روزی که از این کار جدا شدم جدیدا نیست؛ به دلایل شخصی تصمیم به قطع همکاری گرفتم. من به طور کلی از این شرکت راضی بودم و کیفیت تیمش رو میپسندیدم. پروژههایی که انجام میدادند واقعا بزرگ بودن و توی تمرینهای فنی خیلی رشد کردم. این شرکت رو به others توصیه میکنم، خصوصا چون امکان همکاری به صورت دورکاری هم وجود داره.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من ۹ماه به عنوان موزع کار کردم .پرداخت حقوقشون مزخرف و بد موقع .سه ماه ی بار یا دو ماه ی بار حقوق میدن .سه ماه حقوق موزع و راننده رو نمیدن هیچکسم جواب گو نیست سه ماه طلب دارم و آقایون عین خیالشون نیست متاسفم واسه مدیریت افتضاحتون همونجور که شما انتظار داشتید کارتون رو ب موقع انجام دادیم ماهم انتظار واریز حق و حقوقمون رو داریم که واریز نکردید.خدا لعنت کنه شما رو ک باعث شرمندگی مامیشید
در معاونت نرم افزار این شرکت کسی معاون است که بیشتر برای بنگاه معاملات املاک مناسب است تا معاونت نرم افزار! بنابراین این معاونت را که باید یک محیط علمی و فنی باشد تبدیل به یک محیط پر از دروغ حقه و نا رضایتی و مشکلات کرده و متاسفانه بانک مسکن هم هیچ اقدامی در این ارتباط انجام نمی دهد! در حالیکه در زمان معاونت قبلی، ****** خیلی همه چیز در این معاونت بهتر و ضابطه مند بود!
در واقع تجربهی من در قاصدک سامانه خیلی تلخ بود و باعث شد تصمیم بگیرم از کار بیرون بیام. من هجده ماه اونجا کار کردم، اما شش ماه آخر واقعا با اعصاب و روانم شد تا حدی که خرجش کردم. سازمان خیلی شفاف نبود و مدیرعامل بهطور مستقیم در همهی کارها دخالت داشت، چه فنی، چه مالی، چه منشی و منابع انسانی و فروش. هرجا مشکلی پیش میآمد با این که میگفتند کار را خودش انجام داده، اما وقتی اوضاع خراب میشد، کارمندها بهعنوان مقصر معرفی میشدند. در یکی از پیامرسانهای ایرانی گروههای زیادی را بدون هدف مشخص ایجاد میکردند تا پیگیری کارها راحتتر شود، و در نتیجه کارمندان باید وقت زیادی صرف پاسخگویی در این گروهها میکردند. حقوق منصفانه نبود و کارمندها بهطرز ناخواسته زمان زیادی را صرف پاسخگویی در گروهها میکردند. وظایف سه برابر چیزی بود که مشخص میشد و بهجای اینکه حقوق متناسب با کار افزوده شود، حقوق همسطح به نسبت تجربههای مختلف داده میشد. بحث حقوق برای کارگران تازهکار با این توجیه که در حال آموزش هستند، وجود داشت، اما به نیروی باتجربه هم حقوقی کمتر از انتظار میدادند. بیمه پایه رد میشد و سنوات بهصورت ماهانه کسر میشد و کلاهبرداری در این زمینه رخ میداد. بحث سپرده پسانداز هم وجود داشت اما کارمندان تنها با وامهایی بیثمر روبهرو میشدند که بعد از پایان قرارداد فقط ارزششان کاهش پیدا میکرد. برای مساعده دادن و اعطای مرخصی هم تبصرهها و قوانین متعدد میگذاشتند. آنها دائما به دنبال بهانهای بودند تا از حقوق کمشدهی کارمندان کم کنند. کارمندها انگار بردهای بودند که تا وقتی باقی میمانند، کار میکردند و وقتی از کار میخواهی استعفا بدهی، بهسرعت آزار میشوی تا شاید از شرکت بیرون روتین شوند. مالکیت خانوادگی شرکت ایرادی ندارد، خیلی از شرکتها اینجور کار میکنند و ممکن است موفق هم باشند، اما وقتی اعضای خانواده بهجای تجربه و تحصیل به رابطه و فامیل بازی میرسند، وضع از دست میرود. بهاندازهای که افراد باتجربه را میفرستند تا با افراد بیتجربه جای آنها را پر کنند و به روی خودشان هم نمیآورند که وضعیت شرکت هر روز بدتر میشود. اگر از من بپرسند کار کردن در این شرکت خوب است یا نه، بیدرنگ میگویم بهتر است به سراغ گزینههای دیگر رفت تا اینکه در چنین محیطی بمانید. بیکاری بهتر از کار در محیط سمی با اعصاب خردشده و روان تزلزلیافته است.
سلام اوایل خوب بود ولی هرچی جلو رفتم درامد ها کم و مجموعه های خوب یکی یکی از میاره رفتن. بی انصاف و بدون هیچ توضیحی جریمه میکنن در صورت اعتراض بلاک دائمی میشید.
وقتی برای اولین بار از راه برخورد به همکاران قدیمیام فهمیدم که مدیر مجموعه و رئیس واحدمان را در میدان توپخانه دیدم که با موتور رفتوآمد میکردند، فکر کردم این تجربه جالب است. من به عنوان کارشناس شبکه در یاس ارغوانی مشغول به کارم و هر روز با چالشهای فنی و پشتیبانی شبکه سروکار دارم. این دیدار ناگهانی باعث شد به مرور به این نتیجه برسم که فرایندها و رفتارهای داخل سازمان چگونه برروحیه و انگیزه تیم اثر میگذارد و من از نزدیک درگیر مسئولیتهای روزمرهام در مدیریت شبکه و ارتباطات بودم. با وجود تمام حرفهایی که پشت سر گذاشته میشود، سعی کردم روی کارم متمرکز بمانم و با حفظ حرفهایتم از جریانهای سازمانی یاد بگیرم.
برای مدت سه ماه بود که به صورت پیمانکاری در این شرکت کار میکردم. اگر دنبال حقوقی بیدغدغه و بدون سردرگمی هستید که هر ماه با آرامش کامل دریافتش کنید، اینجا جایی مناسب نیست. آنها به من و همکاران میگفتند بدهکار هستیم و باید پولهای دیگری را هم بپردازیم. در حال حاضر که این تجربه را مینویسم، دو ماه است که حقوقم را پرداخت نکردهاند.
شاشیدم سر در واحد شبکه شرکت یاس ارغوانی که حیوانهای خانوم بازه ولگرد ، گوسفنده ، عمله افغانی شدن مدیر و سرپرستش . گوه بگیرن سردرش . با مدرک سیکل و دیپلم ردی میشن مدیر . فقط ببینید چه کثافتدونی هستش
هر چند قصدشان از استخدام واضح نبود، من با کارخانه تماس گرفتم و به یک خانم وصل شدم. پرسیدم آیا نیروی اداری نیاز دارن که سریع گفتن خیر. بعد فهمیدم که آگهی کارمند اداریشون رو در سایتهای کاریابی گذاشتن و حتی حاضر نبودن رزومهام رو برایشان بفرستم. نمیفهمم این رفتار چه معنایی داشت، چون میخواستم رزومهام را برایشان بفرستم. موفق باشید
نزدیک دو سال کار تو بخش پیکاپ انبار کار کردم. رفتار پرسنل بشدت توهین آمیزه با مردا. یه مشت هول هوس باز، دخترا رو می ذارن رو سرشون، ازشون انتظار کار ندارن، بهشون گیر نمی دن، اما وای به حال یه مرد اگه سر سوزنی کم بذاره، یا اصلا نه، فقط جلو چشم شون باشه. این نشان از مدیریت افتضاح و ناتوان و ما کارآمده.
باور کنید تجربهای که از شرکت کهکشان نور داشتم، برای من پر از اتفاقات منفی و ناامیدکننده بود. در مجموع، احساس من این بود که با افراد کلاهبردار و هکر کلاه سیاه مواجه شدهام که برای من و دیگران خطرناک هستند و انتظار داشتم هر چه زودتر شناسایی و با آنها برخورد شود. در یکی از موارد، پیامکهای مشکوک و جعلی دریافت میکردم که با ادعاهای غیرواقعی درباره افزایش فروش یا مزایای خاص از باشگاه مشتریان دوباره، سعی در گمراه کردن مخاطبان داشتند. لینکهای وبسایتهای جعلی مثل dobare.me یا دیگر آدرسهای مشابه دیدم که هدفشان کلاهبرداری بود. همچنین آدرسهای دفترها و تماسهای دروغین یا مشکوک هم مشاهده کردم و از صحت آنها مطمئن نبودم. در کنار اینها، گروههای تحقیقاتی موهوم با تبلیغات ادعا شده برای پذیرش مقالات، پایاننامه و خدمات تحلیل آماری پیدا میکردم که وبسایتها و شمارههای تماس متنوعی داشتند و اکثرشان غیرقابل اعتماد به نظر میرسیدند. برخی از این منابع از طریق لینکهای شبکههای اجتماعی یا صفحات جعلی معرفی میشدند که با اهداف ناامیدکنندهای همراه بودند. به طور خلاصه، تجربهام از ورود به محیطی بود که پر از پیامکهای جعلی و وبسایتهای تقلبی، همراه با اطلاعات تماس و ادعاهای اغواکننده. از نظر من بهتر بود برخورد قاطع و سریع با چنین تخلفاتی انجام میشد تا همزمان امنیت کاربران حفظ شود و از ادامه چنین رفتارهای مخرب جلوگیری گردد.
من پنج سال تجربه کار در این شرکت را دارم و به عنوان پشتیبان کار میکنم. پروژهها sometimes با نرمافزارهایی که گاه یا از خود شرکت نوشته شده یا از منابع دیگر خریداری شدهاند دچار مشکلات مختلفیاند؛ این مشکلات اغلب به دلیل عدم هماهنگی با شهرداریها و واحدهای مرتبط به وجود میآیند. تیمها اکثرا نیروهای تازهکار هستند و حقوق کم و شرایط کار نسبتا سختی دارند. به نظر من این شغل به عنوان کاری دائم چندان مناسب نیست چون استرس و تنش زیادی دارد.
در محیط کار میروریم پارکینگ مناسب وجود ندارد و نگهبانی بیارزش است. مدیریت عملکرد خوبی ندارد و حقوق به موقع برای متخصصان پرداخت نمیشود. پیشنهادها نیز به اندازه کافی ارائه نمیشود و در نهایت با وجود بیمه، پس از مدتی شایعاتی مبنی بر فروپاشی یا مشکل در کار به گوش میرسد.
در نخستین روز ورودم فهمیدم راهی که رفته بودم در ایرانخودرو خیلی اشتباه بود. اسم بزرگ شرکت ایسیکو باعث شد انتظارها بالا برود، اما داخل شرکت اوضاع آنقدر ناخوشایند بود که انگیزهام به مرور کمتر شد و احساس سردرگمی بین همکاران بالا گرفت. با پیمانکار رفتار بهگونهای بود که انگار کارکنان ایرانخودرو شهروندان درجه یک و پیمانکاران تنها مهاجرانی بیپشتوانهاند. چند نفر از مدیران به ظاهر مسئول بودند اما علم و تخصص قابل قبولی نداشتند و بهخاطر ارتباط و پارتی به موقعیتهای بالا رسیده بودند. کار سیستماتی که باید انجام میدادم به دلیل فشار و رفتارهای غیرمنصفانه، به شکلی محدود میشد و اضافهکاری اجباری، حتی در روزهای تعطیل، تجربه میشد. نیروها بیشتر کارهای اضافی را به دیگران محول میکردند و من هم با وجود تعهد بالا، امکانات اداری مناسبی دریافت نکردم؛ حتی صندلی هم برای من نبود و همکاران، صندلیهای مهمان را به من میدادند و ما شش نفر در فضایی یک متر مربعی با سه سیستم کار میکردیم. پس از آن به اتاقی کوچک با فضای نه چندان مناسب برده شدیم و باز هم کسی با امکانات اداری بهطور کامل تجهیز نبود. نتیجه این تجربه برای من این بود که فرد باانگیزهای که عاشق کارش بودم، به مرور تحت فشار عصبی قرار گرفتم. به نظر من نباید تحت تأثیر اسم بزرگ شرکت قرار گرفت؛ شرکتهایی با محیط کار انسانیتر ارزش بیشتری دارند تا محیطی که سمی و استثمارگرانه است.
سلام و عرض ادب ،بنده بیش از ۴ ساله در خدمت مجموعه هستم . شرکت تاخیر حقوق ۳ ماهه خودش همچنان داره ، برخلاف صحبتی که معاونت مالی در جلسه انلاین بعد از جنگ گذاشتن و گفته شد که تاخیر حقوق قراره کم بشه و نقدینگی بیاد و این حرفا ، به این عمل نشد واقعا متاسفم که این میگم اما شرکت واقعا تو مساعل اولیه خودش هم مونده مثل تامین دستمال کاغذی شرکت برای کارمنداش هیچ ارزش و احترامی قاعل نیست مثال میزنم تعمیر کولر شعبات ، که بیش از ۲ ماه خبر دارم یکی از شعبات درگیرش بود و آقایون سر لجبازی دو فرد تعمیر نمیکردن مشکلات مدیریتی شرکت هم کم نیست ، اختلاف فلان مدیر با فلان نفر باعث حاشیه سازی تو دفتر مرکزی میشه ، آقایون حتی سر جلسات باهم اتفاق نظر ندارن جمع بندی کنم شرکت برای افراد تازه کار محیط خوبیه و باعث رزومه سازی میشه اما مشکلات زیادی هم داره
برای مدت زمانی که در شرکت مانا انرژی کار میکردم، با بینظمی مدیریتی و رفتار نامناسب منابع انسانی روبهرو بودم و احساس میکردم بهعنوان انسان ارزش چندانی برایشان قائل نیستند. ای کاش کسانی که برای خودشان احترام قائلاند، شرکت بهتری را برای کار انتخاب کنند.
با یک شرکت کاریابی بینالمللی کاربین دچار تجربهای نارضایتی جدی شدم و از تبهکاری احتمالی آنها مطلع شدم. از سال چهارده و یک تا حال حاضر، احساس میکنم رفتار آنها به شکل فریب و سوءاستفاده از اعتماد است و گمان میکنم ممکن است با دفترچه و پروندههای حقوقی بازی کنند تا کار را به تعویق بیندازند. به نظر میرسد محاکمه یا پیگیری حقوقی طولانی و پرهزینه باشد، مخصوصا وقتی مالکیت مالی مشخصی به نام شرکت وجود ندارد و احتمال جمعآوری دفتر کار آنها بالاست. به دوستانی که تجربه مشابه دارند پیشنهاد میکنم برای تشکیل یک گروه همصدا با من تماس بگیرند تا تعداد ما مشخص باشد و بتوانیم به صورت دستهجمعی برای پیگیری حقوقی اقدام کنیم؛ شاید این رویکرد سبب تسریع در پاسخگویی شود. در صورت تمایل، لطفا پیام بدهید تا همفکری بیشتری داشته باشیم و میزان افراد مالباخته بررسی شود. ایمیل تماس من: Print_nash@yahoo.com
در محیطی دوستانه و متفاوت کار میکردم که فرصت رشد سریع فراهم میکرد؛ به طوری که در چند سال روندی چشمگیر از پیشرفت داشتم. حقوق در آغاز پایینتر بود، اما با گذر زمان و افزایش تجربه بهبود مییافت و مسیر رشدی مناسب وجود داشت. این مسیر عمدتا عمودی بود تا اینکه بعد از حدی امکان رشد محدود شد و بیشتر به سوی رشد افقی رفت. کار پروژهمحور باعث میشد حجم کار گاهی بالا باشد و در دورههای live ممکن بود تعطیلات و آخر هفتهها هم حضور داشته باشم تا کار را به موقع برسانم. زمان کار به طور کلی شناور بود؛ میشد صبح دیرتر بیاییم اما در عوض مجبور بودیم ساعات بیشتری بمانیم. با این وجود تجربه ارزشمندی برای پیشبرد حرفهای محسوب میکرد.
وقتی اینجا رو برای کار انتخاب کردم، فکر میکردم یادگیری SAP واقعا زمانبر خواهد بود. اما فضای دوستانه و فضای آموزشی که اینجا حاکم بود، مسیر یادگیری را خیلی سریعتر کرد. حقوق ابتدای کار من خیلی بالا نبود، اما با هر پروژه جدید هم تجربه و دانشام بیشتر میشد و هم دریافتیام افزایش مییافت. روزهای منتهی به راهاندازی پروژهها واقعا سخت و پرکارند، اما احساس پیروزی پس از اتمام کار ارزش تمام زحمات را دارد.
وقتی من اونجا بودم، اوایل دوران شرکت بود و حقوق خوب و وعدههای غذاهای رایگان وجود داشت. با این حال جو سازمانی خیلی ناسالم بود و استرس بالا بود. از صبح تا حوالی چهار، بیشتر وقتها در حال کار بودی و گاهی با ورود پروژههای جدید، مجبور میشدی اضافه کار انجام بدهی. گاهی مدیرعامل وارد میشد و با نارضایتی از وضع کار صحبت میکرد و خودش را مقصر میدانست که چرا استخدامش کرده است. در ظاهر همه مودب بودند، اما روشن بود که مدیریت بهطور مستقیم در جریان امور است و اطرافیان سمی و منفی زیادی بودند و شاید حتی به لحاظ گزارشدهی هم در نظر گرفته میشدند. یکی از همکاران نسبت به کار بیانگیزه و پرتنش بود و رفتار نامناسبی داشت که تأثیر منفی روی تیم میگذاشت. با وجود اینکه جمع خیلیی از همکاران همزمان ترک کردند، آن فرد همچنان در شرکت حضور داشت. محیط کار صرفا پویا نبود و فضا برای پیشرفت یا آرامش کافی فراهم نبود. بعضی مواقع شنیده میشد که حقوق با تاخیر پرداخت میشود و امنیت شغلی بالایی وجود ندارد. به ما گفتند که فردا دیگر نیاییم و مسیر مشخصی برای توسعه شغلی وجود نداشت. امکان رشد شخصی یا فرصتهای پیشرفت هم بهخوبی فراهم نبود; در چنین محیطی اگر کسی دقت نداشت، ممکن بود اثر منفی روی روحیه و عملکردش بگذارد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.