در این شرکت، رفتار مدیران با کارمندان تازه وارد و بیتجربه به شکلی مغرورانه و بیرحمانه است، و حقوق پخش به موقعی ندارد و ارزشی برای نیروهای انسانی قائل نیستند. به نظر میرسد که پرداختهای منظم و منصفانهای وجود ندارد. پیشنهاد میکنم به آنجا نروید چون کار سنگین و بیسروسامان زیادی از شما انتظار میرود. در نتیجه تجربه من از این کار اصلا رضایتبخش نبود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
پس از اینکه با ایرانیکارت قرارداد میبندم، حقوق ثابت میگیرم و علاوه بر آن پاداش یا کارانهای که بهخوبی روی کاغذ نمیآید برای من مشخص میشود. در واقع بخش دوم قرارداد به هیچ وجه قید نمیشود و هنگام تسویه فقط مبلغ حقوق ثابت واریز میشود و دستاوردهای من انگار هیچ زحمتی نبودند. مدیر منابع انسانی هم تنها با صدای بلند پاسخ میدهد. مرخصیهای باقیمانده یا کارهای انجامشده در دورهای که حضور داشتم به رسمیت شناخته نمیشود و انگار شرکتی که سیستم مالی جهان را دور میزند، برای کارمند بودن معنایی ندارد. واقعا از این وضع تعجب میکنم و ناامید میشوم.
چندسالیش رفتم شرکتشون 45دقیقه منتظر شدم تا مصاحبه شروع بشه...2بار به منشی گفتم اگر جلسه دارند یا تاخیر داره من بیش از این تمایل به منتظر موندن ندارم گفتند نه الان میان الان میان اومدن اولین سوال این بود که Life Cycle در mvc رو کامل نام ببر و توضیح بده....گفتم 3 مرحله اولشو میگم و توضیح میدم ولی من این جور چیزارو حفظ نمیکنم....چنان با تعجب نگاه کرد و بهش برخورد انگار بدوبیراه گفتم سوالات بعدی هم همه تعوری و مزخرف تمام افتخارشون اینه بچه های شریف هستند از سوالاشونم لول کاریشون مشخصه هر مرحله از lifecyle 25صدم اون زمان فکر میکردم باید سریع کار پیدا میکردم که رفتم هم چین جای درپیتی...پروژه هاشون رو توو سایتشون ببینید برا دوره قاجاره...ولی الان ماهها بیکار باشم همچین جاهایی پا نمیذارم
اقای گویا با من مصاحبه کرد در شعبه تهران.....2دقیقه از شروع مصاحبه نگذشته بود که 2نفر اومدن گفتن اینجا قراره جلسه برگزار بشه.رفتیم 2طبقه پایینتر و مجدد..... اوج هماهنگی!!!! با ماژیک رو شیشه میز سناریو مطرح میکردند و من باید جواب میدادم خیلی خوشم اومد ولی هر جوابی میدادم دو دقیقه توی چشام زل میزدن که مطمنی؟؟؟؟؟؟؟ مگه بازجوییه؟ مثلا یکی از سوالات درمورد finally در try-catch بود گفتم در هرصورت اجرا میشه گفتن مطمنی؟اگر exceptionبده اجرا نمیشه ها که گفتم چرا میشه...دودقیقه نگاه کردند و رفتند سوال بعدی اخر جلسه گفتند کارهای عملیاتی هم انجام میدید گفتم دوست دارم یاد بگیرم هرچند وظیفه برنامه نویس نیس...حقوق رو پرسیدند و خدافظی یک هفته گذشت خبری نشد با منابع انسانی تماس گرفتم با لحن خیلی بدی گفتند امکان نداره بعد3روز نتیجه ایمیل میشه گفتم نشده...قطع کردند...تماس گرفتند گفتند رد شدید تق گوشیو گذاشتند اقای گویا یه مورد از هزاران موردی که به من القا کردید اشتباه دارم جواب میدمو بخونید بلکم یه چیزی یاد بگیرید https://www.csharptutorial.net/csharp-tutorial/csharp-try-catch-finally/ اول واقعا ناراحت شدم چون به این شغل احتیاج داشتم ولی انقد درمورد باندبازی و دوستو فامیل بازیش شنیدم که خوشحالم که نشد
خواستم تجربیاتی که داشتم رو بگم تا مثل من و باقی افراد اذیت نشید و زمانتون از بین نره اول که به این شرکت رفتم با مدیر شرکت صحبت کردم فکر کردم محیط خوبیه و واقعا تیم حرفه ای دور هم هستن (چون سطح ادب و علم مدیر بالاست )ولی بعد از مدتی فهمیدم اصلا چیزی که فکر میکردم نیست بلکه بدتر هم هست اگر زمان برای شما اهمیت نداره و بعد از یه مدتی برید و بعد بهانه های الکی بیارن و بگن متاسفیم به این شرکت برید به نظرم تنها چیزی که این شرکت باید داشته باشید روابط هست غیر اون به تخصص نگاهی نمیکنن دقیقا حرف همین خانمی که گفتند نگاه ها عوض میشه رو تایید میکنم و اول همه خوبن ولی بعدش همه چیز عوض میشه و از شما انتظار دارند راهی که خودشون چند ساله رفتن رو تو مدت کم برید. متاسفانه چیزی که خیلی هم اذیت میکنه دو رو بودن افراد هست که جلوی و پشت شما حرفها فرق میکنه و خاله زنک هستند و این مشهود هست دوره های آموزشی که میذارن بیشتر شبیه رفع اشکال هست و افرادی که تو اون ویدئو های ضبط شده هستن حداقل چند سالی اونجا کار میکنند ولی هنوز کارهای ساده رو هم بلد نیستن ولی از شما انتظار شق القمر میکنند به نظرم این شرکت اون چیزی که نمایش میدن نیست و گول تبلیغات وبسایت و اینستاگرامشون و ... رو نخورین. ولی اگه فکر میکنید خیلی به کار هم احتیاج دارید و فکر میکنید من یا کسایی که نظر میدن الکی میگیم، میتونید امتحان کنید. در ضمن اون افرادی هم که از قدیم موندن به غیر چند نفر متخصص، که حتما شرایط بهتری در بیرون پیدا نکردن، بقیه فقط به خاطر قدیمی بودن و روابطی که پیدا کردن ماندگار شدن و در عمل بیسواد هستن و فقط میخوان جایگاهشون رو حفظ کنند امیدوارم تجربیاتم به دردتون بخوره
امیدوارم تو همچبن جاهای کار نکنید که عقب گرده عمرتون هدر میره زمانتون از قدیم گفتن به فکر نون باش که خربزه آبه اگر خوب باشی اخراجی فیلم بازی نکنی اخراجی پاچه خواری نکنی ، رک میگن ادم بفروش و من همه این کارا رو کردم و بعد یه عمر ترفیع گرفتم و با حقوق کارگر ساده بدون عزت نفس ، خوار پیش همکاران تو سایتا دنبال کار
دقیقا با نظرات دوستان درمورد فساد اخلاقی و مالی - رانت و باند و رابطه ای بودن همه مساعل موافقم شما اگر بخای بچه های عملیات کاری برات بکنند باید باهاشون دوست باشی مثلا اگر دوست باشی 200تا رکوردی که در دیتابیس اصلی خورده پاک میشه اما اگر نباشی نامه ای که زدیو پشت گوش میندازن وام کجا بود؟دیدن نظرات منفی زیاد شده گفتن بیایم 4تا کامنت دروعی مثبت بذاریم.من دوساله در سداد هستم هنوز حتی نمیتونم فرم پر کنم برای وام چون n نفر توی صف هستند چرا دروغ میگید؟ کجا حقوقها تا 60درصد زیاد شده؟ اگر به این خوبیه که میگید چرا همه رفتن و دارن میرن؟چرا برای نگه داشتن اونایی که الان استعفا میدن پیشنهاد حقوقی بالاتر میدید؟چون کسی نمونده...البته بازم نه 60درصد اره میتونی بری پیش hrو معاونت حرف بزنی ولی راپورتتو میدن و بعدش باید استعفا بدی از نظر فنی و محیط کاری به هیچ وجه پیشنهاد نمیکنم.خودمم دنبال کارای مهاجرتم که جامو عوض نمیکنم
شرکت گروه صنعتی ظفران را تجربه کردم و توضیح میدهم که چگونه بود. رئیس شرکت با تصمیمگیریهای صرفا مندرونی و بدون رعایت اصول و قواعد مشخص عمل میکند و این رفتارها به نظر میرسید که تنها به سلیقه او بستگی دارد، حتی گاهی به قیمت نقض اصول فیزیکی هم اجرایی میشدند. اکثر مدیران ارشد به نظر بیسواد و چاپلوس میآمدند و برخی همسالان قدیمی در شرکت به نوعی گروهی مافیایی تشکیل دادهاند و اطراف را برای گفتن حرفهای بیپایه در مورد دیگران میدانند. از نکتههای دیگر این مجموعه، این بود که به دلیل داراییهای بالای رئیس، مشکلات مالی سادگی حل میشود اما سایر مشکلات سازمانی تنها به نمایش صورت مسئله بسنده میکنند و به تصمیمات واقعی حل نمیشوند. فرصتهای رشد در اینجا وجود ندارد؛ به نظر میرسید ساختار طبقهبندی مشخصی برای جایگاهها وجود ندارد. ممکن است به عنوان کارمند اداری یا مالی جذب شوید اما در طول کار، کارهای متفرقه و شخصی زیادی هم به شما محول میشود که باید به آنها پاسخ دهید وگرنه ممکن است با مشکلات روبرو شوید. در این محیط، حس همدلی از مدیران نسبت به کارکنان کم است و هر مدیری میتواند کارمند همواحدی را بازخواست کند یا وظیفهای را به او محول نماید.
مشکل اصلی سفیر مدیریت منابع انسانیه. این کار علمی انجام نمیشه و مدیر منابع انسانی عملا کاری انجام نمیده و بود و نبودش فرقی نداره. فقط دو سه نفر از مدیران ارشد سرشون به تنشون میارزه بقیه واقعا ول معطلن. اگر قصد کار تو سفیر رو دارید شرایطش اکی هست ولی اول ببینید مدیر ارشدتون کیه. اگر شایقی، نصیری و نوروزیه بودن حتما توصیه میکنم کارو شروع کنید. این سه نفر علم و دانش تخصصی بالایی دارن و به پرسنل امکان رشد میدن. اگر کس دیگه بود وقت خودتون رو تلف نکنید.
تجربه حدود دو سال کار توی این شرکت رو دارم و تجربیات مثبت و منفیم رو میگم تا شاید کمکی به بقیه بکنه. من به عنوان یه ادم بی سابقه وارد این شرکت شدم و با این وجود هیچ اموزشی برای من نذاشتن تا تجهیزی که تولید میکنن(برج خنک کن) رو توضیح و یاد بدن با اینکه من به عنوان کارشناس مهندسی استخدام شدم ولی انتظار بر این بود که کارهای زیادی که برام تعریف میکردن رو به خوبی انجام بدم. شرکت اصلا پایدار نیس و نمیدونی این مدیر یا همکاری که داری باهاش کار میکنی چه مدت دیگه توی شرکت هست و عموما نیروها هر شش ماه از شرکت میرن و افراد جدیدی میان که عمدتا هم گول ظاهر شیک و حرفای رویا پردازانه در هنگام مصاحبه رو میخورن. هیچ وقت نمیدونی حقوق بعدی ای که قراره بگیری کی هستش و حتی ایا درست و کامل دریافت میکنی یا نه! توی یکی از مهم ترین قسمت های شرکت که واحد مالیش هستش ادمای بسیار غیر حرفه و کارنابلدی هستن که اگر یکبار اشتباه نکنن باید تعجب کنید. هیچگونه اضافه کاری این بهت نمیدن درحالی که جلسات عموما بعد تایم کاریه و حتی انتظارشون اینه یدون دریافتی اضافه کار وایستی. میتونست خیلی شرکت خوبی باشه برای کار کردن چون پروژه های زیاد و خوبی داره و درامدشم بسیار خوبه ولی متاسفانه اینطور نیست.
در کار با این شرکت، نکات منفی زیادی دیدم که ترجیح میدهم بهطور روشن بیان کنم. یکی از معایب اینجا این است که قراردادی با شرکت منعقد نمیکنید و تنها موظف به امضای توافق محرمانگی میشوید؛ بنابراین اگر با شرکت دچار اختلاف شوید، احتمال سست بودن پایبندی به تعهدات و عدم حمایت واقعی از حقوقتان وجود دارد. اضافهکاری وجود ندارد، اما حجم کارهای محولشده همواره از یک زمان عادی فراتر میرود و منافع مالی مشخصی برای این زمان اضافی نصیب من نمیشود و به زندگی شخصیام آسیب میزند. نکته دیگر این است که ابر زس با ابر ایران همکاری میکند و در پروژههای دولتی نیز دست دارد؛ این ممکن است در آینده به محدودیتها یا موانعی مانند تحریم یا محدودیتهای اقتصادی منجر شود و احتمال ایجاد مسائلی مثل ممنوعالخروج یا ممنوعالورود وجود دارد. در عین حال، مزایای این تجربه را هم میتوان دید: صبحانه و ناهار در محل کار فراهم است، حقوق بهموقع در پایان هر ماه واریز میشود، و محیط کار بهوضوح صمیمی و دوستانه است.
من همیشه از بودن در کنار مجموعه دبش احساس افتخار میکنم چون با وجود سرمایهای که خدا و همت همکاران راهاندازی شد، اینجا باوجود فشارهای بیرونی، به جای خروج سرمایه و راهاندازی کارخانهها در خارج از کشور، تصمیم گرفتهاند تا مردم خودمان از بهترین چای استفاده کنند. نیروهای زیادی از کشاورز تا مهندس و پزشک و راننده و کارمند در این راه با عشق کار میکنند و روزیشان را از این برند میگیرند؛ این دقیقا واقعیتی است که احساس میکنم و نه رویاپردازی. تجربهام نشان میدهد که مدیران و افراد مجموعه با احترام به مشتری و کارگر، تلاش میکنند محصولی با کیفیت ارائه دهند و از این اعتبار بهرهمند باشند.
شرکت اریا بنیز به جرات میشه گفت جز انگاشت شمار شرکتایی هستش که از منشی گرفته تا مهندساش و حتی بعضی از مدیراش(عموم مدیرای سابقش) از شرایط کاری و حقوقی ناراضی هستند. شما اگه هر شش ماه بری به شرکت سر بزنی به جرات میشه گفت بالای ۶۰ درصد نیروها رو نمیشناسی چون همشون جدیدا و نکته جالبه اینه که مدیر عامل شرکت اقای یعقوبی با افتخار میگن که رفتن نیروها از شرکت نه تنها بد نیس بلکه خیلیم خوبه چون میرن یه جورایی سفیر شرکت اریابنیز میشن توی شرکتای دیگه و برند اریابنیز رو تبلیغ میکنن :)) حالا بماند که اکثریت افرادی که از شرکت جدا میشن کارشون به دعوا و شکایت میرسه. از حق نگذریم ادمای خوب هم توی این شرکت بودن مثلا مدیر مهندسی سابق ولی خو متاسفانه این شرکت با بی لیاقتی کامل هیچ کدومشون رو نتونست حقظ کنه. حقوق ها با تاخیر بغضا زیاد پرداخت میشه و هیچ وقت هیچکس پاسخ گو نیس حتی یه عذر خواهی ساده هم نمیکنن و بعضا متاسفانه نیرو هارو خر فرض میکنن، مثلا حقوق بهمن پارسال رو پنج فروردین با کلی دعوا پرداخت کردن و توجیهشون این بود که بانک اشتباه کرده، انقدر وجدان و شعورم نداشتن که بگن شب عیده و ادمای نیاز به پول دارن اونم موقعی که دو ماهه دریافتی نداشتن و به دروغ تا ۲۸ اسفند میگفتن داریم پرداخت میکنیم پیامکش براتون میاد. خلاصه این شرکت اینه یه شرکت کوچیک با توهم خود بزرگ پنداری
مسخره ترین شرکت که باهاش کار کردم دو سه ماه اول فقط قربون صدقت میرن بعدش چند وقت که کارشون انجام بدی میرن تو کارت فقط و فقط شواف دارن پشت به پشت جلسه جلسه جلسه جلسه ارتقای فنی درون تیمی و برون تیمی صفر روزی که رفتم اونجا گفتند ما سرانه اموزش داریم که فقط اراجیف بود یه ساعت نداشتن اموزش زیر صفر صداقت داشته باشین زیراب تون خوشگل میخوره (خود مدیرتون استاد زیراب زنی چون نونش زیرابا زنیه) فقط به آشمال ها و زیراب زن ها بها میدن یه چهار ماهی هست دارم نفس میکشم از اون .....دونی اومدم بیرون همه جا شرکت دوربین گذاشتن دست کنی دماغت میفهمن یه چیز خیلی بدش هم پیشنهاد های ..... شرمنده دیگه برای افراد مجرد اصلا پیشنهاد نمیکنم
در بدو ورود و کاراموزی یه مدیر دارن به اسم ****** که یدونه نیرو هم داره ****** که اولش خیلی خوب برخورد میکنه و این داستانا بعد از رفتارها و نگاهای آزار دهنده به صورت مستقیم و با احترام با ***** به گفتگو پرداختم ازش خواستم تا این رفتار را ترک کند اما متاسفانه خلاف برخورد اولیش ******. . . من که در سطح کاراموزی بودم و فرار کردم اما محیط غیر حرفه ای خیلی مشهود بود
باورم نمیشد که توی ایرانیکارت کار کنم و مدت کوتاهی بعد تصمیم گرفتم همکاری را قطع کنم. مسیر کار همچنان خوب پیش میرفت، اما اضافهکاری اجباری بود و صبحانه و ناهار ارائه نمیشد. از نظر ترکیب تیم، افراد زیادی از خانوادههای مدیران در شرکت حضور دارند؛ خواهر، مادر و برادر مدیرعامل، مدیر داخلی و همسر او و دو برادر همسرشان، مدیر افراک و همسر او، مدیر بخش کارتها و همسرش در بخش دیگر، همچنین دخترعمهها و دوستانی از دانشگاه آزاد که همه در یک ورودی هستند. به طور کلی حس میکنم شرکت خانوادگی است و اغلب افراد با آشنایان نزدیک و دور نسبت به هم پیوند دارند؛ محیط حرفهای و مبتنی بر شایستهسالاری چندان دیده نمیشود، بیشتر بر پایه تعارف و تشریفات خانوادگی بنا شده تا معیارهای حرفهای و شایستهگزینی.
در پایان دورههای مپصا انتظار داشتم با تلاش و سرمایهای که صرف کردم به جایگاه بهتری دست پیدا کنم، اما به واقعیت آنچه نصیبام شد چیزی نبود که انتظارش را داشتم و حتی از جایگاهی که هماکنون در آن بودم هم فاصله گرفتم. برگزاری کلاسها بینظم و بیبرنامه بود و به سطح یادگیری من یا خروجی دوره اهمیت چندانی داده نمیشد.
در محیطی دوستانه و منظم کار میکردم که الهامبخش و پر از چالش بود. فرصت خوبی داشتم تا دانشم را در زمینه ERP گسترش دهم و تجربهای ارزشمند در ABAP به دست آورم. به əlavə باید بگویم که این شرکت دانشبنیان است و امکان گرفتن امریه در آن وجود دارد.
تا به حال هیچ شرکتی به اندازه ایران تلنت تجربهی دلچسب و پرحرارتی برای من فراهم نکرده بود. وقتی پنج سال پیش وارد این مجموعه شدم، فضای کار برای من خیلی روشن و جوانپسند و پر از انرژی بود. به پرسنل احترام میگذاشتن و آزادی عمل رو با منطق سازمانی تلفیق میکردن. فرصتهای یادگیری و رشد قابل توجه بود و هرچقدر سابقهام کم بود، با وجود اسم ایران تلنت در رزومهام، فرصتهای مصاحبه معتبر از سوی شرکتهای مناسب برای من باز میشد. این موضوع به من کمک کرد تا در مسیر شغلیم نسبت به سایرین، حرفهایتر و با تسلط بیشتری روی سیستمهای شرکت حرکت کنم. با این حال، همه چیز هم ایدهآل نبود. جلسات بینتیجه و گاهگداری طولانی وجود داشت، و گاهی مدیریت واحدها به خصوص در گزینش افراد دچار ضعف میشد. اختلاف حقوق بین کارکنان، نه صرفا بر اساس سمت، بلکه گاهی به سلیقه مدیران بالا بود و این باعث میشد حس برابری کمتری احساس کنم. با وجود این تفاوتها، معمولا نگه داشتن افراد بستگی به رضایت مدیران داشت و اگر با آنها همسو نبودی، مسیر ادامه همکاری ممکن بود با خداحافظی همراه شود، نه لزوما بر مبنای KPI و عملکرد. در عین حال، قدرتمند بودن در حضور و ارتباط با مدیران و نشان دادن حسن نیت، به شکل مداوم اهمیت داشت و چاپلوسی گاهی نقش مهمی ایفا میکرد. با وجود تمام این نکات، همچنان معتقد بودم که ایران تلنت یکی از بهترین تجربههای کاری من است؛ به خاطر جو جشنها، هدایا و اتفاقات تفریحی که برای کارمندان برگزار میشد و منابعی که با صداقت و بهموقع در اختیار افراد قرار میگرفت. قراردادهای کاری همواره بهروز بوده و برگههای تمدید هر سه ماه یکبار به من ارائه میشد.
شرکتی با فضای بزرگ و شیک و طراحی مدرن هستش که پروژه های نسبتا زیاد و خوبی داره ولی همیشه پروژه ها با تاخیر زیادی انجام میشن و هیچ نظمی در انجامش وجود نداره، با وجود اینکه درصد دریافت پیش پرداخت پروژه ها نسبتا بالاست اما هیچ وقت این شرکت خودشو ملزم ندونسته که نیروها باید به موقع حقوقشونو دریافت کنن و اگر اعتراضی هم کنید به سرعت یه جلسه تشکیل میدن که مدیرعامل میاد مهملاتی همچون اینکه شما دارید توی یه برند کار میکنید و قدر صندلی ای که روش نشستیت رو نمیدونید و میان پنج تا فاکتور معرفی میکنن که اینا باید برای کارمند اصل باشه واگر اینا براش اصل و مهم نباشه همه حرفاش از اعتبار ساقطه و صرفا غر محسوب میشه که توی این پنج تا فاکتور نه حقوق و دستمزد وجود داره نه هیچ جنبه مالی ای، عملا دیدشون اینه شما نباید برای پول کار کنید. شرکت به دو دسته مدیر ارشد و کارشناس تقسیم میشه و عملا کارشناس ارشد و سرپرست و یا مدیر بخشی وجود نداره و حتی به جرات میشه گفت تعداد مدیرها از کارشناس ها هم بیشتره! بیشتر نیرو موقع اتمام همکاری با این شرکت مجبور میشن برن شکایت کنن چون شرکت طلب رو انقدر میپیچونه تا مجبور به شکایت شی و زیر شش ماه چیزی دریافت نمیکنی. عجیبه با وجود این همه شکایت بیمه هیچ کاری نمیکنه و باعث میشه این شرکتا هر روز پررو تر بشن و حق نیروها رو بخورن.
در این شرکت، رفتار مدیران با کارمندان تازه وارد و بیتجربه به شکلی مغرورانه و بیرحمانه است، و حقوق پخش به موقعی ندارد و ارزشی برای نیروهای انسانی قائل نیستند. به نظر میرسد که پرداختهای منظم و منصفانهای وجود ندارد. پیشنهاد میکنم به آنجا نروید چون کار سنگین و بیسروسامان زیادی از شما انتظار میرود. در نتیجه تجربه من از این کار اصلا رضایتبخش نبود.
پس از اینکه با ایرانیکارت قرارداد میبندم، حقوق ثابت میگیرم و علاوه بر آن پاداش یا کارانهای که بهخوبی روی کاغذ نمیآید برای من مشخص میشود. در واقع بخش دوم قرارداد به هیچ وجه قید نمیشود و هنگام تسویه فقط مبلغ حقوق ثابت واریز میشود و دستاوردهای من انگار هیچ زحمتی نبودند. مدیر منابع انسانی هم تنها با صدای بلند پاسخ میدهد. مرخصیهای باقیمانده یا کارهای انجامشده در دورهای که حضور داشتم به رسمیت شناخته نمیشود و انگار شرکتی که سیستم مالی جهان را دور میزند، برای کارمند بودن معنایی ندارد. واقعا از این وضع تعجب میکنم و ناامید میشوم.
چندسالیش رفتم شرکتشون 45دقیقه منتظر شدم تا مصاحبه شروع بشه...2بار به منشی گفتم اگر جلسه دارند یا تاخیر داره من بیش از این تمایل به منتظر موندن ندارم گفتند نه الان میان الان میان اومدن اولین سوال این بود که Life Cycle در mvc رو کامل نام ببر و توضیح بده....گفتم 3 مرحله اولشو میگم و توضیح میدم ولی من این جور چیزارو حفظ نمیکنم....چنان با تعجب نگاه کرد و بهش برخورد انگار بدوبیراه گفتم سوالات بعدی هم همه تعوری و مزخرف تمام افتخارشون اینه بچه های شریف هستند از سوالاشونم لول کاریشون مشخصه هر مرحله از lifecyle 25صدم اون زمان فکر میکردم باید سریع کار پیدا میکردم که رفتم هم چین جای درپیتی...پروژه هاشون رو توو سایتشون ببینید برا دوره قاجاره...ولی الان ماهها بیکار باشم همچین جاهایی پا نمیذارم
اقای گویا با من مصاحبه کرد در شعبه تهران.....2دقیقه از شروع مصاحبه نگذشته بود که 2نفر اومدن گفتن اینجا قراره جلسه برگزار بشه.رفتیم 2طبقه پایینتر و مجدد..... اوج هماهنگی!!!! با ماژیک رو شیشه میز سناریو مطرح میکردند و من باید جواب میدادم خیلی خوشم اومد ولی هر جوابی میدادم دو دقیقه توی چشام زل میزدن که مطمنی؟؟؟؟؟؟؟ مگه بازجوییه؟ مثلا یکی از سوالات درمورد finally در try-catch بود گفتم در هرصورت اجرا میشه گفتن مطمنی؟اگر exceptionبده اجرا نمیشه ها که گفتم چرا میشه...دودقیقه نگاه کردند و رفتند سوال بعدی اخر جلسه گفتند کارهای عملیاتی هم انجام میدید گفتم دوست دارم یاد بگیرم هرچند وظیفه برنامه نویس نیس...حقوق رو پرسیدند و خدافظی یک هفته گذشت خبری نشد با منابع انسانی تماس گرفتم با لحن خیلی بدی گفتند امکان نداره بعد3روز نتیجه ایمیل میشه گفتم نشده...قطع کردند...تماس گرفتند گفتند رد شدید تق گوشیو گذاشتند اقای گویا یه مورد از هزاران موردی که به من القا کردید اشتباه دارم جواب میدمو بخونید بلکم یه چیزی یاد بگیرید https://www.csharptutorial.net/csharp-tutorial/csharp-try-catch-finally/ اول واقعا ناراحت شدم چون به این شغل احتیاج داشتم ولی انقد درمورد باندبازی و دوستو فامیل بازیش شنیدم که خوشحالم که نشد
خواستم تجربیاتی که داشتم رو بگم تا مثل من و باقی افراد اذیت نشید و زمانتون از بین نره اول که به این شرکت رفتم با مدیر شرکت صحبت کردم فکر کردم محیط خوبیه و واقعا تیم حرفه ای دور هم هستن (چون سطح ادب و علم مدیر بالاست )ولی بعد از مدتی فهمیدم اصلا چیزی که فکر میکردم نیست بلکه بدتر هم هست اگر زمان برای شما اهمیت نداره و بعد از یه مدتی برید و بعد بهانه های الکی بیارن و بگن متاسفیم به این شرکت برید به نظرم تنها چیزی که این شرکت باید داشته باشید روابط هست غیر اون به تخصص نگاهی نمیکنن دقیقا حرف همین خانمی که گفتند نگاه ها عوض میشه رو تایید میکنم و اول همه خوبن ولی بعدش همه چیز عوض میشه و از شما انتظار دارند راهی که خودشون چند ساله رفتن رو تو مدت کم برید. متاسفانه چیزی که خیلی هم اذیت میکنه دو رو بودن افراد هست که جلوی و پشت شما حرفها فرق میکنه و خاله زنک هستند و این مشهود هست دوره های آموزشی که میذارن بیشتر شبیه رفع اشکال هست و افرادی که تو اون ویدئو های ضبط شده هستن حداقل چند سالی اونجا کار میکنند ولی هنوز کارهای ساده رو هم بلد نیستن ولی از شما انتظار شق القمر میکنند به نظرم این شرکت اون چیزی که نمایش میدن نیست و گول تبلیغات وبسایت و اینستاگرامشون و ... رو نخورین. ولی اگه فکر میکنید خیلی به کار هم احتیاج دارید و فکر میکنید من یا کسایی که نظر میدن الکی میگیم، میتونید امتحان کنید. در ضمن اون افرادی هم که از قدیم موندن به غیر چند نفر متخصص، که حتما شرایط بهتری در بیرون پیدا نکردن، بقیه فقط به خاطر قدیمی بودن و روابطی که پیدا کردن ماندگار شدن و در عمل بیسواد هستن و فقط میخوان جایگاهشون رو حفظ کنند امیدوارم تجربیاتم به دردتون بخوره
امیدوارم تو همچبن جاهای کار نکنید که عقب گرده عمرتون هدر میره زمانتون از قدیم گفتن به فکر نون باش که خربزه آبه اگر خوب باشی اخراجی فیلم بازی نکنی اخراجی پاچه خواری نکنی ، رک میگن ادم بفروش و من همه این کارا رو کردم و بعد یه عمر ترفیع گرفتم و با حقوق کارگر ساده بدون عزت نفس ، خوار پیش همکاران تو سایتا دنبال کار
دقیقا با نظرات دوستان درمورد فساد اخلاقی و مالی - رانت و باند و رابطه ای بودن همه مساعل موافقم شما اگر بخای بچه های عملیات کاری برات بکنند باید باهاشون دوست باشی مثلا اگر دوست باشی 200تا رکوردی که در دیتابیس اصلی خورده پاک میشه اما اگر نباشی نامه ای که زدیو پشت گوش میندازن وام کجا بود؟دیدن نظرات منفی زیاد شده گفتن بیایم 4تا کامنت دروعی مثبت بذاریم.من دوساله در سداد هستم هنوز حتی نمیتونم فرم پر کنم برای وام چون n نفر توی صف هستند چرا دروغ میگید؟ کجا حقوقها تا 60درصد زیاد شده؟ اگر به این خوبیه که میگید چرا همه رفتن و دارن میرن؟چرا برای نگه داشتن اونایی که الان استعفا میدن پیشنهاد حقوقی بالاتر میدید؟چون کسی نمونده...البته بازم نه 60درصد اره میتونی بری پیش hrو معاونت حرف بزنی ولی راپورتتو میدن و بعدش باید استعفا بدی از نظر فنی و محیط کاری به هیچ وجه پیشنهاد نمیکنم.خودمم دنبال کارای مهاجرتم که جامو عوض نمیکنم
شرکت گروه صنعتی ظفران را تجربه کردم و توضیح میدهم که چگونه بود. رئیس شرکت با تصمیمگیریهای صرفا مندرونی و بدون رعایت اصول و قواعد مشخص عمل میکند و این رفتارها به نظر میرسید که تنها به سلیقه او بستگی دارد، حتی گاهی به قیمت نقض اصول فیزیکی هم اجرایی میشدند. اکثر مدیران ارشد به نظر بیسواد و چاپلوس میآمدند و برخی همسالان قدیمی در شرکت به نوعی گروهی مافیایی تشکیل دادهاند و اطراف را برای گفتن حرفهای بیپایه در مورد دیگران میدانند. از نکتههای دیگر این مجموعه، این بود که به دلیل داراییهای بالای رئیس، مشکلات مالی سادگی حل میشود اما سایر مشکلات سازمانی تنها به نمایش صورت مسئله بسنده میکنند و به تصمیمات واقعی حل نمیشوند. فرصتهای رشد در اینجا وجود ندارد؛ به نظر میرسید ساختار طبقهبندی مشخصی برای جایگاهها وجود ندارد. ممکن است به عنوان کارمند اداری یا مالی جذب شوید اما در طول کار، کارهای متفرقه و شخصی زیادی هم به شما محول میشود که باید به آنها پاسخ دهید وگرنه ممکن است با مشکلات روبرو شوید. در این محیط، حس همدلی از مدیران نسبت به کارکنان کم است و هر مدیری میتواند کارمند همواحدی را بازخواست کند یا وظیفهای را به او محول نماید.
مشکل اصلی سفیر مدیریت منابع انسانیه. این کار علمی انجام نمیشه و مدیر منابع انسانی عملا کاری انجام نمیده و بود و نبودش فرقی نداره. فقط دو سه نفر از مدیران ارشد سرشون به تنشون میارزه بقیه واقعا ول معطلن. اگر قصد کار تو سفیر رو دارید شرایطش اکی هست ولی اول ببینید مدیر ارشدتون کیه. اگر شایقی، نصیری و نوروزیه بودن حتما توصیه میکنم کارو شروع کنید. این سه نفر علم و دانش تخصصی بالایی دارن و به پرسنل امکان رشد میدن. اگر کس دیگه بود وقت خودتون رو تلف نکنید.
تجربه حدود دو سال کار توی این شرکت رو دارم و تجربیات مثبت و منفیم رو میگم تا شاید کمکی به بقیه بکنه. من به عنوان یه ادم بی سابقه وارد این شرکت شدم و با این وجود هیچ اموزشی برای من نذاشتن تا تجهیزی که تولید میکنن(برج خنک کن) رو توضیح و یاد بدن با اینکه من به عنوان کارشناس مهندسی استخدام شدم ولی انتظار بر این بود که کارهای زیادی که برام تعریف میکردن رو به خوبی انجام بدم. شرکت اصلا پایدار نیس و نمیدونی این مدیر یا همکاری که داری باهاش کار میکنی چه مدت دیگه توی شرکت هست و عموما نیروها هر شش ماه از شرکت میرن و افراد جدیدی میان که عمدتا هم گول ظاهر شیک و حرفای رویا پردازانه در هنگام مصاحبه رو میخورن. هیچ وقت نمیدونی حقوق بعدی ای که قراره بگیری کی هستش و حتی ایا درست و کامل دریافت میکنی یا نه! توی یکی از مهم ترین قسمت های شرکت که واحد مالیش هستش ادمای بسیار غیر حرفه و کارنابلدی هستن که اگر یکبار اشتباه نکنن باید تعجب کنید. هیچگونه اضافه کاری این بهت نمیدن درحالی که جلسات عموما بعد تایم کاریه و حتی انتظارشون اینه یدون دریافتی اضافه کار وایستی. میتونست خیلی شرکت خوبی باشه برای کار کردن چون پروژه های زیاد و خوبی داره و درامدشم بسیار خوبه ولی متاسفانه اینطور نیست.
در کار با این شرکت، نکات منفی زیادی دیدم که ترجیح میدهم بهطور روشن بیان کنم. یکی از معایب اینجا این است که قراردادی با شرکت منعقد نمیکنید و تنها موظف به امضای توافق محرمانگی میشوید؛ بنابراین اگر با شرکت دچار اختلاف شوید، احتمال سست بودن پایبندی به تعهدات و عدم حمایت واقعی از حقوقتان وجود دارد. اضافهکاری وجود ندارد، اما حجم کارهای محولشده همواره از یک زمان عادی فراتر میرود و منافع مالی مشخصی برای این زمان اضافی نصیب من نمیشود و به زندگی شخصیام آسیب میزند. نکته دیگر این است که ابر زس با ابر ایران همکاری میکند و در پروژههای دولتی نیز دست دارد؛ این ممکن است در آینده به محدودیتها یا موانعی مانند تحریم یا محدودیتهای اقتصادی منجر شود و احتمال ایجاد مسائلی مثل ممنوعالخروج یا ممنوعالورود وجود دارد. در عین حال، مزایای این تجربه را هم میتوان دید: صبحانه و ناهار در محل کار فراهم است، حقوق بهموقع در پایان هر ماه واریز میشود، و محیط کار بهوضوح صمیمی و دوستانه است.
من همیشه از بودن در کنار مجموعه دبش احساس افتخار میکنم چون با وجود سرمایهای که خدا و همت همکاران راهاندازی شد، اینجا باوجود فشارهای بیرونی، به جای خروج سرمایه و راهاندازی کارخانهها در خارج از کشور، تصمیم گرفتهاند تا مردم خودمان از بهترین چای استفاده کنند. نیروهای زیادی از کشاورز تا مهندس و پزشک و راننده و کارمند در این راه با عشق کار میکنند و روزیشان را از این برند میگیرند؛ این دقیقا واقعیتی است که احساس میکنم و نه رویاپردازی. تجربهام نشان میدهد که مدیران و افراد مجموعه با احترام به مشتری و کارگر، تلاش میکنند محصولی با کیفیت ارائه دهند و از این اعتبار بهرهمند باشند.
شرکت اریا بنیز به جرات میشه گفت جز انگاشت شمار شرکتایی هستش که از منشی گرفته تا مهندساش و حتی بعضی از مدیراش(عموم مدیرای سابقش) از شرایط کاری و حقوقی ناراضی هستند. شما اگه هر شش ماه بری به شرکت سر بزنی به جرات میشه گفت بالای ۶۰ درصد نیروها رو نمیشناسی چون همشون جدیدا و نکته جالبه اینه که مدیر عامل شرکت اقای یعقوبی با افتخار میگن که رفتن نیروها از شرکت نه تنها بد نیس بلکه خیلیم خوبه چون میرن یه جورایی سفیر شرکت اریابنیز میشن توی شرکتای دیگه و برند اریابنیز رو تبلیغ میکنن :)) حالا بماند که اکثریت افرادی که از شرکت جدا میشن کارشون به دعوا و شکایت میرسه. از حق نگذریم ادمای خوب هم توی این شرکت بودن مثلا مدیر مهندسی سابق ولی خو متاسفانه این شرکت با بی لیاقتی کامل هیچ کدومشون رو نتونست حقظ کنه. حقوق ها با تاخیر بغضا زیاد پرداخت میشه و هیچ وقت هیچکس پاسخ گو نیس حتی یه عذر خواهی ساده هم نمیکنن و بعضا متاسفانه نیرو هارو خر فرض میکنن، مثلا حقوق بهمن پارسال رو پنج فروردین با کلی دعوا پرداخت کردن و توجیهشون این بود که بانک اشتباه کرده، انقدر وجدان و شعورم نداشتن که بگن شب عیده و ادمای نیاز به پول دارن اونم موقعی که دو ماهه دریافتی نداشتن و به دروغ تا ۲۸ اسفند میگفتن داریم پرداخت میکنیم پیامکش براتون میاد. خلاصه این شرکت اینه یه شرکت کوچیک با توهم خود بزرگ پنداری
مسخره ترین شرکت که باهاش کار کردم دو سه ماه اول فقط قربون صدقت میرن بعدش چند وقت که کارشون انجام بدی میرن تو کارت فقط و فقط شواف دارن پشت به پشت جلسه جلسه جلسه جلسه ارتقای فنی درون تیمی و برون تیمی صفر روزی که رفتم اونجا گفتند ما سرانه اموزش داریم که فقط اراجیف بود یه ساعت نداشتن اموزش زیر صفر صداقت داشته باشین زیراب تون خوشگل میخوره (خود مدیرتون استاد زیراب زنی چون نونش زیرابا زنیه) فقط به آشمال ها و زیراب زن ها بها میدن یه چهار ماهی هست دارم نفس میکشم از اون .....دونی اومدم بیرون همه جا شرکت دوربین گذاشتن دست کنی دماغت میفهمن یه چیز خیلی بدش هم پیشنهاد های ..... شرمنده دیگه برای افراد مجرد اصلا پیشنهاد نمیکنم
در بدو ورود و کاراموزی یه مدیر دارن به اسم ****** که یدونه نیرو هم داره ****** که اولش خیلی خوب برخورد میکنه و این داستانا بعد از رفتارها و نگاهای آزار دهنده به صورت مستقیم و با احترام با ***** به گفتگو پرداختم ازش خواستم تا این رفتار را ترک کند اما متاسفانه خلاف برخورد اولیش ******. . . من که در سطح کاراموزی بودم و فرار کردم اما محیط غیر حرفه ای خیلی مشهود بود
باورم نمیشد که توی ایرانیکارت کار کنم و مدت کوتاهی بعد تصمیم گرفتم همکاری را قطع کنم. مسیر کار همچنان خوب پیش میرفت، اما اضافهکاری اجباری بود و صبحانه و ناهار ارائه نمیشد. از نظر ترکیب تیم، افراد زیادی از خانوادههای مدیران در شرکت حضور دارند؛ خواهر، مادر و برادر مدیرعامل، مدیر داخلی و همسر او و دو برادر همسرشان، مدیر افراک و همسر او، مدیر بخش کارتها و همسرش در بخش دیگر، همچنین دخترعمهها و دوستانی از دانشگاه آزاد که همه در یک ورودی هستند. به طور کلی حس میکنم شرکت خانوادگی است و اغلب افراد با آشنایان نزدیک و دور نسبت به هم پیوند دارند؛ محیط حرفهای و مبتنی بر شایستهسالاری چندان دیده نمیشود، بیشتر بر پایه تعارف و تشریفات خانوادگی بنا شده تا معیارهای حرفهای و شایستهگزینی.
در پایان دورههای مپصا انتظار داشتم با تلاش و سرمایهای که صرف کردم به جایگاه بهتری دست پیدا کنم، اما به واقعیت آنچه نصیبام شد چیزی نبود که انتظارش را داشتم و حتی از جایگاهی که هماکنون در آن بودم هم فاصله گرفتم. برگزاری کلاسها بینظم و بیبرنامه بود و به سطح یادگیری من یا خروجی دوره اهمیت چندانی داده نمیشد.
در محیطی دوستانه و منظم کار میکردم که الهامبخش و پر از چالش بود. فرصت خوبی داشتم تا دانشم را در زمینه ERP گسترش دهم و تجربهای ارزشمند در ABAP به دست آورم. به əlavə باید بگویم که این شرکت دانشبنیان است و امکان گرفتن امریه در آن وجود دارد.
تا به حال هیچ شرکتی به اندازه ایران تلنت تجربهی دلچسب و پرحرارتی برای من فراهم نکرده بود. وقتی پنج سال پیش وارد این مجموعه شدم، فضای کار برای من خیلی روشن و جوانپسند و پر از انرژی بود. به پرسنل احترام میگذاشتن و آزادی عمل رو با منطق سازمانی تلفیق میکردن. فرصتهای یادگیری و رشد قابل توجه بود و هرچقدر سابقهام کم بود، با وجود اسم ایران تلنت در رزومهام، فرصتهای مصاحبه معتبر از سوی شرکتهای مناسب برای من باز میشد. این موضوع به من کمک کرد تا در مسیر شغلیم نسبت به سایرین، حرفهایتر و با تسلط بیشتری روی سیستمهای شرکت حرکت کنم. با این حال، همه چیز هم ایدهآل نبود. جلسات بینتیجه و گاهگداری طولانی وجود داشت، و گاهی مدیریت واحدها به خصوص در گزینش افراد دچار ضعف میشد. اختلاف حقوق بین کارکنان، نه صرفا بر اساس سمت، بلکه گاهی به سلیقه مدیران بالا بود و این باعث میشد حس برابری کمتری احساس کنم. با وجود این تفاوتها، معمولا نگه داشتن افراد بستگی به رضایت مدیران داشت و اگر با آنها همسو نبودی، مسیر ادامه همکاری ممکن بود با خداحافظی همراه شود، نه لزوما بر مبنای KPI و عملکرد. در عین حال، قدرتمند بودن در حضور و ارتباط با مدیران و نشان دادن حسن نیت، به شکل مداوم اهمیت داشت و چاپلوسی گاهی نقش مهمی ایفا میکرد. با وجود تمام این نکات، همچنان معتقد بودم که ایران تلنت یکی از بهترین تجربههای کاری من است؛ به خاطر جو جشنها، هدایا و اتفاقات تفریحی که برای کارمندان برگزار میشد و منابعی که با صداقت و بهموقع در اختیار افراد قرار میگرفت. قراردادهای کاری همواره بهروز بوده و برگههای تمدید هر سه ماه یکبار به من ارائه میشد.
شرکتی با فضای بزرگ و شیک و طراحی مدرن هستش که پروژه های نسبتا زیاد و خوبی داره ولی همیشه پروژه ها با تاخیر زیادی انجام میشن و هیچ نظمی در انجامش وجود نداره، با وجود اینکه درصد دریافت پیش پرداخت پروژه ها نسبتا بالاست اما هیچ وقت این شرکت خودشو ملزم ندونسته که نیروها باید به موقع حقوقشونو دریافت کنن و اگر اعتراضی هم کنید به سرعت یه جلسه تشکیل میدن که مدیرعامل میاد مهملاتی همچون اینکه شما دارید توی یه برند کار میکنید و قدر صندلی ای که روش نشستیت رو نمیدونید و میان پنج تا فاکتور معرفی میکنن که اینا باید برای کارمند اصل باشه واگر اینا براش اصل و مهم نباشه همه حرفاش از اعتبار ساقطه و صرفا غر محسوب میشه که توی این پنج تا فاکتور نه حقوق و دستمزد وجود داره نه هیچ جنبه مالی ای، عملا دیدشون اینه شما نباید برای پول کار کنید. شرکت به دو دسته مدیر ارشد و کارشناس تقسیم میشه و عملا کارشناس ارشد و سرپرست و یا مدیر بخشی وجود نداره و حتی به جرات میشه گفت تعداد مدیرها از کارشناس ها هم بیشتره! بیشتر نیرو موقع اتمام همکاری با این شرکت مجبور میشن برن شکایت کنن چون شرکت طلب رو انقدر میپیچونه تا مجبور به شکایت شی و زیر شش ماه چیزی دریافت نمیکنی. عجیبه با وجود این همه شکایت بیمه هیچ کاری نمیکنه و باعث میشه این شرکتا هر روز پررو تر بشن و حق نیروها رو بخورن.