سال گذشته برای مصاحبه بکاند با تمرکز روی زبان سیشارپ رفتم و اوایل کار با سوالاتی چهار گزینهای روبهرو شدم. به نظر من این سبک آزمون لزوما نشاندهنده توانایی واقعی نیست، چون ما واقعا کامپایلر نیستیم تا دقیقا بدونیم کدوم پاسخ نزدیک به نتیجه است؛ مگر اینکه قبلا مرور کوتاهی روی چنین سوالاتی کرده باشیم تا سطح کار مشخص بشود. وقتی روی کدها کار میکنیم هم ممکن است دفعه اول نتیجه دلخواه را نگیرم و برای رسیدن به پاسخ، چندین بار تغییر بدهیم و کاملا آن را اجرا کنیم تا به نتیجه برسیم. با این وجود، قبل از رفتن یک نگاهی به آزمونهای چهارگزینهای مایکروسافت میاندازم. در جلسه مصاحبه، یک خانم و یک آقا حضور داشتند؛ خانم برخوردش دوستانهتر بود و درباره طراحی سوالاتی پرسید، اما آقای مصاحبهکننده از همان ابتدای کار اخم داشت و سوالات ابتدایی و پایهای شیگرایی را مطرح میکرد. با اینکه سابقه کاریام طولانی بود، به طور طبیعی در کار مصاحبهها به این سوالات مسلط بودم و هر پاسخی که میدادم به نحوی به نظر میرسید به اشتباه بودنش اشاره میکردند و از توضیح بیشتر خودداری میشد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من چند ماه پیش برای عنوان برنامه نویس ارشد Backend با این شرکت مصاحبه کردم. رفتار HR بسیار محترمانه و عالی بود و به نظرم در کارشون حرفه ای بودن نکته مثبت دیگر این بود که مصاحبه به صورت ریموتی بود. به نظرم زمینه کاری شون جالب بود و اینکه با تکنولوژی های روز میخواستن پروژه انجام بدن اما چیزی که نظر من رو خیلی جلب کرد رفتار بد شخص مصاحبه کننده بود ایشون خودشون رو تیم لید معرفی کردن اسمشون رو در خاطر ندارم ولی یک آقایی بود که سر جلسه مصاحبه کلاه و لباس نامناسب پوشیده بود و از لحاظ آراستگی با ریش بسیار نامرتب در جلسه حاضر شده بود. من نمیدونم مگر میشد با اون تیپ و کلاه توی یک شرکت حاضر شد؟ آیا بهتر نبود با یک لباس مناسب و ظاهری آراسته توی جلسه حاظر شد؟ مگر نه اینکه ایشون تیم لید هستند پس باید از هر لحاظ سرآمد باشند تا اعضای تیمش اون رو به عنوان یک رئیس قبول بکنند. ایشون مکان جلسه رو به مکان نبرد تبدیل کرده بود و مدام سعی میکرد که خودشو حرفه ای نشون بده چیزی که خیلی به نظرم مسخره میرسید اینکه ایشون از هر تکنولوژي مثل Akka , Kafka , Design Pattern و Architecture یک چیز کوچولو بلد بود و درون هیچکدومش غنی نبود و فکر میکرد که خودش داره درست میگه و بقیه اشتباه میکنند چون مباحث رو کامل نخونده بودن خیلی دید اشتباهی داشتند وقتی که باهاشون بحث کردم متوجه شدم هیچ چیزی راجب معماری میکروسرویس بلد نیستند و صرفاْ یکسری تحلیلهای خودشون رو به عنوان کانسپت معرفی میکرد سوالاتی راحب DDD و TDD پرسیدن که حتی موقع پرسیدن سوالها هم داشتند اشتباه میکردن یعنی سوالات اشتباه میپرسیدن فکر میکنم قبل جلسه یکسری موارد رو حفظ کرده بودن و وقتی اومده بودن توی جلسه سوالات رو به صورت نصفه و نیمه فراموش کرده بودند. واقعاْ از کسی که عنوان رهبری یک تیم رو یدک میکشه بعید هستش که توی یک ساعت جلسه مصاحبه انقدر سوتی بدهد مطلب دیگه اینکه این شخص خیلی عصبی بودش وقتی باهم صحبت میکردم مدام عصبی میشد و مدام سرش رو به علامت تاسف هی تکون میداد و سعی میکرد تحقیر بکنه که منم الارقم میل باطنی مجبور شدم رفتار در حد شان و شخصیت ایشون از خودم بروز بدم. چیزی که من میدونم آدمهایی با تجربه کاری ما امکان اشتباه کردن در مباحث تکنیکال خودمون رو کمتر داریم ممکن هستش که هر کدوم از ما یک مطلب و نوشته های مختلف رو کم یا زیاد خونده باشیم و هر کداممون یک برداشت یا یک فهم از اون مطلب داشته باشیم که خوبی تیمی کار کردن هم همین هستش باعث میشه که هرکدوممون دانسته هامون رو به اشتراک بزاریم تا به فهم کاملی از مباحث برسیم ولی اینکه مقاومت کنیم و فکر کنیم خودمون داریم درست میگیم و بقیه در اشتباه هستند این یک خطای خیلی بزرگ هستش در نهایت امیدوارم که این شرکت هم مسیر درست خودشو پیدا بکنه و این رو بفهمه که با آدمهای کوتوله نمیتونه قله هارو فتح بکنه
اولین چیزی که از شرکت به ذهنم میرسد این است که با وجود رویکرد محترمانه مدیران، فضای کار در اینجا آرام و بیحاشیه است و بروکراسی معمول شرکتهای بزرگ را ندارد. مصاحبههای فنی اول و دوم را تجربه کردم و مصاحبه نهایی با مدیرعامل برگزار شد که واقعا فردی با احترام بالا بود. به طور کلی فکر میکنم این شرکت خوب و با ثبات است و پروژههای قابل توجهی در سطح ملی دارد. در حال حاضر دو شعبه دارد؛ یکی در هفتتیر و دیگری در منطقه ۲۲.
وقتی با دیدار مصاحبه کردم، تجربهای را پشت سر گذاشتم که هنوز هم برایم جالب است. در جلسه اول، مدیر آکادمی دیدار حضور داشت و به نظر من یکی از حرفهایترین گفتوگوهای شغلی بود که در بیست و پنج سال تجربهام دیدهام؛ مصاحبه از طریق گوگل Meet برگزار شد. چند روز بعد تماس گرفتند و از من خواستند برای دومین مصاحبه با مدیرعامل دیدار به دفتر آنها بیایم. مسیر طولانی بود؛ از شرق تهران تا منطقه شهرک غرب رفت و آمد کردم تا در آن جلسه حاضر شوم. مدیرعامل سوالاتی درباره وضعیت خانوادگی و والدین مطرح کرد؛ مدت زمان چند دقیقه بیشتر طول نکشید و گفتند فردا یا پس فردا با من تماس خواهند گرفت. من از این فاصله و روش پاسخدهی خیلی شگفتزده شدم و فکر نمیکردم چنین جلسهای در چنین سطحی باشد. پس از چند روز، تیم منابع انسانی از من خواستند برای بررسی سابقه کاری، با دو نفر از مدیران سابقم تماس بگیرند تا در مورد من پرسوجو کنند. این درخواست را واقعا غیرقابل قبول و تا حدی توهینآمیز دیدم؛ اگر مشکلی برای من وجود داشت که به تغییر شغل فکر نمیکردم، مخصوصا با چنین فضایی که در بسیاری از شرکتهای ایرانی مشاهده میکنم. به نظر من فرهنگ سازمانی دیدار چندان مناسب نیست و این تجربه برایم ناامیدکننده بود.
فضای شرکت به شدت پر از سروصدا و بینظمی بود و هیچ حس حریم خصوصی وجود نداشت. موقعیت دفتر در پارک وی بود و در ساعات پیک ترافیک، پارک جای مناسبی نبود. کارها بهطور کامل باید حضوری انجام میشد و حضور از ۹ صبح تا ۶ عصر انتظار میرفت، انگار کار هم همانند نگهبانی و بافت ژرفی از فشار بود. در کنار این روند، احساس فشار حقوقی وجود داشت و از پیامکهایی که به اسم اسنپ میآوردن سوءاستفاده میکردند. process مصاحبه هم بهنوعی عجیب آغاز شد؛ زنی به نام پرنیان امدادی با من تماس گرفت و گفت باید حضوری بیایم در ترافیک، و پس از دو ساعت رسیدم. وقتی وارد دفتر شدم گویی با فضایی همانند طویله روبهرو شدم که همه درگیر کار و سروصدایی بودند و فقط نام آنجا کار گذاشته شده بود. دو نفر برای مصاحبه آمدند و اتاقی با اسم اهواز بهعنوان اتاق جلسه بود و انگار اتاقی با نام شهرهای دیگر مانند قزوین وجود داشت. سؤالات مصاحبه شامل سه مسئله الگوریتم بود و یکی از آنها را جواب ندادم؛ قرار گذاشتم اگر کلا جواب منفی بدهند حتما بازخورد بدهند چون بالغ بر چهار ساعت برای این مصاحبه صرف کرده بودم. پس از حدود یک هفته با گذشتن از کارشکنیها و معطلی، پاسخ منفی گرفتم. شاید تصور کنید پررنگ نیست اما من با تمام وجود پیگیر شدم؛ به خانم پرنیان امدادی که قبل از این هر چه میخواستند میگفتند و به تماسها، پیامکها و ایمیلها جواب میدادم، اما جوابی دریافت نکردم. ضمن اینکه اشاره میکنم هیچ شرکت دیگری از من اینطور وقتگرفتن و insisting حضوری را نمیخواهد و سپس با بیادبی پاسخ میدهد. من با سابقهی شش ساله در کارهای مختلف از کار در کافه بازار تا شرکتهای کوچک، در هیچ جایی چنین بیاحترامی را تجربه نکرده بودم. معمولا حقوق را پرداخت میکنند یا ندادن آن بهانههای دیگری ندارد و حداقل با منطق پاسخ میدهند تا مردمی را سردرگم و بیاعتماد نکنند.
برای من تجربهی حضور در مصاحبه با افراد متخصص و تحصیلکرده واقعا ارزشمند بود، چرا که دیدم علمی که سالها برایش زحمت کشیده بودم با ارزیابی افراد مناسبی سنجیده میشود. فضای شرکت چندان خشک و رسمی نبود و این قضیه استرس را کم میکرد. در جلسه، هم پرسشهای شخصی و روانشناختی مطرح شد و هم بخشی از سوالات تخصصی مرتبط با رشتهام که نشان میدهد باید تسلط کامل به مراحل تصفیه فاضلاب داشت؛ امری که البته علمی نیست که یکشب بتوان یاد گرفت. به عنوان مهندس شیمی، دانش گستردهای از صنایع مختلف دارم و تصور میکنم این گستردگی در مصاحبهها به من کمک میکند، فقط قبل از مصاحبه حتما به نقش شغلی تسلط پیدا کنید تا بتوانید با اطمینان خودتان را ارائه دهید. باور دارم رزومهای هم که فرستادم برای اکثر پوزیشنها مناسب است و نباید از ترس فرستادن رزومه باز بماند. این موقعیت دقیقا همسو با رشتهام در گرایش بیوتکنولوژی بود و روی تصفیه فاضلاب کار کردهام. با وجود دعوت به مرحلهی دوم از بین سیوهفت نفر، فکر میکنم من در مصاحبه قبول نشدم؛ هرچند مرحلهی اول با استقبال زیادی روبهرو شد. مطمئن نیستم که چه کسی با کانکشنهای درون سازمانی بهتر عمل کرده و در مصاحبهی دوم که تخصصیتر بود، پاسخهای دقیقتر داده است. به هر حال تجربهی خوبی بود و من که بیش از یک سال است هر روز در سایتهای کاریابی دنبال کار میگردم، امیدوارم افراد بااستعداد همیشه در جایگاه مناسب باشند و جوانان از ادامه تحصیل پشیمان نشوند.
بخوام از تجربه استخدام بگم.اول مصاحبه با منابع انسانی انجام شد ک تأیید شدم بعد مصاحبه تخصصی با مدیر واحد مربوطه ک اون هم تایید شد . خیلی مشتاق بودم ک همکاری داشته باشم باهاشون ... جلسه حضوری گذاشتن و آموزش هم دادن و ی فرصت شغلیم هم از دست دادم بخاطر این شرکت .. متاسفانه بعد از جلسه اول قرار بود هفته بعد جلسه تکنیکال ناکام بشه ولی دیگه هیچ خبری ازشون نشد و حتی پیام هم دادم بهشون سین کردن و جواب ندادن... فقط وقت شما رو میگیرن و اوت چیزی ک اول میگن ب عنوان شرح وظایف تو جلسه های بعدی ک مطمین میشن طرف میخواد بیادکم کم اضافه میکنن بهتون... گول اسم بعضی از شرکت ها رو نخورید... حتی یادمه نیروی منابع انسانی وقتی داشت با من مصاحبه میکرد خیلی هول شده بود و جلسه رو نمیتونست کنترل کند.
من برای مصاحبه پوزیشن UI/UX رفتم.ساعت 4 قرار داشتیم وقتی رسیدم بهم فرم دادن با یه سری سوالات هوش و ... یه ربع طول کشید پرش کردم به نگهبانشون گفتم که اطلاع بدن.اطلاع دادن گفتن یکم دیگ خبر میکنن که برم داخل جلسه.هرچی منتظر موندم خبری نشد حدود ساعت 5 و 5 دقیقه بود دیگه کلافه شدم و بلند شدم رفتم.واقعا فاجعس منابع انسانی شرکت نتونه یه قرار تنظیم کنه.از همین بی نظمیشون مشخصه چه خبره تو شرکت.خوشحالم که نرفتم با توجه به فیدبک هایی ک میبینم
روز اول تجربه، فهمیدم که کار کردن این شرکت میتونه تجربهای مفید باشه؛ ارتباط با لید devops از طریق لینکدین، برای فرستادن رزومه، آغازگر داستان شد. تیم منابع انسانی با من تماس گرفت و زمان مصاحبه را تعیین کرد. با اینکه تجربهام کم بود و داوطلبانه فرایند استخدام به سمت نفر سینیور میرفت، مصاحبه به شکل مثبتی پیش رفت و در نهایت امکان استخدام فراهم نشد. با این حال جلسه واقعا عالی بود و حتی وقتی سوالی بلد نبودم، آنها با صبر و راهنمایی مناسب توضیح میدادند و کمک میکردند. لذت زیادی از فضای جلسه بردم؛ هیچ استرسی وجود نداشت و خیلی از نکتهها را روی ترمینال برای یادگیری بیشتر به من نشان دادند. با توجه به اینکه شرکت با مشتریان خارجی همکاری میکرد، برداشت من این است که محیط کاری خوبی خواهد بود. لوکیشن شرکت هم در سمت گاندی بود.
سلام بعد حدودا 1 ماه از ارسال رزومه مصاحبه انلاین ست کردن متاسفانه مصاحبه کننده لحن جالبی نداشت نگاه از بالا به پایین داشت بدون هیچ مقدمه یا حرفی گفت فقط من سوال میپرسم جلسه مصاحبه نبود بیشتر کنکور بود تمام سوالاتش نکته داشت توی طول جلسه هم مدام نیش خند میزد براش مهم نبود سوال درسته یا غلط فقط میخواست بگه من بیشتر میدونم هیچ سوالی بابت اینکه خودتو معرفی کنی یا بگی چی بلدی وجود نداشت اینم بگم به خاطر بد جا بودن لوکیشن جدید اسنپ جدیدا خیلی خروجی دارن سوال در مورد الگوریتم و ریاضی هم پرسیدن در کل انگار فقط از دور این شرکت ها خوبن
برای موقعیت شغلی Product Manager با یک نفر مصاحبه کردم سوالات رفتاری پرسیدن منم پاسخ دادم ،ازشون در رابطه با ساختار تیم مدیریت محصول پرسیدم هیچ اطلاعات تکنیکالی نداشتن بعد گفتن ما ساعت کاریمون از ۸ صبح شروع میشه و هیچ مزایایی برای رفت و برگشت کارکنان نداریم همینطور پارکینگ هم نداریم ، به نظرم شرکت با فضای مدیریت محصول خیلی فاصله داره در نهایت قرار شد نتیجه مصاحبه رو چه مثبت چه منفی اطلاع بدن اما بعد از گذشت ۶ ماه هنوز اطلاع ندادن
برای موقعیت Associate Product Manager درخواست دادم و مصاحبه آنلاین داشتم مصاحبه خوب پیش رفت اما بعد از مصاحبه ریجکت شدم بعد از این که علت ریجکت رو خواست خیلی حرفه ای و دقیق برام فیدبک فرستادن رفتار مصاحبه کننده خوب بود و همین طور منابع انسانی خوبی هم داشت که بعد از ریجکت من تونستم باهاشون ارتباط بگیرم و ازشون فیدبک دریافت کنم در کل فکر میکنم برای مدیریت محصول فضای رشد خوبی داشته باشه
برای موقعیت Associate Product Manager درخواست دادم و مصاحبه آنلاین داشتم مصاحبه خوب پیش رفت اما بعد از مصاحبه ریجکت شدم بعد از این که علت ریجکت رو خواست خیلی حرفه ای و دقیق برام فیدبک فرستادن رفتار مصاحبه کننده خوب بود و همین طور منابع انسانی خوبی هم داشت که بعد از ریجکت من تونستم باهاشون ارتباط بگیرم و ازشون فیدبک دریافت کنم در کل فکر میکنم برای مدیریت محصول فضای رشد خوبی داشته باشه
بنده در لینکدین بصورت اتفاقی با شخصی از مکو آشنا شدم و پس از صحبت گفتند که برای قسمت خودرو برقی نیرو نیاز دارند و نمونه کارهام رو برای ایشون فرستادم. پس از حدود دو هفته زنگ زدند که تشریف بیارید. در مصاحبه اول خود اون فرد که فهمیدم مدیر یکی از قسمت ها بود و یک نفر نیرو فنی دیگه، مصاحبه انجام دادند (نمی دونستند چی باید بپرسند) بیشتر جنبه فنی داشت و رفتار محترمی داشتند. برای مصاحبه دوم که حدود یک ماه بعد از مصاحبه اول بود تماس گرفتند و رفتم دیدم 15 نفر دیگه برای مصاحبه اومدن، موقع مصاحبه دوم یه اتاق بود که سه نفر نشسته بودند که یکی از آن سه نفر عادل دمشقی مدیر عامل خود مکو بود. به محض اینکه وارد اتاق مصاحبه شدم یکی از آن سه نفر شروع کرد مسخره کردن موی کم پشت و ریزش موی من و بعد سه نفری از خنده ریسه می رفتند. خود عادل دمشقی که به یک حالت بی احترامی نشسته بود تا آخر جلسه اصلا حتی یه نگاه هم به من نکرد و فقط با حرف های دو نفر دیگه میخندید (پاهاش رو به سمت من باز کرده بود و با گوشیش بازی میکرد) بلاخره بعد از کلی تحقیر بنده و خندیدن به من یه مقداری حالت جدی به خودشون گرفتن و اولین سوال مصاحبه رو از بنده کرد: معرف داری اومدی اینجا؟ و وقتی جواب خیر من رو شنید جلوی من با کله علامت نه بهم دیگه میدادن و شروع کردند به رگبار سوال های کاملا بی ربط به رشته بنده پرسیدند(رشته من الکترونیک بود و آنها از حفاظت و برق صنعتی می پرسیند) که با توجه به سابقه فنی تقریبا به سوالات بی ربط آنها پاسخ دادم و وقتی دیدند کم نمی آورم کلافه شدند و به ناچار بنده رو فرستادند طبقه پایین که از بنده یک تست جهت قسمت مونتاژ کاری بگیرند (در حالی که من نیروی سنیور طراح میکروکنترلری و آلتیوم با سابقه زیاد بودم و اصلا برای مونتاژ کاری نیومده بودم اونجا) با این حال طبقه پایین رفتم و مسئول تست هم باز این سوال رو از من پرسید که معرف شما کی بوده؟ و یه تست مونتاژ/دی مونتاژ از من گرفت که در تست موفق بودم و تبریک گفت و من رو برد قسمت های مختلف و آدما و همکارهای دیگه رو معرفی کردن و کارهای مختلف رو نشون دادن به من که طولی نکشید تلفنش زنگ خورد و یکی از اون سه نفر اگه اشتباه نکنم به اسم شخصی به نام آقای حسینی باهاش تماس گرفت و ده دقیقه ای حرف زدند و وقتی برگشت حرفش عوض شد و گفت که ببخشید شما فلان جا رو اشتباه مونتاژ کردی و زورکی گذاشت تو دهن ما که شما چیزی بلد نیستی و وقتی نگاه متعجب من رو دید برای اینکه من مدعی نشدم صداش رو خیلی بالا برد و تهمت زد که وقتی که من نبودم دزدکی بردها رو جابه جا کردی و تقلب کردی موقع مونتاژ و منو گول زدی و... من رو رد کردند، کل این فرآیند دو ماه وقت من رو گرفت و مصاحبه دوم بسیار تحقیرآمیز و ناراحت کننده بود بخصوص اون تهمت ناحق آخرش واقعا برای منی که تمام عمرم راه درست رو رفتم خیلی دردناک بود.
شرکت پرداخت اول کیش (جيرينگ) تجربهای از یک مصاحبه دهنده با رویکردی نامنظم داشت که دلمردگی کارجویان را برمیانگیزد. برای موقعیت توسعهدهندهی اندروید اقدام کردم؛ مصاحبهی فنی آنلاین قرار بود برگزار شود، اما روز قبل اعلام کردن که برگزاریاش چند روز به تعویق بیفتد. سرانجام یکی از کارکنانشان آمد و پس از چند دقیقه روشن شد که قرار نبوده در مصاحبه حضور داشته باشد و تنها به دلیل غیبت دو نفر از مصاحبهکنندگان اصلی به جلسه آمده بود. مصاحبه حدود چند دقیقه طول کشید، از من حقوق پیشنهادی پرسیدند و گفتند تسکی برای انجام فرستاده میشود. پس از یک یا دو روز تسک فرستاده شد و آن را انجام دادم. گفتند بخشهای دیگری هم اضافه کنم و من هم اضافه کردم و تحویل دادم. اما از آن به بعد خبری نشد. ده روز بعد پیگیری کردم تا حداقل از تسک بازخورد بگیرم، اما پاسخ یا خبری دریافت نکردم. چندین بار با تماس تلفنی با واحد منابع انسانی پیگیری کردم که هر بار قول میدادند اطلاع میدهند اما هیچ خبری نشد. حتی حضوری مراجعه کردم تا رفتارشان را نشان بدهم و توضیح بدهم؛ باز هم گفتند حتما اطلاع خواهند داد اما دوباره هیچ بازخوردی دریافت نشد. در نهایت به نظر میرسد با شرکتی مواجه هستم که بیاحترامی به وقت و شأن افراد را در فرهنگ سازمانی خود نهادینه کرده است.
من قراره در مصاحبه حضوری شرکت کنم اولا اینکه می گویند پروسه مصاحبه خیلی بد بود اصلا درست نیست معلوم نیست مصاحبه من چه از آب میاد اما الان که ذهنیتی ندارم بهتر نظر میدم اتفاقا جلسات مصاحبه تلفنی و آنلاین بسیار سر موقع و عالی برگزار شد من چون خیلی برام محیط کاری مهمه با اینکه چندجا رفتم و مصاحبه قبول شدم با حقوق خوب اما بی نظمی و هرج و مرج عدم حرفه ای بودن اونجاها تو ذوقم زد اما تا به حال که روند کار حرفه ای بوده، من منکر فضای سمی یا خاله زنکی در محیط های کاری نیستم و صابون اون به تنم در جاهایی خورده اما اینکه شما جایی کار کنید و نگاهتون آنقدر منفی باشه پس چرا اونجایید؟ این رفتار دقیقا مثل قضیه بیست شدم و تک بهم داده
مصاحبه اولیه انلاین بود که خوب بود مصاحبه دومیه با سه تا کارشناس جذب بود دوتا مصاحبه با خود مدیر بخش منابع انسانی مصاحبه اخر هم با کمیته جذب بود که نظر نهایی رو اعلام باید بکنند که مردود اعلام کردند بعد از اینهمه برو و بیا و صرف وقت کاش همون ابتدا جلسه دوم یا سوم با همین کمیته جذب برگزار میشد و تکلیف ادم سریع تر مشخص میشد با وقتت بازی نکنند 5بار رفت امد
بهعنوان شروعکنندهی یک مصاحبهفنی، به شرکت پیوستم اما در پایان به این نتیجه رسیدم که مدیر بخش تنها بهخاطر تحقیرم، مصاحبه را ترتیب داده بود؛ تصور میکرد به دلیل کمتجربگی نباید رزومهام را برایشان بفرستم.
مدتها بود که به دنبال فرصتی مناسب در حوزه C++ بودم و سرانجام با شرکت سافور/سافتور موشن (سوژو) وارد فرایند مصاحبه شدم. فرایند مصاحبه به چهار مرحله تقسیم شده بود و نکتههای مهم هر بخش را به خاطر دارم. اول از همه، مصاحبه HR آغاز شد. در ادامه ایمیلی دریافت کردم که حاوی چند پرسش درباره هسته متنباز بود و آنها با ابزارهای هوشمند سوالها را مطرح میکردند؛ پاسخها باید ظرف یک ساعت ایمیل میشد. من هم تلاش کردم با دقت و سرعت پاسخ کنم. در مرحله سوم مصاحبه که جنبه فنی داشت، یکی از هموطنان ایرانی به انگلیسی با من صحبت کرد و از من خواست تا مثلا یکی از الگوریتمهای مشخص مثل مرتبسازی بولی را پیاده کنم ضمن مدت معینی. همچنین درباره مهارتهای نرم از من سوال شد تا ارزیابی بهتری از تواناییهای نرمافزاری من بگیرند. نوبت به مصاحبه با یک مسؤول چینی رسید که به انگلیسی درباره فرصتهای مالی صحبت میکرد. حقوقها بسیار پایین بودند و شرکت بر اساس امتیازهایی که به من میداد، تعیین میکرد که قابل مذاکره یا تغییر نیست. مزایای معمول شرکتهای داخلی مانند بیمه تامین اجتماعی، بیمه تکمیلی یا حتی دفتر کار و پاداشها هم وجود نداشتند. همچنین انتظار میرفت تا از ساعت نه صبح تا شش عصر کار کنم و ریموت بهطور کامل قابل تغییر نیست. امتیازی که شرکت از طریق مدیران چینی بهخصوص از یوهان به کارمندان میداد، بهطور دقیق به ریال تبدیل نمیشد و حتی پرداخت دیجیتال مثل کوین هم خبری از آن نبود. دلیل حضور من در مصاحبهها این بود که در آگهیهای کار فرستادهشده حقوق بالاتری ذکر میشد و بهعلاوه فرصت ریموت بودن هم وجود داشت. بنابراین تصمیم گرفتم با وجود برخی جنبههای غیرمنصفانه، این مسیر را دنبال کنم تا تجربهای واقعی از فضای کار بدست بیاورم.
برای من، مصاحبه با این شرکت تجربهای پر از سردرگمی بود که در نگاه اول به نظر میرسید کار درست و مشخصی وجود ندارد. در فرایند استخدام، شش بار دعوت به مصاحبه شدم و نهایتا از پذیرش منصرف شدم. اسفند سال نود و هفت آنها به نیروی فنی نیاز داشتند، ولی شرایط کار و هماهنگی بین شرکتها به گونهای بود که هر بار از من میخواستند همزمان در شرکت عبیدی فعالیت کنم و هم برای آنها کار کنم؛ حتی قول میدادند در همان فرصت، برای من ناهار هم فراهم میشود. روز اول ظاهر شرکت و محیط کار تناقضهای زیادی را نشان میداد؛ فردی با ظاهر نامشخص وارد شد و لحظاتی بعد کسی با مسئولیت دلالی در کارش وارد مجموعه شد. هر چه پیش میرفت، معلوم نبود دقیقا وظیفه و زمینهی فعالیت شرکت چیست و نه تنها انجام یک کار مشخص مشخص نبود، که کارهای مختلفی به من پیشنهاد میشدند. در نهایت شخصی به نام بنیامین رفتاری غیرمنتظره داشت و به من ابزارهای سادهای مثل برش یک لوله و مونتاژ یک لامپ الایدی داد تا انجام بدهم. همین آشفتگی و بیثباتی آنقدر زیاد بود که در روز دوم تصمیم گرفتم اوضاع را ترک کنم و از آنجا خارج شوم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.