برخورد افراد اونجا خیلی خوب بود و ابتدا چند دقیقه نشستم تا مسئول مصاحبه بیاد که دو نفر بودن. بعد یه اتاق خیلی شیک بود که یه میز با ۶ تا صندلی با رنگهای مختلف اونجا بودن و حس خوبی به آدم میداد و محیط کلی شرکت هم همینطور بود. ابتدا ازم خواستن تا رزومه کاری خودم رو بگم و کارهایی که انجام دادم و بعدش اونها توضیح راجع به شرایط کاری و اینکه دقیقا باید چیکار کنم دادن و خیلی خوش صحبت بودن. بعد ازم خواستن تا ویژگیهای خودم و نظرم رو راجع به اون محیط بدم و چون بار اولی بود که مصاحبه شرکت میکردم برام سخت بود پاسخ دادن بهش اما خب بنظر زیاد مهم هم نبود پاسخ به اونها! در مجموع خیلی خوب برخورد کردن. از قبل در مورد شرکت و مخصوصا استارتاپها و چیستیشون اطلاعات جمع کنن و آماده باشن تا ویژگیهای فردی خودشون رو بطور کامل شرح بدن و چند بار با خودشون تمرین کنن ویژگیهایی که براشون مهم بود: توانایی نوشتن و روابط عمومی
آخرین تجربهها
در ابتدای ورود به فضای شرکت، یکی از پرسنل تیم اچآر با لبخند و برخورد بسیار بهیاد موندنی به استقبال من اومد. قبل از اینکه برکهها و فرمهای نرمال رو برای تکمیل بده، پرسید که اگر چای یا قهوه میخوام برام بیاره و بعد فرمهای مرسوم استخدامی رو بهم داد که در دو یا سه صفحه و به انگلیسی نوشته شده بود. بعد از تکمیل فرمها، فردی که به عنوان مدیر تیم محصول بود با یه لبخند و بسیار پرانرژی اومد و باهم به یکی از اتاقهای جلسات رفتیم. بعد از کمی گپ زدن به صورت کاملا حرفهای موارد و مسایلی رو مطرح کرد و از من خواست که همونجا بهش فکر کنم و در موردش نظر بدم و راهکارهای خودم رو ارایه کنم. بعد از اتمام این جلسه مصاحبه قرار شد که نتیجه این مصاحبه با باقی مدیران شرکت مطرح بشه و طی یکی دو روز آینده قرار مصاحبههای آینده هماهنگ بشه. عصر فردای روز مصاحبه اول از شرکت با من تماس گرفته شد و جلسه مصاحبهای به صورت فشرده هماهنگ شد. مصاحبه اول با یکی از اعضای تیم محصول بود که علیرغم عنوان سینیور، اونقدر هم نسبت به کار اشراف نداشت. بعد از این مصاحبه چند دقیقهای رو صبر کردم تا مصاحبه نهایی با مارک کلیفت (مدیرعامل) برقرار بشه. مارک با لبخند از اتاقش بیرون اومد و با خوشرویی تمام و بعد از سلام و علیک دست و پا شکستهای به فارسی، به انگلیسی از من پرسید که با مصاحبه انگلیسی مشکل داری یا نه؟ و پاسخ من نه بود. اما خواستم برای اطمینان خاطر یکی دیگه از بچههای شرکت هم حضور داشته باشه به انتخاب مارک. و حسن به عنوان مدیر فنی به جلسه مصاحبه اضافه شد. حدود سی و پنج دقیقه درمورد کارهایی که انجام داده بودم و تجربیاتی که داشتم برای مارک صحبت کردم و در این بین حسن و مارک سوالات تخصصی و فنی کاملا برنامهریزی شدهای رو از من سوال کردند و بعد از اتمام مصاحبه قرار شد که نتیجه مصاحبه در سریعترین زمان ممکن به من اعلام بشه. فردای اونروز مدیر اچآر شرکت با من تماس گرفت و بعد از چند دقیقه گپ زدن و پرسیدن چند سوال قرار شد آفر کاری از طریق ایمیل برای من ارسال بشه. به فاصله چند دقیقه بعد از قطع مکالمه آفر دریافت شد و طی فرایند یکی دو روز بعد از دریافت آفر شروع به کار رسمی من در اسنپتریپ اتفاق افتاد فضای بسیار خوب و جذابی برای یادگیری وجود داره. کول و راحت برید جلسه مصاحبه. تو قید و بند لباس رسمی نباشید خیلی اما خیلی هم با پوشش خارج از عرف نرید مصاحبه.
من درخواست مصاحبه ندادم ولی با من تماس گرفتن و گفتن دنبال نیروی بک اند هستند سه تامصاحبه برگزار شد که دو تاش فنی بود و در مورد طراحی الگویتم بود و اینکه چقد با زبان scala اشنایی دارم و مفاهیم اون بعد هم قرار شد یکی از الگوریتم ها رو در مصاحبه دوم پیاده سازی کنم و واسشون بفرستم. در اخر هم با واحد منابع انسانی مصاحبه داشتم که خیلی اسون بود و بیشتر ازینکه مصاحبه باشه در مورد دغدغه هام و انتظاراتم بود قبلش مطالعه کنن و اروم باشن و ریلکس اگه تجربه کار داشته باشن و با مفاهینی مثله Non blocking Immutable Purely functional Async commiunication الگوریتم های مرتب سازی و لگاریتمی اشنایی داته باشن خیلی خوبه
خیلی دوستانه بود. قرار به مصاحبه فنی بود که انجام شد بعد از اون ازم خواستن اگر زمان دارم مصاحبه منابع انسانی هم انجام بشه و من قبول کردم. فکر کنم اون روز با ۴نفری صحبت کردم که هر کدوم سمت های مختلفی داشتن. من قبول شدم اما چون تحویل کارم به شرکت که مشغول بودم طولانی میشد و خب تو فرایند جذب عجله داشتن. نشد ک بشه
وارد شرکت که شدم در نگهبانی لابی حدود ۱۵ دقیقه معطل شدم تا هماهنگ کنند که بتونم وارد بشم. وارد شرکت که شدم یک خانم از واحد منابع انسانی از من استقبال کردند و از من خواستند یک فرم پر کنم. مصاحبه من با مدیر بازاریابی شرکت بود که فرد بسیار خوش برخورد و مودبی بودند. اول از من راجع به تجارب کاری گذشته پرسیدند، بعد یک مقدار سوالات تخصصی تر پرسیدند راجع به شبکه های اجتماعی و کلا دیجیتال مارکتینگ. به نظرم قبل از رفتن به مصاحبه حتما شبکه های اجتماعی و کلا وبسایت شرکت و همچنین رقبا رو بررسی کنید و راجع بهش ایده داشته باشید. چون از من خواستند که نظرم رو راجع به فعالیت های فعلی بگم و اگر با ماشین میرین حتما حتما ۱ ساعت زودتر حضور داشته باشید چون جای پارک در اون منطقه پیدا نمیشه. ویژگیهایی که براشون مهم بود: راجع به خلاقیت و ایده پردازی از من سوال کردند. محیط شرکت هم خیلی جوان بود سعی کنید لباس های خیلی رسمی نپوشید که موجب سوتعبیر نشه.
یک مرحله مصاحبه داشتم و با کارشناسان منابع انسانی شرکت صحبت کردم. خیلی برخورد از بالا به پایین داشتند. تجربه قبلی از مصاحبه نداشتند ازم خواستند که فرم استخدامی را تکمیل کنم. سپس شروع به سوالات کلی در مورد روزمه ام کردند اینکه چرا اسنپ تریپ را انتخاب کردم . تجربیات قبلی خود را بگم . اینکه دوست دارم در چه شغلی کارکنم. و اینکه برای مصاحبه تخصصی دعوت به مصاحبه میشم. سابقه کاری بسیار مهم است سعی کنید به خودتون مسلط باشید. و روی تجربیات قبلی خودتون مانور بدید.
مصاحبه کننده مسئول تیم دیتا بود. برخوردش فوق العاده خوب بود. چند مسئله مطرح کرد و از من پرسید برای حلش چه ایده ای دارم و چه فاکتورهایی لحاظ میکنم. میخواست توانایی مدل کردن مسئله, تحلیل بیزینس و مهارت های تکنیکی را با هم بررسی کند. چند سوال شخصیتی هم پرسید مثلا توانایی کار در محیط شلوغ, … با پوشش خیلی رسمی نروید مخصوصا خانمها چون متضاد با کالچر اونجاست و ممکنه این شبهه را ایجاد کنه که انعطاف ناپذیر و با فرهنگ استارت آپی ناسازگارید. ویژگیهایی که براشون مهم بود: انعطاف پذیری, توانایی کار در محیط شلوغ و فلت, مشکل نداشتن با این مسئله که بعضی روزها ممکن است لازم باشد تا دیروقت در شرکت باشید
مصاحبه من با یک خانم از منابع انسانی بود و همچنین مدیر مستقیم اون پست. سوالات بیشتر در مورد تجربه من از شغلم بود. ظاهرا قصد داشتن از تجربه من توی بهبود فرآیندهاشون استفاده کنند 🙂 احساس کردم اون پوزیشن برای من کوچکه و شاید هم به همین دلیل در مصاحبه پذیرفته نشدم. فضای کلی مصاحبه به صورتی بود که من متکلم بودم و داشتم زمان رو مدیریت میکردم. عملا داشتم فرآیندهای شرکت خودمون رو براشون میگفتم تا اسفاده کنند! سعی کنید زیاد ار خودتون تعریف نکنید! با توجه به اینکه اسنپ تریپ یه شرکت نو پاست، شاید لازم باشه در نشون دادن توانایی هاتون کمی مدیریت به خرج بدید تا مدیرتون احساس نکنه قراره جای اون رو بگیرید!
من از طریق بخش استخدام سایت اسنپ تریپ رزومه خودم را برای شغل پشتیبانی مشتری فرستادم، بعد از ۴ روز با من تماس تلفنی گرفتند و برای مصاحبه روز دوشنبه ساعت چهار عصر قرار گذاشتیم، زمانیکه به ساختمان خیابان جردن و طبقه ششم رفتم و به منشی گفتم برای مصاحبه آمده ام، خانمی از کارکنان بخش منابع انسانی آمد و با هم به طبقه سوم رفتیم در آنجا پنج دقیقه منتظر ماندیم تا اطاق مصاحبه خالی شود و مسئول مصاحبه بیاید. بعد از آمدن مسئول مصاحبه که سوپروایزر بخش B2B شرکت بود به اتاق مصاحبه رفتیم. ایشان از من خواست خودم را معرفی کنم، سوالات متنوعی پرسید که حدودا یک ربع طول کشید. سوالاتی مثل آرام کردن مشتری عصبانی، over شدن اتاقهای یک هتل و نحوه مدیریت آن، مجرد یا متاهل بودن، زمان آمادگی برای شروع همکاری، نحو تعامل با همکاران در محیط کار، سن من و… به نظر من شرکت بسیارضعیفی است، از لحاظ مدیریتی، کلا در این شرکت ظاهرا همه عاشق جلسه هستند. ویژگیهایی که براشون مهم بود: واقعا نفهمیدم چه انتظاری دارند.
اصلا مصاحبه ی حرفه ای نبود با اینکه من چندین مصاحبه با شرکت های کوچیکتر از این هم داشتم ولی خیلی برخورد های بهتری دیده بودم.تقریبا نه ساختاری داشت نه روندی و توی شرایط کرونا دعوت به حضور کردند در حالیکه جای شرکت هم خوب نبود و مجبور بودی تو این شرایط حضور پیدا کنی و با یک مصاحبه کاملا غیر حرفه ای روبرو شی . من به همه دوستان هم صنف خودم ک دنبال کار میگشتند باز خوردم رو منتقل کردم . یک فرایندی ایمیلی برای نتیجه حداقل بهتر بود میذاشتن آدم متوجه بشه چیشد .
من در شرکت پینکت بصورت تمام وقت و به مدت ۱ تا ۳ سال کار کردم و آخرین سال همکاری من ۱۳۹۹ بوده.
از بنده راجب سابقه کار سوال شد ، در مورد این سوال شد که چه مدت قصد دارم در این شرکت فعالت داشته باشم ، چون براشون خیلی اهمیت داشت که کارمند هاشون وفادار بمونن و ۸۰ درصد کارمند هاشون بیش از ۵ سال سابقه همکاری داشتن . سوالات سختی و چالش های کاری رو به صورت شفاهی بیان کردن و انتظار داشتن با تسلط کامل پاسخگو باشم حتما با اعتماد به نفس صحبت کنید و تاکید کنید که به صورت بلند مدت میخواهید همکاری داشته باشید ویژگیهایی که براشون مهم بود: رفتار مناسب با همکاران و تلاش برای محیطی ارامش مند
من در ‘پشتیبانی فنی’ شرکت پتیاک سیستم بصورت تمام وقت و به مدت کمتر از یکسال کار کردم و آخرین سال همکاری من ۱۳۹۹ بوده.
خیلی بی نظم و به هم ریخته بود. قرار بود مصاحبه من ساعت ۹ باشه رفتم اونجا و تازه ساعت ۱۰ رفتم پیش یه نفر مصاحبه. بعد اون با من مصاحبه کرد و من رو برد پیش نفر دوم. نفر دوم هم باهام مصاحبه کرد و من رو فرستادن پیش نفر سوم. نفر سوم هم که قائم مقام شرکت بود در واقع با من مصاحبه کرد و من رو فرستاد پیش نفر چهارم. جلوی خودم هم به مسئول منابع انسانی شرکت گفت که ایشون رو از دست ندیا خیلی نیروی خوبیه. خلاصه نفر چهارم هم با من مصاحبه کرد و من از ساعت ۹ صبح تا ۲ ظهر تو پرشیا خودرو مشغول مصاحبه بودم و آخر مسئول منابع انسانی گفتند برو خبرت می کنیم. و هنووووووووووووز هیچ خبری نشده ازشون.
مصاحبه اول خیلی خوب بود.مصاحبه دوم هم خوب بود ولی خبری نشد.در مصاحبه اول بیشتر ارتباطات و روابط عمومی مطرح بود در مصاحبه دوم بیشتر تجربه های قبلی که کجاها بودی و چه کارهایی کردی و چرا اومدی بیرون و البته خیلی هم با حوصله پیش رفت ولی خبری نشد
چرا درس خوندنت طول کشید؟ چرا تغییر رشته دادی؟ اولین بار که اومدی به شرکت ما و تو سمینار شرکت کردی بهترین اتفاق اون روز چی بود؟ کی تو اون سمینار بهتر از بقیه صحبت کرد؟ شناخت خوبی از خودش داشته باشه، یکم صبور باشه و وسط حرف مصاحبهکننده نپره. ویژگیهایی که براشون مهم بود: نمیدونم ولی فکر میکنم براشون مهم بود که بتونم خوب برخورد کنم از نظر تعامل با افراد. عقیدتی که اهمیتی نداره براشون کلا تقریبا. ولی در حالت کلی جدای از شخص من تو این شرکت خیلی خیلیییییییییییی مهمه که روابط عمومیت قوی باشه که هیچی آدم خوش برخوردی باشی.
من سه مرحله مصاحبه داشتم. مرحله اول با یکی از کارشناساشون که بنظرم آدم منطقی ای بودند. یک هفته بعد مصاحبه دوم رو با مدیریت همون بخش انجام دادم. آقای مدیر متاسفانه آدم کم صبر (و به قول خودشون بیش فعالی) بودن. به حدی که اصلا اجازه نمیدادن من جملاتم رو تموم کنم. اخر مصاحبه هم به من گفتند نتونستم به سوالاتشون جوابی بدم و هوش اجتماعی خیلی پایینی دارم! با این وجود سه نفر رو گویا برای مرحله آخر که مصاحبه با منابع انسانی بود معرفی کردند که من هم یکی از اونها بودم.اصلا مصاحبه فنی ای نشد بامن. بنظرم خیلی معیار خاصی نداشتن. بیشتر از دو هفته فاصله بین مصاحبه دوم و سوم شد. مصاحبه دوم و سوم دقیقا یک مشت نمون سوالات معمول و کلیشه ای جلسه مصاحبه مثل نقاط ضعف و قوت و چالش های کاری و این داستانا بود. مصاحبه سوم ظاهرا با دو نفر بود، یک نفر سوالات رو میپرسید و نفر دوم که مصاحبه در اتاق ایشون انجام شد حتی یکبار هم سرشون رو بالا نکردن و کلا پشت سیستم خودشون مشغول کار دیگه ای بودن. بعد از یک هفته هم ایمیل زدن که توانایی های شما فوق العاده بود اما با نیازمندی های ما متفاوت بود. این ایمیل کار خوبی بود اما کاش بجاش مشخص میشد مثلا از نظر فنی شما مناسب نبودی یا حقوق درخواستیت بالا بوده که برای مصاحبه شونده هم روشن بشه و تجربه کسب کنه. بنظرم توصیه خاصی نمیشه کرد، با توجه به اینکه معیاری برای قبولی یا رد وجود نداشت.
– مسئول دفتر تماس گرفتن و دعوت به مصاحبه کردن و پیشنهاد دادن آدرس رو با جزئیات قرار مصاحبه به ایمیلی که توی رزومهم بود ارسال کنن. اولین تجربهم از این بود که جزئیات قرار مصاحبه با لینک Google Calendar به ایمیلم ارسال شد.
من در حال حاضر در ‘واحد برنامه نویسی’ شرکت پایدار سامانه ارکیده بصورت تمام وقت و به مدت ۱ تا ۳ سال مشغول به کار هستم.
دو مرحله مصاحبه بود. بیشتر سوالات شخصیتی و روانشناسی و کمی هم سوالات مربوط به بانکداری و مالی مثلا ال سی. خیلی ریز و با دقت سرتا پا و مدل حرف زدن و همه چیتون و برانداز میکنن. براشون اینکه چطور با مشتری برخورد خواهی کرد مهم بود. کلا بانک پاسارگاد اینکه خیلی ناز مشتری رو بکشی براشون مهمه . تو تجربه ی خودم در کار شعبه بارها پیش امد که حق با من کارمند بود و نباید کار مشتری انجام میشد (حالا بدلیل ناقص بودن مدارک یا…) ولی رئیس اونجا اصرار میکرد که انجام بدید . خب وقتی در بخشنامه خود بانک گفته که فلان کار حتما فلان مدارک رو میخواد و من بدون اونها انجام بدم بعدا اگر کلاهبرداری اتفاق بیفته یقه ی مارو خواهند گرفت و این تناقض ها استرس زا بود واقعا من بعد از چندسال کار کردن اونجا استعفا دادم چونکه تجربه خوبی نداشتم از کار در اونجا. من در قسمت شعبه کار میکردم و متاسفانه با کارمندای شعبه رفتار خوبی نداشتن خیلییی سختگیریهای بیخودی داشتن که واقعا عرصه رو بهت تنگ میکرد. بین کارمندای ستاد و شعبه خیلی تبعیض میذاشتن طوری شده بود که اکثر کارمندای شعبه درخواست میدادن برن ستاد که البته موفق نمی شدن. کار با ارباب رجوع هم اخلاقیات خاصی می خواد واقعا باید صبور باشی .شایر برای شخصیتهای درونگرا رو اعصاب باشه. سختیهای کار مالی هم در بانک اینه که خیلی باید دقت کنی چون تقاص اشتباه مالی ات رو جیب مبارکت باید پس بده ویژگیهایی که براشون مهم بود: اینکه چطوری با مشتری برخورد خواهی داشت و چقد بنظر خوش برخورد یا صبور یا…. هستی. برخورد با مشتری خیلی براشون مهم بود طوریکه در مصاحبه بمن گفتن شما باید اینجا “نوکری” مردم رو بکنید!
برخورد افراد اونجا خیلی خوب بود و ابتدا چند دقیقه نشستم تا مسئول مصاحبه بیاد که دو نفر بودن. بعد یه اتاق خیلی شیک بود که یه میز با ۶ تا صندلی با رنگهای مختلف اونجا بودن و حس خوبی به آدم میداد و محیط کلی شرکت هم همینطور بود. ابتدا ازم خواستن تا رزومه کاری خودم رو بگم و کارهایی که انجام دادم و بعدش اونها توضیح راجع به شرایط کاری و اینکه دقیقا باید چیکار کنم دادن و خیلی خوش صحبت بودن. بعد ازم خواستن تا ویژگیهای خودم و نظرم رو راجع به اون محیط بدم و چون بار اولی بود که مصاحبه شرکت میکردم برام سخت بود پاسخ دادن بهش اما خب بنظر زیاد مهم هم نبود پاسخ به اونها! در مجموع خیلی خوب برخورد کردن. از قبل در مورد شرکت و مخصوصا استارتاپها و چیستیشون اطلاعات جمع کنن و آماده باشن تا ویژگیهای فردی خودشون رو بطور کامل شرح بدن و چند بار با خودشون تمرین کنن ویژگیهایی که براشون مهم بود: توانایی نوشتن و روابط عمومی
در ابتدای ورود به فضای شرکت، یکی از پرسنل تیم اچآر با لبخند و برخورد بسیار بهیاد موندنی به استقبال من اومد. قبل از اینکه برکهها و فرمهای نرمال رو برای تکمیل بده، پرسید که اگر چای یا قهوه میخوام برام بیاره و بعد فرمهای مرسوم استخدامی رو بهم داد که در دو یا سه صفحه و به انگلیسی نوشته شده بود. بعد از تکمیل فرمها، فردی که به عنوان مدیر تیم محصول بود با یه لبخند و بسیار پرانرژی اومد و باهم به یکی از اتاقهای جلسات رفتیم. بعد از کمی گپ زدن به صورت کاملا حرفهای موارد و مسایلی رو مطرح کرد و از من خواست که همونجا بهش فکر کنم و در موردش نظر بدم و راهکارهای خودم رو ارایه کنم. بعد از اتمام این جلسه مصاحبه قرار شد که نتیجه این مصاحبه با باقی مدیران شرکت مطرح بشه و طی یکی دو روز آینده قرار مصاحبههای آینده هماهنگ بشه. عصر فردای روز مصاحبه اول از شرکت با من تماس گرفته شد و جلسه مصاحبهای به صورت فشرده هماهنگ شد. مصاحبه اول با یکی از اعضای تیم محصول بود که علیرغم عنوان سینیور، اونقدر هم نسبت به کار اشراف نداشت. بعد از این مصاحبه چند دقیقهای رو صبر کردم تا مصاحبه نهایی با مارک کلیفت (مدیرعامل) برقرار بشه. مارک با لبخند از اتاقش بیرون اومد و با خوشرویی تمام و بعد از سلام و علیک دست و پا شکستهای به فارسی، به انگلیسی از من پرسید که با مصاحبه انگلیسی مشکل داری یا نه؟ و پاسخ من نه بود. اما خواستم برای اطمینان خاطر یکی دیگه از بچههای شرکت هم حضور داشته باشه به انتخاب مارک. و حسن به عنوان مدیر فنی به جلسه مصاحبه اضافه شد. حدود سی و پنج دقیقه درمورد کارهایی که انجام داده بودم و تجربیاتی که داشتم برای مارک صحبت کردم و در این بین حسن و مارک سوالات تخصصی و فنی کاملا برنامهریزی شدهای رو از من سوال کردند و بعد از اتمام مصاحبه قرار شد که نتیجه مصاحبه در سریعترین زمان ممکن به من اعلام بشه. فردای اونروز مدیر اچآر شرکت با من تماس گرفت و بعد از چند دقیقه گپ زدن و پرسیدن چند سوال قرار شد آفر کاری از طریق ایمیل برای من ارسال بشه. به فاصله چند دقیقه بعد از قطع مکالمه آفر دریافت شد و طی فرایند یکی دو روز بعد از دریافت آفر شروع به کار رسمی من در اسنپتریپ اتفاق افتاد فضای بسیار خوب و جذابی برای یادگیری وجود داره. کول و راحت برید جلسه مصاحبه. تو قید و بند لباس رسمی نباشید خیلی اما خیلی هم با پوشش خارج از عرف نرید مصاحبه.
من درخواست مصاحبه ندادم ولی با من تماس گرفتن و گفتن دنبال نیروی بک اند هستند سه تامصاحبه برگزار شد که دو تاش فنی بود و در مورد طراحی الگویتم بود و اینکه چقد با زبان scala اشنایی دارم و مفاهیم اون بعد هم قرار شد یکی از الگوریتم ها رو در مصاحبه دوم پیاده سازی کنم و واسشون بفرستم. در اخر هم با واحد منابع انسانی مصاحبه داشتم که خیلی اسون بود و بیشتر ازینکه مصاحبه باشه در مورد دغدغه هام و انتظاراتم بود قبلش مطالعه کنن و اروم باشن و ریلکس اگه تجربه کار داشته باشن و با مفاهینی مثله Non blocking Immutable Purely functional Async commiunication الگوریتم های مرتب سازی و لگاریتمی اشنایی داته باشن خیلی خوبه
خیلی دوستانه بود. قرار به مصاحبه فنی بود که انجام شد بعد از اون ازم خواستن اگر زمان دارم مصاحبه منابع انسانی هم انجام بشه و من قبول کردم. فکر کنم اون روز با ۴نفری صحبت کردم که هر کدوم سمت های مختلفی داشتن. من قبول شدم اما چون تحویل کارم به شرکت که مشغول بودم طولانی میشد و خب تو فرایند جذب عجله داشتن. نشد ک بشه
وارد شرکت که شدم در نگهبانی لابی حدود ۱۵ دقیقه معطل شدم تا هماهنگ کنند که بتونم وارد بشم. وارد شرکت که شدم یک خانم از واحد منابع انسانی از من استقبال کردند و از من خواستند یک فرم پر کنم. مصاحبه من با مدیر بازاریابی شرکت بود که فرد بسیار خوش برخورد و مودبی بودند. اول از من راجع به تجارب کاری گذشته پرسیدند، بعد یک مقدار سوالات تخصصی تر پرسیدند راجع به شبکه های اجتماعی و کلا دیجیتال مارکتینگ. به نظرم قبل از رفتن به مصاحبه حتما شبکه های اجتماعی و کلا وبسایت شرکت و همچنین رقبا رو بررسی کنید و راجع بهش ایده داشته باشید. چون از من خواستند که نظرم رو راجع به فعالیت های فعلی بگم و اگر با ماشین میرین حتما حتما ۱ ساعت زودتر حضور داشته باشید چون جای پارک در اون منطقه پیدا نمیشه. ویژگیهایی که براشون مهم بود: راجع به خلاقیت و ایده پردازی از من سوال کردند. محیط شرکت هم خیلی جوان بود سعی کنید لباس های خیلی رسمی نپوشید که موجب سوتعبیر نشه.
یک مرحله مصاحبه داشتم و با کارشناسان منابع انسانی شرکت صحبت کردم. خیلی برخورد از بالا به پایین داشتند. تجربه قبلی از مصاحبه نداشتند ازم خواستند که فرم استخدامی را تکمیل کنم. سپس شروع به سوالات کلی در مورد روزمه ام کردند اینکه چرا اسنپ تریپ را انتخاب کردم . تجربیات قبلی خود را بگم . اینکه دوست دارم در چه شغلی کارکنم. و اینکه برای مصاحبه تخصصی دعوت به مصاحبه میشم. سابقه کاری بسیار مهم است سعی کنید به خودتون مسلط باشید. و روی تجربیات قبلی خودتون مانور بدید.
مصاحبه کننده مسئول تیم دیتا بود. برخوردش فوق العاده خوب بود. چند مسئله مطرح کرد و از من پرسید برای حلش چه ایده ای دارم و چه فاکتورهایی لحاظ میکنم. میخواست توانایی مدل کردن مسئله, تحلیل بیزینس و مهارت های تکنیکی را با هم بررسی کند. چند سوال شخصیتی هم پرسید مثلا توانایی کار در محیط شلوغ, … با پوشش خیلی رسمی نروید مخصوصا خانمها چون متضاد با کالچر اونجاست و ممکنه این شبهه را ایجاد کنه که انعطاف ناپذیر و با فرهنگ استارت آپی ناسازگارید. ویژگیهایی که براشون مهم بود: انعطاف پذیری, توانایی کار در محیط شلوغ و فلت, مشکل نداشتن با این مسئله که بعضی روزها ممکن است لازم باشد تا دیروقت در شرکت باشید
مصاحبه من با یک خانم از منابع انسانی بود و همچنین مدیر مستقیم اون پست. سوالات بیشتر در مورد تجربه من از شغلم بود. ظاهرا قصد داشتن از تجربه من توی بهبود فرآیندهاشون استفاده کنند 🙂 احساس کردم اون پوزیشن برای من کوچکه و شاید هم به همین دلیل در مصاحبه پذیرفته نشدم. فضای کلی مصاحبه به صورتی بود که من متکلم بودم و داشتم زمان رو مدیریت میکردم. عملا داشتم فرآیندهای شرکت خودمون رو براشون میگفتم تا اسفاده کنند! سعی کنید زیاد ار خودتون تعریف نکنید! با توجه به اینکه اسنپ تریپ یه شرکت نو پاست، شاید لازم باشه در نشون دادن توانایی هاتون کمی مدیریت به خرج بدید تا مدیرتون احساس نکنه قراره جای اون رو بگیرید!
من از طریق بخش استخدام سایت اسنپ تریپ رزومه خودم را برای شغل پشتیبانی مشتری فرستادم، بعد از ۴ روز با من تماس تلفنی گرفتند و برای مصاحبه روز دوشنبه ساعت چهار عصر قرار گذاشتیم، زمانیکه به ساختمان خیابان جردن و طبقه ششم رفتم و به منشی گفتم برای مصاحبه آمده ام، خانمی از کارکنان بخش منابع انسانی آمد و با هم به طبقه سوم رفتیم در آنجا پنج دقیقه منتظر ماندیم تا اطاق مصاحبه خالی شود و مسئول مصاحبه بیاید. بعد از آمدن مسئول مصاحبه که سوپروایزر بخش B2B شرکت بود به اتاق مصاحبه رفتیم. ایشان از من خواست خودم را معرفی کنم، سوالات متنوعی پرسید که حدودا یک ربع طول کشید. سوالاتی مثل آرام کردن مشتری عصبانی، over شدن اتاقهای یک هتل و نحوه مدیریت آن، مجرد یا متاهل بودن، زمان آمادگی برای شروع همکاری، نحو تعامل با همکاران در محیط کار، سن من و… به نظر من شرکت بسیارضعیفی است، از لحاظ مدیریتی، کلا در این شرکت ظاهرا همه عاشق جلسه هستند. ویژگیهایی که براشون مهم بود: واقعا نفهمیدم چه انتظاری دارند.
اصلا مصاحبه ی حرفه ای نبود با اینکه من چندین مصاحبه با شرکت های کوچیکتر از این هم داشتم ولی خیلی برخورد های بهتری دیده بودم.تقریبا نه ساختاری داشت نه روندی و توی شرایط کرونا دعوت به حضور کردند در حالیکه جای شرکت هم خوب نبود و مجبور بودی تو این شرایط حضور پیدا کنی و با یک مصاحبه کاملا غیر حرفه ای روبرو شی . من به همه دوستان هم صنف خودم ک دنبال کار میگشتند باز خوردم رو منتقل کردم . یک فرایندی ایمیلی برای نتیجه حداقل بهتر بود میذاشتن آدم متوجه بشه چیشد .
من در شرکت پینکت بصورت تمام وقت و به مدت ۱ تا ۳ سال کار کردم و آخرین سال همکاری من ۱۳۹۹ بوده.
از بنده راجب سابقه کار سوال شد ، در مورد این سوال شد که چه مدت قصد دارم در این شرکت فعالت داشته باشم ، چون براشون خیلی اهمیت داشت که کارمند هاشون وفادار بمونن و ۸۰ درصد کارمند هاشون بیش از ۵ سال سابقه همکاری داشتن . سوالات سختی و چالش های کاری رو به صورت شفاهی بیان کردن و انتظار داشتن با تسلط کامل پاسخگو باشم حتما با اعتماد به نفس صحبت کنید و تاکید کنید که به صورت بلند مدت میخواهید همکاری داشته باشید ویژگیهایی که براشون مهم بود: رفتار مناسب با همکاران و تلاش برای محیطی ارامش مند
من در ‘پشتیبانی فنی’ شرکت پتیاک سیستم بصورت تمام وقت و به مدت کمتر از یکسال کار کردم و آخرین سال همکاری من ۱۳۹۹ بوده.
خیلی بی نظم و به هم ریخته بود. قرار بود مصاحبه من ساعت ۹ باشه رفتم اونجا و تازه ساعت ۱۰ رفتم پیش یه نفر مصاحبه. بعد اون با من مصاحبه کرد و من رو برد پیش نفر دوم. نفر دوم هم باهام مصاحبه کرد و من رو فرستادن پیش نفر سوم. نفر سوم هم که قائم مقام شرکت بود در واقع با من مصاحبه کرد و من رو فرستاد پیش نفر چهارم. جلوی خودم هم به مسئول منابع انسانی شرکت گفت که ایشون رو از دست ندیا خیلی نیروی خوبیه. خلاصه نفر چهارم هم با من مصاحبه کرد و من از ساعت ۹ صبح تا ۲ ظهر تو پرشیا خودرو مشغول مصاحبه بودم و آخر مسئول منابع انسانی گفتند برو خبرت می کنیم. و هنووووووووووووز هیچ خبری نشده ازشون.
مصاحبه اول خیلی خوب بود.مصاحبه دوم هم خوب بود ولی خبری نشد.در مصاحبه اول بیشتر ارتباطات و روابط عمومی مطرح بود در مصاحبه دوم بیشتر تجربه های قبلی که کجاها بودی و چه کارهایی کردی و چرا اومدی بیرون و البته خیلی هم با حوصله پیش رفت ولی خبری نشد
چرا درس خوندنت طول کشید؟ چرا تغییر رشته دادی؟ اولین بار که اومدی به شرکت ما و تو سمینار شرکت کردی بهترین اتفاق اون روز چی بود؟ کی تو اون سمینار بهتر از بقیه صحبت کرد؟ شناخت خوبی از خودش داشته باشه، یکم صبور باشه و وسط حرف مصاحبهکننده نپره. ویژگیهایی که براشون مهم بود: نمیدونم ولی فکر میکنم براشون مهم بود که بتونم خوب برخورد کنم از نظر تعامل با افراد. عقیدتی که اهمیتی نداره براشون کلا تقریبا. ولی در حالت کلی جدای از شخص من تو این شرکت خیلی خیلیییییییییییی مهمه که روابط عمومیت قوی باشه که هیچی آدم خوش برخوردی باشی.
من سه مرحله مصاحبه داشتم. مرحله اول با یکی از کارشناساشون که بنظرم آدم منطقی ای بودند. یک هفته بعد مصاحبه دوم رو با مدیریت همون بخش انجام دادم. آقای مدیر متاسفانه آدم کم صبر (و به قول خودشون بیش فعالی) بودن. به حدی که اصلا اجازه نمیدادن من جملاتم رو تموم کنم. اخر مصاحبه هم به من گفتند نتونستم به سوالاتشون جوابی بدم و هوش اجتماعی خیلی پایینی دارم! با این وجود سه نفر رو گویا برای مرحله آخر که مصاحبه با منابع انسانی بود معرفی کردند که من هم یکی از اونها بودم.اصلا مصاحبه فنی ای نشد بامن. بنظرم خیلی معیار خاصی نداشتن. بیشتر از دو هفته فاصله بین مصاحبه دوم و سوم شد. مصاحبه دوم و سوم دقیقا یک مشت نمون سوالات معمول و کلیشه ای جلسه مصاحبه مثل نقاط ضعف و قوت و چالش های کاری و این داستانا بود. مصاحبه سوم ظاهرا با دو نفر بود، یک نفر سوالات رو میپرسید و نفر دوم که مصاحبه در اتاق ایشون انجام شد حتی یکبار هم سرشون رو بالا نکردن و کلا پشت سیستم خودشون مشغول کار دیگه ای بودن. بعد از یک هفته هم ایمیل زدن که توانایی های شما فوق العاده بود اما با نیازمندی های ما متفاوت بود. این ایمیل کار خوبی بود اما کاش بجاش مشخص میشد مثلا از نظر فنی شما مناسب نبودی یا حقوق درخواستیت بالا بوده که برای مصاحبه شونده هم روشن بشه و تجربه کسب کنه. بنظرم توصیه خاصی نمیشه کرد، با توجه به اینکه معیاری برای قبولی یا رد وجود نداشت.
– مسئول دفتر تماس گرفتن و دعوت به مصاحبه کردن و پیشنهاد دادن آدرس رو با جزئیات قرار مصاحبه به ایمیلی که توی رزومهم بود ارسال کنن. اولین تجربهم از این بود که جزئیات قرار مصاحبه با لینک Google Calendar به ایمیلم ارسال شد.
من در حال حاضر در ‘واحد برنامه نویسی’ شرکت پایدار سامانه ارکیده بصورت تمام وقت و به مدت ۱ تا ۳ سال مشغول به کار هستم.
دو مرحله مصاحبه بود. بیشتر سوالات شخصیتی و روانشناسی و کمی هم سوالات مربوط به بانکداری و مالی مثلا ال سی. خیلی ریز و با دقت سرتا پا و مدل حرف زدن و همه چیتون و برانداز میکنن. براشون اینکه چطور با مشتری برخورد خواهی کرد مهم بود. کلا بانک پاسارگاد اینکه خیلی ناز مشتری رو بکشی براشون مهمه . تو تجربه ی خودم در کار شعبه بارها پیش امد که حق با من کارمند بود و نباید کار مشتری انجام میشد (حالا بدلیل ناقص بودن مدارک یا…) ولی رئیس اونجا اصرار میکرد که انجام بدید . خب وقتی در بخشنامه خود بانک گفته که فلان کار حتما فلان مدارک رو میخواد و من بدون اونها انجام بدم بعدا اگر کلاهبرداری اتفاق بیفته یقه ی مارو خواهند گرفت و این تناقض ها استرس زا بود واقعا من بعد از چندسال کار کردن اونجا استعفا دادم چونکه تجربه خوبی نداشتم از کار در اونجا. من در قسمت شعبه کار میکردم و متاسفانه با کارمندای شعبه رفتار خوبی نداشتن خیلییی سختگیریهای بیخودی داشتن که واقعا عرصه رو بهت تنگ میکرد. بین کارمندای ستاد و شعبه خیلی تبعیض میذاشتن طوری شده بود که اکثر کارمندای شعبه درخواست میدادن برن ستاد که البته موفق نمی شدن. کار با ارباب رجوع هم اخلاقیات خاصی می خواد واقعا باید صبور باشی .شایر برای شخصیتهای درونگرا رو اعصاب باشه. سختیهای کار مالی هم در بانک اینه که خیلی باید دقت کنی چون تقاص اشتباه مالی ات رو جیب مبارکت باید پس بده ویژگیهایی که براشون مهم بود: اینکه چطوری با مشتری برخورد خواهی داشت و چقد بنظر خوش برخورد یا صبور یا…. هستی. برخورد با مشتری خیلی براشون مهم بود طوریکه در مصاحبه بمن گفتن شما باید اینجا “نوکری” مردم رو بکنید!