اولش در باغ سبز نشون دادن که بهترین شرکت هست و آینده با شماست و فرصت زیاد. اما درواقع یک شرکت قدیمی و روبه ورشکستگی با مدیریت ۱ نفر (ارتباط با واقعیت از دست داده) و غیر سیستماتیک است. پولم رو ندادند و من هم شکایت کردم تا حقم رو بگیرم. با چند نفر دیگم این کار رو کردن و کلا سالم نیستن. از اینکه ۱ ماه اونجا بودم کاملا پشیمونم و باورم نمیشه یکی اینقدر دورو بتونه باشه. خلاصه گولشونو نخورین حتی ۱ روزم نباید براشون کار کرد که اصلا آدم درستی نیست مدیرش خانوم پژوم
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من الان در تابان شهر هستم برام مهم نیست بعد این کامنت شرایطم اینجا چجوری میشه چون واقعا دیگه نمیتونم آخر ساله و من چندجا مصاحبه رفتم اما واقعا شرکت خوب نیست الان اما هرجا هم باشه ازینجا بهتره. اینجا تنها چیزی که به ما یاد دادن پابلیش مقالس. سیستم اینجا اینجوریه کارآموز بگیره کارای سطحی رو انجام بده هیچی هم یاد نمیدن هرچی هم سوال بپرسی جواب نمیدن واقعا پشیمونم وقتمو اینجا هدر دادم تیم لید سئو اینجا پروژه های خودشو نمیتونه بیاره بالا یه پروژه داریم کلماتش خیلی آسونه الان چند ماهه هنوز نتونستن بیارن بالا بعد واقعا قراره چی به من یاد بدن؟ جو اینجا سمیه کار زیاد رو سرت میریزن که وقت سر خاروندن نداشته باشی چه برسه تحقیق و پیشرفت. اینا به آدمایی مثل من که دنبال پیشرفتن و میخوان یه چیزی یاد بگیرن میگن سمی چرا ؟ چون اونجوری که اینا میخوان خر نیستم که ازم استفاده کنن.
به نظر من جای مناسبی برای کار کردن خانوما نیست. خیلی تذکر حجاب میدن. برای آقایون اتاق سیگار درست کردن یه خانم رفت اونجا سیگار کشید اخراجش کردن. ضمنا حقوقی هم که به خانم ها میدن خیلی پایینتر از آقایون هستش. یه چیز بدی هم که تو این شرکت وجود داره اینه که بعضی پنج شنبه ها حضور در شرکت تا ساعت 5 اجباریه.
شب گذشته به عنوان متخصص کمپین به مصاحبه دعوت شدم و حضوری در شرکت حاضر شدم. دو نفر به سؤالات فنی پاسخ دادم و یک نفر از بخش منابع انسانی هم در جلسه بود. در طول پاسخگویی، چند بار مصاحبهکنندگان با گوشیهای خود مشغول بودند که از نظر من رفتاری ناپسند و بیاحترامی بود. زمان جلسه تقریبا نیم ساعت طول کشید و پاسخی مبنی بر قبول یا رد درخواست کار به من ارائه نشد. توصیه میکنم قبل از حضور، بازنگری دقیقی روی حقوق درخواستی خود انجام دهید و درباره آن شفاف صحبت کنید.
باید ممنون باشم از افرادی که این کامنت هارو گذاشتن چون کمک کرد به من و 2 تا از همکارام به تابان شهر رزومه نفرستیم امیدوارم من هم بتونم به بقیه افرادی که میخوان در یک مکان مطمئن و حرفه ای مشغول به کار بشن آگاهی بدم که به شرکت تابان شهر سر سوزنی فکر نکنن. گویا به شدت فضای نامطمئن و سبزی فروشی و آشفته ای در همه ابعاد داره! 🙏
یک شخص نیمه محترمی به دفاع از شرکت اومده اینجا یکسری مواردی رو عنوان کرده که در درجه اول شخصیت کثیف خودشو نشون داده و در درجه دوم سطح فرهنگی شرکت رو شما بگو کدوم یکی از مواردی که بچه ها عنوان کردن اشتباه هستش؟ شما بگو به چه حقی به خودت اجازه میدی همکارهای قدیمیت رو سمی خطاب بکنی؟ قشنگ دارید سطح فرهنگی اون شرکت رو نشون میدید که با همکارهای قدیمی چطوری رفتار میکنند و چطوری خطابشون میکنند. امسال این شرکت این همه خروجی داشتش یا اخراجش کردن یا کاری کردن که خودش از شرکت بره این همه آدم سمی هستند؟ خجالت نمکیشی با دیگران اینطوری صحبت میکنی و هر چی که لایق خودت هستش رو به دیگران نسبت میدی؟ تو صد در صد از نیرو ها نیستی بلکه یکی از مدیران سطح بالایی هستی که داری اینطوری ورجلا میکنی و گرنه همه افرادی که در اون شرکت هستند میدونند قضیه از چه قرار هستش در آخر بهت نصحیت میکنم این چاقو دسته نداره و در آخر هم دست خودت رو میبره بازهم میگم قشنگ شان شرکت به همگان نشون دادی دمت گرم
من نمیدونم این چه وضعیه شرکت های زیر مجموعه بانک دارن انقد وضعشون خراب و جو زیر آب زنی ****** انقد توشون رواج هست اون از خدمات انفورماتیک این از این شرکت اون از ناواکو اون از وضعیت سداد والا ناهار و مزایا بخوره تو سرشون وقتی یه محیط سالم نمیتونن ایجاد کنند تا تهش باید بره چه وضعیتی هست نه تکنولوژی درستی دارن نه اخلاق درستی نه محیط سالمی نه حتی حقوق درستی بعد همین آدما ناله میکنن چرا متخصص فرار میکنه نه بمونه پیش یه مشت زیر آب زن حرف دربیار اعصاب و روانش بهم بریزه اینایی که میگن همه چی عالیه خودشون احتمالا جزوه همون ***** هستن اگه اعصاب و روانتونو دوست دارید درخواست ندید واقعا حیف وقت و انرژی برای اینا بزاره
در مصاحبهای که برای دیناپارت ترتیب داده بودم، همه چیز به نظر فرمالیته میآمد. دو ساعت برای زمان نامشخص جلسه مصاحبه تخصصی به تعویق افتاد و پس از آن پیشنهاد کردند که برای آخر هفته جلسـه نهایی برگزار شود. روزی قبل از جلسه تماس گرفتند و خبر لغو جلسه را دادند. چند روز بعد تصمیم گرفتند از انبارها بازدید کنم؛ دقیقا سر ساعت رسیدم اما هیچ هماهنگی قبلی انجام نشده بود و پس از یک بازدید کوتاه بدون دلیل و تنها خداحافظی کردم. پیگیری کردم و گفتند که خبر میدهند، اما بعد از ظهر همان روز اعلام کردند که امکان همکاری وجود ندارد و به من پاسخ هم ندادند. دلیل بازدید و سایر جزئیات مشخص نشد. به نظر میرسید از دور شنیدن خبر خوش، برای من واقعا خوشایند نبود.
راستش من الان توی تابان هستم میخوام چند تا شفاف سازی کنم: اولیش حقوق افتضاح هست مثلا هنوز حقوق این ماه(الان پانزدهم بهمن ماه 1402) کامل ندادند دومیش مدیرایی که درکی از قدردانی ندارند سومیش توی بدقولی تابان شهر رتبه اول داره چهارمیش از بالا به پایین به ما نگاه میکنند پنجمیش اصلا احترام خانواده شما حفظ نمیشه ششمیش حتی سر سوزنی به فکر ارتقای فنی نیروها نیستند الان دارم دنبال کار میگردم که خلاص بشم گول نخورین بچه ها
یکسری کامنت داریم میخونیم که اومدن از کانون تابان شهر تعریف کردند حالا کاری نداریم به اینکه این افراد در واقع همون کسانی هستند که یا اسمشون اینجا برده شده و یا اینکه مسئولیتی داخل شرکت دارند و حالا از سر بی تدبیری که انجام دادن موقعیتشون به خطر افتاده و ترس برشون داشته این همه نیرو از کانون تابان شهر جدا شدن توی سال جاری همه اینا مشکل دارند؟ همه اینا دروغ میگند؟ فقط تابان شهر خوب هستش؟ در ضمن ماهیت این سایت این هستش که افراد به صورت ناشناس میان نظر میدن که بعدها بار حقوقی گردنشون نباشه تویی که اومدی از شرکت و یکسری افراد که مغضوب هستند تعریف و تمجید کردی چرا به صورت ناشناس اومدی داری حرف میزنی؟ خب جواب معلوم هستش شما خودت جزو کسانی هستی که یا اسمت اورده شده یا نفعی داری توی این امر من خیلی ممنون هستم که می آید و جواب میدهید چون سطح پایین اون سازمان و ادبیات درون اون سازمان رو دارید به همه کسانی که داخل اون مجموعه نیستند نشان میدهید
عملی را با خودم میدانم که در ایران سامانه تجربه کردم و میخواهم از زاویهی خودم، با بیانی نو و صریحتر بازگو کنم. نبود معیار مشخصی برای اندازهگیری عملکرد باعث شد احساس کنم فاکتورهای ارزیابی به شکل عادلانهای وجود ندارد و این موضوع کیفیت کار تیم را به چالش کشید. پرداخت یکسان کارانه و پاداش برای همه و نبود تفاوت کافی بین اعضا، از نظر من باعث کاهش انگیزه و تفاوت در سطحها شد. حواشی غیرکاری و مسائل میانخانوادگی در محیط کار بهطور مداوم مطرح بود و این فضا تمرکز روی وظایف اصلی را دشوار میکرد. مدیریت ارشد سازمان به درستی از روشهای اصولی پیروی نمیکرد و این، نظم و کارایی تیم را تحت تاثیر قرار میداد. دخالتهای مکرر مدیرعامل در امور فنی شرکت، علیرغم حضور یک مدیر فنی مستقل، به مشکل تبدیل میشد و گاه یا تمامی تصمیمات بهطور مداوم با تغییر جهت همراه بود. توجه کافی به نقاط قوت و تلاشهای فردی کمتر میشد و بیشتر به مشکلات، باگها و خطاهای انسانی توجه میگردید. جایگاه تیم فنی در ساختار سازمانی، نسبت به سایر تیمها، پایین نگهداری میشد و این موضوع باعث کاهش احساس ارزشآفرینی میشد. همچنین از اعضای تیم انتظار کار در ایام تعطیل و خارج از ساعات کاری میرفت؛ مسئلهای که فشار زیادی را تحمیل میکرد.
سداد پر از ادمهای سفارش شده بیسواد و بیسروپا که هرچی ندیدن توو زندگیشون میخوان از حقوقی که به ازای ادم فروشی بهشون میدن برسن...پر از ادمهای ضعیف از نظر مالی وپر از خشم از نداشته ها و ندیده هاشون توو سداد سر همه توو مات... دیگرانه یعنی سرتو بلند میکنی میبینی هزار تا چشم داشتن امار میگرفتن تذکر حجاب و پوشش اصلا بر عهده واحد hrنیست وقتی شرکت حراست داره اونم تذکر قد مانتو 70 سانتی از طرف یه خانم به خانم دیگه===))) خانمی که به من تذکر حجاب داده بود.خودش تووکوچه پس کوچه های شرکت در وقت ناهار سیگار میکشید که البته چون با اتوبوس خانم مدیر منابع انسانی اومده بود و خانم مدیر هم همسر یکی از مدیران بانک ملی بودن در کمال ناباوری که ادمهای بیسواد در سداد خوب رشد میکنن خانم مدیر به همراه اتوبوسش بعد چندماه رفتن یه سازمان دیگه رو به ... بکشن سفته میگیرن دوربین همه جا هست ولی برخلاف نظرات ندیدم به کسی تذکر بدن مدیرا اصلا هدف و انگیزه ای برای ساختن و پیشرفت شرکت ندارند.یه مدت انگار مهمون سازمانند
نکنید نرید هرچی توی آگهی نوشتن دروغه هیچ هزینه ایاب ذهابی پرداخت نمیکنن آخرشم خوب که ازت استفاده کردن میگن نه تو به حدی که میخوایم نرسیدی و تموم. وقتتون رو بزارید یه شرکت درست حسابی چندتا چیز خوب یاد بگیرید بعد اینکه ازین شرکت رفتم فهمیدم که چقدررر متدشون قدیمیه و اصلا هیچی بلد نیستن.
برای من تجربهای بود که از نگاه یک کارشناس اتصال درگاه در شرکت خدمات انفورماتیک نوین کیش دیدم. فضای سازمانی اینجا به نظر من خوب بود و برخلاف خیلی جاها با همکاران مهربان و حمایتی روبهرو شدم. تصور میکنم حقوق نسبتا کم باشد، مخصوصا در مقایسه با شرکتهای خدماتی اصلی یا بانکها، و این موضوع یک چالشی برای من بود. با افزایش خروج نیروها، حجم کار هم بالاتر رفت و فشار رو به افزایش بود. شیوههای مدیریت کار مانند اسکرام و اسپرینت در حدی بود که به نظر میرسید با میزان دریافتی همسو نیستند و تناسبی وجود ندارد. پارکینگ برای کارکنان فراهم بود. تجربه کارآموزی هم داشتم. به نظرم بهتر است به جای زیر مجموعهها، از خدمات اصلی استفاده شود؛ اگر حرفهای هستید، احتمالا در اینجا با چالش مالی روزمره روبهرو میشوید و ممکن است هر روز به نظر فقیر برسید.
بااینکه من متوجه محیط عیر اخلاقی سداد شده بودم و سعی میکردم هرروز که میرم خونه مساعل رو فراموش کنم اما واقعا طی 2.5سالی که در سداد بودم تهمتها و رفتارهایی رو دیدم و شنیدم که دیگه هیچوقت اون ادم سابق نخاهم شد من قبل سداد فکر میکردم ادمها دو سه یا ده تا چهره دارن اما سداد بهم یاد داد بعضی از افراد هزار رنگ عوض میکنند و بخاطر مشکلات روحی و روانی که دارن واقعا مرزی برای ازار و اذیت کردن دیگران ندارند کلا از حراست تا واحد فنی همه کارارو موکول میکنند به بعد از تغییر معاونت و اومدن حکم فلانی و.....کارا همه رو هوا
با همکاران با احترام کارم را به صورت تماموقت با شرکت توتال آغاز کردم و حالا نزدیک به سه سال است که در این مجموعه فعالیت میکنم. مدیریت ارجمند، آقای مهندس محمدپور، رهبری میکنند و همکاری با ایشان برای من افتخاری بوده است؛ از همکاری با ایشان توانستهام رزومهای بهتر بسازم. شرکت پویا و پذیرای نقدها است و نظرات پرسنل را در مسیر پیشبرد کار به کار میگیرند. فضای کاری سالم و مطلوبی وجود دارد و امیدوارم در سالهای آینده نیز افتخار همکاری با توتال را داشته باشم. توتال در سال 402 به هلدینگ بینالمللی تبدیل شده که برای من مایه افتخار است.
من یکسال و ۸ماه مشاور ای تی سامانه هیوا بودم و مشکلی نداشتم با شرکت حتی وقت تسویه چون توی کامنتا خوندم میگم....خیلی اتفاقا با انصاف و دقیق هستن و حتی هرماه با فیش حقوقی حزییات رو بهم توضیح میدادن و بیمه هم داشتم....با ازمون استخدامی اموزش و پرورش قبول شدم و درحال حاضر دبیر هستم ولی تجربه خوبی رو توی این مدت داشتم و برای همه شون ارزو میکنم که همینطور موفق به راهشون ادامه بدن....
این مواردی که دوستان درمورد فساد اخلاقی و مالی و ضعف فنی گفتند سرسوزنی از واقعیته سداد واقعا لجنزاریه که بهشت افراد زالو صفته ادم در سداد داریم که پدرومادرش فقط تامرحله تولیدمثل موثر بودند و این ادم سراپاعقده است یعنی انقدر بدبخته که پی امار ماشین و خونه و لباس همکارشه.از این موجود توقع دارید انسانیت به خرج بده؟این موجود اومده تهران ارث پدرشو جمع کنه ببره دهاتشون در سداد جلو چشم همهه امار میدن اقای x موثر در تیم بوده ولی در نهایت پاداش رو میدن به خانم y چرا؟چون خانم لازم نیست کار کنه همینکه جو رو مسموم میکنه که مدیری که مدیریت بلد نیست فعلا در راس بمونه کافیه توهینهایی به شخصیتتون میشه که میشه در زندانها برای شکنجه ازش استفاده کرد امکان نداره به یه موجود حقیر در سداد سمت 100لول بالاتر از حدتواناییش پیشنهاد بدن بگه نه!!!!!
واقعا تو این ۹ ماهی ک اونجا بودم سخت ترین روزای زندگیمو گذروندم کار ب شدت سخت سرپرست ب شدت بی شخصیت و بی سواد اگه سلامت روان و جسمتون براتون مهمه دور این شرکت خط بکشید
باور نکردنی بود وقتی از جایی با حقوق پایین و ساعات طولانی وارد اینجا شدم، اما مقصدی که پیش رویم بود امیدبخش به نظر میرسید. در آذرماه وارد مجموعه شدم تا از شرایطی بهتر از قبلم بهره ببرم؛ جایی که حقوق ۷۴۰۰ و بیمه تأمین اجتماعی و تکمیلی، اضافهکاری و پاداش و فرصتهای پیشرفت و یک روز مرخصی در هفته وعده داده میشد. اما واقعیت فرق میکرد. فقط دو ماه است که اینجا هستم و ساعات کار از ۸ صبح تا ۵ عصر است؛ به قدری طولانی که در شیفتی بودن فروشگاه، زنده ماندن ساده است. کار کردن با وجود همهی اینها ما را به فروشگاه میکشاند و رفت و آمدهای من حصارهای ناگفتنی بین کار و زندگی میسازد. با وجود مدیریت نسبتا خوب، معاونان به دردسر تبدیل شدند. یکی بیمسئولیت بود و رفت؛ یکی دیگر سختگیر شد و فضای کار را به نظم نظامی تبدیل کرد. تیمی که در آن حضور دارم، افرادی که استعفا دادند و نفرات جدیدی جایگزین شدند هم کارایی لازم را ندارند. مشکلاتی که با کارفرمایی به وجود آمده و گاهی به کمکاری انجام میدهد، تا حدی در شرایط فعلی نقش دارند. گاهی اوقات صندوق پول وقتی کسر میشود، به حساب کارمندان میرود؛ این ماه حقوقم تنها ۱ تومان مانده بود چون هزینههای صندوق در ابتدای ماه کسر شد و برای هر نفر حدود ۱۲۵۰ کارت کشیده شد. ماه گذشته هم برای صندوق به مبلغ ۴۵۰ تومان قرض گرفتم تا کسر صندوق جلوگیری کنم. کارهای فروشگاه به عهدهی همه است؛ از فروش تا صندوق، نظافت و چیدمان. در هفته، یک روز مرخصی داریم که روز بعد باید کامل بیایم و کار کنم. هفتهای که منتهی به اول ماه است و پنجشنبه اول ماه را شامل میشود، باید به طور کامل در فروشگاه حضور داشت. هر ماه یکبار هم انبارگردانی انجام میشود که گاهی باید از ساعت ۵ صبح بیایم یا اگر زمان دیگری باشد، باید شب هم در فروشگاه بمانم. ناهار را خودم میبریم و واقعا تمام وقت را در آن محیط سپری میکنم. اضافهکاری وجود ندارد و تعطیلات تنها شاملش میشود. اگر گوشت و مرغ و ماهی تاریخ مصرفشان گذشته باشد، باید پول را بدهیم حتی اگر تقصر با ما نیست. بیمه تکمیلی هم فقط پس از یک سال فعال میشود، در حالی که در بسیاری جاها سه ماهه ارائه میشود. کارهای باهم فشار میآید تا جایی که فرصت فکر کردن به مشکلات شخصیام را هم ندارم. در این دو ماه واقعا فروشگاه را تجربه کردهام و تنها شبها به خانه میآمدم و میخوابیدم. صدای دور از دسترس از دور خوشحال است اما واقعیت چیز دیگری است. محصولاتی که تاریخ مصرفشان گذشته یا نامآشنا نیستند در فروشگاه وجود دارد و حتی با وجود این وضعیت نمیدانم چرا روی نایلونهای شرکت نوشته است که هفت سال پیاپی فروشگاه زنجیرهای برتر ایران است. در این مدت بیشتر از پسانداز یا پرداخت بدهیهایم، خرجی را دوباره به شرکت برگرداندم. حتی یک ریال هم راضی نیستم و استعفای خود را نوشتهام و تصمیم دارم تا پایان بهمن ماه از اینجا بیرون بیایم.
اولش در باغ سبز نشون دادن که بهترین شرکت هست و آینده با شماست و فرصت زیاد. اما درواقع یک شرکت قدیمی و روبه ورشکستگی با مدیریت ۱ نفر (ارتباط با واقعیت از دست داده) و غیر سیستماتیک است. پولم رو ندادند و من هم شکایت کردم تا حقم رو بگیرم. با چند نفر دیگم این کار رو کردن و کلا سالم نیستن. از اینکه ۱ ماه اونجا بودم کاملا پشیمونم و باورم نمیشه یکی اینقدر دورو بتونه باشه. خلاصه گولشونو نخورین حتی ۱ روزم نباید براشون کار کرد که اصلا آدم درستی نیست مدیرش خانوم پژوم
من الان در تابان شهر هستم برام مهم نیست بعد این کامنت شرایطم اینجا چجوری میشه چون واقعا دیگه نمیتونم آخر ساله و من چندجا مصاحبه رفتم اما واقعا شرکت خوب نیست الان اما هرجا هم باشه ازینجا بهتره. اینجا تنها چیزی که به ما یاد دادن پابلیش مقالس. سیستم اینجا اینجوریه کارآموز بگیره کارای سطحی رو انجام بده هیچی هم یاد نمیدن هرچی هم سوال بپرسی جواب نمیدن واقعا پشیمونم وقتمو اینجا هدر دادم تیم لید سئو اینجا پروژه های خودشو نمیتونه بیاره بالا یه پروژه داریم کلماتش خیلی آسونه الان چند ماهه هنوز نتونستن بیارن بالا بعد واقعا قراره چی به من یاد بدن؟ جو اینجا سمیه کار زیاد رو سرت میریزن که وقت سر خاروندن نداشته باشی چه برسه تحقیق و پیشرفت. اینا به آدمایی مثل من که دنبال پیشرفتن و میخوان یه چیزی یاد بگیرن میگن سمی چرا ؟ چون اونجوری که اینا میخوان خر نیستم که ازم استفاده کنن.
به نظر من جای مناسبی برای کار کردن خانوما نیست. خیلی تذکر حجاب میدن. برای آقایون اتاق سیگار درست کردن یه خانم رفت اونجا سیگار کشید اخراجش کردن. ضمنا حقوقی هم که به خانم ها میدن خیلی پایینتر از آقایون هستش. یه چیز بدی هم که تو این شرکت وجود داره اینه که بعضی پنج شنبه ها حضور در شرکت تا ساعت 5 اجباریه.
شب گذشته به عنوان متخصص کمپین به مصاحبه دعوت شدم و حضوری در شرکت حاضر شدم. دو نفر به سؤالات فنی پاسخ دادم و یک نفر از بخش منابع انسانی هم در جلسه بود. در طول پاسخگویی، چند بار مصاحبهکنندگان با گوشیهای خود مشغول بودند که از نظر من رفتاری ناپسند و بیاحترامی بود. زمان جلسه تقریبا نیم ساعت طول کشید و پاسخی مبنی بر قبول یا رد درخواست کار به من ارائه نشد. توصیه میکنم قبل از حضور، بازنگری دقیقی روی حقوق درخواستی خود انجام دهید و درباره آن شفاف صحبت کنید.
باید ممنون باشم از افرادی که این کامنت هارو گذاشتن چون کمک کرد به من و 2 تا از همکارام به تابان شهر رزومه نفرستیم امیدوارم من هم بتونم به بقیه افرادی که میخوان در یک مکان مطمئن و حرفه ای مشغول به کار بشن آگاهی بدم که به شرکت تابان شهر سر سوزنی فکر نکنن. گویا به شدت فضای نامطمئن و سبزی فروشی و آشفته ای در همه ابعاد داره! 🙏
یک شخص نیمه محترمی به دفاع از شرکت اومده اینجا یکسری مواردی رو عنوان کرده که در درجه اول شخصیت کثیف خودشو نشون داده و در درجه دوم سطح فرهنگی شرکت رو شما بگو کدوم یکی از مواردی که بچه ها عنوان کردن اشتباه هستش؟ شما بگو به چه حقی به خودت اجازه میدی همکارهای قدیمیت رو سمی خطاب بکنی؟ قشنگ دارید سطح فرهنگی اون شرکت رو نشون میدید که با همکارهای قدیمی چطوری رفتار میکنند و چطوری خطابشون میکنند. امسال این شرکت این همه خروجی داشتش یا اخراجش کردن یا کاری کردن که خودش از شرکت بره این همه آدم سمی هستند؟ خجالت نمکیشی با دیگران اینطوری صحبت میکنی و هر چی که لایق خودت هستش رو به دیگران نسبت میدی؟ تو صد در صد از نیرو ها نیستی بلکه یکی از مدیران سطح بالایی هستی که داری اینطوری ورجلا میکنی و گرنه همه افرادی که در اون شرکت هستند میدونند قضیه از چه قرار هستش در آخر بهت نصحیت میکنم این چاقو دسته نداره و در آخر هم دست خودت رو میبره بازهم میگم قشنگ شان شرکت به همگان نشون دادی دمت گرم
من نمیدونم این چه وضعیه شرکت های زیر مجموعه بانک دارن انقد وضعشون خراب و جو زیر آب زنی ****** انقد توشون رواج هست اون از خدمات انفورماتیک این از این شرکت اون از ناواکو اون از وضعیت سداد والا ناهار و مزایا بخوره تو سرشون وقتی یه محیط سالم نمیتونن ایجاد کنند تا تهش باید بره چه وضعیتی هست نه تکنولوژی درستی دارن نه اخلاق درستی نه محیط سالمی نه حتی حقوق درستی بعد همین آدما ناله میکنن چرا متخصص فرار میکنه نه بمونه پیش یه مشت زیر آب زن حرف دربیار اعصاب و روانش بهم بریزه اینایی که میگن همه چی عالیه خودشون احتمالا جزوه همون ***** هستن اگه اعصاب و روانتونو دوست دارید درخواست ندید واقعا حیف وقت و انرژی برای اینا بزاره
در مصاحبهای که برای دیناپارت ترتیب داده بودم، همه چیز به نظر فرمالیته میآمد. دو ساعت برای زمان نامشخص جلسه مصاحبه تخصصی به تعویق افتاد و پس از آن پیشنهاد کردند که برای آخر هفته جلسـه نهایی برگزار شود. روزی قبل از جلسه تماس گرفتند و خبر لغو جلسه را دادند. چند روز بعد تصمیم گرفتند از انبارها بازدید کنم؛ دقیقا سر ساعت رسیدم اما هیچ هماهنگی قبلی انجام نشده بود و پس از یک بازدید کوتاه بدون دلیل و تنها خداحافظی کردم. پیگیری کردم و گفتند که خبر میدهند، اما بعد از ظهر همان روز اعلام کردند که امکان همکاری وجود ندارد و به من پاسخ هم ندادند. دلیل بازدید و سایر جزئیات مشخص نشد. به نظر میرسید از دور شنیدن خبر خوش، برای من واقعا خوشایند نبود.
راستش من الان توی تابان هستم میخوام چند تا شفاف سازی کنم: اولیش حقوق افتضاح هست مثلا هنوز حقوق این ماه(الان پانزدهم بهمن ماه 1402) کامل ندادند دومیش مدیرایی که درکی از قدردانی ندارند سومیش توی بدقولی تابان شهر رتبه اول داره چهارمیش از بالا به پایین به ما نگاه میکنند پنجمیش اصلا احترام خانواده شما حفظ نمیشه ششمیش حتی سر سوزنی به فکر ارتقای فنی نیروها نیستند الان دارم دنبال کار میگردم که خلاص بشم گول نخورین بچه ها
یکسری کامنت داریم میخونیم که اومدن از کانون تابان شهر تعریف کردند حالا کاری نداریم به اینکه این افراد در واقع همون کسانی هستند که یا اسمشون اینجا برده شده و یا اینکه مسئولیتی داخل شرکت دارند و حالا از سر بی تدبیری که انجام دادن موقعیتشون به خطر افتاده و ترس برشون داشته این همه نیرو از کانون تابان شهر جدا شدن توی سال جاری همه اینا مشکل دارند؟ همه اینا دروغ میگند؟ فقط تابان شهر خوب هستش؟ در ضمن ماهیت این سایت این هستش که افراد به صورت ناشناس میان نظر میدن که بعدها بار حقوقی گردنشون نباشه تویی که اومدی از شرکت و یکسری افراد که مغضوب هستند تعریف و تمجید کردی چرا به صورت ناشناس اومدی داری حرف میزنی؟ خب جواب معلوم هستش شما خودت جزو کسانی هستی که یا اسمت اورده شده یا نفعی داری توی این امر من خیلی ممنون هستم که می آید و جواب میدهید چون سطح پایین اون سازمان و ادبیات درون اون سازمان رو دارید به همه کسانی که داخل اون مجموعه نیستند نشان میدهید
عملی را با خودم میدانم که در ایران سامانه تجربه کردم و میخواهم از زاویهی خودم، با بیانی نو و صریحتر بازگو کنم. نبود معیار مشخصی برای اندازهگیری عملکرد باعث شد احساس کنم فاکتورهای ارزیابی به شکل عادلانهای وجود ندارد و این موضوع کیفیت کار تیم را به چالش کشید. پرداخت یکسان کارانه و پاداش برای همه و نبود تفاوت کافی بین اعضا، از نظر من باعث کاهش انگیزه و تفاوت در سطحها شد. حواشی غیرکاری و مسائل میانخانوادگی در محیط کار بهطور مداوم مطرح بود و این فضا تمرکز روی وظایف اصلی را دشوار میکرد. مدیریت ارشد سازمان به درستی از روشهای اصولی پیروی نمیکرد و این، نظم و کارایی تیم را تحت تاثیر قرار میداد. دخالتهای مکرر مدیرعامل در امور فنی شرکت، علیرغم حضور یک مدیر فنی مستقل، به مشکل تبدیل میشد و گاه یا تمامی تصمیمات بهطور مداوم با تغییر جهت همراه بود. توجه کافی به نقاط قوت و تلاشهای فردی کمتر میشد و بیشتر به مشکلات، باگها و خطاهای انسانی توجه میگردید. جایگاه تیم فنی در ساختار سازمانی، نسبت به سایر تیمها، پایین نگهداری میشد و این موضوع باعث کاهش احساس ارزشآفرینی میشد. همچنین از اعضای تیم انتظار کار در ایام تعطیل و خارج از ساعات کاری میرفت؛ مسئلهای که فشار زیادی را تحمیل میکرد.
سداد پر از ادمهای سفارش شده بیسواد و بیسروپا که هرچی ندیدن توو زندگیشون میخوان از حقوقی که به ازای ادم فروشی بهشون میدن برسن...پر از ادمهای ضعیف از نظر مالی وپر از خشم از نداشته ها و ندیده هاشون توو سداد سر همه توو مات... دیگرانه یعنی سرتو بلند میکنی میبینی هزار تا چشم داشتن امار میگرفتن تذکر حجاب و پوشش اصلا بر عهده واحد hrنیست وقتی شرکت حراست داره اونم تذکر قد مانتو 70 سانتی از طرف یه خانم به خانم دیگه===))) خانمی که به من تذکر حجاب داده بود.خودش تووکوچه پس کوچه های شرکت در وقت ناهار سیگار میکشید که البته چون با اتوبوس خانم مدیر منابع انسانی اومده بود و خانم مدیر هم همسر یکی از مدیران بانک ملی بودن در کمال ناباوری که ادمهای بیسواد در سداد خوب رشد میکنن خانم مدیر به همراه اتوبوسش بعد چندماه رفتن یه سازمان دیگه رو به ... بکشن سفته میگیرن دوربین همه جا هست ولی برخلاف نظرات ندیدم به کسی تذکر بدن مدیرا اصلا هدف و انگیزه ای برای ساختن و پیشرفت شرکت ندارند.یه مدت انگار مهمون سازمانند
نکنید نرید هرچی توی آگهی نوشتن دروغه هیچ هزینه ایاب ذهابی پرداخت نمیکنن آخرشم خوب که ازت استفاده کردن میگن نه تو به حدی که میخوایم نرسیدی و تموم. وقتتون رو بزارید یه شرکت درست حسابی چندتا چیز خوب یاد بگیرید بعد اینکه ازین شرکت رفتم فهمیدم که چقدررر متدشون قدیمیه و اصلا هیچی بلد نیستن.
برای من تجربهای بود که از نگاه یک کارشناس اتصال درگاه در شرکت خدمات انفورماتیک نوین کیش دیدم. فضای سازمانی اینجا به نظر من خوب بود و برخلاف خیلی جاها با همکاران مهربان و حمایتی روبهرو شدم. تصور میکنم حقوق نسبتا کم باشد، مخصوصا در مقایسه با شرکتهای خدماتی اصلی یا بانکها، و این موضوع یک چالشی برای من بود. با افزایش خروج نیروها، حجم کار هم بالاتر رفت و فشار رو به افزایش بود. شیوههای مدیریت کار مانند اسکرام و اسپرینت در حدی بود که به نظر میرسید با میزان دریافتی همسو نیستند و تناسبی وجود ندارد. پارکینگ برای کارکنان فراهم بود. تجربه کارآموزی هم داشتم. به نظرم بهتر است به جای زیر مجموعهها، از خدمات اصلی استفاده شود؛ اگر حرفهای هستید، احتمالا در اینجا با چالش مالی روزمره روبهرو میشوید و ممکن است هر روز به نظر فقیر برسید.
بااینکه من متوجه محیط عیر اخلاقی سداد شده بودم و سعی میکردم هرروز که میرم خونه مساعل رو فراموش کنم اما واقعا طی 2.5سالی که در سداد بودم تهمتها و رفتارهایی رو دیدم و شنیدم که دیگه هیچوقت اون ادم سابق نخاهم شد من قبل سداد فکر میکردم ادمها دو سه یا ده تا چهره دارن اما سداد بهم یاد داد بعضی از افراد هزار رنگ عوض میکنند و بخاطر مشکلات روحی و روانی که دارن واقعا مرزی برای ازار و اذیت کردن دیگران ندارند کلا از حراست تا واحد فنی همه کارارو موکول میکنند به بعد از تغییر معاونت و اومدن حکم فلانی و.....کارا همه رو هوا
با همکاران با احترام کارم را به صورت تماموقت با شرکت توتال آغاز کردم و حالا نزدیک به سه سال است که در این مجموعه فعالیت میکنم. مدیریت ارجمند، آقای مهندس محمدپور، رهبری میکنند و همکاری با ایشان برای من افتخاری بوده است؛ از همکاری با ایشان توانستهام رزومهای بهتر بسازم. شرکت پویا و پذیرای نقدها است و نظرات پرسنل را در مسیر پیشبرد کار به کار میگیرند. فضای کاری سالم و مطلوبی وجود دارد و امیدوارم در سالهای آینده نیز افتخار همکاری با توتال را داشته باشم. توتال در سال 402 به هلدینگ بینالمللی تبدیل شده که برای من مایه افتخار است.
من یکسال و ۸ماه مشاور ای تی سامانه هیوا بودم و مشکلی نداشتم با شرکت حتی وقت تسویه چون توی کامنتا خوندم میگم....خیلی اتفاقا با انصاف و دقیق هستن و حتی هرماه با فیش حقوقی حزییات رو بهم توضیح میدادن و بیمه هم داشتم....با ازمون استخدامی اموزش و پرورش قبول شدم و درحال حاضر دبیر هستم ولی تجربه خوبی رو توی این مدت داشتم و برای همه شون ارزو میکنم که همینطور موفق به راهشون ادامه بدن....
این مواردی که دوستان درمورد فساد اخلاقی و مالی و ضعف فنی گفتند سرسوزنی از واقعیته سداد واقعا لجنزاریه که بهشت افراد زالو صفته ادم در سداد داریم که پدرومادرش فقط تامرحله تولیدمثل موثر بودند و این ادم سراپاعقده است یعنی انقدر بدبخته که پی امار ماشین و خونه و لباس همکارشه.از این موجود توقع دارید انسانیت به خرج بده؟این موجود اومده تهران ارث پدرشو جمع کنه ببره دهاتشون در سداد جلو چشم همهه امار میدن اقای x موثر در تیم بوده ولی در نهایت پاداش رو میدن به خانم y چرا؟چون خانم لازم نیست کار کنه همینکه جو رو مسموم میکنه که مدیری که مدیریت بلد نیست فعلا در راس بمونه کافیه توهینهایی به شخصیتتون میشه که میشه در زندانها برای شکنجه ازش استفاده کرد امکان نداره به یه موجود حقیر در سداد سمت 100لول بالاتر از حدتواناییش پیشنهاد بدن بگه نه!!!!!
واقعا تو این ۹ ماهی ک اونجا بودم سخت ترین روزای زندگیمو گذروندم کار ب شدت سخت سرپرست ب شدت بی شخصیت و بی سواد اگه سلامت روان و جسمتون براتون مهمه دور این شرکت خط بکشید
باور نکردنی بود وقتی از جایی با حقوق پایین و ساعات طولانی وارد اینجا شدم، اما مقصدی که پیش رویم بود امیدبخش به نظر میرسید. در آذرماه وارد مجموعه شدم تا از شرایطی بهتر از قبلم بهره ببرم؛ جایی که حقوق ۷۴۰۰ و بیمه تأمین اجتماعی و تکمیلی، اضافهکاری و پاداش و فرصتهای پیشرفت و یک روز مرخصی در هفته وعده داده میشد. اما واقعیت فرق میکرد. فقط دو ماه است که اینجا هستم و ساعات کار از ۸ صبح تا ۵ عصر است؛ به قدری طولانی که در شیفتی بودن فروشگاه، زنده ماندن ساده است. کار کردن با وجود همهی اینها ما را به فروشگاه میکشاند و رفت و آمدهای من حصارهای ناگفتنی بین کار و زندگی میسازد. با وجود مدیریت نسبتا خوب، معاونان به دردسر تبدیل شدند. یکی بیمسئولیت بود و رفت؛ یکی دیگر سختگیر شد و فضای کار را به نظم نظامی تبدیل کرد. تیمی که در آن حضور دارم، افرادی که استعفا دادند و نفرات جدیدی جایگزین شدند هم کارایی لازم را ندارند. مشکلاتی که با کارفرمایی به وجود آمده و گاهی به کمکاری انجام میدهد، تا حدی در شرایط فعلی نقش دارند. گاهی اوقات صندوق پول وقتی کسر میشود، به حساب کارمندان میرود؛ این ماه حقوقم تنها ۱ تومان مانده بود چون هزینههای صندوق در ابتدای ماه کسر شد و برای هر نفر حدود ۱۲۵۰ کارت کشیده شد. ماه گذشته هم برای صندوق به مبلغ ۴۵۰ تومان قرض گرفتم تا کسر صندوق جلوگیری کنم. کارهای فروشگاه به عهدهی همه است؛ از فروش تا صندوق، نظافت و چیدمان. در هفته، یک روز مرخصی داریم که روز بعد باید کامل بیایم و کار کنم. هفتهای که منتهی به اول ماه است و پنجشنبه اول ماه را شامل میشود، باید به طور کامل در فروشگاه حضور داشت. هر ماه یکبار هم انبارگردانی انجام میشود که گاهی باید از ساعت ۵ صبح بیایم یا اگر زمان دیگری باشد، باید شب هم در فروشگاه بمانم. ناهار را خودم میبریم و واقعا تمام وقت را در آن محیط سپری میکنم. اضافهکاری وجود ندارد و تعطیلات تنها شاملش میشود. اگر گوشت و مرغ و ماهی تاریخ مصرفشان گذشته باشد، باید پول را بدهیم حتی اگر تقصر با ما نیست. بیمه تکمیلی هم فقط پس از یک سال فعال میشود، در حالی که در بسیاری جاها سه ماهه ارائه میشود. کارهای باهم فشار میآید تا جایی که فرصت فکر کردن به مشکلات شخصیام را هم ندارم. در این دو ماه واقعا فروشگاه را تجربه کردهام و تنها شبها به خانه میآمدم و میخوابیدم. صدای دور از دسترس از دور خوشحال است اما واقعیت چیز دیگری است. محصولاتی که تاریخ مصرفشان گذشته یا نامآشنا نیستند در فروشگاه وجود دارد و حتی با وجود این وضعیت نمیدانم چرا روی نایلونهای شرکت نوشته است که هفت سال پیاپی فروشگاه زنجیرهای برتر ایران است. در این مدت بیشتر از پسانداز یا پرداخت بدهیهایم، خرجی را دوباره به شرکت برگرداندم. حتی یک ریال هم راضی نیستم و استعفای خود را نوشتهام و تصمیم دارم تا پایان بهمن ماه از اینجا بیرون بیایم.