برای من که تجربیاتم را از صنایع غذایی بدر دارم ثبت میکنم، کارم به عنوان کارگر خط تولید شروع شد و خیلی زود محیط کار را پر از فشار و تنش دیدم. بوهای ناخوشایند کارخانه را فرا گرفته بود و رئیس بخش حتی ضایعاتی که گندیده بودند را به عنوان ضایعات قبول نمیکرد و میگفت ضایعات نداریم. ساعات کاری هم با وعده ۷:۴۵ تا ۵:۱۵ بود اما واقعا تا ساعت هفت کار میکشید. فضای کار خیلی استرسزا بود و فشار کاری بالا بود. بیشتر پرسنل بهخصوص خانمها را وادار میکردند سبدهای سنگین را بلند کنند و تفاوتی بین مرد و زن نبود. حقوق هم خیلی پایینتر از چیزی بود که اعلام میشد. علاوه بر اینها، روز اول گفتند زیر هفت روز فعالیت حقوقی تعلق نمیگیرد. من پنج روز درس کردم و برای تسویه رفتم، اما به من گفتند زیر هفت روز حقوق نمیدهند و وقتی اعتراض کردم با بیاحترامی از من جدا شدم. شرایط کار واقعا سخت بود و هر کس که میآید، بیشتر از دو سه روز دوام نمیآورد و نهایتا حقوقی هم دریافت نمیکرد. روز به روز کارمند تازهوارد میکردند و بندرت کارمندان قدیمی میماندند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در برخورد با گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما، احساس کردم فضایی پر از روابط خانوادگی و دوستانه بر کار حرفهای ارجحیت دارد. مدیرعامل شرکت پردازش برای هر پست مدیریتی یکی از نزدیکانش را گماشت و این سلسله تا جایی پیش رفت که همکار پیشین او در تدبیر، همسرش را به عنوان قائممام مقام مدیرعامل در شرکت پردازش آورد و به این شکل تکرارهای خانوادگی در سطوح مختلف دیده شد. بعد از آن، مدیرعامل پردازش فردی را که همسرش را به عنوان مدیر سبد میگماشت و شوهر خواهرش را به عنوان مدیر سبد شرکت به کار میگرفت، وارد مجموعه کرد. همچنین یکی از اعضای سابق تدبیر را به تیم بازاریابی برد تا برای کار ادیت ویدیو فعالیت کند، در حالی که خودش به عنوان مدیرعامل باقی ماند و مدتی بعد دوباره به همان شرکت برگشت. خواهرزادهای با سن و تجربه کم به مدیر مشتقه کارگزاری تبدیل شد و این روند از سوی همان مدیرعامل پردازش ادامه یافت، تا جایی که یکی دیگر از اعضای باندش وارد سیآرام شد و با حضور یک دختر جذاب به عنوان وردست، کار را آغاز کرد. این فرد در سیآرام نتایج منفی به همراه داشت و در نهایت بدون تجربه کافی به پردازش منتقل شد و به عنوان مدیر تیم در یک شرکت برنامهنویسی ادامه کار داد. روایتها درباره جایگاهها و تخصصها به گونهای است که برخی افراد به دلیل رابطههای خانوادگی یا ارتباطات فامیلی به پستهای حساس گماشته شدند، تا آنجا که دیدم برخی از مدیران تیمهای مختلف به دلیل روابط خانوادگی یا آشناییهای شخصی با افراد نامناسب در پستهای کلیدی قرار میگیرند. به طور نمونه، در گروههای سوشال و بازاریابی، حضور افراد با روابط خانوادگی و آشناییهای شخصی به چشم میخورد. در نتیجه، شرکت بهطور کلی بر پایه روابط و آشناییها پایهگذاری شده است. درباره حقوق اگر از خودشان بمانم، با منطق چسبیدن به مجموعه، شرایطی برای برداشت وجود دارد؛ در غیر این صورت کار چندان جذاب نیست و حقوق کم است. در خصوص مزایا هم صندوق بازنشستگی در نظر گرفته شده بود که بعد از سه سال آزاد میشود، اما از رقم مدت سه سال، حدود ۶/۷ ماه گذشته و خبری نیست. این مبلغ از حقوق کسر شده، اما هنوز پرداخت نشده است. در زمینه یادگیری و توسعه فردی، به نظر میرسد مدیران نیازمند یادگیری اصول پایه کار باشند. مدیرعامل پردازش که به نظر میرسد شرکت کوچکی باشد، دانش کافی ندارد. مدیر بازاریابی هم واقعا نمیداند بازاریابی چیست؛ تنها در پروژههای تبلیغات و نمایشگاهها دلالی میکند. برای یک تیزر سی ثانیهای مبلغی باشکوه مانند یک میلیارد و واریان پرداخت شده است که به نظر میرسد اغراقآمیز است و به هیچکس پاسخ دهد که آیا این مقدار ارزش دارد یا نه. مدیر منابع انسانی هم به وضوح میگوید که تخصصی ندارد، و بازار کار را با حضور چند نفر از باند خودش پر کرده است. درباره رزومه هم میگویم که نمیشود به آنها اعتماد کرد مگر اینکه به همین روال موجود پایبند باشید. در زمینه محصول هم کارهایی انجام شده، اما تا زمانی که همان مدیرعامل پردازش حضور دارد، به نظر میرسد شرکت به هیچ درجهای از موفقیت نمیرسد. زیرا او نه پروداکت را میشناسد، نه کدنویسی بلد است؛ سابقه کارش عمدتا با نهادهای حاکمیتی بوده و این گروه به قالبی تبدیل شده که با وجود حضور افراد مرتبط، به دستاورد مشخصی نمیرسد. نیروهای خدماتی مجموعه را نیروهای قابل اتکای واقعی تشکیل میدهند و عملکردشان نسبتا خوب است. با این
سالها در این گروه صنایع غذایی سولیکو—کاله مشغول به کار بودم و همیشه به دنبال پیشرفت بودم، اما نتیجهای که میخواستم حاصل نشد. به رغم اینکه همواره جزو نفرات برتر فروش بودم، هیچگونه ارتقای شغلی نمیدیدم؛ پستهای مدیرانه به عدهای محدودی که به مدیرعامل و اطرافیانش دسترسی دارند اختصاص مییافت. از نظر حقوقی هم محدود به همان افراد بودم و حتی درخصوص وام هم اولویت با همان مجموعهی نزدیکیها بود. تعدادی هم هستند که تنها حضورشان در ورود و خروج ثبت میشود و حقوق میگیرند؛ این گروه قطعا به دلیل رابطههای خانوادگی با مدیرعامل از بررسیهای دقیق خارجاند و تفاوتی برایشان قائل نمیشوند. احتمالا مدیرعامل هم با من یا همکارانم در این زمینه آگاه نبوده یا نمیدانم که آیا اطلاع دارد یا نه. کاش میشد با مدیرعامل گفتوگویی داشت تا شرایط را بچشم و بهبود بدهد.
من تو شرکت دیجی آلفا به عنوان برنامه نویس فعالیت کردم و از جابینجا باهاشون آشنا شدم،در مورد متنی که در معرفی شرکت مینویسند بسیار اغراق شده مخصوصا در مورد توانایی های شرکت و تیترهایی مثل دریافت پاداش و انتخاب میزان دستمزد دلخواه کاملا دروغه،مدیریت به شدت ضعیفی داره ولی در مورد پرداخت حقوق مشکلی نبود .مشکل بزرگی که وجود داشت و تو این صفحه هم باهاش مواجه شدم این بود که قراردادهایی که میبستن با کاری که از ما میخواستن تحویل بدیم بسیار تفاوت داشت و ترفندهای زیادی که اسم نمیبرم برای تحویل و تکمیل پروژه به کار برده میشد و از لحاظ اخلاقی با معیارهای کاری من دور بود و به همین علت قطع همکاری کردم.
برای من تجربهای از کار در این شرکت بود که با توجه به شرایط کاری و فضای موجود، دید خوبی به مجموعه پیدا کردم. من در طول مدت کار بیمه داشتیم و از ابتدای سال بیمه تکمیلی هم اضافه شد. جو کارآزمایی و صمیمانهای حاکم بود و پاداشها هم به اشکال مختلف به حضور ما توجه داشتند و تلاشهای مضاعف ما را میدیدند. با اینکه گاهی حقوقها تاخیر داشت، اما هیچ زمانی حقوقی برای یک ماه پرداخت نشد. بهویژه فضای امن کاری اهمیت زیادی داشت و برای من خانمها این فضا کمی سخت بود اما وجود امنیت شغلی ارزشمند بود.
باورم رو به دقت مینویسم: وقتی شرکت تبلیغ میکند رفتارهاشون تغییر کرده و پاسخگویی به تماسها قطع شده. واتساپ هم پاسخی دریافت نمیکنی. قبل از تبلیغات، وضعیتشون خیلی بهتر بود اما حالا اوضاع پایین آمده و حتی رزومه رو هم بررسی نمیکنند. قبلا نیروهای جونیور قبول میکردند، الان اینطور نیست. در کل برایتون آرزوی موفقیت دارم.
به نام خدا بدترین شغل دنیا جان عزیزتون از این کار بزنید بیرون اگه ادم سالمی هستید چون دیوانه و انواع مرض های روحی و روانی و افسردگی میگیرید موها و کمر و روان من سر این شغل از بین رفت سرپرست و مدیر منطقه و افراد ستادی و اداری فروشگاه باهاتون عین حیوان رفتار میکنن پول کم و پاداش ها رو نمیدن و سنوات اخرش نمیدن بدهکارت هم میکنن من ارزوهام تو کوروش باختم مرگ جلوی چشام دیدم زتدگیم نابود شد زنم رفت بچم میگفت کاش قاتل و دزد بودی ولی کوروشی نه و روم نمیشه شعل پدرم به هم کلاسیام بگم صبح تا شب سرکار اخرش هم پول خیلی کم میدن اصافه کار ساعتی زیر ۵۰ تومنه من اگه کارگر افغانی بودم وضعم بهتر بود چون هم کار بدنی دارم هم ذهنی هم روانی و شغل بد هروز به خودم میگم چه گناهی کردم این شعل نا پاک نصیبم شد
در شرکت گسترش سامانههای هوشمند آسمان همچنان به کارم ادامه دارد و توضیحاتی که میدهم را با دید شخصی و تجربهام از محیط کار مینویسم. حقوقی که دریافت میکنم نسبت به شرکتهای دیگر پایینتر است و معمولا با تأخیر و بدون مزایا و با منت و فشار واریز میشود. این وضعیت باعث شده از همان ابتدا انتظار برخورد ناعادلانه یا سختگیری زیاد را احساس کنم. سالهای گذشته بدون سود خاصی این شرکت فعال نگه داشته شده و مدیرعامل با کاهش حقوق به حفظ پایداری شرکت کمک میکند؛ در واقع با این رویکرد شرکت را به مسیر خودش نگه داشته است. با وجود اینکه چند سالی است باید تعطیل میشد، به خاطر همین شرایط فعلا فعال است. نحوه حضور در محل کار هم مثل برخی سازمانهای دولتی دقیق و سختگیرانه است؛ ورود و خروج بهدقت مشخص است و اضافهکار بهطور معمول در نظر گرفته نمیشود — هرچند احتمالا مدیران بالادستی از این مزیت برخوردارند و زودتر میآیند و دیرتر میروند، چون بالادستیها در بین شرکتهای متعدد پراکندهاند. در شرکت به نوعی جو تخریبآمیز وجود دارد که توسط یکی از همکاران داخلی (به نام م.ل) شدت زیادی پیدا کرده است. علیرغم اینکه عنوان شغلی مشخصی ندارد، به نوعی مانند یک مافیا رفتار میکند و سعی میکند کنترل همهچیز را بهدست بگیرد؛ اما واقعا در هیچ بازی یا موقعیتی چنین رفتاری را تحمل نمیکنم و بهخاطر همین عدم تعادل، کارها بهراحتی پیش نمیرود.
من یه کارمند اداری با توانایی کار با سیستم، ورد و اکسل هستم و دنبال فرصتهایی هستم که بتونم هم کارهای اداری شرکت رو انجام بدم و هم در زمینه تعمیر ماشینها کمک کنم. اولویت با کسانی است که دانش فنی یا تجربه کار با ماشینها دارن، چون نقش موردنظر ترکیبی از وظایف اداری و تعمیرگاهی است. حقوق مناسب و شرایط کاری روشن از جمله نکات مهمه و واقعا جذابه که چنین موقعیتی هم کار اداری هم مسئولیت فنی ماشینها رو همزمان در بر بگیره. واقعا دیدنیه که چنین ترکیبی وجود داره.
این شرکت به واقع کلاهبرداری هستش،اگر پول چندبرابر بگیره کار رو انجام میده اگر نه باید سالها تو دادگاه بدویی تا به حقت برسی چون تمام موارد فرارداد رو طوری تایین میکنن که از زیرمسئولیت فرار کنن. امیدوارم هیچ شخصی گرفتار این شرکت نشه.
با این شرکت هیچ تجربه واقعیای از یادگیری نصیبم نشد و حس میکردم که مسیر رشد ندارم. سالهای کاری من با پاک شدن دادهها و پرداختهای مالیاتی به دولت همراه بود و این وضعیت به نظر میرسید که به صورت سیستماتیک انجام میشود. قیمتگذاری محصول نیز بدون مدارک و به شکل بیهدف بالا و پایین میشد و این روند بیانگیزه به نظر میرسید. حقوق و مزایای پرسنل به طرزی نامشخص و با دخالتهای مستقیم زیر سوال میرفت و به نظر میرسید که این مسائل به وساطت فردی به نام دکتر ابرقویی مدیریت میشود. تیمی از پرسنل بیتجربه و بیاطلاع و بدون جهت مشخص جمع شده بودند که در شرکتهای دیگر جایگاهی نمییافتند. اسناد هویتی مانند شناسنامه، چک و سفته به شکلی غیر قانونی از کارکنان اخذ میشد و به نظر میرسید که این کار به برخوردهای خارج از روال منجر میشود. برای خروج از این محیط یا وضعیت، باید به دفترخانه در میرداماد مراجعه میکردی و تعهدی میدادی مبنی بر این که تمام حقوق پرداخت شده تا مدارک و اسناد به تو داده میشود. امیدوارم که حقوق پرسنل که به هر نحوی خورده میشود، از طریق اقدامات لازم پیگیری و حفاظت شود.
وقتی وارد واحد شبکه شرکت یاس ارغوانی شدم، حس میکردم انگار وارد یک کازینو بزرگ شدهام و سطح امنیت اطلاعات به کلی بیاعتماد و بیثبات است. به شکلی که گویی هیچ حفاظت واقعی وجود ندارد و دسترسی به اطلاعات محرمانه به سادگی ممکن است، بدون نیاز به تخصص عمیق یا دانش فنی قابل توجه. مدیران واحد و رئیس آن همواره در حال سفرهای استانی و توضیح دادن تغییرات مراکز هستند و به نظر میرسد بودجه شرکت را به سفر و تفریح اختصاص میدهند. به طور کلی فضایی را دیدم که به نظر بیمدیر و بیصاحب میآمد و با مدرک دیپلم یا سیکل میشد به سمت پستهای مدیریتی رفت، و حتی اگر کمی تلاش کنید، میتواند دسترسی به کل اطلاعات شرکت را فراهم کند. ارادتمند شما آ. جنتی
بسیار بسیار شغل بد بدترین جایی بود که کار کردم از جونتون و ذهنتون روانتون سیر شدید اونجا کار کنید حقوقش خیلی کمه و حداقل ۱۰ روز اول مفتی باید کار کنی ماه اول بهت حقوق کم میدن سرپرست و سومر وایزر دهنتو صاف میکنن انگار اربابتن صندوق یکم شلوغ شه مشتریا فوش میدن بهت مثل اسب باید بار خالی کنی شیفات صبح باشه انبار سرد و بار اصلی که ۶ صبح کامیون میاد ۲۰ تن با پالت باید خالی کنی شبشم لبنیات بسیار کار بد غدا هم که نمیدن میخوای یک ناهار بخوری طبق قوانین وازرت کار میگن اینجا کوروشه با وزارت کار و جاهای دیگه کاری نداره اخرشم که بخوای بری میان حساب کتاب میکنن به خاطر کسری انبار گردانی سنوات بهت نمیدن و کلی هم بدهکارت میکنن به عنوان مثال شما ۶ ماه بمونی اخر باید پول ۴ ماه حقوقتو و بهشون پس بدی و تهمت دزدی و اینا و فوش هم میخوری و بعد میگن بسلامت تدی هم از سفتت و ظامنت کم میکنن روزی هزار بار کوروش لعنت میفرستم اصلا از اسم کوروش به خاطر این فروشگاه لجن بدم اومده همکاراتون هم همه عوصین و زیراب زن و خیلیا به خاطر اینکه سربازی نرفتن میان سراغ این کهر برید خدمت لب مرز سیستان بلوچستان به خدا از این کار بهتره
اتاقک محیطی نامناسب و بیثبات دارد و کار در آن برای من تجربهای ناخوشایند بود. فضای شرکت پر از شایعهپراکنی و رفتارهای گروهی است و رویکرد کارکنان و مدیران بهگونهای است که هر کس تنها به منافع خود فکر میکند و سیستم مشخصی برای کار وجود ندارد. افراد بااستعداد و باتجربه هم به دلیل فضای نامنظم و ناآرام، فرصت مناسبی برای ارائهی کار با کیفیت ندارند و در نهایت یا از کارBeans کنار میروند یا به ناچار به ادامه میپردازند. در کل، اتاقک برای کار حرفهای جای مناسبی نیست، هرچند از نظر برخی افراد، میتواند محلی برای انجام کارهای ساده یا نظافت باشد.
از نخستین روز فهمیدم که فرآیند استخدام چندان منظم نبود و تجربهام پر از سردرگمی بود. دوبار برای مصاحبه رفتم؛ بار اول منابع انسانی صحبت کرد و بار دوم مدیر ارشد شرکت با من برخورد کرد و گفتند از فردا میتوانم کار را شروع کنم. پس از ۱۵ روز کارآموزی حضوری در تهران، امکان کار از راه دور برایم فراهم شد و مقرر شد پنجشنبهها تعطیل باشد و ساعات کار از ۸ تا ۱۸ باشد. قرارداد سه ماهه به عنوان امنیت شغلی وجود نداشت و میزان ارتباط با مدیریت هم خیلی خوب نبود. وقتی سرپرست رفت به سمت مدیرعامل ارتباط گرفتم و با نمونههایی از رفتارهای گذشته مواجه شدم که خیلی ناراحتکننده بود، درخواست کردم با او صحبت کنم اما پاسخ دادند که وقت ندارند. دو ماه بعد گفتند بیای و با هم صحبت کنیم، اما در آن زمان تصمیم گرفتم از شرکت جدا شوم. با وجود اینکه سایر همکاران از رفتارهای مذکور صحبت میکردند، من هم روشن کردم و تأیید کردم که مشکلات وجود دارد و نهایتا حقوق را که معمولا به صورت بیدلیل دیر میپرداختند، بهموقع دریافت نکردم. به بهروزرسانی حقوق من هم بهطور دقیق رسیدگی نشد و گمان میکنم قراردادم دوباره به صورت معوق مطرح شد. وقتی پیگیر شدم گفتند قرارداد باید برسد تا پرداخت بعدی انجام شود و من گفتم نباید این گونه باشد؛ آیا من نباید انتظار داشته باشم که کارفرما به سؤالات من پاسخ بدهد؟ در نهایت برای حقوقم و روند پرداخت با سؤالاتی مواجه شدم و به نتیجهای مبهم رسیدم. میشد برخوردها بهتر باشد تا حقوق بهدرستی پرداخت شود و نیروی ثابت بیشتری داشته باشند؛ همیشه استخدامیهای بیشتری دارند و حفظ کارکنان هم اهمیت دارد، مثل حفظ مشتریان. با این وضعیت، میزان برخورد مدیریت صفر بود و مزایا و فرصتهای یادگیری هم چندان وجود نداشت. اگر هدفتان پیدا کردن فضایی دقیق و پایدار است، موپن جای مناسب کار نیست.
حواستون باشه این شرکت جزو لیست تحریم های بین المللی هست یموقع پرونده مهاجرتتون به مشکل نخوره! این شرکت خداوندگار کشتن علاقه و انگیزه هست و تبعیض و حق خوری توش موج میزنه رانت و پارتی بازی غوغا می کنه.
من تجربه چندین سال کار در این شرکت و دارم و از دید خودم نقدی رو می نویسم که شاید به درد عزیران بخورد تا بتوانند در ورود یا خروج از این شرکت تصمیم گیری کنند. پس اگر میخوای رزومه بدی، تازه کاری یا استخدام شدی ولی هنوز متوجه نیستی دور و اطرافت چه خبره این متن رو بخون. قطعا سوگولی ها نظرات منفی من رو رد خواهند کرد ولی این واقعیتیست که شما می توانید از هر آدم صادق و منصفی که در این شرکت بوده بشنوید. این شرکت برای کی خوبه>>>>>>>>>>>>>>> - اگر آنچنان سواد و تجربه خوبی ندارید ولی دنبال یک شرکت هستید که کار خاصی هم انجام ندید ولی حقوق بدن، این شرکت جای توست - اگر توانایی بالایی در شو آف دارید و می توانید کار کوچک را مهم و بزرگ جلوه دهید، این شرکت جای توست - اگر با شنیدن و انجام حرف زور و غیر منطقی قالبا از سمت رئیستون مشکلی ندارید، این شرکت جای توست - اگرحوصله یادگیری ندارید و دوست دارید الکی در دوره های آموزشی شرکت کنید و براتون ساعت کاری حساب بشه، این شرکت جای توست چون کسی نمیپرسه نتایج اون کلاس ها چی شد - اگر به این قانع هستید که سر ماه یه حقوقی بیاد، عید ها در انتظار این باشید که آیا مقرر میشود یه خرده پولی بدن، این شرکت جای توست - اگر دوست داری به عینه باند بازی و حق خوری رو ببینی، این شرکت جای توست - اگر از دیدن حذف شدن یکی یکی مزایا لذت می برید، این شرکت جای توست - اگردوست دارید مزه تبعیض (مثلا حق پارکینگ)، عدم پیشترفت و حمایت را بچشید، این شرکت جای توست - اگر مشتاق این هستید که ببینید در حالیکه شما هم در یک گروه زحمت کشیدین تا کاری را به ثمر برسانید ولی بعد از گذشت زمانی مطلع شوید به طور یواشکی به بعضی ها (سوگولی های عزیز) کارت هدیه یا کارانه بالا دادند، این شرکت جای توست - اگر علاقه دارید تا از جان مایه بگذارید و سرویسی را راه اندازی کنید تا مدیران و روسا با افتتاح آن احساس غرور کنند، ژست مایکروسافت و آی بی ام بگیرند، کنفرانس بگذارند و عکس بگیرند و سپس از پاداش آن لذت ببرند، و سهم تو گاها حتی یک ایمیل تشکر هم نباشد، این شرکت جای توست - اگرعلاقه داری تا در زمان های خاص مثل اعیاد که تراکنش بالاهست، به طرز نفسگیری کار کنی و استرس فراوان تحمل کنی و در آخر با جمله "وظیفت بوده" روبرو بشی، این شرکت جای توست - اگر به خاله زنک بازی علاقه می ورزید، این شرکت جای توست - اگر نگاه از بالا به پایین و گاهی توهین شما را نمیرنجاند، این شرکت جای توست - اگر دوست دارید وقتی به چیزی اعتراض کردید با جمله " ناراحتی برو، از سر میدون کارگر جایگزینت می کنم و ..." روبرو شوید، این شرکت جای توست - اگر دیدن حقوق بالای همکارت (گاها تا دو برابر) که یک سوم سواد تو را ندارد آزارت نمی دهد، این شرکت جای توست - اگر فرستادن اشخاص خاص و سوگولی به سمینار، ماموریت و ... بدون داشتن شایستکی برایتان مساله نیست ،این شرکت جای توست - اگر نامه نگاری الکی، شرکت در جلسات آبکی و یک پذیرایی در انتها شما را خوشحال می کند، این شرکت جای توست - اگر راحت می توانید بدون منطق بر هرآنچه که مقام بالاتر می گوید صحه بگذارید، تبریک می گم، این شرکت قطعا جای توست، بزودی پیشترفت می کنی - در آخر این شرکت بهشت کسانیست که تنبل باشند ولی قدرت بالایی در تملق و بزرگ نمایی داشته باشند و از یک کار کارمندی ساده لذت ببرند. - مزایای شرکت ازجمله وام (گرچه مبلغ پایین است) و کارانه که قالبا در گروی تایید رئیس می باشد نیز ابدا ارزش ندارد. چون معیار رئیس چیست؟ درست است، آیا با او مخالفتی کرده اید یا نه! در مورد ویلای شمال هم فکر نکنید همون اول بهتون میدن، نه نخیر. سهم قدیمی هاست تا چند سال خبری از ویلا نیست. بعد از چند سال هم آپشن های درب و داغون در تاریخ های نا محبوب سهم شماست باشگاه هم مالی نیست، خودتون و به یه باشگاه نفروشید این شرکت برای کی بده>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>> - اگرسواد و تجربه خوبی داری اصلا وارد شرکت نشو، چون زیاد طول نمیکشه تا انگیزت رو ازدست بدی، احساس پس رفت کنی و خودت رو بی فایده ببینی - اگر اهل پیشترفت هستی، ایده های نو داری و خلاق هستی، این شرکت جای تو نیست. آنها استاد کشتن خلاقیت تو هستند. - اگر دیدن تبعیض و شنیدن حرف غیر منطقی شما رو اذیت می کنه و نمی تونید جلوی زبونتون رو بگیرید، این شرکت جای تو نیست - اگر توانایی تحمل قوانین عجیب گاها قوانین طرز پوشش برای حتی آقایان را نداری، این شرکت جای تو نیست در یک کلام، اگر نمی خواهی آیندت رو ارزون بفروشی (در عوض حقوق اندک ماهیانه)، آمال و آرزوهاتو رو فراموش کنی و درجا بزنی، این شرکت جای تو نیست خدمات مثل یه باتلاق می مونه که معدود انسانهای باسواد آن سالهاست در آن غرق شده و حتی خود را از یاد برده اند، خدمات شرکتی که با رانت دولتی سرپاست و در هیج رقابتی شرکت ندارد. خدمات شرکتی که میتواند تنها با 200 نفر اداره شود ولی 2000 کارکن دارد تا بگوید خفن است و بتواند نیروهای سفارشی مدیران را تامین کند. شاید با خودت بگی اگر اینجوریه چرا اینهمه آدم توش هستن، خب بیان بیرون. جواب اینه که این آدما اکثرا چون سواد ندارد بیرون بهشون کار نمیدن چه جایی بهتر از خدمات، لش کن، حقوق بگیر. آدمهای باسوادشم کم کم میرن یا اینکه دیکه به لحاظ سنی حوصله تغییر رو ندارن.
همواره به مدیران شرکت و فضای کار و پرداختیها حس خوبی داشتم و از همکاری با آنها رضایت داشتم. همکاران هم راضی بودند و برایشان آرزوی موفقیت میکنم. آموزشها مطلوب بود و از جو و محیط کاری لذت بردم.
من ۸ ماه تو این شرکت کار کردم بهتره بدونید میانگین زمان شاغلین زیر ۳ ماهه که از این نظر من مدت بیشتری طافت داشتم. برادر کوچک مالک شرکت از لحاظ سوادی زیر دیپلمه ولی چون چند تا دوره ثبت نام کرده در تمامی حوزه های کاری خودشو صاحب نظر میدونه و به نظر من احتیاج به روانشناس داره و اجازه رسیدن اطلاعات به برادر بزرگشو نمیده. غیر نرمال بود ایشون باعث شده محیط شرکت بیشتر شبیه مغازه بشه و به این دلیل فقط آدمای با عزت نفس پایین میتونن بمونن. امیدوارم یه روزی سهامداران شرکت متوجه بشن که از کجا دارن ضربه میخورن. هر جای دنیا بود ایشون رو بستری میکردن نه اینکه فرصت بدن تا گره های شخصیتشو با تحقیر دیگران باز کنه.
خطاب به رییس محترم واحد نرم افزار ح.ح من تجربه ام در روز های که میام کروز بیشتر شبیه به یک گروگانی است که چاره ایی جز این عمل ندارد، افزایش حقوق کم برای زمانی که متوسط کالا های اساسی تا ۷۰ درصد گران شدن واقعا جای سوال داره، سیاست «تا میتونی جا کن تو واحد» وقتی که بالای ۶۰ درصد نیروی ناراضی وجود داره از ترس استعفای دست جمعی، چاره است؟ واحد منابع انسانی فشل که هر سری با نظر سنجی فقط شوآف کار انجام میده و ... آینده کروز روشن نیست و من قطعا از این شرکت خواهم رفت و فعلا در حال بررسی هستم
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.