برای بار اول به کار مینشینم تا بفهمم معنی خالهزنکبازی چیست و خوشآمدگوییهای بیمعنا را میبینم در اینجا با مدیرانی بیسواد روبهرو میشویم که جامعه را به مفتخوری دعوت میکنند، اینجا خوشآمد میگوید پیامهایی که نوشتند را یکی یکی تگ زدم و خواندم همه چیز درست بود اما واقعیت چیزی فراتر بود بدترین محیطی بود که میشه تصور کرد واقعا خدارا شکر که از آنجا بیرون آمدم
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
گذشتهای را که با این شرکت داشتم به طور واضح بهخاطر میآورم: مدیریتی سنتی و سفت و سخت که به نظر میرسید بیشتر از هر چیز دنبال کنترل باشد. رفتارهایی دیدم که نشان میداد در درون سازمان، بحث و جدل و کشمکش بین همکاران رایج است و بعضا نسبتهای نادرستی میان همکاران مطرح میشد. برخی از افراد که به آنها اعتماد میکردم، به عنوان مدیران به گونهای رفتار میکردند که من را به تردید میانداخت و از ارتباطهای غیرضروری میان تیمها سخن میگفتند. به نظر میرسید ارتباط با کارفرما و تصمیمگیریهای پروژهها گاهی با نگاههای شخصی و سلیقهای همراه است. اگرچه فردی که مدیرعامل بود دارای تحصیلات آکادمیک در حوزه دیگر بود، اما ارتباط بین تخصص و حوزه کاری فناوری اطلاعات برای من واضح نبود. در کار با برخی همکاران، فضا طوری بود که گاهی نسبتها و شایعاتی بین همکاران پخش میشد و جو سازمانی به سمت تشنج میرفت. اینکه در چنین شرایطی افراد خاصی بتوانند نقشآفرینی منفی یا فتنهگری داشته باشند، بارها به گوشم رسید و فضایی پرتلاطم را ایجاد میکرد. به طور کلی، با وجود تمام تلاشها، تجربهای که از همکاری با این تیم داشتم به سختی میخواست بین بازخوردها و واقعیتها همسو بماند و با توجه به این تجربیات، توصیه میکنم اگر به این شرکت میرسید، دقیقا درباره شیوههای مدیریتی و فضای کار پرسوجو و ارزیابی کنید تا مسیر شغلیتان با خطرات کمتری همراه باشد.
درست مثل یک همکار تماموقت با شرکت همکاری میکردم اما از راه دور و بهعنوان منشی. تابستان سال قبل آگهی شرکت را در دیوار دیدم و تصمیم گرفتم با آنها همکاری کنم. در ابتدا توافق کردم چهار ساعت در روز کار کنم و حقوق را هم یک میلیون در نظر بگیرم. روش کار شرکت به این شکل بود که وقتی برایشان کار میکردی، بهعنوان یکی از همکاران تلقی میشدی و با تو رفتار مناسبی داشتند. اما موقع پرداخت حقوق هر ماه به علیرغم انجام درست وظایف، آقای فرمان که خود را طلبکار میدانستند، ادعا میکردند که کار من ارزش کافی ندارد و بهطور مداوم میگفتند کارم را درست انجام نمیدهم. من هر ماه بیشتر از وظایفی که به من محول میشد برایشان کار میکردم، اما همچنان با فشارهای حقوقی روبهرو میشدم و اذیتم میکردند.
سلام سال 98 واسه این شرکت کار کردم این شرکت انقدر به درد نخوره میانگین حضور یک شخص تو این شرکت زیر یک سال هست هرکی میاد نمیمونه فرار میکنه فقط به آرامش برسه این شرکت کار تخصصیش بیشتر زد و بند و آشنا بازی و پول شویی هست تا کارای کامپیوتری و نرم افزاری هرچی مجوز گرفته همه رو با آشنا بازی گرفته
من تجربه کاری دراین شرکت رو ندارم ولی برای مصاحبه که رفتم فرمی دادند که که از قبل مصاحبه رزومهام رو ارسال کرده بودم متاسفانه از قبل نگفته بودند که فرم به عنوان تست هوش که شامل سوالات ریاضی و انگلیسی بود که سوالات بیربط از هم بود و که از قبل نگفته بودند و باعث تاخیر در مصاحبه بعدی من شد! اگر قرار بر آزمودن تست هوش و یا تست شخصیت شناسی بود باید از قبل ایمیل می کردند و یا حداقل اطلاع میداند که باعث اتلاف زمان نباشه عدم پرداخت به موقع و داشتن ساعت کاری بالا یکی دیگه از معایب بود که به گویا خودشون اصرار داشتند که مدیر مارکتینگ بر تعادل کار و زندگی اصرار دارند! متاسفانه مدیر میانی که اتفاقا من در دوره ای که شرکت کرده که ایشون هم قبلا شرکت بودند ولی خیلی اطلاعات جامعی نداشتند! من حتی با توجه به این که دیرکرد حقوق دو ماهه داشتند ولی چون برندی شناخته شده ای بودند دوست داشتم حتما در رزومهام باشه ولی متاسفانه با توجه به این که روند مصاحبه خیلی خوب بود و فکر می کردم تماس بگیرند با گذشت سه هفته با پیگیری خودم که بازم پاسخگو نبودند! خوشحالم انتخاب بهتری در جایی دیگر داشتم.
من به عنوان کارشناس در این شرکت تجربهای داشتم که میخواهم به صورت روشن و صادقانه بازگو کنم. مدت کوتاهی که با این مجموعه کار کردم، متوجه شدم حقوق من به درستی پرداخت نمیشد و بابت حق و حقوقم احساس فشار میکردم. وقتی موضوع را پیگیری میکردم، با چند نوع قرارداد، سفته و تضمین روبهرو میشدم و گمان میکردم احتمالا به نتیجه مطلوب نمیرسم. از تجربهی همکارانم هم چنین برداشتها را شنیدم؛ همهگی ناراضی بودند و به نظر میرسید مدیریت بیشتر به دنبال سود فوری برای مشتریان است تا حفظ اعتماد و رعایت اصول حرفهای. من هم فقط منتظر اتمام قرارداد هستم تا بتوانم از آنجا بیرون بروم و برای مسیر شغلی خودم تصمیم به خروج بگیرم. تعداد زیادی از دوستانم هم احساس مشابهی داشتند.
من سالی را در این شرکت سپری کردم و در سیستمی که تغییرات مدیریتی زیادی به وجود آمد، به ویژه زمانی که مدیر مالی سابق به جایگاه مدیرعاملی رسید، اوضاع سبک و سنگین شد. با انتصابش به عنوان مدیرعامل، کسانی که رابطهای نزدیک با او داشتند وارد فهرست مدیران شدند و حقوق و مزایای بالایی دریافت کردند. از آن طرف، افرادی که پیشتر در شرکت وجود داشتند و به لحاظ تجربه چندان قابل توجه نبودند، به سرعت به سمت مدیران مختلف گمارده شدند؛ به عنوان مثال منشی به مدیریت اداری و منابع انسانی رسید یا فردی در واحد مالی که از او راضی نبودند به عنوان مدیر اعتبار معرفی شد. فرزندان و بستگانش هم بدون سابقه کاری مشخص به مقامهایی مانند مدیر صندوق رسیدند. همچنین مدیری مالی هم از جانب او استخدام شد که تنها به او خود را مدیر مالی مینامید و سایرین از رفتارهای منفی نسبت به او صحبت میکردند. در نهایت به خاطر نبود تجربه مدیریتی قوی در او، تصمیم گرفتند افراد وابسته و کمریسک را به عنوان رأس هرم مدیریتی بنشانند تا موقعیتشان امن باشد. نتیجه این تغییرات برای من و بسیاری از همکاران، ترک شرکت بود.
تجربهام از شرکت موبایلت را بهگونهای بازنویسی میکنم که لحن و معنا حفظ شود اما زبان تازه و منطقیتری بیابد. از همان ابتدا باید بگویم که برخورد اولیه با مصاحبهها حرفهای نبود و مشکلات اساسی از همان دقایق اول روشن میشد. بهطور کلی برای افراد سطح جونیور مناسب است چون نکتهای که مهم است، تجربهی بلندپروازانه یا پیچیده نبودن پروژهها و توجه نکردن دقیق به جزئیات است. به نظر میرسد که تیم به تخصص عمیق برای افراد حرفهای پیشنهاد نمیکند و با وجود کمبود ساختار، فرایندها بهطور واضح مشخص نشده بود. با این حال، برای کسانی که تازهکار هستند یا انتظار جزئیات کمتر نسبت به سطح حرفهای دارند، میتواند فرصتهای ابتدایی نسبتا مناسبی فراهم شود.
من وارد شرکتی شدم که در حوزه پرداخت الکترونیک فعالیت میکند و تجربهام از کار در آنجا را بازگو میکنم. اگر از طریق پارتی وارد شوی، به نظر میرسد که اوضاع برایت بهتر میشود و حقوق و مزایا و پاداش بالاتر است، اما از نظر من رنج حقوقی در آن شرکت کم نیست. اما اگر پارتی ندارید و نمیتوانید از زیر اب زدن و تهمت گفتن دست بردارید، به هیچ وجه به سداد نیایید. جو کار بسیار سمی است و واقعا آزاردهنده، گویی به سبک ادارات دولتی قبل از بیست تا سی سال است که هیچکس با صداقت کار نمیکند و عدهای دائما زیراب میزنند و روزانه به ساختن تهمت مشغولاند. کسانی که در شرکتهای دیگر به عنوان جونیور کار میکنند، با روابط… به سمت موقعیت مدیر شدن در سداد ارتقا مییابند.
من با شرکت پرشیا خودرو تجربهای در حوزه مدیر دیجیتال مارکتینگ داشتم. برای آغاز کار، اول با خانم امیر مصاحبه کردم و او مرا به سمت آقای رشیدی هدایت کرد. در نتیجه کل روند مصاحبه بهطور کلی ضعیف به نظر میرسید. پس از گذشت یک هفته به کمیته منابع انسانی رفتم؛ جلسات چهار نفره بود که هر کدام سطح تسلط متفاوتی داشتند. سوالات به شکل کلیشهای و با حالت مصاحبهگری حرفهای مطرح شد. از من پروپوزال خواستند و بالاخره پس از یک هفته روی پروپوزال کار کردم و گفتم آماده است؛ اما از من خواستند آن را ایمیل کنم. وقتی گفتند ایمیل کن، من فرستادم. اما نتیجه به شکلی بود که احساس کردم اگر رنگ خبر و کار را ببینم، من هم همان احساس را دارم. به نظر میرسید که پاسخ مثبتی نمیگیرم، و به نوعی از پذیرش فاصله داشتم. در نهایت به تعبیر من اوضاع به شکلی بود که بیان شود پرشیا خودرو شرایط خوبی ندارد، یا حداقل در مقایسه با توقع من، فاصله وجود داشت. نتیجهای که از تجربه گرفتم این بود که با وجود تلاش و ارسال پروپوزال، ارزیابی نهایی همچنان مثبت نبود. شوتی خودرو!
با سلام ، متاسفانه بازار کاری ایران اونقدر خراب شده که کارجو باید فقط دنبال شرکتای بزرگ بگرده تا شاید یه ذره خیالش از بابت پرداختیا راحت باشه .... ولی خب گول این اسم های بزرگ رو نخورید ! 1- یه فرم برای من فرستادن که نوشته بود یک و ساعت و نیم مصاحبه الگوریتم، یک ساعت و نیم مصاحبه تکنیکال سیستم دیزاین ، یک ساعت و نیم مصاحبه سازمانی و.. و... دنبال چی می گردین ؟؟؟ ( همین جا باید انصراف می دادم ! ) 2- مصاحبه با کمی تاخیر شروع شد و طرف شروع کرد به سوال ریاضی پرسیدن یه چیزایی پیش خودش پشت سر هم تند تند می گفت و از جبر و احتمال، که وقتی اخرش ازش می پرسیدی خب جواب درست چی بود ؟ خودش هم نمی دونست!! 3- حالا رفتیم سراغ سوال الگوریتمی و باز هم تند تند یک سوالی رو شروع کرد به تعریف کردن و کد خواستن - جالب اینجاس که ایشون فرهنگ (live coding ) رو ندارن ! نه صورت سوالو گذاشتن که ادم ببینه یا فکر کنه نه تست کیسی نه چیزی، بعد اسرار من یه دوتا تیس کیس بزور نوشت که من ببینم بگذریم از اینکه ادب واحترام ، این چیزام که تعطیل ( ایشون می گفتم رزومتونو تعریف کنین - وسطش حوصلش سر می رفت قطعش می کرد !) ولی در کل اینکه هرکاری فرهنگی و استانداردی داره اینجوری که شما دوست داری پیش ببری نیست ! فکر نکنین چون اسمم تپسی یه ( همه دوست دارن بیان اینجا ) هرکاری دوست دارم می تونم انجام بدم ! باید تو اون چهار چوب حرکت کنید
خوبه که این پیج وجود داره که افراد میتونن نظرات خودشون رو راحت بنویسن تا بقیه بدونن و بعد برای ورود به این مجموعه اقدام کنن.من هم تمام انتقاداتی که مطرح شده را تایید میکنم.نظرات را که میخوندم جالبه که هیچکس از مجموعه و مدیریت دوزاری اون به خوبی یاد نمیکنه(حتی یکنفر) و همه معترض هستن و واقعا جای تأسف داره که مدیریت ارشد وقتی این حجم از انتقاد رو میبینه ولی هیچ کاری نمیکنه.این مجموعه توسط یک سری احمق اداره میشه که مشخص نیست پشت پرده چه داستانی هست که اگه همه معترض و ناراضی هم باشند، آب از آب تکان نمیخوره و مدیر تحقیق و توسعه و شرکای باند مافیایی همچنان برقرار هستند و نیروها همیشه بگونه ای حذف میشوند که گند کاریها مخفی بماند.شخصیت مدیر تحقیق و توسعه اینگونه است که هر از چند گاهی به یه بهانه با افراد به مشکل میخوره و چون دستش برای نیروها رو میشه، برای اینکه گند کارهاش بیشتر در نیاد نیروها را با یه بهانه ای و به دروغ و با گستاخانه ترین روش ممکن حذف میکنه.مدیر در واقع با همه مشکل داره جز با چند نفر از باند سوگلی های خودش و مقربین.در نظرات همکاران هم کاملا موارد قید شده و کسی را پیدا نمیکنید از مدیر و شخصیت پلید و فاسد اون تعریف کنه.مدیر لمپن و فاسد مجموعه یک شخصیت بیمار داره که همیشه نسبت به همه سوءظن داره و به خودش اجازه میده هر نوع رفتار بچگانه و دور از ادبی رو با پرسنل انجام بده.بماند که چقدر در حق افراد نامردی کرده و باعث خروج چه تعداد افراد شد که یکسری را اخراج کرد و یکسری خودشان فرار کردند.از یکنفر که خودش با شارلاتان بازی به جاهای بالا رسیده چه انتظاری هست؟ از کسی که فقط در این مجموعه بهش کار دادن و در جاهای دیگه همون تکنسین بوده چه انتظاری هست؟ از کسی که در این مجموعه به نون و نوایی رسیده و سعی میکنه خودش رو سطح بالا نشون بده ولی آدم این حرفا نیست چه انتظاری هست؟ از کسی که مدیر تحقیق و توسعه است اما فقط کلمات رکیک و فحش تو کلامش هست و استایل لاتی میگیره چه انتظاری هست؟هر کسی شخصیت و فرهنگ محیطی که تو اون تربیت شده رو به محیط کار میاره که در مورد مدیر مشخصه از کجا اومده و به کجاها رسوندنش. در مجموعه صداقت و شفافیت و درستی وجود نداره و فقط شارلاتان ها ذینفع هستن.باند مافیا اگر احساس کند دستشان برای پرسنل رو شده و منافع اونا به خطر افتاده، با اطلاع دادن به مدیر و همکاری با اون باعث میشن فرد از مجموعه به یک بهانه ای حذف بشه قبل از اینکه فرد در مجموعه سمپاشی کند یا به مدیران بالا دستی اطلاع بده.یادمه یه فردی قوی و با تجربه در مجموعه بود که رییس اون که از اعضای باند مقربین بود نتوانست حضور آن فرد را به دلیل ترس از اینکه ممکن است روزی جایگزین خودش بشه، تحمل کند و به صورت توهین آمیز اون فرد از مجموعه اخراج شد. مدیر یکسری رییس احمق بله قربان گو و دوزاری بیسواد را در گروهها(البته به جز دو سه گروه) قرار داده که مثل خودش پرسنل را مثل برده ببینند و فقط فکر منافع خودشان باشند و هرگاه منافع خود را در خطر دیدند دست به کار شوند. این رییس های دوزاری حقیرتر و بیسوادتر از اونی هستند که بتونن نیروهای توانمند و باسواد را ارزیابی کنند و باعث عدم ارتقا اونا بشن و حقوق و پاداش اونا دست این دوزاری ها باشه.کلا مجموعه تحقیق و توسعه مجموعه کثیفی است که از بیرون ظاهر خوبی دارد و در باطن لجن است.افرادی که آرزو میکنند وارد این مجموعه شوند خوبه بدانند که در این مجموعه نهایت دو سه سال بتوانند دوام بیاورند و بعد از دیدن گند کاریها یا باید تحمل کنی یا فرار کنی.تحمل دیدن تبعیض و ارزیابی یک رییس احمق که مستقیما روی حقوق و مزایا و ارتقا سازمانی تاثیر میزاره، بسیار سخت است.حقوق و مزایا پرسنل (به جز رییسها و اعضای باند مقربین که حقوق های بالا و امتیازات ماورایی دارند)در مقایسه با حجم کار و تحمل فشار روحی و فکری و فشار کاری و عدم تعادل بین زندگی و کار و اعصاب خوردی ها و تحت تاثیر قراردادن سلامتی پرسنل بسیار بسیار کم است و اصلا نمی ارزه. یک تعداد معدودی در مجموعه حقوق بالا و امتیاز و ارتقا میگیرند که یا جزو زیر مجموعه باند هستند یا سوگلی های خود مدیر که تعدادشان قلیل هست.غیر از این افراد مابقی خارج گود هستن.اگر شخصیت آدم جوری باشه که پیش مدیر زیرآب نیروهای دیگه رو بزنه و آدم فروشی کنه و براش جاسوسی کنه و آدم مدیر بشه، بهش خوب امتیاز میده وگرنه هیچی.افراد جدیدی که میخواهند به این مجموعه بیایند، اگر به دنبال آرامش و پیشرفت و رسیدن عادلانه به حق و حقوق خود هستند، به این مجموعه نیان که هیچ خبری نیست و صدای دوهول از دور خوش است. اینهمه نظر منفی واقعی از محیط تحقیق و توسعه را بخونید و قبل از اینکه پشیمان بشید، اصلا متقاضی کار در این مجموعه فاسد نشوید که نقطه مثبت که نداره هیچ و همش نقاط منفی است و آخرش سلامتی و اعصاب و روان هم نابود میشه اینجا.واقعا جای تأسف داره واسه همچین مجموعه ای که در کشور نامدار هم هست اینکه همچین افرادی رو در راس کار گذاشته که مثل مهدکودک یا پادگان با پرسنل رفتار میکنند.
من به عنوان کسی که در تیم PMO شرکت نقش اول کیفیت کار کردم، میخواهم حقیقتی که در مورد این تیم تجربه کردم را به اشتراک بگذارم. اونجا جو خیلی ناسالم بود و توصیه نمیشود. رفتار با افراد مثل کارگرانی بیجان بود و انگار نه انگار که انسان هستند؛ تنها انتظار میکشیدن که بیهیچ اعتراضی کار کنند و حرفی نزنند، چون هر گونه نقد یا پیشنهاد ممکن بود به برچسبهای زیادی منجر شود و بعدها با همان صفتها شناخته میشدیم. از جمله برچسبهایی که به کارمندان نسبت میدادند، لوس بودن، بیمسئولیتی، استرس بالا و حساسیت بودند و این وضعیت مدام تکرار میشد. کار در این تیم به طور مداوم احساس کمبود اعتماد به نفس را تقویت میکرد و فشار کاری بیشمار بود؛ اکثر شبها تا ساعات پایانی همانند ۷-۸ شب باید میماندیم و کار میکردیم بدون اضافهکاری پرداخت نشده و در پایان هم همیشه بدهکار بودیم و تعادل کار و زندگی دیگر وجود نداشت. مشکلاتی که تیم PMO داشت، به مدیریت نامناسب این تیم برمیگشت؛ مدیرانی که فقط ظاهر و PMP را میدیدند و به تیم نگاه عمیق مدیریتی نداشتند. آنهایی که تنها به جایگاه نیروها اهمیت میدادند و از لیدر تیم حمایت میکردند، حتی اگر کارشناس حق با او باشد، پشت تیم لیدر پنهان میشدند و افراد را کنار میکردند. در مصاحبهها هم به دنبال شخصیتهای مطیع میگشتند تا هر طور میخواهند با آنها رفتار کنند و تمایلی به پاسخگویی و گفتگو نشان نمیدادند. نرخ خروج از تیم هم گواهی بود بر تجربهام؛ هر چند ماه یکبار ایمیل خداحافظی میرسید و میدیدیم چه برخورد نامطلوبی با همکاران میشود و حتی جرات استعفا هم نداشتیم. به طور کلی اگر هدف از کار در فضایی سالم برای رشد است، تیم PMO نقش اول کیفیت را به هیچ وجه پیشنهاد نمیکنم.
زمانی که وارد این شرکت شدم، به نظر میرسید که همه چیز به هم ریخته است و جای هیچکس مشخص نیست. هیچ مدیر واحدی وجود ندارد و افراد گاهی واقعا کارهایشان را درست انجام نمیدهند. مدیر عامل به صورتی بیثبات رفتار میکند، نگاهش بیشتر سلطهگرانه است تا حمایتی و انصاف لازم در برخورد با تیم را ندارد؛ تخصصی هم در حوزه مدیریت ندارد. حقوقها به نظر منصفانه نمیآمد و به شدت پایینتر از سطح بازار بود، هرچند تصور میشد حقوق خوبی میدهند. پروژهها به نتیجه مطلوبی نمیرسند و پایان روشنی ندارند. تسکها به وضوح مشخص نشدهاند و معلوم نیست تا کی و چه زمانی چه کاری باید انجام بشود. به کار کردن در اینجا علاقهای ایجاد نمیشود. در بخش سختافزار احتمالا در سال اول میشود مقداری تجربه و دانش به دست آورد، اما در بخش نرمافزار طی سه ماه اول هر چیزی که لازم باشد یاد میگیری، بعد از آن عملا خبری نیست. بخشهای دیگر هم از خیلی چیزها بیخبرم، اما به طور خلاصه شرکت شلخته است و ساختار سلسلهمراتبی مشخصی ندارد. مدیران رفتار مناسبی ندارند و دانش مدیریتی کافی هم در آنها دیده نمیشود.
فوق العاده کالای بی کیفیتی ارائه میدهند متاسفانه یکدستگاه استند خریدم بعد از ارسال متوجه شدم کار دست دو و استوک به من دادن خیلی دقت کنید در خریدتون
کار هیچ خوبی نداره و فقط باید راه برید و چندین ساعت و بار جا به جا کنید نفرات بالا سری شما با رفیقا و آشنا های خودشون اوکی هستن و کار آسون رو میدن به اونا و کسی که تازه میاد رو در کل روز فقط میفرستن پی حمالی و براشون ام مهم نیست کار سنگین کردی و فقط کار های منفی تو رو میبینن در کل برای ۱ .۲ ماه که حقوق بگیری و لنگ نمونی بد نیست حقوق ۱۳ ۱۴
برای من تجربهکاری در این شرکت نسبتا خوب آغاز شد و در کل میتونم بگم جای بحث بالایی از انتظار رو برآورده نمیکنه. شاید از نظر حقوق و مزایا یا امکانات خاصی که برای راحتی کار در نظر بگیرن، نباید خیلی انتظار داشت؛ همچنین ابزارها و تجهیزات پیشرفتهای که به کارم آدم راحتتر بشه رو هم زیاد نمیشه انتظار داشت. برخورد با همکاران هم یک سبک خاصی داره؛ معمولا با همدیگه صمیمی نمیشن، به نام کوچیک صدا نمیزنن، از واژه آقا یا خانم همراه با فامیلی استفاده میکنن، و از بهکارگیری فعل مفرد هم پرهیز میکنن. این قوانین بعضی وقتها برای نیروها ممکنه آزاردهنده و خیلی خشک و سختگیرانه به نظر بیاد؛ مخصوصا وقتی از نظر محیطی و انعطافپذیری کمبود وجود داشته باشه. در ادامه با اینکه کارم رو بلد بودم و یادگیری جدیدی هم انجام میدادم، حس میکردم که دیگه توی مجموعه فرصت رشد و ارتقاء وجود نداره و به نوعی کنار گذاشته میشم. به طور کلی، اگر سابقه کار زیادی ندارید و در حال یادگیری هستید، میشه گفت شرکت نسبتا خوبیه.
در کل روند کار با این شرکت خوب بود. مشاورها به من کمک زیادی کردند و خیلی پیگیر بودن. فقط بعضی وقتها پیش میومد که نیاز داشتم اطلاعات بیشتری در مورد نحوه کار و مراحل داشتم. ولی در نهایت همهچیز روشن و واضح شد.
ترجمیک محلی مناسب برای کار نیست، اما چالشهای خاصی هم در آن وجود دارد. فشار کاری گاهی زیاد است و انتظارهای مدیران میتواند استرسزا باشد. برخی پروژهها تکراریاند و فرصتهای خلاقانه کمی فراهم میشود. تسویهها معمولا به موقع انجام میشوند، اما مقدارشان چندان بالا نیست. همچنین ارتباط بین بخشها گاهی ضعیف است که ممکن است سردرگمی ایجاد کند. به طور کلی محیط کار خوب است، هرچند هنوز جای پیشرفت در برخی زمینهها حس میشود.
در یکی از شرکتهای پیشرو در عرصه نفت، گاز و پتروشیمی کار میکردم و تجربهام از حضور در EIED برای من جزء بهترین بخشهای زندگی حرفهایام بوده است. با این حال، نبود پروژههای جدید موجب جابهجایی برخی از مهندسان و همکاران شد و این نکته باعث ناپایداری میشد. نسبت به تعادل بین کار و زندگی اهمیت میدادم و به ارزشهای سازمانی توجه میکردم. مدیرعامل شرکت رفتاری خوب داشت و این ارتباط باعث شد تا به آیندهای روشن با امید نگاه کنم.
برای بار اول به کار مینشینم تا بفهمم معنی خالهزنکبازی چیست و خوشآمدگوییهای بیمعنا را میبینم در اینجا با مدیرانی بیسواد روبهرو میشویم که جامعه را به مفتخوری دعوت میکنند، اینجا خوشآمد میگوید پیامهایی که نوشتند را یکی یکی تگ زدم و خواندم همه چیز درست بود اما واقعیت چیزی فراتر بود بدترین محیطی بود که میشه تصور کرد واقعا خدارا شکر که از آنجا بیرون آمدم
گذشتهای را که با این شرکت داشتم به طور واضح بهخاطر میآورم: مدیریتی سنتی و سفت و سخت که به نظر میرسید بیشتر از هر چیز دنبال کنترل باشد. رفتارهایی دیدم که نشان میداد در درون سازمان، بحث و جدل و کشمکش بین همکاران رایج است و بعضا نسبتهای نادرستی میان همکاران مطرح میشد. برخی از افراد که به آنها اعتماد میکردم، به عنوان مدیران به گونهای رفتار میکردند که من را به تردید میانداخت و از ارتباطهای غیرضروری میان تیمها سخن میگفتند. به نظر میرسید ارتباط با کارفرما و تصمیمگیریهای پروژهها گاهی با نگاههای شخصی و سلیقهای همراه است. اگرچه فردی که مدیرعامل بود دارای تحصیلات آکادمیک در حوزه دیگر بود، اما ارتباط بین تخصص و حوزه کاری فناوری اطلاعات برای من واضح نبود. در کار با برخی همکاران، فضا طوری بود که گاهی نسبتها و شایعاتی بین همکاران پخش میشد و جو سازمانی به سمت تشنج میرفت. اینکه در چنین شرایطی افراد خاصی بتوانند نقشآفرینی منفی یا فتنهگری داشته باشند، بارها به گوشم رسید و فضایی پرتلاطم را ایجاد میکرد. به طور کلی، با وجود تمام تلاشها، تجربهای که از همکاری با این تیم داشتم به سختی میخواست بین بازخوردها و واقعیتها همسو بماند و با توجه به این تجربیات، توصیه میکنم اگر به این شرکت میرسید، دقیقا درباره شیوههای مدیریتی و فضای کار پرسوجو و ارزیابی کنید تا مسیر شغلیتان با خطرات کمتری همراه باشد.
درست مثل یک همکار تماموقت با شرکت همکاری میکردم اما از راه دور و بهعنوان منشی. تابستان سال قبل آگهی شرکت را در دیوار دیدم و تصمیم گرفتم با آنها همکاری کنم. در ابتدا توافق کردم چهار ساعت در روز کار کنم و حقوق را هم یک میلیون در نظر بگیرم. روش کار شرکت به این شکل بود که وقتی برایشان کار میکردی، بهعنوان یکی از همکاران تلقی میشدی و با تو رفتار مناسبی داشتند. اما موقع پرداخت حقوق هر ماه به علیرغم انجام درست وظایف، آقای فرمان که خود را طلبکار میدانستند، ادعا میکردند که کار من ارزش کافی ندارد و بهطور مداوم میگفتند کارم را درست انجام نمیدهم. من هر ماه بیشتر از وظایفی که به من محول میشد برایشان کار میکردم، اما همچنان با فشارهای حقوقی روبهرو میشدم و اذیتم میکردند.
سلام سال 98 واسه این شرکت کار کردم این شرکت انقدر به درد نخوره میانگین حضور یک شخص تو این شرکت زیر یک سال هست هرکی میاد نمیمونه فرار میکنه فقط به آرامش برسه این شرکت کار تخصصیش بیشتر زد و بند و آشنا بازی و پول شویی هست تا کارای کامپیوتری و نرم افزاری هرچی مجوز گرفته همه رو با آشنا بازی گرفته
من تجربه کاری دراین شرکت رو ندارم ولی برای مصاحبه که رفتم فرمی دادند که که از قبل مصاحبه رزومهام رو ارسال کرده بودم متاسفانه از قبل نگفته بودند که فرم به عنوان تست هوش که شامل سوالات ریاضی و انگلیسی بود که سوالات بیربط از هم بود و که از قبل نگفته بودند و باعث تاخیر در مصاحبه بعدی من شد! اگر قرار بر آزمودن تست هوش و یا تست شخصیت شناسی بود باید از قبل ایمیل می کردند و یا حداقل اطلاع میداند که باعث اتلاف زمان نباشه عدم پرداخت به موقع و داشتن ساعت کاری بالا یکی دیگه از معایب بود که به گویا خودشون اصرار داشتند که مدیر مارکتینگ بر تعادل کار و زندگی اصرار دارند! متاسفانه مدیر میانی که اتفاقا من در دوره ای که شرکت کرده که ایشون هم قبلا شرکت بودند ولی خیلی اطلاعات جامعی نداشتند! من حتی با توجه به این که دیرکرد حقوق دو ماهه داشتند ولی چون برندی شناخته شده ای بودند دوست داشتم حتما در رزومهام باشه ولی متاسفانه با توجه به این که روند مصاحبه خیلی خوب بود و فکر می کردم تماس بگیرند با گذشت سه هفته با پیگیری خودم که بازم پاسخگو نبودند! خوشحالم انتخاب بهتری در جایی دیگر داشتم.
من به عنوان کارشناس در این شرکت تجربهای داشتم که میخواهم به صورت روشن و صادقانه بازگو کنم. مدت کوتاهی که با این مجموعه کار کردم، متوجه شدم حقوق من به درستی پرداخت نمیشد و بابت حق و حقوقم احساس فشار میکردم. وقتی موضوع را پیگیری میکردم، با چند نوع قرارداد، سفته و تضمین روبهرو میشدم و گمان میکردم احتمالا به نتیجه مطلوب نمیرسم. از تجربهی همکارانم هم چنین برداشتها را شنیدم؛ همهگی ناراضی بودند و به نظر میرسید مدیریت بیشتر به دنبال سود فوری برای مشتریان است تا حفظ اعتماد و رعایت اصول حرفهای. من هم فقط منتظر اتمام قرارداد هستم تا بتوانم از آنجا بیرون بروم و برای مسیر شغلی خودم تصمیم به خروج بگیرم. تعداد زیادی از دوستانم هم احساس مشابهی داشتند.
من سالی را در این شرکت سپری کردم و در سیستمی که تغییرات مدیریتی زیادی به وجود آمد، به ویژه زمانی که مدیر مالی سابق به جایگاه مدیرعاملی رسید، اوضاع سبک و سنگین شد. با انتصابش به عنوان مدیرعامل، کسانی که رابطهای نزدیک با او داشتند وارد فهرست مدیران شدند و حقوق و مزایای بالایی دریافت کردند. از آن طرف، افرادی که پیشتر در شرکت وجود داشتند و به لحاظ تجربه چندان قابل توجه نبودند، به سرعت به سمت مدیران مختلف گمارده شدند؛ به عنوان مثال منشی به مدیریت اداری و منابع انسانی رسید یا فردی در واحد مالی که از او راضی نبودند به عنوان مدیر اعتبار معرفی شد. فرزندان و بستگانش هم بدون سابقه کاری مشخص به مقامهایی مانند مدیر صندوق رسیدند. همچنین مدیری مالی هم از جانب او استخدام شد که تنها به او خود را مدیر مالی مینامید و سایرین از رفتارهای منفی نسبت به او صحبت میکردند. در نهایت به خاطر نبود تجربه مدیریتی قوی در او، تصمیم گرفتند افراد وابسته و کمریسک را به عنوان رأس هرم مدیریتی بنشانند تا موقعیتشان امن باشد. نتیجه این تغییرات برای من و بسیاری از همکاران، ترک شرکت بود.
تجربهام از شرکت موبایلت را بهگونهای بازنویسی میکنم که لحن و معنا حفظ شود اما زبان تازه و منطقیتری بیابد. از همان ابتدا باید بگویم که برخورد اولیه با مصاحبهها حرفهای نبود و مشکلات اساسی از همان دقایق اول روشن میشد. بهطور کلی برای افراد سطح جونیور مناسب است چون نکتهای که مهم است، تجربهی بلندپروازانه یا پیچیده نبودن پروژهها و توجه نکردن دقیق به جزئیات است. به نظر میرسد که تیم به تخصص عمیق برای افراد حرفهای پیشنهاد نمیکند و با وجود کمبود ساختار، فرایندها بهطور واضح مشخص نشده بود. با این حال، برای کسانی که تازهکار هستند یا انتظار جزئیات کمتر نسبت به سطح حرفهای دارند، میتواند فرصتهای ابتدایی نسبتا مناسبی فراهم شود.
من وارد شرکتی شدم که در حوزه پرداخت الکترونیک فعالیت میکند و تجربهام از کار در آنجا را بازگو میکنم. اگر از طریق پارتی وارد شوی، به نظر میرسد که اوضاع برایت بهتر میشود و حقوق و مزایا و پاداش بالاتر است، اما از نظر من رنج حقوقی در آن شرکت کم نیست. اما اگر پارتی ندارید و نمیتوانید از زیر اب زدن و تهمت گفتن دست بردارید، به هیچ وجه به سداد نیایید. جو کار بسیار سمی است و واقعا آزاردهنده، گویی به سبک ادارات دولتی قبل از بیست تا سی سال است که هیچکس با صداقت کار نمیکند و عدهای دائما زیراب میزنند و روزانه به ساختن تهمت مشغولاند. کسانی که در شرکتهای دیگر به عنوان جونیور کار میکنند، با روابط… به سمت موقعیت مدیر شدن در سداد ارتقا مییابند.
من با شرکت پرشیا خودرو تجربهای در حوزه مدیر دیجیتال مارکتینگ داشتم. برای آغاز کار، اول با خانم امیر مصاحبه کردم و او مرا به سمت آقای رشیدی هدایت کرد. در نتیجه کل روند مصاحبه بهطور کلی ضعیف به نظر میرسید. پس از گذشت یک هفته به کمیته منابع انسانی رفتم؛ جلسات چهار نفره بود که هر کدام سطح تسلط متفاوتی داشتند. سوالات به شکل کلیشهای و با حالت مصاحبهگری حرفهای مطرح شد. از من پروپوزال خواستند و بالاخره پس از یک هفته روی پروپوزال کار کردم و گفتم آماده است؛ اما از من خواستند آن را ایمیل کنم. وقتی گفتند ایمیل کن، من فرستادم. اما نتیجه به شکلی بود که احساس کردم اگر رنگ خبر و کار را ببینم، من هم همان احساس را دارم. به نظر میرسید که پاسخ مثبتی نمیگیرم، و به نوعی از پذیرش فاصله داشتم. در نهایت به تعبیر من اوضاع به شکلی بود که بیان شود پرشیا خودرو شرایط خوبی ندارد، یا حداقل در مقایسه با توقع من، فاصله وجود داشت. نتیجهای که از تجربه گرفتم این بود که با وجود تلاش و ارسال پروپوزال، ارزیابی نهایی همچنان مثبت نبود. شوتی خودرو!
با سلام ، متاسفانه بازار کاری ایران اونقدر خراب شده که کارجو باید فقط دنبال شرکتای بزرگ بگرده تا شاید یه ذره خیالش از بابت پرداختیا راحت باشه .... ولی خب گول این اسم های بزرگ رو نخورید ! 1- یه فرم برای من فرستادن که نوشته بود یک و ساعت و نیم مصاحبه الگوریتم، یک ساعت و نیم مصاحبه تکنیکال سیستم دیزاین ، یک ساعت و نیم مصاحبه سازمانی و.. و... دنبال چی می گردین ؟؟؟ ( همین جا باید انصراف می دادم ! ) 2- مصاحبه با کمی تاخیر شروع شد و طرف شروع کرد به سوال ریاضی پرسیدن یه چیزایی پیش خودش پشت سر هم تند تند می گفت و از جبر و احتمال، که وقتی اخرش ازش می پرسیدی خب جواب درست چی بود ؟ خودش هم نمی دونست!! 3- حالا رفتیم سراغ سوال الگوریتمی و باز هم تند تند یک سوالی رو شروع کرد به تعریف کردن و کد خواستن - جالب اینجاس که ایشون فرهنگ (live coding ) رو ندارن ! نه صورت سوالو گذاشتن که ادم ببینه یا فکر کنه نه تست کیسی نه چیزی، بعد اسرار من یه دوتا تیس کیس بزور نوشت که من ببینم بگذریم از اینکه ادب واحترام ، این چیزام که تعطیل ( ایشون می گفتم رزومتونو تعریف کنین - وسطش حوصلش سر می رفت قطعش می کرد !) ولی در کل اینکه هرکاری فرهنگی و استانداردی داره اینجوری که شما دوست داری پیش ببری نیست ! فکر نکنین چون اسمم تپسی یه ( همه دوست دارن بیان اینجا ) هرکاری دوست دارم می تونم انجام بدم ! باید تو اون چهار چوب حرکت کنید
خوبه که این پیج وجود داره که افراد میتونن نظرات خودشون رو راحت بنویسن تا بقیه بدونن و بعد برای ورود به این مجموعه اقدام کنن.من هم تمام انتقاداتی که مطرح شده را تایید میکنم.نظرات را که میخوندم جالبه که هیچکس از مجموعه و مدیریت دوزاری اون به خوبی یاد نمیکنه(حتی یکنفر) و همه معترض هستن و واقعا جای تأسف داره که مدیریت ارشد وقتی این حجم از انتقاد رو میبینه ولی هیچ کاری نمیکنه.این مجموعه توسط یک سری احمق اداره میشه که مشخص نیست پشت پرده چه داستانی هست که اگه همه معترض و ناراضی هم باشند، آب از آب تکان نمیخوره و مدیر تحقیق و توسعه و شرکای باند مافیایی همچنان برقرار هستند و نیروها همیشه بگونه ای حذف میشوند که گند کاریها مخفی بماند.شخصیت مدیر تحقیق و توسعه اینگونه است که هر از چند گاهی به یه بهانه با افراد به مشکل میخوره و چون دستش برای نیروها رو میشه، برای اینکه گند کارهاش بیشتر در نیاد نیروها را با یه بهانه ای و به دروغ و با گستاخانه ترین روش ممکن حذف میکنه.مدیر در واقع با همه مشکل داره جز با چند نفر از باند سوگلی های خودش و مقربین.در نظرات همکاران هم کاملا موارد قید شده و کسی را پیدا نمیکنید از مدیر و شخصیت پلید و فاسد اون تعریف کنه.مدیر لمپن و فاسد مجموعه یک شخصیت بیمار داره که همیشه نسبت به همه سوءظن داره و به خودش اجازه میده هر نوع رفتار بچگانه و دور از ادبی رو با پرسنل انجام بده.بماند که چقدر در حق افراد نامردی کرده و باعث خروج چه تعداد افراد شد که یکسری را اخراج کرد و یکسری خودشان فرار کردند.از یکنفر که خودش با شارلاتان بازی به جاهای بالا رسیده چه انتظاری هست؟ از کسی که فقط در این مجموعه بهش کار دادن و در جاهای دیگه همون تکنسین بوده چه انتظاری هست؟ از کسی که در این مجموعه به نون و نوایی رسیده و سعی میکنه خودش رو سطح بالا نشون بده ولی آدم این حرفا نیست چه انتظاری هست؟ از کسی که مدیر تحقیق و توسعه است اما فقط کلمات رکیک و فحش تو کلامش هست و استایل لاتی میگیره چه انتظاری هست؟هر کسی شخصیت و فرهنگ محیطی که تو اون تربیت شده رو به محیط کار میاره که در مورد مدیر مشخصه از کجا اومده و به کجاها رسوندنش. در مجموعه صداقت و شفافیت و درستی وجود نداره و فقط شارلاتان ها ذینفع هستن.باند مافیا اگر احساس کند دستشان برای پرسنل رو شده و منافع اونا به خطر افتاده، با اطلاع دادن به مدیر و همکاری با اون باعث میشن فرد از مجموعه به یک بهانه ای حذف بشه قبل از اینکه فرد در مجموعه سمپاشی کند یا به مدیران بالا دستی اطلاع بده.یادمه یه فردی قوی و با تجربه در مجموعه بود که رییس اون که از اعضای باند مقربین بود نتوانست حضور آن فرد را به دلیل ترس از اینکه ممکن است روزی جایگزین خودش بشه، تحمل کند و به صورت توهین آمیز اون فرد از مجموعه اخراج شد. مدیر یکسری رییس احمق بله قربان گو و دوزاری بیسواد را در گروهها(البته به جز دو سه گروه) قرار داده که مثل خودش پرسنل را مثل برده ببینند و فقط فکر منافع خودشان باشند و هرگاه منافع خود را در خطر دیدند دست به کار شوند. این رییس های دوزاری حقیرتر و بیسوادتر از اونی هستند که بتونن نیروهای توانمند و باسواد را ارزیابی کنند و باعث عدم ارتقا اونا بشن و حقوق و پاداش اونا دست این دوزاری ها باشه.کلا مجموعه تحقیق و توسعه مجموعه کثیفی است که از بیرون ظاهر خوبی دارد و در باطن لجن است.افرادی که آرزو میکنند وارد این مجموعه شوند خوبه بدانند که در این مجموعه نهایت دو سه سال بتوانند دوام بیاورند و بعد از دیدن گند کاریها یا باید تحمل کنی یا فرار کنی.تحمل دیدن تبعیض و ارزیابی یک رییس احمق که مستقیما روی حقوق و مزایا و ارتقا سازمانی تاثیر میزاره، بسیار سخت است.حقوق و مزایا پرسنل (به جز رییسها و اعضای باند مقربین که حقوق های بالا و امتیازات ماورایی دارند)در مقایسه با حجم کار و تحمل فشار روحی و فکری و فشار کاری و عدم تعادل بین زندگی و کار و اعصاب خوردی ها و تحت تاثیر قراردادن سلامتی پرسنل بسیار بسیار کم است و اصلا نمی ارزه. یک تعداد معدودی در مجموعه حقوق بالا و امتیاز و ارتقا میگیرند که یا جزو زیر مجموعه باند هستند یا سوگلی های خود مدیر که تعدادشان قلیل هست.غیر از این افراد مابقی خارج گود هستن.اگر شخصیت آدم جوری باشه که پیش مدیر زیرآب نیروهای دیگه رو بزنه و آدم فروشی کنه و براش جاسوسی کنه و آدم مدیر بشه، بهش خوب امتیاز میده وگرنه هیچی.افراد جدیدی که میخواهند به این مجموعه بیایند، اگر به دنبال آرامش و پیشرفت و رسیدن عادلانه به حق و حقوق خود هستند، به این مجموعه نیان که هیچ خبری نیست و صدای دوهول از دور خوش است. اینهمه نظر منفی واقعی از محیط تحقیق و توسعه را بخونید و قبل از اینکه پشیمان بشید، اصلا متقاضی کار در این مجموعه فاسد نشوید که نقطه مثبت که نداره هیچ و همش نقاط منفی است و آخرش سلامتی و اعصاب و روان هم نابود میشه اینجا.واقعا جای تأسف داره واسه همچین مجموعه ای که در کشور نامدار هم هست اینکه همچین افرادی رو در راس کار گذاشته که مثل مهدکودک یا پادگان با پرسنل رفتار میکنند.
من به عنوان کسی که در تیم PMO شرکت نقش اول کیفیت کار کردم، میخواهم حقیقتی که در مورد این تیم تجربه کردم را به اشتراک بگذارم. اونجا جو خیلی ناسالم بود و توصیه نمیشود. رفتار با افراد مثل کارگرانی بیجان بود و انگار نه انگار که انسان هستند؛ تنها انتظار میکشیدن که بیهیچ اعتراضی کار کنند و حرفی نزنند، چون هر گونه نقد یا پیشنهاد ممکن بود به برچسبهای زیادی منجر شود و بعدها با همان صفتها شناخته میشدیم. از جمله برچسبهایی که به کارمندان نسبت میدادند، لوس بودن، بیمسئولیتی، استرس بالا و حساسیت بودند و این وضعیت مدام تکرار میشد. کار در این تیم به طور مداوم احساس کمبود اعتماد به نفس را تقویت میکرد و فشار کاری بیشمار بود؛ اکثر شبها تا ساعات پایانی همانند ۷-۸ شب باید میماندیم و کار میکردیم بدون اضافهکاری پرداخت نشده و در پایان هم همیشه بدهکار بودیم و تعادل کار و زندگی دیگر وجود نداشت. مشکلاتی که تیم PMO داشت، به مدیریت نامناسب این تیم برمیگشت؛ مدیرانی که فقط ظاهر و PMP را میدیدند و به تیم نگاه عمیق مدیریتی نداشتند. آنهایی که تنها به جایگاه نیروها اهمیت میدادند و از لیدر تیم حمایت میکردند، حتی اگر کارشناس حق با او باشد، پشت تیم لیدر پنهان میشدند و افراد را کنار میکردند. در مصاحبهها هم به دنبال شخصیتهای مطیع میگشتند تا هر طور میخواهند با آنها رفتار کنند و تمایلی به پاسخگویی و گفتگو نشان نمیدادند. نرخ خروج از تیم هم گواهی بود بر تجربهام؛ هر چند ماه یکبار ایمیل خداحافظی میرسید و میدیدیم چه برخورد نامطلوبی با همکاران میشود و حتی جرات استعفا هم نداشتیم. به طور کلی اگر هدف از کار در فضایی سالم برای رشد است، تیم PMO نقش اول کیفیت را به هیچ وجه پیشنهاد نمیکنم.
زمانی که وارد این شرکت شدم، به نظر میرسید که همه چیز به هم ریخته است و جای هیچکس مشخص نیست. هیچ مدیر واحدی وجود ندارد و افراد گاهی واقعا کارهایشان را درست انجام نمیدهند. مدیر عامل به صورتی بیثبات رفتار میکند، نگاهش بیشتر سلطهگرانه است تا حمایتی و انصاف لازم در برخورد با تیم را ندارد؛ تخصصی هم در حوزه مدیریت ندارد. حقوقها به نظر منصفانه نمیآمد و به شدت پایینتر از سطح بازار بود، هرچند تصور میشد حقوق خوبی میدهند. پروژهها به نتیجه مطلوبی نمیرسند و پایان روشنی ندارند. تسکها به وضوح مشخص نشدهاند و معلوم نیست تا کی و چه زمانی چه کاری باید انجام بشود. به کار کردن در اینجا علاقهای ایجاد نمیشود. در بخش سختافزار احتمالا در سال اول میشود مقداری تجربه و دانش به دست آورد، اما در بخش نرمافزار طی سه ماه اول هر چیزی که لازم باشد یاد میگیری، بعد از آن عملا خبری نیست. بخشهای دیگر هم از خیلی چیزها بیخبرم، اما به طور خلاصه شرکت شلخته است و ساختار سلسلهمراتبی مشخصی ندارد. مدیران رفتار مناسبی ندارند و دانش مدیریتی کافی هم در آنها دیده نمیشود.
فوق العاده کالای بی کیفیتی ارائه میدهند متاسفانه یکدستگاه استند خریدم بعد از ارسال متوجه شدم کار دست دو و استوک به من دادن خیلی دقت کنید در خریدتون
کار هیچ خوبی نداره و فقط باید راه برید و چندین ساعت و بار جا به جا کنید نفرات بالا سری شما با رفیقا و آشنا های خودشون اوکی هستن و کار آسون رو میدن به اونا و کسی که تازه میاد رو در کل روز فقط میفرستن پی حمالی و براشون ام مهم نیست کار سنگین کردی و فقط کار های منفی تو رو میبینن در کل برای ۱ .۲ ماه که حقوق بگیری و لنگ نمونی بد نیست حقوق ۱۳ ۱۴
برای من تجربهکاری در این شرکت نسبتا خوب آغاز شد و در کل میتونم بگم جای بحث بالایی از انتظار رو برآورده نمیکنه. شاید از نظر حقوق و مزایا یا امکانات خاصی که برای راحتی کار در نظر بگیرن، نباید خیلی انتظار داشت؛ همچنین ابزارها و تجهیزات پیشرفتهای که به کارم آدم راحتتر بشه رو هم زیاد نمیشه انتظار داشت. برخورد با همکاران هم یک سبک خاصی داره؛ معمولا با همدیگه صمیمی نمیشن، به نام کوچیک صدا نمیزنن، از واژه آقا یا خانم همراه با فامیلی استفاده میکنن، و از بهکارگیری فعل مفرد هم پرهیز میکنن. این قوانین بعضی وقتها برای نیروها ممکنه آزاردهنده و خیلی خشک و سختگیرانه به نظر بیاد؛ مخصوصا وقتی از نظر محیطی و انعطافپذیری کمبود وجود داشته باشه. در ادامه با اینکه کارم رو بلد بودم و یادگیری جدیدی هم انجام میدادم، حس میکردم که دیگه توی مجموعه فرصت رشد و ارتقاء وجود نداره و به نوعی کنار گذاشته میشم. به طور کلی، اگر سابقه کار زیادی ندارید و در حال یادگیری هستید، میشه گفت شرکت نسبتا خوبیه.
در کل روند کار با این شرکت خوب بود. مشاورها به من کمک زیادی کردند و خیلی پیگیر بودن. فقط بعضی وقتها پیش میومد که نیاز داشتم اطلاعات بیشتری در مورد نحوه کار و مراحل داشتم. ولی در نهایت همهچیز روشن و واضح شد.
ترجمیک محلی مناسب برای کار نیست، اما چالشهای خاصی هم در آن وجود دارد. فشار کاری گاهی زیاد است و انتظارهای مدیران میتواند استرسزا باشد. برخی پروژهها تکراریاند و فرصتهای خلاقانه کمی فراهم میشود. تسویهها معمولا به موقع انجام میشوند، اما مقدارشان چندان بالا نیست. همچنین ارتباط بین بخشها گاهی ضعیف است که ممکن است سردرگمی ایجاد کند. به طور کلی محیط کار خوب است، هرچند هنوز جای پیشرفت در برخی زمینهها حس میشود.
در یکی از شرکتهای پیشرو در عرصه نفت، گاز و پتروشیمی کار میکردم و تجربهام از حضور در EIED برای من جزء بهترین بخشهای زندگی حرفهایام بوده است. با این حال، نبود پروژههای جدید موجب جابهجایی برخی از مهندسان و همکاران شد و این نکته باعث ناپایداری میشد. نسبت به تعادل بین کار و زندگی اهمیت میدادم و به ارزشهای سازمانی توجه میکردم. مدیرعامل شرکت رفتاری خوب داشت و این ارتباط باعث شد تا به آیندهای روشن با امید نگاه کنم.