شرکت میزبان فا را تجربه کردم و اکنون آن را به زبان ساده و بیطرف بازگو میکنم تا دیگران به دام این رفتارها نیفتند. با وجود تمایل کم، تصمیم گرفتم تجربهام را به اشتراک بگذارم تا از تکرار مشکلات مشابه جلوگیری شود. من کار تولید محتوا را برای این شرکت به صورت دورکاری و به مدت یک سال انجام دادم؛ پنج ماه از این مدت فراتر از قرارداد بود و با این وجود تنها ده هزار تومان به ازای هر مقاله به عنوان افزایش حقوق پرداخت شد. قرارداد صراحت داشت که پایان قرارداد موجب حذف اکانت نویسنده از مقالات نمیشود، اما شرکت به این تعهد پایبند نبود و اگر از دلیلش سوال میکردم، میگفتند حضور نام نویسنده در انتهای مقالات به برندینگ شرکت آسیب میزند. در طول تقریبا هفده ماه همکاری، بیش از چهارصد و پنجاه مقاله تخصصی با گاهی تا پنج هزار واژه برای وبلاگ این هاستینگ نوشتم. کار من از تولید محتوا فراتر رفت و از همان ابتدا در زمینههای برنامهریزی تقویم محتوایی، لینکسازی داخلی و خارجی، پاسخگویی به نظرات کاربران و حتی بخشی از کارهای کدنویسی مرتبط با وبلاگ و برخی بخشهای سایت اصلی هم مشارکت داشتم. اما نتیجهی کار چه بود؟ اکانت نویسندگی من حذف شد و نام مقالات به نام مدیر مجموعه تغییر یافت. در این هاستینگ هیچ امنیت شغلی احساس نمیشود، حتی اگر کار به صورت حضوری انجام شود؛ اتفاقی که برای یکی از همکارانم نیز رخ داد و قرارداد همکاری را بستند بدون اینکه نسخهای از قرارداد به کارمندشان بدهند. از نظر حقوق و مزایا نیز اوضاع روشن نبود. دو ماه حقوق را به بهانهی مشکلات مالی پرداخت نکردند؛ در حالی که با این سرمایه شرکت در زمان ما، سرمایهگذاری میکردند و با بالا رفتن قیمت دلار، سرور تهیه کرده و میزبانی را در هاست ایران متمرکز کرده یا ارائه هاست خارجی را به طور کامل متوقف کردند. در آن زمان وضعیت مالی من خوب نبود و حقوق پنجاه تا هفتصد هزار تومان در ماه واقعا پاسخگوی نیازها نبود. مسئله بازاریابی هم از دیگر جنبهها بود. از طریق بازاریابی ماهیانه بیش از دو میلیون و پانصد هزار تومان بهعنوان ده درصد از فروش درآمد داشتم، اما این مورد هم دستکاری شد و پس از چند ماه فهمیدم که هفت درصد از هر فروش از سوی اکانتم کسر شده است. حالا تصور کنید چه میزان فروشی به سمت شرکت فرستاده بودم. پس از حذف اکانت، دیگر درآمد بخش بازاریابی واریز نشد و با بیشرمی اعلام کردند که بر اساس دستور مدیریت، تسویهحساب بازاریابی برای من مقدور نیست و مبلغی بیش از پنج میلیون تومان از دست رفته بود. این تجربهها تنها بخشی از مواردی است که لازم دیدم بازگو کنم. واقعیت هستند و هیچکدام اغراق یا تحریفشده نیستند. موارد دیگری وجود داشت که به دلیل رعایت قوانین انتشار در جاب گای از بیانشان خودداری کردم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من دو سالی میشود که به عنوان کارشناس فروش در این شرکت فعالم و همیشه به ارزشهای انسانی بها میدهد. در پارس پک به مدیریت فلت، آگاه و همراه با حس مسئولیت توجه میشود و برنامهریزی روشن و چشمانداز مشخص از ویژگیهای بارز اینجا است که مسیر رشد را هم بهطور شفاف نشان میدهد. همکاری در تیم فروش بسیار دوستانه و صمیمی است و همه با هدف رشد مشترک تلاش میکنیم. من برای پارس پک حس تعلق عمیقی دارم و آن را خانواده دوم خود میبینم. این شرکت در زمان شیوع کرونا از همان آغاز، به منظور حفظ سلامت پرسنل، امکان دورکاری را برای همهی جایگاههای شغلی فراهم کرد و این رویه همچنان ادامه دارد.
من پانزده سال تجربه در دنیای فناوری دارم و از نظر من کار با این شرکت بهار سامانه شرق یکی از بهترین تجربههای من بوده است. هر شرکتی نقاط ضعف خودش را دارد، اما بهار سامانه شرق نسبت به بیشتر شرکتهای این حوزه کمترین مشکلات را داشت و این مسأله را با چشم خودم دیدم. نظرات دیگران را هم دیدم و فکر میکنم بسیاری از آنها بر پایه احساس لحظهای نوشته شده و نمیشود در یک ماه قضاوت کلی درباره یک سازمان کرد. در نهایت میخواهم بگویم که در این مجموعه پیشرفت کردم و این پیشرفت را مدیون همکاران و تیم بهار سامانه هستم؛ اگر روزی از اینجا جدا شوم، خاطرات خوبی که با اعضای تیم داشتم هیچوقت فراموش نمیشود.
در دو سال اخیر با وجود مشکلات دیرینهای مثل پرداختهای نامنظم و بیثباتی مدیریتی، وضعیت شرکت به شدت بهبود یافته و دیگه دغدغه مالی برای کارکنان باقی نمانده است. منبعث از تجربهام به عنوان برنامهنویس، اگرچه سالهای ابتدایی با چالشهای زیادی همراه بود، اما اکنون شرایط تغییر کرده و ثبات بیشتری ایجاد شده است.
متوجه شدم هنگام استخدام به من قول حقوقی داده شد که شامل عیدی و پاداش میشود، اما بعدا فهمیدم که اینها جزء قرارداد نبودند و اضافهکاری هم پرداخت نمیشود. در مواقعی که تعطیلات رسمی یا بحران کووید مطرح شد، از من و همکاران خواسته شد تا به شرکت بیاییم بدون پرداخت اضافهکار یا پاداش و حتی در دو هفته تعطیلی هم از ما خواسته شد حضور داشته باشیم و هیچ مزدی اضافی نشد. تصور میکنم با وجود اظهار نظرهای مدیران مبنی بر اینکه حقوق حدودا بالاست، هیچ پرداخت دیگری برایمان در نظر گرفته نشد. قرارداد ما یکساله بود و مقرر بود هر یک ماه یک پرداخت انجام شود، اما پس از دو ماه تصمیم گرفتند که بهطور کامل از کار کنار برویم بدون توضیح یا دلیل مشخص. من به هیچ وجه این شرکت را برای کار کردن به کسی پیشنهاد نمیکنم.
به عنوان تجربهای واقعی از کار در موج آینده فرافن با فاصله از هر گونه قضاوت مستقیم درباره شرکت، بازنویسی میکنم. شرکت موج آینده فرافن را به عنوان جایی میبینم که پروژههای فنی به شدت چالشبرانگیز هستند و فرصتی برای یادگیری و پیشرفت ایجاد میکنند، بهطوری که از سطح کارآموز تا توسعهدهندگان باتجربه بتوانند قدم رو به جلو بردارند. اما نکتهای که به نظر میرسد ضعف باشد، ناپایداری تصمیمگیریهاست که به شکل روزمره اتفاق میافتد و به نظر میرسد از جانب کارشناس تا مدیران ارشد، کمکی برای همفکری جمعی احساس نمیشود و اصول جمعی در شرکت خیلی ملموس نیست. یکی دیگر از مسائل، تعادل کار و زندگی است؛ گاهی بسته به شرایط باید به مدت طولانی در شرکت حضور داشت و اضافهکاری انجام داد، اما پاداش یا پرداخت اضافهکاری به اندازه کافی دیده نمیشود و کارها به اندازه کافی قدردانی نمیشوند. همچنین پایه حقوق در این شرکت پایین است؛ از بازار حداقل با چند ده درصد اختلاف کمتر است و این موضوع باعث میشود جذب نیروهای با تجربه دشوار شود و در نتیجه کیفیت کار به طور متوسط باقی بماند.
در شبیهسازان منطق کار میکنم و بهعنوان برنامهنویس اندروید تجربهای پر از یادگیری و فرصت پیشرفت داشتم. با وجود کوچکی شرکت، فضای آموزشی مناسبی وجود داشت و زمان و فرصتهای لازم برای یادگیری به شکل کافی در اختیار من قرار میگرفت. رابطهی مدیران با تیم معمولا با احترام و ادب بود. با این حال، کمبود دانش فنی در برخی افراد میتواند منجر به بروز اختلاف نظرهای زیاد شود. نقش من در تیم غالبا به این صورت بود که اقدام انجام کار را تعیین میکردم و دیدگاه برنامهنویس نقش تعیینکنندهای کمتر داشت. در برخی مواقع، تفاوت دیدگاهها میان برنامهنویس و سایر همکاران محسوس بود و گاه به نظر میرسید که اهمیت نظر برنامهنویس چندان ملاک نیست. برای حقوق پیشنهادی یا درخواست افزایش، تجربهام نشان میدهد که معمولا این کار توصیه نمیشود و بهطور کلی جایی برای درخواست اضافه حقوق دیده نمیشد. در خصوص غیبت، کسری کار و اضافهمرخصی، ضریبهایی لحاظ میشد اما برای اضافهکاری چنین مزیتی وجود نداشت. برای برنامهنویسانی که حداقل سه سال یا بیشتر سابقه دارند، این محیط چندان مناسب به نظر نمیرسید.
در این شرکت جو بهقدری گرم است که احساس میکنم فضای کار برای افراد بااستعداد و سالمی که وجود دارن، به خوبی فراهم شده است. بهطور کلی، فضای تیمی دوستانه و صمیمی بود و برخورد همکارها نسبت به همدیگه خیلی خوب بود. اما جنبههای منفی زیادی هم دیدم. تعادل بین کار و زندگی بهشدت پایین بود؛ ممکن بود تا نه شب به پروژهها برسیم و دوباره در روزهای بعد تا صبح مشغول کار باشیم. حجم کار بهقدری بالاست که فشار زیادی ایجاد میکند. تصمیمگیری هم تکفرمانه نبود و نیازمند چند نفر بود، بنابراین روند تصمیمگیری مشخص و روشن نبود و ساختار مدیریتی هم بهطور واضح مشخص نشده بود. برای مدت کوتاه، کار در این شرکت میتواند خوب باشد، اما تداوم و پایداری کم است و طولانیمدت خیلی دشوار بهنظر میرسید.
سلام من الان حدود 7 یا 8 ماهه که تو پارس پک مشغولم که به دلیل کرونا کلا دور کار بود و فقط هم تیمی هام رو میشناسم ولی هیچ موردی تا حالا وجود نداشته که ناراحت کننده باشه و همه چیز روی حساب و برنامه ریزی هستش نه فشار زیادی تو کار هست نه بی برنامه گی و بیکاری. روابط با احترام کامل و از لحاظ مالی طبق توافق و انتظار. خلاصه نکته منفی تا به امروز وجو نداشته که بگم. البته همیشه جا برای بهتر شدن هست ولی خود کارمندا مشمول این قانون هستن پس میشه اینو فاکتور گرفت.
شرکت ارمغان راه طلایی را تجربه کردم، جایی که وضعیت حقوق و مزایا و امکانات رفاهی کارمندان به وضوح تحت تأثیر مالکیت شرکت است. برخلاف تصور رایج برخی مدیران در شرکتهای دیگر که میگویند هزینهها از جیب خودشان است، اینجا معمولا انعطاف یا قدردانی کم است و فضا به سمت این برداشت میرود که مسئولیت مالی بیشتری با کارمند است. اغلب کارکنان توانمند مدت زیادی اینجا نمیمانند و نرخ جابهجایی بالاست. حقوق پایه تقریبا نصف دستمزدی است که تقاضا میکنید و در ابتدای هر ماه پرداخت میشود، اما سایر بخشهای حقوق و باقی مزایا به شکل نامنظم و در میانه ماه یا حتی ماههای بعد واریز میشود. دپارتمان فنی ساختار مشخصی ندارد و رویهها قدیمی و اداری است. مدیر فنی سابقه کار کارمندی ندارد که به درد مشکلات کارکنان بخورد. از آن سو، از آنجا که مدیران بخشهای مختلف از خویشاوندان درجه یک یکدیگر محسوب میشوند، انتظار تغییرات معنادار در شیوههای مدیریتی بعید به نظر میرسد و در صورت مواجهه با رفتاری نامناسب، احتمال ترک شرکت وجود دارد. اگرچه مدیر فنی در زمینه قواعد کسبوکار پروژهها اطلاعات نسبتا خوبی دارد، اما در بخش طراحی و پیادهسازی و همچنین معماری برنامهها دانش لازم را ندارد و اغلب با توهم خودبزرگبینی و ادعای «همیشه درست میگویم» مداخلههای غیرضروری مشاهده میشود. مرزبندی مناسب با کارکنان ندارد و گاهی رفتارهای کودکانهاش حاشیهها و دلخوریهای کوچکی در واحد فنی ایجاد میکند. این سطحینگری را حتی میشود از نحوه برگزاری مصاحبههای فنی شرکت نیز برداشت کرد. با توجه به این شرایط، بعید است هر کسی بتواند با چنین مدیرانی سازگار باشد و برای همین لازم دیدم به این نکته اشاره کنم. برای کارکنان تازهکار، به مدت یک سال ارمغان نسبتا خوبی برای آشنایی با حوزههای مختلف IT و طراحی نرمافزار است، اما برای افراد باتجربه که دنبال کارهای متفاوت و مسئولیتهای مهم با مزایا و حقوق مناسب هستند، گزینه مناسبی به نظر نمیرسد. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره عمق و کیفیت خدمات و محصولات شرکت، توصیه میکنم به وبسایت رسمی آن مراجعه کنید.
شرکت آدانیک افزار برای من تجربهای بود که در عین واقعبینانهبودنش، نکات مثبتی هم در کنار میگذاشت. فضای کار توی تیمها و میان افراد، بهویژه برای اولین تجربهکار، انتخابهای خوب و دقیقی انجام میشود و همدلی و همکاری تا حد زیادی مشهود است. برخورد در محیط آدانیک به شدت مبتنیبر احترام است؛ هیچگونه فشار از جانب زیرآبزدن، دورویی یا توهین دیده نمیشود و تا حد ممکن تعامل بین همکاران عادلانه و همراه با پشتیبانی است. همچنین محیط کار نسبتا شفاف است و به کارکنان اعتماد داده میشود تا در انتخاب فناوری و اجرای کارها تصمیم بگیرند. مثل هرجا، اینجا هم کموکسریها وجود دارد و برخی مسائل ممکن است اعصابخردکن باشند، اما نکتهی قابل توجه این است که همواره امکان گفتوگو درباره همهچیز وجود دارد. مدیران میانی، بخش منابع انسانی و خود مدیر شرکت همواره آمادهی شنیدن مشکلات هستند و خیلی وقتها صحبتها به نتیجه نمیرسد، اما کیفیت رویکرد شنیدن و جلوگیری از پاسکاری بیمعنی، برایم ارزشمند است و یکی از ویژگیهای مثبت محسوب میشود.
برای تجربه کاری من در شرکت توتان، وارد مسیر کار به عنوان بکاندی شدم که دورکاری بود و توافقم حداکثر پنج ساعت در روز بود؛ اما خیلی زود فهمیدم که وضعیت فرق میکند. در همان هفته اول با وعدههای پاداش و صحبت از شرایط فوقفشار، از تیم تولید فشار زیادی آوردند و تا سه صبح به صورت آنلاین کار میکردیم، حتی در روزهای تعطیل و پس از مدتی گفتند بیایید حضوری ادامه بدهیم تا کار را تمام کنیم. مدیران ارشد شرکت در کوچکترین جزئیات فنی هم نظارت میکردند و اجازه نمیدادند خودمان مستقلا کار کنیم، درحالی که دانش فنی آنها خیلی پایین بود و اطلاعاتشان به حدی نبود که فراتر از چند خط ویکی به نظر برسد. مدیر پروژه قدرت کلام نداشت و هر چه بالادستان میگفتند، فقط پاسخ میدادند چشم؛ بدون این که از لحاظ فنی بتوانند پیادهسازی نیازها را توجیه کنند. هر روز درخواستها تغییر میکرد و ادعاهای دیروزشان را عوض میکردند، تا آنجا که در نهایت مجبور شدیم ازشان صورت جلسه و دستخط با امضا بگیریم، اما روز بعد دوباره نظرشان تغییر میکرد. همیشه تحت فشار کار میکردیم و پس از اخراج یکی از اعضا، حقوق را پرداخت نکردند و گفتند مستندات را بدهیم! در حالی که تولید مستندات در زمان تولید کد انجام میشد نه وقتی یکی از اعضا شرکت را ترک کرده باشد. متأسفانه چند ماه از زندگیم را کنار این افراد گذراندن را به یاد دارم.
شرکت دیجی آلفا فضایی عالی برای رشد است. من به عنوان کارآموز کارم را آغاز کردم و در همان دوران پروژهای را به انجام رساندم و برای دوره کارآموزی حقوقی دریافت کردم؛ پس از یک ماه به خدمت رسمی رسیدم و از همان ماه اول بیمه شامل حالم شد. این شرکت کوچک است اما برای پیشرفت فرصتهای زیادی دارد، رفتار همکاران بهخوبی دوستانه است و مدیریت با احساسی مسئولانه عمل میکند. برای برنامهنویسان احترام میگذارند و نگاه بالای سرانه وجود ندارد. حقوق و مزایا بهطور منظم پرداخت میشود و تا به حال مشکلی در این زمینه نبوده است. در کل کار در این مجموعه واقعا لذتبخش است، بهخصوص برای من که جوان و تجربهام کم بود. از همان ماه دوم، قبل از آغاز هر پروژه، مدیر پروژه میآمد و میپرسید آیا کار برایم سنگین است و میتوانم تحویل دهم یا نه؛ اگر مشکلی بود، پروژه دیگری به من پیشنهاد میشد. نقطه قوت اصلی شرکت از نظر من مدیرعامل است که فرد منصفی است و درک خوبی از مسائل فنی دارد و به صحبتهای توسعهدهندگان اهمیت میدهد؛ این ویژگی خیلی در کار کمک میکند. در کل، کار کردن در دیجی آلفا را پیشنهاد میکنم، چون اگر با همین روند جلو برسد، آینده شرکت امیدوارکننده به نظر میرسد.
برای کسی که دنبال حقوق ثابت و بیچالش یادگرفتن است و قصد ندارد انتقاد کند یا برخلاف روند فعلی اعترضی داشته باشد، کار در این سازمان میتواند مناسب باشد. کارکنان بسیار ممتاز با شرایم کاری خاصی روبهرو هستند و موقعیتهای واقعی رشد از دست میرود، چون مدیریت به شیوهای شخصی با مسائل برخورد میکند و برخی از اعضای خانواده رئیسسازمان در تصمیمگیریها نقش اصلی دارند. در ظاهر، شرکت تبلیغات و برندینگ را تبلیغ میکند اما به نظر میرسد فضای سازمانی برای ماندن طولانی مدت و توسعه فردی مساعد نیست و بسیاری از نیروها ترجیح میدهند زودتر جدا شوند. به گفتهی این کاربر، اگر هدفتان تنها دریافت حقوق و یادگیری محدود است و تمایلی به انتقاد یا تغییر وضعیت ندارید، اینجا میتواند گزینهای مناسب باشد.
برای من این شرکت هیچکمکی به نیروها ارائه نمیکرد و از امکانات رفاهی یا ابزارهای لازم کاری خبری نبود. مدیریت انتخابشده هم اغلب به چالشطلبی علاقهای نشان نمیداد و بیشتر سعی میکرد رضایت مدیران ارشد را جلب کند تا به نیازهای تیم بیتفاوت باشد. در مورد حقوق و مزایا، مسیر رشد پروژه و امکانات شناوری هم چیزی که انتظار داشتم دیده نمیشد. آنچه بیش از هر چیز برایم ناامیدکننده بود، نبود خروجی مشخص و عدم رونق در مسیر پروژهها بود.
در یک سال و نیم حضورم در شرکت ناواکو، تجربهای کاملا ناخوشایند داشتم و باور دارم که در حوزه فناوری اطلاعات بانکی ضعیفترین مجموعه است. با هر تغییر مدیر، افراد جدید به طور گروهی وارد میشدند و خیلی سریع نیز از شرکت جدا میشدند؛ این رفت و آمدهای مداوم باعث میشد پروژهها از همان ابتدا دوباره آغاز شوند و هیچوقت روند رو به جلو را طی نکند. از لحاظ تخصصی چیزی به اندوختههایم اضافه نشد؛ محیطی آلوده به رفتارهای دولتی و پارتیبازی، زیرآبزنی و چاپلوسی حاکم بود و پیشرفتی احساس نمیشد. حقوق و مزایا نسبت به سایر شرکتهای بانکی کمتر بود و این موضوع هم مزید بر علت بود تا انگیزهبخش نباشد. به هیچ عنوان کار در این شرکت را به دیگران پیشنهاد نمیدهم، حتی برای کارآموزی یا کسب تجربه کاری. بعد از استعفا نیز حدودا نه ماه طول کشید تا تسویه حساب کنم و با زور انجام شد، با داد و قال و شکایت و …، و معمولا ادعا میکردند بودجه نداریم و به راحتی تسویه نمیکنند.
در این مجموعه مینگرم که هدف و نوآوری مشخصی وجود دارد و این به من انگیزه میدهد. ساعات کاری نسبتا انعطافپذیر است و بیمه هم ارائه میشود. اما مشکلات زیادی هم وجود دارد. با اینکه ایدهها ارزشمندند، منابع مالی کافی ندارند و این فشار کاری زیادی به کارکنان وار میکند. پاداش یا کارانه در کارها نیست و حقوق هم با تاخیر پرداخت میشود و گاهی تا دو ماه طول میکشد تا تسویه شود. قراردادها معمولا به صورت ساعتی است و با دستمزد مناسبی توافق میشود، اما نبود قرارداد مکتوب شفاف باعث میشود پس از مدت کوتاهی متوجه شوید که از حقوق، بیمه و مالیات کسر شده و حتی به دلیل زمانبندی ناهار، به طور روزانه یک ساعت از زمان شما کم میشود؛ امری که با قوانین وزارت کار مغایرت دارد. همچنین وقتی همکاری قطع میشود، هیچ سنوات یا عیدی به کارمند تعلق نمیگیرد. فضای داخلی شرکت دوستانه است و این احساس صمیمیت میتواند باعث شود برخی همکاران پشت میزهایشان سیگار بکشند، با لباسهای ناراحت و دمپایی حضور یابند، یا صدایشان بلند باشد و با هم صحبت و بخندند. ساختمانی که شرکت در آن مستقر است یک واحد آپارتمانی مسکونی است که بارها توسط شهرداری پلمپ شده است. برای ارزیابی دقیق اوضاع، میتوانید یک هفته آزمایشی در شرکت بمانید تا ببینید روند کار چگونه است و بیشتر کارشناسان حاضر را تازهوارد بدانید، چرا که به نظر میرسد اغلب کارکنان جدید هستند و تجربه طولانی با این حالت ندارند. اگر دنبال جایی هستید که فقط بیمه را به صورت ساده بدهند، کار جدی نباشد و اهمیت حقوق دقیق و بهموقع از بین برود، این مجموعه میتواند گزینهی مناسبی باشد؛ اما اگر تجربهی کاری قوی و کار تیمی حرفهای مدنظر است، اینجا را توصیه نمیکنم.
به عنوان کارمند سابق، تجربه من از شرکت آسان پرداخت این بود که در یکی از پروژههای شرکت به نام کارینگ، شش ماه مشغول به کار شدم هرچند قرارداد من با آسان پرداخت بود. در ابتدای ورود از من آزمایشهای عدم اعتیاد و عدم سو پیشینه به عمل آمد که هزینه آنها به عهده خودم بود. یکی از نکات قابل اشاره این است که اگر شش ماه در این مجموعه کار کردی و به هر دلیلی همکاری قطع شد، هزینه بیمه تکمیلی برای یکسال از حقوقت کسر میشود و این موضوع برای من که شش ماه آنجا بودم اتفاق افتاد. علاوه بر آن، بابت تاخیر با ضریب معین از حقوق کسر میشد و تقریبا بین یکی تا دو میلیون تومان هر ماه کسر میشد. اما در نهایت هنگام تسویه، مجددا کسر صورت میگرفت در حالی که پیشتر هر ماه کسر شده بود. تسویه نیز پس از هشت ماه انجام شد. در کل به نظر میرسد بهتر است از همکاری با این شرکت خودداری کنید.
تصور میکنم پروفایل محیطی مناسب برای رشد استعدادهاست؛ از همان اول متوجه شدم که فضای شرکت طوری طراحی شده که نیروها بتوانند در مسیر شغلیشان پیشرفت کنند و اکثر افراد وارد پروسه به عنوان کارآموز میشوند و پس از حدود یک سال به سطوح بالای تخصصی میرسند. با این حال، از منظر تجربهی کاربری، مسیر طولانی برای رسیدن به نتیجهی مطلوب گاهی روحیهی تیم را تحتتأثیر منفی قرار میداد، مخصوصا با توجه به تمرکز شرکت روی یک پروژهی بزرگ شبکه اجتماعی. از طرفی، جو کاری خوب بود: فضای کار دوستانه، وجود قهوه و خوراکیها و امکانات دیگر باعث میشد حس همکاری و صمیمت میان همکاران تقویت شود. در زمینهی حقوق هم، آخرین روندی که در حال انجام بود، تدوین فرمولهایی برای تعیین ضریب پرداخت بود تا به الگویی عادلانه برسد؛ اما دقیقا به کجا رسید را به خاطر نمیآورم.
سالها بود که فهمیدم محیط کار میتونه به شکل دیگهای هم وجود داشته باشه و من تجربهم از نحوه برخورد در این شرکت چنین بود. نزدیک به یک سال در دفتر مرزداران شرکت کار میکردم و بهعنوان کارشناس تیم نرمافزار فعال بودم. حقوق کارمندان اینجا بهموقع نیست و گاهی خیلی کمتر از حقمان میدادند؛ حتی با وجود تلاش، واضح بود که امکان پیشرفت وجود ندارد و رفتار مدیران بهنوعی از کارگرها انتظار میرفت بدون توجه به بخش کاریشان. اعتراض هم نتیجهای نبود و میگفتند همین است که هست، و در کنار این وضعیت، برخی هم جبران میکردند که بیرون نروند؛ مردم در صفهای طولانی برای این جا میماندند. اگر تصمیم دارید به این شرکت وارد شوید، چه دفتر مرزداران چه دفتر جردن، باید قبول کنید از دید کارفرما بهعنوان کارگر شرکت محسوب میشوید و خبری از غذای رایگان یا حقوق مناسب نیست. حتی برای رفتن به دستشویی هم باید تعبیری مانند نظارت شدید را بپذیرید و گاهی با تذکرهایی درباره زمانهای استفاده مواجه میشوید. از مزایا هم برخی دیدگاهها را میتوان ذکر کرد؛ بهعنوان مثال در برخی مواقع برای تولد همکاران کارت هدیه میدادند یا گاه برنامههای تفریحی مانند سالن فوتبال میگرفتند تا کارمندها کمی استراحت کنند. با وجود این، محیط کاری از نظر حقوقی و رفتاری چندان مطلوب نیست. در مجموع، اگر دنبال احترام و دریافت حقوق دقیق و با ضابطه هستید، اینجا شاید جای مناسبی نباشد، هرچند دوستیهایی که در آن سال ایجاد شد چیزهای مثبت خاصی به همراه دارد.
شرکت میزبان فا را تجربه کردم و اکنون آن را به زبان ساده و بیطرف بازگو میکنم تا دیگران به دام این رفتارها نیفتند. با وجود تمایل کم، تصمیم گرفتم تجربهام را به اشتراک بگذارم تا از تکرار مشکلات مشابه جلوگیری شود. من کار تولید محتوا را برای این شرکت به صورت دورکاری و به مدت یک سال انجام دادم؛ پنج ماه از این مدت فراتر از قرارداد بود و با این وجود تنها ده هزار تومان به ازای هر مقاله به عنوان افزایش حقوق پرداخت شد. قرارداد صراحت داشت که پایان قرارداد موجب حذف اکانت نویسنده از مقالات نمیشود، اما شرکت به این تعهد پایبند نبود و اگر از دلیلش سوال میکردم، میگفتند حضور نام نویسنده در انتهای مقالات به برندینگ شرکت آسیب میزند. در طول تقریبا هفده ماه همکاری، بیش از چهارصد و پنجاه مقاله تخصصی با گاهی تا پنج هزار واژه برای وبلاگ این هاستینگ نوشتم. کار من از تولید محتوا فراتر رفت و از همان ابتدا در زمینههای برنامهریزی تقویم محتوایی، لینکسازی داخلی و خارجی، پاسخگویی به نظرات کاربران و حتی بخشی از کارهای کدنویسی مرتبط با وبلاگ و برخی بخشهای سایت اصلی هم مشارکت داشتم. اما نتیجهی کار چه بود؟ اکانت نویسندگی من حذف شد و نام مقالات به نام مدیر مجموعه تغییر یافت. در این هاستینگ هیچ امنیت شغلی احساس نمیشود، حتی اگر کار به صورت حضوری انجام شود؛ اتفاقی که برای یکی از همکارانم نیز رخ داد و قرارداد همکاری را بستند بدون اینکه نسخهای از قرارداد به کارمندشان بدهند. از نظر حقوق و مزایا نیز اوضاع روشن نبود. دو ماه حقوق را به بهانهی مشکلات مالی پرداخت نکردند؛ در حالی که با این سرمایه شرکت در زمان ما، سرمایهگذاری میکردند و با بالا رفتن قیمت دلار، سرور تهیه کرده و میزبانی را در هاست ایران متمرکز کرده یا ارائه هاست خارجی را به طور کامل متوقف کردند. در آن زمان وضعیت مالی من خوب نبود و حقوق پنجاه تا هفتصد هزار تومان در ماه واقعا پاسخگوی نیازها نبود. مسئله بازاریابی هم از دیگر جنبهها بود. از طریق بازاریابی ماهیانه بیش از دو میلیون و پانصد هزار تومان بهعنوان ده درصد از فروش درآمد داشتم، اما این مورد هم دستکاری شد و پس از چند ماه فهمیدم که هفت درصد از هر فروش از سوی اکانتم کسر شده است. حالا تصور کنید چه میزان فروشی به سمت شرکت فرستاده بودم. پس از حذف اکانت، دیگر درآمد بخش بازاریابی واریز نشد و با بیشرمی اعلام کردند که بر اساس دستور مدیریت، تسویهحساب بازاریابی برای من مقدور نیست و مبلغی بیش از پنج میلیون تومان از دست رفته بود. این تجربهها تنها بخشی از مواردی است که لازم دیدم بازگو کنم. واقعیت هستند و هیچکدام اغراق یا تحریفشده نیستند. موارد دیگری وجود داشت که به دلیل رعایت قوانین انتشار در جاب گای از بیانشان خودداری کردم.
من دو سالی میشود که به عنوان کارشناس فروش در این شرکت فعالم و همیشه به ارزشهای انسانی بها میدهد. در پارس پک به مدیریت فلت، آگاه و همراه با حس مسئولیت توجه میشود و برنامهریزی روشن و چشمانداز مشخص از ویژگیهای بارز اینجا است که مسیر رشد را هم بهطور شفاف نشان میدهد. همکاری در تیم فروش بسیار دوستانه و صمیمی است و همه با هدف رشد مشترک تلاش میکنیم. من برای پارس پک حس تعلق عمیقی دارم و آن را خانواده دوم خود میبینم. این شرکت در زمان شیوع کرونا از همان آغاز، به منظور حفظ سلامت پرسنل، امکان دورکاری را برای همهی جایگاههای شغلی فراهم کرد و این رویه همچنان ادامه دارد.
من پانزده سال تجربه در دنیای فناوری دارم و از نظر من کار با این شرکت بهار سامانه شرق یکی از بهترین تجربههای من بوده است. هر شرکتی نقاط ضعف خودش را دارد، اما بهار سامانه شرق نسبت به بیشتر شرکتهای این حوزه کمترین مشکلات را داشت و این مسأله را با چشم خودم دیدم. نظرات دیگران را هم دیدم و فکر میکنم بسیاری از آنها بر پایه احساس لحظهای نوشته شده و نمیشود در یک ماه قضاوت کلی درباره یک سازمان کرد. در نهایت میخواهم بگویم که در این مجموعه پیشرفت کردم و این پیشرفت را مدیون همکاران و تیم بهار سامانه هستم؛ اگر روزی از اینجا جدا شوم، خاطرات خوبی که با اعضای تیم داشتم هیچوقت فراموش نمیشود.
در دو سال اخیر با وجود مشکلات دیرینهای مثل پرداختهای نامنظم و بیثباتی مدیریتی، وضعیت شرکت به شدت بهبود یافته و دیگه دغدغه مالی برای کارکنان باقی نمانده است. منبعث از تجربهام به عنوان برنامهنویس، اگرچه سالهای ابتدایی با چالشهای زیادی همراه بود، اما اکنون شرایط تغییر کرده و ثبات بیشتری ایجاد شده است.
متوجه شدم هنگام استخدام به من قول حقوقی داده شد که شامل عیدی و پاداش میشود، اما بعدا فهمیدم که اینها جزء قرارداد نبودند و اضافهکاری هم پرداخت نمیشود. در مواقعی که تعطیلات رسمی یا بحران کووید مطرح شد، از من و همکاران خواسته شد تا به شرکت بیاییم بدون پرداخت اضافهکار یا پاداش و حتی در دو هفته تعطیلی هم از ما خواسته شد حضور داشته باشیم و هیچ مزدی اضافی نشد. تصور میکنم با وجود اظهار نظرهای مدیران مبنی بر اینکه حقوق حدودا بالاست، هیچ پرداخت دیگری برایمان در نظر گرفته نشد. قرارداد ما یکساله بود و مقرر بود هر یک ماه یک پرداخت انجام شود، اما پس از دو ماه تصمیم گرفتند که بهطور کامل از کار کنار برویم بدون توضیح یا دلیل مشخص. من به هیچ وجه این شرکت را برای کار کردن به کسی پیشنهاد نمیکنم.
به عنوان تجربهای واقعی از کار در موج آینده فرافن با فاصله از هر گونه قضاوت مستقیم درباره شرکت، بازنویسی میکنم. شرکت موج آینده فرافن را به عنوان جایی میبینم که پروژههای فنی به شدت چالشبرانگیز هستند و فرصتی برای یادگیری و پیشرفت ایجاد میکنند، بهطوری که از سطح کارآموز تا توسعهدهندگان باتجربه بتوانند قدم رو به جلو بردارند. اما نکتهای که به نظر میرسد ضعف باشد، ناپایداری تصمیمگیریهاست که به شکل روزمره اتفاق میافتد و به نظر میرسد از جانب کارشناس تا مدیران ارشد، کمکی برای همفکری جمعی احساس نمیشود و اصول جمعی در شرکت خیلی ملموس نیست. یکی دیگر از مسائل، تعادل کار و زندگی است؛ گاهی بسته به شرایط باید به مدت طولانی در شرکت حضور داشت و اضافهکاری انجام داد، اما پاداش یا پرداخت اضافهکاری به اندازه کافی دیده نمیشود و کارها به اندازه کافی قدردانی نمیشوند. همچنین پایه حقوق در این شرکت پایین است؛ از بازار حداقل با چند ده درصد اختلاف کمتر است و این موضوع باعث میشود جذب نیروهای با تجربه دشوار شود و در نتیجه کیفیت کار به طور متوسط باقی بماند.
در شبیهسازان منطق کار میکنم و بهعنوان برنامهنویس اندروید تجربهای پر از یادگیری و فرصت پیشرفت داشتم. با وجود کوچکی شرکت، فضای آموزشی مناسبی وجود داشت و زمان و فرصتهای لازم برای یادگیری به شکل کافی در اختیار من قرار میگرفت. رابطهی مدیران با تیم معمولا با احترام و ادب بود. با این حال، کمبود دانش فنی در برخی افراد میتواند منجر به بروز اختلاف نظرهای زیاد شود. نقش من در تیم غالبا به این صورت بود که اقدام انجام کار را تعیین میکردم و دیدگاه برنامهنویس نقش تعیینکنندهای کمتر داشت. در برخی مواقع، تفاوت دیدگاهها میان برنامهنویس و سایر همکاران محسوس بود و گاه به نظر میرسید که اهمیت نظر برنامهنویس چندان ملاک نیست. برای حقوق پیشنهادی یا درخواست افزایش، تجربهام نشان میدهد که معمولا این کار توصیه نمیشود و بهطور کلی جایی برای درخواست اضافه حقوق دیده نمیشد. در خصوص غیبت، کسری کار و اضافهمرخصی، ضریبهایی لحاظ میشد اما برای اضافهکاری چنین مزیتی وجود نداشت. برای برنامهنویسانی که حداقل سه سال یا بیشتر سابقه دارند، این محیط چندان مناسب به نظر نمیرسید.
در این شرکت جو بهقدری گرم است که احساس میکنم فضای کار برای افراد بااستعداد و سالمی که وجود دارن، به خوبی فراهم شده است. بهطور کلی، فضای تیمی دوستانه و صمیمی بود و برخورد همکارها نسبت به همدیگه خیلی خوب بود. اما جنبههای منفی زیادی هم دیدم. تعادل بین کار و زندگی بهشدت پایین بود؛ ممکن بود تا نه شب به پروژهها برسیم و دوباره در روزهای بعد تا صبح مشغول کار باشیم. حجم کار بهقدری بالاست که فشار زیادی ایجاد میکند. تصمیمگیری هم تکفرمانه نبود و نیازمند چند نفر بود، بنابراین روند تصمیمگیری مشخص و روشن نبود و ساختار مدیریتی هم بهطور واضح مشخص نشده بود. برای مدت کوتاه، کار در این شرکت میتواند خوب باشد، اما تداوم و پایداری کم است و طولانیمدت خیلی دشوار بهنظر میرسید.
سلام من الان حدود 7 یا 8 ماهه که تو پارس پک مشغولم که به دلیل کرونا کلا دور کار بود و فقط هم تیمی هام رو میشناسم ولی هیچ موردی تا حالا وجود نداشته که ناراحت کننده باشه و همه چیز روی حساب و برنامه ریزی هستش نه فشار زیادی تو کار هست نه بی برنامه گی و بیکاری. روابط با احترام کامل و از لحاظ مالی طبق توافق و انتظار. خلاصه نکته منفی تا به امروز وجو نداشته که بگم. البته همیشه جا برای بهتر شدن هست ولی خود کارمندا مشمول این قانون هستن پس میشه اینو فاکتور گرفت.
شرکت ارمغان راه طلایی را تجربه کردم، جایی که وضعیت حقوق و مزایا و امکانات رفاهی کارمندان به وضوح تحت تأثیر مالکیت شرکت است. برخلاف تصور رایج برخی مدیران در شرکتهای دیگر که میگویند هزینهها از جیب خودشان است، اینجا معمولا انعطاف یا قدردانی کم است و فضا به سمت این برداشت میرود که مسئولیت مالی بیشتری با کارمند است. اغلب کارکنان توانمند مدت زیادی اینجا نمیمانند و نرخ جابهجایی بالاست. حقوق پایه تقریبا نصف دستمزدی است که تقاضا میکنید و در ابتدای هر ماه پرداخت میشود، اما سایر بخشهای حقوق و باقی مزایا به شکل نامنظم و در میانه ماه یا حتی ماههای بعد واریز میشود. دپارتمان فنی ساختار مشخصی ندارد و رویهها قدیمی و اداری است. مدیر فنی سابقه کار کارمندی ندارد که به درد مشکلات کارکنان بخورد. از آن سو، از آنجا که مدیران بخشهای مختلف از خویشاوندان درجه یک یکدیگر محسوب میشوند، انتظار تغییرات معنادار در شیوههای مدیریتی بعید به نظر میرسد و در صورت مواجهه با رفتاری نامناسب، احتمال ترک شرکت وجود دارد. اگرچه مدیر فنی در زمینه قواعد کسبوکار پروژهها اطلاعات نسبتا خوبی دارد، اما در بخش طراحی و پیادهسازی و همچنین معماری برنامهها دانش لازم را ندارد و اغلب با توهم خودبزرگبینی و ادعای «همیشه درست میگویم» مداخلههای غیرضروری مشاهده میشود. مرزبندی مناسب با کارکنان ندارد و گاهی رفتارهای کودکانهاش حاشیهها و دلخوریهای کوچکی در واحد فنی ایجاد میکند. این سطحینگری را حتی میشود از نحوه برگزاری مصاحبههای فنی شرکت نیز برداشت کرد. با توجه به این شرایط، بعید است هر کسی بتواند با چنین مدیرانی سازگار باشد و برای همین لازم دیدم به این نکته اشاره کنم. برای کارکنان تازهکار، به مدت یک سال ارمغان نسبتا خوبی برای آشنایی با حوزههای مختلف IT و طراحی نرمافزار است، اما برای افراد باتجربه که دنبال کارهای متفاوت و مسئولیتهای مهم با مزایا و حقوق مناسب هستند، گزینه مناسبی به نظر نمیرسد. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره عمق و کیفیت خدمات و محصولات شرکت، توصیه میکنم به وبسایت رسمی آن مراجعه کنید.
شرکت آدانیک افزار برای من تجربهای بود که در عین واقعبینانهبودنش، نکات مثبتی هم در کنار میگذاشت. فضای کار توی تیمها و میان افراد، بهویژه برای اولین تجربهکار، انتخابهای خوب و دقیقی انجام میشود و همدلی و همکاری تا حد زیادی مشهود است. برخورد در محیط آدانیک به شدت مبتنیبر احترام است؛ هیچگونه فشار از جانب زیرآبزدن، دورویی یا توهین دیده نمیشود و تا حد ممکن تعامل بین همکاران عادلانه و همراه با پشتیبانی است. همچنین محیط کار نسبتا شفاف است و به کارکنان اعتماد داده میشود تا در انتخاب فناوری و اجرای کارها تصمیم بگیرند. مثل هرجا، اینجا هم کموکسریها وجود دارد و برخی مسائل ممکن است اعصابخردکن باشند، اما نکتهی قابل توجه این است که همواره امکان گفتوگو درباره همهچیز وجود دارد. مدیران میانی، بخش منابع انسانی و خود مدیر شرکت همواره آمادهی شنیدن مشکلات هستند و خیلی وقتها صحبتها به نتیجه نمیرسد، اما کیفیت رویکرد شنیدن و جلوگیری از پاسکاری بیمعنی، برایم ارزشمند است و یکی از ویژگیهای مثبت محسوب میشود.
برای تجربه کاری من در شرکت توتان، وارد مسیر کار به عنوان بکاندی شدم که دورکاری بود و توافقم حداکثر پنج ساعت در روز بود؛ اما خیلی زود فهمیدم که وضعیت فرق میکند. در همان هفته اول با وعدههای پاداش و صحبت از شرایط فوقفشار، از تیم تولید فشار زیادی آوردند و تا سه صبح به صورت آنلاین کار میکردیم، حتی در روزهای تعطیل و پس از مدتی گفتند بیایید حضوری ادامه بدهیم تا کار را تمام کنیم. مدیران ارشد شرکت در کوچکترین جزئیات فنی هم نظارت میکردند و اجازه نمیدادند خودمان مستقلا کار کنیم، درحالی که دانش فنی آنها خیلی پایین بود و اطلاعاتشان به حدی نبود که فراتر از چند خط ویکی به نظر برسد. مدیر پروژه قدرت کلام نداشت و هر چه بالادستان میگفتند، فقط پاسخ میدادند چشم؛ بدون این که از لحاظ فنی بتوانند پیادهسازی نیازها را توجیه کنند. هر روز درخواستها تغییر میکرد و ادعاهای دیروزشان را عوض میکردند، تا آنجا که در نهایت مجبور شدیم ازشان صورت جلسه و دستخط با امضا بگیریم، اما روز بعد دوباره نظرشان تغییر میکرد. همیشه تحت فشار کار میکردیم و پس از اخراج یکی از اعضا، حقوق را پرداخت نکردند و گفتند مستندات را بدهیم! در حالی که تولید مستندات در زمان تولید کد انجام میشد نه وقتی یکی از اعضا شرکت را ترک کرده باشد. متأسفانه چند ماه از زندگیم را کنار این افراد گذراندن را به یاد دارم.
شرکت دیجی آلفا فضایی عالی برای رشد است. من به عنوان کارآموز کارم را آغاز کردم و در همان دوران پروژهای را به انجام رساندم و برای دوره کارآموزی حقوقی دریافت کردم؛ پس از یک ماه به خدمت رسمی رسیدم و از همان ماه اول بیمه شامل حالم شد. این شرکت کوچک است اما برای پیشرفت فرصتهای زیادی دارد، رفتار همکاران بهخوبی دوستانه است و مدیریت با احساسی مسئولانه عمل میکند. برای برنامهنویسان احترام میگذارند و نگاه بالای سرانه وجود ندارد. حقوق و مزایا بهطور منظم پرداخت میشود و تا به حال مشکلی در این زمینه نبوده است. در کل کار در این مجموعه واقعا لذتبخش است، بهخصوص برای من که جوان و تجربهام کم بود. از همان ماه دوم، قبل از آغاز هر پروژه، مدیر پروژه میآمد و میپرسید آیا کار برایم سنگین است و میتوانم تحویل دهم یا نه؛ اگر مشکلی بود، پروژه دیگری به من پیشنهاد میشد. نقطه قوت اصلی شرکت از نظر من مدیرعامل است که فرد منصفی است و درک خوبی از مسائل فنی دارد و به صحبتهای توسعهدهندگان اهمیت میدهد؛ این ویژگی خیلی در کار کمک میکند. در کل، کار کردن در دیجی آلفا را پیشنهاد میکنم، چون اگر با همین روند جلو برسد، آینده شرکت امیدوارکننده به نظر میرسد.
برای کسی که دنبال حقوق ثابت و بیچالش یادگرفتن است و قصد ندارد انتقاد کند یا برخلاف روند فعلی اعترضی داشته باشد، کار در این سازمان میتواند مناسب باشد. کارکنان بسیار ممتاز با شرایم کاری خاصی روبهرو هستند و موقعیتهای واقعی رشد از دست میرود، چون مدیریت به شیوهای شخصی با مسائل برخورد میکند و برخی از اعضای خانواده رئیسسازمان در تصمیمگیریها نقش اصلی دارند. در ظاهر، شرکت تبلیغات و برندینگ را تبلیغ میکند اما به نظر میرسد فضای سازمانی برای ماندن طولانی مدت و توسعه فردی مساعد نیست و بسیاری از نیروها ترجیح میدهند زودتر جدا شوند. به گفتهی این کاربر، اگر هدفتان تنها دریافت حقوق و یادگیری محدود است و تمایلی به انتقاد یا تغییر وضعیت ندارید، اینجا میتواند گزینهای مناسب باشد.
برای من این شرکت هیچکمکی به نیروها ارائه نمیکرد و از امکانات رفاهی یا ابزارهای لازم کاری خبری نبود. مدیریت انتخابشده هم اغلب به چالشطلبی علاقهای نشان نمیداد و بیشتر سعی میکرد رضایت مدیران ارشد را جلب کند تا به نیازهای تیم بیتفاوت باشد. در مورد حقوق و مزایا، مسیر رشد پروژه و امکانات شناوری هم چیزی که انتظار داشتم دیده نمیشد. آنچه بیش از هر چیز برایم ناامیدکننده بود، نبود خروجی مشخص و عدم رونق در مسیر پروژهها بود.
در یک سال و نیم حضورم در شرکت ناواکو، تجربهای کاملا ناخوشایند داشتم و باور دارم که در حوزه فناوری اطلاعات بانکی ضعیفترین مجموعه است. با هر تغییر مدیر، افراد جدید به طور گروهی وارد میشدند و خیلی سریع نیز از شرکت جدا میشدند؛ این رفت و آمدهای مداوم باعث میشد پروژهها از همان ابتدا دوباره آغاز شوند و هیچوقت روند رو به جلو را طی نکند. از لحاظ تخصصی چیزی به اندوختههایم اضافه نشد؛ محیطی آلوده به رفتارهای دولتی و پارتیبازی، زیرآبزنی و چاپلوسی حاکم بود و پیشرفتی احساس نمیشد. حقوق و مزایا نسبت به سایر شرکتهای بانکی کمتر بود و این موضوع هم مزید بر علت بود تا انگیزهبخش نباشد. به هیچ عنوان کار در این شرکت را به دیگران پیشنهاد نمیدهم، حتی برای کارآموزی یا کسب تجربه کاری. بعد از استعفا نیز حدودا نه ماه طول کشید تا تسویه حساب کنم و با زور انجام شد، با داد و قال و شکایت و …، و معمولا ادعا میکردند بودجه نداریم و به راحتی تسویه نمیکنند.
در این مجموعه مینگرم که هدف و نوآوری مشخصی وجود دارد و این به من انگیزه میدهد. ساعات کاری نسبتا انعطافپذیر است و بیمه هم ارائه میشود. اما مشکلات زیادی هم وجود دارد. با اینکه ایدهها ارزشمندند، منابع مالی کافی ندارند و این فشار کاری زیادی به کارکنان وار میکند. پاداش یا کارانه در کارها نیست و حقوق هم با تاخیر پرداخت میشود و گاهی تا دو ماه طول میکشد تا تسویه شود. قراردادها معمولا به صورت ساعتی است و با دستمزد مناسبی توافق میشود، اما نبود قرارداد مکتوب شفاف باعث میشود پس از مدت کوتاهی متوجه شوید که از حقوق، بیمه و مالیات کسر شده و حتی به دلیل زمانبندی ناهار، به طور روزانه یک ساعت از زمان شما کم میشود؛ امری که با قوانین وزارت کار مغایرت دارد. همچنین وقتی همکاری قطع میشود، هیچ سنوات یا عیدی به کارمند تعلق نمیگیرد. فضای داخلی شرکت دوستانه است و این احساس صمیمیت میتواند باعث شود برخی همکاران پشت میزهایشان سیگار بکشند، با لباسهای ناراحت و دمپایی حضور یابند، یا صدایشان بلند باشد و با هم صحبت و بخندند. ساختمانی که شرکت در آن مستقر است یک واحد آپارتمانی مسکونی است که بارها توسط شهرداری پلمپ شده است. برای ارزیابی دقیق اوضاع، میتوانید یک هفته آزمایشی در شرکت بمانید تا ببینید روند کار چگونه است و بیشتر کارشناسان حاضر را تازهوارد بدانید، چرا که به نظر میرسد اغلب کارکنان جدید هستند و تجربه طولانی با این حالت ندارند. اگر دنبال جایی هستید که فقط بیمه را به صورت ساده بدهند، کار جدی نباشد و اهمیت حقوق دقیق و بهموقع از بین برود، این مجموعه میتواند گزینهی مناسبی باشد؛ اما اگر تجربهی کاری قوی و کار تیمی حرفهای مدنظر است، اینجا را توصیه نمیکنم.
به عنوان کارمند سابق، تجربه من از شرکت آسان پرداخت این بود که در یکی از پروژههای شرکت به نام کارینگ، شش ماه مشغول به کار شدم هرچند قرارداد من با آسان پرداخت بود. در ابتدای ورود از من آزمایشهای عدم اعتیاد و عدم سو پیشینه به عمل آمد که هزینه آنها به عهده خودم بود. یکی از نکات قابل اشاره این است که اگر شش ماه در این مجموعه کار کردی و به هر دلیلی همکاری قطع شد، هزینه بیمه تکمیلی برای یکسال از حقوقت کسر میشود و این موضوع برای من که شش ماه آنجا بودم اتفاق افتاد. علاوه بر آن، بابت تاخیر با ضریب معین از حقوق کسر میشد و تقریبا بین یکی تا دو میلیون تومان هر ماه کسر میشد. اما در نهایت هنگام تسویه، مجددا کسر صورت میگرفت در حالی که پیشتر هر ماه کسر شده بود. تسویه نیز پس از هشت ماه انجام شد. در کل به نظر میرسد بهتر است از همکاری با این شرکت خودداری کنید.
تصور میکنم پروفایل محیطی مناسب برای رشد استعدادهاست؛ از همان اول متوجه شدم که فضای شرکت طوری طراحی شده که نیروها بتوانند در مسیر شغلیشان پیشرفت کنند و اکثر افراد وارد پروسه به عنوان کارآموز میشوند و پس از حدود یک سال به سطوح بالای تخصصی میرسند. با این حال، از منظر تجربهی کاربری، مسیر طولانی برای رسیدن به نتیجهی مطلوب گاهی روحیهی تیم را تحتتأثیر منفی قرار میداد، مخصوصا با توجه به تمرکز شرکت روی یک پروژهی بزرگ شبکه اجتماعی. از طرفی، جو کاری خوب بود: فضای کار دوستانه، وجود قهوه و خوراکیها و امکانات دیگر باعث میشد حس همکاری و صمیمت میان همکاران تقویت شود. در زمینهی حقوق هم، آخرین روندی که در حال انجام بود، تدوین فرمولهایی برای تعیین ضریب پرداخت بود تا به الگویی عادلانه برسد؛ اما دقیقا به کجا رسید را به خاطر نمیآورم.
سالها بود که فهمیدم محیط کار میتونه به شکل دیگهای هم وجود داشته باشه و من تجربهم از نحوه برخورد در این شرکت چنین بود. نزدیک به یک سال در دفتر مرزداران شرکت کار میکردم و بهعنوان کارشناس تیم نرمافزار فعال بودم. حقوق کارمندان اینجا بهموقع نیست و گاهی خیلی کمتر از حقمان میدادند؛ حتی با وجود تلاش، واضح بود که امکان پیشرفت وجود ندارد و رفتار مدیران بهنوعی از کارگرها انتظار میرفت بدون توجه به بخش کاریشان. اعتراض هم نتیجهای نبود و میگفتند همین است که هست، و در کنار این وضعیت، برخی هم جبران میکردند که بیرون نروند؛ مردم در صفهای طولانی برای این جا میماندند. اگر تصمیم دارید به این شرکت وارد شوید، چه دفتر مرزداران چه دفتر جردن، باید قبول کنید از دید کارفرما بهعنوان کارگر شرکت محسوب میشوید و خبری از غذای رایگان یا حقوق مناسب نیست. حتی برای رفتن به دستشویی هم باید تعبیری مانند نظارت شدید را بپذیرید و گاهی با تذکرهایی درباره زمانهای استفاده مواجه میشوید. از مزایا هم برخی دیدگاهها را میتوان ذکر کرد؛ بهعنوان مثال در برخی مواقع برای تولد همکاران کارت هدیه میدادند یا گاه برنامههای تفریحی مانند سالن فوتبال میگرفتند تا کارمندها کمی استراحت کنند. با وجود این، محیط کاری از نظر حقوقی و رفتاری چندان مطلوب نیست. در مجموع، اگر دنبال احترام و دریافت حقوق دقیق و با ضابطه هستید، اینجا شاید جای مناسبی نباشد، هرچند دوستیهایی که در آن سال ایجاد شد چیزهای مثبت خاصی به همراه دارد.