من این تجربه را با لحن صریح و بیواسطه مینویسم، اما به نحوی بازنویسی میکنم که توصیفها و احساسات اصلی حفظ شود و از جملات توهینآمیز یا اشارههای نامناسب پرهیز شود. در این شرکت با عنوان فناوری و راهحلهای هوشمند سپهر کار میکردم و بهعنوان توسعهدهندهی پشتیبان کار میکردم. فضای کار به چشماندازهای پایینبهبالا و فشارهای ناشی از مسئولیتها آشنا بود، اما همچنان تعهد به بهبود فرآیندها و ارائهی راهحلهای پشتیبانی پشتهی پیگیری میشد. موقعیت مدیرعامل سابق رفته بود و تیم ماندگار بود تا با چالشهای روزمره کنار بیاید و من هم نقش کلیدی در حفظ پیوستگی و پشتیبانی سرویسها داشتم. با این حال، گفتوگوها و تصمیمگیریها گاهی پیچیده و چالشبرانگیز بود و من باید میان نیازهای مشتریان و محدودیتهای فنی تعادل ایجاد میکردم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
با وجود تاخیر نیم ساعته در دعوت به مصاحبه، کار را با فاصله کوتاهی آغاز کردم و از همان جلسه اول مشخص بود که شرکت کوچکسازی دارد. گویی روند پرداختها نامرتب است و قراردادها به صورت دقیق و مطابق با استانداردهای معمول بسته نمیشوند. مدت آزمایشی دو هفتهای بدون قرارداد روشن، و پوشش بیمه پایه به چشم نمیآمد. در مجموع وضعیت به نظر من ناامیدکننده بود و تصمیم گرفتم از ادامه فرآیند منصرف شوم.
من سابقه چندین ساله ای که تو شرکت یاس داشتم رو خدمتون عنوان میکنم سالهای اولیه حقوق نسبتا خوبی میدان به نسبت کاری که پشتیبان انجام می داد ولی هر ساله به بهانه بهره وری ساعت کار رو افزایش می دادند و از حق و حقوق پرسنل پشتیبان می زدند تاجایی که خیلی از نیروهای با سابقه کاری بالای چندین سال دیگه حاضر بودند بیکار باشند ولی تو شرکت یاس ازشون بیگاری نکشن و تو هرسال که میگذشت نیروهای قدیمی خودشون رو اخراج میکردند یا خیلی از نیروها حاضر بودند خودشون کلن از شرکت بیرون برند چون نه از زندگیت چیزی میفهمی و نه حقوق درستی بهت میدن و فقط هر ماه کار بیشتر و پشتیبانا رو تو مگنه قرار میدن قرار دادها رو هم یک ماهه میبندن یعنی ماه بعد کلن رو هوایی ،خیلی بهت حال بدن و حرف گوش کن باشی سه ماه میبندن البته سالهای قبل ۶ماه بود اینم بگم که مثلا کار میکردی آخر ماه که میشد تازه قرار اون ماه رو میاورند میگفتند امضا کن !نیروهای جدیدی هم که میومدن ظرف ۲یا ۳ماه اکثران انصراف می دادند،فقط میشه گفت درکل عمر و جونیشو هر کی میخواد هدر بده بره شرکت یاس ،چون هیچ تجربه و آموزش بدرد بخوری هم نداره که بعدش بیایی بیرون بدردت بخوره،فقط یک کارت بهت میدن میگن برو کد بزن رو دستگاه و رول بده مشتری ،تو محیط داخلی شرکت هم مسئول کارگاه خیلی خشک هستند و فقط زیراب همدیگه و پشتیبانا رو میزنن و درکل اصلا محیط کاری خوبی نداره فقط تنها مزیتش بیمه تامین اجتماعی میکنن که اونم چون مجبورن و بیمه تکمیلی داره و سر موقع چند غاز حقوق میدن که برای ۱۰روز اول ماهت کفاف میکنه و بس،درکل اصلا ارزش نداره به نام کارمند و به هوای بانک ملت و شرکت به پرداخت تو شرکت یاس ارغوانی کار کنی ....
در اینجا با تلاشی برای بازگوکردن تجربهام از ایران هاست، احساس کردم ساعات طولانی کار، فشارilege زیادی را به همراه دارد و رفتارهای درونی شرکت بهشدت تائم است. فضای کار بهگونهای بود که احساس میکردم بر مدیران و همکاران کنترل شدیدی وجود دارد و روابط میان افراد به شکل بازیهای گروهی و باندی درآمده بود. احترام چندانی نسبت به کارکنان دیده نمیشد و مدیریت صرفا با دیدی اقتصادی و صرفهجویی بیمحابا برخورد میکرد. منابع انسانی با رفتاری خشک و بیرحمانه عمل میکرد و حقوق دریافتی هم به میزان قابل توجهی پایین بود.
دانا پرداز عین هیئت هستش یعنی اصلا شرح کاری مشخصی نداره و تو هر پوزیشنی باشی ممکنه تسکی بهت بدن که به تو مربوط نیس مدیر کاربلد و حرفه ایی تو هیچ پوزیشنی نداره هروقت بخوای مرخصی بگیری با عذاب بهت میدن و بابت مرخصی باید کامل توضیح بدی کجا میخوای بری و چیکار میخوای بکنی مدیرعامل به شدت خسیسه و از تمامی هزینه ها میزنه هرسال که عکس پایان سال میگیرن تا سال توی عکس بعدی بعد 70 درصد نیروها رفتن نیروی قدیمی شاید کلا 5 تادونه داره به شدت دوربین ها کنترل میشه و عین مدرسه بازخواستت میکنن معمولا زیر 1 سال نیروها میرن اصلا پیشنهاد نمیکنم
مراحل مصاحبه و اطلاع رسانی های زمان مصاحبه اوکی بود و سروقت انجام شد ولی برای نتیجه مصاحبه آخر ، چه مثبت چه منفی قرار بود چندروز بعدش خبر بدن که اطلاع ندادن و به نظرم این پوئن منفی هست. که به نظرم نیازه واحد hr توی این موراد نظارت و بازبینی داشته باشن
در جواب کساییکه میان دفاع میکنند و میگن رزومه افراد در لینک دین ملاکه: اخه بی مغز!!!!! لینکدینو که طرف خودش نوشته و ادعا کرده x,y,z رو فووووله.....خروجیش توو شرکت رو باید دید 10نفر گفتن ****** 3ساله داره میچره یه پروژه لانچ شده حتی فاز اول نداره...ایشون به شدت مشکلات اخلاقی داره حالا باز بیا حرف مفت بزن یکی بیاد بگه این ****** که مدیره این 3تا خروجیو داشته بگید دیگه چی بوده؟
مدیر تیم بک افیس(******) یه ادم دهلتی و سراپا عقده ای بود که عاشق تخریب افراد در جلسه مصاحبه بود. سوالاتی میپرسید که خود بی سروپاش در کار از بقلش رد هم نشده بود و پروژه ای که خودش از سفر زده بود اسپاگتی کد درجه یک بود.پرمدعای پرخاصیت فقققط زیر اب میزد و فضولی میکرد مدیرای تیم دیتابیس پروژه میگرفتن از شرکتهای دیگه و بصورت فریلنسری در شرکت انجام میدادن جالبه معاونت مجموعه میدونست ولی چون خودشم یه بیسروپای بیسواد بود لال مونی گرفته بود و دور هم چپاول میکردند مدیر تیم ****** خانمی بودند(******) که بخاطر روابط خارج از کار و صمیمانه ای که با مدیران داشتند علارغم بیسواد بودن برای این سمت انتخاب شده بودند.این خانم انقدر بیسواد بود و خودش اینو به خوبی میدونست که وقتی کسی ازش سوال میپرسید گوشه ناخنشو میکند در این حد استرس داشت.ایشون به داشتن روابط صمیمانه و خارج عرف در سداد معروف بود ی******
افتضاح! تمام چیز هایی که دوستان گفتند رو تایید می کنم و دیگه تکرار نمیکنم وققتون رو بگیرم. مدیر عامل یک ترک به شدت پر رو و بی ادب. قشنگ در جلسات تو چشمت نگاه می کنه و بی احترامی می کنه. خوشحالم که شستم و آویزونش کردم در آخرین حضورم. موقت کار کنید توش زود برگردین خونه و مهارت یاد بگیرین و از شرکت خارج شین.
من از انتخاب تکدو به عنوان مسیر شغلم خیلی خوشحالم. رفتار همکاران دورکار سئو با هم کاملا هماهنگ است و هدف اصلی آنها کمک به کاهش قیمت کالاهاست؛ آنها تمام راههای افزایش قیمت را پیگیری میکنند و من خودم شاهد بودم که واقعا این رویکرد را اجرا میکنند.
متأسفم، اما در این متن عباراتی وجود دارد که به شکل مستقیم به افراد یا سازمان تهمت یا اتهامهای جدی میزند. من نمیتوانم چنین ادعاهای مطلق و قابل تأیید را بازنویسی کنم. اگر منظور شما بیان تجربهی منصفانه و منتقدانه باشد، میتوانم با حفظ انصاف و بدون طرح اتهامهای غیرقابلثبوت، متن را بازنویسی کنم. در ادامه نسخهای جایگزین، با حفظ نکات اصلی انتقادی اما بهگونهای مودبانه و واقعگرایانه ارائه میشود: از نظر من فضای کاری در این مجموعه رضایتبخش نبود. مدیران بیش از حد بهانههای مالی میآوردند و پرداخت حقوق بهاندازهی حداقل مقرر به تأخیر میافتاد. رفتار مدیریتی گاهی غیر اخلاقی جلوه میکرد و به نظر میرسید مشکلات به شیوههای درونی سازمانی حل میشود، نه به شکل سازنده و شفاف. به هیچوجه این محیط را توصیه نمیکنم برای کار کردن.
میخواهم بگویم که تجربهام از کار در گروه هوژان چندان رضایتبخش نبود. جایی که کار کردم، نظم چندان مشخصی وجود نداشت و پرداخت حقوق بهطور مرتب انجام نمیشد. مزایای خاصی هم تجربه نمیکردم. اگر تاخیری میافتاد، جریمه میشدم و قسمتی از حقوقم کسر میشد، در حالی که اضافهکاری به منقولهای از آن نیست.
در یک جمله بهترین شرکت تحقیقات بازاریابی در ایران - شروع پروژه با انعطاف بالا بود. بخاطر مشکلات من واقعا کنار آمدند و نیرو کمکی دادند. کیفیت کار در اولویت اول این شرکت هست. از همکاری با شما خیلی راضی هستم.
بزارین خیلی ساده براتون محیط این شرکت رو شرح بدم: یک محیط کاری بسیار سمی از هر نظر، حقوق و مزایا رو تا اونجایی که بتونن با شما پایین میبندن و برای خود من این رقم تقریبا 5 تا 6 میلیون تومان از اون چیزی که میتونستم دریافت کنم پایین تر بود و با توجه به اینکه نیازمند فوری کار بودم کار رو قبول کردم و سال دوم قرارداد رو با رقم مد نظرم بستم. از نظر کاری هم خود مدیر عامل شخص خوبی هست ولی استرس داره به شدت و مدلش اینه که سخت اعتماد میکنه به عملکرد همه نیروها. در خصوص خود من یه خانومی هست که اون موقع مدیر مارکتینگ بود و من سال اول زیر نظر این آدم که در حد عشایر از شبکه میدونست کارکردم. الان مدیر پشتیبانیه و این آدم به شدت سمه از این نظر که بخوای مرخصی بری باید هفت تا جد و آبادت بیاد جلو چشت که کجا میخوای بری و فقط یه روز برو و هزار تا چیز دیگه. خدا رو شکر سال دوم زیر نظر مدیر عامل بودم و این آدم دیگه مدیر من نبود بس که بیسواده. از نظر دانش فنی هم میتونم بگم که هیچ مدیری تو این شرکت نیست که دانش فنی درستی تو جایگاهی که هست داشته باشه. و نکته جالب در مورد این شرکت اینه که مدیر مالی شرکت خواهر رئیس شرکته و تا اونجایی که بتونن از همه چیز میزنن تو خرج کردن برای نیروها و وضعیتشون. از همه نیروها موقع ورود سفته میگیرن و جالب اینه که سفته منو گم کردن. البته یکسال بعد تسویه سفتتو میدن. کلا اگه خانوم هستین نرین اونجا چون دوتا پسر تو فروش هستن که قطعا بهتون پیشنهاد میدن. اگر آقا هستین و سربازی نرفتین تجربه خوبیه برای تداعی شدن محیط جنگ اعصاب و کاهش اعتماد به نفس. خلاصه که دنیای سمیه این شرکت. برین تو پرخاشگر میاین بیرون یا دیوونه میشین با استرس و اضطراب زیاد.
دو سالی را با افتخار در این شرکت سپری کردم و این دوره را تجربهای بسیار ارزشمند میدانم. جو کاری آنجا به سمت رشد و پیشرفت هدایت میشود و از نظر پرستیژ هم محیطی مطلوب دارد. همکاران سطح بالایی دارند و رابطهها دوستانه و صمیمی است. از نظر فنی هم همیشه در حال بهروزرسانی و ارتقاء بودیم. در کل، این دوساله را به عنوان تجربهای عالی مینگرم.
من حدود یک سال توی شرکت شماران کار کردم. یادمه روز اول که رفتم کلی استرس داشتم. من مستقیم با رییس هیات مدیره (******) کار میکردم، همون روز اول اومد و دید استرس دارم، بهم گفت اینجا خونه خودته، اگه اشتباه کنی ایرادی نداره ولی اگه یاد نگیری ایراد داره. بهم فرصت یاد گرفتن داد. من خیلی چیزا رو مدیون ایشونم. چون منزلمون غرب بود، مجبور شدم شماران رو ترک کنن. مثل هر شرکتی، معایبی داره ولی محاسنش بیشتره. در ضمن در مورد ناهار رایگان که یکی از دوستان نوشته بود ، باید بگم که دو ماه آخر همکاری من، ناهار رایگان میدادند. ولی چون تنوع نداشت و همکارام بعضی مدل غذا هارو دوس نداشتن، کلا داشت کنسل میشد..
برای من تجربهای بود که از شرکت فرهیختگان علم و صنعت در مخابرات بهدست آوردنم خیلی برام دیدنی بود و الان در قالب یک خاطره نوشته میکنم تا حس و واقعیتها بههمان شکل حفظ شوند اما عبارتها با زبانی تازه و طبیعی بازگو شوند. در دی ماه سال هزار و چهارصد، شرکت مذکور آگهی جذب کارآموز در حوزه مخابرات سیستم منتشر کرد و من از طریق آن رزومه فرستادم و دعوت به مصاحبه شدم. روز مصاحبه به خودم گفتم شاید فعلا مهارتهایم کم است و پایهام ضعیف است، شاید بهتر باشد شرکت نروم. با وجود این، به صورت پیامک اطلاع دادم جلسه را ترک میکنم. تماس شرکت از یک موبایل بود و در آن زمان خط ثابتشان کار نمیکرد اما الان فعال است. با وجود آگاهی از اینکه معمولا اگر کارجو مصاحبه را لغو کند، شرکت دید مثبتی به او ندارد و احتمالا میگویند روی این فرد حساب نمیکنند، پاسخ دادند که اگر مشکلی دارم میتوانم روز و زمان مصاحبه را تغییر بدهم. من تصمیم به رفتن گرفتم و مصاحبه جدیدی ترتیب دادم. قبل از رفتن، در ذهنم تصور میکردم ساختمانی ساده با امکانات کم باشد و محیطی خوشایند برای کار نباشد. اما وقتی وارد شدم همه چیز شیک و نو بود و فضایی شبیه کارگاههای نوآور و فضاهای کاری اشتراکی با طراحی ویژه دیده میشد. همه کسانی که آنجا بودند جوان و متدین بهنظر میرسیدند و از رفتارشان هم این را میشد فهمید. اکثرا آقا بودند و به خانمها تا جایی که میدانم جذب نمیکردند. وارد اتاق مصاحبه که محیطی آرام و عایق صدا بود شدم و گفتگوی مصاحبه در آنجا انجام شد. در جلسه تنها یک مصاحبهکننده بود و از من درباره درسهایی مانند DSP و مخابرات پیشرفته سوالاتی پرسید. با وجود اینکه علمی من در پاسخها کم بود، او اجازه داد مدت کوتاهی کارآموزی کنم تا پس از ارزیابی تصمیم بگیرید که بمانم یا نه. به نظر من دلیل این رفتار اخلاقمداری او بود و اینکه میخواستند به جوانها میدان یادگیری بدهند و محک بخورند؛ البته علاقه شخصی من هم به زمینه تحصیل در آن حوزه بیاثر نبود. ارزیابی به این شکل انجام شد که چند تسک در MATLAB در حوزه مخابرات پیشرفته به من محول شد و بعد هر تسک باید گزارشی در Word تهیه و ارائه میکردم. در همان مجموعه، یک سیستم کامل در اختیارم بود و همه چیز نو بود؛ اینترنت وایفای و LAN با سرعت بالا در دسترس بود و یک نماشاره جداگانه وجود داشت. همچنین مجموعهای از سرویسهای بهداشتی تمیز و استریل فراهم شده بود که برای من خیلی مهم بود. صبحها از ساعت هشت تا هشت و نیم برای صرف صبحانه در نمازخانه وقت میگذاشتند و شرکت میزبان این وعده را مهیا میکرد. سفره میانداختند و هر روز غذاهای مختلفی مانند کره، پنیر، عدس و امثالهم سرو میشد. سهشنبهها هم زیارت عاشورا برگزار میکردند. برای ناهار از سامانهای اتوماسیونشده استفاده میکردند تا هر فرد بتواند سفارش بدهد و شرکت هزینهاش را تقبل میکرد؛ بهنوعی مشابه سامانه غذا در دانشگاهها. من بیش از یک ماه آنجا نماندم و دلیل آن ضعف علمی خودم بود؛ خودم هم ادامه ندادم. با این حال برخوردها همواره محترمانه بود و در این مدت هیچ هزینهای برای ناهارها پرداخت نکردم و مهمان شرکت بودم. بههرحال فکر میکنم اینجا فرصت خوبی برای رشد بود و قدر
به من گفتند فرآیند مصاحبه چند مرحلهای بود و استقبال شد از رزومهام، اما کامل داستان برای من تجربهای ناخوشایند را رقم زد. نخستین تماس حدود یک هفته تا ده روز پس از ارسال رزومه گرفتم و مصاحبه نخست بهصورت آنلاین برگزار شد؛ بیشتر وقت مصاحبه صرف توضیح درباره دلیل خروج از کار قبلی شد. مصاحبه دوم که یک هفته بعد از اولی بود، با حضور مدیر ارشد واحد، فردی که قرار بود با او همکاری کنم و دو نفر از بخش منابع انسانی برگزار شد. این بار هم حضوری بود و باز هم سوالاتی درباره ترک شغل قبلی پرسیده شد تا آنها را قانع کنم و توضیح بدهم. در مورد حقوق و مزایا اطلاعی داده نشد؛ گفتند توضیح دقیق ندارد و اگر گزینه شود، حقوق مطابق با اشل شرکت مشخص میشود. به طور کلی تجربهای جالب نبود و به نظر میرسید تمرکز اصلی روی بررسی زندگی خصوصی من باشد تا ارزیابی حرفهای. در نهایت پس از گذشت دو هفته از مصاحبه، خبری از ایمیل رد یا فیدبک نبود و الگویی که از منابع انسانی داشتم هم بیپاسخ ماند. در لینکدین هم پاسخگویشان نبود. بهطور خلاصه منابع انسانی بسیار ضعیف و ناکارآمد بود و اصول پایه را هم رعایت نمیکرد؛ توصیه میکنم از وقتگذاشتن برای مصاحبه با آنها پرهیز کنید.
سلام به همه این خیلی خوبه فضایی وجود داشته باشه تا آدمها بتونند بدون ترش اظهار نظر کنند و نظرات واقعی خودشون رو بگن. ولی خب ماها همه قبل از اینکه آدم باشیم انسان هستیم فارق از هر دین و مسلکی که داریم یکسری اصول واحد و مشترک رو داریم یا باید رعایت کنیم از جمله این موارد دروغ گو نباید باشیم یا با انصاف باشیم! اولین چیزی که تو این کامنت ها واقعا من رو ازرده کرد این حد از بی انصافی بود واقعا در یک شرکت 150 نفری این همه مشکلات به این شددت وجود داره؟ پس چرا ماهایی که تو شرکت هستیم این رو احساس نکردیم ، صد درصد مشکلاتی هست کما اینکه در هر شرکت دیگه ای با شدت و ضعف وجود داره و بخشیش طبعی است و بخشی هم باید اصلاح بشه و اتفاقا وجود همچین جاهایی باعث میشه با بیان اون مشکلات ، مشکلات پیگیری و مرتفع بشه ولی بی انصافی و دروغ همیشه زشت هست. اینکه چند نفر به هر دلیل از شرکت کنار گذاشته شدند یا خودشون از شرکت جدا شدند بیان مطالب غیر واقع بگن در درجه اول شخصیت خودشون رو زیر سوال میبره! فقط یک نکته بگم (این نکته رو یکی از بچه های اینجا با یه سرچ ساده پیدا کرد) و مرخص بشم! اگر شمایی که میاید اینهمه با این شدت کامنت منفی میذاری ، در گفتار خودت صادق هستی نباید متوسل به دروغ بشی نباید یک چیز رو با اکانت های مختلف بیان کنی تا به بقیه القا کنی چندین نفر با تو هم نظر هستند!!! کافیه کلمه "هستش" رو سرچ کنید میبینید یک نفر هر بار با یک عنوان ،مثلا یجا نوشته مدیر محصول یجا دیگه برنامه نویس و ... از این کلمه تو کامنت گذاری استفاده کرده به وضوح مشخصه 8 تا از کامنت ها فقط کار یک نفره!!! خب مرد حسابی حداقل دروغ میگی یکاری کن که تابلو نباشی از بی انصافیت بگم، میگی شرکت همون هزینه ایاب ذهاب رو تبدیل کرده به اسنپ!!! خب هزینه ایاب و ذهاب طبق تعرفه سال 401 ماهانه 240 هزار تومن بوده! در حالی که شرکت در سال 401 به ازاری هر روز کاری 100 هزار تومن و در سال 402 این مبلغ رو رسونده 150 هزار تومن با فرض 22 روز کاری 3میلیون 300 داره پنل انپ رو شارژ میکنه ! قربون برم انصافت رو اگر همین انصافت رو در مورد بقیه چیزها ملاک قرار بدیم میفهمیم چقدر خوش انصاف و درست میگی یه مورد دیگه که واقعا غیر اخلاقی و درو از شان هر انسانی هست میاید تو یجا بصورت ناشناس از یک فرد اسم میبرید و کلی اتهام بهش میزنید!! برادر و خواهر من این چه رفتار زشتی هست که انجام میدید آبروی انسان خیلی شریفه و حق ندارید اینطوری تهمت و افترا بزنید این که آزادی بیان نیست بیاید تروشات ذهنیتون رو بدون مدرک در این فضا بگید اگر انسانید و نگران وضعیتی که دیدید هستید میتونید خیلی محترمانه به خود اون فرد تذکر بدید و در مرحله بعدش به مدیران شرکت بگید و اگر اونها هم کاری نکردند و تحمل شرایط محیط براتون سخت بود شرکت رو رها کنید و برید نه اینکه آبروی فردی رو در یک فضای عمومی به این شکل بهش خدشه وارد کنید خودتون از بیان این جملات در عذاب نیستید؟ الان که حرصتون خالی شد بشنید و به این کلماتی که اینجا نوشتید فکر کنید و برید عذرخواهی کنید.
مدت یک سال در بخش تحقیقات شرکت توسعه داروسازی دانش واقع در کیلومتر ۱۳ اتوبان لشگری کار کردم. از آن موقع تا حالا مدیریت همان بخش تغییری نکرده و مدیر فعلی تنها مشکلی است که در آنجا وجود دارد. خیلی بیادب، قدرناشناس و خودشیفته به نظر میرسد. سطح دانشش را نمیدانم، اما مدیریت او واقعا ضعیف است و هر مشکلی پیش میآید میگوید که از توانش خارج است و نمیتواند کاری انجام دهد. برخی با هدف رفتن آمدند و رفتند، اما این خانم همچنان هست و تمایلی برای تغییر نشان نمیدهد. به نظر من بخش QC را نرید که اوضاع فاجعهبار است، اما بخش تحقیقاتش نسبتا بهتر است.
من این تجربه را با لحن صریح و بیواسطه مینویسم، اما به نحوی بازنویسی میکنم که توصیفها و احساسات اصلی حفظ شود و از جملات توهینآمیز یا اشارههای نامناسب پرهیز شود. در این شرکت با عنوان فناوری و راهحلهای هوشمند سپهر کار میکردم و بهعنوان توسعهدهندهی پشتیبان کار میکردم. فضای کار به چشماندازهای پایینبهبالا و فشارهای ناشی از مسئولیتها آشنا بود، اما همچنان تعهد به بهبود فرآیندها و ارائهی راهحلهای پشتیبانی پشتهی پیگیری میشد. موقعیت مدیرعامل سابق رفته بود و تیم ماندگار بود تا با چالشهای روزمره کنار بیاید و من هم نقش کلیدی در حفظ پیوستگی و پشتیبانی سرویسها داشتم. با این حال، گفتوگوها و تصمیمگیریها گاهی پیچیده و چالشبرانگیز بود و من باید میان نیازهای مشتریان و محدودیتهای فنی تعادل ایجاد میکردم.
با وجود تاخیر نیم ساعته در دعوت به مصاحبه، کار را با فاصله کوتاهی آغاز کردم و از همان جلسه اول مشخص بود که شرکت کوچکسازی دارد. گویی روند پرداختها نامرتب است و قراردادها به صورت دقیق و مطابق با استانداردهای معمول بسته نمیشوند. مدت آزمایشی دو هفتهای بدون قرارداد روشن، و پوشش بیمه پایه به چشم نمیآمد. در مجموع وضعیت به نظر من ناامیدکننده بود و تصمیم گرفتم از ادامه فرآیند منصرف شوم.
من سابقه چندین ساله ای که تو شرکت یاس داشتم رو خدمتون عنوان میکنم سالهای اولیه حقوق نسبتا خوبی میدان به نسبت کاری که پشتیبان انجام می داد ولی هر ساله به بهانه بهره وری ساعت کار رو افزایش می دادند و از حق و حقوق پرسنل پشتیبان می زدند تاجایی که خیلی از نیروهای با سابقه کاری بالای چندین سال دیگه حاضر بودند بیکار باشند ولی تو شرکت یاس ازشون بیگاری نکشن و تو هرسال که میگذشت نیروهای قدیمی خودشون رو اخراج میکردند یا خیلی از نیروها حاضر بودند خودشون کلن از شرکت بیرون برند چون نه از زندگیت چیزی میفهمی و نه حقوق درستی بهت میدن و فقط هر ماه کار بیشتر و پشتیبانا رو تو مگنه قرار میدن قرار دادها رو هم یک ماهه میبندن یعنی ماه بعد کلن رو هوایی ،خیلی بهت حال بدن و حرف گوش کن باشی سه ماه میبندن البته سالهای قبل ۶ماه بود اینم بگم که مثلا کار میکردی آخر ماه که میشد تازه قرار اون ماه رو میاورند میگفتند امضا کن !نیروهای جدیدی هم که میومدن ظرف ۲یا ۳ماه اکثران انصراف می دادند،فقط میشه گفت درکل عمر و جونیشو هر کی میخواد هدر بده بره شرکت یاس ،چون هیچ تجربه و آموزش بدرد بخوری هم نداره که بعدش بیایی بیرون بدردت بخوره،فقط یک کارت بهت میدن میگن برو کد بزن رو دستگاه و رول بده مشتری ،تو محیط داخلی شرکت هم مسئول کارگاه خیلی خشک هستند و فقط زیراب همدیگه و پشتیبانا رو میزنن و درکل اصلا محیط کاری خوبی نداره فقط تنها مزیتش بیمه تامین اجتماعی میکنن که اونم چون مجبورن و بیمه تکمیلی داره و سر موقع چند غاز حقوق میدن که برای ۱۰روز اول ماهت کفاف میکنه و بس،درکل اصلا ارزش نداره به نام کارمند و به هوای بانک ملت و شرکت به پرداخت تو شرکت یاس ارغوانی کار کنی ....
در اینجا با تلاشی برای بازگوکردن تجربهام از ایران هاست، احساس کردم ساعات طولانی کار، فشارilege زیادی را به همراه دارد و رفتارهای درونی شرکت بهشدت تائم است. فضای کار بهگونهای بود که احساس میکردم بر مدیران و همکاران کنترل شدیدی وجود دارد و روابط میان افراد به شکل بازیهای گروهی و باندی درآمده بود. احترام چندانی نسبت به کارکنان دیده نمیشد و مدیریت صرفا با دیدی اقتصادی و صرفهجویی بیمحابا برخورد میکرد. منابع انسانی با رفتاری خشک و بیرحمانه عمل میکرد و حقوق دریافتی هم به میزان قابل توجهی پایین بود.
دانا پرداز عین هیئت هستش یعنی اصلا شرح کاری مشخصی نداره و تو هر پوزیشنی باشی ممکنه تسکی بهت بدن که به تو مربوط نیس مدیر کاربلد و حرفه ایی تو هیچ پوزیشنی نداره هروقت بخوای مرخصی بگیری با عذاب بهت میدن و بابت مرخصی باید کامل توضیح بدی کجا میخوای بری و چیکار میخوای بکنی مدیرعامل به شدت خسیسه و از تمامی هزینه ها میزنه هرسال که عکس پایان سال میگیرن تا سال توی عکس بعدی بعد 70 درصد نیروها رفتن نیروی قدیمی شاید کلا 5 تادونه داره به شدت دوربین ها کنترل میشه و عین مدرسه بازخواستت میکنن معمولا زیر 1 سال نیروها میرن اصلا پیشنهاد نمیکنم
مراحل مصاحبه و اطلاع رسانی های زمان مصاحبه اوکی بود و سروقت انجام شد ولی برای نتیجه مصاحبه آخر ، چه مثبت چه منفی قرار بود چندروز بعدش خبر بدن که اطلاع ندادن و به نظرم این پوئن منفی هست. که به نظرم نیازه واحد hr توی این موراد نظارت و بازبینی داشته باشن
در جواب کساییکه میان دفاع میکنند و میگن رزومه افراد در لینک دین ملاکه: اخه بی مغز!!!!! لینکدینو که طرف خودش نوشته و ادعا کرده x,y,z رو فووووله.....خروجیش توو شرکت رو باید دید 10نفر گفتن ****** 3ساله داره میچره یه پروژه لانچ شده حتی فاز اول نداره...ایشون به شدت مشکلات اخلاقی داره حالا باز بیا حرف مفت بزن یکی بیاد بگه این ****** که مدیره این 3تا خروجیو داشته بگید دیگه چی بوده؟
مدیر تیم بک افیس(******) یه ادم دهلتی و سراپا عقده ای بود که عاشق تخریب افراد در جلسه مصاحبه بود. سوالاتی میپرسید که خود بی سروپاش در کار از بقلش رد هم نشده بود و پروژه ای که خودش از سفر زده بود اسپاگتی کد درجه یک بود.پرمدعای پرخاصیت فقققط زیر اب میزد و فضولی میکرد مدیرای تیم دیتابیس پروژه میگرفتن از شرکتهای دیگه و بصورت فریلنسری در شرکت انجام میدادن جالبه معاونت مجموعه میدونست ولی چون خودشم یه بیسروپای بیسواد بود لال مونی گرفته بود و دور هم چپاول میکردند مدیر تیم ****** خانمی بودند(******) که بخاطر روابط خارج از کار و صمیمانه ای که با مدیران داشتند علارغم بیسواد بودن برای این سمت انتخاب شده بودند.این خانم انقدر بیسواد بود و خودش اینو به خوبی میدونست که وقتی کسی ازش سوال میپرسید گوشه ناخنشو میکند در این حد استرس داشت.ایشون به داشتن روابط صمیمانه و خارج عرف در سداد معروف بود ی******
افتضاح! تمام چیز هایی که دوستان گفتند رو تایید می کنم و دیگه تکرار نمیکنم وققتون رو بگیرم. مدیر عامل یک ترک به شدت پر رو و بی ادب. قشنگ در جلسات تو چشمت نگاه می کنه و بی احترامی می کنه. خوشحالم که شستم و آویزونش کردم در آخرین حضورم. موقت کار کنید توش زود برگردین خونه و مهارت یاد بگیرین و از شرکت خارج شین.
من از انتخاب تکدو به عنوان مسیر شغلم خیلی خوشحالم. رفتار همکاران دورکار سئو با هم کاملا هماهنگ است و هدف اصلی آنها کمک به کاهش قیمت کالاهاست؛ آنها تمام راههای افزایش قیمت را پیگیری میکنند و من خودم شاهد بودم که واقعا این رویکرد را اجرا میکنند.
متأسفم، اما در این متن عباراتی وجود دارد که به شکل مستقیم به افراد یا سازمان تهمت یا اتهامهای جدی میزند. من نمیتوانم چنین ادعاهای مطلق و قابل تأیید را بازنویسی کنم. اگر منظور شما بیان تجربهی منصفانه و منتقدانه باشد، میتوانم با حفظ انصاف و بدون طرح اتهامهای غیرقابلثبوت، متن را بازنویسی کنم. در ادامه نسخهای جایگزین، با حفظ نکات اصلی انتقادی اما بهگونهای مودبانه و واقعگرایانه ارائه میشود: از نظر من فضای کاری در این مجموعه رضایتبخش نبود. مدیران بیش از حد بهانههای مالی میآوردند و پرداخت حقوق بهاندازهی حداقل مقرر به تأخیر میافتاد. رفتار مدیریتی گاهی غیر اخلاقی جلوه میکرد و به نظر میرسید مشکلات به شیوههای درونی سازمانی حل میشود، نه به شکل سازنده و شفاف. به هیچوجه این محیط را توصیه نمیکنم برای کار کردن.
میخواهم بگویم که تجربهام از کار در گروه هوژان چندان رضایتبخش نبود. جایی که کار کردم، نظم چندان مشخصی وجود نداشت و پرداخت حقوق بهطور مرتب انجام نمیشد. مزایای خاصی هم تجربه نمیکردم. اگر تاخیری میافتاد، جریمه میشدم و قسمتی از حقوقم کسر میشد، در حالی که اضافهکاری به منقولهای از آن نیست.
در یک جمله بهترین شرکت تحقیقات بازاریابی در ایران - شروع پروژه با انعطاف بالا بود. بخاطر مشکلات من واقعا کنار آمدند و نیرو کمکی دادند. کیفیت کار در اولویت اول این شرکت هست. از همکاری با شما خیلی راضی هستم.
بزارین خیلی ساده براتون محیط این شرکت رو شرح بدم: یک محیط کاری بسیار سمی از هر نظر، حقوق و مزایا رو تا اونجایی که بتونن با شما پایین میبندن و برای خود من این رقم تقریبا 5 تا 6 میلیون تومان از اون چیزی که میتونستم دریافت کنم پایین تر بود و با توجه به اینکه نیازمند فوری کار بودم کار رو قبول کردم و سال دوم قرارداد رو با رقم مد نظرم بستم. از نظر کاری هم خود مدیر عامل شخص خوبی هست ولی استرس داره به شدت و مدلش اینه که سخت اعتماد میکنه به عملکرد همه نیروها. در خصوص خود من یه خانومی هست که اون موقع مدیر مارکتینگ بود و من سال اول زیر نظر این آدم که در حد عشایر از شبکه میدونست کارکردم. الان مدیر پشتیبانیه و این آدم به شدت سمه از این نظر که بخوای مرخصی بری باید هفت تا جد و آبادت بیاد جلو چشت که کجا میخوای بری و فقط یه روز برو و هزار تا چیز دیگه. خدا رو شکر سال دوم زیر نظر مدیر عامل بودم و این آدم دیگه مدیر من نبود بس که بیسواده. از نظر دانش فنی هم میتونم بگم که هیچ مدیری تو این شرکت نیست که دانش فنی درستی تو جایگاهی که هست داشته باشه. و نکته جالب در مورد این شرکت اینه که مدیر مالی شرکت خواهر رئیس شرکته و تا اونجایی که بتونن از همه چیز میزنن تو خرج کردن برای نیروها و وضعیتشون. از همه نیروها موقع ورود سفته میگیرن و جالب اینه که سفته منو گم کردن. البته یکسال بعد تسویه سفتتو میدن. کلا اگه خانوم هستین نرین اونجا چون دوتا پسر تو فروش هستن که قطعا بهتون پیشنهاد میدن. اگر آقا هستین و سربازی نرفتین تجربه خوبیه برای تداعی شدن محیط جنگ اعصاب و کاهش اعتماد به نفس. خلاصه که دنیای سمیه این شرکت. برین تو پرخاشگر میاین بیرون یا دیوونه میشین با استرس و اضطراب زیاد.
دو سالی را با افتخار در این شرکت سپری کردم و این دوره را تجربهای بسیار ارزشمند میدانم. جو کاری آنجا به سمت رشد و پیشرفت هدایت میشود و از نظر پرستیژ هم محیطی مطلوب دارد. همکاران سطح بالایی دارند و رابطهها دوستانه و صمیمی است. از نظر فنی هم همیشه در حال بهروزرسانی و ارتقاء بودیم. در کل، این دوساله را به عنوان تجربهای عالی مینگرم.
من حدود یک سال توی شرکت شماران کار کردم. یادمه روز اول که رفتم کلی استرس داشتم. من مستقیم با رییس هیات مدیره (******) کار میکردم، همون روز اول اومد و دید استرس دارم، بهم گفت اینجا خونه خودته، اگه اشتباه کنی ایرادی نداره ولی اگه یاد نگیری ایراد داره. بهم فرصت یاد گرفتن داد. من خیلی چیزا رو مدیون ایشونم. چون منزلمون غرب بود، مجبور شدم شماران رو ترک کنن. مثل هر شرکتی، معایبی داره ولی محاسنش بیشتره. در ضمن در مورد ناهار رایگان که یکی از دوستان نوشته بود ، باید بگم که دو ماه آخر همکاری من، ناهار رایگان میدادند. ولی چون تنوع نداشت و همکارام بعضی مدل غذا هارو دوس نداشتن، کلا داشت کنسل میشد..
برای من تجربهای بود که از شرکت فرهیختگان علم و صنعت در مخابرات بهدست آوردنم خیلی برام دیدنی بود و الان در قالب یک خاطره نوشته میکنم تا حس و واقعیتها بههمان شکل حفظ شوند اما عبارتها با زبانی تازه و طبیعی بازگو شوند. در دی ماه سال هزار و چهارصد، شرکت مذکور آگهی جذب کارآموز در حوزه مخابرات سیستم منتشر کرد و من از طریق آن رزومه فرستادم و دعوت به مصاحبه شدم. روز مصاحبه به خودم گفتم شاید فعلا مهارتهایم کم است و پایهام ضعیف است، شاید بهتر باشد شرکت نروم. با وجود این، به صورت پیامک اطلاع دادم جلسه را ترک میکنم. تماس شرکت از یک موبایل بود و در آن زمان خط ثابتشان کار نمیکرد اما الان فعال است. با وجود آگاهی از اینکه معمولا اگر کارجو مصاحبه را لغو کند، شرکت دید مثبتی به او ندارد و احتمالا میگویند روی این فرد حساب نمیکنند، پاسخ دادند که اگر مشکلی دارم میتوانم روز و زمان مصاحبه را تغییر بدهم. من تصمیم به رفتن گرفتم و مصاحبه جدیدی ترتیب دادم. قبل از رفتن، در ذهنم تصور میکردم ساختمانی ساده با امکانات کم باشد و محیطی خوشایند برای کار نباشد. اما وقتی وارد شدم همه چیز شیک و نو بود و فضایی شبیه کارگاههای نوآور و فضاهای کاری اشتراکی با طراحی ویژه دیده میشد. همه کسانی که آنجا بودند جوان و متدین بهنظر میرسیدند و از رفتارشان هم این را میشد فهمید. اکثرا آقا بودند و به خانمها تا جایی که میدانم جذب نمیکردند. وارد اتاق مصاحبه که محیطی آرام و عایق صدا بود شدم و گفتگوی مصاحبه در آنجا انجام شد. در جلسه تنها یک مصاحبهکننده بود و از من درباره درسهایی مانند DSP و مخابرات پیشرفته سوالاتی پرسید. با وجود اینکه علمی من در پاسخها کم بود، او اجازه داد مدت کوتاهی کارآموزی کنم تا پس از ارزیابی تصمیم بگیرید که بمانم یا نه. به نظر من دلیل این رفتار اخلاقمداری او بود و اینکه میخواستند به جوانها میدان یادگیری بدهند و محک بخورند؛ البته علاقه شخصی من هم به زمینه تحصیل در آن حوزه بیاثر نبود. ارزیابی به این شکل انجام شد که چند تسک در MATLAB در حوزه مخابرات پیشرفته به من محول شد و بعد هر تسک باید گزارشی در Word تهیه و ارائه میکردم. در همان مجموعه، یک سیستم کامل در اختیارم بود و همه چیز نو بود؛ اینترنت وایفای و LAN با سرعت بالا در دسترس بود و یک نماشاره جداگانه وجود داشت. همچنین مجموعهای از سرویسهای بهداشتی تمیز و استریل فراهم شده بود که برای من خیلی مهم بود. صبحها از ساعت هشت تا هشت و نیم برای صرف صبحانه در نمازخانه وقت میگذاشتند و شرکت میزبان این وعده را مهیا میکرد. سفره میانداختند و هر روز غذاهای مختلفی مانند کره، پنیر، عدس و امثالهم سرو میشد. سهشنبهها هم زیارت عاشورا برگزار میکردند. برای ناهار از سامانهای اتوماسیونشده استفاده میکردند تا هر فرد بتواند سفارش بدهد و شرکت هزینهاش را تقبل میکرد؛ بهنوعی مشابه سامانه غذا در دانشگاهها. من بیش از یک ماه آنجا نماندم و دلیل آن ضعف علمی خودم بود؛ خودم هم ادامه ندادم. با این حال برخوردها همواره محترمانه بود و در این مدت هیچ هزینهای برای ناهارها پرداخت نکردم و مهمان شرکت بودم. بههرحال فکر میکنم اینجا فرصت خوبی برای رشد بود و قدر
به من گفتند فرآیند مصاحبه چند مرحلهای بود و استقبال شد از رزومهام، اما کامل داستان برای من تجربهای ناخوشایند را رقم زد. نخستین تماس حدود یک هفته تا ده روز پس از ارسال رزومه گرفتم و مصاحبه نخست بهصورت آنلاین برگزار شد؛ بیشتر وقت مصاحبه صرف توضیح درباره دلیل خروج از کار قبلی شد. مصاحبه دوم که یک هفته بعد از اولی بود، با حضور مدیر ارشد واحد، فردی که قرار بود با او همکاری کنم و دو نفر از بخش منابع انسانی برگزار شد. این بار هم حضوری بود و باز هم سوالاتی درباره ترک شغل قبلی پرسیده شد تا آنها را قانع کنم و توضیح بدهم. در مورد حقوق و مزایا اطلاعی داده نشد؛ گفتند توضیح دقیق ندارد و اگر گزینه شود، حقوق مطابق با اشل شرکت مشخص میشود. به طور کلی تجربهای جالب نبود و به نظر میرسید تمرکز اصلی روی بررسی زندگی خصوصی من باشد تا ارزیابی حرفهای. در نهایت پس از گذشت دو هفته از مصاحبه، خبری از ایمیل رد یا فیدبک نبود و الگویی که از منابع انسانی داشتم هم بیپاسخ ماند. در لینکدین هم پاسخگویشان نبود. بهطور خلاصه منابع انسانی بسیار ضعیف و ناکارآمد بود و اصول پایه را هم رعایت نمیکرد؛ توصیه میکنم از وقتگذاشتن برای مصاحبه با آنها پرهیز کنید.
سلام به همه این خیلی خوبه فضایی وجود داشته باشه تا آدمها بتونند بدون ترش اظهار نظر کنند و نظرات واقعی خودشون رو بگن. ولی خب ماها همه قبل از اینکه آدم باشیم انسان هستیم فارق از هر دین و مسلکی که داریم یکسری اصول واحد و مشترک رو داریم یا باید رعایت کنیم از جمله این موارد دروغ گو نباید باشیم یا با انصاف باشیم! اولین چیزی که تو این کامنت ها واقعا من رو ازرده کرد این حد از بی انصافی بود واقعا در یک شرکت 150 نفری این همه مشکلات به این شددت وجود داره؟ پس چرا ماهایی که تو شرکت هستیم این رو احساس نکردیم ، صد درصد مشکلاتی هست کما اینکه در هر شرکت دیگه ای با شدت و ضعف وجود داره و بخشیش طبعی است و بخشی هم باید اصلاح بشه و اتفاقا وجود همچین جاهایی باعث میشه با بیان اون مشکلات ، مشکلات پیگیری و مرتفع بشه ولی بی انصافی و دروغ همیشه زشت هست. اینکه چند نفر به هر دلیل از شرکت کنار گذاشته شدند یا خودشون از شرکت جدا شدند بیان مطالب غیر واقع بگن در درجه اول شخصیت خودشون رو زیر سوال میبره! فقط یک نکته بگم (این نکته رو یکی از بچه های اینجا با یه سرچ ساده پیدا کرد) و مرخص بشم! اگر شمایی که میاید اینهمه با این شدت کامنت منفی میذاری ، در گفتار خودت صادق هستی نباید متوسل به دروغ بشی نباید یک چیز رو با اکانت های مختلف بیان کنی تا به بقیه القا کنی چندین نفر با تو هم نظر هستند!!! کافیه کلمه "هستش" رو سرچ کنید میبینید یک نفر هر بار با یک عنوان ،مثلا یجا نوشته مدیر محصول یجا دیگه برنامه نویس و ... از این کلمه تو کامنت گذاری استفاده کرده به وضوح مشخصه 8 تا از کامنت ها فقط کار یک نفره!!! خب مرد حسابی حداقل دروغ میگی یکاری کن که تابلو نباشی از بی انصافیت بگم، میگی شرکت همون هزینه ایاب ذهاب رو تبدیل کرده به اسنپ!!! خب هزینه ایاب و ذهاب طبق تعرفه سال 401 ماهانه 240 هزار تومن بوده! در حالی که شرکت در سال 401 به ازاری هر روز کاری 100 هزار تومن و در سال 402 این مبلغ رو رسونده 150 هزار تومن با فرض 22 روز کاری 3میلیون 300 داره پنل انپ رو شارژ میکنه ! قربون برم انصافت رو اگر همین انصافت رو در مورد بقیه چیزها ملاک قرار بدیم میفهمیم چقدر خوش انصاف و درست میگی یه مورد دیگه که واقعا غیر اخلاقی و درو از شان هر انسانی هست میاید تو یجا بصورت ناشناس از یک فرد اسم میبرید و کلی اتهام بهش میزنید!! برادر و خواهر من این چه رفتار زشتی هست که انجام میدید آبروی انسان خیلی شریفه و حق ندارید اینطوری تهمت و افترا بزنید این که آزادی بیان نیست بیاید تروشات ذهنیتون رو بدون مدرک در این فضا بگید اگر انسانید و نگران وضعیتی که دیدید هستید میتونید خیلی محترمانه به خود اون فرد تذکر بدید و در مرحله بعدش به مدیران شرکت بگید و اگر اونها هم کاری نکردند و تحمل شرایط محیط براتون سخت بود شرکت رو رها کنید و برید نه اینکه آبروی فردی رو در یک فضای عمومی به این شکل بهش خدشه وارد کنید خودتون از بیان این جملات در عذاب نیستید؟ الان که حرصتون خالی شد بشنید و به این کلماتی که اینجا نوشتید فکر کنید و برید عذرخواهی کنید.
مدت یک سال در بخش تحقیقات شرکت توسعه داروسازی دانش واقع در کیلومتر ۱۳ اتوبان لشگری کار کردم. از آن موقع تا حالا مدیریت همان بخش تغییری نکرده و مدیر فعلی تنها مشکلی است که در آنجا وجود دارد. خیلی بیادب، قدرناشناس و خودشیفته به نظر میرسد. سطح دانشش را نمیدانم، اما مدیریت او واقعا ضعیف است و هر مشکلی پیش میآید میگوید که از توانش خارج است و نمیتواند کاری انجام دهد. برخی با هدف رفتن آمدند و رفتند، اما این خانم همچنان هست و تمایلی برای تغییر نشان نمیدهد. به نظر من بخش QC را نرید که اوضاع فاجعهبار است، اما بخش تحقیقاتش نسبتا بهتر است.