اخلاقا مدت کوتاهی در این شرکت حضور داشتم و تصمیم گرفتم تجربهام را از تیمهای مختلف بازگو کنم. تیم فنی فرابین را گروه خوبی میدانم که اخیرا مدیر فنی جدیدی به جمعشان اضافه شده، هرچند مدتهایی بدون مدیر فنی دوام آورده بودند. اعضای تیم همگی بااخلاصاند و کارشان را درست انجام میکنند. تیم طراحی فعلی فرابین وضعیت مطلوبی ندارد ولی همچنان قابل قبول است و در مقایسه با گذشته، از نظر کیفی تغییراتی دیده میشود. پیش از این، تیم طراحی قویتری در شرکت وجود داشت. تیم بازاریابی به شکل گسترده فعال نیست و در حال حاضر چند نفر از اعضای تیم محتوا و یک مدیر دیجیتال مارکتر مسئول تمامی کارهای بازاریابی برای دو محصول شرکت هستند. اما مسئله اصلی این شرکت تیم پروداکت است. به نظر میرسد کمتجربگی در این بخش، برای پروژههای مختلف مشکلآفرین شده و یکی از دو محصول کلیدی شرکت به دست یکی از اعضای نسبتا بیتجربه افتاد که این موضوع خروج تعداد زیادی از نیروهای کلیدی را به همراه داشت. در نتیجه عدم هماهنگی و کمتجربگی و کمبود اعتمادبهنفس باعث شده کار تیم پروداکت مانع پیشبرد کار سایر تیمها شود. برای نمونه، ممکن است فیچری را ماهها توسعه بدهید و در نهایت مشخص شود که نیازی به آنFeature نیست. همچنین به دلیل عدم توانایی گفتن نه به سهامداران، گاهی به تعهد به گزینههایی میرسند که باعث فشار و ناامیدی دیگران میشود. مشکل دیگر، نبود منابع انسانی کارآمد است. فردی که به انجام کارهای شخصی مدیر مجموعه میپردازد و اصطلاحا دستیار مدیرعامل محسوب میشود، اما در روال منابع انسانی جای میگیرد. در مواقعی با پنهانکاری مشکلاتی ایجاد کردهاند، و این موضوعات بهطور مکرر تکرار میشود. در رابطه با مدیر مجموعه نیز به دلیل حساسیت موقعیت، ترجیح میدهم مسائل را بهطور مستقیم بیان نکنم تا تیمها تحت تأثیر تصمیمات حضوری ناخواسته قرار نگیرند. بههمین خاطر ترجیح میدهم درباره برخی جنبهها نظری ارائه نکنم تا بهانهای برای تغییر یا برگزاری جلسات غیرهدف پیدا نشود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
سالهاست که به عنوان کارشناس پشتیبانی فنی در پارس پک فعالیت میکنم و حس میکنم مسیر رشد در این شرکت برای همه کارکنان باز است؛ هر مقدار که تلاش بیشتری برای بهبود مهارتها و نمایش تواناییهایت بگذاری، بیشک دیده میشود و فرصتهای ترقی برایت فراهم میشود. در کنار اینها، کار تیمی در پارس پک یکی از اولویتهای اصلی است و به نظرم خیلی خوب است که با تیمهای مختلف به صورت مداوم همکاری میکنم.
فضای کار در اینجا خیلی دوستانه است و حس خوبی به آدم میدهد. از نظر من مدیران جوانی هستند که به کارمندان احترام میگذارند و به قولهایشان عمل میکنند. شرکت در مسیر رشد و پیشرفت است و من احساس میکنم با تداوم تلاش، به جایگاه بهتری خواهم رسید.
دو سالی را به عنوان فرانتاند کار در راشین گذراندم و محیطی بسیار شاد و آرام داشتیم. مدیریت شرکت انصافا خوب بود؛ با همه نیروها به یک اندازه رفتار میکرد و هیچ تفاوتی بینها قائل نمیشد. فشار کار عمدتا کم بود، مگر در مواقع خاص که ضربالاجل پیش میآمد. همچنین تعادل خوبی بین کار و زندگی شخصی احساس میکردم.
سالها پیش، شش ماه در این شرکت کار کردم و تجربهام واقعا من را با چالشهای زیادی روبهرو کرد. در همان دوره، وقتی به موقع حقوقم را دریافت نکردم و بیمهام هم رد نشد، متوجه شدم امنیت کاری وجود ندارد. حقوق و مزایا در کمترین حد ممکن بود و قرارداد هم وجود نداشت، بنابراین احساس امنیت شغلی صفر بود. در پایان دوره، با پیگیریهای فراوان بالاخره حقوق معوقهام را گرفتم و همان زمان بسیاری از همکاران من هم با چنین مشکلاتی روبهرو شدند. حتی برای هر دقیقه تاخیر ورود، جریمهای معادل چهار برابر حقوق اعمال میشد. نمیدانم اکنون وضعیتشان چگونه است، اما این تجربه واقعا بدترین دوره کاری من بود.
یکی از خوبی های زرینپال اینه که تو هم امنیت شغلی داری و هم کنار تیم فنی خوبی که داره باعث میشه تو هم رشد کنی که مزیت بزرگی هستش به نظر من، و تیم فنی همیشه از پیشرفت تو استقبال میکنه و باعث میشه توی شغلت پیشرفت کنی. از نقاط منفی اگه بخوام بگم مدیریت ناکارآمد و نداشتن دانش مدیریت توی زرینپال موج میزنه و این باعث پیش اومدن خیلی از مشکلات میشه و مورد دوم پرداخت بسیار نامنظم حقوق ماهانه و واریز حقوق به چند حساب بانکی هستش.
مدتهاست که در این شرکت کار میکنم و الان تجربهام را با شما در میان میگذارم. تا به امروز مشکلی بابت حقوق و مزایا نداشتهام و باور دارم که اولویت اصلی شرکت روی رفاه کارکنان و معیشت آنها است و این رویکرد همچنان پابرجاست. دستمزدها نیز بر پایه بهرهوری تعیین میشود و این معیار در تصمیمگیریهای پرداختی نقش دارد.
برای من اینجا هشت سال سابقه کار دارم و همچنان این شرکت را دوست دارم؛ رفتار مدیران و روندها همواره برایم قابل قبول بوده است. از نظر پرداخت حقوق، تا حالا غیر از دو یا سه ماه که به دلیل وضعیت بازار با تأخیر انجام شده، بقیه موارد بهموقع بوده و حقوق بهطور معمول بالاتر از انتظارات برای همه کارمندان بوده است بهعلاوه پاداش همواره بخش جداییناپذیر این مجموعه بوده است. محیط کار امن و مدیریتی بوده که کنترل مستمر دارد و امنیت شغلی خوبی فراهم است. هر مدیری نقایصی دارد اما بهطور کلی مجموعه مدیریتی که این فرد دربارهاش میگوید نمیتواند ادعا کند که رفتار نامناسبی شده یا مدیریتی ضعیف وجود دارد؛ من با دیدگاه شخصی نسبت به دشمنی با تیم مدیریتی روبهرو نیستم. اگرچه برخی بهشدت به مردم شناخته میشوند، اما من از شفافسازی همواره حمایت میکنم تا بپذیرند که این مجموعه با مدیریت بیست ساله در حال کار است و در حال حاضر حدود سهصد نفر رضایت دارند. این شرکت به همراه سه شرکت دیگر در قالب گروه صنعتی کاریزماتک فعالیت میکند و از نظر کارایی، مدیریت، امنیت و حتی جنبههای اجتماعی و تا حدودی سیاسی، در سطحی قابل قبول تا بالا قرار دارد و با قدرت رو به جلو حرکت میکند. از نظر بیمه و جایگاه اجتماعی، محیط کار مناسب و مطلوب است. معمولا در سازمانها مدیران به نفرات محبوب خودشان توجه میکنند، اما اینجا نگاه و توجه مدیران به پرسنل عادلانه و برابر است. آرزو دارم روزی برسد که همگان دروغ نگویند و جرات گفتن حقیقت را داشته باشند. یا علی
شرکت نبض افزار برای من تجربهای بود که با وجود تلاشهای متمرکز، مشکلاتی جدی را نشان میداد. اول از همه، احساس میکردم منابع انسانی به طور واقعی وجود ندارند و این بیثباتی در تصمیمگیریها و مدیریت منابع به وضوح مشهود بود. مرخصی ساده هم برای من و همکاران به سختی قابل دسترسی بود و انگار هیچ اصولی برای حقوق و مزایا وجود ندارد. حقوق و دستمزد نسبتا پایین بود و این موضوع انگیزه و رضایت شغلی را تحت تأثیر قرار میداد. با بالا رفتن تعداد جلسات، زمان کمتری برای کار عملی میماند و فشار روی تیمها زیاد بود. مدیریت منابع سازمانی هم به طور قابل توجهی نا کارآمد به نظر میرسید و نبود جهتگیری روشن در این حوزه باعث سردرگمی تیمها میشد.
با وجود اینکه به خاطر شرایط آزمون و امتحانات دانشگاه بهنظر میرسید محیطی تازه و هیجانانگیز باشد، اما تجربهام با کایت خیلی زود برایم روشن شد که تفاوت زیادی با یک استارتاپ واقعی دارد. محیط شرکت خیلی خشک و سرد بود و بهتر است بگویم سختگیرانه، بهطوری که هر دقیقه تأخیر تبدیل به جریمه میشد و همکاری کمی میان مدیریت و کارکنان دیده میشد. در ابتدای کار ساعات طولانی تا پنجشنبه وجود داشت و از آزادیعمل کم میکردند؛ با این اوصاف سعی کردم کنار بیایم ولی فشار زیادی احساس میکردم. یکی از همکارها هم گفت که خیلیها از اینجا نمیمانند و من بعدها فهمیدم چرا چنین گفت. مشکلات عمده به بیمه و امنیت شغلی مربوط میشد: هیچ بیمهای وجود نداشت و فضا، بهویژه برای دانشجوها، خیلی خشک بود. وقتی من بهخاطر امتحانات از همکاری با آنها باید انصراف میدادم، با وجود این که هنوز دانشجو بودم و حقوقم پایین بود، برای من فرقی نکرد که منبع درامدم چه باشد؛ اما در نهایت تصمیم گرفتم از آنجا جدا شوم. بعد از رفتن، بهدنبال تسویه حساب رفتم اما بهخاطر این که اوضاع کرونا و شرایط شرکت را در نظر میگرفتم، انتظار داشتم فرصت بدهند. از طرف شرکت هم در ابتدا پاسخی نگرفتم تا یک سال بعد پیگیری کردم و گفتند که میآیی تسویه کن. با این وجود حتی از همان مبلغ کم هم برای تاخیر و برخی بهانهها کسر میکردند؛ برای مثال، پردهای با تعریف پنجشنبه و جمعه که ماه را کاهش داده بودند و حقوق من از ابتدا بهخاطر دانشجویی پایین بود. همچنین قرار بود اگر از خارج از شرکت مشتری معرفی کنم، پورسانت بگیرم؛ اما وقتی دو ماه پس از قطع همکاری، مشتری معرفی کردم، پورسانت را ندادند با این استدلال که کارکرد من در آنجا کم بوده و بنابراین حق پورسانت وجود ندارد. بدترین تجربه کاری من تا الآن همینجا بود؛ باور کنید هیچ قول و قراری را پایبند نبودند و همهچیز به ضرر کارمند تمام میشد تا سود شرکت را حفظ کنند. به هیچکس توصیه نمیکنم.
باورم نمیکنم این تجربه از کار با هایمارت رو اینقدر ناامیدکننده ببینم، اما واقعا چنین حالاتی وجود داره. های مارت زیر مجموعهای از هولدینگ بوکا است و به این دلیل برخی افراد صنعتی و کارخانهای روی ادارهاش نفوذ دارن. این موضوع باعث میشه برخورد با پرسنل هم مثل برخورد کارگری باشه و حتی قراردادم با پرسنل رو امضا کنن در حالی که نوشته کارگر است. به هر حال به نیروی انسانی توجهی نمیشه؛ افراد رو استخدام میکنن، حقوقشون رو درست نمیدن و خداحافظی میکنن بدون احترام به حقوق کارگر. تعهدی نسبت به کارکنان وجود نداره. وقتی نوبت تعدیل نیرو میشه، به جای این که حقوق کامل و خسارتها پرداخت بشه، حقوقشون رو هم پایین میکشن. الان به نظر میرسه که های مارت توسط گروهی از افراد منفعتطلب اداره میشه و هدفشون فقط منافع شخصی است. دوستانی که قصد همکاری با هایمارت دارن، لطفا قبل از تصمیمگیری دقیق فکر کنن و چندبار تأمل کنن.
مدتی بود که تا همین چند روز پیش در این شرکت کار میکردم و تجربه خیلی خوبی بود. فضای شرکت با تقدیر و صمیمیت همراه بود هرچند اکثرا همکاران مرد بودند و جو دوستانهای حاکم بود. هر موقع مشکلی پیش میآمد، کافی بود با مدیران مطرحش کنم. در کاوش فردا پایهی رفتارها بر اعتماد به تخصص و اخلاقمداری کارکنان استوار بود و وجدان کاری اجازه نمیداد خارج از اصول رفتار کنیم. به عنوان مثال نظارت تصویری بر کار ما نبود و هر وقت خطایی پیش میآمد، به راحتی میتوانستیم با مدیریت درمیان بگذاریم. از همان ابتدای کار، انتخاب همکاران با دقت و وسواس بالایی انجام میشد و این موضوع احساس اطمینان میداد که هر شخص تازهوارد تا از تمامی جنبهها قابل اعتماد است. حقوقها به موقع پرداخت میشدند و تاخیر نداشت، اما تنها عیب این بود که با حقوق قانونی نمیشد زندگی کرد. نکته منفی اما اینکه بعد از مدتی فضای کار روتین و کسلکننده شد و فرصت برای پیشرفت کمبود یافت. ساختار سازمانی هم جای چندانی برای ارتقا ارائه نمیداد. اگر به همان نقطه نمیرسیدم، شاید ترک نمیکردم؛ اما تصمیم گرفته بودم مسیرم را عوض کنم.
شرکت رهنما برای من تجربهای کمتر مطلوب بود. در این جا صدای من از بیشفافی در زمان واریز حقوق آغاز میشود و اینکه هیچ برنامهی مشخصی برای مسیر پیشرفت سازمان وجود ندارد را به چشم میبینم. رفتارها بیشتر جنبهی تبلیغی دارد تا واقعیتهای عملی، و در هر دو مرحلهی استخدام و کنارهگیری از کار، با دیدی مشابه مواجه شدم. به نظر میآید ادعاها با کارکرد واقعی تفاوت زیادی دارد و آنچه روی کاغت گفته میشود با آنچه در عمل میدیدم، فاصلهای قابل توجه داشت.
تمام قوانین وزارت کار در این شرکت نقض می شود: - عدم تطابق حقوق با بیمه واریز شده. یعنی مثلا وقتی حقوق شما 7 میلیون تومان هست حقوق شما، حداقل پایه وزارت کار و کارگری رد میشود. - عدم تسویه در موعد 30 روزه. شما را مجبور به تسویه بعد از شش ماه می کنند که کارمند امکان شکایت از طریق وزارت کار را نداشته باشد(مهلت شکایت پس از اتمام همکاری با شرکت از طریق وزارت کار 30 روز است). جالب اینکه حتی پس از شش ماه هم تسویه مشروط به این است که بارها پیگیری کنید!!! - حقوق در چند مرحله و از حساب های بانکی که متعلق به شرکت نیست واریز می شود. اهمیت این مساله کجاست؟ وقتی که موقع تسویه و گرفتن سنوات می بینید به جای مثلا 20 میلیون تومان سنوات کارکرد و مرخصی های ذخیره شده، شرکت مبلغ سه یا چهار میلیون تومان به حسابتان واریز می کند آن هم از حساب شخصی!!! که باز هم امکان شکایت نداشته باشید - از کارمند سفته با مبلغ بالا دریافت می شود - عدم ارائه فیش حقوقی با مهر و امضا شرکت یا حتی اعلام جزییات محاسبه مبلغ حقوق - اصل قرارداد امضا شده توسط شرکت، ارائه نمی شود. تنها یک پرینت بی ارزش که خودتان آن را امضا کرده اید!!! پس از نوشته شدن اولین نظر منفی در مورد این شرکت، کارکنان خود شرکت اقدام به ثبت نظرات جعلی مثبت می کنند که تا نظر منفی دیده نشود!! در همین پست های اخیر جاب گای و ترتیب آن، این مورد مشهود است که ناگهان بعد از اولین نظر منفی، چندین نظر مثبت ثبت شده!!!! در متن نوشته ها هم دقت کنید یک ادبیات خطی و مشخص استفاده شده است. در ساعات کاری عملا زمان استراحت ندارید. برای خوردن شام یا نهار هم باید عجله کنید وگرنه حجم زیادی از کارتان باقی می ماند. و اگر اضافه کار بمانید داستان دیگری دارید. اگر حجم کار شما زیاد باشد و اضافه کار داشته باشید، مورد اعتراض قرار می گیرید که شما در حال دریافت حقوق زیاد از شرکت هستید و شرکت توانایی پرداخت ندارد.
شرکت ارمغان راه طلایی برای من تجربهای بود که با تمام تفاوتهاش به شکل واضحی برایم روشن شد. ظاهر ساختمان و موقعیت شغلیم با آنچه در نهایت از یک شرکت IT انتظار داشتم تفاوت زیادی داشت و گویی محیطی شبیه یک کافه–نت دور میدان انقلاب بود، نه مکانی که به حوزه فناوری اطلاعات مربوط باشد. ساعتهای کاری از هشت و سی تا پنج بعد از ظهر بود و پنجشنبهها تا دوازده و سی. معمولا نمیشد به موقع از شرکت بیرون رفت، چون مدیر فنی کنار همکاران مینشست و داستانهایی از خاطرات خود—نه چندان جذاب—برای سرگرمی تعریف میکرد. ورود و خروج به سازمان به طور کامل در اختیار واحد مالی بود. اگر میخواستم بدانم در تاریخ یا زمانی که حضور داشتم، چه بود، باید از واحد مالی سوال کنم وگرنه کسر کار میخورد. واحدی به نام امور اداری و منابع انسانی وجود نداشت و دفتر هم مثل یک کافهنت مدیریت میشد. در بحث حقوق و مزایا همه قراردادها با پایه وزارت کار بررسی میشد و حتی اگر حقوقی بیش از مبلغی مشخص میشد، معمولا با من به عنوان کارگر رفتار میشدند. در استخدام وعده داده میشد که حقوق به موقع پرداخت میشود، اما تنها بخش پایه بهموقع بود و بخشهای بالاتر در زمانی نامشخص و به اختیار مدیران پرداخت میشد. مساعدهای وجود نداشت. یکی از همکاران در یکی از مواقع مشکلات مالی داشت و برای سه ماه بخش دوم حقوق را دریافت نکرد؛ با اعتراض شدید مدیران اصلی روبهرو شد و به او پولی پرداخت نشد. از لحاظ امکانات رفاهی، تنها دو مایکروویو برای پنج طبقه وجود داشت که یکی برای مدیران بود و دیگری برای طبقات خاصی از کارکنان. نظافت در سطح مناسبی رعایت نمیشد. ساختار شرکت به طور کامل خانوادگی بود و هرچه دلیل و منطق برای اصلاح یک کار ارائه میشد، با مخالفت اعضای خانواده مواجه میشدم. یک بار تا ساعت ده شب در شرکت ماندیم تا کار انجام شود و بعد از انتظار از اسنپ، یکی از مدیران گفت بیای تا ایستگاه اتوبوس برویم؛ اما تنها با اختلاف و اصرار شدید اتفاق افتاد. اگر تا آخر وقت در شرکت حضور میماندی، فردا باید دقیقا سر ساعت در محل میگرفتی، در غیر این صورت کسر کار میخورد. مدیران مجموعه ترجیح میدادند کارمندان دیر بیاورند تا حقوق آنها را به طرز نامنصفانهای کاهش دهند و بدین ترتیب هزینههای شرکت کاهش یابد. موضوع دیگر اینکه اگر یک ماه کاری برای انجام دادن نداشتید، تا وقتی پرسش درباره پرداخت حقوق را مطرح میکردید، با شما همکاری نمیکردند و از وجودتان به عنوان ویترین فعال استفاده میکردند تا شرکت پررونق به نظر برسد. برای تسویه هم اگر پیگیری میکردی ممکن بود پرداختی تا دو سال طول بکشد. خلاصه اگر دنبال روزی بودی که حقوقی همان روز به حساب بیاید و زود به زود پرداخت شود، اینجا انتخاب مناسبی نبود و در تصمیمگیریات بازنگری کن.
در وانیشا با همکاران باهوش و باقاعدهای آشنا شدم و حضور در کنارشان احساس مثبتی داشت، هر چند با گذر زمان به نظر میرسید تجربهام چندان مطلوب نبوده است. انتظارات بالا بود و همان اندازه حقوق پایین در مقابلش دیده میشد. برخی مراسم و آیینهای نمایشی مثل جلسههای کتابخوانی صبحگاهی اجباری و نوشتن قدردانی هفتگی درباره سایر همکاران، ثمربخش نبود و مدیریت به سبک میکرو منیجمنت از همه سطوح مدیریتی فشار زیادی میآورد. مدیر ارشد به صراحت بیان میکرد که کسبوکار ارزش بیشتری برای کارکنان قائل است و این سیاست، به شکل مداوم نیروها را تهدید به اخراج میکرد؛ این عدم امنیت شغلی تأثیر منفی روی کارایی، بهویژه در میان طراحان داشت. برخی از همکاران قدرتمند توان مقاومت نیاوردند و پس از مدتی از همکاری کنار رفتند؛ بقیه نیز به بهانههای مختلف طی دو سه ماه بعد اخراج شدند و در نهایت تنها یک نفر از تیم طراحی پنج تا شش نفره باقی ماند. ناخوشایندتر از همه این بود که فرهنگ سازمانی شرکت بر پایه ارزشهای کتابهای پرفروش موفقیت بنا شده بود و تظاهر به مطالعه و پیروی از این کتابها به یک هنجار اجباری تبدیل شده بود. به عنوان نکته آخر باید بگویم که به خاطر سرپیچی از بعضی قوانین عجیب، مانند تاخیر در نوشتن تجربه خوب هفتگی، جریمههای مالی و کاهش مستقیم از حقوق آخر ماه اعمال میشد.
به عنوان کارشناس تست نرم افزار باهام مصاحبه شد سه مرحله مصاحبه با یک شخص بسیار محترم بود که ازم سوالات بسیاری پرسیدن و ازم آزمون تست گرفتن و پذیرفته شدم. ازم خواستن بدون حقوق و مزایا یک تا سه ماه!! براشون کار آموزی کنم قبول کردم چون اولین تجربه ام به عنوان تستر بود. ازم خواستن کارم رو با ۲ میلیون و سیصد شروع کنم بازم قبول کردم چون اولین تجربه تست ام بود گرچه که تمام آزمونها رو پاس کرده بودم و مطالعه کافی و اطلاعات کاملتری از تسترهای خودشون داشتم. اصول اولیه کارشون رو تو ده روز آموزش دادن و به یه تیم اضافه شدم که واقعا دیدم تیم بسیااااار نابالغ و بدون نظارت داره کار میکنه و کسی بالا سرشون نیست. یعنی وقتی وارد تیم شدین توانایی شما تعیین نمیکنه شما چقدر پیشرفت می کنید! بلکه بچه های تیم و مدیر پروژه هستن که اگه شما رو راه بدن بین خودشون میتونید محیط غیر قابل تحمل رو تحمل کنید و پیشرفت کنید و فیلتر دیگه ای نیست. خیلی خوب بلدن از آدم کار بکشن. بعد دو ماه تحمل فرهنگ خشک و تیم خوشحال!!! و نالایق خداحافظی کردم و درومدم...
برای من به عنوان تجربهای که از شرکت هوشمند ساختار اسپادانا داشتم، با این برداشت شروع شد که قرارداد موجب پرداخت زمانبندی مشخصی نبود و حقوق هم به طور معین انجام نمیشد. اینکه تنها برای اینکه بخواهی در جای دیگری مشغول به کار باشی، ممکن است وضعیتی باشد، اما برای کسی که هدفش پیشرفت است، توصیه نمیکنم. تا حالا نحوه پرداخت و قرارداد صادقانه مطرح شده بود، اما احتمال تغییر رویکرد در آینده وجود دارد. اگر تصمیم به کار گرفتن در این شرکت گرفتید، از همان ابتدا باید شرایطتان را صریح و محکم مشخص کنید؛ از جمله قرارداد، زمان دقیق پرداخت، ساعات کار و اضافهکاری.
شرکت شهر هوشمند آستیاگ را چندین ماه در بخش برنامهنویسی تجربه کردم. فضای تیمی ما دوستانه و صمیمی بود، اما واحد منابع انسانی وجود نداشت و وظایف این بخش تا حدی توسط حسابدار مدیریت میشد. قراردادهایی که با ما منعقد میشدند به صورت توافق اولیه بودند، اما مبلغ قراردادهایی که برای امضا ارائه میشد خیلی پایین بود و به عنوان فرمالیت معرفی میشدند تا برای بیمه کمترین قیمت ثبت شوند. به هیچوجه نسخه نهایی قرارداد مطابق توافق اولیه به ما داده نشد و همین باعث میشد کارمندانی که از کار جدا میشدند، به حق و حقوقشان نرسند، زیرا مدرک معتبر وجود نداشت. در مجموع اگر هدف از همکاری کسب تجربه است و سابقه کار برایتان اهمیت ندارد، میتواند نقطهی شروع خوبی باشد، اما در غیر این صورت از همکاری با این شرکت پرهیز کنید.
در طول یک سالی که در یکی از محصولات زیرمجموعه ارتباط فردا فعالیت داشتم، با فشار زیاد برای مرخصی نرم روبهرو بودم و سه بار درخواست استعفا دادم تا بالاخره پذیرفته شد. در نهایت به من گفتند یک ماه باقی بمانم تا نفر جدید را آموزش بدهم و پس از استخدام نیرو، خودم با پیگیریهای متعدد نیرو را پیدا کردم و آن یک ماه هم برای آموزش او کنار رفتم؛ اما در پایان، پاداش سالانه و سنوات را به درستی محاسبه نکردند و با ارائه سفتهها تهدیدم کردند. میانگین حقوقی نیز که برای مدیران نوشته شده بود را بهعنوان اشاره به حقوق مجموعه در نظر میگرفتم. قابل ذکر است که حقوقی که در مجموعه مطرح میشود، تنها اشارهای بود و من بهطور دقیق با ارقام مواجه نشدم، اما تجربهی من از فشار کار بالا و برخوردهای نامطلوب در فرایند خروج از شرکت بود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.