در شرکت فرزان، فضای کار را چالش برانگیز میدانم و تجربهام از آنجا را بیواسطه بازگو میکنم. محیط داخلی به نظر من نامناسب بود و بهطور مداوم موجبات نگرانی و فشار روانی را فراهم میکرد. مدیریت مجموعه رویکردی همهجانبه داشت و با تیمی دو یا سه نفری، از نظافت سرویسها تا مسائل فنی مانند سینتکس و سورسها روزانه به پیگیری و گزارشگیری میپرداختند و برخوردها اغلب با شدت و گاه بیانگیزه بود. گاه گفته میشد که اگر تعهدی مانند امضای سفته سفید وجود دارد، پیامدهای منفیای میتواند در پی داشته باشد. در سوی دیگر، روزهای مصاحبه با لبخند آغاز میشد اما دوام چندانی نداشت و حتی اگر وظایف با دقت انجام میشد، به سرعت توجیهاتی از سوی مدیران مطرح میشد تا فضا به سمت درگیری با همکاران پیش رود. یکی از همکاران هم اشاره کرده بود که هدف از جذب نیرو در آنجا، کار بهطور مستقیم نبود بلکه ایجاد فضایی برای کنشهای نقدی و بحثهای تند بود. ساعات کاری طولانی و جلسات فشرده هم برای همین طراحی میشدند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
سالهاست که از حضورم در این شرکت تجربه دارم. مدیریت را ضعیف میبینم و برای پرسنل هیچ ارزشی قائل نیستند. یادم میآید روزی رئیس شرکت همه را جمع کرد و گفت هر کس از وضع موجود ناراضی است برود. شرکت به صورت خانوادگی مدیریت میشود. از نظر حقوق و مزایا هم به پرسنل حقوقی پایینتر از سطح کارشناس و مهندس میدهند. در کل وضعیت شرکت ضعیف است و به نظر میرسد با رانت و لابی توانسته قراردادهایی با ارگانها ببندد.
به نظر من حضور توی این موسسه واقعا نتیجهای جز اتلاف وقت ندارد و بهتون قول میدم پولتون همونجا دفن میشود. بهجز اینکه دانشآموزانه بودن تجربه را میگیریم، هیچ استاد یا کادر آموزشی علم یا تجربهی جدیای نشان نمیدهد، نه مدرک معقولی دارن و نه رزومهی قابل قبولی ارائه میدهند؛ گویی از خیابان برداشتهاند و برای تدریس به شما نشستهاند. اگر از همین الآن چند پرسش نسبتا حرفهای از اساتید بپرسید، متوجه میشوید که اکثرآنها توانایی پاسخگویی ندارند. آقای دودکانی هم در جایگاهی متفاوت است و بیشتر به دنبال صحبتکردن است تا ارائهی سادهترین مباحثی مانند HTML یا CSS. گاهی در کلاس حضور پیدا میکند و گاهی هم نیست، بستگی به میل شخصیاش دارد. درباره دورهی کارآموزی هم همه از قبل نوشتهاند و حقیقتا لازم نیست دوباره تکرار کنم.
مدت دو هفته است که با نقصها و بحرانهای متوالی در سامانهها و سرورها درگیرم و هیچکدام از مشکلات به راحتی حل نمیشوند. سادهترین کارها مثل چک حضور و غیاب هم به درستی انجام نمیشود و وقت در شرکت به سختی پاسخگو پیدا میشود. چند سرور مهم برای توسعه و عملیات سامانهها از دست رفتند و پیگیریها در واحد فناوری اطلاعات بیپاسخ ماندهاند؛ در حالی که باید اطلاعرسانی میکردند. افراد ناآشنا و بیتجربه در حوزه فناوری اطلاعات در این بخش آسیبهای جدی به شرکت میزنند. این شیوهی پاسخگویی سیاست اصلی شرکت است؛ اگر فردا یکی از سامانههای حاکمیتی شرکت دچار اختلال شود، همین روال پاسخگویی تکرار میشود. پرشمار نمونهها نشاندهندهی وضعیت است: پرسنل واحد جبران خدمت همواره عصبانیاند، واحد مالی به شدت سکوت میکند و به نظر میرسد سطح بلوغ فعلی برای مدیریت رخدادهای بزرگ ناکافی است. هیچکس از مدیریت ذینفعان اطلاعی ندارد و فناوری اطلاعات را نمیخوانند و از اخلاق حرفهای در این حوزه چیزی نمیدانند. اگر به جایگاهی آسیب میزنیم، باید اطلاعرسانی کنیم نه اینکه ساکت بمانیم. کار شما برای ما جدی نیست اما کار ما حرفهای است. لطفا به وضعیت واحد فناوری اطلاعات توجه بیشتری کنید؛ در حال حاضر تشکلها و جلسات، به نظر میرسد کار آموزشی و پیگیری جدیشان به مهدکودک شبیه شده و گاهی برخی جلسات به شکل گفتگوهای خانوادهمحور بینتیجه برگزار میشوند.
سلام. شرکت انرژی دانا در کل شرکتی هست که به موارد فرهنگ سازی اهمیت میده و اموزش زیاد برگزار میکنه.اما ارزیابی و کارایی این اموزش ها سنجیده نمیشه و مدیران که تعداد کمی هم ندارن بخاطر سیستم گزینشی که رفتار بین فردی آدما با زیر مجموعه رو خیلی اهمیت نمیده، باعث شده نگاهی بالا به پایین داشته باشن و عملا دیکتاتور پرور بشه این سیستم. البته در سیستم مدیران باسواد و بااخلاق و رفتار انسانی هم کم نیستن. اما متاسفانه مدیران سمی چهره بدی به سازمان میدن و باعث از بین رفتن برند سازمانی و بوجود اومدن فرسایش شغلی میشن. عموما این مدیران دارای تروماهای روانشناختی هستن و اکثرا آگاهی هم ندارن از خودشون و رفتاراشون. مثلا در واحد ما مدیر تفویض اختیار نمیده.شناوری نداریم رسما و دورکاری علی رغم موجود بودن بهمون نمیدن. با اینکه فیدبک به منابع انسانی داده شده اما تغییری ایجاد نشده. ارتقا در سیستم دانا هم احتمالا ده الی بیست درصدش شایسته سالاری باشه یا اینکه اتفاق خاصی بیفته تا شخصی دیده بشه. در غیر اینصورت روابط و لابی ها تعیین کننده ارتقا های سازمانی و مالی(حقوقی) هست و خیلی چشم اندازی برای ارتقا و ایجاد انگیزه حداقل در بخش ما دیده نمیشه. امیدوارم این مسائل حل بشه.
به این شرکت امید دارم چون مأیوسکننده نیست و روال کارها نسبتا روشن است. وقتی کارم را از دست دادهاند، نتایج بهعنوان معیار اصلی جایگزین شده و کارهای کمارزش کنار گذاشته میشود. معمولا در شرکتهای خصوصی وجود داشتن برخی افراد با پارتی بازی را طبیعی میدانم، اما اینکه این افراد چه سطحی از تحصیل و چه کارکردی دارند، برایم سوال است. من کمتر از یک سال اینجا هستم و از همهجایگزینها خوشم نمیآید، اما نسبت به دیگر محیطها تجربه بیشتری دارم و بهطور نسبی محیط سالمی میبینم. تربیت خانوادگی برایم اهمیت دارد و تا اینجا در چنین فضایی میخواهم باقی بمانم. اگر روزی تصمیم به رفتن بیفتد، ترجیح میدهم به رفتارهای نامناسب پناه ببرم.
هرگونه توهین و تهمت به پارسیان حساب پیگیری قانونی میشود این نام برند میباشد و ۱۷ سال فعال میباشد ، قطعا توهین و تهمت به این نام و اشخاص آن پیگرد قانونی دارد این نام یکروزه و یک شبه برند نشده پس خیلی مراقب باشید که که چه میگویید و چه عواقبی دارد متن گذاشتن خیلی سادس ولی توهین و تهمت اصلا و به سادگی گذر نمیشود این هشدار را خیلی جدی بگیرید وهرگز خطا نکنید
من امسال وارد سال چهارم میشم با این شرکت در این شرکت من از کارآموز تبدیل به یک متخصص شدم و تجربه های جذابی کسب کردم. فرصت هایی که بمن داده میشه عملا در جایی نمیشه تجربش کرد. من در فضای نوآوری این هلدینگ هستم که تعدادمون کمه (10 الی 15 نفر) و بسیار لحظات جذابی داریم باهم و در زمان های تمرکز هم بسیار متمرکز هستیم.
برای یافتن تجربهای که میخواستم، در یک هلدینگ معتبر کار میکنم و مسئولیتهای من در حوزه سرمایهگذاری است. این مجموعه برای کسانی که به دنبال تجربه عملی در بازارهای بینالمللی، بهویژه سهام آمریکا هستند، محیط مناسبی فراهم میکند و فرصت خوبی برای یادگیری و پیشرفت ارائه میدهد. فضای کاری دوستانهای در شرکت حکم میکند که با تیم به سرعت انس بگیرید و مهارتهای نوآورانهتان در زمینه هوش مصنوعی تقویت شود. اگر هدف اصلی شما رشد، یادگیری و پیشرفت است، اینجا جای مناسبی است و من در زمینه سرمایهگذاری فعالیت میکنم.
هدفم از حضور در این شرکت رسیدن به رشد حرفهای بود و تجربهام از کار در MHS نشان میدهد که با فضای کاری حرفهای و استانداردهای بینالمللی روبهرو هستم. اینجا محیطی است که از بروکراسیهای سمی و مدیران توأم با خردهکاری فاصله دارد و مدیریت بهویژه کارآمد است. کار در MHS برای افرادی مناسب است که به دنبال توسعه مهارتهای حرفهای خود هستند. در اینجا سطح مدیریت عالی و استانداردهای جهانی را تجربه میکنی و با تیمی نسبتا نخبه و حرفهای روبهرو میشوی. از نظر من توانمندیهای دکتر سلیمانی واقعا چشمگیر است و فراتر از مرزهای ایران در سطح بینالمللی هم اعتبار بالایی دارد. خدمات شرکت برای افراد با سطح مالی بالا مناسب است و ارتباطات قدرتمندی برای سرمایهگذاری و ارتقای وضعیت مالی برقرار میشود. تاکنون با شرکتها و افراد معتبر داخلی و منطقهای همکاری کردهاند. من بیش از سه سال است که در تیم مارکتینگ فعال هستم و به طور جدی توصیه میکنم. اگر دنبال یک زندگی کارمندی با روال ثابت هستید، اینجا مناسب نیست؛ اما اگر قصد دارید از نظر دانش و تواناییهای کسبوکار و وضعیت مالی رشد کنید، محیطی ارزشمند برای شما محسوب میشود.
تجربه کار در مرکز تحقیق و توسعه کروز دو سال اول: جذاب بواسطه آشنایی با صنعت خودرو، تنوع و شیب یادگیری قابل قبول دو تا چهار سال: کسل کننده، سرعت یادگیری کند، لختی سازمان در تصمیم گیری، کاهش انگیزه بخاطر مواجهه با سیاسی بازی بیزنس یونیت ها و روسا چهار سال به بعد: متوجه میشی در یک مجموعه ساکن و بدون پیشرفت کار میکنی با مدیریت به معنای واقعی کلمه فشل (علی الخصوص مدیریت R&I) ، تعارض منافع سازمانی مخرب، شوآف افراد، تصمیمات کند و غیر حرفه ای، عدم ارتقا به موقع افراد لایق و ارتقا ناعادلانه افراد سوگولی. نمونه ای از حاکمیت کشور در مقیاس کوچک. محیط ناکارآمد، ناعادلانه، بهره وری پایین، مدیران فسیلی که برای حفظ موقعیت هر کاری ازشون برمیاد. اما در کلام مدیران همه چیز گل و بلبله و قطار پیشرفت با سرعت باورنکردنی در حال رسیدن به اهداف یکی پس از دیگری است.
جهنم دره ای به اسم آسیاتک یعنی هر چی بگم از مزخرف بودنش کم نمیشه،مثل پادگان نظامی میمونه اصلا هیچ چیز شما براشون مهم نیست جدیدا تماس های تی دی ال تی هم بهمون اضافه کردن بدون هیچ اموزشی،مشترک ها همه از آسیاتک ناراضی هستن من چند ماهه اینجا هستم دارم قرص اعصاب میخورم،تک تک تماس ها رو گوش میدن و نمره منفی میدن و از حقوق کم میکنن،مزخرف تر از اینجا هیچ جایی پیدا نمیکنید
میخوام تجربه خودم رو از فرایند افتضاح و مزخرف شرکت دیجی کالا بگم: به عنوان Senior Software Engineer قرار بود برم دیجی پشمکی کالا اون واحد HR ش که باید درش تخته کنن: خانم فازش معلوم نبود یا کرونا داشت یا آنفولانزا یا روز مصاحبه رو مدام عوض میکرد یا موضوع جلسه رو واروونه میگفت!!!!!! خدا وکیلی کلاه تون هم سمت شرکت دیجی پشمکی افتاد نرین، بیخود نیست که عاشق تعدیل هستن حالا بریم مصاحبه فنی که فقط باید فحش نثارشون کرد: طبق اراجیف اون خانم HR گفتن موضوع مثلا فلان هست، یه بچه دهه 80 اومد واسه مصاحبه که کنار خودش ChatGPT باز کرده داشت سوال با اون طرح میکرد که باید گفت ...... بعد به بچه گفتم کلاسی که نیاز شمارو رفع میکنه یادم رفته باید یه سرچ کنم. گفت به هیچ عنوان!!!!! منم همون لحظه گفتم آقا جمعشون کن این مصاحبه مسخره رو دیجی پشمکی
شرکت رستافن را ترک میکنم چون در نهایت متوجه شدم حقوقم آنقدر نيست که وعدههای اولیه را به ذهن بسپارم. در فرآیند مصاحبه، قولهای زیادی داده میشود، اما با تورم و تغییرات ساعت کاری شناور، فاصله بین قولها و واقعیت بسیار زیاد است. در تیمهای فنی تحقیقات یا تولید، مدیران پاییندستی با رفتارهای بیادبانه و توهینآمیز برخورد میکنند و فضای کار به شکل اربابرعایتی است که همکاران زیر دست را بهنوعی تحت فشار قرار میدهد. فضای همدلی برای همکاری و رشد کم است و برای کسانی که دنبال پیشرفت هستند، معمولا با محدودیتهای زیادی مواجه میشوید و گاه مجبور میشوید فراتر از ساعات کاری کار کنید. در شرایط خاص کشور، امنیت شخصی هم کمی زیر سؤال میرود. شرکت بخشی از هزینههای ناهار را میدهد و میانوعده هم ارائه میکند که خوب است، اما پاداش و سود تنها به برخی تعلق میگیرد و برای کارمندای رده پایین ناچیز است. بیمه تکمیلی هم وجود دارد، اما در کل تجربه از نظر فرصت یادگیری و رشد مطلوب نیست.
تازگی قرار بود مدیری حرفهای بیاید تا این شرکت را از وضعیتی که بهش گرفتار شده رها کند، اما او هم پس از یک روز فهمید چه وضعی پیش آمده و تصمیم گرفت کنار بکشد. سایبر بیش از هر چیزی به نظر میرسد محفل مافیایی باشد و من به صورت روشن میگویم که اگر از گرسنگی بمیرند، بهتر است تا اینکه یک روز در این دنیای پر از دروغ و فساد عمرشان را به هدر بدهند. زوج مدیران این شرکت از نفرتانگیزترین و پستترین موجوداتی هستند که تا به حال دیدهام.
دو سال تجربه کار به عنوان برنامهنویس در تیم سیستم جامع دریایی سپری کردم. در آن شرکت با چند مدیر روبرو بودم که عقدههای مدیریتی و بدبینانه در برابر کارکنان را به وضوح نشان میدادند. یکی از مدیران پروژه، آقای چشمنواز با عینکی با نمره بالا بود و مدیر فنی ما هم به همان سالها کچل بودند، هر دو از دانشگاه شریف هم بودن. از نظر فنی، بهپرداز جهان تا حدودی خوب ظاهر میشد، اما مسائل مهمتری مانند حقوق منصفانه، رفتار انسانی و تعهد به حقوق کارگری و وزارت کار به خوبی رعایت نمیشد. حقوق به موقع پرداخت میشد اما مبلغ آن اندک بود و مزایای بیمه هم در سطح حداقل قرار داشت. افزایش حقوق در سال جدید بسیار ناچیز بود و ارتباطی با سطح افزایش حقوقی که وزارت کار برای سال جدید تعیین میکند نداشت. تا جایی که میشد از کار میکشیدند و حس طلبکاری در میان اعضا وجود داشت؛ بخشی از تیم، که اغلب شاگردان همان مدیر پروژه در دانشگاه آزاد واحد جنوب بودند، به شکل ناسالمی با هم همدستی و فشار بیشتری بر سایر همتیمیها میگذاشتند. نتیجه این فضا باعث شد که حق همگان نادیده گرفته شود. من خودم دو سال بیشتر دوام نیاوردم و با خاطرهای ناخوش از این مجموعه و از مدیری با عینک با نمره بالا و فرد کچل که سابقهشان از شریف بود، تصمیم به خروج بگیرم.
به خاطر محیط کار ناسالمی که داشتم، مدت کوتاهی اونجا موندم. حقوق رو چند ماه یکبار میدادن و از بابت بیمه هم هنوز خبری نبود.
برای من کولر هوایی آبان تجربهای ناامیدکننده بود، با وجود اینکه با ورود نیروهای جدید، ناهمخوانیهای مدیریتی هم بالا بود. بعد از یک دوره تلخ که با تاخیر در پرداخت حقوق روبهرو شدم، تصمیم گرفتم از شرکت جدا شوم؛ چراکه احساس کردم افق فکری مدیران به قاپیدن جیب کارمند شبیه است و فرصت رشد حقیقی وجود ندارد. کارخانهشان در شیراز، منطقه صدرا است و دفتر کوچکی هم در تهران داشتند، اما مدیرعامل و دو مدیر ارشد اصلی شرکت در شیراز مستقر بودند. به جز حقوق، هیچ مزیت جانبی دیگری ارائه نمیکردند و با وجود درآمد بالا، نه پاداشی داشتند و نه حتی در اعیاد یا مناسبتها هدیهای میدادند. پایه حقوق را برای کاهش دریافتی به کار میبستند و گاهی با تفسیرهای قانونی، حقوق جمعه را هم به شکل دقیق محاسبه نمیکردند؛ مثلا اگر سه روز در هفته کار میکردم، جمعه را نصف روز محسوب میکردند و در صورت غیبت یا مرخصی در کل هفته، جمعه هم به عنوان روز بدون حقوق در نظر گرفته میشد.
در این مجموعه، جو کار بسیار ناسالم و پرتنش است و احساس میکنم مدیریت رفتارهای کنترلگرانه و بیرحمانهای دارد که با منطق و هماهنگی کمتری همراه است. گزارشهای روزانه کار به شکل مکرر درخواست میشود و این نظارت، فشار زیادی به تیم وارد میکند. محصولاتی که به عنوان نمونه معرفی شدهاند، هنوز از نظر کیفیت در جایگاهی نیستند که انتظار میرود و در سایت شرکت هم به نمایش گذاشته شدهاند؛ به نظر میرسد این پروژهها تا کنون توسط مصرفکنندگان جدی استفاده نشدهاند و آمار نصب آنها عمدتا به شرکتکنندگان در فرآیند مصاحبه نسبت داده میشود. شرکت به طور معمول تبلیغات استخدامی متعددی دارد و از داوطلبان خواسته میشود که اپها را نیز نصب کنند. از سوی دیگر، برخی کامنتهای مثبت در شبکههای اجتماعی به صورت ناشناس منتشر میشود و یکی از وظایف منشی شرکت، ثبت این نظرات است. مراسمی برای کارکنان برگزار میشود، اما جو آن به سختی و نامطلوب است و مدیریت با هدف گرفتن عکس، لبخند اجباری را به لبان کارکنان ناراحت میآورد؛ در هنگام قطع شدن کیک، تنش و اعصابخوردی به اوج میرسد. به نظر میرسد ساختار سازمانی قوام ندارد و همه تصمیمها به طور مستقیم از جانب مدیریت اجرایی میشود. ساعات کاری طولانی است و فشاری که از سوی مدیریت غیرمنصفانه و مداوم وجود دارد، به روان و اعصاب کارکنان فشار میآورد. اگر دنبال تجربه کار در محیطی با فضای کاملا پرتنش و ساختار مدیریتی سخت هستید، فرزان را میتوانید تجربه کنید…
بسیار بدقول هستن و پرداختیشون به شدت نامنظمه. هیچ اهمیتی به شما نمیدن فقط به فکر کافرما هستن و اصلا براشون مهم نیست شما رضایت داشته باشین یا نه. الان حدود ۱۰ تومن از پرداختی من هنوز تسویه نشده بعد گذشت ۳ ماه و فقط امروز فردا میکنن جواب درست حسابیم نمیدن. افتضاح ترین شرکت تولیدمحتوا. اصلا انگار صاحب نداره این شرکت خیلی بی در و پیکره و هیچی نظم نداره. تعرفه اشونم برای دستمزد نویسنده نسبت به شرکت های دیگه کمه.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.