به نظرم یکی از مواردی که باید به آن اشاره میشد این بود که یکسری از این افرادی که در مجموعه پست گرفتند دچار نوعی اعتماد به نفس کاذب و توهم شدند که فکر میکنند واقعا توانایی اونا باعث شده که به این جایگاه برسند فارغ از اینکه همه میدانند توانایی فنی اصلا مطرح نیست که اگر بود افراد بسیار شایسته تری وجود داشتند که به سبب وجود مسایل غیر فنی و حاشیه ای شانس رشد نداشتند. موضوع بعد در مورد مدیر که همکاران هم به آن اشاره کردند که این فرد یک عیاش به تمام معنا است و این که از نظر فنی هیچ چیزی برای عرضه ندارد و تاکنون خودش حتی یک پیچ یا یک برد ساده را هم طراحی نکرده اما همین فرد را به عنوان مدیر تحقیق و توسعه میگذارند اونم با مدرک لیسانس!!!! به قول همکاران، ثابت هم شده بود که این فرد در سمت قبلی خود تکنسین بوده!!! این فرد چون خودش با روش های غیر فنی رشد کرده، در مجموعه هم همین منوال را در پیش گرفته که با روشهای غیر فنی و حاشیه ای افراد منصوب به خودش و حلقه نوچه ها را رشد میدهد.مدیر کلا با قرار دادن جاسوسان در گروهها سعی در جمع آوری اطلاعات مجموعه داشته و اگر موقعیت خود را در خطر ببیند، افراد منتقد خود و معترض را بگونه ای از مجموعه حذف میکند(با روش خاص خودش) تا صداها خاموش بشود.چندین سال با همین شیوه مدیریت کرده و هیچ نظارتی روی نوع رفتار این بشر اصلا نیست که آزادانه هر کاری میکند بدون آنکه به کسی پاسخگو باشد.معلوم نیست صاحبان شرکت از چه چیزی هراس دارند که با این فرد برخورد نمیکنند. سیستم مدیریتی این فرد همیشه جاسوس پروری و حذف افراد بوده تا با خاموش کردن صدای افراد معترض، ضعف ها را نشان ندهد و همیشه نشان دهد که مدیر با عملکرد بالایی است.در صورتیکه این فرد هیچ چیزی برای عرضه ندارد که در کلیپ های تبلیغاتی خودش را به عنوان یک مدیر نخبه جا میزند!!!! در مورد افراد جاسوس مجموعه،دوستان اشاره کردند به همکار خانمی با سابقه بالا که آنتن مدیر بوده که با نزدیک کردن خودش به افراد و طرح دوستی با آنان، اطلاعات داخلی مجموعه و افراد معترض را به مدیر منتقل میکند و اخیرا هم یک همکار آقا که به تازگی پست هم گرفته به این دسته از افراد جاسوس خبرچین اضافه شده است که اطلاعات به مدیر میدهد.
استخدام، تجربه کاری و مصاحبه در کروز، صنعت خودروسازی، تهران: بر اساس ۱۱۳ نظر ثبتشده کارمندان، میانگین امتیاز ۱.۷ از ۵؛ ۱۱٪ از کاربران کروز را به دیگران توصیه میکنند. ۱۱۳ تجربه کاری و ۱ تجربه مصاحبه استخدام در دسترس است.
خلاصه تجربهها (هوش مصنوعی)
تجربههای ثبتشده از کروز بهطور کلی تصویری از محیط کار سمی و مدیران نامناسب را نشان میدهد. بسیاری از کاربران از فضای ناسالم، باندبازی و زیرآبزنی بین همکاران و مدیران ارشد گزارش میدهند و بر نبود شفافیت در فرایندهای ارتقا و حقوق تأکید میکنند. ادعاها درباره رفتار توهینآمیز مصاحبهکنندگان، زمانبندی نامناسب و تقسیم ناعادل فرصتهای شغلی هم مشاهده میشود؛ برخی تجربهها از فشار کار بالا و ساعات طولانی کار و نبود تعادل کار و زندگی صحبت میکنند. با این حال با Few تجربههای مثبت هم مواجهایم که به وجود فرصتهای یادگیری در بخشهای تحقیق و توسعه اشاره میکند، بهویژه برای افراد تازهکار در واحدهای نوآوری، هرچند این نگاه مثبت با وجود مشکلات مدیریتی و عدم شفافیت در ارتقا همواره در تضاد است. بهطور کلی بنظر میرسد «تجربهی کار در» کروز برای برخی نیروهای متخصص امکان یادگیری فراهم میکند، اما «محیط کار» و «مدیریت» اغلب به چالش و ناامیدی منجر میشود. برخی کاربران نیز به صراحت از ناامیدی و تصمیم به ترک شرکت صحبت کردهاند؛ همچنین برخی گزارشها از تجربههای مصاحبه با رفتار تحقیرآمیز و عدم اولیه هماهنگی شکایت کردهاند. بنا بر تجربههای ثبتشده، تمایزی میان واحدها وجود دارد و برخی از شایستگیهای فردی و فرصتهای رشد در صورت وجود مدیریت بهروز و شفافتر محتمل است. این تجربهها برای مطالعه در زمینههایی مانند فرهنگ سازمانی، مدیریت، حقوق و مزایا و مصاحبه استخدامی مفید هستند.
این خلاصه بهصورت خودکار از تجربههای منتشرشدهی کاربران ساخته شده و ممکن است با خود تجربهها تفاوتهای جزئی داشته باشد. برای جزییات، تجربههای زیر را بخوانید.
تجربهها
یکی از تیم هایی که قربانی شارلاتان بازی باند مافیا و خصومت های شخصی مدیر تحقیق و توسعه شد تیم کامفورت بود. علت اصلی این خصومت ها انتقاداتی بود که مدیر پروژه کامفورت در برابر سیاسی کاری های باند مافیا ارائه می کرد. خصومت های این لجوج بی مقدار زمانی تشدید یافت که مدیر کامفورت ایمیلی را در راستای حمایت از یکی از نیروی های (اخراجی) با سابقه ۸ سال و به نشان اعتراض در برابر رفتارهای گستاخانه و بی حد و مرز این بی اخلاق زد. مدیر مجموعه و به اصطلاح دوستان م. د در طول چند سال متوالی با خارج کردن تدریجی نیروی های کارآمد، هموار نکردن مسیر برای پروژه های جدید خیلی استادانه اقدام به تسویه حساب شخصی خود کرد. م. د برای اینکه به خاطر عدم تخصیص نیرو زیر سوال نرود بعضی از نیروهای پر حاشیه خود مثل فردی که دوستان ازش به عنوان آنتن یاد کردند را به این تیم اضافه کرد تا علاوه بر عوض کردن صورت مسئله خبر چینی هم در این تیم داشته باشد. چیزی که برایمان مثل روز روشن بود همراهی و هماهنگی اعضای مافیا و بلاخص رئیس سخت افزار با م. د بود که با بهانه تراشی های متعدد به تضعیف تیم کمک می کردند. با چنین سیاست کاری های بود که بعضا برخی از پروژه ها عقب می افتاد و خود این تبدیل به اهرم فشاری از سمت بیزنس یونیت می شد! با آمدن معاونت محصول و بازگویی این مسائل به ایشان قرار شده بود تمهیداتی اندیشیده شود. و در اواخر چیزی که معاونت محصول به مدیر پروژه مان گفته بود این که تا عید صبر کند چون قرار است مدیر تحقیق و توسعه (م. د) اخراج شود این سخن را من از یکی دو نفر از خانم های تحقیق و توسعه هم شنیده بودم و ظاهرا اخراج این آقا به خاطر پرونده اخلاقی ش بود نه سیاسی بازی های کثیف ش. که این پرونده به همت رئیس منابع انسانی (خام ن. و) و در راستاي درخواست بعضی از خانم ها مجموعه ترتیب داده شده بود و از قرار معلوم اخراج م. د قطعی شده بود. اینکه بعدا پشت پرده چه اتفاقی افتاد و این آقا اخراج نشد سوالییست که میتواند جواب های متعدد و درستی داشته باشد که در نظرات دوستان به برخی از آنها اشاره شده است. اینکه تیم کامفورت با این همه سابقه متلاشی شد و بخش بزرگ آن به بیزینس یونیت منتقل شد در ظاهرا می تواند درست و توجیه پذیر باشد. چیزی که توجیه پذیر و اخلاقی نیست بحث لاشخور صفتانی مثل رئیس سخت افزار و رئیس نرم افزار است که به عنوان کاتالیزور نقش مهمی در منحل کردن تیم کامفورت و تشکیل تیم های جدید از مشتقات تیم کامفورت و با افراد تحت نفوذ خود داشته اند! چیزی که مدیریت لایه بالاتر از درک آن عاجز است
سلام من هم چند صباحی در تحقیق و توسعه کروز کار کردم و زمانی که فهمیدم آنجا هیچ ارزشی برای افراد تحصیلکرده و شخصیت انسان قایل نیستند استعفا دادم.تجربه خوبی بود.وقتی فهمیدم که برای مدیران ارشد و صاحبان کروز حفظ افراد باند ح-ح و ب-ع و م-ت(اخراج شده) به سرکردگی م-د در ازای از دست دادن کلی نیروی نخبه و با تجربه و توانمند ارجحیت دارد و براشون مهم نبود.وقتی دیدم تمام امتیازات و تسهیلات و حقوق های بالا و پاداش های بالا فقط برای اعضای این باند است نتوانستم تحمل کنم که چرا افراد توانمندی بایستی آنجا کار کنند و پروژه ها را پیش ببرند و در آخر امتیازات را اعضای این باند ببرند.همه زحمات را اعضای تیم و نیروهای نخبه انجام میدادند و رییسها فقط نظاره گر بودند و آخر سر امتیازات مجموعه فقط برای رییسها بود.امتیاز ماشین برای رییسها و مخصوصا این باند بود و پرسنل هیچ امتیازی نداشتند و گویی فقط اعضای این باند آدم بودند و بقیه هیچ.چرا باید امتیاز واگذاری ماشین فقط به رییسها تعلق میگرفت آنهم چندین بار؟ چرا وام های کلان و پاداش های نجومی فقط برای اینا بود؟ این باند مخوف تحقیق و توسعه که بقیه هم به آن اشاره کردند آنقدر حقیر و بی سواد بودند که به اندازه دربان یک مدرسه یا شرکت نبودند چه برسه به رییس !!! وقتی میدیدم اعضای این باند و مخصوصا رییس خودم خیلی کوچکتر از آنی بود که حقوق و مزایای من دست آن باشد استعفا دادم.اینا یکسری آدم عقده ای بودند که حالا که موقعیت پیدا کردند، توهم آنها را برداشته بود که واقعا فکر میکردند رییس و مدیر هستند و به قبولی باید به آنها گفت مدیران خود نشانده !!! خودشان خودشان را رییس و مدیر کرده بودند!!! وگرنه تنها جایی که اینها را رییس و مدیر میدانست همان محیط کروز بود و اینا در شرکت های دیگه مخصوصا شرکت های خارجی در حد یک کارشناس ساده هم نیستند.تجربه کروز به من یاد داد که بفهمم رییس واقعی کیست و در شرکت های خارجی فارغ از اینکه مدیران خارجی هستند اما از نظر برقراری عدالت و راستی و درستی از مدیران کروز خیلی سر و شفاف هستند.یادمه همیشه یکی از شعارهای کروز شفافیت بود که باید در این شعار تجدید نظر کنند چون در اون مدتی که بودم همهچیز دیدم جز شفافیت و معلوم نبود پشت پرده چه زد و بندی بوده که فقط یکسری منفعت میبردند با مخفی کاری.یکی از روش های مدیر تحقیق و توسعه همیشه این بود که همه کارها را بی سر و صدا و مخفیانه انجام میداد و کسی هم نمیفهمید و به بقیه هم تاکید میکرد که موضوع را مسکوت نگه دارند و این فرد در هر گروه یکنفر را به عنوان جاسوس و خبرچین از آدمهای خودش گذاشته بود که آمار گروه و افراد معترض را بهش گزارش میدادند که مدیر پشت پرده سر فرصت به آن فرد ضربه بزند. در کثیف بودن این آدم (مدیر تحقیق و توسعه) ذره ای شکی نیست و با نظراتی که در این صفحه خواندم دیدم که سایر همکاران قدیم هم با من اتفاق نظر دارند. همانطور که در نظرات بقیه هم اشاره شده این فرد یک فرد بیمار و منفور هست که آنقدر عقده داشت که مدام سو ظن داشت به همه و همش در حال تسویه حساب با آدمها بود و هیچکس ازش به نیکی یاد نمیکرد.
یکی از گروهای واحد تحقیق و توسعه که هیچکی راجع بهش صحبتی نمیکنه گروه کلاستر هستش. گروه معروف به کره شمالی. تجربه چند سال کار توی این گروه هیچ وقت فراموشم نمیشه. اصلا یه لیگ دیگه بود. رییس این گروه یه آدم واقعا بی سواد و مرموز بود که تنها دلیل استخدامش تو شرکت سرقت یه سری سورس کد از شرکت قبلیش بود. بشدت پنهان کار، دیکتاتور و عشق ریاست. یه آدم خشک و بی روح و سواستفاده چی و غیرقابل اعتماد که تنها کارش گرفتن آمار نیروها و کار کشیدن ازشون بود. بدون اینکه ذره ای حمایتشون کنه یا واسه رشد و ارتقا اونا کاری بکنه. بسیار دو رو بود جلوت یه چیزی میگفت پشت سرت یه چیز دیگه. استاد سیاسی بازی و خاله زنک بازی مخفیانه. دو دقیقه میرفتی پیش همکارت به یه بهونه ای زنگ میزد میگفت بیا دفتر من تا آمارت و بگیره ببینه چرا از پشت میزت پا شدی. کلا کارش گرفتن غلط املایی از داکیومنتها بود و هر وقت میرفتی تو اتاقش اکسلش باز بود دنبال یه چیزی میگشت تا بهت گیر بده و ثابت کنه کارت و درست انجام ندادی. استاد محول کردن کارهای بیخود و گل. جالب اینجاست با اینکه کلی نارضایتی ازش بود و بارها این نارضایتی ها به مدیران بالاتر گفته شده بود و حتی تو نظرسنجی که یبار انجام شد فیدبکهای لازم داده شد نه تنها باهاش برخوردی نشد تازه ارتقا هم گرفت رفت یه سمت بالاتر توی گروه بیزنس یونیت! یعنی سیرک واقعا یه چیز جالبی که هست جدیدا بخاطر مهاجرت خیلی از بچههای قدیمی به شرکتهای خارجی آمار خیلی چیزا زود در میاد. خبر دار شدم یه سفر دو هفته ای رفته بود آلمان واسه بررسی یه موقعیت شغلی توی شرکت کانتیننتال. بابا زرنگ کی بودی تو؟ اینور و سفت چسبیدی به هیچکس راه نمیدی همزمان آمار اونور هم میگیری؟
سلام ما در تیمی کار می کردیم که مسئول آن یه خانم با شخصیت و خیلی محترمی بود که مثل بعضی از نیروها تحصیلکرده خارج بود اتفاقا فامیل خانم یکی از مالکان شرکت است. دقیقا یادم هست که ایشان از همون اول با مسئول نرم افزار سر سیاسی بازهایش مشکل داشت. تیم جدا شد و اسمش شد تیم نیازمندی ها. ولی علی رغم جدا شدن تیم هنوز دسیسه های مسئول نرم افزار که بعدا هم رئیس شد ادامه داشت تا جایی که یه روز متوجه شدم مسئول تیممون استعفا داد. ایشان دلایل قطع همکاری ش را پایین بودن استانداردهای مجموعه تحقیق و توسعه (شما بخوانید تهدید و توطئه) را ذکر کرد. دیگه از این شخص نزدیک تر به مدیران ارشد فکر نمی کنم کسی در مجموعه وجود داشته باشد که قطع همکاری کند و قطعا فیدبک های لازم را به گوش مدیریت ارشد برساند. تا مدتی من کلافه بودم که چیکار کنم چون وضعیت تیم اصلا مشخص نبود و بعد مدتی شایعه شد که می خواهند گروه سیستم را تشکیل دهند که ظاهرا این هم نقشه افراد به اصلاح دوستان مافیا بود. الله اعلم. اتفاقی که در این برهه افتاد گم شدن گوشی یکی از همکاران خانم بود که ظاهرا پیامی غیر اخلاقی از یکی از دست نشانده های مدیر تحقیق و توسعه دریافت کرده بود و مافیا برای رفع سوئ اثر گوشی رو برداشته بودند و پس از بازنشانی به تنظیمات کارخانه به حال خود رها کرده بودند. وقتی قضیه رو از زبان خود به شخصه شنیدم منتظر بودم تا واکنش مدیریت ارشد یا منابع انسانی را ببینم. هیچ اتفاقی نیوفتاد! حالم از این همه کثافت کاری و بی اخلاقی بهم میخورد در اولین فرصت منم هم تصمیم به قطع همکاری کردم و جای دیگری مشغول شدم. نمی دانم تعریف اخلاق در این مجموعه دقیقا چه بود.
سلام اتفاقی این صفحه را پیدا کردم و دیدم که همکاران و دوستان سابقم در کروز نظرات خودشان را در مورد واحد تحقیق و توسعه اینجا مینویسند و من هم قصد نداشتم خاطرات تلخ گذشته ها را در ذهنم مرور کنم و بنویسم اما مینویسم تا قدری منم آرام بگیرم از گفتن اینا من با تمام نظراتی که همکاران قدیمی اینجا قید کردند کاملا موافق هستم و نمیخواهم تکرار مکررات کنم نظرات بقیه رو.اما خواستم اینجا قدری در مورد رییس نرم افزار و رییس سابق ایسیو یا به قول دوستان رییس دوم ایسیو بنویسم. یادم میاد اوایل تاسیس تحقیق و توسعه بود که نفرات زیادی در مجموعه نبودند و تعداد کمی بودیم، این آقای رییس نرم افزار که سر و وضع اون زمانش معلوم بود از کجا آمده و پولی نداشت که حتی ماشین و خونه بخرد و من کاملا مطلع بودم یا همون آقای رییس دوم ایسیو که اونم همچین پول و موقعیت درستی نداشت ولی هر دوی این نفرات به برکت وجود مدیر تحقیق و توسعه و حمایت های بی حد و حصر مالی از اونا باعث شد این دو نفر ظرف مدت کمی به پول کلانی برسند که هر دوی اونا با هم بروند و در تهران خانه بخرند!!! همچنین سر و وضع ظاهری اونا هم به مرور زمان تغییر کرد و معلوم شد که شرکت به اونها خوب میرسد مخصوصا رییس نرم افزار که هر روز با یه لباس نو و خیلی خوشتیپ شرکت میآمد که یاد روزهای اولش که میفتم با چه وضعیتی میآمد تعجب میکردم که چقدر سریع و تابلو تغییر کرده.همین رییس نرم افزار رو تا جاییکه یادم هست حتی یکساعت مستمر ندیدم که پشت میزش کار کند و همش یا در حال خندیدن و جوک گفتن با نیروهاش بود یا همش در حال خوردن چیپس و پفک با پرسنل!!! کار زیادی ازش من ندیدم بکنه و فقط تو دفتر مدیر تحقیق و توسعه در حال چاپلوسی و پاچه خواری و گرفتن امتیاز و پول و ... برای خودش بود یا همین رییس دوم ایسیو که با شارلاتان بازی و کلک و حقه بازی باعث اخراج رییس اول ایسیو شد تا جای اونو بگیره و در آخر با توجه به بازخوردهای مستمر نیروهای مجموعه به معاونت محصول باعث شدن که رییس دوم ایسیو اخراج شد ولی بهش گفتن استعفا بده تا به شکل اخراج از مجموعه نره که باعث بشه شأن و شخصیتش خرد بشه که اینم از لطف و حمایت مدیر از او بود. همین آقای رییس ایسیو باعث نابودی تحقیق و توسعه و فرار نیروها شد که باعث شد چند نفر از جمله خودم قراردادش را سه ماهه کردن و در آخر اخراج کردن.جالب است که رییس نرم افزار خود را فردی دیندار و نمازخوان میداند اما حق و ناحق کردن در حق یه عده را برای خودش عیب نمیداند.احتمالا این را بهش یاد نداده اند که دینداری فقط در نماز خواندن نیست. هیچوقت بدی هایی که این دو نفر در حق من کردند را فراموش نمیکنم و نمیبخشم. این دو نفر سبب نابودی کل مجموعه شدند که همه معترض بودند به تبعیضها و گویی فقط همین دو نفر که نوچه های مدیر بودند فقط مهم بودند. امیدوار بودم معاونت محصول کاری از پیش ببرد و این باند مافیایی را منهدم کند اما نتوانست کاری از پیش ببرد جز اخراج رییس ایسیو و ایکاش همون سال رییس نرم افزار را هم اخراج کرده بود وقتی میدید آنقدر حجم شکایات بالاست.تقریبا ده سال در تحقیق و توسعه کار کردم و خیلی از بی تجربگی ها را در مدیران کوتوله دیدم که فقط ادعا بود و در آخر خسته شدم وقتی میدیدم در یک مجموعه مافیایی دارم کار میکنم که هر لحظه باید میترسیدی که ممکنه اخراجت کنن و همین باعث شد نتوانم شرایط را تحمل کنم و خودم را نجات دادم.همین که دیگه مجبور نیستم قیافه اون باند هرمی مدیر تحقیق و توسعه را هر روز ببینم این خودش یک آرامش فکری است.وقتی هر روز کسانی را ببینی که میدانی اونا پشت پرده با زد و بند دارن به ضرر تو کارهایی میکنن و به نفع خودشان که فقط جیبشون از مال صاحب کروز پر شود به هر قیمتی. این جماعت آنقدر کوتوله و حقیر بودند که واقعا در حد تحقیق و توسعه نبودند و بعضی وقتا به خودم میگفتم اگر مدیر تحقیق و توسعه فرد دیگری بود که از این دو نفر شارلاتان حمایت نمیکرد، الان این دو نفر یا در مدرسه معلم فیزیک بودن یا داشتن تو کارگاه برد لحیم میکردن. امید داشتم مسیولان کروز روزی پی به حقیقت ببرن اما دیدم عمرم داره بیهوده تلف میشه و الان که مهاجرت کردم و در شرکت های خارجی مشغول هستم تازه فهمیدم مدیر تحقیق و توسعه یعنی کی و رییس گروه یعنی کی و با چه معیارهایی که مدیر تحقیق و توسعه کروز با رییس های اون به ناخن کوچیکه این مدیران خارجی کار درست نمیرسند هم از توانایی علمی هم اخلاقی. در کروز رییسها فقط ادعای تو خالی بودند و هیچ چیزی نداشتن برای معرفی خود و تنها مهارت اونا آویزان شدن از مدیر تحقیق و توسعه بود برای رسیدن به اهداف مالی و پست های بالا که در اینکار واقعا استاد بودند. کارهایی که این دو نفری که گفتم انجام میدادند و مهارت های کلامی و زبان بازی اونا پیش مدیر را هر کسی مهارت ندارد انجام دهد.ولی کروز با تمام بدی هایی که داشت برای من خوبی هم داشت اینکه افراد شارلاتان را بهتر بشناسم و از اونا فاصله بگیرم که تو کروز پر بود از این آدمها از سطوح بالا تا پایین.
دورود علیرغم اینکه چند وقتی است که از شرکت کروز استعفا دادم و مهاجرت کردم نمی خواستم وقتم را صرف نوشتن این نظر بکنم. بسیاری از نظرات را که می خواندم به برخی از مسائل اخلاقی مدیر مجموعه و بعضی از نفرات نزدیکش اشاره شده بود. اینکه مصر به نوشتن کامنت در اینجا شدم به کلیپی از تحقیق و توسعه بر میگردد که چند وقت پیش فکر کنم در آپارات و یا یک شبکه ایرانی دیدم. خواستم نظرم را آنجا بنویسم ولی چون سایرین در این پیج نوشته بودند من هم ترجیح دادم همینجا دلم را خالی کنم. بگذریم، این کلیپ ظاهرا یه بخشش مربوط به نمایشگاه قطعات خودرو بود. یک خانمی که برای مدتی همکار بودیم و در این نمایشگاه نماینده تحقیق و توسعه بود. ایشان در واقع یکی از نفرات نزدیک و مشکوک در تحقیق و توسعه بود. ایشان خانمی مجرد با سابقه بالا بود که به قول خودش از طفولیت در کروز مشغول شده است. این خانم که به آنتن مدیر معروف بود و کلا از لحاظ فنی و علمی چیزی قابل عرضه نداشت و ظاهرا کارش ریپورت دادن افراد و جمع آوری دیتا برای مدیر مجموعه بود و یا کماکان هست. اوایل استخدامم در شرکت این خانم طرح دوستی با من و دو نفر خانم دیگر ریخته بود آن موقع به خاطر عدم شناختم از این خانم دقیقا نمی دانستم هدف او از پرسیدن سوالاتی از من و دو دوستان دیگرمون درباره مسائل شخصی و خصوصی و یا ارتباطات بیرون شرکت و چیزهای غیر قابل ذکر در این متن دقیقا چی بود. همیشه ذهنم درگیر این بود که ایشان چنین دیتاهایی را که برای هر خانمی عادی است و ارزش آنچنانی برای دانستن ندارد رو حتما برای شخص دیگری جمع آوری می کند که احتمالا بعدا برای بر قراری یه ارتباطی استفاده کند و یا چیزی دیگر. یه روز که اتفاقی با یکی از هم تیمی های آقا داشتیم صحبت می کردیم به مشکلات این خانم و یکی دو مورد ارتباط (حالا به فرض غیر کاری) با افرادی در خط تولید، و یکی از مسئولین اشاره کرد. وقتی تلفن های طولانی مدت این خانم با مدیر مجموعه با لحن غیر رسمی و صحبت های قبلی او را مبنی بر برخوردهای بیرون شرکت در ذهنم مرور می کردم تازه فهمیدم که این ایشان از طرف چه کسی و برای چه ماموریتی سمت ما آمده است. نکته ی دیگری هم برایم بعدا آشکار شد و آن هم عدم ارتباط خانم های قدیمی تر از من با ایشان در مجموعه تحقیق و توسعه بود. من و یکی از دوستام ارتباطمان را قطع کردیم و شاید خودمان را از یک تله برنامه ریزی شده نجات دادیم. هرچند که تا بعدنا مردم آزاری های این سلیته کماکان وجود داشت. این را هم بگم که تا آن زمانی که من اونجا بودم هنوز آدم های کار بلد و باسوادی بودند که کلا آدم های مفیدی بودن و حداقل همین ها برای تحقیق و توسعه کمی اعتبار و آبرو خریده بودند
سلام نظر به صحت کلیه مطالب درج شده در این صفحه باید این را نیز عرض کنم که واحد تحقیق و توسعه توسط مدیر آن اداره نمیشود بلکه مدیر به مثابه یک مترسک است که مثلا بگویند تحقیق و توسعه مدیر دارد.در حالیکه مجموعه توسط نوچه های ایشان اداره میشود و مدیر مجموعه فقط با نوچه های خود و باند تحت هدایت خود ارتباط دارد و با مابقی اصلا کاری ندارد.فسادی که در مجموعه حاکم است باعث شده بسیاری از همکاران مخصوصا از گروه بنده در نرم افزار از مجموعه بروند و برای کسی هم اهمیتی نداشت.این را باید گفت که تا زمانیکه شرکت از چین جنس وارد میکند و به تحقیق و توسعه و محصول داخلی نیازی ندارد، این واحد را جدی نمیگیرد و اگر نیروهای با تجربه هم بروند هم برایشان مهم نیست اما اگر روزی بیاید که نتوانن از چین جنس وارد کنند و لنگ بمانند، آن وقت است که قدر تحقیق و توسعه و مهندسان نخبه و با تجربه آن را میدانند.مدیریت ارشد باید این را بداند که اگر روزی شرایط اقتصادی کشور قدری بهتر شود و حقوق سایر شرکت ها برای مهندس نرم افزار قدری بیشتر شود.هیچکسی در تحقیق و توسعه نخواهد ماند.
خلاصه نزدیک به یک دهه کار در واحد تحقیق و توسعه الکترونیک: در راستاي برخی از صحبت های دوستان باید گفت که بزرگترین اشتباه در چیدمان سمت های واحد تحقیق و توسعه را همان رئیس سابق (دومین رئیس) تیم ای سی یو کرد. ایشان که خود دوست صمیمی مدیر مجموعه بود خواسته یا ناخواسته با معرفی افراد بی کفایت و بی سواد و ضعیف (از نظر سلامت شخصیت) برای سمت های کلیدی برای بخش سخت افزار، نرم افزار و تستر بزرگترین ضربه ها را به مجموعه زد. همانطور که در نظرات سایرین هم اشاره شده، ایشان کسی را برای هدایت تیم سخت افزار معرفی کرد که تحصیلکرده دانشگاه نظامی است و دقیقا خاطرم هست آن موقع به خاطر عدم توانمندی علمی و عملی، کلا کارش بوق چک کردن بردهای پسی بی بود! برای بخش نرم افزار علیرغم وجود آدم های کارکشته ایشان یکی از نوچه های خود را معرفی کرد. نکته جالب توجه این است همین شخص چند سال پیش که برای یک شرکت مطرح سوئدی اپلای کاری کرده بود با نیروهای زیر دست خودش در کروز که حالا در شرکت سوئدی بودند مصاحبه داشته و مردود شده بود. برای تیم تستر هم باز یک نفر از فارغالتحصیلان دانشگاه آزاد را معرفی کرد علی رغم اینکه در این تیم افرادی از دانشگاه های معتبری چون امیرکبیر و شریف باسابقه بالاتر حضور داشتند. البته بعدا مشخص شد که ایشان از انتخاب نفر مسئول تیم تستر خیلی راضی نیست! که دلیل آن عدم شایستگی آن فرد برای این پوزیشن نبود بلکه هماهنگ نبودن با ایشان بود به طوری که احساس ندامت در سخنانش می توانستیم ببینیم. ایشان در اقدامی دیگر تیم مدیریت پروسس را مطرح کرد و یکی را (که هم اتاقی خانم ایشان در دانشگاه آزاد بودند) به عنوان مسئول معرفی کردند. طبیعتا دانشگاه خوب درس خواندن یا مدرک دانشگاهی ملاک بر ارجحیت یک شخص برای یک سمت نیست. تاکید بر جملات فوق به این خاطر است که چنین افرادی باوجود افراد بسیار توانمندتر و سالم تر از لحاظ شخصیتی و رفتاری انتخاب شده است. استعفای دومینوی نفرات برجسته نرمافزار در یک بازه زمانی کوتاه، مشکل اخلاقی مسئول تیم تستر که بعدا توسط خود قربانی علنا فاش شد. یا مشکلات رفتاری و اختلالات روانی-شخصیتی مسئول سخت افزار که توسط بسیاری از افراد زیردست ایشان هم به معاونت و هم منابع انسانی مجموعه فیدبک داده شده دلایلی بر انتخاب های غلط و مغرضانه فوق می باشد. شما مشکلات اخلاقی و همچنین بی لیاقتی مدیر مجموعه را که دوستان در نظرات قبلی مطرح کردن را به موارد فوق اضافه نمایید. و این چنین بود که باندی متشکل از افراد با فیچرهای خاص را واحد تحقیق و توسعه راه اندازی کردند.همین افراد با متر و معیار خودشان افراد زیر دستشان را ارزیابی کردند و یا می کنند و در نهایت تعیین کردند که چه کسی در مجموعه رشد کند و چه کسی به سمت درب خروجی هدایت شود. کسی که برای مدت هرچند کوتاه هم در واحد تحقیق و توسعه کارکرده باشد خیلی راحت می تواند درک کند که افراد داخل این باند که جزو مقربین بودند چجوری از دیگران به عنوان نردبان رشد و یادگیری خودشان استفاده میکنند و چجوری بهترین مزایاها و پاداش ها را برای خود لحاظ کرده و یا میکنند. در حالی که به غیر این باند اگر کسی برای مسائل مادی و یا غیرمادی به مدیر مجموعه مراجعه کند با قیافه عبوث آن مواجه می شود و کلا مسله را آنقدر کش میدهد تا طرف با پیگیری های متعدد خسته و ناامید شود. سوای مسائل اخلاقی که چندین بار در نظرات هم به آن اشاره شده است، مدیر مجموعه در وارونه ارائه دادن مسائل و مشکلات مجموعه تبحر خاصی دارد و از آنجا که نفرات بالاسری ش عمدتا آدم های کم تجربه و تازه کارند به راحتی گول شان میزند و یا با لجبازی های بچه گانه ش خواسته خود را عملی میکند. متاسفانه عملا هیچگونه نظارتی هم بر رفتار این باند و شخص مدیر مجموعه وجود ندارد. در سنوات گذشته تا حدودی معاونت محصول به همراه منابع انسانی وقت درگیر یکسری اصلاحات حتی در حد مدیریت شدند ولی نه تنها نتوانستند کاری از پیش ببرند، بلکه بیشتر باعث جسورتر شدن این باند خائن به منافع شرکت هم شدند (همانطورکه دیگران اشاره کردند). تنها شخص درگیر در مسائل مشاور تحقیق و توسعه هست که داماد یکی از مالکان است. ایشان آدم باهوشی است ولی از لحاظ پختگی هیچ تفاوتی با یک جوان کم سن و سال بی تجربه ندارد. رفتارهای هیجانی، عدم تسلط بر اعصاب و رعایت نکردن مبادی ادب حین گفتگو حتی با افراد بزرگتر از خود، اعتماد بیش از اندازه به این باند به خاطر عدم شناخت کافی این افراد چیزی است که مسائل تحقیق و توسعه را چندین برابر کرده است. البته بی انصافی نباید کرد در مسائل مالی و بعضی از مسائل و مشکلات شخصی افراد همواره مفید بوده است و تلاش های ایشان قابل تقدیر است. لازم به ذکر است تا قبل از حضور ایشان بعضی از مشکلات و ضعف های مدیریتی به سمع و نظر خود مدیریت عامل و مدیریت ارشد رسانده می شد. جالب اینجاست که مدیریت عامل همیشه یک جواب برای منتقدین داشت و آن این بوده که ما نفر جایگزین نداریم! ایشان که به ظاهر آشنای این مدیر می باشد مشخص نیست که چه فیچرهایی در مدیر لمپن خود دیده است که چنین چیزی را باوجود همه ضعف ها و مشکلات اخلاقی بیان میکند! هنوز افرادی در مجموعه حضور دارند که قبلا با ایشان در شرکت دیگری همکار بوده اند و به سمت تکنیسینی-اپراتوری ایشان در (شرکت قبلی) اذعان دارند. ظاهرا پتانسیل های مدیریتی ایشان را در شرکت کروز کشف شده است! مدیریت ارشد محترم به قطع می داند این شخصی را که با سطح تکنیسین به عنوان مدیر تحقیق و توسعه قمارده است و در کلیپ های تبلیغاتی به عنوان نخبه معرفی میکند یک مریض جنسی است که بارها ثابت شده است که چشم هرزه آلود به نیروهای خود دارد. مسکوت گذاشتن پرونده اخلاقی ایشان علیرغم پافشاری HR وقت برای برکناری ایشان توهین به شرافت انسانی و اخلاق کار است.
سلام وقتی بعد از اینهمه انتقادات از شخصیت و عملکرد ضعیف مدیر تحقیق و توسعه، مدیران ارشد هیچ تصمیمی در راستای برکناری اون و زیر مجموعه ها نزدن نشان میده نظرات پرسنل هیچ اهمیتی در مجموعه نداره و نظرسنجی ها و بررسی اون و رو در رو کردن افراد با مدیر و ... صرفا حرکت نمایشی و تشریفاتی است که مثلا بگویند نظر شما مهم است.در صورتیکه هر کس در مجموعه کار کند میداند که نیروی انسانی هیچ ارزشی برای اونها ندارد و نظر اونها اصلا مهم نیست وگرنه اگر ذره ای براشون پرسنل مهم بودن تا الان به بخشی از نظرات پرسنل در مورد مدیر تحقیق و توسعه و برآورده نشدن مطالبات اونها یک اقدامی انجام داده بودن که متاسفانه همیشه باعث خروج نیروها از مجموعه شده که وقتی میدیدن انسان و شخصیت فرهیخته علمی هیچ ارزشی واسه مجموعه نداره و صرفا مجموعه برای افراد چاپلوس و باند باز و پاچه خوار و البته بی سواد است، که نشان دهنده فساد در مجموعه هست.متاسفانه مجموعه خیلی دیر متوجه خواهد شد که باید زودتر فسادی که در داخل مجموعه مثل یک آتش بر افروخته شده است را ریشه کن کند تا نیروهای برجسته و توانمند خود را به راحتی از دست ندهد.در صورتیکه همه میدانند که در بیرون از شرکت برای مهندس نرم افزار با تجربه کار وجود دارد و به راحتی میتوانند کار با حقوق بالا پیدا کنند و شرکت را ترک کنند اما شرکتی که درست باشد، به راحتی نیروهای خود را از دست نمیدهد و به اونها به چشم سرمایه نگاه میکند نه برده.محیط کار مهندسی فنی باید محیطی آرام و علمی باشد نه اینکه مثل پادگان اداره شود که با نظارت پادگانی و جو مسموم مجموعه کنترل شود که پرسنل احساس امنیت و راحتی در کار نکنند.
به نام خدا و سلام در آخرین نظرسنجی که از طرف داماد یکی از مالکان شرکت انجام شد شرکت نکردم و مشابه بسیاری از همکاران معتقد بودم که داده کافی برای انجام یکسری تغییرات اساسی در لایه مدیریت و ریاست تحقیق و توسعه وجود دارد. البته تا چندسال پیش چیزی به نام نظرسنجی در مجموعه برگزار نمیشد و تنها افراد خاصی که از لحاظ شخصیتی جسور بودن و یا مشکلات جدی با مافوق داشتند به مدیریت ارشد فیدبک می دادند. البته اینکارها هم نهایتا به ضرر منتقدین تمام میشد. یکی از این منتقدین همکار ما با سابقه ۸ ساله در تیم ای سی یو بود که اخراج شد. اون روز دقیقا یادم هست برای کاری به واحد کارگزینی مراجعه کرده بودم یهویی مدیر واحد تحقیق و توسعه وارد شد و با صدایی خیلی بلند و دور از احترام اخراج فوری دوستمان را خواستار شد. اینکه این رفتار چقدر شنیع و حقیرانه س بماند. اثر بد و ضد فرهنگ چنین رفتاری ایجاد رعب و وحشت از عواقب انتقاد، بی تفاوتی به مسائل اخلاقی و ... گردید. طبیعتا در سیستمی که مدیریت آن دیکتاتوری باشه افراد زیر دست برخلاف میل باطنی فیدبک ها را وارونه خواهد داد و برای تسکین عذاب وجدان احتمالی آن را با دلایلی توجیه خواهند کرد. همین میشود افراد همکار در رسانه ای غیر سازمانی صدای انتقاد خود را بالا می برند و آنچه که می تواند به صورت سری توسط خود مدیریت ارشد حل و فصل شود در اینجا فاش می شود. اگرچه در چنین نظرسنجی هایی بودند افرادی که یا مثل من در آن شرکت نکردند و یا به خاطر مسائل شخصی محافظه کارانه رفتار کردند ولی باز معتقدم اگر مدیریت ارشد به فکر ایجاد تغییر بود داده کافی برای آن وجود دارد. همچنین راه حل ساده ای هم برای این نوع نظرسنجی ها وجود دارد و آن این است که چنین نظرسنجی هایی را می توان با مطرح کردن سوالاتی شفاف و چند گزینه ای و کتبی (نه الکترونیکی) و بدون قید شدن اسامی افراد برگزار کرد و در نهایت نتایج آن را اعلام کرد. به نظرم ارزش اینکار بسیار بالاتر از تهیه فلیم های تبلیغاتی از افراد گلچین شده است زیرا همه افرادی که در شرکت کار می کنند به نوعی سفیرهای شرکت در جامعه هستند که ماهیت اصلی شرکت را تبلیغ می کنند. با آرزوی سلامتی برای بنیان گذاران و جانسوزان کروز
من به عنوان یک خانم اصلا محیط تحقیق و توسعه را برای کار کردن خانم ها توصیه نمیکنم.تا زمانیکه آنجا بودم همیشه نگاه هیز و آلوده مدیر تحقیق و توسعه به خانم ها را میدیدم که چقدر محیط فاسدی بود که باعث خروج من از مجموعه شد. از طرفی مدیر تحقیق و توسعه یک آدم لیبل زن روی آدم ها بود که با اکثر افراد مشکل پیدا میکرد و خیلیا هم باهاش مشکل داشتن.از مدیریت مضخرفش از نوع حرف زدن و بد دهنی اش و خیلی از چیزهایی که بقیه در اینجا ذکر کردن.شخص مالک شرکت و مدیران ارشد شرکت افراد بسیار خیرخواه و خوبی بودند و واقعا حیف است که مجموعه کروز با وجود این افراد فاسد، چهره بدی از خود نشان میدهد و هیچ وقت متوجه نشدم که چرا مالک شرکت تغییری در مجموعه تحقیق و توسعه انجام نمیداد وقتی اینهمه خروجی نیروها و نارضایتی پرسنل را میدید.شنیده بودم که مالک کروز روی بحث سلامت رفتاری پرسنل مخصوصا ارتباط پرسنل خانم و آقا بسیار حساس هست اما تعجب میکنم چطور یه مدیر فاسد و هیز با نگاه های آلوده به پرسنل خانم را به عنوان مدیر تحقیق و توسعه گذاشته بود. از ناکارآمدی مدیریت این شخص و باند بازی او و سیستم نوچه پروری او، من هم با نظر بقیه افرادی که ذکر کردند کاملا موافق هستم و تایید میکنم.امیدوارم مدیران ارشد روزی بیدار شوند و بخاطر تضمین سلامت محیط کاری برای پرسنل خانم و نیروهای آینده آنجا یک اقدام جدی در اخراج این فرد کنند که چهره شرکت را این افراد خراب نکنند.محیط تحقیق و توسعه به لطف وجود نوچه های این آقا بسیار سمی و مافیایی بود که در آخر باعث شد من از مجموعه خداحافظی کنم و روزی که این نوچه ها و اون مدیر فاسد رو نمیبینم واقعا در آرامش هستم.
سلام بنده حدود ۸ سال سابقه کار در مجموعه شرکت کروز را دارم که حدود ۶ سال آن در واحد تحقیق و توسعه بوده و مابقی در واحد بیزنس یونیت. زمانی که از واحد تحقیق و توسعه به واحد بی یو منتقل میشدیم باوجود اینکه به فضای سمی و مبهم تحقیق توسعه واقف بودم کلا از لحاظ روحی به خاطر تغییرات ایجاد شده خیلی حال خوبی نداشتم. ولی اولین چیزی که در ماه های اولیه فعالیتم در واحد بیزینس یونیت برام آشکار شد شفافیت و سالم بودن محیط کار آن نسبت به تحقیق و توسعه بود که علت آن دقیقا نفرات بالاسری اکثرا آدم های باخلاق و با شخصیتی بود. این را مقایسه می کردم با فضای سیاسی و افسرده تحقیق و توسعه که ماحصل مافیای بین مدیریت آن و روسای تیم های نرم افزار و سخت افزار و مدیر وقت پروژه ای سی یو بود. تازه متوجه شدم که کار کردن در محیط سالم چقدر می تواند درگیری های الکی ذهنی را کم کند. مقایسه من کاملا نسبی است و دال بر ایده آل بودن آن نیست. خیلی متاسفم برای مدیریت ارشد که علیرغم این همه فیدبک هیچ کاری برای برهم زدن مافیای تحقیق و توسعه نمیکند.
در پیام ها دیدم فردی از مجموعه و مدیریت تعریف میکنه، احتمالا یکی از نوچه های مدیریت تحقیق و توسعه هست یا بهش پول و موقعیت سازمانی خوبی رسیده که الان در جواب اینهمه پیام منفی راجع به مدیر، از او تعریف میکند.در صورتیکه هر کس با مدیر کار کرده باشه میداند که ایشان چه شخصیت مضخرف و دروغگو و باند باز و بی ادب و بد دهنی است. تا زمانیکه در مجموعه بودم مدیر تحقیق و توسعه در باند خودش دو نوچه داشت که یکی رییس تیم نرم افزار بود و دیگری رییس ای سی یو.همان روزی که از مجموعه رفتم، فردای همان روز که از خواب بلند شدم و چهره مدیر نرم افزار و اون رییس ای سی یو رو دیگر نمی دیدم واقعا بهترین روز زندگیم بود آنقدر که این افراد پلید و مضخرف و باند باز و چاپلوس بودن و پاچه خوار که بواسطه مدیر تحقیق و توسعه به پول و جایگاه سازمانی خوبی رسیدند. مابقی که در باند مخوف مدیر تحقیق و توسعه نبودند به جایی نمی رسیدند گویی فقط اینا آدم بودند.از مالک کروز که آدم خوبی بود و از اون مجموعه بعید بود همچین آدمهایی را آنجا نگه دارد وقتی میدید مجموعه را واقعا به گند کشیدند و باعث فرار نیروها می شدند. نمیدانم چرا همان زمان اینها را اخراج نکردند!!!خروج تمام نیروها که تعدادشان خیلی زیاد بود بخاطر باند بازی مدیر تحقیق و توسعه بود و این فرد یک بیمار روانی روان پریش هست که باید در بیمارستان روانی بستری شود و من اگر یک گاوداری داشته باشم مدیریت آن را به این فرد نمیسپارم چه برسه به مدیر تحقیق و توسعه که برای این فرد خیلی زیاد هست این سمت، آنقدر که نالایق هست. مدیریت آنقدر بددهن بود که فقط فحش و ناسزا میداد و به خودش اجازه میداد با همه هر طور دلش میخواهد صحبت کند در صورتیکه خیلیا بخاطر مشکل اقتصاد کشور مجبور بودن اونجا کار کنن و گرنه میگن حقوق کروز خوب هست.حقوق خوب آنجا در ازای اینکه زندگی و اعصاب و روان و شخصیت تو رو مثل یه برده خریدن و توانایی های نیروها رو اصلا نمیدیدند و فقط کافی بود برای رشد و رسیدن به حقوق بالا در باند مدیر باشی وگرنه غیر از آن هر تلاشی بی فایده بود وقتی در باند نبودی یا مدیر با تو حال نمیکرد.اگر مدیر با تو حال نمیکرد به یه نحوی تو رو از مجموعه حذف میکرد یا آنقدر اذیت میکرد که خودت فرار کنی. این را گفتم که آنهایی که میگن آرزو دارن در کروز کار کنن قبل از هر اقدامی اینها را بدانن و از تجربه افرادی که روزگاری در آن شرکت عمر و وقت تلف کردن استفاده کنن و راهشون به اون شرکت مضخرف که فقط اسم در کرده ولی واقعا یک پادگان هست نیفتد. در کروز نیروی انسانی و شخصیت اون و توانایی اون هیچ ارزشی ندارد و همه به چشم یه برده و یک کارگر دیده میشوند و تا جایی که بتوانند به نیرو توهین میکنن به طرق مختلف و به بهانه ای. چه وقت و عمری در آنجا هدر دادم که در آخر فرار کردم که به آرامش برسم و توانمندی خودم را در مجموعه های دیگر نشان دهم.
سلام و وقت بخیر در اکثر پیام ها همکاران دقیقا به مشکل اصلی مجموعه یعنی مدیر نالایق و بی شخصیت مجموعه اشاره کردند. این بشر آنقدر شخص ضعیفی ست که حتی برای حفظ جایگاه خودش دست به هر رفتار غیر انسانی و بدور از شرافت میزند. عمده افرادی که برای پست ها انتخاب میکند بایستی چشم قربان گو و مطیع امر و مثل خودش زیرآب زن باشد.در سال های اخیر این آقا چندین تیم را به بهانه های مختلف جمع کرده و دوباره تحت عناوین مختلف و تحت هدایت نوچه های خود دوباره احیا کرده است. تقریبا همه همکاران قدیمی به مشکلات اخلاقی که دوستان نوشته اند واقف هستند و برخی از آنها حتی مستندات مربوطه را دارند. این مسائل آنقدر بلد شد که حتی افرادی بودند که واحد منابع انسانی را از این قضایا مطلع ساختند ولی متاسفانه مالکان شرکت مشخص نیست چه گیری پیش این بشر دارند که علی رغم این همه رسوایی تا حالا دست به اقدام اساسی برای برکناری آن نزده اند. بر خلاف آن چیزی که بعضا در رسانه ها و فضای مجازی تبلیغ می کنند، چیزی که بنده در مدت این چند سال خودم شاهد بودم این بوده که این شرکت با پرداخت حقوق نسبتا خوب افراد نخبه را جذب می کند ولی متاسفانه فاسد بودن سیستم و لو لول بودن کارها، مدیریت کوتوله ای باعث شده که افراد قطع همکاری کنند. سلامت باشین
سلام، بنده بیشتر از دوازده سال تجربه کاری دارم که نه سالش رو کروز بودم. تجربه نه ساله من در کروز درسته همراه با سختی بوده ولی دستاورد زیادی هم داشته و مهمترینش، سالهای طولانی تلاش برای اصلاح ساختار مدیریتی واحد خودمون بود. خلاصه کنم، یک سیستم مافیایی که بر ارزش های مادی برپا شده. متاسفانه خیلی دیر متوجه این امر شدم که مقصر وضعیت تاسف بار منابع انسانی کروز ، غریبه بودن با واژه ای بنام شرافت انسانی است. روزی اگر در جایگاهی قرار بگیرم که بخواهم مدیری انتخاب کنم، شرافت رو به هر چیزی اولویت خواهم داد.
خواستم فقط یک نکته را به دوستانی که این صفحه را مطالعه می کنند بگویم و اون اینکه افراد به دلایل زیادی می تونن از یک مجموعه کینه به دل بگیرند و یا تلقی های نادرستی از مدیریت و کار در یک مجموعه داشته باشند. من پس از چند سال در این مجموعه خلاف واقع های زیادی را در متون این صفحه دیدم. همین!
سه سال در تحقیق و توسعه کار کردم و مجموعه تحقیق و توسعه محیطی باند بازی است که توسط مدیر فاسد آن به غلط هدایت میشود و مدیر آن سیستم نوچه پروری دارد که البته قبلا دو نوچه داشت که یکی رفت و الان یک نوچه آن همواره پابرجاست که به لطف مدیر مجموعه به نون و نوایی رسیده. مدیر تحقیق و توسعه فردی بسیار بی ادب و بد دهن و به قول خودش لاتی هست که فرق محیط مهندسی را با محیط چاله میدانی نمیداند و هر مدلی که شایسته خودش هست با پرسنل رفتار میکند.چه افراد توانمندی که از مجموعه فرار کردند و الان چه رییس های بی سوادی که وجود دارند.تمام این نظرات منفی در مورد واحد تحقیق و توسعه بخاطر مدیر فاسد آن است. در آن مجموعه افراد چاپلوس و لمپن مثل خود مدیر آن رشد میکنند و مابقی که ارتباطی با مدیر ندارند عقب نگه داشته میشوند.مدیر تحقیق و توسعه بارها عیان شده که مشکل فساد اخلاقی دارد اما هیچ کاری نشده لااقل تا آن زمان که من بودم اونجا.
همکار و مافوق های بشدت بددهن و بی ادب ، نگاه بالا به پایین به افراد، فشار کاری بشدت بالا و غیرانسانی، در مجموع تحقیر ، توهین برده داری ، خرد شدن شخصیت و بیعدالتی یعنی شرکت کروز
شرکت کروز ۷ سال کار کردم ازسال ۸۷ تا ۹۴. به نظر من کنار خیابون سیگار فروختن خیلی بهتره من با اینکه دوتا گواهینامه ثبت اختراع هم داشتم هیچ حمایتی نشد حتی کارهای خاصی که انجام میدادم هیچ حقوق بیشتری دریافت نمی کردم خایه مالی تو شرکت امتیاز خوبی بود متاسفانه.اصلا خیلی چیزها هست که نه وقت اجازه میده نه اینکه جراتشو دارم فاش کنم خیلی جای کثیفیه
استخدام در کروز
از مجموع ۱۱۴ تجربه ثبتشده کارمندان فعلی و پیشین در ویکیتجربه، ۱۱۳ مورد تجربه کاری و ۱ مورد تجربه مصاحبه استخدام است. امتیاز چندمعیاره بهصورت شفاف نمایش داده میشود. ۱۱٪ از کاربران کروز را به دیگران توصیه میکنند.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۱۱۳
- تجربههای مصاحبه استخدام ثبتشده: ۱
- میانگین امتیاز حقوق و مزایا: ۱.۷ از ۵
- میانگین امتیاز فرصت رشد شغلی: ۱.۷ از ۵
- میانگین امتیاز تعادل کار-زندگی: ۱.۷ از ۵
- برای دیدن آخرین فرصتهای شغلی به وبسایت رسمی کروز مراجعه کنید.
سؤالات متداول درباره کروز
آیا کروز در حال استخدام است؟
بر اساس ۱ تجربه مصاحبه ثبتشده در ویکیتجربه، کروز به طور دورهای فرآیند استخدام دارد. برای دیدن آخرین فرصتهای شغلی به وبسایت رسمی شرکت مراجعه کنید.
تجربه کاری در کروز چگونه است؟
بر اساس ۱۱۳ نظر کارمندان فعلی و پیشین، میانگین امتیاز ۱.۷ از ۵ است؛ ۱۱٪ از کاربران شرکت را به دیگران توصیه میکنند. برای جزئیات بیشتر، تجربههای کاری بالا را بخوانید.
حقوق و مزایا در کروز چقدر است؟
میانگین امتیاز حقوق و مزایا در کروز از نگاه ۱۱۳ کارمند: ۱.۷ از ۵. این عدد بر مبنای نظر مستقیم کارمندان فعلی و پیشین محاسبه شده است.
مصاحبه استخدام در کروز چطور است؟
۱ تجربه مصاحبه کاربران در دسترس است. سختی مصاحبه، نتیجه (پذیرش/عدم پذیرش) و شرح روند مصاحبه بهصورت ناشناس منتشر شده. برای دیدن، تب «مصاحبه» در بخش تجربهها را انتخاب کنید.
شفافسازی
تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتا انتخاب کرده باشد.
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی:
تجربههای مرتبط در خودروسازی
یه شرکتی که هیچ ارزشی برای نیروی انسانیش قائل نیست و خیلی راحت و بدون هیچ دلیل منطقی اخراج میکنن یک مشت مدیران خودشیفته که افراد چاپلوس و دورو مثل خودشون رو دوس دارن فارغ از بحث مهارت و توانایی اغلب مدیران دوستان و اشنای
با عوض شدن مدیرعامل برای حضور در شرکت به درخواست مدیرعامل رفتم اونجا ... حدود یک ماه و نیم بعد چیزی که برای من به دست اومد این بود که در نهایت بدون حقوق و ... گفتن در فرایند ورود شما مشکلاتی هست و نمیتونیم میزبان شما باش
متاسفانه مدتی با مدیر مستقیم واحد جذب استخدام خانم م.س کار کردم ایشون تجربه و تخصص زیادی از فرآیند ها نداشت و رابطه ای این جایگاه رو بدست آوردن که بسیار از خود مچکر بود و با حس قدرتی که داشت و حمایتی که نمیدونم به چه دلی
شرکت شهاب خودرو را تجربه کردم با فضای کار همچون محیطهای اداری قدیمی؛ باید آماده میبودم هر لحظه، حتی در تعطیلات. دورکاری را قبول نمیکردن و تأکید داشتند همه حضوری باشند. تعرفهای برای درصدی از همکاری ندارند و گاهی فشار
شرکت کیان پارت گیتی گستر را تجربه کردم و این یادداشت را به این شکل بیان میکنم که واقعیتها و حس اصلی حفظ شوند اما به صورتی تازه و روان ارائه شوند. حقوق معمولا با تأخیر دو ماهه پرداخت میشد و زمان پرداخت هم بهطور مناسبی
شرکت پاکران الکترونیک برای من تجربهای نسبتا دوستانه بود؛ جو شرکت همواره صمیمی است و جلسات صبحگاهی با طراوت و پرانرژی برگزار میشود که به ذهن آماده و انگیزه میدهد. سطح علمی و فنی پروژهها خیلی بالا بود و فضای یادگیری هم