با سلام خدمت همگی، اولین مورد این هست که بسیار بد قول هستن و حق خوری میکنن، توی سایت میزنن کارآموزی با حقوق بعد بدون هیچ دلیلی اخراج میکنن و از افراد بهره کشی میکنن و بعد چند مدت از شرکت میندازن بیرون! افراد زیادی اینطور شدن گول اینارو نخورید برای کار آموزی و این حرفا!
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
این شرکت محیط دوستانه و راحتی داره و شرایطی داره که آمادما میتونن توش رشد کنن.من غیر خوبی چیزی ندیدم و هر کسی که وجدان کاری داره و پول خوب میخواد میدونه که باید خوب کار کنه
سودشون از پرداخت نکردن حقوق و مزایا کارمندانشون و در نتیجه بیکیفیت بودن نتیجه پروژههاشون هست! البته که پشت پرده معلوم نیست چیکار میکنن و امکان داره همش کاور باشه برای پولشویی و .... رقابت سالم حالیشون نیست و همش با ربات دارن به رقبای خودشون اتک میزنن و از طرف دیگه یه سره تبلیغ میکنن که مثلا موفق دیده بشن! قراردادهاشون رو خیلی سفت و سخت میبندن که نه کارمند بتونه حرفی بزنه نه کارفرماها! هم به کارفرماها دروغ میگن هم به نیروهای خودشون! از خوابیدن کارمنداشون تو استدیو به دلیل اضافه کاری و سنگینی پروژهها گرفته تا رفتارها و روابط مشکوک بین مدیران و کارمندان خانم شرکت و رفت و آمدشون به استدیو و ... خبرچینی و جاسوسی منشی از کامندان فراموش نشه! به جای عیدی، آخر سال کامنداشون رو میبرن اردو توچال و با نوشیدنیهای الکلی بیکیفیت(حداقل ساقیتون رو عوض کنید) ازشون پذیرایی میکنن! کلا بدترین تجربه کاری زندگیم بود! اسطوره زندگی ****** هیتلره و همش داد میزنه و در و پنجره میکوبه(احتمالا مشکل روانی داره) خدایاری خیلی فاز داره! (احتمالا فاز اندروتیت) قاضی هم به شدت معتاده (احتمالا تریاک) تو یه همچین شرکتی با این حد از ساختار و رفتار غیرحرفهای، مدیرش ادعای کارآفرینی داره!
دارای تجربهای یکساله و نیم در شرکت فراگستر الکترونیک بودم. حقوق نسبتا پایین است، به همین دلیل ترجیح میدهند افراد تازهکار را استخدام کنند. با وجود مدیر خوب و مصاحبه حرفهای که با من انجام شد و نکات زیادی آموختم، مدیریت دید مثبتی نسبت به کارمندان ندارد و هرروز با دوربین و ضبط صدا نظارت میشود. فرصتهای پیشرفت محدود است و گاهی به نظر میرسد تنها با زیر آب زدن میتوان به موقعیت بهتری رسید. با وجود این، ساختار اداری مشخص و قوانین واضحی وجود دارد که به جلوگیری از بینظمی کمک میکند. شرکت برای استخدام، سفتهای با مبلغ بالا دریافت میکند و تعهد محضری برای عدم افشاء اطلاعات و عدم همکاری با شرکتهای رقیب تا مدت معینی پس از پایان همکاری میگیرند؛ رفتاری که چون محیطی بسیار سازمانی و دقیق نشان داده میشود، گویی آنجا همچون یک سازمان بزرگ دولتی است. فضای سازمانی و رفتار حرفهای چندان مطلوب نیست.
من در این شرکت بدون سنوات باقی میمانم و حقوق مانند وعدهشان تا بیستام هر ماه پرداخت میشود، هرچند گاهی تا بیستم هم کش آمد. برای کارمندانی با سابقه کم که برنامهای برای آینده ندارند و فقط به دنبال شغلی میگردند، ممکن است گزینه مناسبی باشد، اما اگر هدف شما رشد و مسیر شغلی مشخص نباشد و تمایلی به پیشرفت نداشته باشید، چنین محیطی مناسب است و حقوق پایین آن در کنار شبهدولتی بودن شرکت تحتتأثیر قرار میگیرد. اگر بخواهید قرارداد را قبل از پایان موعد قطع کنید، عیدی به شما تعلق نمیگیرد و باید دو ماه زودتر اطلاع دهید. همچنین از مرخصیها نمیتوانید استفاده کنید و مرخصیها بهطور کل تأیید نمیشود. کارفرما میتواند بیست درصد کل مبلغی که از ابتدای قرارداد به شما پرداخت شده را از شما کسر کند.
با سلام بنده قصد دارم در این پست تجربه ۲.۵ سال کار خود در شرکت ایران خودرو رو براتون به اشتراک بزارم. سال ۱۳۹۹ از طرف شرکت ایران فاوا گسترش که وظیفه جذب نیرو برای شرکت را دارد بعنوان نیرو برنامه نویس وارد شرکت ایران خودرو شدم. محل کار بنده معاونت سیستم ها با مدیریت آقای محمد روهینا مشخص شد.این معاونت بخش اصلی آیتی و نرم افزار این شرکت خودرو سازی می باشد. با تشخیص مدیریت و مصاحبه انجام شده محل کار بنده اداره سیستم های مکانیزه تامین و لجستیک با ریاست آقای مهدی طالبیان مشخص شد. بنده از آغاز ورود درگیر طراحی یک پروژه فورس ماژول شدم و اینقدر درگیری کاری داشتم که اصلا فرصت فکر کردن به شرایط محل کار رو نداشتم و یه جورایی اضافه کاری اجباری شده بود تا حدود ۶ماه ، در حین کار اخلاق های دو قطبی رییس این اداره رو میدیدم ولی چون اولویتم کار بود زیاد اهمیت نمیدادم تا اینکه یواش یواش تحمل کردنش بشدت سخت شده بود جوری که تمام همکارای اون اداره از دستش می نالیدن ، اخلاق های مختلف روزانه ،بی ارزش کردن کار ،تخریب شخصیتی همکار ها ، اجباری کردن اضافه کار، دخالت در امور شخصی و...تنها بخشی از ویژگی های شخصیتی این آدم بود.بعد از حدود یکسال به پیشنهاد خود شرکت قرارداد جدید بنده رو با خود شرکت ایران خودرو تنظیم کردند. با اتمام فرایند ایران خودرویی شدن متوجه شدم حقوقم حدود ۳میلیون تومن افت پیدا کرده است. بنده چند بار اعتراض کردم و قول دادند که بزودی اصلاح میشود ولی متاسفانه بعد از حدود ۸ماه دوندگی این اتفاق نیافتاد .همراه با بنده قرارداد حدود ۱۸ نفر دیگر از همکار ها نیز با خود شرکت مادر بسته شد. بنده بعد از مدتی بخاطر اخلاق های زننده ریسم و حقوق غیرقابل تحمل (در حد کارگر) درخواست استعفا را به مدیر مستقیمم فرستادم ولی ایشون موافقت نکردن و قول افزایش حقوق دادن. همون وعده سر خرمن و حدود ۶ ماه دیگه بنده را سرکار گذاشتن . بعد از نامه استعفا ریسسم دسترسی به شبکه ،اسکایپ و...بنده رو بطور کامل قطع کرده بود حتی امکان اضافه کاری و....نداشتم .نمره ارزیابی پایین و... جوری که نهایت فشار رو ایجاد کردن برای اخراج من . بنده جهت تعیین تکلیف شدن هر روز به مدیریت مراجعه می کردم اما متاسفانه ازملاقات با بنده طفره می رفتن. در نهایت ۱ ماه پیش بدون اطلاع قبلی زمانی وارد شرکت شدم کارت بنده غیر فعال شده بود متوجه شدم که قرارداد بنده تمدید نشده است. همه این مطالب رو نوشتم برای دوستان برنامه نویسی که قصد انتخاب شرکت دارن دلسوزانه توصیه می کنم وارد محیط سمی این شرکت نشوید.محیطی که مدیر شما می تونه فارغ التحصیل شریف باشه ولی عمر ۲.۵ من رو هدر بده با وعده افزایش حقوق و...مدیری که حتی یک بار نپرسید چرا در طی ۳ سال گذشته ۶ نفر نیرو از این اداره رفتن....
بعنوان یکی از همسران پرسنل یاس واقعا از شرکت ناراضی هستم خدا رو شکر که همسرم اومد بیرون زندگی پر از تنش رو فقط به کارمندانشان میدن با حقوقی که خیلی کمتر از جاهای دیگه س همسر من چندین سال اونجا کارکرد ولی فقط نوک قله رو نشون میدن و با دروغ و امید به آینده نگهشون میدارن در صورتی که اضافه کار اجباری ماه هم پرداخت نمیشد بهشون و از انرژی و جوانی نیرو استفاده میکنن و هیچ جایگاهی برا کارمندانشان قائل نیستند
آقا این تجربه های خوب رو که می بینید خود شرکت مینویسه ****** مینویسه که ****** هست مفت نمی ارزه چارگون ****** ****** ******: ****** چارگون ******: ****** جز بدترین آدم هایی بودند که تو زندگیم باهاشون آشنا شدم
به جرات میتونم بگم که تجربهام از کار با این شرکت به نسبت بقیه جاها کمتر از انتظار بود. مدیر منابع انسانی شرکت، با وجود قد کوتاهش، بیش از حد سعی میکرد از جایگاه خودش با منطق بالا به هر چیزی نگاه کنه و برخوردش همراه با غرور و تغیر لحن بود. این رفتار باعث میشد احساس کنم توی موقعیتی نیستم که به راحتی باهاش ارتباط برقرار کنم و گاهی واقعا از رفتارش خسته میشدم. از نظر من، اوضاع داخلی منابع انسانی شرکت تا حدی نامناسب بود و به عنوان نمونهای شاخص، برخی از کارها به شکلی کپیشده و بدون دقت انجام میشدند؛ به گونهای که گاهی دستورات فرآیندها به گونهای اعم از دستمال کاغذی روی سطحها مینشست که نشاندهنده بینظمی و کمدقتی در اجرایی کردن دستورها بود. به طور کلی این تجربه باعث شد احساس کنم محیط کار در این بخش از شرکت چندان حرفهای و منطبق با استانداردهای مطلوب نیست.
بهترین کار ممکن را در این شرکت ندارم؛ محیطی بینام و نشان با تیم مدیریت محتوا و سئو که حتی نمیدانند دقیقا چه کار میکنند، واقعا خستهکننده است. برای خودم ارزش قائلم و این تجربه را چنین به خاطر میسپارم.
من خوشبختانه تجربه کاری خیلی خوبی داشتم و کامنت های برخی دوستان رو میتونم فقط خصومت شخصی ببینم چون چیزی که من در عمل تو هیوا دیدم هیچ کدوم از این موارد نبود .در هیوا بحث اطلاعات و پاسخ درست به مشترک دادن و رضایت مندی مشترک ها خیلی خیلی اهمیت داشت و ما برای اپدیت بودن ماهانه آزمون می دادیم و همچنین یکی از ایتم های حقوقی ما رضایت مندی مشترک ها بود پس نظر مشترک برای هیوا خیلی مهم بود . در مورد تماس ها هم با اینکه تلفن گویا هزینه تماس رو میگفت و قبل از ما اپراتور ، ولی ما همخ موظف بودیم که هزینه تماس رو بین مکالمه بگیم و ببینیم آیا مشترک تمایل به ادامه مشاوره داره یا خیر .تمامی موارد از پایه آموزش داده میشد و مشاورای بسیار با اطلاعاتی اونجا کار میکردن و فکر میکنم هنوز هم میکنن، من هنوزم خیلی از دوستانم اونجا کار میکنن و این روال همچنان وجود داره .من خودم جزو کسانی بودم که اعتماد بنفس پایینی تو صحبت کردن داشتم و واقعا خودم رو با قبل از کار تو هیوا مقایسه میکنم خیلی تغییر کردم و صحبت با آدما خیلی اعتماد بنفس منو بالاتر برد .مسئولین از مشاوران قدیمی و با تجربه انتخاب شده بودند و فرصت رشد برای کارمندای شایسته وجد داشت و چون از خود بچه ها بودند بسیار جو دوستانه و صمیمی تری رو داشتیم .من تا دوماه پیش تو هیوا کار میکردم و تا روز آخر هم تصویه شدم و مشکلی نبود
به مدت کوتاهی در این شرکت به عنوان کارشناس فروش کارآموزی کار کردم و در نهایت امکان استخدام وجود داشت. اما از همان اول سوالی که مطرح شد، سفته سنگین بود و تضمین حسن انجام کار یا نامهای که تاریخ تحویل سفته را مشخص کند ارائه نمیشد. به همین دلیل با درخواست آنها مخالفت کردم؛ اینکه سفتهای با ماهیت بدهی از من دریافت میشود، برای من قابل قبول نبود.
شرکت تاژان سیستم را تجربه کردم و با جرات میگویم فضای کاریاش واقعا مسموم است. در اینجا ۱۴ نفر حضور دارند که به جای کارکردن، به همدلی و حمایت از همدیگر هم نیستند و بیشتر در حال توطئه و زیرآب زدنند. مدیرعامل هم فردی عجیب است که هیچ خطی خارج از استانداردهای منسوخشده اجازه نمیدهد و برخوردها پر از کنترل و دستپاچگی است. این ۱۴ نفر وقتی درباره سابقهشان از من و بقیه سوال کردند، بدون هیچ کلاس و ساز و کاری واقعا طولانیمدت را گفتند که چند سال است اینجا هستیم، در حالی که محیط کار را برای هرکس تازهکار دشوار میکند و نشان میدهد این تیم چه قدر ناسالم است. اگر امکان به اشتراکگذاری فایل وجود داشت، قرارداد توهینآمیز این شرکت را میفرستادم تا روشن شود اوضاع چقدر نامناسب است. کسانی که وارد چنین محیط سمی میشوند، به حقیقتی که از نظر روحی تجربه میکنند پی بردهاند و واقعا راست میگویند که برای مصاحبه یا ورود به تیمارستان هم نباید به اینجا رفت.
به تازگی به تاژان سیستم پیوستهام و محیط کار واقعا جالبه. همکاران شرکت خیلی خوب با هم رفتار میکنن و تا الان تجربهی خوبی بوده. اگر برای برنامهنویسان امکان ساعات شناور فراهم بشه، خیلی عالی میشه.
عاشق تاریخ تمام نظرات مثبتی هستم که خود شرکت اومده ثبت کرده همه رو 1402/7/22 هفت نظر مثبت پشت سر هم ثبت شده تاریخ های بعدی 21 و 24 همین ماه هستند میشه آخه همچین چیزی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ عجب احمق هایی هستید !
شرکت سامه آرا تجربهای مثبت از لحاظ فرهنگ سازمانی به من نشون داده و فضایی با پتانسیل رشد بالا فراهم میکنه. حقوق در ابتدای کار به پایههای مشخصی نزدیکه، اما با پیشرفت شغلی نرخ رشد دستمزد به شکل قابل توجهی بالاتر میره. محیط کار پویا و دوستانه از برجستهترین نکاتشه و به نظرم همین جو باعث میشه آدم انگیزه بیشتری برای کار کنه. بازار کار SAP هم هم در داخل کشور و هم خارج کشور تقاضای زیادی داره و این شرکت قادره فرصتهای زیادی رو ارائه بده. در کل اگر دنبال محیطی با فرصتهای رشد هستید، گزینه مناسبی به نظر میرسه.
شرکت وااقعا افتضاح هست این واژه درست نیست اما فساد اخلاقی توش زیاده شده محل نمایش فشن و خاله زنک بازی محیط غیر بالغانه ای داره اکثرا توی به گل و مخدر اعتیاد دارن حقوق ها رو با وعده فرستادن دبی هی پایین نگه میدارن اعتراض هم میکنی بد رفتاری میکنن اینا معمولا دووم نمیارن
در این شرکت با فقر مدیریت مواجه شدم و بینظمیهای بسیاری در تیمها دیدم. رفتار منابع انسانی هم چندان قابل اعتماد نبود و احساس میکردم که ارائه اطلاعات دقیق چندان در دستور کار نیست. به کسانی که به دنبال فرصتهای شغلی هستند، پیشنهاد میکنم که گزینههای دیگری را مدنظر قرار دهند زیرا پاسخگویی و صداقت در فرآیندها به شدت کم است. در کل تجربهام نشان میدهد که تیمها غالبا با دروغگویی همراه است و این جو stitches کار را سخت میکند.
تجربه من از کار در خانومی پر از تضاد است: ظاهر شرکت ممکن است فریبنده باشد اما واقعیت این است که کارمند عادی به سختی دیده میشود و انگار تنها وظیفهاش این است که کارش را انجام بدهد و بس. رفتار مدیران با من از همان اول نشان داد که قدری تفاوت بین جایگاهها وجود دارد و در مقابل هر سوالی معمولا پاسخی دوستانه و سازنده نمیگیرم. نارضایتی از مدیریت و واحد منابع انسانی یک تجربه همیشگی و روزمره است و به ندرت اتفاق میافتد که چیزی به تصویر لینکدین اضافه شود. تغییر مداوم نیروها هم به چشم میخورد و حتی اطرافیان هم متوجه این مسئله بودند، چه همسایهها چه افراد مرتبط با مسیر شرکت. یکی از نکات تلخ این است که هیچ فرصت مشخصی برای پیشرفت وجود ندارد و اگر لازم باشد، گاهی یک نفر بالادستی بیسواد معرفی میشود تا مشکلات را به دوش بگیریم و شما مجبور میشوید با این وضعیت کنار بیایید. در بحث حقوق هم اگر مرتب حضور نداشته باشی، به شدت با کمبودها روبهرو میشوی. مدیران شرکت جز کارمندانی معدود که باقی میمانند، سریع از موقعیت خارج میشوند یا با نام و رسم خانومی از آنجا خارج میشوند و اکثر افراد با دانش سطحی به کار میآیند. فقط چند نفر هستند که کار بلد هستند و حقوقهای مناسب میگیرند و به مدیریت وصلاند. نتیجه این است که ظاهر شرکت فریبنده است و حس خوبی به وجود نمیآورد؛ تمام انرژیم را میگیرد و انگیزه را از بین میبرد. متأسفانه به نظر میرسد که مدیریت mikromnagement حاکم است و بهطور معمول هر خطای کوچک به گردن همکاران میافتد. واحد منابع انسانی هم حال و هوای بهتری از گل chor در ورودی ندارد.
به خاطر تجربهای که توی تیم تولید داده کاوان داشتم، میخوام به صورت روشن و واقعبین بنویسم. ضعفهای مدیران و سرپرستان مجموعه به اندازهای مشخص بود که نظارت صحیحی بر عملکردها وجود نداشت و پروژهها به تاخیر می افتاد؛ مشخصا مدیران به مهلتها اهمیت نمیدادند و هر بار جدولی برای ددلاینها میچینند اما به بررسی دلیل تأخیر نمیپردازند و دوباره فرصت میدهند تا کیفیت کار به طور قابل توجهی پایین بیاید. گروههای تحت نظر هم دانش فنی لازم برای حوزهشان را ندارند و درکی از موضوع بهدرستی وجود ندارد. ساختار تیمها هم به لحاظ طراحی اشتباه است؛ هیچ دورهای برای آنالیز محصول وجود ندارد تا با شناخت دقیق مشتری و نیازهایش بتوان پروژه را پیش برد، در نتیجه پروژههای تولیدی با شکست رو به رو میشوند. از نظر فرایندهای کاری، ابزارها و روشهای قدیمی استفاده میشود و انگیزه برای تغییر رویکرد کم است. شنیدههای دروغ درباره وضعیت شرکت هم وجود داشت و پاداش و بهرهورى بهطور نامناسبی اعمال میشد؛ حقوق هم به موقع پرداخت نمیشد و کمتر از نرخ بازار بود. فضاى کار به طور گسترده از شایعهسازى و فضاى منفی پر بود و بیشتر این فضا از جنس نیروهای قدیمی شرکت بود. یک عامل دیگر که باعث کمشدن انگیزه میشد، نبود مسیر شغلی مشخص برای افراد است؛ فقط هر ۱۸ ماه میشود برای افزایش حقوق درخواست داد و جلسهای برگزار میشود که مدیرانی که به واحد شما مرتبط نیستند درباره شما نظر میدهند. نقاط قوت هم وجود داشت: وعده ناهار و پکی از پاداشهای پایان سال، امکان دورکاری و شناوری خوب. مدیرعامل هم تغییر کرده بود که احتمال میرفت در آینده با حضور مدیران جدید اوضاع شرکت بهبود پیدا کند و مشکلات از جایی حل شود که افراد کلیدی ترک نکنند. توصیه برای کسانی که تازهکار هستند این است که یک تا دو سال بیشتر از سود نمیبرند و برای افراد با تجربه بالا شاید ارزش زیادی نداشته باشد. توصیه به مدیران شرکت این است که به حرفهای کاربران دقت کنند و به واقعیتها توجه بیشتری نشان دهند تا از فضای منفی موجود کاسته شود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.