شرکت اقامت ۲۴ را زمانی بهعنوان رهبر بازار هتل در ایران میشناختم، اما با اشتباهات مدیریتی به نظر میرسید که از میدان خارج شده و بازی را به شکل جدی باختهاند. تجربهام کوتاه بود؛ در این مدت با آدمهای بااستعداد و گاهی هم بسیار دلزده روبهرو شدم. آنها اغلب شکایاتی داشتند و برخی هم بهظاهر خوب بودند اما برخوردهایشان گاه آزاردهنده بود. در شرکت، رقابت شدیدی بین استارتاپهای زیرمجموعه برای دستیابی به منابع وجود دارد که هیچکدام هم نتیجهی مطلوبی نگرفتهاند. درباره فرهنگ سازمانی کار خاصی انجام نشده و امکانات بهشدت قدیمی و محدود است. برخی کارها به شکل سطحی و تشریفاتی انجام میشود. من حاشیه امنی داشتم اما به همان اندازه که پولی قابلتوجه بود برایم مهم نبود، هنوز بهدنبال تسویهشدن نبودم. مدیریت در سطوح بالایی واقعا اعصابخردکن است و این وضعیت واقعا آزاردهنده است. اگر نیروهای تازهکار هستید و میخواهید جایگاه خودتان را تثبیت کنید، ممکن است اینجا گزینهای باشد؛ اما برای ادامه کار توصیه نمیکنم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
زندگی کاری من در رایانمهر با نگاهی مثبت به فرهنگ سازمان آغاز شد؛ تیمورک خوبی در شرکت حاکم است و هر فرد؛ وظایف مشخصی دارد، هرچند با تعارف کار نمیکنند و برای حفظ موقعیت باید واقعا نتیجه بدهی. حضور رویدادهای جالب هم از ویژگیهای اینجا بود که ارزششان را حفظ میکرد. به طور کلی این تجربه را به عنوان یک پیشنهاد برای دیگران میستایم.
برون رفتن از این شرکت را با دلی باز و بدون اتکا به ظاهر فریبنده پیشنهاد میکنم. واقعا ارزش تجربی از کار در اینجا به نظر من کم بود و تنها دیدم که نویدهای مدیران درباره یادگیری بیشتر در عمل محقق نمیشود. شرکت وقتی حرفهای قشنگ زیادی میزند، اما نباید به آنها خیلی اعتماد کرد. دو مدیر بالا سر تیم، از فارغالتحصیلان دانشگاههای مشخص به بالا نگاه میکنند و همین نگاه سطحی در باقی کارکنان هم دیده میشود، مخصوصا کسانی که از شریف و علم و صنعت هستند و پیشتر با هم همکار بودهاند. به نظر میرسد گروهی تشکیل شده تا اگر با شما خوب باشند مسیرتان را هموار کنند وگرنه درباره شما منتقل میشود و حرفهایی میشنوید که بعدها شگفتزدهتان میکند. یک ماه آزمایشی نگه میدارند و باقی قضایا را پس از آن رد میکنند، با وجود ادعای مدیرعامل که اینجا میشود آموخت و فرصت وجود دارد. یکی از مدیران به شکل شدید مایکرو-منجمنت رفتار میکند تا جایی که به نحوهی راه رفتنت هم گیر میدهد. الان هم که بعد از چند ماه نیرو جذب کردند، دیدم یکی از همزمانان من دیگر در شرکت نیست و دوباره در حال استخدام برنامهنویس هستند. خلاصه اینکه با آگاهی کامل بیایید و فریب ظاهر دوستانه و صمیمی را نخورید. اینجا فقط یک نمایش است و مسیر واضحی ندارد. یادتان باشد لپتاپ هم با خود بیاورید چون شرکت ارائه نمیدهد و اگر بگویید ندارم، نگاهتان با نرمخوری میافتد.
به دلیل بیاعتمادی شرکت از من به عنوان مترجم تنها ادای کار را میکشند و حقوقی پرداخت نمیشود. به من معادل پنج میلیون تومان یا پنج هفته بدهکارند، و کارگران بیش از سه ماه حقوق نگرفتهاند. افرادی که از مجموعه رفتهاند نیز به پول خود دست پیدا نکردهاند. آنها بدهیهای سنگین هستند و تنها دنبال کار میگردند و به جدیگیری بالا پایبند نیستند. تعادل و سازماندهی کاری وجود ندارد.
کار را با این توضیح شروع میکنم که شرکت شبیهسازان منطق کوچک است اما فرصتهای یادگیری و پیشرفت همچنان وجود دارد و برای یادگیری زمان کافی اختصاص میدهند. رفتار مدیران با اعضای تیم محترمانه است. البته بخشی از اختلاف نظرها ناشی از کمبود دانش فنی برخی افراد است و این باعث بروز اختلاف نظر میشود. نقش من به عنوان برنامهنویس بیشتر به این صورت است که حرف اصلی تصمیمگیری را من میزنم و اجرای کار به عهده من است؛ به نحوی که نظر نهایی برنامهنویس چندان مورد توجه نیست. در این تیم تفاوتی بین برنامهنویس و کارمند عادی احساس نمیشود. از درخواست افزایش حقوق خودداری میکنم. برای سوابق حضور، کسری کار و اضافهمرخصی لحاظ میشود اما برای اضافهکاری چنین ضریبی در نظر گرفته نمیشود. برای برنامهنویسان با سه سال سابقه یا بیشتر، این فضا و نقش مناسب نیست.
در اینجا دوره آزمایشی خود را گذراندم، اما پس از دو ماه با کندی در تصمیمگیری و جلوگیری از ادامه همکاری مواجه شدم که با بهانههایی همراه بود. در برخی مواقع هم برخورد برخی از همکاران که مدیریت میکردند، ناسازگارانه بود و پاسخگوییشان مناسب نبود. به طور کلی فضایی ناسالم و سرد حاکم بود و مدیران به نظر میرسید فکر میکنند موقعیت خیلی مهمی دارند. اگر توجه کنید، آگهیهای مربوط به Backend-End این شرکت همواره فعال به نظر میرسند.
شرکت چارتکس را بهجای واقعی تجربهام نازل میکنم: تیم فنی با مشتریان جلسات غیر ضروری میگذاشت و تشویشهایی بیدلیل وجود داشت. به دلیل فشارهای داخلی، هر تصمیم کوچکی برای مدیران توضیح داده میشد و رفتن مرخصی هم مستلزم توضیح دادن دلیلش بود. پرداخت اضافهکاریها به بهانههای مختلف یا بهدلیل بسته نشدن کارها تأیید نمیشد. قوانین داخلی سازمان بهطور دائم تغییر میکردند و در ساعات کاری با وجود تماسهای تلفنی، توضیح دادن پاسخ داده نمیشد چون مدیرعامل ترجیح میداد پول خرج شود و این زمان را صرف صحبت کردن بیهوده میدانست. در محیط کاری، برای رفتن به بیرون یا انجام خریدهای شخصی باید از مدیر برنامهریزی یا مسئول آبدارخانه درخواست میکردی تا برایت خرید انجام بدهد. غذای شرکت پخته میشد و اگر علاقهای به آن نداشتیم یا باید از خانه غذا میآوردیم یا گرسنه میماندیم. محدودیت سختی برای خرید غذا از بیرون وجود داشت؛ در صورت موافقت منشی مدیرعامل، هزینهها از شرکت کسر میشد و ممکن بود حقوق ماههای بعدی کاهش یابد. با این وجود، یکی از نکات مثبت این دوره حضور همکاران فنی با تجربه و با دانش بالاست که در هر زمینهای، چه کاری و چه غیرکاری، راهنماییهای ارزشمندی ارائه میدادند.
وقتی با این شرکت همکاری کنم، در هر شرایطی میتونم کار رو پیش ببرم. حضورش رو خیلی ارزشمند نمیدونم و زمان گذاشتن روی بررسیش رو زاید میبینم.
برای اولین تجربهی کاریام، به عنوان برنامهنویس بکاند، وضعی آرام و بدون فشار داشتم. مدیریت مشخصی وجود نداشت و پروژهها هم از نظر فناوری نسبتا کهنه بودند؛ با این حال هدف از کسب تجربه در سال اول برای من قابل قبول بود و فرصت یادگیری مناسبی در این مدت فراهم شد، هرچند نه بیشتر.
من تجربهای کاری در شرکت پیمان پردازش نیام دارم. هفت سال سابقه دارم و این شرکت دومین کارگاهی است که در آن فعالیت میکنم؛ نسبت به کار قبلیم، از شرکت فعلی تا این لحظه رضایت کامل دارم. حقوقم بر اساس وظیفه و مقدار کارم تعیین میشود و استرس یا فشار غیرمعمولی تجربه نمیکنم. برخورد مدیرعامل با احترام و ادب است و تا کنون هیچ رفتار توهینآمیز یا بیاحترامی ندیدهام. این شرکت با تمام توان به پرداخت بهموقع حقوق میپردازد و میتوانم بگویم برای رفاه حال همکارانش دلسوزی دارد.
من در زمانی وارد این شرکت شدم که زیرساخت نابودی داشت و فکر میکنم بهترین پرفرمنس دوران کاری خودم رو برای این شرکت گذاشتم، به طوریکه اگه یه نفر سومی قبل و بعد از حضور من در اسنپ فود رو بره بررسی کنه تفاوت های زیادی ببینه در مسائل فنی، خییلی زیاد من قصد جدا شدن از اسنپ فود رو نداشتم و در روز اخر سال ۲۸ اسفند به من گفتن که دیگه قرار نیست همکاری کنیم و زمانی که من اعتراض کردم به اینکه چرا زودتر نگفتین یک ماه فروردین رو اضافه کردن فقط ای کاش از اول اسنپ فود نرفته بودم، چون هیچ چیزی برای یادگیری وجود نداشت و نه تنها من درجا زدم، بلکه حتی یه مقدار پسرفت هم داشتم! دیسک گردن از جمله چیزهایی هست که وقتی من هر شب و هر روز درگیر دردش هستم بهش فکر میکنم که چرا برای اسنپ فود انقدر زیاد انرژی گذاشتم. ای کاش حداقل دل ادم نمیسوخت! قدر میدونستن! در کل من دوست دارم این تجربه رو درستش کنم و یکی از روش های شکست خوردن رو یادگرفتم، اما میدونم محیط این شکلی شانس خیلی کمی برای موفقیت فردی ایجاد میکنه. همه ی محیط های استفاده ابزاری از نیرو ها همین شکلی هستن. البته بنظرم موقعیت های شغلی ای هم توی این شرکت هست که انقدر فشار کار تیپ کاری من رو نداشتن و این دسته از خوش شانس های اسنپ فود هستن؛ کار خوب و خوشحال و کم فشار ارزوی دیرینه خیلی از ماهاست که برنامه نویس ها نسبتا توی اسنپ فود دارن.
برای چند سال تجربه کاری در این شرکت جاوا برنامهنویس بودم و در نهایت با وجود خوبیهایی که شرکت داشت، تصمیم گرفتم مسیرم را عوض کنم. آن شرکت دیگر منحل شد و تیمش با بانک خاورمیانه قراردادهایشان را مستقیما امضا کردند. برخی جنبهها خوب بود؛ حقوق بهموقع پرداخت میشد و وجود بیمه تکمیلی هم مزیت محسوب میشد. اما از نظر فرصتهای رشد، محیط مناسبی برای پیشرفت نبود. فنیها و مدیران شرکت از نظر سطح دانش قوی نبودند و در درازمدت به پیشرفت حرفهایام لطمه میزد؛ به خاطر همین از تکنولوژیهای جدید عقب میماندم. با وجود جنبههای مثبت زیاد، ترجیح دادم با شرکتهای بهتری همکاری کنم و مسیر شغلیام را تغییر دادم.
من چهار سال با این مجموعه کار کردم و تجربهام رو با شما به اشتراک میذارم. آقای سجاد مرد بسیار انسان بااخلاقی هستند، اما با افراد متواضع و واقعبین همدلی میکنند. اگر واقعا تخصص دارید، برخورد دوستانه همراه با حقوق و مزایای مناسبشون رو تجربه میکنید. فضای کار آرامه و امکان دورکاری هم وجود داره، هرچند بستگی به نوع کارتون داره. مدیریت هم اهل مطالعه و گشتوگذار وب هست و به کارمندانشون آزادی عمل میده. اگر تازهکار باشید ولی انگیزه برای پیشرفت دارید، میتونید روی حمایتشون حساب کنید، اما از شما اول انتظار جلب اعتماد میره. اگه رویکردتون واقعا حرفهای و بدون ادعا باشه، شرایط خوبی فراهم میشه و بهراحتی به همکاری میرسین. اونها به قیمتهای غیرواقعی توجهی ندارند؛ اما واقعا وقتی بدونن کارتون رو بلدین و فقط حرف از مهارت نمیزنید، شرایط رو فراهم میکنن. مدیریت صبور با نیروهایی که صادقانه کار میکنن رفتارمیکنه و اگر عملکرد خوب باشه، برای همکاری همواره کنار میشن. با این حال ادعاهای بیپایه رو نمیپسندن، بنابراین اگه کسی بیاد فقط با گوشی کتاب صوتی تولید کنه یا هیچ مدرکی نداره که بخواد کار کنه، نشان دادن ضعفها بهراحتی تشخیص داده میشه و رد میشن. همچنین اگر دنبال محیطی هستید که سریع پیشرفت کنید، توصیه میکنم به اینجا فکر کنید. به خاطر اینکه بیشتر کارها بهصورت دورکاری و پروژهای انجام میشن، معمولا مشمول بیمه نیستند. منظور از دورکاری اینه که کارهای کوچک بهصورت پروژهای انجام میشن.
شرکت کادو کارت را تجربه کردم؛ جایی که مدیریت به شدت غیرموثر است و هدفشان جبران کمبودهای فنی با اضافهکردن مداوم افزونهها و بهروزرسانیهای بیدلیل است که باعث اختلال در سایت میشود. در طول یک سال همکاری، حقوق گاهی بهموقع پرداخت نمیشد و وقتی هم پرداخت میشد، با کارکردی که اعلام میشد مطابقت نداشت و دوباره به ماه بعد موکول میشد. حقوق یک فرد فنی با اینکه بالاترین انتظارها را داشت، در اولویت نبود. حقوق سئوکار و پشتیبان پرداخت میشد اما برای برنامهنویس صورتوضعیت میزدند و اتمام قرارداد به تأخیر میافتاد، بهطوریکه تا تاریخ بیستم تسویه میکردند. انگیزه کار هم با این رفتارها از بین میرفت اما انتظار داشتند تسکها را سر وقت تحویل دهید. دانش فنی تیم کم بود و در موارد مختلف نظر میدادند. نیروهای ماهر برای این مجموعه چندان مفید نبودند و به جای تخصص، افراد بدون تجربه را میپذیرفتند؛ مثلا سئوکاری را آوردند اما کارهای بستهبندی برای او بود. در نهایت هم حدود چهار تا پنج میلیون تومان تسویه نشد. به طور کلی پول سرور و امکانات را هم پرداخت نمیکردند. رزومهام را از مجموعه حذف کردم چون با اینکه کارهای زیادی انجام دادم، دیدی که واقعا با سطح من همسو نبود را در رزومه نمیخواهم بگذارم. در مورد مبالغ دریافتی، حقیقت را بیان نمیکردند و همواره میگفتند پول نداریم. در نهایت هم آمارهای غیرواقعی به طرفهنگار ارائه میدادند که واقعی نیست اما ظاهرا آنها هم قبول میکردند. طراحی UI/UX جدی و کارآمد وجود نداشت و همچنین فرانتاند با بکاند کنار هم بود و گاه از پونیشا نیروهای نامناسب میگرفتند که چند وقت طول میکشید تا مشکلاتشان را درست کنیم؛ و وقتی کار را بیشتر میکردیم، آنها از کار منصرف میشدند. گاه به گاه با تیمهای دیگر جلسه میگذاشتیم و موارد را توضیح میدادم ولی اجرایی نمیشد تا جایی که اوضاع به گند میکشید. یکبار اعلام کردم سرور دچار حمله است اما پیگیری نکردند و فردای آن روز سایتDown شد و چند روز دستمان بسته ماند. در نهایت، اولویتبندی چه روی تسکها و چه روی ارزش کارکنان به درستی انجام نمیشد.
به نظرم در این شرکت انتظارم از روزهای مصاحبه با اوج فناوری و پرسشهای مدرن را داشتم اما در عمل با حالتی کاملا متفاوت روبهرو شدم. وقتی وارد ساختمان شدم، حس میکردم بیشتر شبیه جایی است که از دورههای قبل به ارث مانده و با متدهایی کهنه و غیرروزآمد کار میکردند؛ گویی هیچ نشانی از ترندهای تکنولوژی وجود ندارد. تیم فنی به گونهای بود که برای انجام کار باید از روشهای قدیمی و اختراعشده استفاده میکردیم و این موضوع باعث شد فضای کاری برایم ناهمسو با توانهایم باشد و در نتیجه فشار و سردرگمی زیادی تجربه کنم. در واحدی که من بودم، برخی همکاران با رفتارهای خیلی جدی و گاه با نگاههای مقایسهآمیز من را میدیدند و انگار مجبور بودم جای آنها را بگیرم تا اخراج شوند. برخوردها به طور کلی خوب بود اما هیچ کدام جذابیت خاصی نداشتند. محیط کاری خیلی دلگیر بود و ساختمان قدیمی به نظر میرسید؛ کامپیوتر تخصیص دادهشده هم حالتی کهنه داشت و میز کار من انگار برای دههی قبل طراحی شده بود، که واقعا اذیتم کرد. اگر مزیتی وجود داشت، من آن را به چشم ندیدم و با وجود تلاشها، استقبال گرمی از طرف تیم و شرکت احساس نشد و به دلیل وجود پیشنهاد بهتری، خیلی زود تصمیم به ترک گرفتم.
من در این شرکت در بخش it شرکت کار کردم بسیار مدیر خشکی داره و فقط کار زیاد براشون مهمه و ساعت کاری زیاد پر کردن حقوقش به موقع بود ولی محیط کاری بسیار پر استرس و بازخواست زیاد مدیرعامل شرکت هم چندین بار دعوا شد با کارمندان وسط سالن و بد دهنی زیادی هم میکردن کلا خیلی محیط خشکی داره اول که وارد میشی بسیار شرکت با کلاسی به نظر میاد ولی بعد میفهمی تنها چیزی که براشون مهم نیست احترام به کارمندان هست و چون پزشک هستن مدیران و دکترا دارو سازی نگاه از بالا به پایین زیاد میبینی توش
در آغاز راه بودم اما با ورود به رایورز، فرصت رشد خوبی به دست آوردم و توانستم اعتماد مدیران را جلب کنم و از این فضای مناسب برای پیشرفت راضی باشم. مدیران ارشد با اخلاق هستند و اغلب مشغول کارند. در باره محیط کار، تفاوتهای قابل توجهی بین گروه برنامهنویسان و سایر همکاران وجود دارد و حتی امکانات بیشتری برای برنامهنویسان در نظر میگیرند. شرکت قدیمی است و امکان ایجاد تغییرات بزرگ در آن سخت است، اما تغییرات کوچکتر را میتوان به تدریج اجرا کرد؛ هرچند بدنه شرکت برای تغییر سنگین است. حقوق نسبت به میانگین پایینتر است و مزایا هم وجود ندارد؛ نه ناهار رایگان ارائه میشود و نه لاکچری است. بنابراین به خاطر حقوق و مزایا نباید آنجا رفت. رفتار مدیران از نظر اخلاقی کمابیش قابل قبول است و اکثرشان شرایط فردی شما را درک میکنند و زیادی با سختگیری برخورد نمیکنند. این باعث میشود آرامش کاری بیشتری تجربه کنید. وضعیت پرداخت حقوق همواره بهموقع بوده است و در شرایط اقتصادی سخت، پرداخت منصفانه ترجیح شرکتهاست؛ رایورز هم همیشه حقوق را سر وقت داده است. همین.
شرکت سفرهای الکترونیک یا سفر، تجربهای نسبتا ناخوشایند برای من داشت. وقتی وارد کار شدم تا با قرارداد کار بکاند آشنا شوم، صحبتهای مربوط به بیمه و سفته و شرایط کارگری با حداقل حقوق مطابق قانون کار را در گفتوگوهای مصاحبه مطرح نکردن. پس از حدود یک ماه کارکردن و آمادهسازی قرارداد، ناگهان بحث سفتهای سنگین که برابر با حقوق یک سال بود و همچنین بیمه با کمترین سطح ممکن مطرح شد؛ من با این موارد مخالفت کردم و گفتوگوها به نتیجه مطلوبی نرسید. در ماه اول، پیشنهاد قرارداد مشاورهای بدون بیمه و سنوات مطرح شد که من قبول نکردم و هیچ حقوقی هم به من پرداخت نشد. بنابراین توصیه میکنم حتما در مصاحبه کامل درباره همهی موارد صحبت شود، از جمله بیمه، سفته، اضافهکاری و غیره، و به صحبتهای ناقص بسنده نکنید. تا قرارداد نهایی نشده، همکاری را قطعی ندانید و فرصتهای دیگر را فراموش نکنید. تیم فنی شرکت تیم خوبی است و توانمندیهای بالایی دارد؛ به خاطر ماهیت استارتاپی، فرصت یادگیری وجود دارد. اما مشکل اصلی، نبود مدیر فنی است.
در این مجموعه تجربهای داشتم که واقعا یکی از بهترینهای کاریم بود؛ از مدیریت کارآمد و با فهم بالا، تا تیمی قدرتمند، جوان و آیندهدار لذت بردم.
در این شرکت توانستم با تلاشم روال کار را بهبود دهم و با بهروز نگه داشتن مدلهای طراحی محصول، از نتیجههای ملموس آن برخوردار شوم. پرداخت حقوق و مزایا به موقع انجام میشد و هر ماه پاداشی بر پایه عملکرد دریافت کردم، و در نهایت افزایش انگیزه برای ادامهی تلاش حس کردم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.