1 به تازگی خبر اخراج ع ل ی ن ا د ع ل ی ا ن ، که اختیار دار بی مسئولیت و کسی که فقط از شرکت آروا رزومه دروغی برای خودش ساخت و بی دانش ترین فرد در آروا که فقط راه موفقیتش چاپلوسی ح م ی د م ص ل ا ی ی بود و مخفی کردن مشکلات شرکت از ا م ی ن م ص ل ا ی ی . این خبر برای من و همه همکارانم که با بی عدالتی و به دلیل اینکه واقعیت های سازمان را بیان کرده و دنبال حل مشکل بودیم و نمی توانستیم به دروغ مشکلات را مخفی کنیم مورد هتک حرمت از طرف ایشون قرار میگرفتیم آرامش دهنده و تسکین دهنده بود یکی از کسانی که همیشه آرزو دارم خداوند چهره واقعی او را بر ملا کنه واقعا درده این آقا از آروا برای خودش مدرسه ساخته بود خودش را اختیار دار وانمود میکرد اما چون دانش نداشت و مدیران قوی را هم باعث اخراجشون میشد که بتونه دست راست ح م ی د بمونه و برای جبران بیسوادیش هزار تا مشاور دیگه با هزینه گزاف میگرفت و مشاور ها می اومدن ایشون به اسم جلسه به دفتر خودش دعوت میکرد و به هزینه شرکت کلاس آموزشی برای خودش راه انداخته بود اما با همه هزینه هایی که به دوش شرکت میگذاشت مشکلات این شرکت هیچ کدام برطرف نمیشدند و فقط رزومه ع ل ی ن ا د ع ل ی ا ن پر رنگ تر میشد و آروا برای ایشون یه کلاس خصوصی بود که هزینه اش ا م ی ن م ص ل ا ی ی میداد
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
وقتی برای پارس دیتا تصمیم گرفتم کار کنم، فکر میکردم محیطی ساده و امن برای یادگیری هست اما به سرعت متوجه شدم شرایط خیلی متفاوت است. شرکت نسبتا کوچک بود و با بیست تا سی نفر کارمند در ابتدای کار به نظر میرسید؛ اما مشکلات زیادی توی اداره و روابط داخلی وجود داشت. در ابتدا فهمیدم که مدیریت سطح بالایی به نظر غیرشفاف میآمد و رفتارهای غیر حرفهای هم دیده میشد. جو کارگاهی به شدت نسبت به حضور زنان و مردان تفاوت داشت و به رغم وجود دو همکار آقا، باقی کارکنان اغلب با تغییرات مکرر و ترک واحد روبهرو میشدند. قراردادی که امضا میکردیم، اذعان میکرد که باید مدت مشخصی کار کنیم و اگر تصمیم به ترک بگیریم باید با پیامدهایی مانند از دست دادن بخش از حقوق یا مزایا مواجه شویم. با این حال، بسیاری از همکاران بدون پایبندی به قرارداد، شرکت را ترک میکردند. فضای کاری تا حد زیادی ناسالم و غیررایج بود و گفته میشد در بخش لابی، صحبتهای نامناسب و رفتارهای جنسی بین برخی افراد شنیده میشود. علاوه بر این، حقوق به طور منظم پرداخت نمیشد و مزایا هم وجود نداشت. وضعیت فنی و تخصصی تیم هم رضایتبخش نبود و به نظر میرسید که برخی از تکنسینها تخصص کافی یا مدرک فنی متناسب ندارند. به نظر میرسید که سایت شرکت از سالهای قبل بهروز نشده و این موضوع از طرف کاربران هم گزارش میشد. مدیریت فنی مجموعه به چشم من کمتر به عنوان یک تیم حرفهای IT دیده میشد و ارتباطات برقرار شده با سایر اعضا پرتنش بود. گاهی اختلاف نظرها با کاربران یا کارمندان در محیط کار به مشاجره میکشید و این موضوع کار را برای باقی افراد دشوار میکرد. شنیده میشد که شرکت با رفتن افراد، حقوقی را پرداخت نمیکند یا به تعویق میاندازد و برخی اوقات با قید و حمایت از ترک کار، افراد را تحت فشار قرار میدهد. در کل، وجود نیروی متخصص کافی به نظر نمیرسید و با توجه به پرداختها و فرصتهای یادگیری، به نظر میرسید بیشتر به سمت حفظ نیرو از طریق فشار روانی یا تهدید حرکت میکرد تا سرمایهگذاری واقعی روی توسعه حرفهای افراد. از نظر من، پیشنهاد کار در چنین محیطی برای کسی که به دنبال تجربه و یادگیری واقعی است، تصمیم بهموقع و دقیق میطلبد. به شخصه توصیه نمیکردم که دوباره به این شرکت بیایم، زیرا تجربهام نشان داد که فرصت یادگیری رایگان یا بدون تعهد وجود ندارد و مسائل حقوقی و اخلاقی متعددی در آنجا مطرح است.
تو این تجربه فهمیدم که کار توی نوبر سبز برام ارزشش رو نداشت و تصمیم گرفتم هرچه زودتر ازش فاصله بگیرم. مدیر تولید به همه کارگرها با صدای بلند فریاد میزنه و این رفتار باعث میشد خیلیها از اونجا بروند. واحد مالی تنها نقش یه نماد رو داشت و اکثر کارهای مربوط به دستمزد و جابجاییها به یک خانم سپرده میشد که بدون تخصص بود و با ادعاهای بزرگ اما کمبود فهم و ادب داشت و دائما به مسئول خرید، مالی و فنی و سایر بخشها پرخاش میکرد. او از درک درست نسبت به کارکنان عاجز بود و با هر شخصی به نحوی صحبت میکرد که حس میکرد همه کارگرند. با این رفتارها، بسیاری از مدیرها و سرپرستهای خوب هم از شرکت رفتند چون واقعا همکاران را درک نمیکردند. گاهی با هرکس هر طور که دوست داشت صحبت میکرد و مالک کارخانه هم به او توجهی نمیکرد، در حالی که خود خانم مربوطه با کارهای غیرحرفهای و سفارشیسازی امور، کل کارخانه را به عقب میبرد. آیا واقعا همهچیز را میشد اینطور تصور کرد که فقط یکی خوب است؟ به مدیر منابع انسانی گفتیم لباس هم میدهند، اما گفتند نیست و وقتی حقوق را پرداخت میکردند، همراه با اضافهکاری تنها دههزار و هشتصد ریال واریز شد که خیلی پایین بود و نشان میداد اوضاع روانیشان سالم نیست. یک دوره هم در کنار بیاحتیاطیهای مالی، نهار به ما نمیدادند و مشخص نبود کی به کی است؛ هر کس هر کاری را دلخواه انجام میداد و مدیر منابع انسانیشان در همان ابتدای کار گفت حقوق مطابق با وزارت کار است، اما در واقع این مقدار با اضافهکاری به این عدد رسید و خیلی ناامیدکننده بود.
در فضای کلی شرکت همگام رادین احساس مثبت و خوبی داشتم و بدون تردید افرادی را که بشناختم، معرفی میکردم. مدیران، همکاران و بخشهای منابع انسانی و فنی تیم را افراد بااخلاق و بزرگواری دیدم که در چند دیدار گام به گام از مجموعههای معتبر دیگری هم عبور کردند. بعد از چند ماه، اگر فرصتش پیش بیاید، به دلایل دقیق پشت این نظر را برایتان توضیح میدهم و میگویم چرا این شرکت را خوب دیدم. برای همه آرزوی موفقیت دارم.
دو بار برای مصاحبه دعوت شدم، اما نتیجه آن چندان حرفهای نبود. در کل جمع کارکنان، به صحبتهای من گوش میدادند و در یک فضای جمعی سوال میپرسیدند. مصاحبهکننده بیشتر درباره شرکتهایی که قبلا در آنها کار کردم پرسوجو میکرد، انگار میخواست از این مسیر اطلاعاتی درباره من به دست آورد تا توانمندیها و اهدافم را بسنجند.
وقتی تصمیم گرفتم از شرکت ماموت جدا شوم تا به سازمانی دیگر بپیوندم، متوجه شدم امنیت شغلی در اینجا وجود ندارد و با اینکه فرصت پیشرفت هست، شایستهسالاری به چشم نمیخورد. در این تیم بیاعتمادی و بیانصافی رایج است و ممکن است از هر چیزی بهانهای برای زیرسوال بردن دیگران پیدا شود. برای افرادی که فعلا بیکار هستند، ممکن است اخراج هم بشوند و در نهایت چیزی را از دست نخواهند داد.
به تازگی خبر اخراج ع ل ی ن ا د ع ل ی ا ن ، که اختیار دار بی مسئولیت و کسی که فقط از شرکت آروا رزومه دروغی برای خودش ساخت و بی دانش ترین فرد در آروا که فقط راه موفقیتش چاپلوسی ح م ی د م ص ل ا ی ی بود و مخفی کردن مشکلات شرکت از ا م ی ن م ص ل ا ی ی . این خبر برای من و همه همکارانم که با بی عدالتی و به دلیل اینکه واقعیت های سازمان را بیان کرده و دنبال حل مشکل بودیم و نمی توانستیم به دروغ مشکلات را مخفی کنیم مورد هتک حرمت از طرف ایشون قرار میگرفتیم بود یکی از کسانی که همیشه آرزو دارم خداوند چهره واقعی او را بر ملا کنه واقعا درده این آقا از آروا برای خودش مدرسه ساخته بود خودش را اختیار دار وانمود میکرد اما چون دانش نداشت و مدیران قوی را هم باعث اخراجشون میشد که بتونه دست راست ح م ی د بمونه و برای جبران بیسوادیش هزار تا مشاور دیگه با هزینه گزاف میگرفت و مشاور ها می اومدن ایشون به اسم جلسه به دفتر خودش دعوت میکرد و به هزینه شرکت کلاس آموزشی برای خودش راه انداخته بود اما با همه هزینه هایی که به دوش شرکت میگذاشت مشکلات این شرکت هیچ کدام برطرف نمیشدند و فقط رزومه ع ل ی ن ا د ع ل ی ا ن پر رنگ تر میشد و آروا برای ایشون یه کلاس خصوصی بود که هزینه اش ا م ی ن م ص ل ا ی ی میداد
بی جهت وبدون دلیل مستندجریمه میکندبدون اینکه پاسخگو باشند فکرمیکنم این هم راه درآمدجدیدی برای اسنپ شده. برخودشان غیرمنصافانه وبرده داری میباشد
به نظر من این شرکت با سیاستهای مدیریتی ضعیفی اداره میشود و مشکلات از همان جا آغاز میشود. مدیریتی که به شکل میکرومنیج عمل میکند، فضای کار را تبدیل به محیطی نگرانیآور کرده است. در اکثر بخشها دوربینهای مداربسته وجود دارد و مدیران دائما در حال رصد هستند تا هر رفتار کوچکی را زیر نظر بگیرند؛ و بارها هم شنیده شده که به کارمندها بازخواست یا حتی بهطور ناگهانی از آنها خواسته میشود فردا سر کار نباشند. تعریف «شناوری» برای اینجا به شکل کوتاه و بیثانیهای است، به طوری که موقع دادن حقوق، تصمیمگیری به حال و روز مدیر بستگی دارد و اگر او حالش خوب نباشد، حقوق واریز نمیشود و برای این رفتار توضیحی ارائه نمیشود. برخی کارکنان نیز به دلیل همین روحیه آشفته، حقوقشان با تاخیر پرداخت میشود تا به نوعی اذیت شوند. قراردادهای اجراییشان به شدت بیتعهد و بدقول است؛ استراحتی برای کارمندان درنظر گرفته نمیشود و باید دائما وضعیت کاری خود را به شکلی نامنی نمایش دهید. ما از اینجا فرار کردیم و به شما هم پیشنهاد میکنم به سلامت ذهن و اعصاب خود فکر کنید و اگر به دنبال محیطی آرام و قابل اعتماد هستید، اینجا جای مناسبی نیست. در اینجا فقط اعصابخوردی وجود دارد؛ از همان ابتدا خوب بهنظر میرسند، اما با گذشت یک ماه کار تمام میشود.
من تجربهای ناخوشایند از مرکز ادصاب دارم. با وجود تلاشهایی که برای کار روی پروژههای بکاند داشتم، فرایندها و رفتار شرکت به هیچ وجه حرفهای نبود و از نظر من سوءاستفادهها و سوء-management زیادی وجود داشت. به نظر من باید برای رسیدگی به این وضع، یک شکایت جامع علیه شرکت و مدیرانش مطرح کرد و از رفتارهای نامناسب آنها صحبت نمود. شرمآور است که چنین الگوهایی از برخورد را دیدم. ادصاب از دید من به شدت غیرقابلقبول است.
فضا در این شرکت به شدت غیر حرفهای است و ارزش افراد بیدلیل پایین میآید. ارتقاءها هم به شکل غیر حرفهای و بدون مسیر روشن انجام میشود و با وجود ظاهر منظم، واقعا پیشرفت معقولی وجود ندارد.
با ورود به شرکت همگام رادین فهمیدم که خیلی زود میفهمی چه چیزی واقعا مطرح شده و تفاوت با اولین برخوردها چقدر زیاد است. چند ماه اول در این کار برایم روشن کرد که چه نکاتی گفته میشود و چه مواردی واقعا در جریان است؛ آن زمان بود که درک کردم چگونه اوضاع از هر تجربهای که قبلا داشتم متمایز میشود. نتیجهاش این بود که حرفها با واقعیت فاصله داشتند و من به مرور فهمیدم چه نکاتی در کار اهمیت بیشتری دارد.
لعنت به اسنپ که برده داری نوین هست با حقوق 16 تومن و ی هزینه اسنپ500 تومن ده برابر از شما کار میکشن اشناهاشونو اون دخترای که بهشون حال میدنو گذاشتن شیفت صبح و خوب اونای که حرف گوش نکنن میندازن شب نصف شب مسافر فحشت بده حق اعتراض نداری راننده فحش بده باید خفه شی نامه بهت نمیدن اینقدر اذیتت میکنن خودت خارج شی
من تجربهای ناخوشایند از کار در یک شرکت ارائه میدهم که به نظر میرسد با ملاحظات قانونی و رفتاری نامطلوبی روبهرو بوده است. در این مجموعه، از من سفتهای گرفته شد و بدون رضایتمندی اجرا شد و حتی ده میلیون تومان به زور از من دریافت کردند. برای پیگیریها و مشاوره حقوقی، با وکیل مریم ترابی تماس گرفتم. شرکت، به نظر من، از مدیرانی کمالگرای بیپروای خانوادگی تشکیل شده بود و این رفتارها من را نگران کرد.
برای من تجربهای دلچسب بود از ابتدای ورود تا پایان مصاحبه؛ برخورد دوستان حراست تا مدیرعامل نمونه یک شرکت دانشبنیان، همهچیز بهخصوص و اخلاقمدارانه بود. مصاحبهکنندهها حرفهای رفتار کردند و بازخوردهای سازندهای پس از آزمون ارائه دادند. مزیتهایش واقعا قابل توجه بود و تیم شرکت واقعا انسانهای شریف بودند؛ بهنظراتی که درباره شرکت میدهند، جفایی ندارد. برای همه آرزوی موفقیت دارم.
به شرکتی که در بازرسی بینالمللی بخرد فعالیت میکنم، همواره به بازخورد همکاران اهمیت میدهم و باور دارم که نظرات شما میتواند به بهبود فرآیندها کمک کند. در این شرکت تلاش میشود ساختار سازمانی منظمی با شفافیت و احترام متقابل شکل بگیرد. سیاستهای مربوط به مرخصی، نحوه ورود و خروج شناور و سایر روالهای اداری بر پایه استانداردهای حرفهای تدوین شدهاند و با الزامات سازمانی همخوانی دارند؛ اما در مواقع اضطراری یا شرایط خاص کارکنان، مدیریت بهصورت موردی و با نگاه انسانی برخورد میکند. اگر تجربه شما با این رویکرد همسو نبوده، از این موضوع متأسفم و قطعا بازخورد شما برای بهبود فرایندها استفاده میشود. در حوزه بیمه تکمیلی نیز هدف، ارائه حمایتی حداکثری به همکاران است و انتخاب SOS با همین هدف صورت میگیرد. هر چند ممکن است برخی خدمات برای گروههای سنی یا شرایط فردی متفاوت کارایی داشته باشد، اما این خدمت بخشی از چشمانداز بزرگتر ما برای رفاه کارکنان است و بهعنوان ابزار رقابتی استفاده نمیشود. فرهنگ سازمانی بخرد بر احترام، همکاری، شفافیت و رفتار حرفهای تکیه دارد و هر رفتاری که با این ارزشها مغایرت داشته باشد بهطور جدی پیگیری میشود. نتیجه این رویکرد، همکاری بلندمدت و رضایت قابل توجه در ارزیابیهای داخلی است؛ هرچند مانند هر سازمان در حال رشد، چالشهایی وجود دارد و بهبود مستمر را وظیفه میدانیم. در پایان، از دیدگاه سازنده شما سپاسگزارم و برایتان بهترین آرزوها را دارم.
در این شرکت هیچ نظم مشخصی وجود ندارد و حقوق پایین است. اگر دنبال کار میگردید، دوباره به این شرکت فکر کنید؛ چون بعدها از همکاری با شان بیدانش پشیمان خواهید شد.
به جایی با نام ایران رول فکر میکنم که از بیرون شهرت خوبی دارد اما درون آن معنای دیگری جریان دارد. اگر دنبال محیطی هستی که بالعکس اخلاق حرفهای تشویق شود و مدیریت به ریاکاری و تظاهر بیش از صداقت اهميت بدهد، این شرکت میتواند تجربهای سورئال و وارونه را به تو ارائه بدهد. در چنین فضایی راستگویی و کار منظم به عنوان خصیصهای مضر برای سیستم تصور میشود و به همین دلیل رفتارهایت ممکن است روزبهروز بیپایهتر از قبل ارزیابی شود. به نظر من انتخاب همین شرکت میتواند تجربهای متفاوت و غیرعادی باشد.
در این شرکت بعد از مدتی به خاطر سروصدای زیاد تصمیم گرفتم ترک کار کنم؛ محیط کار خیلی پرتنش بود و به خاطر جو شدید پارتیبازی اخلاق کارمندها هم افت کرده بود. از نگاه بعضی از همکاران با بالا به پایین برخورد میشد و به من به چشم فردی معمولی نگاه میکردند. رفتارشان خوشایند نبود و در نتیجه از شرایط ناراضی شدم و از شرکت بیرون رفتم.
به حضور شرکت پارسیان ترمز به عنوان تجربهای واقعی از یک داوطلب در فرایند مصاحبه اشاره میکنم. در این تجربه احساس کردم که برگزاری مصاحبهها تنها جنبه ظاهری دارد و رفتار برخی از اعضای کارخانه همواره تحقیرآمیز و پاییننگری بود. در مراحل اولیه، دعوت به مصاحبه به ظاهر مثبت اعلام میشد اما وقتی به محل میرفتم، برخوردها بسیار نامناسب و با نگاهی بالا به پایین بود. متنفر شدم از نحوه رفتار با رزومههایی که ارسال میشد؛ وقتی فرایند دعوت به مصاحبه انجام شد، برخی از مسؤلان تماس گرفتند و گفتند بیایید برای مصاحبه، اما در عمل هیچ نتیجهای در پی نداشت و گفتند در دو هفته آینده اگر نیاز بود با من تماس میگیرند. همچنین با من و سایر داوطلبان برای همان شغل در کنار هم حضور داشتیم و همه بدون نتیجه رها شدیم. به طور کلی حس کردم که دعوتنامهها فقط جنبه نمایشی دارد و نه واقعا قصد همکاری است. تصمیم گرفتم از ادامه همکاری و حضور در چنین فرایندهایی صرفنظر کنم، زیرا تجربه فشرده و ناهمسو با انتظارها بود و از نظر من به کار در چنین محیطی نه تنها علاقهای ندارم بلکه انرژی من را هم میگیرد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.