شرکت بینهایت داغون و بی دروپیکر هست، واقعا جای موندن نیست.بدون هیچگونه قصد و غرض میگم، چون نمیخوام اشتباه من رو بقیه مرتکب بشن. من بعد ازحدود یکسال و چند ماه کارکردن توی اینجا این موارد رو میگم: 1-دنبال یک شرکت و کار درست حسابی باشین. 2-این شرکت مشکل ساختاری و سازمانی داره 3-هرکسی که سرش به تنش بیارزه ، قطعا اینجا نمیمونه(شک نکنین، هیچ آدم باسواد بالای 2سال سابقه اینجا نمی بینید..) 4-حقوق تاخیر 3ماهه داره(این حداقلش هست) 5-روابط زیرپوستی و پنهان ، تا دلتون بخواد داره... 6-مدیرعامل به شدت ضعیف هست(کاری ندارم که یه سری چون جای دیگه ای ندیدن میگن این بهترین مدیرعامل دنیاس!) 7-برای مطالبات و حق و حقوقتون باید کفش آهنی بپوشین و اداره کار برین..توی اداره کار کلی پرونده شکایت از شرکت هست. 8-قرارداد کاری رو خیلی دیر بهتون میدن یا اصلا نمیدن 9-زیرساخت های شرکت از هر نظر منهدم هست. 10-مدیران اینجا هیچ دوره مدیریت ندیدن،هیچ جای دیگه ای هم مدیر نبودن!(فاجعه هستن) 11-واسه همه چی پول دارن، بجز پرداخت حقوق و حق بیمه! 12- آریا بنیز نیاین...آریا بنیز نیاین...آریا بنیز نیاین...آریا بنیز نیاین. اینجا هیچییش شبیه یه شرکت نیست، هرچیزی اینجا نوشتن درست هست. با احترام به خودم و همه ی کساییکه اینجا کار میکنن: آریا بنیز از داخل پوسیده و نابود هست. یه شرکت ورشکسته و بی پول، که هیچ ارزشی واسه آدم ها قائل نیست.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من کار ترجمه رو به دلیل علاقه ام برای مطالعه در حوزه های مختلف شروع کردم. حالا علاوه بر درآمدی که از این مسیر دارم، می تونم تو زمینههای مختلف مطالعه هم داشته باشم. با وجود سختیهایی که این کار داره و مشکلاتی که موجود هست. ولی واقعا از روی علاقه وارد این حوزه شدم. بخش اعظم درآمد من از سایت ترجمیک هست. البته با دو موسسه دیگر هم همکاری دارم ولی در حد خیلی کم چون حقالزحمه ترجمیک خیلی بالاتر از این دو موسسه هست البته قواین سختگیرانهای هم داره. انشالله که مترجمها روزی به جایگاه واقعیشون برسن.
من کار ترجمه رو به دلیل علاقه ام برای مطالعه در حوزه های مختلف شروع کردم. حالا علاوه بر درآمدی که از این مسیر دارم، می تونم تو زمینههای مختلف مطالعه هم داشته باشم. با وجود سختیهایی که این کار داره و مشکلاتی که موجود هست. ولی واقعا از روی علاقه وارد این حوزه شدم. بخش اعظم درآمد من از سایت ترجمیک هست. البته با دو موسسه دیگر هم همکاری دارم ولی در حد خیلی کم چون حقالزحمه ترجمیک خیلی بالاتر از این دو موسسه هست البته قوانین سختگیرانه ای هم داره. انشالله که مترجمها روزی به جایگاه واقعیشون برسن.
متأسفانه، پردازش در سطح ملی در حال آسیب رساندن به برند کاریزما است و به نظر میرسد که مدیران باید هر چه سریعتر تدبیری بیندیشند. https://nabzebourse.com/fa/news/89038/
برای من همیشه روشن بود که شرکت سایبر صنعت با وجود سابقهای نسبتا طولانی در زمینه خود، اکنون با رویکرد تازه تیم مدیریتی به سمت پروژههای بزرگ و استراتژیهای توسعه صادرات خدمات فنی حرکت میکند. در سالهای گذشته نوسانهای معمول شرکتهای پیمانکاری فنی و مهندسی را دیدهام، اما در حال حاضر روندی مثبت در پیگیری چنین اهدافی مشاهده میکنم. به نظر من کسانی که به سازمانهای یادگیرنده و چابک علاقه دارند، نباید فرصت تجربهی کاری در این مجموعه را از دست بدهند.
سلام، به عنوان شخصی که چندین ماه در این شرکت بودم، تک تک کامنتای منفی متاسفانه تجربه کردم، از بی احترامی مسئولین تا اینکه جوری به حد جنون آدم روانی میکنن، که بدون مطالبه تمام حق حقوقی که داری برید، تمام کامنتای مثبت شک ندارم از مسئولین اونجا هستن، مگرنه ده برابر استخدام ها همیشه استفا دارند، هیچ کس از یه کار خوب با محیط خوب و حقوق خوب استفا نمی دهد.
مدتهاست که در حوزه UI/UX تجربه میکنم و با چند کمپانی نرمافزاری همکاری داشتم. چند وقتی است که به این شرکت ملحق شدم، اما همواره ترسناک بود که شاید در روزهای اول ورود شرایط فرق کند و به همین دلیل شاید به این شرکت نمی آمدم. حالا تجربهام از این چند ماه با تمام باورهایی که پیش از پیوستن داشتم خیلی فرق دارد و انگار یا قبل از اینجا اوضاع بهکلی دیگری بوده یا تجربههای منفی واقعیت نداشتند. نظم، انضباط و پیگیری منظم کارها از سوی مدیر فنی عالی است و همواره آنقدر کار برایم ساده بوده که گذر زمان را حس نمیکنم. گروه توسعه، بهخصوص دوستان فرانتاند که بیشتر با من همکاری دارند، بسیار مهربان و صمیمی هستند. فضای حرفهای توسعه نرمافزار و ابزارها و روشهایی که استفاده میکنند برایم تازه و محرک بود و کار را خیلی سادهتر کرد. اینجا را اینقدر دوست دارم که گاهی به آینده پروژهها فکر میکنم و میگویم شاید از دست دادن حضورم در این تیم چیز خوبی نباشد. این حرفها را بهخاطر این نوشتم تا اگر شرایط استخدامیام فرق میکرد یا تصمیمم عوض میشد، فرصت را از دست ندهم و با خودم مرور کنم که نباید با ارائه اطلاعات نادرست به خودمان ظلم کنیم. امیدوارم این چند خط برای کسانی که واقعا دنبال یک جای حرفهای و خوب هستند مفید باشد.
قبل از ورود به سایبر صنعت، حرف و حدیثهای مشابهی شنیده بودم و در مصاحبه هم به آن اشاره کردم. به من پیشنهاد دادند سه ماه آزمایشی کار کنم تا خودم تجربهاش را ببینم؛ چون کار پارهوقتای نداشتم، پذیرفتم و اکنون تقریبا دو ماه است که در این شرکت مشغول به کارم. از نظر حقوق هم، برای من مهم بود که پرداختها معمولا با دو تا سه روز تأخیر انجام میشود و در جشن بیستمین سالگرد شرکت هم حضور داشتم و امروز از کنار همکاران و این محیط کاری خوشحالم.
افتضاح افتضاح نه حقوق میدن نه مزایا مدیر منابع انسانیش که اصلا تو باغ نیست مدیرانش هم که فقط به فکر جیب خودشونن اصلا به پرسنل اهمیت نمیدن سه ماه حقوق تأخیری داره خیلیا هم که رفتن هنوز نتونستن حقوق و عیدی و سنواتشونو بگیرن خدا لعنتشون کنه
شرکت نقش اول کیفیت را تجربه کردم و این تجربه را میخواهم چنین بازگو کنم: یکی از بدترین و توهینآمیزترین مصاحبههای عمرم بود. ورود به ساختمان با مشکل مواجه شد چرا که حراست به خاطر پوششم از ورودم استقبال نکرد؛ شال بدون میکاپ و مانتو جلوباز که زیرش تیشرت گشاد بودم باعث دردسر شد تا اجازه ورود بگیرم. مصاحبهکننده مردمی میانسال و بداخلاق بود که با سلام و علیک و لبخند مصنوعی و پوزخند، رزومهام را نخوانده بود که چرا از شرکت X بیرون آمدهام و در رزومه نوشتم که یک سال با آنجا همکاری کردم و الان جای دیگر هستم؛ گفت هنوز ندیده بودم. او با لهجهای طلبکارانه سوالاتی بسیار خصوصی از خانوادهام پرسید و به رغم اینکه شغل مادرم را نپرسیده بود، از من پرسید پدرم چه میکند و اهل کجا هستم. در میانه مصاحبه پیشنهاد تعهد محضری برای سه سال کار در اینجا داد که گفتم نه، چون ممکن بود به هر دلیلی بعدا پوزیشنم یا مکان زندگیام را تغییر دهم. ناگهان با قهقههای بلند گفت اگر بخواهی شوهر پولدار پیدا کنی ازدواج کنی و بری و این حرفها را زد که آن لحظه به شدت آزاردهنده بود. از آن به بعد فقط طوری پاسخ دادم که از ورود به چنین پذیرشی کنار بروم. در توضیحات مربوط به شرایط شغلی عنوان شده بود که شناوری کار تا ساعت ۸:۳۰ است و بعضی از جوانان از راه دور بودن و بیانگیزگی را بهانه میکردند؛ پوشش همکاران اداری و این چیزها را عنوان کرده بودند. فضای عمومی شرکت پرتنش و مخرب بود و از کنار هرکس که رد میشدی استرس به آنها منتقل میشد و جرئت صحبت کردن نداشتند. از رفتار مدیران مشخص بود جو حاکم زنستیزی و دیکتاتوری دارد.
تجربه کاری در هیوا واقعا مثبت و آموزنده بود محیطی دوستانه و حرفهای دارن که همیشه انگیزه میده به پیشرفت و یادگیری بیشتر همه چیز منظم و به موقع پیش میره و حقوق هم همیشه سر وقت پرداخت میشه از کار کردن با تیم هیوا بسیار راضی هستم در طول مدت همکاری با هیوا، همیشه احساس کردم که یک تیم واقعی پشت من هست فضای کاری شاد و حمایتگر داره که به آدم انگیزه میده بیشتر تلاش کنه. مسئولین و همکاران همیشه کمککننده بودن و از اینکه هنوز در هیوا مشغول به کارم خوشحالم و قطعا این تجربه برای من خیلی مفید بوده
در شرکت گروه استیل البرز تجربه کردم که مدیرعامل بیش از هر چیز به ظاهر افراد اهمیت میدهد و برای فضای رشد و پیشرفت فرصت چندانی برای دیگران نمیگذارد. او به جای توجه به توانمندیهای واقعی، افرادی را استخدام میکند که تنها ظاهر مناسبی دارند ولی در عمل چیزی بلد نیستند. دلیلش را ارثی بودن منصب میدهم و معتقد نیستم که زحمتی برای شرکت کشیده باشند؛ به همین خاطر منافع و رشد شرکت برای ایشان اهمیت ندارد. با وجود اینکه کارفرمایان زیادی با حقوق بالا جذب میکند، اما کسانی که واقعا تلاش کرده و بااستعدادند را به بدترین شکل ممکن زیر فشار قرار میدهد. هر چه بتوانی رزومهای به شکل ساختگی بنویسی، ممکن است مدیرعامل به شدت به تو علاقه نشان دهد و در نتیجه به راحتی بیکار بمانی و هیچ دستاوردی برای خودت و شرکت صنایع ورق ایران نداشته باشید.
قراردادش یک ماهست. یک ماه مثل الاغ بدون غذا تو یه جای بسته پر دوربین از آدم کار میکشن آخرشم 12 تومن میدن که باید خرج پادرد و کمردرد بکنی. 12 ساعت سرپایی مثل ربات و آدهم آهنی فقط بابد راه بری و اتوماتیک حمالی کنی
به مدت هفت سال در این شرکت خدمت کردم و نمونههای زیادی از تلاش بیوقفه تیمهای مختلف را دیدم. مشکلات رایج شرکتهای ایرانی تا حدی وجود دارد و نمیتوانم آنها را فقط به این مجموعه نسبت بدهم. همچنین در فضاهای آنلاین برخی کاربران درباره شرکت نظرهایی منفی میدهند که شاید نتیجه تجربیات خاص فرد باشد و واقعا با رفتار افراد در هر سطح شغلی فرق میکند. با این حال برخورد محترمانه با همکاران، بازخوردها را همواره به شکل محترمانه میدانند و همان رفتار را از دیگران انتظار میکنند. هماکنون، برای موقعیت شغلی بالاتر از اینجا جدا شدم، اما در کنار همکاران و تیم پرتوان این مجموعه، طی هفت سال، مسیر رشد من هم و همکارانم بوده است.
شرکت صنعت رایان پارس یکی از شرکتهای بزرگ تولید باتریهای یوپیاس و تجهیزات مخابراتی است و تجربه من بهعنوان کارشناس فروش در آن شکل گرفت. در اینجا فرصت رشد شغلی پیدا کردم و چیزهای تازهای یادگرفتم. مدیریت بر پایه اصول بهروز آلمانی اجرا میشود و به وضوح میشود اثر این رویکرد را در شیوهی مدیریت دید.
برای من تجربهای بود که در یک قرارداد کاری دیدگاه منفی عمیقی نسبت به کارفرما و فضای کاری ایجاد کرد، بهخصوص به خاطر رفتار فردی که کار با او را سپری کردم. او با صداقت کم و اعتماد کم همراه بود، به شکلی که احساس میکردم نامطمئن و بیپشتوانه رفتار میکند و از لحاظ اخلاقی و حرفهای با منطق کار نمیکند. در طول همکاری حقوقم را بهموقع دریافت نکردم و با وجود پیگیریهای لازم، پاسخ مشخصی از سمت مدیریت ندیدم. همچنین شنیدم که برخی از اختلافات حقوقی و کیفری در مسیر امور حقوقی موسسه مطرح شده است و گزارشهایی در این باره وجود دارد که من ترجیح میدهم دربارهی آنها از منابع قانونی مطلع شوم. در نتیجه این تجربه باعث شد نگاه من به آیندهی همکاری با این مجموعه به میزان قابل توجهی کاهش یابد و پیشنهاد میکنم به هیچ عنوان با چنین رفتار و شرایطی وارد همکاری نشود.
شبکه مترجمین اشراق همواره برای من تجربه بدی بود؛ این مجموعه حداقل احترامی که انتظار دارم از بین برده و دستمزدها خیلی پایین بودن. بدون هیچ دلیل موجهی حساب کاربریام را مسدود کردند و پشتیبانی مناسبی هم ارائه نکردند. به هیچوجه توصیه نمیکنم با این شرکت همکاری کنم.
روزی 100 نفر برای مصاحبه میان و سیاست در باز این شرکت قابل نادیده گرفتن نیست. در کل برعکس نظری که گفتن مدیریت زنانه است من میگم مدیریت به شدت مردانه و به دور از ظرافت است. هیچ شورو ذوقی در این شرکت وجود ندارد. از عید گرفته تا عزا همیشه یه جو حاکم داره. در کل یع جزیزه دورافتاده است که حقوق خوبی هم برای نادیده گرفتن ایرادهاش نداره. تنها مورد مثبت بی خبری مدیریت از روند کاریه که کار رو برای اعضا راحت میکنه. کلا خیلی از روش های پیشرفت رو تصمیم میگیرید اینجا بیان نکنید چون میبینید ارزشش رو نداره و خوشحالم که پیشنهادهای محدودی برای بهبود شرایط این شرکت دادم و خیلی ها رو پیش خودم نگه داشتم چون در نهایت به نفع عده خاصی میشد که مرکز توجهن بی دلیل.
در این مجموعه نمیخواستم وارد بشم، اما اگر بخواهم بازگو کنم، فضای کار مرکز تماس به شکل ناخوشایندی به نظر میرسید. مدیران شرکت با توجه به وثیقهها و مسائل مالی، به دنبال حفظ منافع خود بودند و اغلب به کارکنان حقوق مناسبی پرداخت نمیکردند. ساعات کار از شنبه تا پنجشنبه بود و این فشار کاری از عوامل ناراضیکننده بود. در سال جاری با تغییرات نیروی انسانی مواجه بودند و زمزمههای کاهش نیرو در پایان سال شنیده میشد. ترک شغل و استعفای زیاد هم باعث شده بود هر روز برای هر پست آگهی جدیدی بدهند که دلیل اصلی آن را گرفتاری مدیران و کمبود دانش مدیریتی میدانم. بهعنوان توصیهای ساده، از تجربههای اطرافیان استفاده کنید و از تصمیمگیریهای پرمخاطره پرهیز کنید.
یه شرکت با تخصص عالی و همکاران عالی .واقعا همه چی منظم بود.دوست داشتم همکاری کنم.مصاحبه دو مرحله ای و سطح عالی. هنوز انقدر تجربه ندارم قبولم کنند ولی دوست داشتم. سطح همکاران در شرکت واقعا معلوم بود عالی بود. تخصص طراحی سایت و سئو دارند و در سطح خوبی کار میکنند
شرکت بینهایت داغون و بی دروپیکر هست، واقعا جای موندن نیست.بدون هیچگونه قصد و غرض میگم، چون نمیخوام اشتباه من رو بقیه مرتکب بشن. من بعد ازحدود یکسال و چند ماه کارکردن توی اینجا این موارد رو میگم: 1-دنبال یک شرکت و کار درست حسابی باشین. 2-این شرکت مشکل ساختاری و سازمانی داره 3-هرکسی که سرش به تنش بیارزه ، قطعا اینجا نمیمونه(شک نکنین، هیچ آدم باسواد بالای 2سال سابقه اینجا نمی بینید..) 4-حقوق تاخیر 3ماهه داره(این حداقلش هست) 5-روابط زیرپوستی و پنهان ، تا دلتون بخواد داره... 6-مدیرعامل به شدت ضعیف هست(کاری ندارم که یه سری چون جای دیگه ای ندیدن میگن این بهترین مدیرعامل دنیاس!) 7-برای مطالبات و حق و حقوقتون باید کفش آهنی بپوشین و اداره کار برین..توی اداره کار کلی پرونده شکایت از شرکت هست. 8-قرارداد کاری رو خیلی دیر بهتون میدن یا اصلا نمیدن 9-زیرساخت های شرکت از هر نظر منهدم هست. 10-مدیران اینجا هیچ دوره مدیریت ندیدن،هیچ جای دیگه ای هم مدیر نبودن!(فاجعه هستن) 11-واسه همه چی پول دارن، بجز پرداخت حقوق و حق بیمه! 12- آریا بنیز نیاین...آریا بنیز نیاین...آریا بنیز نیاین...آریا بنیز نیاین. اینجا هیچییش شبیه یه شرکت نیست، هرچیزی اینجا نوشتن درست هست. با احترام به خودم و همه ی کساییکه اینجا کار میکنن: آریا بنیز از داخل پوسیده و نابود هست. یه شرکت ورشکسته و بی پول، که هیچ ارزشی واسه آدم ها قائل نیست.
من کار ترجمه رو به دلیل علاقه ام برای مطالعه در حوزه های مختلف شروع کردم. حالا علاوه بر درآمدی که از این مسیر دارم، می تونم تو زمینههای مختلف مطالعه هم داشته باشم. با وجود سختیهایی که این کار داره و مشکلاتی که موجود هست. ولی واقعا از روی علاقه وارد این حوزه شدم. بخش اعظم درآمد من از سایت ترجمیک هست. البته با دو موسسه دیگر هم همکاری دارم ولی در حد خیلی کم چون حقالزحمه ترجمیک خیلی بالاتر از این دو موسسه هست البته قواین سختگیرانهای هم داره. انشالله که مترجمها روزی به جایگاه واقعیشون برسن.
من کار ترجمه رو به دلیل علاقه ام برای مطالعه در حوزه های مختلف شروع کردم. حالا علاوه بر درآمدی که از این مسیر دارم، می تونم تو زمینههای مختلف مطالعه هم داشته باشم. با وجود سختیهایی که این کار داره و مشکلاتی که موجود هست. ولی واقعا از روی علاقه وارد این حوزه شدم. بخش اعظم درآمد من از سایت ترجمیک هست. البته با دو موسسه دیگر هم همکاری دارم ولی در حد خیلی کم چون حقالزحمه ترجمیک خیلی بالاتر از این دو موسسه هست البته قوانین سختگیرانه ای هم داره. انشالله که مترجمها روزی به جایگاه واقعیشون برسن.
متأسفانه، پردازش در سطح ملی در حال آسیب رساندن به برند کاریزما است و به نظر میرسد که مدیران باید هر چه سریعتر تدبیری بیندیشند. https://nabzebourse.com/fa/news/89038/
برای من همیشه روشن بود که شرکت سایبر صنعت با وجود سابقهای نسبتا طولانی در زمینه خود، اکنون با رویکرد تازه تیم مدیریتی به سمت پروژههای بزرگ و استراتژیهای توسعه صادرات خدمات فنی حرکت میکند. در سالهای گذشته نوسانهای معمول شرکتهای پیمانکاری فنی و مهندسی را دیدهام، اما در حال حاضر روندی مثبت در پیگیری چنین اهدافی مشاهده میکنم. به نظر من کسانی که به سازمانهای یادگیرنده و چابک علاقه دارند، نباید فرصت تجربهی کاری در این مجموعه را از دست بدهند.
سلام، به عنوان شخصی که چندین ماه در این شرکت بودم، تک تک کامنتای منفی متاسفانه تجربه کردم، از بی احترامی مسئولین تا اینکه جوری به حد جنون آدم روانی میکنن، که بدون مطالبه تمام حق حقوقی که داری برید، تمام کامنتای مثبت شک ندارم از مسئولین اونجا هستن، مگرنه ده برابر استخدام ها همیشه استفا دارند، هیچ کس از یه کار خوب با محیط خوب و حقوق خوب استفا نمی دهد.
مدتهاست که در حوزه UI/UX تجربه میکنم و با چند کمپانی نرمافزاری همکاری داشتم. چند وقتی است که به این شرکت ملحق شدم، اما همواره ترسناک بود که شاید در روزهای اول ورود شرایط فرق کند و به همین دلیل شاید به این شرکت نمی آمدم. حالا تجربهام از این چند ماه با تمام باورهایی که پیش از پیوستن داشتم خیلی فرق دارد و انگار یا قبل از اینجا اوضاع بهکلی دیگری بوده یا تجربههای منفی واقعیت نداشتند. نظم، انضباط و پیگیری منظم کارها از سوی مدیر فنی عالی است و همواره آنقدر کار برایم ساده بوده که گذر زمان را حس نمیکنم. گروه توسعه، بهخصوص دوستان فرانتاند که بیشتر با من همکاری دارند، بسیار مهربان و صمیمی هستند. فضای حرفهای توسعه نرمافزار و ابزارها و روشهایی که استفاده میکنند برایم تازه و محرک بود و کار را خیلی سادهتر کرد. اینجا را اینقدر دوست دارم که گاهی به آینده پروژهها فکر میکنم و میگویم شاید از دست دادن حضورم در این تیم چیز خوبی نباشد. این حرفها را بهخاطر این نوشتم تا اگر شرایط استخدامیام فرق میکرد یا تصمیمم عوض میشد، فرصت را از دست ندهم و با خودم مرور کنم که نباید با ارائه اطلاعات نادرست به خودمان ظلم کنیم. امیدوارم این چند خط برای کسانی که واقعا دنبال یک جای حرفهای و خوب هستند مفید باشد.
قبل از ورود به سایبر صنعت، حرف و حدیثهای مشابهی شنیده بودم و در مصاحبه هم به آن اشاره کردم. به من پیشنهاد دادند سه ماه آزمایشی کار کنم تا خودم تجربهاش را ببینم؛ چون کار پارهوقتای نداشتم، پذیرفتم و اکنون تقریبا دو ماه است که در این شرکت مشغول به کارم. از نظر حقوق هم، برای من مهم بود که پرداختها معمولا با دو تا سه روز تأخیر انجام میشود و در جشن بیستمین سالگرد شرکت هم حضور داشتم و امروز از کنار همکاران و این محیط کاری خوشحالم.
افتضاح افتضاح نه حقوق میدن نه مزایا مدیر منابع انسانیش که اصلا تو باغ نیست مدیرانش هم که فقط به فکر جیب خودشونن اصلا به پرسنل اهمیت نمیدن سه ماه حقوق تأخیری داره خیلیا هم که رفتن هنوز نتونستن حقوق و عیدی و سنواتشونو بگیرن خدا لعنتشون کنه
شرکت نقش اول کیفیت را تجربه کردم و این تجربه را میخواهم چنین بازگو کنم: یکی از بدترین و توهینآمیزترین مصاحبههای عمرم بود. ورود به ساختمان با مشکل مواجه شد چرا که حراست به خاطر پوششم از ورودم استقبال نکرد؛ شال بدون میکاپ و مانتو جلوباز که زیرش تیشرت گشاد بودم باعث دردسر شد تا اجازه ورود بگیرم. مصاحبهکننده مردمی میانسال و بداخلاق بود که با سلام و علیک و لبخند مصنوعی و پوزخند، رزومهام را نخوانده بود که چرا از شرکت X بیرون آمدهام و در رزومه نوشتم که یک سال با آنجا همکاری کردم و الان جای دیگر هستم؛ گفت هنوز ندیده بودم. او با لهجهای طلبکارانه سوالاتی بسیار خصوصی از خانوادهام پرسید و به رغم اینکه شغل مادرم را نپرسیده بود، از من پرسید پدرم چه میکند و اهل کجا هستم. در میانه مصاحبه پیشنهاد تعهد محضری برای سه سال کار در اینجا داد که گفتم نه، چون ممکن بود به هر دلیلی بعدا پوزیشنم یا مکان زندگیام را تغییر دهم. ناگهان با قهقههای بلند گفت اگر بخواهی شوهر پولدار پیدا کنی ازدواج کنی و بری و این حرفها را زد که آن لحظه به شدت آزاردهنده بود. از آن به بعد فقط طوری پاسخ دادم که از ورود به چنین پذیرشی کنار بروم. در توضیحات مربوط به شرایط شغلی عنوان شده بود که شناوری کار تا ساعت ۸:۳۰ است و بعضی از جوانان از راه دور بودن و بیانگیزگی را بهانه میکردند؛ پوشش همکاران اداری و این چیزها را عنوان کرده بودند. فضای عمومی شرکت پرتنش و مخرب بود و از کنار هرکس که رد میشدی استرس به آنها منتقل میشد و جرئت صحبت کردن نداشتند. از رفتار مدیران مشخص بود جو حاکم زنستیزی و دیکتاتوری دارد.
تجربه کاری در هیوا واقعا مثبت و آموزنده بود محیطی دوستانه و حرفهای دارن که همیشه انگیزه میده به پیشرفت و یادگیری بیشتر همه چیز منظم و به موقع پیش میره و حقوق هم همیشه سر وقت پرداخت میشه از کار کردن با تیم هیوا بسیار راضی هستم در طول مدت همکاری با هیوا، همیشه احساس کردم که یک تیم واقعی پشت من هست فضای کاری شاد و حمایتگر داره که به آدم انگیزه میده بیشتر تلاش کنه. مسئولین و همکاران همیشه کمککننده بودن و از اینکه هنوز در هیوا مشغول به کارم خوشحالم و قطعا این تجربه برای من خیلی مفید بوده
در شرکت گروه استیل البرز تجربه کردم که مدیرعامل بیش از هر چیز به ظاهر افراد اهمیت میدهد و برای فضای رشد و پیشرفت فرصت چندانی برای دیگران نمیگذارد. او به جای توجه به توانمندیهای واقعی، افرادی را استخدام میکند که تنها ظاهر مناسبی دارند ولی در عمل چیزی بلد نیستند. دلیلش را ارثی بودن منصب میدهم و معتقد نیستم که زحمتی برای شرکت کشیده باشند؛ به همین خاطر منافع و رشد شرکت برای ایشان اهمیت ندارد. با وجود اینکه کارفرمایان زیادی با حقوق بالا جذب میکند، اما کسانی که واقعا تلاش کرده و بااستعدادند را به بدترین شکل ممکن زیر فشار قرار میدهد. هر چه بتوانی رزومهای به شکل ساختگی بنویسی، ممکن است مدیرعامل به شدت به تو علاقه نشان دهد و در نتیجه به راحتی بیکار بمانی و هیچ دستاوردی برای خودت و شرکت صنایع ورق ایران نداشته باشید.
قراردادش یک ماهست. یک ماه مثل الاغ بدون غذا تو یه جای بسته پر دوربین از آدم کار میکشن آخرشم 12 تومن میدن که باید خرج پادرد و کمردرد بکنی. 12 ساعت سرپایی مثل ربات و آدهم آهنی فقط بابد راه بری و اتوماتیک حمالی کنی
به مدت هفت سال در این شرکت خدمت کردم و نمونههای زیادی از تلاش بیوقفه تیمهای مختلف را دیدم. مشکلات رایج شرکتهای ایرانی تا حدی وجود دارد و نمیتوانم آنها را فقط به این مجموعه نسبت بدهم. همچنین در فضاهای آنلاین برخی کاربران درباره شرکت نظرهایی منفی میدهند که شاید نتیجه تجربیات خاص فرد باشد و واقعا با رفتار افراد در هر سطح شغلی فرق میکند. با این حال برخورد محترمانه با همکاران، بازخوردها را همواره به شکل محترمانه میدانند و همان رفتار را از دیگران انتظار میکنند. هماکنون، برای موقعیت شغلی بالاتر از اینجا جدا شدم، اما در کنار همکاران و تیم پرتوان این مجموعه، طی هفت سال، مسیر رشد من هم و همکارانم بوده است.
شرکت صنعت رایان پارس یکی از شرکتهای بزرگ تولید باتریهای یوپیاس و تجهیزات مخابراتی است و تجربه من بهعنوان کارشناس فروش در آن شکل گرفت. در اینجا فرصت رشد شغلی پیدا کردم و چیزهای تازهای یادگرفتم. مدیریت بر پایه اصول بهروز آلمانی اجرا میشود و به وضوح میشود اثر این رویکرد را در شیوهی مدیریت دید.
برای من تجربهای بود که در یک قرارداد کاری دیدگاه منفی عمیقی نسبت به کارفرما و فضای کاری ایجاد کرد، بهخصوص به خاطر رفتار فردی که کار با او را سپری کردم. او با صداقت کم و اعتماد کم همراه بود، به شکلی که احساس میکردم نامطمئن و بیپشتوانه رفتار میکند و از لحاظ اخلاقی و حرفهای با منطق کار نمیکند. در طول همکاری حقوقم را بهموقع دریافت نکردم و با وجود پیگیریهای لازم، پاسخ مشخصی از سمت مدیریت ندیدم. همچنین شنیدم که برخی از اختلافات حقوقی و کیفری در مسیر امور حقوقی موسسه مطرح شده است و گزارشهایی در این باره وجود دارد که من ترجیح میدهم دربارهی آنها از منابع قانونی مطلع شوم. در نتیجه این تجربه باعث شد نگاه من به آیندهی همکاری با این مجموعه به میزان قابل توجهی کاهش یابد و پیشنهاد میکنم به هیچ عنوان با چنین رفتار و شرایطی وارد همکاری نشود.
شبکه مترجمین اشراق همواره برای من تجربه بدی بود؛ این مجموعه حداقل احترامی که انتظار دارم از بین برده و دستمزدها خیلی پایین بودن. بدون هیچ دلیل موجهی حساب کاربریام را مسدود کردند و پشتیبانی مناسبی هم ارائه نکردند. به هیچوجه توصیه نمیکنم با این شرکت همکاری کنم.
روزی 100 نفر برای مصاحبه میان و سیاست در باز این شرکت قابل نادیده گرفتن نیست. در کل برعکس نظری که گفتن مدیریت زنانه است من میگم مدیریت به شدت مردانه و به دور از ظرافت است. هیچ شورو ذوقی در این شرکت وجود ندارد. از عید گرفته تا عزا همیشه یه جو حاکم داره. در کل یع جزیزه دورافتاده است که حقوق خوبی هم برای نادیده گرفتن ایرادهاش نداره. تنها مورد مثبت بی خبری مدیریت از روند کاریه که کار رو برای اعضا راحت میکنه. کلا خیلی از روش های پیشرفت رو تصمیم میگیرید اینجا بیان نکنید چون میبینید ارزشش رو نداره و خوشحالم که پیشنهادهای محدودی برای بهبود شرایط این شرکت دادم و خیلی ها رو پیش خودم نگه داشتم چون در نهایت به نفع عده خاصی میشد که مرکز توجهن بی دلیل.
در این مجموعه نمیخواستم وارد بشم، اما اگر بخواهم بازگو کنم، فضای کار مرکز تماس به شکل ناخوشایندی به نظر میرسید. مدیران شرکت با توجه به وثیقهها و مسائل مالی، به دنبال حفظ منافع خود بودند و اغلب به کارکنان حقوق مناسبی پرداخت نمیکردند. ساعات کار از شنبه تا پنجشنبه بود و این فشار کاری از عوامل ناراضیکننده بود. در سال جاری با تغییرات نیروی انسانی مواجه بودند و زمزمههای کاهش نیرو در پایان سال شنیده میشد. ترک شغل و استعفای زیاد هم باعث شده بود هر روز برای هر پست آگهی جدیدی بدهند که دلیل اصلی آن را گرفتاری مدیران و کمبود دانش مدیریتی میدانم. بهعنوان توصیهای ساده، از تجربههای اطرافیان استفاده کنید و از تصمیمگیریهای پرمخاطره پرهیز کنید.
یه شرکت با تخصص عالی و همکاران عالی .واقعا همه چی منظم بود.دوست داشتم همکاری کنم.مصاحبه دو مرحله ای و سطح عالی. هنوز انقدر تجربه ندارم قبولم کنند ولی دوست داشتم. سطح همکاران در شرکت واقعا معلوم بود عالی بود. تخصص طراحی سایت و سئو دارند و در سطح خوبی کار میکنند