من تقریبا دو سال میشه که در کاریزما کار میکنم جالبه تمام کامنت هارو با دوستان به عنوان شوخی و خنده میخونیم احساس میکنم خیلی از دوستانی که پیام گذاشتن کم لطفی کردن و معیار مقایسشون چیزی فراتر از نرم شرکت های ایرانی بوده طبیعتا هرجایی یک سری مشکلات داره اما کاریزما واقعا همه در تلاش هستند کارشون رو درست انجام بدن و تمام کلیشه ها و مشکلات رایج در شرکت های دیگه رو نداشته باشند تقریبا تمامی نکات منفی که دوستان اشاره کردند حداقل در تیم ما و تا جایی که من شناخت دارم درست نیست.
آخرین تجربهها
من زمان کرونا و به صورت انلاین مصاجه انجام دادم تقریبا سوالات ساده بود و بعد از یک مصاحبه آنلاین دیگر منابع انسانی یک قرار داد سه ماه منعقد کرد. یک برنامه ویندوزی قدیمی بود که میخواستند به جاوا تبدیل کنند. افرادی بدون دانش فنی مدیران فوق دیپلم و یک نفر هم با فوق لیسانس جغرافیا داشت که معاون کل اداره بود. مجبور بودم به سوالات فنی یک خانم که آشنای یکی از مدیران بود مرتبا پاسخ بدهم. برای کسی کار مهم نبود و حدود نیمی از نیروها با توصیه و فامیل در سازمان آمده بودند.
شرکت بدی بود تجربه کاری خوبی نداشتم حقوقمو به موقع پرداختن نمی کردن بعضا بین چند ماه تاخیر می افتاد تا حقوقمو بدن موقع خروج هم اذیتم کردن سر تسویه حساب و آزادسازی سفته هایی که داده بودم جو خوبی داشت اما اگه به موقع حقوق می دادن من میموندم
اینجا به درد تازه کارها میخوره بیان یه چیزایی تجربه کنن و برن. ارزش افزوده دیگه ای نداره. متاسفانه تعداد مدیران بی سواد و نا لایق اصلا کم نیستن. یه فریم ورک داخلی با تکنولوژی قدیمی و پر اشکال داره و یه عده توی شرکت هستن که هر روز تولید باگ در این فریم ورک میکنن. الان حدود 4 سال هست که طرح های بزرگ شرکت عملا شکست خورده. فقط به یک دلیل هنوز هستن . چون رقیب ندارن. تعداد خروجی های نیروهای قدیمی زیاد و تعداد ورودی های نیروهای جدید هم زیاد.
این شرکت کارش اینه که پروژه های کوچیک میگیره بعد چنتا برنامه نویس خوب میگیره و بهشون میگه پروژه داره دیر میشه و باید زود تحویل داده بشه. یک قرارداد هم که در یک نسخه تنظیم شده میان الکی ازت امضا میگیرن که مثلا قرارداد بستن و سرتو شیره میمالن. کلی هم وعده وعید و دروغ میگن و موقعی که زمانش برسه شروع میکنن به پیچوندن بعدشم کلا جوابتو نمیدن و حقوق و مزایا رو هم میخورن یک آبم روش تازه خیلی هم باهات دوست میشن که اعتماد کنی بهشون ولی یه مشت درغگوین
یک شرکت شبیه شرکت های پولشویی. همنیجوری که کارمندانش کار نمیکنند 10 سال دیگه هم ادامه بده به هیچ جاش لطمه وارد نمیشه و مزایا و امکاناتش هم اضافه میشه. اگه دنبال جایی هستید که کار نکنید و تجربه به دست نیارید و کلی مزایا داشته باشید حتما برید آسه و نگران هیچ چیز نباشید. تارگت اصلی این شرکت بالا بردن تعداد کارمندانش هست چرا؟ برو اول پیامم رو بخون . از خوبیاش میشه گفت چون پول زیاد داره محدودیت خاصی ندارن و انقدر از یه کالا وارد میکنند که هیچ کس توانایی رقابت باهاش رو نداره و انحصار به دست میاره
میاره ی محیط صمیمی با همکارای بسیار خوبه ، تقریبا تمام مدت کاریم با حال خوب اومدم سرکار مثل تمام شرکت های استارتاپی تغییراتش زیاد ، پس روی چیزی نمیشه حساب کرد بسیار پر استرس ، چالش برانگیز و پر از یادگیری
دیدید گاهی تو بازیهای کامپیوتری به باگ میخوری، مثلا تو آسمون یا قعر اقیانوس معلقی، ماشینت گاز میخوره ولی حرکت نمیکنه، نمیتونی پیاده شی، بعد همه دکمهها رو میزنی و اگه احیانا یه باگ دوم رو تجربه کنی، دیگه اون هم تو پاچهته؟ همینه تا باتری لپتاپت تموم شه. به ناواکو خوش اومدی دوست من :) ناواکو لپتاپ نیست و کیسه؛ به UPS بانک مسکن وصله و خاموش نمیشه. یه کشتی شکستهست که با پول تمومنشدنی یه بانک دولتی جون بینهایت داره و تا الان محو نشده. افراد معدودی میدونن چه شدید تو پاچهشونه و تا گیرن ناراحتن، و عمده سایرین به همزیستی رسیدن. زمان کارها (حتی امور ساده اداری) نامعلومه. یعنی اگه در حالت تعادل یه حقوق نسبتا منظمی برات بیاد و راضی باشی، لزومی هم نداره کار خاصی بکنی (اساسا چون شرکت فشله و هیچ پیچ و مهرهای با هم درست کار نمیکنن که بتونن بندازنت بیرون. مثلا قهوهخونه قنبر که سازمانی عریض و طویل نیست، کارها توش درست و سریع انجام میشه؛ اما فناوری اطلاعات ناواکو چون «سازمان» بزرگیه و بوروکراسی داره، در کنار گشادی و بینظمی و حق داشتن نسبی کارمند برای اینکه کاری نکنه، نه اندازه قهوهخونه قنبر خروجی داره، نه اندازه اوس قنبر توانایی اجرایی داره). حالا ممکنه فکر کنی چه بهشتی. اما تا اینجا عذاب جنیفر لوپز بود! نوبت تو هم میرسه. اینکه وسط ماه یه بامبول مالی یا حقوقی دربیاد، یا بر مبنای جنبش مولکولی یهو یه مدیریت کن فیکون بشه، یا یه چوب شکسته کشتی بره تو پهلوت، دیگه رفته! حالا نامهنگاری و پیگیری کن که دربیاد. یه خط قرمز هر شرکتی هم اینه که برای عدم پرداخت حقوق/سنوات/تسویه ازش شکایت شده باشه. خط قهوهای اینه که عادت داشته باشه پول رو نده و ازش شکایت بشه و سِر شده باشه. خط سیاه اینه که شرکت دولتی باشه و تو صنعت بانک و پرداخت باشه و این محاسن رو هم داشته باشه. از آبدارچی و برنامهنویس و نیروی اداری، تا مدیر فنی و مدیرعامل، باید احمق باشی که فکر کنی میتونی تغییر معناداری (به جز تخریب جسم و روان خودت؛ میگم جسم چون پرسنل خدماتی جانباز هم میدن) بدی. چرخه طبیعت ناواکو هضمت میکنه. اگه دیدی کسی میگه نمیدونم بشه یا نشه، راست میگه؛ اگه دیدی مطمئن حرف میزنه که ال میکنم و بل میکنم، یا دروغگو و شارلاتانه، یا خیلی احمقه و به فنات میده. اگه نرفتی، نرو. اگه میخوای تو یه تنبلخونه دولتی شانستو امتحان کنی، ورود بهش رو امتحان کن. ورودت ممکنه از یک تا چهار پنج ماه طول بکشه. تعریف اثر انگشتت و تخصیص یوزر پسورد دامین بهت ممکنه از یک روز تا یکی دو ماه طول بکشه. تو این مدت یهقل دوقلهاتو بازی کن و سیرک رو تماشا کن و به کارهای دیگهت برس. بلند حرف نزن؛ علت داره که افراد درونیاتشون رو بروز نمیدن. بعد نهایتا اگه تثبیت شدی، ببین کجای کشتی افتادی؛ اگه ستونی چیزی توت نیست و فعلا از حقوقت راضیای و تا آخر سال هم اگه با بامبولهای مختلف درصدهایی ازش بزنن، خیلی برات بد نمیشه، فعلا بمون. ولی در نظر داشته باش هر قدر میمونی و سنوات و ... که طلبکاری رو داری سرمایه آخرتت میکنی و معلوم نیست کی نقد بشه. در آخر اینکه کار نکن؛ گاهی یکم ادای کار کردن دربیار.
اگه بخوام ز این شرکت بگم، میتونم اینو عنوان کنم که بهترین مکان برای پیشرفت و یادگیریه. شما به محض اینکه وارد شرکت میشین اگه خودتون پویا و فعال باشید به سرعت میتونید ارتقا شغلی پیدا کنید و پیشرفت. هر روز تجربه های جدید به دست بیارید و کلی مطلب یاد بگیرید. میتونم بگم این شرکت هم یه محل کاره هم مثل دانشگاهه. ولی بازم میگم بستگی به خودتون داره که چقدر تلاش داشته باشید. ارتباط دوستانه و صمیمی بین همکارا واقعا لذت بخشه. از بدو ورود احساس راحتی و صمیمیت میکنید با همه. من تو کامنتا خوندم که تاخیر حقوق داره، نمیگم نداشتیم، تاخیر داشتیم اما برای مدت کوتاهی، که بعد از یه تایمی دیگه به موقع و درست شد. بلاخره شرکت پروژه محور بود و برای همه شرکت های پروژه محور این مسئله تو یه بازه کوتاهی پیش میاد. اینو از تو تجربه کاریم تو شرکت های پروژه محور دیگه دارم میگم. اگه وارد این شرکت شدید فقط یه مسئله رو میتونم بهتون بگم "تلاش کنید" همین.
این شرکت با دو نام Dream Farm Agency و Dream Farm Studios فعالیت می کند. درآمد شرکت ها ارزی ست ولی پرداختی به کارمندان مقدار کمی ریال است. مدیرعامل بی نظمی و وجود کارهای سطح پایین و بیهوده در شرکت را نشانه خاص بودن و مزیت رقابتی شرکت می داند! مدیرعامل به شدت تحت تاثیر تعریف و تمجیدهای بیهوده قرار می گیرد بنابراین اکثر پرسنل ثابت این شرکت چاپلوس و چرب زبان در عین حال ناکارآمد هستند و تخصص خاصی ندارند. ****** حتی به زبان مادری(فارسی) مسلط نیست و در محاورات روزانه خود دچار مشکل است، اما اصرار دارد از کلمات انگلیسی در جملات خود استفاده کند و به نوعی دنبال خودنمایی ست! بسیار کنترل گر است و در تمام زمینه ها و کارها ادعا می کند. منابع انسانی خانم ف.ت بسیار دو به هم زن است، کوچکترین مسائل را تبدیل به مشکلات غیر قابل حل می کند و کلا سمت کارفرماست. با وعده های دروغ اقدام به استخدام نیرو می کند و هیچگونه تعهدی به حرف های خود ندارد. در مدت 6 ماهی که در این شرکت مشغول بودم متوجه شدم که استراتژی شرکت به سمت جذب نیروهای غیرحرفه ای و تازه کار رفته و مهم نیست اگر کار خاصی بلد نباشند، همین که بله چشم گو باشند کافیست. پروژه ها معمولا در دقایق پایانی روز کاری تعریف می شوند و انتظار دارند تا 10- 11 شب بمانی و کار کنی و این روند بارها اتفاق افتاده. قرارداد پایه کارگری می بندند و حقوق در دو مرحله واریز می شود، همچنین قرارداد حفظ محرمانگی می بندند و درخواست ارائه سفته سنگین دارند. باید در جلسات دوره ای طولانی که تماما بدون نتیجه و جمع بندی خاصی به پایان می رسند شرکت کنید، این جلسات محلی برای تعریف لطیفه های بی مزه و بیان ادعا ها و گنده گویی های بی اساس مدیرعامل است. تم و روحیه شرکت مذهبی ست، پوشیدن شال برای خانم ها اجباری ست و آقایان هم اجازه ندارند با لباس آستین کوتاه وارد شرکت شوند. در کل به هیچ عنوان ورود به این شرکت را توصیه نمی کنم. پیشنهاد می کنم به هیچ عنوان تحت تاثیر مزیت های رقابتی شرکت که هنگام استخدام بیان می شود قرار نگیرید که هیچ کدام صحت ندارند.
من مصاحبه انجام دادم و مورد مهم اینکه با خوندن نظرات دوستان در اینحا میخواستم منصرف بشم اما چیزی که اتفاق افتاد واقعا لذت بخش بود چه تو مصاحبه فنی چه در مصاحبه روانشناسی که واقعا تجربه خوبی بود در بین شرکت هایی که رفتم تو سازمان های بزرگ اینچنینی ممکن هست آدم هایی هم پیدا بشوند که سمی باشند و رفتارهاشون اذیت کننده باشه ولی نمیتونید این موارد به خصوص رو به کل سازمان بسط بدید . خالی از لطف نیستش که این نکته رو هم اضافه کنم که با بعضی از دوستان که اونجا در حال کار میباشند در لینکدین که صحبت کردم که نظرات مثبت این دوستان من رو از انصراف برای مصاحبه منصرف کرد جاداره از ****** بابت مصاحبه فنی و ****** و ***** در تیم روانشناسی و ****** از قسمت منابع انسانی بابت هماهنکی حرفه ای جلسات جذب تشکر ویژه کنم و امیدوارم به زودی زود بتونیم با هم همکاری داشته باشیم
برای من حقوقش بد نبود. یه پیشرفتی تو مسیر کاریم شد. قراردادها کوتاه مدته، حتی یه ماهه هم قرارداد میبندن که راحت بتونن بدون هیچ دردسری عذرت رو بخوان و بفرستنت بری. شب عیدی مثلا میگفتن دیگه نمیخوایمت. قراردادت هم تموم شده و تو کاری نمیتونی بکنی. ساعت رفت و آمد خیلی اهمیت داشت. حتی یه بازهای میگفتن اگه هشت و یک دقیقه برسی حق نداری بیای تو دیگه. برگرد خونه. ۵ عید هم که باید میرفتی سرکار. میشد نری، ولی از مرخصیت کم میشد. خروجی کارمند خیلی بالاست. من کمتر از یک سال اونجا بودم و خودشون یهو اومدن گفتن ما اصن همچین پوزیشنی نمیخوایم. اینکه میگن اگر زیرمجموعه یوریک باشی میندازت بیرون، راست میگن. سیستم مافیایی هست و عمو و برادرزاده مدام تو کشمکش بودن. کمکم هرکی رو که یوریک استخدام کرده بود، مینداختن بیرون. همین بچهها هر پروژهای رو شروع میکردن، ناتموم میموند، چون آرمیک نمیذاشت کسی از تیم یوریک کار کنه. یوریک هم بسته بود به درخت تمیش رو و همش کانادا بود. منابع انسانی نقش هویج رو داره. خوبیش فقط ناهار بود. یه سری تخفیف سی درصدی هم اون موقع میدادن برای تولدت، که اینقدر قیمت کت و شلوارها بالا بود که به کارت نمیومد. مخصوصا برای خانوما. کلا آدمهای بیسواد با زد و بند و پاچه خواری به درجههای بالا رسیده بودند، و اگر پارتی نداشتی بعد از یه مدت هم مینداختنت بیرون. حیف همچین مجموعهای، همچین مدیران ناتوانی داره.
مبینهاست شرکت خوبی نیست. مدیرعاملش میکرومنیج میکنه و تقریبا توی هر کاری دخالت میکنه و فکر میکنه خودش بهتر از همه صلاح امور رو میدونه. بدتر از همه دوستای ناجور مدیرعامل هستن که هر کدوم در یک پوزیشنی مسئول زجر دادن بقیه کارمندها هستن. هیچکس طولانیمدت نمیتونه اونجا بمونه چون همه اطلاع دارن که چه دیوونهخونهای درست کردن. مدیرعامل روزای اول سعی میکنه خودش رو آدم کول و باحالی نشون بده. فریب نخورید.
ساعت کاری و فشار کاری بسیار بالا جوری که کلا از زندگی شخصیتون دور میشین محیط و و پرسنل و مدیریت فروشگاه دنبال مسائل خاله زنکی و حاشیه درست کردن حقوق ها با تاخیر زیاد پرداخت میشه یا کلا از سر و تهش میزنن فرق گذاشتن بین نیروهایی که با پارتی وارد مجموعه شدن با کسایی که کلا هیچ کسی رو ندارن هیچ مزیت و بن ماهانه ای نداره ولی به اکثر شرکت ها بن میده ولی به پرسنل خودش هیچ مزیتی ارائه نمیده جدیدا که به همه تولید کنندگان بدهکاره و خیلی از فروشگاه ها جمع آوری شدن و احتمال ورشکستی داره شما با کار کردن در این مجموعه با کارکرد ساعت غیر استاندارد ۲۲۰ -۲۲۷ ، پایین ترین و حداقل ترین حقوق وزارت کار رو دریافت می کنید همین و هیچ مزیتی نداره.
سلام امروز یکی از همکارانم که معلم خرید خدمات با حقوق کم است گفت بدلیل مخارج زندگی در یکی از فروشگاه های افق کوروش در زاهدان مشغول کار شدم فکر کنم ۸ یا ۱۰ساعت در شبانه روز بهش گفتند حقوق ۶ وپانصد ولی موقع دریافت حقوق ۲وپانصد بهش دادند آدم دروغگویی هم نیست چرا افق همچین بدجنسایی دارد احتمالا به همین روش از خیلیا بیگاری میکشند و بعد طرف میره نکنید اینا از اجبار میان برای کار گول تبلیغاتتون میخورند. شاید فقط این فروشگاه اینکارو میکنه اگر سرپرست و مدیری از شرکت کوروش این پیام دید پیگیر حق همچین انسان هایی باشد ممنون
مپنا از هر نظر بی نظیره . محیط کار ارام .حقوق عالی - مزایا زیاد -پیشنهاد میکنم . مراحل جذب سخت هست . واقعا سخت . برای همین هست که اسمش مپنا هست
خیلی برام جالبه خیلی خیلی وقتی جو یه سازمان یا یه واحد مسموم باشه حتما بخاطر رفتارها و ادبیات و..که مدیران باهاشون مخالفت نکردن و کم کم تبدیل به عادت و قوانین نانوشته اون سازمان شده که قدیمیا بهش عمل میکنن و افراد جدید هم طی یکی دو روز متوجه این قوانین نانوشته خواهند شد سداد انقدر اوضاش خرابه انقد مسمومه که شرافت رو توی وجود ادما میکشه چرا اینو میگم؟ مثلا در واحد پشتیانی با ادمها جوری رفتار میکنن انگار دوران برده داریه اما هیچکس انقدر انسانیت و شرافت در وجودش نیست که بره حرفشو بزنه یا در کمترین سطح به خودش زحمت بده بیاد اینجا نظرشو ثبت کنه (اگر این سایت رو میشناسه) البته این یه واحدش بود بقیه هم همینن یه فساد مالی و اخلاقیهای شدیدی در سداد هست ولی کسی صداش در نمیاد چون یا داره میخوره یا ........ مورد داشتیم یکی از بچه های تیم که از نظر خانوادگی و مالی خیلی ضعیف بود اومده بود مشکل خونوادگیشو به یکی از به ظاهر دوستانش گفته بود....اون اقا هم که بویی که از شرافت نبرده بود رفته بود به چند نفر گفته بود و توی جلسه انتهای اسپرینت اون مشکل خونوادگی بصورت تمسخر امیز مطرح شده بود!!!!!!!!! وجالبتر اینکه اون خانم که رازشو گفته بود عین گرگ زخم خورده از اون به بعد زیراب همه رو میزد و مدیر کییییییییییییف میکرد از این روند.حتی خودش هیزم میریخت توی اتیش یه ادمایی توی سداد مدیر میشن که جاهای دیگه جونیور محسوب میشن
خلاصه مطلب: اگر آینده نگر هستید مفید شرکت مناسبی برای شما نیست. سیاست شرکت مفید به شکلی هست که رقابت مابین تیم های درون سازمانی بوجود می آورد. متاسفانه از زمان جدایی مهندس خسروی از تیم مفید و تشکیل کارگروه مدیریتی به جای ایشان، مفید نتوانسته است از پس مشکلات بخش فنی بربیاید. جدای از اینکه این موضوع چه تاثیری در منافع مفید دارد، عرصه را برای تیم های فنی به تنگ آورده است. جذب نیروهای ضعیف به اسم سنیور، پروژه های موازی و عمدتاً بلااستفاده، عدم هماهنگی و همکاری مابین تیم ها، پاسخگو نبودن مدیران به هر اعتراضی، زیرساخت ضعیف، مقابله با تغییر و از دست دادن آسان مهره های کلیدی پروژه ها از جمله مشکلات بزرگی است که این شرکت با آن دست به گریبان است. مفید خانواده ای مدیریت می شود و کارکنان به هیچ عنوان امکان رشد در آن را ندارند. به این معنی که اگر میخواهید روزی مدیر شوید، در مفید هرگز به آرزوی خود نخواهید رسید. من به عنوان توسعه دهنده بکاند با یکی از تیم های اصلی شرکت مفید همکاری داشتم. تیمی که من در ان حضور داشتم تیم منسجم و خوبی بود اما به علت مدیریت نادرست، پروژه آن به نتیجه نمیرسید. امکان رشد در مفید برای من فراهم نبود و به همین سبب تصمیم به جدایی از آنها را گرفتم. شما اگر کلیدی ترین توسعه دهنده مفید هم باشید، آنها به هیچ عنوان قدر شما را نمی دانند و زمانی که قصد جدایی داشته باشید با این دیالوگ تلخ مواجه میشوید : «اگر استعفا دهی دیگر هیچ گاه نمیتوانی بازگردی!». جدای از اینکه این دیالوگ از غرور کاذب مجموعه مفید نشات میگیرد، اما واقعیت این است که هیچ توسعه دهنده ای آرزوی همکاری با مفید را ندارد. ساختمان اصلی مفید یک مدرسه پسرانه است. یعنی هیچ جنس مونثی از در ساختمان وارد نمیشود (کمی اغراق کردم :D). اگر شما سیگار میکشید در مفید جذب نخواهید شد. اگر مذهبی نیستید مفید برای شما جای مناسبی نیست. موی بلندی دارید؟ یا کوتاه میکنید یا موقعیت شغلی به شما پیشنهاد نمیشود. در بورس کار میکنید؟ باید بورس را کنار بگذارید. باید صبح زود سرکار بیایید والا ازصبحانه خبری نیست و کسر کار هم میخورید. علاقمند به اضافه کاری هستید؟ بله مفید پذیرای اضافه کاری شماست اما به صورت رایگان. امنیت شغلی میخواهید؟ مفید امنیت شغلی به شما میدهد اما آرامش روانی ندارید! در کل به جمله اولم باز میگردم. مفید شرکتی نیست که بخواهید برنامه چندین ساله برای همکاری با آن داشته باشید. تنها ایستگاهی موقتی است تا به شرکت دیگری با مزایای بهتر و آرامش ذهنی برسید. گواه این گفته من میانگین همکاری توسعه دهندگان مفید است که به یک سال نمیرسد.
فرصت یادگیری و پیشرفت زیادی داره. خیلی سنتی هست و اکثرا در این شرکت فامیل و از اقوام مدیرعامل هستند ، در هر بخش یکی از فامیل ها مسئولیت رو به عهده گرفته و جرات نمیکنی انتقادی داشته باشی. پایه حقوق بسیار کمی داره. جلسات زیاد و بدون نتیجه. عملکرد منابع انسانی بشدت ضعیف هست. سفته با مبلغ بالا برای شروع کار گرفته میشه
پایه حقوق کم و هرکسی هرکاری دلش خواست بدون هماهنگی با مسئول اون بخش انجام میده. محیط صمیمی داره ولی کارها بشدت بی برنامه هست و تعداد پروژه های زیادی رو بدون برنامه ریزی هندل میکنن. یهو ساعت 6 عصر میگن فردا ساعت 9 صبح دمو هست و یسری فیچر باید اضافه بشه. در رابطه با حقوق هیچ برنامه ای از نظر سطح بندی اشخاص ندارن و به یکی که سابقه کار زیاد با تخصص زیاد و علم بیشتر داره همون قدر حقوق داده میشه که به یک نفر در حال آموزش هست. معمولا به خانوم ها حقوق کمتر میده حتی اگه لول خیلی بالایی هم داشته باشن. سنوات ندارن ، اگه زودتر از قرارداد استعفا بدی هم هیچی بهت تعلق نمیگیره
من تقریبا دو سال میشه که در کاریزما کار میکنم جالبه تمام کامنت هارو با دوستان به عنوان شوخی و خنده میخونیم احساس میکنم خیلی از دوستانی که پیام گذاشتن کم لطفی کردن و معیار مقایسشون چیزی فراتر از نرم شرکت های ایرانی بوده طبیعتا هرجایی یک سری مشکلات داره اما کاریزما واقعا همه در تلاش هستند کارشون رو درست انجام بدن و تمام کلیشه ها و مشکلات رایج در شرکت های دیگه رو نداشته باشند تقریبا تمامی نکات منفی که دوستان اشاره کردند حداقل در تیم ما و تا جایی که من شناخت دارم درست نیست.
من زمان کرونا و به صورت انلاین مصاجه انجام دادم تقریبا سوالات ساده بود و بعد از یک مصاحبه آنلاین دیگر منابع انسانی یک قرار داد سه ماه منعقد کرد. یک برنامه ویندوزی قدیمی بود که میخواستند به جاوا تبدیل کنند. افرادی بدون دانش فنی مدیران فوق دیپلم و یک نفر هم با فوق لیسانس جغرافیا داشت که معاون کل اداره بود. مجبور بودم به سوالات فنی یک خانم که آشنای یکی از مدیران بود مرتبا پاسخ بدهم. برای کسی کار مهم نبود و حدود نیمی از نیروها با توصیه و فامیل در سازمان آمده بودند.
شرکت بدی بود تجربه کاری خوبی نداشتم حقوقمو به موقع پرداختن نمی کردن بعضا بین چند ماه تاخیر می افتاد تا حقوقمو بدن موقع خروج هم اذیتم کردن سر تسویه حساب و آزادسازی سفته هایی که داده بودم جو خوبی داشت اما اگه به موقع حقوق می دادن من میموندم
اینجا به درد تازه کارها میخوره بیان یه چیزایی تجربه کنن و برن. ارزش افزوده دیگه ای نداره. متاسفانه تعداد مدیران بی سواد و نا لایق اصلا کم نیستن. یه فریم ورک داخلی با تکنولوژی قدیمی و پر اشکال داره و یه عده توی شرکت هستن که هر روز تولید باگ در این فریم ورک میکنن. الان حدود 4 سال هست که طرح های بزرگ شرکت عملا شکست خورده. فقط به یک دلیل هنوز هستن . چون رقیب ندارن. تعداد خروجی های نیروهای قدیمی زیاد و تعداد ورودی های نیروهای جدید هم زیاد.
این شرکت کارش اینه که پروژه های کوچیک میگیره بعد چنتا برنامه نویس خوب میگیره و بهشون میگه پروژه داره دیر میشه و باید زود تحویل داده بشه. یک قرارداد هم که در یک نسخه تنظیم شده میان الکی ازت امضا میگیرن که مثلا قرارداد بستن و سرتو شیره میمالن. کلی هم وعده وعید و دروغ میگن و موقعی که زمانش برسه شروع میکنن به پیچوندن بعدشم کلا جوابتو نمیدن و حقوق و مزایا رو هم میخورن یک آبم روش تازه خیلی هم باهات دوست میشن که اعتماد کنی بهشون ولی یه مشت درغگوین
یک شرکت شبیه شرکت های پولشویی. همنیجوری که کارمندانش کار نمیکنند 10 سال دیگه هم ادامه بده به هیچ جاش لطمه وارد نمیشه و مزایا و امکاناتش هم اضافه میشه. اگه دنبال جایی هستید که کار نکنید و تجربه به دست نیارید و کلی مزایا داشته باشید حتما برید آسه و نگران هیچ چیز نباشید. تارگت اصلی این شرکت بالا بردن تعداد کارمندانش هست چرا؟ برو اول پیامم رو بخون . از خوبیاش میشه گفت چون پول زیاد داره محدودیت خاصی ندارن و انقدر از یه کالا وارد میکنند که هیچ کس توانایی رقابت باهاش رو نداره و انحصار به دست میاره
میاره ی محیط صمیمی با همکارای بسیار خوبه ، تقریبا تمام مدت کاریم با حال خوب اومدم سرکار مثل تمام شرکت های استارتاپی تغییراتش زیاد ، پس روی چیزی نمیشه حساب کرد بسیار پر استرس ، چالش برانگیز و پر از یادگیری
دیدید گاهی تو بازیهای کامپیوتری به باگ میخوری، مثلا تو آسمون یا قعر اقیانوس معلقی، ماشینت گاز میخوره ولی حرکت نمیکنه، نمیتونی پیاده شی، بعد همه دکمهها رو میزنی و اگه احیانا یه باگ دوم رو تجربه کنی، دیگه اون هم تو پاچهته؟ همینه تا باتری لپتاپت تموم شه. به ناواکو خوش اومدی دوست من :) ناواکو لپتاپ نیست و کیسه؛ به UPS بانک مسکن وصله و خاموش نمیشه. یه کشتی شکستهست که با پول تمومنشدنی یه بانک دولتی جون بینهایت داره و تا الان محو نشده. افراد معدودی میدونن چه شدید تو پاچهشونه و تا گیرن ناراحتن، و عمده سایرین به همزیستی رسیدن. زمان کارها (حتی امور ساده اداری) نامعلومه. یعنی اگه در حالت تعادل یه حقوق نسبتا منظمی برات بیاد و راضی باشی، لزومی هم نداره کار خاصی بکنی (اساسا چون شرکت فشله و هیچ پیچ و مهرهای با هم درست کار نمیکنن که بتونن بندازنت بیرون. مثلا قهوهخونه قنبر که سازمانی عریض و طویل نیست، کارها توش درست و سریع انجام میشه؛ اما فناوری اطلاعات ناواکو چون «سازمان» بزرگیه و بوروکراسی داره، در کنار گشادی و بینظمی و حق داشتن نسبی کارمند برای اینکه کاری نکنه، نه اندازه قهوهخونه قنبر خروجی داره، نه اندازه اوس قنبر توانایی اجرایی داره). حالا ممکنه فکر کنی چه بهشتی. اما تا اینجا عذاب جنیفر لوپز بود! نوبت تو هم میرسه. اینکه وسط ماه یه بامبول مالی یا حقوقی دربیاد، یا بر مبنای جنبش مولکولی یهو یه مدیریت کن فیکون بشه، یا یه چوب شکسته کشتی بره تو پهلوت، دیگه رفته! حالا نامهنگاری و پیگیری کن که دربیاد. یه خط قرمز هر شرکتی هم اینه که برای عدم پرداخت حقوق/سنوات/تسویه ازش شکایت شده باشه. خط قهوهای اینه که عادت داشته باشه پول رو نده و ازش شکایت بشه و سِر شده باشه. خط سیاه اینه که شرکت دولتی باشه و تو صنعت بانک و پرداخت باشه و این محاسن رو هم داشته باشه. از آبدارچی و برنامهنویس و نیروی اداری، تا مدیر فنی و مدیرعامل، باید احمق باشی که فکر کنی میتونی تغییر معناداری (به جز تخریب جسم و روان خودت؛ میگم جسم چون پرسنل خدماتی جانباز هم میدن) بدی. چرخه طبیعت ناواکو هضمت میکنه. اگه دیدی کسی میگه نمیدونم بشه یا نشه، راست میگه؛ اگه دیدی مطمئن حرف میزنه که ال میکنم و بل میکنم، یا دروغگو و شارلاتانه، یا خیلی احمقه و به فنات میده. اگه نرفتی، نرو. اگه میخوای تو یه تنبلخونه دولتی شانستو امتحان کنی، ورود بهش رو امتحان کن. ورودت ممکنه از یک تا چهار پنج ماه طول بکشه. تعریف اثر انگشتت و تخصیص یوزر پسورد دامین بهت ممکنه از یک روز تا یکی دو ماه طول بکشه. تو این مدت یهقل دوقلهاتو بازی کن و سیرک رو تماشا کن و به کارهای دیگهت برس. بلند حرف نزن؛ علت داره که افراد درونیاتشون رو بروز نمیدن. بعد نهایتا اگه تثبیت شدی، ببین کجای کشتی افتادی؛ اگه ستونی چیزی توت نیست و فعلا از حقوقت راضیای و تا آخر سال هم اگه با بامبولهای مختلف درصدهایی ازش بزنن، خیلی برات بد نمیشه، فعلا بمون. ولی در نظر داشته باش هر قدر میمونی و سنوات و ... که طلبکاری رو داری سرمایه آخرتت میکنی و معلوم نیست کی نقد بشه. در آخر اینکه کار نکن؛ گاهی یکم ادای کار کردن دربیار.
اگه بخوام ز این شرکت بگم، میتونم اینو عنوان کنم که بهترین مکان برای پیشرفت و یادگیریه. شما به محض اینکه وارد شرکت میشین اگه خودتون پویا و فعال باشید به سرعت میتونید ارتقا شغلی پیدا کنید و پیشرفت. هر روز تجربه های جدید به دست بیارید و کلی مطلب یاد بگیرید. میتونم بگم این شرکت هم یه محل کاره هم مثل دانشگاهه. ولی بازم میگم بستگی به خودتون داره که چقدر تلاش داشته باشید. ارتباط دوستانه و صمیمی بین همکارا واقعا لذت بخشه. از بدو ورود احساس راحتی و صمیمیت میکنید با همه. من تو کامنتا خوندم که تاخیر حقوق داره، نمیگم نداشتیم، تاخیر داشتیم اما برای مدت کوتاهی، که بعد از یه تایمی دیگه به موقع و درست شد. بلاخره شرکت پروژه محور بود و برای همه شرکت های پروژه محور این مسئله تو یه بازه کوتاهی پیش میاد. اینو از تو تجربه کاریم تو شرکت های پروژه محور دیگه دارم میگم. اگه وارد این شرکت شدید فقط یه مسئله رو میتونم بهتون بگم "تلاش کنید" همین.
این شرکت با دو نام Dream Farm Agency و Dream Farm Studios فعالیت می کند. درآمد شرکت ها ارزی ست ولی پرداختی به کارمندان مقدار کمی ریال است. مدیرعامل بی نظمی و وجود کارهای سطح پایین و بیهوده در شرکت را نشانه خاص بودن و مزیت رقابتی شرکت می داند! مدیرعامل به شدت تحت تاثیر تعریف و تمجیدهای بیهوده قرار می گیرد بنابراین اکثر پرسنل ثابت این شرکت چاپلوس و چرب زبان در عین حال ناکارآمد هستند و تخصص خاصی ندارند. ****** حتی به زبان مادری(فارسی) مسلط نیست و در محاورات روزانه خود دچار مشکل است، اما اصرار دارد از کلمات انگلیسی در جملات خود استفاده کند و به نوعی دنبال خودنمایی ست! بسیار کنترل گر است و در تمام زمینه ها و کارها ادعا می کند. منابع انسانی خانم ف.ت بسیار دو به هم زن است، کوچکترین مسائل را تبدیل به مشکلات غیر قابل حل می کند و کلا سمت کارفرماست. با وعده های دروغ اقدام به استخدام نیرو می کند و هیچگونه تعهدی به حرف های خود ندارد. در مدت 6 ماهی که در این شرکت مشغول بودم متوجه شدم که استراتژی شرکت به سمت جذب نیروهای غیرحرفه ای و تازه کار رفته و مهم نیست اگر کار خاصی بلد نباشند، همین که بله چشم گو باشند کافیست. پروژه ها معمولا در دقایق پایانی روز کاری تعریف می شوند و انتظار دارند تا 10- 11 شب بمانی و کار کنی و این روند بارها اتفاق افتاده. قرارداد پایه کارگری می بندند و حقوق در دو مرحله واریز می شود، همچنین قرارداد حفظ محرمانگی می بندند و درخواست ارائه سفته سنگین دارند. باید در جلسات دوره ای طولانی که تماما بدون نتیجه و جمع بندی خاصی به پایان می رسند شرکت کنید، این جلسات محلی برای تعریف لطیفه های بی مزه و بیان ادعا ها و گنده گویی های بی اساس مدیرعامل است. تم و روحیه شرکت مذهبی ست، پوشیدن شال برای خانم ها اجباری ست و آقایان هم اجازه ندارند با لباس آستین کوتاه وارد شرکت شوند. در کل به هیچ عنوان ورود به این شرکت را توصیه نمی کنم. پیشنهاد می کنم به هیچ عنوان تحت تاثیر مزیت های رقابتی شرکت که هنگام استخدام بیان می شود قرار نگیرید که هیچ کدام صحت ندارند.
من مصاحبه انجام دادم و مورد مهم اینکه با خوندن نظرات دوستان در اینحا میخواستم منصرف بشم اما چیزی که اتفاق افتاد واقعا لذت بخش بود چه تو مصاحبه فنی چه در مصاحبه روانشناسی که واقعا تجربه خوبی بود در بین شرکت هایی که رفتم تو سازمان های بزرگ اینچنینی ممکن هست آدم هایی هم پیدا بشوند که سمی باشند و رفتارهاشون اذیت کننده باشه ولی نمیتونید این موارد به خصوص رو به کل سازمان بسط بدید . خالی از لطف نیستش که این نکته رو هم اضافه کنم که با بعضی از دوستان که اونجا در حال کار میباشند در لینکدین که صحبت کردم که نظرات مثبت این دوستان من رو از انصراف برای مصاحبه منصرف کرد جاداره از ****** بابت مصاحبه فنی و ****** و ***** در تیم روانشناسی و ****** از قسمت منابع انسانی بابت هماهنکی حرفه ای جلسات جذب تشکر ویژه کنم و امیدوارم به زودی زود بتونیم با هم همکاری داشته باشیم
برای من حقوقش بد نبود. یه پیشرفتی تو مسیر کاریم شد. قراردادها کوتاه مدته، حتی یه ماهه هم قرارداد میبندن که راحت بتونن بدون هیچ دردسری عذرت رو بخوان و بفرستنت بری. شب عیدی مثلا میگفتن دیگه نمیخوایمت. قراردادت هم تموم شده و تو کاری نمیتونی بکنی. ساعت رفت و آمد خیلی اهمیت داشت. حتی یه بازهای میگفتن اگه هشت و یک دقیقه برسی حق نداری بیای تو دیگه. برگرد خونه. ۵ عید هم که باید میرفتی سرکار. میشد نری، ولی از مرخصیت کم میشد. خروجی کارمند خیلی بالاست. من کمتر از یک سال اونجا بودم و خودشون یهو اومدن گفتن ما اصن همچین پوزیشنی نمیخوایم. اینکه میگن اگر زیرمجموعه یوریک باشی میندازت بیرون، راست میگن. سیستم مافیایی هست و عمو و برادرزاده مدام تو کشمکش بودن. کمکم هرکی رو که یوریک استخدام کرده بود، مینداختن بیرون. همین بچهها هر پروژهای رو شروع میکردن، ناتموم میموند، چون آرمیک نمیذاشت کسی از تیم یوریک کار کنه. یوریک هم بسته بود به درخت تمیش رو و همش کانادا بود. منابع انسانی نقش هویج رو داره. خوبیش فقط ناهار بود. یه سری تخفیف سی درصدی هم اون موقع میدادن برای تولدت، که اینقدر قیمت کت و شلوارها بالا بود که به کارت نمیومد. مخصوصا برای خانوما. کلا آدمهای بیسواد با زد و بند و پاچه خواری به درجههای بالا رسیده بودند، و اگر پارتی نداشتی بعد از یه مدت هم مینداختنت بیرون. حیف همچین مجموعهای، همچین مدیران ناتوانی داره.
مبینهاست شرکت خوبی نیست. مدیرعاملش میکرومنیج میکنه و تقریبا توی هر کاری دخالت میکنه و فکر میکنه خودش بهتر از همه صلاح امور رو میدونه. بدتر از همه دوستای ناجور مدیرعامل هستن که هر کدوم در یک پوزیشنی مسئول زجر دادن بقیه کارمندها هستن. هیچکس طولانیمدت نمیتونه اونجا بمونه چون همه اطلاع دارن که چه دیوونهخونهای درست کردن. مدیرعامل روزای اول سعی میکنه خودش رو آدم کول و باحالی نشون بده. فریب نخورید.
ساعت کاری و فشار کاری بسیار بالا جوری که کلا از زندگی شخصیتون دور میشین محیط و و پرسنل و مدیریت فروشگاه دنبال مسائل خاله زنکی و حاشیه درست کردن حقوق ها با تاخیر زیاد پرداخت میشه یا کلا از سر و تهش میزنن فرق گذاشتن بین نیروهایی که با پارتی وارد مجموعه شدن با کسایی که کلا هیچ کسی رو ندارن هیچ مزیت و بن ماهانه ای نداره ولی به اکثر شرکت ها بن میده ولی به پرسنل خودش هیچ مزیتی ارائه نمیده جدیدا که به همه تولید کنندگان بدهکاره و خیلی از فروشگاه ها جمع آوری شدن و احتمال ورشکستی داره شما با کار کردن در این مجموعه با کارکرد ساعت غیر استاندارد ۲۲۰ -۲۲۷ ، پایین ترین و حداقل ترین حقوق وزارت کار رو دریافت می کنید همین و هیچ مزیتی نداره.
سلام امروز یکی از همکارانم که معلم خرید خدمات با حقوق کم است گفت بدلیل مخارج زندگی در یکی از فروشگاه های افق کوروش در زاهدان مشغول کار شدم فکر کنم ۸ یا ۱۰ساعت در شبانه روز بهش گفتند حقوق ۶ وپانصد ولی موقع دریافت حقوق ۲وپانصد بهش دادند آدم دروغگویی هم نیست چرا افق همچین بدجنسایی دارد احتمالا به همین روش از خیلیا بیگاری میکشند و بعد طرف میره نکنید اینا از اجبار میان برای کار گول تبلیغاتتون میخورند. شاید فقط این فروشگاه اینکارو میکنه اگر سرپرست و مدیری از شرکت کوروش این پیام دید پیگیر حق همچین انسان هایی باشد ممنون
مپنا از هر نظر بی نظیره . محیط کار ارام .حقوق عالی - مزایا زیاد -پیشنهاد میکنم . مراحل جذب سخت هست . واقعا سخت . برای همین هست که اسمش مپنا هست
خیلی برام جالبه خیلی خیلی وقتی جو یه سازمان یا یه واحد مسموم باشه حتما بخاطر رفتارها و ادبیات و..که مدیران باهاشون مخالفت نکردن و کم کم تبدیل به عادت و قوانین نانوشته اون سازمان شده که قدیمیا بهش عمل میکنن و افراد جدید هم طی یکی دو روز متوجه این قوانین نانوشته خواهند شد سداد انقدر اوضاش خرابه انقد مسمومه که شرافت رو توی وجود ادما میکشه چرا اینو میگم؟ مثلا در واحد پشتیانی با ادمها جوری رفتار میکنن انگار دوران برده داریه اما هیچکس انقدر انسانیت و شرافت در وجودش نیست که بره حرفشو بزنه یا در کمترین سطح به خودش زحمت بده بیاد اینجا نظرشو ثبت کنه (اگر این سایت رو میشناسه) البته این یه واحدش بود بقیه هم همینن یه فساد مالی و اخلاقیهای شدیدی در سداد هست ولی کسی صداش در نمیاد چون یا داره میخوره یا ........ مورد داشتیم یکی از بچه های تیم که از نظر خانوادگی و مالی خیلی ضعیف بود اومده بود مشکل خونوادگیشو به یکی از به ظاهر دوستانش گفته بود....اون اقا هم که بویی که از شرافت نبرده بود رفته بود به چند نفر گفته بود و توی جلسه انتهای اسپرینت اون مشکل خونوادگی بصورت تمسخر امیز مطرح شده بود!!!!!!!!! وجالبتر اینکه اون خانم که رازشو گفته بود عین گرگ زخم خورده از اون به بعد زیراب همه رو میزد و مدیر کییییییییییییف میکرد از این روند.حتی خودش هیزم میریخت توی اتیش یه ادمایی توی سداد مدیر میشن که جاهای دیگه جونیور محسوب میشن
خلاصه مطلب: اگر آینده نگر هستید مفید شرکت مناسبی برای شما نیست. سیاست شرکت مفید به شکلی هست که رقابت مابین تیم های درون سازمانی بوجود می آورد. متاسفانه از زمان جدایی مهندس خسروی از تیم مفید و تشکیل کارگروه مدیریتی به جای ایشان، مفید نتوانسته است از پس مشکلات بخش فنی بربیاید. جدای از اینکه این موضوع چه تاثیری در منافع مفید دارد، عرصه را برای تیم های فنی به تنگ آورده است. جذب نیروهای ضعیف به اسم سنیور، پروژه های موازی و عمدتاً بلااستفاده، عدم هماهنگی و همکاری مابین تیم ها، پاسخگو نبودن مدیران به هر اعتراضی، زیرساخت ضعیف، مقابله با تغییر و از دست دادن آسان مهره های کلیدی پروژه ها از جمله مشکلات بزرگی است که این شرکت با آن دست به گریبان است. مفید خانواده ای مدیریت می شود و کارکنان به هیچ عنوان امکان رشد در آن را ندارند. به این معنی که اگر میخواهید روزی مدیر شوید، در مفید هرگز به آرزوی خود نخواهید رسید. من به عنوان توسعه دهنده بکاند با یکی از تیم های اصلی شرکت مفید همکاری داشتم. تیمی که من در ان حضور داشتم تیم منسجم و خوبی بود اما به علت مدیریت نادرست، پروژه آن به نتیجه نمیرسید. امکان رشد در مفید برای من فراهم نبود و به همین سبب تصمیم به جدایی از آنها را گرفتم. شما اگر کلیدی ترین توسعه دهنده مفید هم باشید، آنها به هیچ عنوان قدر شما را نمی دانند و زمانی که قصد جدایی داشته باشید با این دیالوگ تلخ مواجه میشوید : «اگر استعفا دهی دیگر هیچ گاه نمیتوانی بازگردی!». جدای از اینکه این دیالوگ از غرور کاذب مجموعه مفید نشات میگیرد، اما واقعیت این است که هیچ توسعه دهنده ای آرزوی همکاری با مفید را ندارد. ساختمان اصلی مفید یک مدرسه پسرانه است. یعنی هیچ جنس مونثی از در ساختمان وارد نمیشود (کمی اغراق کردم :D). اگر شما سیگار میکشید در مفید جذب نخواهید شد. اگر مذهبی نیستید مفید برای شما جای مناسبی نیست. موی بلندی دارید؟ یا کوتاه میکنید یا موقعیت شغلی به شما پیشنهاد نمیشود. در بورس کار میکنید؟ باید بورس را کنار بگذارید. باید صبح زود سرکار بیایید والا ازصبحانه خبری نیست و کسر کار هم میخورید. علاقمند به اضافه کاری هستید؟ بله مفید پذیرای اضافه کاری شماست اما به صورت رایگان. امنیت شغلی میخواهید؟ مفید امنیت شغلی به شما میدهد اما آرامش روانی ندارید! در کل به جمله اولم باز میگردم. مفید شرکتی نیست که بخواهید برنامه چندین ساله برای همکاری با آن داشته باشید. تنها ایستگاهی موقتی است تا به شرکت دیگری با مزایای بهتر و آرامش ذهنی برسید. گواه این گفته من میانگین همکاری توسعه دهندگان مفید است که به یک سال نمیرسد.
فرصت یادگیری و پیشرفت زیادی داره. خیلی سنتی هست و اکثرا در این شرکت فامیل و از اقوام مدیرعامل هستند ، در هر بخش یکی از فامیل ها مسئولیت رو به عهده گرفته و جرات نمیکنی انتقادی داشته باشی. پایه حقوق بسیار کمی داره. جلسات زیاد و بدون نتیجه. عملکرد منابع انسانی بشدت ضعیف هست. سفته با مبلغ بالا برای شروع کار گرفته میشه
پایه حقوق کم و هرکسی هرکاری دلش خواست بدون هماهنگی با مسئول اون بخش انجام میده. محیط صمیمی داره ولی کارها بشدت بی برنامه هست و تعداد پروژه های زیادی رو بدون برنامه ریزی هندل میکنن. یهو ساعت 6 عصر میگن فردا ساعت 9 صبح دمو هست و یسری فیچر باید اضافه بشه. در رابطه با حقوق هیچ برنامه ای از نظر سطح بندی اشخاص ندارن و به یکی که سابقه کار زیاد با تخصص زیاد و علم بیشتر داره همون قدر حقوق داده میشه که به یک نفر در حال آموزش هست. معمولا به خانوم ها حقوق کمتر میده حتی اگه لول خیلی بالایی هم داشته باشن. سنوات ندارن ، اگه زودتر از قرارداد استعفا بدی هم هیچی بهت تعلق نمیگیره