطبقه بالاتر به نظر برسد. محصولاتی که این شرکت تولید میکند از نظر کیفیت جایگاهی ممتاز در کشور دارد و اخیرا صادراتشان هم رونق گرفته است. فناوریهای مدرنی که به کار میگیرند، نشان میدهد انتظار از ما برای ارائه خروجی با کیفیت بالا وجود دارد و فرصتهای آموزشی حین کار هم فراهم است. به طور کلی نظم و سازگاری داخلی شرکت خوب است، اما فرهنگ کاری همچنان تا حدودی سنتی باقی مانده و مدیریت منابع انسانی با رویکردی قدیمی دنبال میشود، و گاهی شناوری ساعات کاری به شکل کافی انجام نمیشد. در سالهای گذشته مشکلات مالی قابلتوجهی وجود داشت، که از سال ۹۴ به بعد تا حد زیادی برطرف شده است و گاهی ممکن بود پرداختیها با تاخیر کوتاه انجام شود. یکی از نکات منفی، حقوق ورودی کار است که پایینتر از استاندارد انتظار میشود، هرچند با ارزیابی فنی، حقوق و مزایا نسبت به عملکرد تغییر میکند و بهبود مییابد.
من به عنوان فرانتاند، برای یک پروژه استارتاپی استخدام شدم و به طور کامل اختیار رفتوآمد با خودم بود. بعد از سه ماه کار، با تاخیر در واریز حقوق و در نهایت اعلام کنسلی پروژه، گفتند دستمزد پرداخت نمیشود و ارزش کارم تنها برای جیب صاحب ایده است و باید حق و حقوقم را از صاحب ایده بگیرم. در عمل فقط برای کانال و شبکهسازی استفاده شده و برای نیروی انسانی هیچ چیزی جز چای فراهم نبود.
بیش از چهار سال اونجا بودم، خیلی چیزا یاد گرفتم. مدیریت به شدت ضعیف بود و مدام پروژه های بی سر و ته و بدون سرانجام رو شروع می کرد. بلندپروازی هایی که تماما با شکست مواجه می شد و عملا خروجی ملموسی در روزمه ات نمی دیدی (اگر چه در راستای این بلندپروازی های رنگارنگ تکنولوژی ها و چیزهای مختلفی یاد می گرفتی) دوستان خیلی خوبی اونجا داشتم. جو خیلی خوب بود (البته تیمهای مختلفی داشت و هر تیم جو خودش رو داشت) متاسفانه حقوق ها پرداخت نمی شد. بعضا تا 3-4 ماه تاخیر در پرداخت هم داشتیم. آخر هم حقوق یکی دو ماه را می دادند و یکی دو ماه طلبمان باقی می ماند تا چند ماه بعد. اکثر قدیمیهای شرکت یا به خاطر پرداخت نامنظم حقوق یا اختلاف با مدیریت از شرکت رفتند. امیدوارم اوضاعش بهتر بشه. خاطرات خوبی داشتم اونجا. برای همه بچه های اینفوتک آرزوی موفقیت دارم.
مدیریت بسیار با دانش و با انگیزه باعث شده که افراد در جایگاههای مختلف از کاری که روزانه انجام میدن لذت ببرن و در راستای شغل خودشون پیشرفت هم داشته باشن. تعداد پرسنل اشتباه درج شده. تا جایی که من میدونم الان شرکت حدود 350 نفر پرسنل داره.
در محیطی کاملا مدرن و لوکس کار را آغاز کردم، اما خیلی زود فهمیدم که فضای شرکت نسبت به ظاهرش تفاوتهایی دارد. مدیریت به شدت پیگیر است و پروژهها را به طور شخصی دنبال میکند. جو شرکت گاهی به شکل خانوادگی است اما اختلاف نظرها در برخی مواقع به سرعت تبدیل به پایان کار میشود؛ شنیدهها نشان میدهد که اگر حرفی درباره رئیس در خلوت مطرح شود و به چشم یک نفر دیگر بیاید، فرد مورد بحث به سرعت با واکنش روبهرو میشود و احتمال اخراج وجود دارد. به عبارتی پروسه اخراج در اینجا بسیار سریع است، گویی فرقی نمیکند در چه پروژهای مشغول باشید. روز کاری معمولی اینجا این است که با ورود به شرکت، کمی پس از آن جلسهای با مدیر داخلی برگزار میشود و سپس خداحافظی انجام میشود. سفتهای پنجاه میلیون به عنوان ضمانت اخذ میشود. با دیدن این شرایط تصمیم گرفتم آنجا را ترک کنم.
نا امیدکننده بود که مدیریت به صورت خیلی غیرمنظم و خانوادگی عمل میکرد و هیچ برنامه مشخصی وجود نداشت. تصمیمات ناگهانی و بیپیشینهای گرفته میشدند؛ مثلا یکباره گفتند میخواهند استارتاپی راهاندازی کنند و این کار به شکل آنی اجرا میشد بدون طرح و هدف روشن، و در نهایت به نتیجهای مشخص نمیرسید. در پروژههای بزرگ، کارآموزها به کار گرفته میشدند و انتظار میرفت که کار را به پایان برسانند، اما نتیجه معمولا از کار درستی بیرون نمیآمد و تحویل پروژه به تأخیر میافتاد. از طرف کارفرما هم پرداختها عقب میافتادند و حقوق کارمندان پرداخت نمیشد یا با تاخیر پرداخت میشد. به دنبال این وضعیت، کارآموزها اخراج میشدند و دوباره با استخدام کاراموز جدید همان چرخه تکرار میشد. در نهایت برداشت من این بود که شرکت ادعاهای بزرگی داشت اما وضعیت مالی و اجرایی به این اندازه هم وفق نمیداد. پرداخت حقوقها تا چهار تا پنج ماه عقب میافتاد و به نظر میرسید مدیریت تصور میکند شرکت میتواند دنیا را تغییر دهد، اما به مرور فقط هزینههای چای شرکت و کارهای روزمره را تامین میکرد. به طور کلی رفتار مدیریتی و وضعیت پرداخت حقوق، به اعتماد من ضربه زد و احساس کردم که بهتر است از چنین فضایی دوری کرد.
جمعی از جوانان که از نظر فنی تیم خوبی بودن. محیطی دوستانه و خوش برخورد داشتن. از بروز ترین تکنولوژی ها استفاده میکردن ولی از نظر سخت افزاری سیستم های متوسطی داشتن. ساعات کاری بالا بود. تنها عیبی که من دیدم این بود که بیشتر از اون چیزی که بودن ادعا میکردن.
من حدودا هشت تا به طور دقیقتر میخواهم بگویم بین هشت تا نه ماه با آنها همکاری میکردم، گروه جذب نیرو با برخوردی بسیار مناسب و مثبت کار را پیش میبرد. آنها فرصت یادگیری و پیشرفت را فراهم کردند، اما قرارداد کاری با وجود پیگیریهای من منعقد نشد. در این مدت من تنها یک میلیون تومان دریافتی داشتم و پروژه دسکتاپ شرکت را به خوبی تکمیل کردم. سپس تمرکز تیم به سمت پروژهای با عنوان دسکتاپ انتقال یافت و تصمیم گرفتند روی بخش API کار کنند تا من بتوانم کار را ادامه بدهم. چند خروجی از من گرفتند تا مطمئن شوند کارم را درست انجام میدهم؛ اما گفتند به دلیل مشغله، فعلا باید صبر کنم تا همان تنها برنامهنویس وبی که در بهسا روی پروژه کار میکرد، API را آماده کند. پس از سه ماه بدون توضیح مشخصی، من از گروه تولید کنار گذاشته شدم و از کار مربوطه ریموو شدم. تجربهام از این شرکت به هیچ وجه حرفهای نبود.
به نظر من حضور در چارگون از لحاظ فرهنگ سازمانی و فضای کار، یکی از بهترین تجربههای ممکن بود.
در این شرکت چند ماهی بهعنوان کارمند همکار کارینا مشغول بودم و اوضاع را از نزدیک دیدم. وقتی معرفی شدم، همه با چهرهای آرام و بیاحساس به من نگاه میکردند و خیلی زود فهمیدم علت رفتار سردشان بالا بودن نرخ ترک کارمندان است؛ از موقعیتهایی که بعضیها تنها دو هفته تا دو ماه دوام میآوردند و رفتند، زیاد شنیده میشود. عجیب نبود که یکی از اعضای با سابقهشان هم خود گروه مدیریتی از مجموعه کنار گذاشتند. بعد از مدتی، حجم کارهای کدنویسی به شکل قابل توجهی بالا رفت و نیاز به تغییرات زیادی پدید آمد، اما هیچکس حاضر نبود پشتیبانی لحظهای لازم را ارائه کند. به خاطر محدودیتهای موجود، امکان تست راحت کدم هم برایم فراهم نبود و در نتیجه فشار زیادی روی من افتاد. در نهایت تصمیم گرفتم از شرکت خارج شوم. بهطور کلی دو سه نفر از مدیران آنجا حضور محدود و قابلتوجهی دارند که قدرت زیادی هم بهدست میآورند، اما هیچوقت نمیشه مدیرعامل رو در مراسم یا در فرآیند استخدام دید؛ گاهی هم فقط در پارکینگ دیده میشود و کمتر در جمعها حضور دارد. میتونم از نکات مثبتش اشاره کنم که به منابع انسانی و پیگیریهایشان مربوط میشود؛ آنها توجه بیشتری به تیم دارند و پیگیری میکنند.
در شرکت طاقچه وضع محیط کار به گونهای است که پتانسیل بالای افراد در گروه بدون اینکه به درستی هدایت شود، به هدر میرود. فضای کاری کوچک با تعداد زیادی کارمند در کنار پراکندگی بخشهای مختلف، نبود طراحی مناسب برای محیط کار و نقصان آرامش در فضا باعث میشود انگیزه و بهرهوری کم شود. مدیریت مجموعه هم به دلایل متعددی از جمله ضعف در رهبری و کمبود برنامههای عملی برای بهبود شرایط، نتایج مطلوب را به سمت اهداف بزرگتر نمیبرد. در طاقچه همیشه حرف و بحث درباره مسائل وجود دارد، اما در عمل اقدام کارآمدی مشاهده نمیشود. عدم وجود فرهنگ سازمانی روشن از دیگر چالشهاست که گاهی به نظر میرسد هیچ چارچوب مشخصی برای مشارکت و تصمیمگیری وجود ندارد. با این وجود فعالیتهای محدودی مانند گردهماییهای مختصر شرکت و قدردانی از کارهای خوب انجامشده برگزار میشود، هرچند به اندازه کافی نیست. گاهی آزادی عمل افراد در حوزههای مختلف ناراحتی مدیر را برمیانگیزد و ارتباطات داخلی به دشواری انجام میشود؛ به طوری که با تغییر اعضا یا ورود افراد جدید به سختی میتوان از این تغییرات مطلع شد، اگرچه اخیرا برخی معارفههای کوتاهمدت برگزار میشود. هیچ برنامه عملیاتی مشخصی برای مشارکت کارمندان در بهبود شرایط وجود ندارد و اغلب تنها یک بورد ترلو در دسترس است. همچنین به نظر میرسد احتمال انجام کارهای عملیاتی و مؤثر تنها به افرادی که ارتباط خانوادگی با یکی از مدیران دارند، سپرده میشود و سایرین از فرصتهای کاربردی محروم میمانند. بهکارگیری تخصصها برای حل مشکلات کمتر رایج است و بیشتر به نظرات شخصی و غیرکارشناسی برای پیشبرد امور تکیه میشود، بهسبب ادعای محدودیت بودجه. امید دارم در آینده با ادامه همکاری شاهد بهبودهای ملموس در شرایط کاری باشم.
فضای کار توی این شرکت دوستانه بود و از لحاظ تنوع کار، خیلی خستهکننده نبود. اما باید به نقاط ضعف هم اشاره کنم: مدیریت نسبتا کوچک و فضای شلوغ کار باعث میشد گاهی فشار کار بالا باشد. از نظر رشد حرفهای، با تجربهای که داشتم، بهنوعی پیشرفت مناسبی داشتم. همکاری با افراد متخصص و باانگیزه در این سازمان برای من مفید بود و کمکهایی که از طرف تیم دریافت کردم چشمگیر بود. با این حال در زمینه حقوق و برخی مسائل دیگر از نظر من کمبودهایی وجود داشت که رضایت من را کاهش داد.
من سالها در این شرکت فعالیت داشتم و از حدود دو سال پیش تا حالا تنها جنبهای که قابل توسعه بود، مدیریت نامناسب، تهمت، بیاعتمادی بین همکاران و تمامی نکات منفی دنیای کار بود که حتی در خیابان هم ممکن است تجربهش نکرده باشید. وقتی بحث سوء مدیریت مطرح میشود، فقط مدیران ارشد نیستند که درگیر این سبک رفتارند، بلکه مدیران میانی و سرپرستان نیز از بالا الگو میگیرند و همین مسئله سبب میشود گرمای همدلی میان کارکنان کم شود و جای آن را بیاعتمادی بگیرد و واضح است که چنین فضایی چقدر میتواند بر ساعات باقیمانده روز و روابط خانوادگی اثر بگذارد.
فضای کاری ای کاملا صمیمانه و مسطح داره به طوری که رئیس شرکت همونجایی که مینشست که من کارآموز. کلا فضا داخل شرکت خوب بود و همه میخواستن که تو تو یاد بگیری که چه کاری باید انجام بدی
در این شرکت فرصت پیشرفت را میگیرم و از تجربیات همکارانم بهره میبرم. یادگیری مطالب جدید با کمترین موانع همراه است و جو صمیمانهی این شرکت همواره انگیزهبخش است.
روزهای کار کردن در اینتن برای من تجربهای صمیمی و آموزنده بود؛ جو شرکت خیلی دوستانه بود و چیزهای زیادی یاد گرفتم. در اینجا بیشتر از سود شخصی به رضایت مشتری فکر میکردیم و این طرز نگاه برای من واقعا remarquable بود، چیزی که در هیچ شرکت دیگری چنین احساسی از آن نداشتم. از همهی دوستانم در اینتن سپاسگزارم و قدردان همکاریهایشان هستم.
برای من همکاری با تیم استودیو آرتی گیت تجربهای پرانرژی بود؛ هرچند مدت فقط چند ماه بود اما انگیزه و تعهد اعضای تیم را به خوبی حس کردم. با وجود اینکه حقوق نسبتا پایین بود و تیم تازه کار را آغاز کرده بود، روند رشد مداومشان را دیدم و خوشحال میشوم دوباره فرصت همکاری با آنها را داشته باشم.
توماکس جایی نیست که من بتونم برای انسانها اختیار قائل بشم. تجربهام از تولید محتوا با توماکس رو در یک پست طولانی در لینکدین نوشتم و توصیه میکنم مطالعه کنید. برای پیدا کردنش، کلمه توماکس رو در بخش Content لینکدین سرچ کنید.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.