با کمال میل، رضایت خود را از تجربه کاری دو ساله خود در کمپانی پارمیس به عنوان پشتیبان فنی ابراز میکنم. این دوره برای من فرصتی ارزشمند جهت یادگیری و پیشرفت در زمینه پشتیبانی فنی و ارائه خدمات به مشتریان بود. نکات مثبت: محیط کاری پویا و پرنشاط: کمپانی پارمیس محیط کاری پویا و پرنشاطی را برای کارکنان خود فراهم میکند. این محیط باعث میشود که کارکنان انگیزه و اشتیاق خود را برای کار حفظ کنند و از کار خود لذت ببرند. فرصتهای یادگیری و پیشرفت: در طول دوره فعالیت خود در کمپانی پارمیس، فرصتهای زیادی برای یادگیری و پیشرفت در زمینه پشتیبانی فنی داشتم. شرکت دورههای آموزشی مختلفی را برای کارکنان خود برگزار میکند و همچنین امکان دسترسی به منابع آموزشی متنوع را فراهم میکند. همکاران supportive و دلسوز: در کمپانی پارمیس همکارانی supportive و دلسوز داشتم که همیشه در حل مشکلات و چالشها به من کمک میکردند. این امر باعث ایجاد روحیه همکاری و همدلی در تیم شده بود. رضایت مشتریان: ارائه خدمات با کیفیت بالا به مشتریان و جلب رضایت آنها از جمله اولویتهای اصلی کمپانی پارمیس است. در طول دوره فعالیت خود در این شرکت، تلاش کردم تا با ارائه خدمات پشتیبانی سریع و دقیق، رضایت مشتریان را جلب کنم. جمعبندی: در مجموع، از تجربه کاری خود در کمپانی پارمیس بسیار راضی هستم. این دوره برای من فرصتی ارزشمند جهت یادگیری و پیشرفت در زمینه پشتیبانی فنی و ارائه خدمات به مشتریان بود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
وقتی برای شرکت هیدرولیک کاران بهعنوان کارشناس فروش وارد شدم، تجربهای نسبتا عجیبی و چندان دلچسب نبود. اصلا چیزی که انتظار داشتم، نبود؛ گویی قراردادها برای هیچکس وجود ندارد و حقوق هرماه به موقع میرسد، اما همه چیز خیلی سطحی و بدون جدیت جلو میرفت. چند روزی که آنجا ماندم، بینظمی را بهوضوح حس کردم و تصمیم گرفتم بیرون بیایم. در مصاحبه اولیه گفته شد که قرارداد دارید، اما وقتی با یکی از همکاران صحبت کردم، فهمیدم که هیچکدام قرارداد نداریم و انگار این موضوع برای تیم عادی محسوب میشود. این وضعیت تا حدی معمول به نظر میرسید و به چشم برخی طبیعی میآمد. به نظر میرسد هنوز پرسنل به الزامات اولیه و رفتارهای انسانی آشنا نیستند؛ وسایل کهنه و سیستمهای کند و هنگی هم وجود داشتند و فرآیندها خیلی قدیمی بودند.
برای من شرکت واقعا محیطی گرم و امن به نظر میرسد و کار در آن بیش از هر چیز برایم حس خانه را دارد. سال زیر ۱۲ ماه است که در این مجموعهام و احساس میکنم جاى من اینجا درست است؛ منابع انسانی واقعا حمایتی و خوب است و برای رفاه کارکنان تلاش میکنند. فضای کاری به نسبت منسجم است و مزایایی مانند برنامههای آموزشی متنوع در حوزههای مختلف وجود دارد، همچنین به بهداشت و کیفیت غذای کارکنان اهمیت داده میشود. از همه مهمتر اینکه به حرفهای ما گوش میدهند؛ درد و دلهای تیم را میشنوند و پیگیری مشکلات را در اولویت قرار میدهند. در جمعبندی، بودن در این شرکت تجربهای جذاب بوده است که واقعا ارزشمند است و از تیم منابع انسانی تشکر میکنم.
شرکت آرا کاوش پژوه برای من تجربهای ناخوشایند بود. رفتار همکاران بهقدری غیرحرفهای بود که ارزش زمان من را نادیده میگرفتند. در طول فرایند، با توجه به آلودگی هوا و ترافیک، سه مرحله رفت و آمد برای مصاحبه حضوری انجام دادم و در نهایت بدون هیچ پاسخ مشخصی قطع کردند و پاسخگو نبودند. وقتی تماس گرفتم و گفتم که چه مقدار زمان صرف کردم، منشی فقط وعدهی پیگیری میداد و پاسخ قاطعی نمیگرفت. تا همان جلسه پایانی به نظر میرسید مسائل درست پیش میرفت، اما احساس کردم که با وجود سابقهی بیش از ده ساله، تصور میکردند با قرارداد سه ماههی آزمایشی و حقوقی مطابق با وزارت کار میتوانم پذیرفته شوم، در نتیجه تصمیمی برای پرداخت حقوق مناسب نگرفتند. این رفتار باعث شد که انتظارم برای پاسخ صریح و حرفهای را از دست بدهم و احساس کنم هدف نیروهای مفتخواهی دارند.
به عنوان فردی که تجربه مصاحبه با این شرکت را داشتم، باید بگویم تعریف این سازمان را از خیلی جاها شنیدهام و به همین دلیل انتظار میرفت با استانداردهای یک شرکت بینالمللی همسو باشد. اما آگهیهای استخدامی خیلی واضح نبودند و وبسایت ارائه رزومه هم چندان قوی نبود. وقتی از طریق سایت اقدام میکردی، اگر از مشکلات فنی عبور میکردی، بهت زنگ میزدند اما مشخص نمیکردند چه موقعیت شغلی را میخواهند. در روز مصاحبه هم اوضاع جالب نبود: شش نفر جلویت مینشستند و قرار بود فقط به سوالهایشان پاسخ بدهی، در جلسه هم اجازه نمیدادند خیلی صحبت کنی و نهایتا هیچ توضیحی درباره موقعیت شغلی داده نمیشد. اگر هم از نتیجه مطمئن میشدی و بهت میگفتند که تأیید شدهای یا نه، بهت نمیگفتند دقیقا به کدام پوزیشن قبول شدی.
در آگهی کار نشون داده بودند که مهارتهای برنامهنویسی تا حدی اختیاری است و از من میخواستند به سطح LPIC-1 هم مسلط باشم. اما در جلسهی مصاحبه بیشتر درباره دیتابیس و سرویسهای سطح دوم لینوکس سوال پرسیدند و انتظار داشتند که با معیارهایی که در آگهی ذکر شده بودن همسو باشم. نتیجه برای من این شد که خیلی از آگهی جور در نمیآمد با واقعیت مصاحبه.
****** نیومدی کامنت جدید بذاری مگه نگفتیم بهت بیا کامنت بذار؟ حوصلمون سر رفت بابا بیا کامنت بذار بهت بخندیم یکم به نظر من برید تابان شهر یه مدت کار کنید با ****** آشنا شید باور کنید سوژه خنده تون میشه تو دور همیاتون بتونین بهش بخندین. حالا کاری با ****** هم نداشته باشید کلی چیز دیگه هست. تایمی برای استراحت نداری، محیط خیلی خشکه، بخوای بری مرخصی بگیری با منت و کلی سختی یه جوری مرخصی میدن انگار چیه مثلا. حقوقش کمه حجم کار زیاده و ددلاین ها کم حرفه ای باشی میتونی برسونی تسک هارو ولی درکل باید اضافه کاری وایسی وگرنه به کارات نمیرسی یعنی یه جوری بهت تسک میدن که مجبور شی اضافه کار وایسی.
ظاهرا آزار و ازیت کاریزما فقط شامل ما برنامه نویسا نیست، بنده خدا عمو صابرم بلا سرش آوردن. اونم گذاشته رفته باهاش حرف که میزدم پرسیدم اخراجت کردن گفت نه ولی کاری کردن خودمو خلاص کنم، این مدل کاریزماست که اخراجت نمیکنن بلایی سرت میارن خودت بزاری بری مثل عمو صابر میگفت روزهای آخر خیلی بلا سرش آوردن از همه جور توهین و کوچک کردنش کم نزاشتن بخاطر آبروی عمو صابر نمی تونم بگم چیکارش میکردن. وقتی یه عقده ای تازه به دوران رسیده رو میزان مدیر نتیجه اش همین میشه، همه همکاراش ناراضی و تحت فشار و خیلی بهشون ظلم میکنن، تنها گناهشون اینه کارگرن! اما بیچاره ها بخاطر نیاز خانواده ها مجبوری تحمل میکنن. خدا از سر تقصیراتتون نگذره. اون از آینده بچه ها اینم از آدم با عشق و مشتی مثل عمو صابر که این بلا رو سرش آوردین... خدا لعنت کنه، عوضیای عقده ای
تجربه من توی کاریزما نشون داده که قسمت اصلی ایجاد مشکلات ماسک تیم HR هست چون به معنی واقعی کلمه نقش پلیس خوب پلیس بد رو بازی میکنن و مدام زیررو میکشن ممنون از بقیه دوستان که دست افراد ماسک بدست رو کردند مهمترین علت درگیری در تیم ها حرف های نابجای تیم HR هست و از اون مهمتر اینکه مدیران "پردازش اطلاعات مالی کاریزما" اصلا تجربه موفقی در حوزه تولید نرم افزار بازار سرمایه نداشته و ندارند به همین خاطر فکر میکنن خم رنگرزی هست و درک و شعوری از تعاملات ندارند کار هر بز نیست خرمن کوفتن
در ابتدا به شما برای پرداخت حقوق اتون به صورت دو مرحله ای اعلام میکنند که به صورت دو دفتری هستش ولی خوب فقط قرار داد اول که پایه حقوق قانون کار هست رو به شما تحویل میدهند و قرار دوم رو به هیچ عنوان بهتون تحویل نمی دهند تا تعهدی نداشته باشند در طول همکاری به هیچ عنوان پرداخت های منظم ندارند و با فشار کاری زیاد و در نهایت عدم نیاز زدن با زندگی شما بازی میکنند و تصفیه های نهایی رو یا با شما نمیکنند یا با تاخیر یا هم با کم بودن اون نسبت به مقدار توافق شده انجام میدهند بیشتر مشکلات این شرکت مالی و عدم تعهد مدیران نسبت به کارمندان دیگر هستش
برای من تجربهی کار به نظر میرسد که محیط کار در این شرکت نسبتا متنوع است، با گروههایی که هم مذهبی هستند و هم نیستند. از نظر یادگیری هم فضای مناسبی وجود دارد؛ چالشهای متنوع و ساختار شرکت طوری است که ناگزیر به کسب تجربههای تازه میشویم و حجم کار بالاتر از برخی شرکتها میتواند فرصت یادگیری بیشتری بدهد. با این حال فشار کار نسبتا زیاد است، به ویژه برای دانشجوها، ساعات کاری به همهشان قول داده میشود و اگرچه جنبهی مثبتی که روشن است این است که فرصت یادگیری هم بیشتر میشود، اما ممکن است در برخی ساعات نامتعارف با همکاران تماس بگیرید. از نظر حقوق، دستمزدی حدود بیست درصد کمتر از شرکتهایی مانند اسنپ است، اما تاخیر حقوق وجود ندارد و اولین روز ماه پرداخت میشود. تیم فنی واقعا تیم خوبی است و رفتار افراد هم محترمانه است؛ با این وجود بسیاری از همکاران دانشجو هستند و در برخی حوزهها شاید نیرو سینیور کم باشد. نکتهی مثبتی هم وجود دارد اینکه فضای کار تا حدی فلته است؛ شرکت چند پارکینگ دارد اما برخلاف برخی places، جا برای همگان با حضور هرکس زودتر بیاید رزرو میشود. موقعیت دسترسی با مترو نزدیک میدان میرزای شیرازی است. در کل اگر حقوق برای شما اولویت است یا فقط میخواهید یک بازهی مشخص زمانی کار کنید و بعد از آن هیچ تعهدی نداشته باشید، احتمالا گزینهی مناسبی نیست. اما اگر هدف اصلیتان یادگیری است و با این که گاهی مجبور به کار در ساعات غیر کاری میشوید کنار میآیید، اینجا میتواند گزینهای خوب باشد.
من نمیفهمم که این همه هجمه ای که به تیم های فنی وارد میشه برای چی هستش؟ مگه همه ما مثل هم عمل کردیم که یک نفر نمیاد بگه فلان تیم یا فلان کس خوب هستش؟ همه اومدن میگن تیم لیدها اینطور تیم لیدها اونطور؟ توی این شرکت همه واحد های دیگه کارشون رو به درستی و دقیق دارن انجام میدن؟ ما یکدونه PO یا PM درست درمون نداریم که با بازار مالی و بورس آشنا باشه همشون رو رزومه هاشون رو نگاه بکنی بی ارتباط بودن بعد اومدن توی این شرکت شدن PO یا PM, یک تحلیلگر درست نداریم که بتونه سندهای تحلیل درست به ما تحویل بده یک تستر حسابی نداریم که بیاد کار بچه ها رو تست بکنه از تیم اسکرام که دیگه هیچ توقعی وجود نداره خب وقتی یک شرکتی اعضای تیمش با هم مچ نیستند معلومه که کار به اینجا کشیده میشه میگن شهر که شلوغ میشه قورباغه هفت تیر میکشه شما توی این ول وشو هر چیزی رو میتونید ببینید پروژه لانچ نمیشه یا مثل تیم لید محبوب که توی جلسات کارش زیرآب زنی هستش میاد فسادهای اخلاقیش رو توسعه میده (بعدا واسه تو خوبش رو دارم توی سایت هم یکسری افشاگری من دارم) "ای یار نا'سامان' من از من چرا رنجیده ای" خیلی چیزها توی دلم هستش که باید یکروزی حتما بگم
شما اگر میخوای معنی دورغ گویی و کلاش بودن و وعده وعیده پوشالی و زیراب زنی رو تجربه کنی قطعا شرکت پردازش اطلاعات مالی کاریزما بهترین گزینه است. سردسته این کثافت کاری ها PM ها و قسمت HR هستند یادمه اون 5 ماهی که توی لجن زار کاریزما بودم یه روز خوش نداشتم از بس فضا سمی هست
برای من موج آینده فرافن تجربهای بود که سه سال از عمرم را به آن اختصاص دادم و به اندازهای که انتظار داشتم به من فرصت یادگیری و رشد داد. شرکت نسبتا بزرگی است و میتواند برای ثبت در رزومه مفید باشد. در مورد حقوق، معمولا هر ماه پرداخت انجام میشد، اگرچه زمان دقیق تسویه حقوق گاهی به ماه مشخصی موکول میشد اما در نهایت همان ماه تسویه میشد. مبلغ حقوق هم مطابق توافقی که با واحد منابع انسانی داشتیم تعیین میشد و امکان داشت هر کس به توافق خود با شرکت احترام بگذارد یا آن را قبول کند یا نکند. نکته مثبت دیگر این است که بسیاری از همکاران در شرکت دستمزدهای بالایی داشتند. در کل از مدیران ارشد سازمان هم رضایت داشتم و آنها را آدمهایی با صداقت میدانستم که برای من اهمیت بالایی داشت. از نظر فنی هم جای زیادی برای یادگیری وجود داشت و این کار مرا به یک نیروی حرفهای تبدیل کرد.
شرکت داده کاوان هوشمند توسن تجربة من به عنوان BI Developer بود. همه چیز به طرز عجیبی بینظم و نامنظم به نظر میآمد. در مصاحبهها همواره صحبت از ناهار، وام و پارکینگ به میان میآمد؛ ناهار از ماه قبل به طور ناگهانی ۵۰ تومان شده بود و برای اخذ وام باید سه سال سابقه داشت، حال آنکه پارکینگ هم از شرکت حدود ده دقیقه دوره میگرفت و پولش را از من میگرفتند. فناوریهای شرکت گواهی از دوران باستان میماندند. سرپرستها به هیچ وجه تخصص کلاسهای soft skill را جدی نمیگرفتند. در اینجا کارشناسها پنج سطح دارند؛ از ضعیفترین تا قویترین، و به نظر میرسد درجه هرکدام چطور تعیین میشود، مشخص نیست. تفاوت بین سطوح تقریبا۱٫۵ میلیون تومان است و برای ارتقاء به سطح بعدی باید دو سال از آخرین ارتقاء گذشته باشد تا شرکت بتواند جلسهای بگذارد که تصمیم بگیرند آیا باید به تو پیشنهاد بدهند یا خیر. مدیران رفتارهای دو رو از خود نشان میدادند؛ با روی باز و در آغوش صحبت میکردند اما پشت سر همدیگر و به خصوص HR را دنبال میکردند. حقوقها تقریبا هر ماه با تاخیر ۱۰ تا ۱۵ روز پرداخت میشدند. در میانه تابستان کولرها یک روز درست کار نمیکردند و واقعا شرایط شرکت به شدت دشوار بود. اگر لول من تا سطحی میرسید که معمولا پیشرفتی مشاهده نمیشد، تنها مزیتش زمانسنجی کار بود. خلاصه وضعیت خیلی مضحک و نامطلوب بود.
شرکتی که توی اون کار میکردم تا حدی بحرانی بود و به دلیل اوضاع نابسامانش احساس میکردم شرایط کاری غیرقابل تحمل است. از ابتدای سال ۱۴۰۱ وارد یکی از بخشهایش شدم و رئیس واحد مدیریتی بهطور جدی فشار زیادی روی تیم میگذاشت. مرخصی و استراحت در قالب زمانبندی ساعتی یا محدود هم وجود نداشت و این موضوع به شدت عملکرد و روحیه ما را تحت تأثیر قرار میداد. حقوق کم و پرداختی ناهمگون با سطح کار، از جمله نکات ناخوشایند بود که با این که میگفتند زیرمجموعه مپنا است، اما از نظر من سطح کار و فضای کاری خیلی پایینتر از انتظار بود. در محیطی کار میکردم که ترکیبی از افرادی با تخصص محدود و ادعاهای زیاد وجود داشت و به تجربهام فشار و چالشهای زیادی داشت.
من همچنان دارم تو این شرکت کار میکنم نه وقت مردم رو گرفتم نه حق کسی رو خوردمکلی هم ری اکشن مثبت از مشترکهام دریافت میکنم هر روز و مشترک ثابت هم کلی دارم که همیشه کاری داشته باشن بهم زنگ زدن و میزنن برای اینکه اطلاعاتمون اپدیت بشه مدام کارگاه و ویس تهیه میشه و برای رضایت مندی مشترک های احیانا ناراضی از خدمات هم پشتیبانی همیشه پاسخ گو بوده حقوقمو به موقع گرفتم و بیمه هم کامل رد شده ادم مگه از کار چی میخاد
سداد میتونست جزو بهترین شرکتها باشه ولی به جرات میگم هم از نظر فنی هم از نظر محیط و جو و مدیریت جزو اخرین شرکتهای حوزه نرم افزاریه انقدر مدیرای بیسواد و بی وجدان داشته که میدونستن 10000سال دیگه هم این سمت مدیریت براشون زیاده ولی سمت رو قبول کردند و گند زدن به همه چیز نمونه بارزش بی وجدانترین موجود دوپایی که دیدم (****** معاونت فناوری اطلاعات 1401-خرداد1402) انقدر بیسرو صاحاب بود که حد نداره.فرض کنید یکبار یکی از دوستان جوونی کرد خامی کرد با اپ ایوا شارژ خرید....پول کسرشد اما شارژ نشد.رفتیم به برنامه نویس تیم ایوا گفتیم که فلانی اینجوری شده .کدتون باگ داره خیلی خونسرد گفت خوب چیکار کنم؟گفتیم حداقل درخواست بزن(چون دسترسی داشتن) که پولم برگرده هیچی نگفت پاشد رفت.هنوز که هنوزه یادش میفتم از این حجم بی تفاوتی و اینکه من پشتم گرمه انجام نمیدم برو ببینم چه غلطی میتونی بکنی شوکه ام.خیلیا اینجوری بودن که انگار شرکت ارث پدرشونه و هیچکس هم بهشون کوچکترین تذکری نمیداد مدیر تیمشونم که جز ارایش و خودنمایی کاری بلد نبود طفلک.....دستمالیه کل سازمان بود به ****** مشکلات رو میگفتیم عین .... نگاه میکرد یکی بدتر از خودشو اورده بود مشکلاتو حل کنه هر اعتراضی میکردیم که ما فلان مشکلو 5ماه پیش گفتیم چرا کوچکترین رسیدگی نشده میگفت من آتوریتی ندارم...فک کنم تازه یاد گرفته بود این کلمه رو ذوق داشت هرروز بگه الان هم هنوز سازمان درگیر مشکلات قبل هست همون بی نظمی و فشل بودن
از قدیم گفتن تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها وقتی ****** خیر سرش میاد در مورد کثافت کاری مالی شون برای پرسنل شفاف سازی میکنه شما دستت بیاد که از ترس شکایت بچه هاست بچه ها مطمئن باشید که کثافت کاری شون ادامه دار هست لجن ترین قسمت کاریزما واحید hr هست چون به شدت با نقاب هستن و خاله زنک و فضول هدف این واحد فقط تفرقه بین افراد هست به ظاهر دوست ولی از صدتا دشمن بدتر و کثیف تر
****** این کامنت از کارآموزی تا استخدام که گذاشتی شبیه این مستنداییه که صدا سیما از حاج قاسم میسازه لطفا حجم اینارو بیشتر کن ما حوصلمون سر نره بیشتر بخندیم بهت 31 غلط املایی داشتی بده یکی بخونه حداقل بعد بیا بزار🤣 کل این داستان و میخونی انگار یکی داره تعریف میکنه که خیلی مظلومه هرچی زدن تو سرش سرشو انداخته پایین گفته چشم شما درست میگین(در صورتی که انسان های عاقل و حرفه ای میدونن لحن یه کارمند واقعی به چه شکله) بپردازم بهت ؟ 1-وقتی داری خوبیه جایی رو میگی چه اشکالی داره اسمتو بگی؟ تو کامنتای بعدی که خواستی بزاری اسمم بگو که ما هم راحت تر دستتو رو کنیم. 2-تو مزایا زدی کارانه! واقعا خندت نمیگیره ؟ تو خودت تا حالا به عمرت کارانه گرفتی؟ اونم از کجا کانون تابان شهر؟ اگه گرفتی چرا یه نفر نمیاد بگه که ما هم بدونیم؟ شما عیدی و سنوات و نمیدین بعد کاراااانه؟ 3-زدی شرکت بزرگ🤣 اینو جوابتو نمیدم خودت یه نگاه بنداز جلوتو تو شرکت، عکسای چهارتا جا دیگه هم ببین اوکی میشی. 4-جای پارک که والا ما مجبور بودیم ماشینو ببریم دوتا کوچه پایین تر بزاریم این هیچ. آخرین تکنولوژی هم که… مگه جز وردپرس با چیز دیگه ای بلدین کار کنین ؟🤣 5-تو پاراگراف اول خیلی سفت داری تاکید میکنی تیم حرفه ای و قوی🤣 باشه بابا شما حرفه ای یبار بگی ما قبول میکنیم ازت تو به مصاحبه نگو "مصالحبه" نمیخواد تاکید کنی رو جرفه ای بودنت. 6-تو همون پاراگراف "مصالحبه" خیلی جالبه به عنوان یه کارآموز دقیقا میدونستی اهداف سرپرستت از کارایی که بهت میداده چیه و تفکر مدیریتی داشتی؛ مرحبا🤣 7-خب اگه جواب همه چی اینه که بریم سرچ کنیم، خب شما دقیقا چی یاد میدین تو کاراموزی؟ ببین آقا پسر شما تو آگهی کارآموزیت زدی (ابزار Semrush, SEOPROFILER, HOTJAR , ALEXA ,Moz,Crazy Egg, Google Analytics global) یاد میدی اولا که دروغه ما فقط مقاله منتشر میکردیم و سر همین که حتی بعد از استخدام هم کاری بهمون داده نمیشد که اصلا بخوایم بریم براش تحقیق کنیم اومدیم بیرون، دوما چجوری الکسا رو هنوز آموزش میدی به کارآموز؟ آنالیتیکس گلوبال ؟ چجوری؟ 8-کسی دنبال از زیر کار در رفتن نیست تمامی افراد ناراضی حرفشون این بود این حجم کاری که ما داریم میکنیم حقوقش جای دیگه دو برابررررره (البته رفتار بد شخص شما + جو سمی که شرکت داشت هم دخیل هست). شما حقوقتون حتی ثابتم نیست. مرد باش به جای اینکه عین این دختر بچه های ناز نازو بیای بگی آره خوبه منو میخواستن و اینا بیا در مورد پرداختیت بگو بیا در مورد مرخصی بدون حقوق بگو بیا در مورد عیدی و سنوات بگو بیا در مورد ساعت کاری زیاد بگو بیا اصلا رنج حقوقی که افراد تو کانون تابان شهر میگیرن و بگو. چرا در مورد اینا نمیگی فدات شم ؟ 9-هر تسکی به یک مقدار زمان مشخص جهت انجام نیاز داره، ساعت کاری کارمند هم کاملا مشخصه. اگه درساتو خوب میخوندی میتونستی محاسبه کنی بفهمی بین کار کردن با بیگاری کشیدن تفاوت هست. حالا اینجارو با دقت بخون یاد بگیری کارآموزی یعنی چی: کارآموزی یک دوره آموزشی برای قرار گرفتن کارآموز در یک پروژه حقیقی و مواجه با چالش های آن در کنار افراد متخصص آن حوزه می باشد. هدف از این دوره یادگیری و کسب تجربه عملی در خصوص آن صنعت می باشد. بنابراین اولا چون شما تخصص آنچنانی ندارین اصلا نمیتونین کارآموز بگیرین. دوما کارآموز بیچاره میاد که یاد بگیره نه اینکه 3 ماه بشینه مقاله منتشر کنه و کارای سطحی انجام بده تهشم بگن خوب نبودی و اخراج. خوشم میاد بعد این کامنت میری آگهی استخدام کارآموز جابینجاتو ادیت میکنی الکسا رو حداقل از توش برمیداری🤣 راستی لطفا برای آخر هفته چندتا کامنت مثبت جدید هم بزار دور هم بخندیم ممنون.
با کمال میل، رضایت خود را از تجربه کاری دو ساله خود در کمپانی پارمیس به عنوان پشتیبان فنی ابراز میکنم. این دوره برای من فرصتی ارزشمند جهت یادگیری و پیشرفت در زمینه پشتیبانی فنی و ارائه خدمات به مشتریان بود. نکات مثبت: محیط کاری پویا و پرنشاط: کمپانی پارمیس محیط کاری پویا و پرنشاطی را برای کارکنان خود فراهم میکند. این محیط باعث میشود که کارکنان انگیزه و اشتیاق خود را برای کار حفظ کنند و از کار خود لذت ببرند. فرصتهای یادگیری و پیشرفت: در طول دوره فعالیت خود در کمپانی پارمیس، فرصتهای زیادی برای یادگیری و پیشرفت در زمینه پشتیبانی فنی داشتم. شرکت دورههای آموزشی مختلفی را برای کارکنان خود برگزار میکند و همچنین امکان دسترسی به منابع آموزشی متنوع را فراهم میکند. همکاران supportive و دلسوز: در کمپانی پارمیس همکارانی supportive و دلسوز داشتم که همیشه در حل مشکلات و چالشها به من کمک میکردند. این امر باعث ایجاد روحیه همکاری و همدلی در تیم شده بود. رضایت مشتریان: ارائه خدمات با کیفیت بالا به مشتریان و جلب رضایت آنها از جمله اولویتهای اصلی کمپانی پارمیس است. در طول دوره فعالیت خود در این شرکت، تلاش کردم تا با ارائه خدمات پشتیبانی سریع و دقیق، رضایت مشتریان را جلب کنم. جمعبندی: در مجموع، از تجربه کاری خود در کمپانی پارمیس بسیار راضی هستم. این دوره برای من فرصتی ارزشمند جهت یادگیری و پیشرفت در زمینه پشتیبانی فنی و ارائه خدمات به مشتریان بود.
وقتی برای شرکت هیدرولیک کاران بهعنوان کارشناس فروش وارد شدم، تجربهای نسبتا عجیبی و چندان دلچسب نبود. اصلا چیزی که انتظار داشتم، نبود؛ گویی قراردادها برای هیچکس وجود ندارد و حقوق هرماه به موقع میرسد، اما همه چیز خیلی سطحی و بدون جدیت جلو میرفت. چند روزی که آنجا ماندم، بینظمی را بهوضوح حس کردم و تصمیم گرفتم بیرون بیایم. در مصاحبه اولیه گفته شد که قرارداد دارید، اما وقتی با یکی از همکاران صحبت کردم، فهمیدم که هیچکدام قرارداد نداریم و انگار این موضوع برای تیم عادی محسوب میشود. این وضعیت تا حدی معمول به نظر میرسید و به چشم برخی طبیعی میآمد. به نظر میرسد هنوز پرسنل به الزامات اولیه و رفتارهای انسانی آشنا نیستند؛ وسایل کهنه و سیستمهای کند و هنگی هم وجود داشتند و فرآیندها خیلی قدیمی بودند.
برای من شرکت واقعا محیطی گرم و امن به نظر میرسد و کار در آن بیش از هر چیز برایم حس خانه را دارد. سال زیر ۱۲ ماه است که در این مجموعهام و احساس میکنم جاى من اینجا درست است؛ منابع انسانی واقعا حمایتی و خوب است و برای رفاه کارکنان تلاش میکنند. فضای کاری به نسبت منسجم است و مزایایی مانند برنامههای آموزشی متنوع در حوزههای مختلف وجود دارد، همچنین به بهداشت و کیفیت غذای کارکنان اهمیت داده میشود. از همه مهمتر اینکه به حرفهای ما گوش میدهند؛ درد و دلهای تیم را میشنوند و پیگیری مشکلات را در اولویت قرار میدهند. در جمعبندی، بودن در این شرکت تجربهای جذاب بوده است که واقعا ارزشمند است و از تیم منابع انسانی تشکر میکنم.
شرکت آرا کاوش پژوه برای من تجربهای ناخوشایند بود. رفتار همکاران بهقدری غیرحرفهای بود که ارزش زمان من را نادیده میگرفتند. در طول فرایند، با توجه به آلودگی هوا و ترافیک، سه مرحله رفت و آمد برای مصاحبه حضوری انجام دادم و در نهایت بدون هیچ پاسخ مشخصی قطع کردند و پاسخگو نبودند. وقتی تماس گرفتم و گفتم که چه مقدار زمان صرف کردم، منشی فقط وعدهی پیگیری میداد و پاسخ قاطعی نمیگرفت. تا همان جلسه پایانی به نظر میرسید مسائل درست پیش میرفت، اما احساس کردم که با وجود سابقهی بیش از ده ساله، تصور میکردند با قرارداد سه ماههی آزمایشی و حقوقی مطابق با وزارت کار میتوانم پذیرفته شوم، در نتیجه تصمیمی برای پرداخت حقوق مناسب نگرفتند. این رفتار باعث شد که انتظارم برای پاسخ صریح و حرفهای را از دست بدهم و احساس کنم هدف نیروهای مفتخواهی دارند.
به عنوان فردی که تجربه مصاحبه با این شرکت را داشتم، باید بگویم تعریف این سازمان را از خیلی جاها شنیدهام و به همین دلیل انتظار میرفت با استانداردهای یک شرکت بینالمللی همسو باشد. اما آگهیهای استخدامی خیلی واضح نبودند و وبسایت ارائه رزومه هم چندان قوی نبود. وقتی از طریق سایت اقدام میکردی، اگر از مشکلات فنی عبور میکردی، بهت زنگ میزدند اما مشخص نمیکردند چه موقعیت شغلی را میخواهند. در روز مصاحبه هم اوضاع جالب نبود: شش نفر جلویت مینشستند و قرار بود فقط به سوالهایشان پاسخ بدهی، در جلسه هم اجازه نمیدادند خیلی صحبت کنی و نهایتا هیچ توضیحی درباره موقعیت شغلی داده نمیشد. اگر هم از نتیجه مطمئن میشدی و بهت میگفتند که تأیید شدهای یا نه، بهت نمیگفتند دقیقا به کدام پوزیشن قبول شدی.
در آگهی کار نشون داده بودند که مهارتهای برنامهنویسی تا حدی اختیاری است و از من میخواستند به سطح LPIC-1 هم مسلط باشم. اما در جلسهی مصاحبه بیشتر درباره دیتابیس و سرویسهای سطح دوم لینوکس سوال پرسیدند و انتظار داشتند که با معیارهایی که در آگهی ذکر شده بودن همسو باشم. نتیجه برای من این شد که خیلی از آگهی جور در نمیآمد با واقعیت مصاحبه.
****** نیومدی کامنت جدید بذاری مگه نگفتیم بهت بیا کامنت بذار؟ حوصلمون سر رفت بابا بیا کامنت بذار بهت بخندیم یکم به نظر من برید تابان شهر یه مدت کار کنید با ****** آشنا شید باور کنید سوژه خنده تون میشه تو دور همیاتون بتونین بهش بخندین. حالا کاری با ****** هم نداشته باشید کلی چیز دیگه هست. تایمی برای استراحت نداری، محیط خیلی خشکه، بخوای بری مرخصی بگیری با منت و کلی سختی یه جوری مرخصی میدن انگار چیه مثلا. حقوقش کمه حجم کار زیاده و ددلاین ها کم حرفه ای باشی میتونی برسونی تسک هارو ولی درکل باید اضافه کاری وایسی وگرنه به کارات نمیرسی یعنی یه جوری بهت تسک میدن که مجبور شی اضافه کار وایسی.
ظاهرا آزار و ازیت کاریزما فقط شامل ما برنامه نویسا نیست، بنده خدا عمو صابرم بلا سرش آوردن. اونم گذاشته رفته باهاش حرف که میزدم پرسیدم اخراجت کردن گفت نه ولی کاری کردن خودمو خلاص کنم، این مدل کاریزماست که اخراجت نمیکنن بلایی سرت میارن خودت بزاری بری مثل عمو صابر میگفت روزهای آخر خیلی بلا سرش آوردن از همه جور توهین و کوچک کردنش کم نزاشتن بخاطر آبروی عمو صابر نمی تونم بگم چیکارش میکردن. وقتی یه عقده ای تازه به دوران رسیده رو میزان مدیر نتیجه اش همین میشه، همه همکاراش ناراضی و تحت فشار و خیلی بهشون ظلم میکنن، تنها گناهشون اینه کارگرن! اما بیچاره ها بخاطر نیاز خانواده ها مجبوری تحمل میکنن. خدا از سر تقصیراتتون نگذره. اون از آینده بچه ها اینم از آدم با عشق و مشتی مثل عمو صابر که این بلا رو سرش آوردین... خدا لعنت کنه، عوضیای عقده ای
تجربه من توی کاریزما نشون داده که قسمت اصلی ایجاد مشکلات ماسک تیم HR هست چون به معنی واقعی کلمه نقش پلیس خوب پلیس بد رو بازی میکنن و مدام زیررو میکشن ممنون از بقیه دوستان که دست افراد ماسک بدست رو کردند مهمترین علت درگیری در تیم ها حرف های نابجای تیم HR هست و از اون مهمتر اینکه مدیران "پردازش اطلاعات مالی کاریزما" اصلا تجربه موفقی در حوزه تولید نرم افزار بازار سرمایه نداشته و ندارند به همین خاطر فکر میکنن خم رنگرزی هست و درک و شعوری از تعاملات ندارند کار هر بز نیست خرمن کوفتن
در ابتدا به شما برای پرداخت حقوق اتون به صورت دو مرحله ای اعلام میکنند که به صورت دو دفتری هستش ولی خوب فقط قرار داد اول که پایه حقوق قانون کار هست رو به شما تحویل میدهند و قرار دوم رو به هیچ عنوان بهتون تحویل نمی دهند تا تعهدی نداشته باشند در طول همکاری به هیچ عنوان پرداخت های منظم ندارند و با فشار کاری زیاد و در نهایت عدم نیاز زدن با زندگی شما بازی میکنند و تصفیه های نهایی رو یا با شما نمیکنند یا با تاخیر یا هم با کم بودن اون نسبت به مقدار توافق شده انجام میدهند بیشتر مشکلات این شرکت مالی و عدم تعهد مدیران نسبت به کارمندان دیگر هستش
برای من تجربهی کار به نظر میرسد که محیط کار در این شرکت نسبتا متنوع است، با گروههایی که هم مذهبی هستند و هم نیستند. از نظر یادگیری هم فضای مناسبی وجود دارد؛ چالشهای متنوع و ساختار شرکت طوری است که ناگزیر به کسب تجربههای تازه میشویم و حجم کار بالاتر از برخی شرکتها میتواند فرصت یادگیری بیشتری بدهد. با این حال فشار کار نسبتا زیاد است، به ویژه برای دانشجوها، ساعات کاری به همهشان قول داده میشود و اگرچه جنبهی مثبتی که روشن است این است که فرصت یادگیری هم بیشتر میشود، اما ممکن است در برخی ساعات نامتعارف با همکاران تماس بگیرید. از نظر حقوق، دستمزدی حدود بیست درصد کمتر از شرکتهایی مانند اسنپ است، اما تاخیر حقوق وجود ندارد و اولین روز ماه پرداخت میشود. تیم فنی واقعا تیم خوبی است و رفتار افراد هم محترمانه است؛ با این وجود بسیاری از همکاران دانشجو هستند و در برخی حوزهها شاید نیرو سینیور کم باشد. نکتهی مثبتی هم وجود دارد اینکه فضای کار تا حدی فلته است؛ شرکت چند پارکینگ دارد اما برخلاف برخی places، جا برای همگان با حضور هرکس زودتر بیاید رزرو میشود. موقعیت دسترسی با مترو نزدیک میدان میرزای شیرازی است. در کل اگر حقوق برای شما اولویت است یا فقط میخواهید یک بازهی مشخص زمانی کار کنید و بعد از آن هیچ تعهدی نداشته باشید، احتمالا گزینهی مناسبی نیست. اما اگر هدف اصلیتان یادگیری است و با این که گاهی مجبور به کار در ساعات غیر کاری میشوید کنار میآیید، اینجا میتواند گزینهای خوب باشد.
من نمیفهمم که این همه هجمه ای که به تیم های فنی وارد میشه برای چی هستش؟ مگه همه ما مثل هم عمل کردیم که یک نفر نمیاد بگه فلان تیم یا فلان کس خوب هستش؟ همه اومدن میگن تیم لیدها اینطور تیم لیدها اونطور؟ توی این شرکت همه واحد های دیگه کارشون رو به درستی و دقیق دارن انجام میدن؟ ما یکدونه PO یا PM درست درمون نداریم که با بازار مالی و بورس آشنا باشه همشون رو رزومه هاشون رو نگاه بکنی بی ارتباط بودن بعد اومدن توی این شرکت شدن PO یا PM, یک تحلیلگر درست نداریم که بتونه سندهای تحلیل درست به ما تحویل بده یک تستر حسابی نداریم که بیاد کار بچه ها رو تست بکنه از تیم اسکرام که دیگه هیچ توقعی وجود نداره خب وقتی یک شرکتی اعضای تیمش با هم مچ نیستند معلومه که کار به اینجا کشیده میشه میگن شهر که شلوغ میشه قورباغه هفت تیر میکشه شما توی این ول وشو هر چیزی رو میتونید ببینید پروژه لانچ نمیشه یا مثل تیم لید محبوب که توی جلسات کارش زیرآب زنی هستش میاد فسادهای اخلاقیش رو توسعه میده (بعدا واسه تو خوبش رو دارم توی سایت هم یکسری افشاگری من دارم) "ای یار نا'سامان' من از من چرا رنجیده ای" خیلی چیزها توی دلم هستش که باید یکروزی حتما بگم
شما اگر میخوای معنی دورغ گویی و کلاش بودن و وعده وعیده پوشالی و زیراب زنی رو تجربه کنی قطعا شرکت پردازش اطلاعات مالی کاریزما بهترین گزینه است. سردسته این کثافت کاری ها PM ها و قسمت HR هستند یادمه اون 5 ماهی که توی لجن زار کاریزما بودم یه روز خوش نداشتم از بس فضا سمی هست
برای من موج آینده فرافن تجربهای بود که سه سال از عمرم را به آن اختصاص دادم و به اندازهای که انتظار داشتم به من فرصت یادگیری و رشد داد. شرکت نسبتا بزرگی است و میتواند برای ثبت در رزومه مفید باشد. در مورد حقوق، معمولا هر ماه پرداخت انجام میشد، اگرچه زمان دقیق تسویه حقوق گاهی به ماه مشخصی موکول میشد اما در نهایت همان ماه تسویه میشد. مبلغ حقوق هم مطابق توافقی که با واحد منابع انسانی داشتیم تعیین میشد و امکان داشت هر کس به توافق خود با شرکت احترام بگذارد یا آن را قبول کند یا نکند. نکته مثبت دیگر این است که بسیاری از همکاران در شرکت دستمزدهای بالایی داشتند. در کل از مدیران ارشد سازمان هم رضایت داشتم و آنها را آدمهایی با صداقت میدانستم که برای من اهمیت بالایی داشت. از نظر فنی هم جای زیادی برای یادگیری وجود داشت و این کار مرا به یک نیروی حرفهای تبدیل کرد.
شرکت داده کاوان هوشمند توسن تجربة من به عنوان BI Developer بود. همه چیز به طرز عجیبی بینظم و نامنظم به نظر میآمد. در مصاحبهها همواره صحبت از ناهار، وام و پارکینگ به میان میآمد؛ ناهار از ماه قبل به طور ناگهانی ۵۰ تومان شده بود و برای اخذ وام باید سه سال سابقه داشت، حال آنکه پارکینگ هم از شرکت حدود ده دقیقه دوره میگرفت و پولش را از من میگرفتند. فناوریهای شرکت گواهی از دوران باستان میماندند. سرپرستها به هیچ وجه تخصص کلاسهای soft skill را جدی نمیگرفتند. در اینجا کارشناسها پنج سطح دارند؛ از ضعیفترین تا قویترین، و به نظر میرسد درجه هرکدام چطور تعیین میشود، مشخص نیست. تفاوت بین سطوح تقریبا۱٫۵ میلیون تومان است و برای ارتقاء به سطح بعدی باید دو سال از آخرین ارتقاء گذشته باشد تا شرکت بتواند جلسهای بگذارد که تصمیم بگیرند آیا باید به تو پیشنهاد بدهند یا خیر. مدیران رفتارهای دو رو از خود نشان میدادند؛ با روی باز و در آغوش صحبت میکردند اما پشت سر همدیگر و به خصوص HR را دنبال میکردند. حقوقها تقریبا هر ماه با تاخیر ۱۰ تا ۱۵ روز پرداخت میشدند. در میانه تابستان کولرها یک روز درست کار نمیکردند و واقعا شرایط شرکت به شدت دشوار بود. اگر لول من تا سطحی میرسید که معمولا پیشرفتی مشاهده نمیشد، تنها مزیتش زمانسنجی کار بود. خلاصه وضعیت خیلی مضحک و نامطلوب بود.
شرکتی که توی اون کار میکردم تا حدی بحرانی بود و به دلیل اوضاع نابسامانش احساس میکردم شرایط کاری غیرقابل تحمل است. از ابتدای سال ۱۴۰۱ وارد یکی از بخشهایش شدم و رئیس واحد مدیریتی بهطور جدی فشار زیادی روی تیم میگذاشت. مرخصی و استراحت در قالب زمانبندی ساعتی یا محدود هم وجود نداشت و این موضوع به شدت عملکرد و روحیه ما را تحت تأثیر قرار میداد. حقوق کم و پرداختی ناهمگون با سطح کار، از جمله نکات ناخوشایند بود که با این که میگفتند زیرمجموعه مپنا است، اما از نظر من سطح کار و فضای کاری خیلی پایینتر از انتظار بود. در محیطی کار میکردم که ترکیبی از افرادی با تخصص محدود و ادعاهای زیاد وجود داشت و به تجربهام فشار و چالشهای زیادی داشت.
من همچنان دارم تو این شرکت کار میکنم نه وقت مردم رو گرفتم نه حق کسی رو خوردمکلی هم ری اکشن مثبت از مشترکهام دریافت میکنم هر روز و مشترک ثابت هم کلی دارم که همیشه کاری داشته باشن بهم زنگ زدن و میزنن برای اینکه اطلاعاتمون اپدیت بشه مدام کارگاه و ویس تهیه میشه و برای رضایت مندی مشترک های احیانا ناراضی از خدمات هم پشتیبانی همیشه پاسخ گو بوده حقوقمو به موقع گرفتم و بیمه هم کامل رد شده ادم مگه از کار چی میخاد
سداد میتونست جزو بهترین شرکتها باشه ولی به جرات میگم هم از نظر فنی هم از نظر محیط و جو و مدیریت جزو اخرین شرکتهای حوزه نرم افزاریه انقدر مدیرای بیسواد و بی وجدان داشته که میدونستن 10000سال دیگه هم این سمت مدیریت براشون زیاده ولی سمت رو قبول کردند و گند زدن به همه چیز نمونه بارزش بی وجدانترین موجود دوپایی که دیدم (****** معاونت فناوری اطلاعات 1401-خرداد1402) انقدر بیسرو صاحاب بود که حد نداره.فرض کنید یکبار یکی از دوستان جوونی کرد خامی کرد با اپ ایوا شارژ خرید....پول کسرشد اما شارژ نشد.رفتیم به برنامه نویس تیم ایوا گفتیم که فلانی اینجوری شده .کدتون باگ داره خیلی خونسرد گفت خوب چیکار کنم؟گفتیم حداقل درخواست بزن(چون دسترسی داشتن) که پولم برگرده هیچی نگفت پاشد رفت.هنوز که هنوزه یادش میفتم از این حجم بی تفاوتی و اینکه من پشتم گرمه انجام نمیدم برو ببینم چه غلطی میتونی بکنی شوکه ام.خیلیا اینجوری بودن که انگار شرکت ارث پدرشونه و هیچکس هم بهشون کوچکترین تذکری نمیداد مدیر تیمشونم که جز ارایش و خودنمایی کاری بلد نبود طفلک.....دستمالیه کل سازمان بود به ****** مشکلات رو میگفتیم عین .... نگاه میکرد یکی بدتر از خودشو اورده بود مشکلاتو حل کنه هر اعتراضی میکردیم که ما فلان مشکلو 5ماه پیش گفتیم چرا کوچکترین رسیدگی نشده میگفت من آتوریتی ندارم...فک کنم تازه یاد گرفته بود این کلمه رو ذوق داشت هرروز بگه الان هم هنوز سازمان درگیر مشکلات قبل هست همون بی نظمی و فشل بودن
از قدیم گفتن تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها وقتی ****** خیر سرش میاد در مورد کثافت کاری مالی شون برای پرسنل شفاف سازی میکنه شما دستت بیاد که از ترس شکایت بچه هاست بچه ها مطمئن باشید که کثافت کاری شون ادامه دار هست لجن ترین قسمت کاریزما واحید hr هست چون به شدت با نقاب هستن و خاله زنک و فضول هدف این واحد فقط تفرقه بین افراد هست به ظاهر دوست ولی از صدتا دشمن بدتر و کثیف تر
****** این کامنت از کارآموزی تا استخدام که گذاشتی شبیه این مستنداییه که صدا سیما از حاج قاسم میسازه لطفا حجم اینارو بیشتر کن ما حوصلمون سر نره بیشتر بخندیم بهت 31 غلط املایی داشتی بده یکی بخونه حداقل بعد بیا بزار🤣 کل این داستان و میخونی انگار یکی داره تعریف میکنه که خیلی مظلومه هرچی زدن تو سرش سرشو انداخته پایین گفته چشم شما درست میگین(در صورتی که انسان های عاقل و حرفه ای میدونن لحن یه کارمند واقعی به چه شکله) بپردازم بهت ؟ 1-وقتی داری خوبیه جایی رو میگی چه اشکالی داره اسمتو بگی؟ تو کامنتای بعدی که خواستی بزاری اسمم بگو که ما هم راحت تر دستتو رو کنیم. 2-تو مزایا زدی کارانه! واقعا خندت نمیگیره ؟ تو خودت تا حالا به عمرت کارانه گرفتی؟ اونم از کجا کانون تابان شهر؟ اگه گرفتی چرا یه نفر نمیاد بگه که ما هم بدونیم؟ شما عیدی و سنوات و نمیدین بعد کاراااانه؟ 3-زدی شرکت بزرگ🤣 اینو جوابتو نمیدم خودت یه نگاه بنداز جلوتو تو شرکت، عکسای چهارتا جا دیگه هم ببین اوکی میشی. 4-جای پارک که والا ما مجبور بودیم ماشینو ببریم دوتا کوچه پایین تر بزاریم این هیچ. آخرین تکنولوژی هم که… مگه جز وردپرس با چیز دیگه ای بلدین کار کنین ؟🤣 5-تو پاراگراف اول خیلی سفت داری تاکید میکنی تیم حرفه ای و قوی🤣 باشه بابا شما حرفه ای یبار بگی ما قبول میکنیم ازت تو به مصاحبه نگو "مصالحبه" نمیخواد تاکید کنی رو جرفه ای بودنت. 6-تو همون پاراگراف "مصالحبه" خیلی جالبه به عنوان یه کارآموز دقیقا میدونستی اهداف سرپرستت از کارایی که بهت میداده چیه و تفکر مدیریتی داشتی؛ مرحبا🤣 7-خب اگه جواب همه چی اینه که بریم سرچ کنیم، خب شما دقیقا چی یاد میدین تو کاراموزی؟ ببین آقا پسر شما تو آگهی کارآموزیت زدی (ابزار Semrush, SEOPROFILER, HOTJAR , ALEXA ,Moz,Crazy Egg, Google Analytics global) یاد میدی اولا که دروغه ما فقط مقاله منتشر میکردیم و سر همین که حتی بعد از استخدام هم کاری بهمون داده نمیشد که اصلا بخوایم بریم براش تحقیق کنیم اومدیم بیرون، دوما چجوری الکسا رو هنوز آموزش میدی به کارآموز؟ آنالیتیکس گلوبال ؟ چجوری؟ 8-کسی دنبال از زیر کار در رفتن نیست تمامی افراد ناراضی حرفشون این بود این حجم کاری که ما داریم میکنیم حقوقش جای دیگه دو برابررررره (البته رفتار بد شخص شما + جو سمی که شرکت داشت هم دخیل هست). شما حقوقتون حتی ثابتم نیست. مرد باش به جای اینکه عین این دختر بچه های ناز نازو بیای بگی آره خوبه منو میخواستن و اینا بیا در مورد پرداختیت بگو بیا در مورد مرخصی بدون حقوق بگو بیا در مورد عیدی و سنوات بگو بیا در مورد ساعت کاری زیاد بگو بیا اصلا رنج حقوقی که افراد تو کانون تابان شهر میگیرن و بگو. چرا در مورد اینا نمیگی فدات شم ؟ 9-هر تسکی به یک مقدار زمان مشخص جهت انجام نیاز داره، ساعت کاری کارمند هم کاملا مشخصه. اگه درساتو خوب میخوندی میتونستی محاسبه کنی بفهمی بین کار کردن با بیگاری کشیدن تفاوت هست. حالا اینجارو با دقت بخون یاد بگیری کارآموزی یعنی چی: کارآموزی یک دوره آموزشی برای قرار گرفتن کارآموز در یک پروژه حقیقی و مواجه با چالش های آن در کنار افراد متخصص آن حوزه می باشد. هدف از این دوره یادگیری و کسب تجربه عملی در خصوص آن صنعت می باشد. بنابراین اولا چون شما تخصص آنچنانی ندارین اصلا نمیتونین کارآموز بگیرین. دوما کارآموز بیچاره میاد که یاد بگیره نه اینکه 3 ماه بشینه مقاله منتشر کنه و کارای سطحی انجام بده تهشم بگن خوب نبودی و اخراج. خوشم میاد بعد این کامنت میری آگهی استخدام کارآموز جابینجاتو ادیت میکنی الکسا رو حداقل از توش برمیداری🤣 راستی لطفا برای آخر هفته چندتا کامنت مثبت جدید هم بزار دور هم بخندیم ممنون.