سلام من امروز یکسری کامنت در خصوص شرکت موج پژوه خواندم که واقعا ناراحت شدم من الان 8 سال هست که با این مجموعه همکاری دارم و همیشه همه امور بر پایه ادب و احترام و نظم بوده و اگر بی نظمی و عدم تعهد کاری داشته باشیم حتما با نفر مربوطه برخورد خواهد شد اما در صورت انجام اموری که به نفر مربوطه محول شده است هیچ مشکلی پیش نمی آید و در صورتی که مشکلی در کار بوجود آید با اعلام به موقع مسئله به مدیر بالادستی و اعلام ایشان به مدیر عامل در پی حل مسئله خواهند بود. از مزایا هم پرداخت به موقع و منظم حقوق - پاداش- پرداخت وام و بسته های مناسبتی می توان نام برد. در کل در این شرکت هر لحظه با وجود مدیران با دانش بالا به خصوص مدیر عامل بسیار باسواد می توانیم تجربه های بسیار ارزشمند بدست آوریم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
با سلام من مدیر مالی شرکت ساختمانی آبنیه واقع در محله چیذر تهران هستم من حدودا یک سال پیش بدون سابقه کاری وارد موسسه شدم و همراه چند تن از دوستانم شروع به طی کردن دوره کردیم. در طول دوره بسیاری از دوستانم به دلیل عدم اعتماد به موسسه و دلهره های بیجا و نادرست از ادامه همکاری با موسسه سر باز زدند و در حال حاضر در جاهای دیگری با حقوقی بسیار پایین مشغول کار هستند. آنها عدم رسیدنشون به خواسته های خودشون رو موسسه میدونن اما واقعیت امر چیز دیگه ای هستش. بنده کار با موسسه رو ادامه دادم و در حال حاضر با حقوق بسیار بالایی مشغول به کار هستم. اگر در حوزه کار کوشا و ثابت قدم نیستید پیشنهاد میکنم سمت هیچ موسسهای نرید تا حداقل مزاحم وقتشون نباشید.
اگر بخواهم به طور واقعی از تجربهام بگویم، به این نتیجه رسیدهام که شایسته نیست هر چند ماه یکبار با حقوقی نصفه و نیمه روبهرو شوم و از بیمه هم محروم بمانم؛ بنابراین ترجیح میدهم از ورود به محیطی چنین سمی خودداری کنم.
سلام به همه کسانی که ممکن است به دنبال فرصتهای شغلی در هلدینگ ایران روور هایپرکار باشند. من تصمیم گرفتم تجربه یکساله خودم رو در این شرکت به اشتراک بگذارم تا شاید به دیگران کمک کنه که تصمیم بهتری بگیرن. من از حدود یک سال پیش با این هلدینگ همکاری کردم و باید بگم که این تجربه، بدون شک، بدترین سابقه کاری من تا به امروز بوده. از همان روزهای اول، نشانههای سوءمدیریت و بینظمی در همه سطوح شرکت آشکار بود و هر چه زمان میگذشت، این مشکلات عمیقتر و آزاردهندهتر میشد. در ادامه، سعی میکنم جزئیات رو به صورت کاملتر توضیح بدم تا تصویر واضحتری از شرایط حاکم بر این محیط کاری ارائه بدم. ابتدا باید به مسئله مدیریت و ساختار سازمانی اشاره کنم. در هلدینگ ایران روور هایپرکار، چیزی به نام مدیریت حرفهای یا سیستماتیک وجود نداره. سوءمدیریت به قدری واضحه که انگار شرکت بدون هیچ برنامهریزی یا استراتژی مشخصی اداره میشه. تصمیمگیریها اغلب بر اساس سلیقه شخصی مدیران گرفته میشه و هیچ گونه شفافیت یا پاسخگویی وجود نداره. مثلاً، اگر مشکلی پیش بیاد، هیچ کانال رسمی برای پیگیری وجود نداره و کارکنان مجبورن خودشون رو به در و دیوار بزنن تا شاید جوابی بگیرن. این وضعیت نه تنها بهرهوری رو پایین میآره، بلکه باعث ایجاد استرس و ناامیدی مداوم در میان پرسنل میشه. یکی از بزرگترین مشکلات، نبود واحد منابع انسانی واقعی و کارآمد هست. در این شرکت، مفهوم منابع انسانی عملاً بیمعنیه. هیچ برنامهای برای آموزش کارکنان، ارزیابی عملکرد، یا حتی حمایت از حقوق کارمندان وجود نداره. کارکنان مثل چرخدندههایی هستن که فقط باید کار کنن، بدون اینکه به رفاه یا توسعه حرفهایشون توجهی بشه. من در طول این یک سال، بارها سعی کردم با مدیران در مورد مسائل مختلف صحبت کنم، اما همیشه با بیتوجهی یا وعدههای توخالی روبرو شدم. این نبود حمایت، باعث میشه که کارکنان احساس کنن که هیچ ارزشی ندارن و فقط ابزاری برای سودآوری شرکت هستن. حالا بیایم به مسائل مالی و پرداختها بپردازیم، که یکی از دردناکترین بخشهای تجربه من بود. در طول این یک سال، من هرگز حقوق کامل و بهموقع دریافت نکردم. پرداختها همیشه به صورت علیالحساب انجام میشه، یعنی مبلغی کمتر از حقوق واقعی، و حتی همون علیالحساب هم با تأخیرهای طولانی همراهه. گاهی اوقات، تأخیرها به چند هفته یا حتی ماه میرسه و هیچ توضیح منطقیای برای این تأخیرها ارائه نمیشه. بدتر از همه، هیچ کسی پاسخگو نیست؛ نه مدیران، نه بخش مالی، و نه هیچ واحد دیگهای. من بارها سعی کردم پیگیری کنم، اما همیشه با جوابهای سربالا مثل «در حال بررسی هستیم» یا «به زودی پرداخت میشه» مواجه شدم. این وضعیت نه تنها زندگی مالی کارکنان رو مختل میکنه، بلکه باعث میشه که افراد نتونن برنامهریزی درستی برای زندگیشون داشته باشن. تصور کنید که هر ماه منتظر باشید تا ببینید آیا میتونید قبضها رو پرداخت کنید یا نه – این واقعاً خستهکننده و ناامیدکنندهست. در مورد بیمه هم وضعیت مشابهی حاکمه. پرداخت حق بیمه با تأخیرهای حداقل ۴ ماهه انجام میشه، که این خودش نقض قوانین کاره. کارکنان مجبورن خودشون پیگیری کنن و گاهی اوقات حتی بعد از پیگیری، هیچ تغییری ایجاد نمیشه. علاوه بر این، وقتی نیرویی از شرکت خارج میشه، هیچ تسویه حسابی صورت نمیگیره. سفتههایی که از کارکنان گرفته میشه، برگردانده نمیشه و خیلی از پرسنل سابق، حتی بعد از یک یا دو سال، هنوز منتظر تسویه حسابشون هستن. من خودم شاهد بودم که همکارانی که شرکت رو ترک کردن، ماهها یا سالها پیگیر حقوق عقبمانده، بیمه، و سفتههاشون بودن، اما شرکت هیچ اقدامی نمیکنه. این رفتار نه تنها غیرقانونیست، بلکه نشاندهنده بیاحترامی کامل به حقوق کارمندان هست. قراردادهای کاری هم در این شرکت به شکل مسخرهای مدیریت میشن. معمولاً قراردادها در پایان اعتبار قبلی امضا میشن، یعنی کارکنان برای مدتی بدون قرارداد رسمی کار میکنن و این باعث ایجاد ناامنی شغلی میشه. محتوای قراردادها هم اغلب مبهم و به نفع شرکت نوشته شده، بدون اینکه حقوق کارکنان رو به طور کامل پوشش بده. من بارها دیدم که کارکنان مجبور به امضای قراردادهایی شدن که اصلاً با شرایط اولیه توافقشده مطابقت نداشت. علاوه بر مسائل مالی و اداری، محیط کاری در هلدینگ ایران روور هایپرکار به شدت سمی و سطحیست. روابط بین کارکنان و مدیران پر از تنش و رقابت ناسالمه. جو حاکم بر شرکت، بیشتر شبیه به یک محیط غیرحرفهایست تا یک سازمان مدرن. شایعهپراکنی، عدم همکاری، و حتی رفتارهای توهینآمیز رایجه و هیچ مکانیسمی برای حل این مشکلات وجود نداره. این محیط سمی نه تنها بر روحیه کارکنان تأثیر منفی میذاره، بلکه بهرهوری کلی رو هم پایین میآره. من در این یک سال، بارها احساس کردم که در یک فضای خفقانآور کار میکنم، جایی که هیچ فضایی برای رشد یا خلاقیت وجود نداره. در نهایت، میخوام به یک مسئله شخصی اشاره کنم که واقعاً اوج بیمسئولیتی شرکت رو نشون میده. من در فروردین ماه، یک سفته ۳۰ میلیون تومانی برای دریافت وام ۱۵ میلیون تومانی دادم. حالا بعد از گذشت بیش از ۶ ماه، نه وام پرداخت شده و نه سفته برگردانده شده. هر بار که پیگیری میکنم، با بهانههای مختلف روبرو میشم و هیچ پیشرفتی حاصل نمیشه. این وضعیت نه تنها اعتماد من رو از بین برده، بلکه باعث ایجاد مشکلات مالی اضافی شده. تصور کنید که سفتهتون دست شرکتی باشه که هیچ اعتمادی بهش ندارید – این واقعاً ترسناکه. در کل، تجربه من در هلدینگ ایران روور هایپرکار پر از ناامیدی، استرس، و احساس بیارزش بودن بود. اگر به دنبال یک محیط کاری سالم، با پرداختهای منظم و مدیریت حرفهای هستید، پیشنهاد میکنم جای دیگهای رو انتخاب کنید. امیدوارم این اشتراکگذاری کمک کنه تا دیگران از اشتباه من درس بگیرن و وارد چنین تلهای نشن. اگر سؤال بیشتری داشتید، خوشحال میشم جواب بدم!
ایجاد محیطی پویا و یک تجربه کارآمد برای من در فراداده رایانه سورنا رقم خورد. در این فضا همکاران با دلسوزی همراهی میکردند و فضای حرفهای شرکت فرصت مناسبی برای رشد فردی و ارتقای مهارتهای تخصصی فراهم میشد. از ویژگیهای مثبت حضور در این مجموعه میتوان به نظم سازمانی، احترام متقابل، تعهد به کیفیت کار و روحیه کار تیمی اشاره کرد که تجربه کاربری من را بهبود بخشید. رهبری مجموعه با رویکردی خردمندانه و برنامهریزی دقیق و پشتیبانی مستمر، انگیزهبخش بود و نقش موثری در افزایش سطح کاری و توسعه حرفهای من ایفا کرد. بیصبرانه از فرصتی که برای همکاری در این محیط سازنده داشتم سپاسگزارم.
سلام دوست عزیز، لازمه چند نکته را شفاف خدمتتان عرض کنم: ۱. درباره صحبتهایی که در مورد مدیران شرکت فرمودید: اشاره کردید برخی مدیران «اخراجی» بودهاند؛ این ادعا نادرست است. تمام مدیران فعلی شرکت افراد باتجربه و باسابقه مدیریتی هستند و هیچکدام سابقه اخراج ندارند. اگر شما سند یا اطلاعات دقیق در این مورد دارید، لطفا به عنوان مدیر منابع انسانی به بنده ارائه کنید تا بررسی شود. اما بیان چنین مواردی بدون هویت مشخص، هم یکطرفه قضاوت کردن است و هم دور از انصاف. ۲. موضوعی که فرمودید “دو ماه از زندگیتان حرام شده”: برای اینکه موضوع را دقیق بررسی کنیم، لطفا مشخص بفرمایید منظور چیست؟ آیا کاری خارج از تخصص شما به شما محول شده؟ آیا انتظاری خارج از شرح وظایف از شما خواسته شده؟ آیا حقوق یا مزایای شما پرداخت نشده؟ اینها مسائل مربوط به حقوق منابع انسانی است و قطعا قابل پیگیری است. در خصوص کارانه نیز دقیقا درست است—جزو حقوحقوق شماست و حتی اگر فقط چند ماه حضور داشتید، در زمان تسویه برای شما پرداخت میشود. اگر فکر میکنید حقی از شما تضییع شده، بفرمایید تا پیگیری کنم؛ و اگر نیاز بود، با هم خدمت مدیرعامل محترم مراجعه خواهیم کرد. ۳. درباره مدیرعامل محترم: به نظر میرسد از سوابق ایشان اطلاع کافی ندارید. تنها با یک جستوجوی ساده میتوانید سوابق قابلتوجه ایشان را مشاهده کنید، از جمله: بیش از ۱۷ سال سابقه مدیریتی در بانک ملت، شرکت یاس ارغوانی، بانک سامان، پردازشگران سامان، شرکت خدمات انفورماتیک و نگاه بانک کارآفرین دکتری هوش مصنوعی از دانشگاه تربیت مدرس (۱۳۹۳) ۱۲ سال سابقه تدریس دانشگاهی و مرتبه دانشیاری و دو سال مدیریت عامل همین شرکت در همین دو سال، شرکتی که چهار سال متوالی زیانده و در آستانه تعطیلی بود، به سوددهی پایدار رسیده و یک تیم قوی، متعهد و متخصص برای بانک شکل گرفته است. چند پروژه بزرگ و ملی نیز انشاءالله تا پایان سال رونمایی خواهد شد. بنابراین بهتر است بدون اطلاعات کامل، درباره دیگران داوری نفرمایید. در نهایت، اگر ابهامی دارید یا موضوعی هست که نیاز به صحبت دارد، در اتاق من به روی شما باز است. بیایید حضوری صحبت کنیم تا سوءتفاهمها برطرف شود و اگر حقی برای شما وجود دارد، حتما پیگیری شود.
در این مجموعه، من به عنوان کارشناس فروش مشغول به کار بودم و فضای کاری آن را بسیار دوستانه و امن میدیدم. مدیریان جوان مجموعه را اداره میکنند و این رویکرد موجب شده حضور کارکنان حس تعلق و انگیزه بیشتری داشته باشند. یکی از نکات مثبت، پرداخت منظم حقوق بود؛ علاوه بر حقوق پایه، کارانه و پاداش نیز دریافت میکردیم که به بهبود انگیزه و رضایت شغلی کمک میکرد.
درباره این شرکت تجربه خودم را چنین به خاطر دارم که چند ماه پیش تماس گرفتم تا رزومهام را برای یکی از آگهیهای شغلی بفرستم. اما هر بار که ارتباط برقرار میکردم، با فردی متفاوت وصل میشدم و پس از توضیح مفهوم کار، دوباره به شخص دیگری ارجاع میشدم. در نهایت آخرین تماس هم قطع شد و از کار کلا منصرف شدم. نمیدانم این تجربه چه خوبی یا بدی برای کار در کارخانه داشت، اما ترجیح میدهم با شما راجع بهش بررسی کنید. اگر حضوری هم بخواهید بیایید، من تصمیمم را گرفتم و دیگر پیگیری نمیکنم. شاید مشکل از خطوط تلفن بود یا ارتباط برخی افراد با هم درست نیست.
مدت پنج ماه بود که حقوق نگرفتیم و با وجود این، رضایت کمرنگ اما موجود بود. من هفت سال است که اینجا کار میکنم و انگار یک جزیی کوچک از یک رودخانه برای کارمندانی با توقعات متوسط یا پایین ارائه میدهند؛ جایی که مزایا پاسخگوی نیازها نیست و سطح انتظار باید پایین نگه داشته شود تا به گزینههای دیگری دست پیدا نکنیم. در نهایت باید بگویم که تحمل برایم تاحدی وجود دارد، خدا را شکر.
برای من آن مجموعه حقوقی به هیچ وجه هدف مشخصی ندارد و از هر عنوان شغلی برای تبلیغ کلاسهای خودش استفاده میکند. قرارداد نمیبندند و بیمه هم ارائه نمیشود. فضای اداری منظمی هم وجود ندارد و مدیری را داشتم که اخلاق حرفهای در محیط کار را نمیشناخت.
متشکریم که تجربه تان را به اشتراک گذاشتید. در شرکت آرمان ما به بازخوردهای کارکنان، چه در دوره آزمایشی و چه پس از آن، اهمیت می دهیم و همواره تلاش میکنیم محیطی منصفانه و حرفه ای برای همه اعضای تیم فراهم کنیم.احترام به تفاوت های فردی و دوری از هرگونه تبعیض، بخشی از ارزش های اصلی ماست و ایجاد حس تبعیض یا تقسیم بندی «خودی و ناخودی» چیزی نیست که مورد تایید فرهنگ سازمانی ما باشد. اگر احساس کردید این ارزش ها در طول همکاری رعایت نشده، خوشحال میشویم جزئیات بیشتری از تجربه خود را بصورت مستقیم با واحد منابع انسانی در میان بگذارید تا بتوانیم اقدامات لازم را انجام دهیم. هدف ما فراهم کردن محیطی است که همه اعضای تیم در آن احساس احترام و ارزشمندی داشته باشند. به هرحال، انتخاب مسیر شغلی حق هر فرد است و امیدواریم در ادامه راه، تجربیات بهتری داشته باشد.
تمام نظرات مثبتی که اینجا نوشته میشه کار همون خانمه،حتی از طرف منابع انسانی نظر مینویسه،حتی اگه به تاریخ و ساعت نگاه کنید میبینید چقدر ناشیانه این کار را انجام میده متاسفانه دو ماه از زندگیمو حرام کسی کردم که اولین سابقه مدیریتی شه و از دو شرکت قبلیش هم اخراج شده و از همه بدتر مدیر عاملی با دو سال سابقه مدیریتی هست که شدیدا پشتیبان این دختره دلیلش بماند برای چه،فقط تو دو ماهی که من بودم پنج نفر از تیم این خانم استعفا دادند در کل سال آمارش بیاد خیلی جالب میشه،خانم ما محترم به جای اینکه بیای اینجا نظر مثبت راجع به خودت بدی بهتره رفتار بیمارگونه خودتو اصلاح کنی اوضاع به جوریه مدیرعامل با اسم منابع انسانی میاد اینجا نظر میده دیگه پی به عمق فاجعه ببرید،کارانه من که جزو حقوقم هست و ندادن
باور کنید که بیشترین تجربه من مربوط به واحد پشتیبانی همین شرکت بود؛ جایی که با برند تاپ تورز کار میکردم و نام رسمی این مجموعه دانیال راه پرواز و سفرهای کیش است. من به عنوان پشتیبان وبسایت فعالیت داشتم و آن تجربه به قدری ناخوشایند بود که شاید بتوان گفت بدترین دوران کاریام را پشت سر گذاشتم. در شش ماه نخست بیش از بیست نفر یا اخراج میشدند یا استعفا میدادند، و این وضعیت فقط مختص واحد پشتیبانی بود چون مدیری مشخص وجود داشت که رفتارهای فشارآورانه، توهین و جاسوسی را تشویق میکرد تا از پرسنل نتیجه مطلوب گرفته شود. در جلسات منظم هر شنبه، همگی را تحقیر میکردند تا آغاز هفته را با فشار روانی آغاز کنند و اختیار کامل برای کسر حقوق هم وجود داشت. یکی از همکاران با ظاهری همدل وجود داشت که وظیفهاش این بود بررسی کند که چه کسانی با نام کوچک صدا زده میشوند یا چه کسانی خارج از ساعات کاری با هم به سینما یا کافه میروند تا اگر دیگران بهانهای داشتند، بتوانند برایشان توجیهی بیاورند. ساعات کاری در ماه تقریبا ۱۹۶ ساعت است و تعطیلات معمولا در شرکت سپری میشود؛ ممکن است هر ماه تنها دو روز تعطیلی داشته باشید. حجم کار بالاست و باید با تور داخلی و خارجی، پروازهای داخلی و خارجی، سیستمهای چارتر، هتلها، ویزا و بیمه همهچیز را در بر بگیریم و پاسخگوی هر شکایای مسافران باشیم، حتی در صورتی که مسافر مقصر باشد. از مزایا هم در حدی که نوش جان کنید، به نظر میرسد: ناهار بیکیفیت و در صورت تمایل هیچ مبلغی به شما تعلق نمیگیرد؛ برای تولد کارت هدیه صدتومانی میدهند و شب یلدا هم به هر نفر مقداری آجیل و شاخهای گل میدهند. برای مرخصی از یک ماه قبل باید هماهنگ کنید و در غیر این صورت ممکن بود مانند یکی از همکارانم که هفتهها مرخصی پزشک داشت و با دلایلی که مدیران با حساسیت زیاد مطرح میکردند، اخراج شد، رفتار شود. یکی از همکاران من با عمل گلو مواجه بود و سه روز پزشک اجازه صحبت نکردن داده بود اما مرخصی به ایشان داده نشد و نهایتا شرکت را ترک کرد؛ در نهایت گفتند باید تلفن را پاسخ بدهی. حقوق هر ماه در یکی از دو تاریخ ابتدایی یا انتهایی واریز میشد و اگر از سال قبل مرخصی داشته باشید، در پایان سال بعد واریز میشود. بیمه پس از سه ماه انجام میشود و بیمه تکمیلی هم از حقوق شما کسر میشود. تایم استراحت و ناهار در کل حدودا بیست دقیقه است و حتی در صورت کمبود استراحت به خاطر یک ثانیه نیز پاسخگو باید بود. اگر یکی از همکاران مشکلی داشت، توبیخ میشد و کسری حقوق اعمال میشد؛ چه برسد به مدیری که ممکن بود با همکاران فریاد بکشد تا نشان بدهد مدیریتی خوبی است یا نیست. اینها تنها ویژگیهایی است که مربوط به واحد پشتیبانی است و البته واحدهای دیگر تا حدودی حرفهایتر و انسانیتر رفتار میکردند. من تلاش کردم به واحدهای دیگر انتقال پیدا کنم اما معمولا انتقال به هیچ وجه امکانپذیر نبود و به دلیل شرایطی که مدیران تعیین میکردند، اکثر نیروها ترجیح میکردند از این مجموعه جدا شوند. گاهی هم شنیده میشد که فشارها به شکایاتی که به گوش دیگران میرسید، هیچ تأثیری ندارد. اکثر کارکنان فعال در این صنف گردشگری یا به صورت کارآموز بودند تا
من تجربهای رو از اینوآپ دارم که با هدف پرورش نیروی انسانی کار میکنه و وعدههایی مثل تضمین اشتغال میده، اما واقعیت چیزی فراتر از این بود. در واقع با اسم کارآموزی، آگهیهای اشتغال تو سایتهای کاریابی ثبت میکنن و برای مصاحبهها دو جلسه برگزار میشد: یکی حضوری و دیگری آنلاین، که در هر دو جلسه کارشناس فروش به حضور میآمد نه کارشناس منابع انسانی. اجرای جذب کارآموزی همچنان در کار نبود و هدف بیشتر ارائهی دورههای آموزشی با وعده اشتغال پس از پایان دوره بود. از نکات فرعی این مصاحبهها این بود که ما چند نفر از داوطلبها رو به بانک معرفی میکردن تا برای وام درخواست بدیم؛ اگر مبلغ پیش از پرداخت نمیشد، افراد دیگری جایگزین میشدند تا تسهیلات وام بگیرند. در عوض، پس از پایان دوره، ما رو برای معرفی به شرکتها آماده میکردن و مدرک رسمی دانشگاه تهران هم صادر میشد. اینکه جلسه مصاحبه در محیط دانشگاه تهران برگزار میشد، به ما کمی دلگرمی میداد که مجموعهای قابل اعتماد است. اما حدود پنج ماه از پایان دوره آموزشی گذشته بود و ما آمادگی کار تخصصی داشتیم که ناگهان پکیج جدیدی رو مطرح کردن؛ باید مبلغی پرداخت میکردیم تا معرفی بشیم، چیزی که در جلسه مصاحبه ازش حرفی زده نشده بود. گفتن تا قبل از عید ۱۴۰۴ مدرک رسمی دانشگاه تهران آماده میشود، اما اکنون هشت ماه از آن زمان میگذرد و هیچ مدرکی ارائه نشده. هیچ توضیحی هم برای این تأخیر وجود ندارد. امیدوارم هیچکس دیگهای قربانی این نوع بیزینسهای پشت پرده نشه.
دو سالی بود که با این تیم همکاری میکردم و تجربهام از کار با شرکت کاریابی بین المللی کاربین خیلی مثبت است. آنها در کارشان دقیق و منظماند و به طور حرفهای به دنبال یافتن فرصتهای مناسب برای افراد هستند. البته طبیعی است که برخی پروندهها به نتیجه نرسیده باشد و دلایلی برای این اتفاق وجود دارد، اما به عنوان عضوی از تیمشان، میتوانم بگویم که اعتمادپذیریشان بالاست و قابل تکیهاند.
'در طول چند سالی که در یک مجموعه با فضای مذهبی و ساختاری شبیه به هیئت فعالیت داشتم، تجربیات زیادی کسب کردم، اما متأسفانه بسیاری از این تجربیات تلخ بودند. در این مجموعه، با وجود اینکه بخشی از کارمندان از امکانات اولیهای مانند صبحانه برخوردار بودند، بخشی دیگر از این خدمات محروم بودند که این موضوع بهوضوح بیعدالتی و تبعیض درونسازمانی را نشان میداد. یکی از مسائل آزاردهنده، بیتوجهی کامل به ارزش نیروی انسانی بود. به راحتی نیروها را کنار میگذاشتند، بدون کوچکترین توجهی به سابقه، توانمندی یا تعهد افراد. در مورد قراردادها و حقوق نیز شفافیتی وجود نداشت؛ قراردادها درست یک روز قبل از پرداخت حقوق ارائه میشدند و شرط پرداخت حقوق، امضای بدون مذاکره آن بود. حتی گاهی تا زمان امضا، حقوق همان ماه نیز پرداخت نمیشد. دستمزد پرداختی نیز در مقایسه با بسیاری از شرکتهای مشابه، پایینتر بود و امکان مذاکره یا ارتقاء سطح درآمد عملاً وجود نداشت. از طرف دیگر، حضور روابط فامیلی و نسبتهای خانوادگی در ساختار سازمانی، فرصتهای رشد و پیشرفت را برای بسیاری از نیروهای مستعد محدود کرده بود. پارتیبازی و انتخاب افراد صرفاً بر اساس رابطه، نه شایستگی، یکی از نقاط ضعف جدی آن مجموعه بود. فضای کاری، هرچند رنگوبوی مذهبی داشت، اما متأسفانه رفتارها و سیاستهای مدیریتی با اصول انسانی و حرفهای فاصله زیادی داشت. این تجربه باعث شد بیشازپیش به اهمیت احترام به سرمایه انسانی، شفافیت در روابط کاری، و لزوم حاکمیت شایستهسالاری در محیطهای کاری پی ببرم. در نهایت، باید گفت این مجموعه بیشتر مناسب افرادیست که فقط به دنبال پر کردن ساعت کاری و گذراندن روز هستند، نه کسانی که به رشد حرفهای، پیشرفت شغلی و انگیزهی واقعی برای کار اهمیت میدهند.
کثیف ترین مجموعه کاری ممکن! پولتو رسما میخورن هیچ احترامی واست قائل نیستن، خدا شاهده قسم میخورم عین حقیقته، طرف اولش میاد یه فاز دوستانه میگیره واست که این مجموعه هوای همرو داره اینجا محیط مثل خونوادس فلان بهمان.... بعد که پا گیرت کرد فقط بیگاری میکشه ازت سو استفاده میکنه کلی کار شخصی ازت میخوان پولتم هر بار یا کلی خواهش و تاخیر زیاد. باید بگیری ، حق خودته ولی با دو ماه تاخیر حقوقتو میدن!!! کار ارباب رجوع اصلا واسشون مهم نیست فقط بهت فشار میارن پول بگیری ازشون بعدش همینجوری ملتو الاف میذارن کارشونو انجام نمیدن ،بعدش یا کلی تاخیر و اعصاب خوردی واسه طرف انجام میدن قراردادشونو آخرشم که ما گفتیم دیگه نمیایم تسویه میکنیم میگن باشه یکماه دیگه پولتونو میدیم که اونم بعد یکماه دبه میکنن میگن برو شکایت کن هیچ بدهی ای نداریم! ***** دزدترین کثیف ترین و مال حروم خور ترین آدمایی هستن که باهاشون برخورد داشتم فقط بلدن جانماز آب بکشن امیدوارم یه آب خوش از گلوشون پایین نره!
دوست و همکار عزیز توصیه میکنم کمی از فضای تکرار بد وبیراه به مدیر گفتن وارد مثالهای بهتر و عینی تر از تجربه ای که داشتید بشید میدانم که محدود هستید چون تمایل ندارید شناخته بشید اما فکر میکنم با این محدودیت هم میشود تجربه های واقعی رو ثبت کرد اینطوری دیگران هم احساس میکنند اینجا جایی برای ثبت وقایع عینی و تجربه های مشخص وافشای اطلاعات این قشر کثیف هست من امروز روش ثبت تجربه بدون لاگین رو براتون در همین پیج گذاشتم دیگه نیاز نیست اینجا وارد بشید لطفا با صراحت با وزن بیشتر به فکت ها و وقایع قابل لمس بپرد ازید ممنون
اینهمه مطلب در مورد ***** اینجا نوشته شده که همگی درست هست.این آدم بی سواد بددهن که فرق چاله میدان را با محیط علمی که پرسنل اون از نخبه های این کشور هستند را نمیداند و فکر میکند مجموعه چاله میدان یا محیطی است که او در آن بزرگ شده است.این فرد تنها دغدغه اش این است که تعطیلات آخر هفته را به شمال برود و فقط حضور فیزیکی دارد که جیب خود را از مال صاحب کروز پر کند دریغ از یک کار درست درمان که بلد باشد انجام دهد، چه برسد به مدیریت جایی مثل تحقیق و توسعه.مدیر تحقیق و توسعه خودش باید فرد باسواد علمی باشد که حرفی برای گفتن داشته باشد نه این بابا که تنها چیزی که در رزومه اش دارد تعداد فحش هایی که بلد است به زبان بیاورد.شما چهره شیطان را در صورت این آدم میبینید که چقدر آدم کثیفی است و در حق چه افرادی که تعداد آنها کم نیست ظلم کرده.این آدم یکسری رییس کوتوله که همه بله قربان گوی خودش هستند و همه مثل خودش بیسواد و شارلاتان هستند را در مجموعه گذاشته و افرادی که رییس میکند را به آنها آموزش میدهد که مثل خودش قالتاق و شارلاتان بشوند تا بتوانند در مجموعه به اصطلاح خودشان مدیریت کنند.اخیرا افرادی را در مجموعه رییس کرده که مثل سایرین جاسوس و آنتن خود کند که اطلاعات داخل مجموعه را به این فرد منتقل کنند و این جاسوسان امتیازهای بی حد و حصر بگیرند که معلوم نیست پشت پرده چه داستانی است.گاهی وقتا فکر میکنم مالک کروز در کار این جماعت مانده که حریف اینا نمیشود و ممکن است این باند مخوف تحقیق و توسعه مجموعه را بهم بریزند که کاری نمیکند و مجبور است با این جماعت قالتاق شارلاتان مدارا کند.یکی از همین افراد قالتاق رییس تیم نرم افزار هست که در همین مجموعه بزرگ شده و او هم مانند مدیر معلوم است از کجا آمده و دنبال چی هست.در انتخاب رییس ها برای مجموعه، مدیر همیشه بی سواد ترین و قالتاق ترین و شارلاتان ترین و بی شخصیت ترین افراد را به عنوان رییس انتخاب میکند که بتواند روی آنها تسلط داشته باشد و بله قربان گوی خود باشند وگرنه آدم درست حسابی که شخصیت دارد نمیتواند با این مدیر فاسد کار کند.به هر حال در ***** یک سفره ای پهن است که یکسری شیاد فقط از آن بهره مند هستند و مابقی که در حلقه یاران شیاد مدیر نیستند از این سفره بی بهره اند و باید بنشینند و نظاره گر باشند که یکسری پلشت از آخور تحقیق و توسعه در حال خوردن هستند و این روند تمامی ندارد.واقعا لعنت خیلیا پشت سر این مدیر فاسد و باند شیادان هست.
با نزدیک به یک سال و نیم همکاری، میخواهم تجربهام را بازگو کنم تا سایرین با نگاه واقعبینانه تصمیم بگیرند. شرکت کولر هوایی آبان حقوقها را با تاخیر یک و نیم ماهه پرداخت میکند و این موضوع عمدهترین چالش کارخانه است که در روند جذب نیرو به وضوح گفته نمیشود. چنین سیاستی باعث میشود در مجموع به نظر برسد که از سال تنها یازده ماه حقوق میگیرید و به زبان ساده همیشه حدود پنجاه و چهار تا پنجاه و شصت روز بدهکار شرکت باشید؛ اما تنها این نیست و دلیل اصلی این موضوع این است که در اولین پرداختیها بعد از حدود هفتاد و پنج روز، حقوق شما بهطور متوسط حدود چهل درصد کمتر از مبلغ توافقی خواهد بود. با گذشت دوازده ماه، به میانگین حدود هشتاد و هفت درصد از حقوق توافقی خواهید رسید و به واقع هرگز به مبلغی که توافق شده نمیرسید. در نتیجه در وضعیت اقتصادی کشور، در این شرایط ضرر خواهید کرد. میتوانید توضیحات بیشتری را از این لینک پیگیری کنید: https://h7.cl/1kCJX از دیگر موارد، این شرکت عدد توافقی را در لیست بیمه شما درج نمیکند (که به شما هم توضیح داده نمیشود) و دو دفتر حقوقی دارد. به جز بیمه تأمین اجتماعی و بیمه تکمیلی معمولی که خودتان هزینه آن را میپردازید برای دندانپزشکی، هیچ مزیت جانبی دیگری وجود ندارد. برخیها معتقدند مدیرعامل فرد خوشبرخوردی است، اما تفاوت زیادی میان خوشخویی با پرسنل و عدالت در رفتار با آنها احساس میشود. چنین تفاوتی از لحاظ برخوردی زمین تا آسمان است.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.