باورکنید محیط کار آنقدر گرم و صمیمی است که احساس میکنم کنار خانوادهام هستم، مخصوصا با آقای کاوه و خانم کیمیا قلم. آنها فردیهای فوقالعاده دلنشین هستند و فضای کار را به شکلی میسازند که هرکس بتواند به راحتی با آن ارتباط بگیرد. کار کمی سنگین است، اما همیشه پشتیبان و مراقب وضعیت همکاران هستند. خانوادهی خوبی هستند و حمایتمان میکنند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من دوسال پیش مدتی در این شرکت کار کردم. مدیر جوان و نالایقی داشت. متاسفانه خودش دروغ می گفت و به ما توصیه میکرد که به مشتریان نیز دروغ بگوییم. واقعا شرایط غیر قابل تحملی داشت. مدیر در جلسه رسمی و در اتاق کنفرانس قلیان میکشید. اولین بار که دیدم از تعجب خشکم زد. بعد از صرف قلیان هم شدیدا پرخاشگر و بی نزاکت می شد و به راحتی به افراد دیگر حتی بزرگتر تو هین و بد دهنی میکرد. و به همین ترتیب به سایر پرسنل هم سرایت کرده بود و همه به هم پرخاش میکردند مورد عجیب دیگر اینکه با ید هر کاری که کارمند میکرد در واتساپ اعلام کند یعنی مثلا بگوید: الان به فلانی زنگ زدم اشغال بود - الان دارم میرم نهار بخورم - الان وارد شرکت شدم - الان دارم گزارش فلان را مینویسم و .... در شرکتی که اداعای شرکت نرم افزاری دارند خبری از سیستم و اینترنت نیست باید از وسایل شخصی خود استفاده کنید. آخر هم دو ماه حقوقو عیدی و سنوات من را ندادن و به روی خودشون هم نیاوردن. کلاهبرداری در روز روشن!
این ماجرا که دارم مینویسم برای 3-2 سال پیشه و اسم مدیرش یادم نمیاد. من بعد از 14 سال سابقه کاری رفتم مصاحبه در این شرکت. مصاحبه قبول شدم و گفتن 3 ماه بیا آزمایشی. بعد از اینکه شرایط مثل بیمه و حقوق و قرار داد را باهم بستیم از شرکت قبلی اومدم بیرون و رفتم حامی سیستم مشغول شدم. سه روز اول هرچی میگفتم که کار من چیه میگفتن فعلا با محیط شرکت آشنا بشید تا بعد. مدیر عامل اصلا توضیح نمیداد که شرح وظایف و مسئولیتت چیه! به نظرم اصلا چیزی از نیروی انسانی بلد نبود. ولی خیلی مغرور بود و دست بالا صحبت میکرد. یه چیز دیگه این بود که یه دوربین بزرگ رو سقف نصب بود و بعدا متوجه شدم که همه کارهای پرسنل را چک میکنه حتی صفحه مانیتورشون را هم در تصویر میبینه. واقعا حس بدی داشت. تنها چیز جالبی که اونجا دیدم این بود که اسم پرسنل را با کاغذ پشت صندلی هاشون چسبونده بودن! در نهایت بعد از 20 روز کار بدون اینکه مسئولیتی بدن و خروجی از کار بگیرن گفتن نیا. قشنگ احساس کردم که کارمند نمی خوان فقط دنبال برده هستن. یعنی وقت و زمانی که براشون میزاری هیچ ارزشی نداره. یعنی نگاه میکنن اگه از قیافت خوششون نیومد میگن نیا به کار کاری ندارن. یک ریال هم حقوق ندادن و بالا کشیدن و یه آب هم روش خوردن. کلاهبرداری تو روز روشن.
در سالما به عنوان دانشمند داده به فعالیت مشغول بودم. با چالشهای متعددی روبهرو میشدیم و سعی میکردیم آنها را از طریق راهحلهای مبتنی بر هوش مصنوعی رفع کنیم. فضای کار گرم و صمیمی بود و اگرچه در ابتدا کمی خجالتی بودم، به مرور با همکارانم راحت شدم و دوستان جدیدی پیدا کردم. در سالما به میانبرها یا روشهای یکسان برای حل مسئله اکتفا نمیکردیم و در جلسات درباره روشهایی که شاید صددرصد مطمئن نبودند هم بحث و بررسی میشد؛ در صورت داشتن احتمال مناسب چندان هم به اجرای آنها میپرداختیم و این رویکرد را بسیار دوست داشتم چون تفکر خارج از چارچوب را تشویق میکرد و بازخورد خوبی داشت. نکته مثبت دیگر برای من ساعات کاری شناور بود که برای من که دانشجو بودم خیلی مناسب بود. نهایتا با توجه به اینکه در دوران ارشد تحصیل میکردم و درسهایم سنگین بود، متوجه شدم نمیتوانم همزمان هر دو کار را ادامه دهم؛ بنابراین تصمیم گرفتم به حالت تماموقت کار نمانم و فقط یک روز در هفته برای بررسی عملکرد کدها و لاگها به شرکت مراجعه کنم.
سالما را تجربه کردم و حدود هشت ماه در نقش کارشناس تولید محتوا فعالیت داشتم و نهایتا برای ادامه تحصیل از شرکت جدا شدم. شرکت تازه بنیانگذاری بود، اما مدیرانش فردی حرفهای بودند که به منابع انسانی و رضایت آنها اهمیت ویژهای میدادند؛ نکتهای که در شرکتهای دیگر کمتر دیده بودم. به نظر میرسد سبک مدیریتیشان هنوز همانطور است. از جنبهای دیگر، مدیر این استارتاپ خانم بود که به نظرم باعث شده بود فضایی صمیمی و در عین حال سالم وجود داشته باشد؛ همان حس خوبی که در مجموعه میدیدم، حفظ شد. حقوق و مزایا همواره به موقع پرداخت میشد و وقتی برای پذیرش دانشگاه قبول شدم و تصمیم به استعفا گرفتم، برخورد و حمایت سازمان از من بسیار مطلوب بود. در کل تجربه کاریم در این شرکت مطلوب و خوب بود.
از تجربه استخدام براتون بگم تا اینکه رسیدم به قرار داد یک ساله. پروسه استخدام و اعلام نتیجه کلاً کمتر از یک هفته طول کشید. همچنین آدم هایی که برای مصاحبه با بنده تماس گرفتن، آدم های مسلطی بودن و بجای اینکه سوالات بیجایی از پایه بپرسن مستقیم رفتن سر اصل مطلب که نیازهاشون رو مطرح کردن و من هم توانایی هامو گفتم بهشون. آخرش بعد بررسی هایی که دو طرف داشتیم نتیجه به همکاری بلند مدت منتهی شد. اما در مورد محیط کار و شرایط کاری شرکت. شرایط کاری شرکت واقعاً حداقل استانداردها رو برای بخصوص برنامه نویسان رعایت کرده بودن و تمام تلاششون اینه که کار با کیفیت و در عین حال با رضایت خاطر کارمند و مشتری انجام بشود. یعنی نه مشتری ناراحت بشه و نه کارمند از زیاد بودن وظایف کاری. این مورد برای بنده بسیار جالب و حائز اهمیت است. منابع انسانی این شرکت احترام ویژه برای کارمندا دارن که به نوبه ی خودم ازشون تشکر میکنم.
برای شخصی که دنبال امنیت شغلی و یک محیط آرام و کهنهگراست، اینجا جای مناسبی است تا با حقوقی اندک به مرور سابقهام اضافه کنم و تجربهای پایدار بیابد. ضمن اینکه برای فردی که تازه کار را شروع کرده و مهارتی را یاد گرفته ولی سابقه ندارد، همچنان گزینهای قابلاستفاده است. از نظر مالی وضعیت مطلوب نیست، اما پرداختها منظم انجام میشود. همچنین در حوزه مدیریت بهخوبی نظم وجود دارد و فرایند مستندسازی تحلیلها، مدیریت تسک و استفاده از اسکرام به خوبی اجرا میشود.
تجربه من در این شرکت پر از تعارض بود و محیط کار را کاملا بیثبات میدیدم. رفتارهای غیر حرفهای و بیبرنامگی، جو nhialance بوجود میآورد. به جای توجه به کار، بیشتر به چاپلوسی و نمایش درباره خودشان میپرداختند و تعطیلات رسمی هم به عنوان ساعات کاری محسوب میشد. تعادل بین کار و زندگی وجود نداشت و به نظر میرسید تعطیلات هم کار میکردند. تیم مدیریتی تجربه کافی در مدیریت ندارد و بدبینانه عمل میکند؛ به نظر من از آنها انتظار حرفهای بودن نمیشد داشت. وعدههای غیرواقعی داده میشد و نظم یا برنامه مشخصی مشهود نبود. فضای کار تنها به ظاهر و تجهیزات فیزیکی میانجامید و درون سازمان چیز قابل اتکا پیدا نمیشد. در صورت تغییر مدیریت، جای کار میتوانست بهتر باشد، اما فعلا محیطی با مشکلات جدی است.
در حالتی که وارد کار با هواپیمایی زاگرس بودم، اوضاع شرکت پردیس داریوش کیش به لحاظ مدیریتی به شدت نامطلوب بود. مدیران بدون داشتن دانش فنی وارد امور فنی میشدند و گاه تصمیمات شخصیشان را جایگزین روشهای درست میکردند. پیش از آغاز کار، از من هزینههای زیادی گرفتند؛ سفتهای بالا، آزمایشهای اعتیاد و آزمایش خون، سو پیشینه و تنها یک ماه پس از آغاز استخدام هم مجبور شدم آزمایشهای طب کار و هزینههای مربوطه را بدهیم. نسبت به وعدههای دادهشده تعهد چندانی احساس نمیکردند. قرارداد مشخصی بین کارمند و شرکت وجود نداشت و مبلغی سفته از جانب کارمند گرفته میشد بدون اینکه یک قرارداد رسمی تا تقریبا یک سال یا بیشتر منعقد شود. در زمان تسویه حساب با کار، کارشکنیهای زیادی پیش میآمد و گاه طولانی شدن فرایند تسویه بیش از یک سال طول میکشید. محیط کار خشک و با انعطافناپذیری بود و سطح دانش فنی کارکنان پایین بود. رفتار مدیریتی از بالادست به پایین غالبا به شکل آزاردهنده و گاه ناگوار بود. مسئولان حاضر نمیپذیرفتند زیر بار تصمیماتی که گرفته شده بود بر-song شکست، و در عین حال وقتی نتیجه لازم را میگرفتند خود را تنها فرد کلیدی در انجام کار معرفی میکردند. گاهی برای استفاده از مرخصیهای استحقاقی با موانع مدیریتی روبهرو میشدم و مخالفتهای پیدرپی وجود داشت.
در تجربه کاری من از این شرکت، ارتباط مدیران با همکاران به شکل دوستانه است، اما مشکلاتی هم وجود دارد. اول اینکه تصمیمات سریع و بدون در نظرگرفتن محدودیتها گرفته میشود و دید نسبت به کار وجود ندارد. دوم اینکه معنای کار تیمی در اینجا کمرنگ است. سوم اینکه به اشتراکگذاری دانش به طور مشخص کم است. چهارم اینکه از نظر روابط اجتماعی، با توجه به جوان بودن بیشتر کارکنان، تجربه افراد پایین است. پنجم اینکه پرداخت حقوق بر مبنای ساعات کار است و حقوق با میزان حضور در شرکت تعیین میشود؛ بهعبارت دیگر اگر در ماه تعدادی روز وسط هفته تعطیل باشد، کارمند متضرر میشود. ششم اینکه هزینهای برای خرید تجهیزات مانند میز و صندلی پرداخت نمیشود و اکثر کارمندان با لپتاپ شخصی کار میکنند و شرکت از این بابت مبلغی دریافت میکند. هفتم اینکه به جای تمرکز بر انجام کار و بهبود شرایط، سعی میشود شرایط توجیه شود و مسئولان مشکلات را توجیه میکنند.
به نظر من شرکت داده پردازان کیمیا زمانی که از منظر مدیریت نگاه میکنم، نقاط ضعفی جدی دارد که به صورت ناگهانی به چشم میآید. وعدهها و قولهایی که بدون پایه و اساس میآیند، اغلب رنگ واقعیت به خود نمیگیرند. طبق تجربهام، نرخ خروج از شرکت در طول سال به حدود نیمی میرسد که این آمار نشاندهنده ناراضی بودن پرسنل و کمرنگ بودن رویکرد مدیریت در نگه داشتن نیروهاست. مسائل مربوط به حقالزحمه نیز وجود دارد؛ اضافهکاریها پیش نمیآیند یا به درستی پرداخت نمیشوند، اگرچه اظهار میشود که پرداخت نمیشود اما عملا عملی نمیشود. اگر فکر میکنید تازهکار هستید، شاید شش ماه فرصتی برای تجربه کردن باشد، اما از نظر من اینجا محیطی نیست که بتوان بهطور پایدار رشد کرد.
دو سالی بود که برای لینگوتاک کار میکردم و در طول این مدت با مسائل زیادی روبهرو شدم. پس از یک سال کار، حق بیمه سال اول من پرداخت نشد و آنها قصد داشتند حقوق و سنوات من را مانند برخی همکارانی که از شرکت جدا شدهاند، تسویه نکنند و تنها بعد از شش ماه پرداخت نمایند. آنها در آگهیهای جدید خود میگویند بیمه و مزایا وجود دارد، اما هنوز حق بیمهای که مربوط به قرارداد من با شرکت است پرداخت نشده است. از نظر ساعات کاری هم با مشکل مواجه بودم؛ هیچ روال مشخصی برای ساعات کار وجود ندارد و در هر زمان از شبانهروز ممکن بود از من بخواهند کار کنم. کارها را به اندازه سه یا چهار نفر از من میخواستند و دستمزدها هم پایین بود.
به خاطر شرایط کار از راه دور که از این شرکت انتظار داشتند، تجربهام خیلی ناخوشایند بود. در مصاحبه ادعا شد که کارمندان حضوری دارند و مکانی برای کارکردن وجود دارد، اما واقعیت این بود که فقط اتاقی در دفتر وجود داشت و سیستم مشارکتی مشخصی هم اجرا نمیشد. در عمل باید از صبح تا شب آنلاین میبودم؛ از حدود ساعت هشت و چهلوپنج دقیقه تا نزدیک بیستوچهارده یا نیمهشب. از یک نرمافزار چت محلی به نام Rocket.Chat استفاده میکردند و اگر بیش از پنج دقیقه آنلاین نبودم، با من برخوردهای ناخوشایندی داشتند. من از نظرات مربوط به مدیرعامل شنیدهام و با توجه به تجربهام میگویم که گاهی در امور جزئی هم دخالت میکنند و نظر خودشان را بهعنوان استاندارد مطرح میکنند. در جلسات حضور داشتند و برای اینکه با آنها کنار بیایم، باید از نظرشان اطاعت میکردم. در کل، محیط کار برای من خیلی ناسازگار بود و از سایر تجربیات هم بدتر بود. واقعا تأسف میخورم برای کسانی که برای رفع نیازهای شدید به کار، در چنین فضایی کار میکنند. اگر بخواهید از این شرکت جدا شوید یا خودشان تمایلی به همکاری با شما نداشته باشند، ممکن است با کمترین اعتبار و قول ندادن درست روبهرو شوید. امیدوارم این بازخوردها دیده شود و شرکت بهبودهای لازم را در نظر بگیرد. مرسی از توجهتان به جابگای.
باور داشتم که شرکت کوچکی با ادعای بزرگی کارم را آغاز کردم و خیلی زود متوجه شدم که مدیران ادعاهای فراوانی دارند و در پوشش همه چیز حرف میزنند. من به عنوان کارمند فروش و بازاریابی احساس میکردم که از تجربه و تخصص فعلا بهرهای نمیبرم و تنها راه موفقیت به نظر میرسید سوء استفاده از روابط باشد. هنگام شیوع کرونا فاصلهگذاری را رعایت نمیکردند و همچنان بر رویکردی اربابرعبانه پافشاره میشد تا جایی که فضای کار به شدت غیر تخصصی به نظر میآمد.
70 م سفته و ضامن و عدم سوپیشینه و عدم اعتیاد باید روز اول بدی و حتی مهلت نمیدن یه هفته بری اگه دوست داشتی ادامه بدی باشون. خیلی دیکتاتور هستن از مدیرعامل بگیر تا پایین فکر میکنن شاخ قول رو شکوندن اما در واقع ..... به شدت خودبین و خودرای و بی توجه به زندگی شخصی کارمندان البته اینم بگم که قبل استخدام همه چیزای شخصی رو ازت میپرسن اما بعدش کلن فقط انگار آفریده شدی تا برای شرکت حمالی کنی با حقوق خیلی پایین تر از عرف بازار کار اگه واقعا جایی کار پیدا نشد گزینه آخرتون با نی مد باشه وگرنه اصلا ارزش نداره و خودتون پشیمون میشید
تجربهای که داشتم رو حس خوبی داشتم از فضای کار و تیم. تیم همکارانش باهوش بودن و فرهنگ سازمانی براشون خیلی مهم بود؛ حس غربت نمیکردم چون همتیمیها ریموت کار میکردن و به زندگی شخصی هم فرصت میرسید. ساختار سازمانی تخت بود و احساس نمیکردی کسی بالادستتره. محصول هم دوستداشتنی بود و خوشحال بودم از همکاری.
وقتی به سالهای حضورم در شرکت هومان ژیوار نگاه میکنم، به آن دوران که این استارتآپ فعال بود و هنوز نیروهای دفتر کار داشت، فکر میکنم. در آن زمان، محیط کار برای من خیلی خوب بود و یادگارهایش برایم خاطرهانگیز است؛ اما حالا گمان میکنم این شرکت از نظر ساختار و فعالیت بهطور کامل تغییر کرده یا حتی ممکن است دیگر به شکل سابق وجود نداشته باشد. با وجود همه اینها، تجربهی آن دوره برای من تجربهای مثبت و ارزشمند باقی مانده است.
برای این کار باید بگویم که در این مجموعه واقعا جوی همراه با کارفرمایی با انصاف وجود ندارد. منابع انسانی به شکل رسمی وجود ندارد و وقتی تماس میگیرم، به جای واحد منابع انسانی با یکی از بخشهای اداری صحبت میشود. هر مشکلی در طول کار برای خود من میماند و باید بهتنهایی آن را پیگیری کنم؛ انتقال یا رسیدگی به مشکلات مطرح نمیشود. مشکلات میتواند ناشی از رفتارهای آزاردهنده همکاران باشد یا مسائل مالی و حقوقی و امکانات و ... ساعت کار معمولا از نه تا نصفهشب نیست، اما اگر تا ساعت پنج و نیم کار را ترک کنم با تعجب به من نگاه میشود و حتی زمانی که بیکار هم باشم، تا ساعت شش و پانزده دقیقه باید بنشینم. افزایش حقوق چندان معنا ندارد، چرا که تصور میشود هر کسی را دارند که میتوانند استخدام کنند و حفظ رضایت من اهمیتی ندارد. اکثر استخدامها بر پایه روابط است و احترام زیادی برای فضای کاری قائل نیستند؛ همکاران بهراحتی بیاحترامی میکنند و هیچ پاسخگویی مدیریتی برای رفتارشان وجود ندارد. مدیران نگاه از بالا به پایین دارند و سیستمها دائما توسط واحد IT زیر نظر گرفته میشوند. در کل جو کار خیلی خوب نیست.
برای من نور محیط مناسب بود اما حقوقها بهموقع نبوده و با تاخیر پرداخت میشدند. ساعات کار شناور بود و از ۸:۳۰ تا ۹ ادامه داشت؛ حتی یک دقیقه تاخیر هم باعث کسر ۵۰ تومان از حقوق در هر روز میشد. مدیریت شرکت ضعیف و غیر اصولی بود و مانده مرخصی در پایان سال و تسویه حسابها رو بههم میریخت؛ در حالی که گرفتن مرخصی واقعا سخت بود و بهزحمت داده میشد.
گاهی به عقب نگاه میکنم و تجربهام از کار در تابش نور قم را اینگونه به خاطر میآورم که شرکت خانوادگیای است در حوزه آرایشی و بهداشتی. دو ماه اول حقوقی به من تعلق نگرفت و پس از آن پرداخت از طریق شرکت واسطهای بیمه انجام میشد. سفته سفید پشتنویسی نشدهای از من میخواستن با حضور ضامن اداری همراه با فیش حقوقی که باید حضوری به سازمان ارائه شود و امضا گردد. یه ماه حقوق به شکل ذخیره میماند و از ماه دوم پرداخت میشد؛ یعنی همیشه انگار شرکت یک ماه عقب میماند. گاهی با فروش بیشتر، تا دو ماه هم ممکن بود پرداخت نشود. ساعت کاری از ۸:۳۰ تا ۱۷ بود و پنجشنبهها تا ساعت ۱۴ میرفتیم؛ به طور متوسط حدود ۴۵ ساعت در هفته کار میکردم. زمان ناهار ۳۰ دقیقه بود که باید سر میز خودمان صرف میکردیم و با کسی صحبت نمیکردیم. تکنولوژی در شرکت وجود نداشت و همهچیز به شیوهای کاملا سنتی انجام میشد. مدیر عامل به طور رسمی نقش کلیدی ندارد و مدیر اجرایی در اکثر پوزیشنها حضور دارد و تصمیمگیر نهایی محسوب میشود. اگر تمایل به همکاری نداشتیم، ناگهان تصمیم به قطع قرارداد گرفته میشد و هر زمان که صلاح میدانستند میگفتند که دلیلش چیست؛ حتى با بهانههایی مثل سردرد یا اینکه وقت دیگری صحبت کنیم، پاسخی داده میشد. در مورد اضافهکاری پاداش یا حقوقی دریافت نمیکردم، اما انتظار داشتند که بیشتر از ساعات اداری حضور داشته باشم. جلسات زیادی برگزار میشدند که نتیجهای مشخص نداشتند و بهقول خودشان سلیقهای بود؛ در نهایت یک نفر با نظر خودش تصمیم را میگرفت.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.