عرض سلام و ادب خدمت همه دوستان راجب کامنتهای منفی که بعضی از دوستان گذاشتن باید بگم که کاملا از روی احساسات هستش و هیچ منطقی پشتش نیست طبیعتا هر کجای این دنیا که برید و در هر شرکتی که مشغول باشید،نقاط قوت و ضعف وجود داره و هیچ کجا نیستش که فقط نقاط قوت محض داشته باشه. راجب شرکت منشور سیمین باید بگم که با وجود سابقه کاری پنج ساله ای که از همکاری با شخص شخیص جناب مدیرعامل و آقازاده لایق و بااستعداد و متشخص و خوش فکرشون دارم،همه چیز روی مسیر پیشرفت داره به جلو میره و شرکت با اتکا به دانش فنی و اختراعاتی که جناب مدیرعامل و آقازادشون انجام میدن روی ریل ترقی هستش و نکات منفی که دوستان گفتن وجود نداره طبیعت هرچیزی حد و حدودی داره.چه صحبت با تلفن و چه سرویس رفتن و کارای شخصی دیگه. قرار نیست آدم هرکاری دلش میخواد بکنه و توقع داشته باشه بازخواست نشه. خلاصه که شرکت منشور سیمین،شرکت خوبی هستش به شرطی که به وظایف خودتون آگاه باشید و توقع بیجا نداشته باشید.چون هم آزادی وجود داره و هم صمیمیت بین اعضا.من که کاملا راضی هستم از این شرکت
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
شرکت توسن سها را تجربه کردم و تصمیم گرفتم از زاویهی خودم روایت mớiی بسازم. اوایل حضورم رفتار همکاران و فضای شرکت بهخصوص احترام و ادب حاکم در محیط برایم جالب بود؛ چون تجربهی قبلیم فضای ناسالمی داشت، حضور در اینجا نوید امیدی میداد و انگیزه میگفتم که سالها بمانم و پیشرفت کنم. با این حال خیلی زود تفاوت بارز رفتار مدیرم را نسبت به بقیه حس کردم؛ او ظاهرا بهظاهر باهوش بهنظر میرسید اما کمتر تمایل داشت بیزینس را واضح توضیح بدهد و بیان مسئلهاش بهخوبی نبود. پرسشهای من هم که عادت دارم توضیح بگیرم، منجر به عکسالعملی ناخوشایند میشد. اولین تسک من واقعا چالشبرانگیز بود و با وجود تمام تلاشم نتیجهی قابل قبولی نگرفتم. در ادامه گفت که تمایل دارد یک کار خاص را با من بنویسم و ادعا کرد قبلا هم چنین کاری را انجام داده است. من آماده بودم یاد بگیرم و با اشتیاق کار میکردم؛ شبهای طولانی را برای جستوجو و یادگیری میگذراندیم تا کدی بنویسم. در نهایت تنها بخش کوچکی از کار مطابق انتظار او شد و بقیه را به دلخواه من لازم نبود. او گفت این بخش کافی نیست و کدی که نوشتم را قبول نکرد. من هم گفتم که پروژهی نهایی نبوده و برای دریافت کمک به او مراجعه کردم، اما پاسخها به من میگفتند که شیوهی من اشتباه است و باید بهصورت دیگری عمل کنم. در نهایت فهمیدم که منابعی که ادعا میکردند وجود دارد یا در دسترس بوده، حالا نیست و دسترسیها کاهش یافتهاند. سال پایان کار، معاون مدیریتی بالاتر از او را در جریان گذاشتم و او هم اظهار کرد که تسک همچنان ناقص است. از این تجربه احساس ناامیدی و تلخی داشتم و احساس میکردم با فردی که بهطور جدی برایمان شفاف نبود، مواجه شدم. فضای تیمی هماکنون لایهای از سوءتفاهم و ناسازگاری را نشان میداد و بهغایت رفتارهای ناسالم در برخی رویکردها دیده میشد؛ مدیری که به نظر میرسید جنبهی بیاعتماد و تفاوت فاحشی با دیگران دارد. با وجود تمام این موارد، من همچنان در پی تجربهای سازنده بودم و سعی میکردم از این تجربه درس بگیرم.
دو جلسه برای کارشناس پشتیبانی نرمافزار در شرکت توسنتکنو شرکت کردم. افتتاحیه جلسه اول با حضور مدیر واحد بود؛ فضا بهظاهر عادی بود اما از همان لحظه تا پایان مصاحبه، رفتار مدیر واحد و فضایی که ایجاد شده بود را نمیشد نادیده گرفت. او در کنار توضیح شرایط کار، مدام از حال و هوای آنجا و از مدیر IT صحبت میکرد و به نظر میرسید قصد داشت جو جلسه را تیره کند. همچنین در همان جلسه، برای توضیح دادن سوالاتی که قرار بود در جلسه بعد پرسیده شود، با شدتی خاص به من پاسخها را میگفت؛ به گونهای که تصور میشد بخشی از قصد او خالی کردن انرژی من است. در جلسه دوم با چهار مصاحبهکننده روبهرو شدم. یکی یکی از دیگری شدیدتر و ناخوشایندتر بودند. همان خانمی که در جلسه اول با آن مواجه شده بودم، دائما سرش روی لپتاپ بود و با لبخند کمرنگی نگاه میکرد. یک خانم دیگر از واحد منابع انسانی هم سوالاتی بیربط میپرسید و فردی که تا حدی وضعیت طبیعیتری داشت، به طور فنی سوالات را مطرح میکرد و مدیر IT که نسبتا سختگیر و جدی بود، بهطور مداوم حواسش به پیامهای گوشی بود. در طول جلسه، او گاهی به گوشی و اینستاگرام نگاه میکرد، گاهی صدای پخش کلیپهایی که میدید بهطور ناگهانی پخش میشد و مرتبا از مصاحبهکنندگان جدا میشد تا دوباره برگردد و سوال پرسید. با سوالاتش سعی میکرد آرامشم را به هم بزند و برایم دلایلی میآورد که باعث میشد به اعتماد بهنفس خودم شک کنم و به گزینههای دیگر فکر کنم. در پایان گفتند نتیجه مصاحبه از طریق ایمیل اعلام میشود. به ساعات مقرر اعتقادی ندارند و در هر دو جلسه من سر تاریخ مشخصی حاضر شدم اما احساس میکردم همیشه باید منتظر اتفاقی باشم؛ در نهایت هم تنها تماشاگر دیوارهای اطراف بودم و زمان را از دست میدادم.
این شرکت در زمینه توسعهی نرمافزار فعالیت داره. یکی از تجربههای مثبت من در این شرکت، همکاری با همکارای متخصص و پرانرژی هست. درسته شرکت بزرگ نیست. ولی تیم خوبی داره و محیط صمیمی ای هم داره.
داناپرداز جایی که هیچ تاکید میکنم هیچ ارزشی برای نیروی انسانی قائل نیست و رفتار مدیران تنها چیزی که در شما ایجاد میکنه حس برده داریه. مدیران هیچ اعتقادی به تیم سازی ندارند و همگی گویی در رقابتن تا هر کدوم بیشتر به چشم مدیرعامل بیان حتی به قیمت زیرپا گذاشتن کارشناسان تحت مدیریتشون خبری از پیشرفت کاری در دانا نیست... خبری از پاداش عملکرد، بیمه تکمیلی مناسب نیست... تو مصاحبه ادعا میکنن به موقع حقوق میدن و به موقعشون در کار میشه ۶ تا ۱۰ ماه! خدا نکنه بخوای مرخصی بری، تا نمیری بهت مرخصی نمیدن... محیط فوق العاده سنگین و پر تنش! خلاصه کلام اگر کار اولی و بیسابقه هستید برای شروع، کسب تجربه دووم بیاری تا ۱ سال شاید بد نباشه، اونم به امید رهایی البته! راستی اینم بگم تا دلتون بخواد ورود و خروج نیرو دارن بدون اینکه این میزان نارضایتی براشون مهم باشه... داناپرداز شبیه کابوسه...
بعد از پنج سال همکاری با شرکت ادصاب، تجربه من از فضای کاری صمیمی و شرایط مساعدی که وجود دارد همیشه برایم دلنشین بوده و امیدوارم فضایی که برای آموزش پرسنل فراهم شده، گسترش پیدا کند تا همه احساس پیشرفت را تجربه کنند. واقعا پیشنهاد میکنم هرکس که به کار با این شرکت فکر میکند، یکبار بیاید و از نزدیک حال و هوای کار را ببیند. به نظر میرسد برخی از نظراتی که درباره ادصاب مطرح میشود، علاوه بر اینکه با دلایلی مختلف بیان میشود، گاهی همراه با توهین است و امیدوارم در آینده آرامش بیشتری حاکم شود.
برای من اتفاق افتاده که در تیم یار کار میکردم و اکنون میخواهم نتیجه را با زبان خودم بازگو کنم. تجربه من با شرکتهایی که مدیرعامل یا مالک اصلیشان ایران نیست و وظایف را به دیگران واگذار میکنند همسو بود. در نیمه دوم سال هزار و چهارب دو، فروش را بیش از شش ماه متوقف کردهاند تا شاید بازار خارج از کشور به کمک شود و پس از آن نیز تقریبا نیمی از کارکنان را تعدیل کردهاند؛ در عین حال سعی میکنند کارکنان ارزانتر را حفظ کنند. من فکر میکنم این محیط نمیتواند مکانی مناسب برای کار باشد. بعد از سیزده سال تجربه، چنین تغییراتی به نظر من قابل قبول نیست. این شرکت استارتآپ نیست که با تغییرات رادیکال بتوان آنها را توجیه کرد؛ ضمن این که بسیاری از راهحلهای خوب مسئولان بالادستی را نپذیرفتند و زیر بارش نرفتند تا به این نقطه برسد تیم یار. قضاوت با شماست.
من حدود 1 ماهه با این شرکت همکاری دارم. شنیدم که شرکت قبلا مشکلات زیادی داشته و من هم اول تردید داشتم که باهاشون همکاری کنم. ولی چون جایی پیدا نکردم باهاشون شروع به کار کردم. و الان خیلی راضی ام. شرکت خیلی بزرگ نیست و کوچیکه ولی تیم چابکی داره . محصولات جالبی هم داره. مشکلات پرداخت هم نداره و همه چی حداقل تا الان مرتب بوده
برای مصاحبه جای دوری انتخاب کردن باید پول زیادی بدی بری اونجا بعدشم تو یه اتاقی فیلم میذارن برات از شرایط کار اونجا فکر میکنی که اسونه بعدش میگن برای مصاحبه و آوردن مدارک،۱ روز میگن که برای آموزش بیای تقریبا همه قسمت هارو بهت یاد میدن درحالی که ما قسمت پیکاب بودیم بعدش میگن برو سر شیفتت بیا سرویسش خیلی بده هرروز یه راننده میومد تایم استراحت ندارن محل گذاشتن گوشی ندارن،غذا ندارن، گاهی اوقات یه موزی چیزی میدادن،برای دستشویی رفتن باید اثر انگشت بزنی به ما گفتن ۸ ساعتس کارش ولی ۱۲ ساعت نگهت میدارن،باید هر ۱ ساعت ۱۰۰ عدد جنس جمع کنی اگه نکنی اخطار و تو مخی بهت میدن،برای دخترا جای خوبی نیست همش براشون مزاحمت ایجاد میکردن و ازشون کار سنگین میکشیدن در کل من ۳ روز بیشتر کار نکردم اونجا موقع تسویه هم ۱۷۰ هزار بدهکارهم شدم
واقعا دم کسانی که این سایت رو زدن گرم که انسانی دیگه هم قبل از ورود به شرکت ها با اون آشنا بشن. اما تجربه خودم اول از همه دون می پاشن و شما رو سعی می کنن به هر نحوی شده جذب کنن بعد به شما می گن بصورت آزمایشی باید کار کنید. دوم اینکه از شما سفته و گواهی عدم سوء پیشینه می گیرن که بعدا بر زد شما بتونن استفاده کنن که علت هم داره اینها با جا های امنیتی قرارداد دارن! و اینکه دوربین و سیستم شما دائما توسط مدیر عامل کنترل میشه! فوق العاده محیط زیرآب زنی دارن و به شدت خاله زنک! جالب اینجاست که شما باید بشینی نرم افزار اونها رو یاد بگیرید و اگر یاد نگیرید به یک بهونه ای شما رو بیرون می کنن! مدیر عامل از خود راضی هم فوق العاده فکر می کنه هر جور دلش می خواد می تونه با شما رفتار کنه. کلا احمقی بیش نیست. نرم افزار هاشون هم کلی باگ داره که به درد خودشون می خوره نه مردم!
من 4 ماه است در وب وان مشغول شدم بعد از مصاحبه که گفتن نظرشون مثبته وقتی میخواستم در مورد وب وان بیشتر بدونم با این صفحه اشنا شدم برخی در مورد مدیریت نوشته بودن و حقوق من با مدیریت مصاحبه کردم و چون اصلا نمیخورد آدم بدی باشه گفتن حقوق ها هم منظمه مشغول به کار شدم الان بعد از 4 ماه چیزایی که از مدیریت دیدم خیلی با اخلاق، اتفاقا خیلی باسواد و پر هستن و در یک کلام مدیر واقعی هستن و مدیریت هم از اول خود ایشون بوده و عوض نشده حقوق ها هم مرتب پرداخت شده و از پرسنل قدیم هم پرسیدم روال همیشه ثابت و منظم بوده محیط دوستانه و خارج از حواشی هست من وب وان رو به دوستان توصیه میکنم از لحاظ مدیریت و حقوق و در کل جو شرکت امتیازش از هر نظر خوبه
من دو ماهه که با این شرکت همکاری دارم. خیلی نظرات منفی این صفحه رو نمیفهمم. چون من هیچ کدوم از این مشکلات رو ندیدم. شرکت پروژه های خوبی داره. مدیر عامل شرکت هم شخص محترمیه . مشکلات مالی هم خیلی ندیدم داشته باشه. و پرداخت ها و بیمه ها هم درست بوده.
در یک آغاز تازه برای تجربهای که از جستوجوهای شغلیم گرفتم، تصمیم گرفتم درباره شرکت توکاسافت و تجربه کاریم به عنوان پشتیبان نرمافزارهای وب صحبت کنم. اوایل فروردین ۱۴۰۳ بود که به دنبال استخدام در یک شرکت نرمافزاری بودم و واقعا خوشحال بودم که فرصتی را پیدا کردهام، اما به مرور وضعیت شرکت و رفتارها خیلی برای من روشن شد. تیم شرکت اصلا ساختاری منسجم نداشت و تنها یک نفر مدیرعامل، برنامهنویس، منشی و مسئول امور دیگر بود؛ فردی که بدل به نقطه دردسر اصلی شد و با رفتارهای توهینآمیز و صحبتهای نامناسب در ساعات نامناسب شب، به جای همکاری دوستانه، رفتاری تهاجمی داشت و انتظار داشت من همیشه در دسترس باشم. از بقیه اعضای تیم خبری نبود و شرکت در مکانی که ادعا میکرد حضور دارد هم تنها بود. به نظر میرسید که هیچ پشتیبانی یا ساختار جدی منابع انسانی وجود ندارد و ارتباط با برخی افراد هم غیرواقعی و بدون حضور فیزیکی بود. گمان میکردم که تمامی پروژههای شرکتها را میخواهد یک نفر مدیریت کند و برای این منظور به پشتیبانی، مدیریت سرور و پشتیبانی ۲۴ ساعته نیاز داشت که این ترکیب کارها به هیچ وجه حرفهای نبود و تنها به تبلیغاتی بیپایه شباهت داشت. متن آگهی شرکت هم برایم شکبرانگیز بود زیرا فهرست حقوقی که وجود داشت با پرداختی که انجام میشد تفاوت زیادی داشت و حقوقها به موقع یا کامل پرداخت نمیشد. اینکه کارفرما از من میخواست همیشه در دسترس باشم و پس از پروژههای بانک مسکن، به کارهای دیگر برون و تا صبح بیدار بمانم، به نظر میرسید سوءبرداشت از کار و فشارکاری بیحد و حصر است. بخش دیگری از رفتارهای نامناسب این شرکت این بود که برای هر کار، فردی را به عنوان کارآموز معرفی میکردند که انتظار داشت با استفاده از منابع آنلاین بدون داشتن تجربه عملی، تخصص لازم را به دست آورد. در طول دوره کارآموزی هم وضعیت خیلی قابل قبول نبود. برخلاف توضیحات آگهی، از من سفته سفید میگرفتند تا مبادا فرار کنم، اما در نهایت حقوقی دریافت نکردم و با وجود کار دو ماهه، به من تنها تهدید میشد که از طریق مراجع قانونی پیگیر میشود؛ نتیجه اینکه هیچ سابقه کار رسمیای از این تجربه در پروندهام ثبت نشد. به طور کل، تجربه من از این شرکت تنها پر از نگرانی و پشیمانی بود و از نظر من ارزش چندانی برای ادامه کار یا جذب فاکتورهای مالی درست ندارد.
تقریبا سه ساله با مجموعه پیام آوا دارم همکاری میکنم و دچار هیچ حاشیه و مشکلی نشدم. از هیچ هزینه ای برای آموزش و ارتقا نیروها دریغ نمیکنن یه نکته: بعد از کارکردن با اینهمه ادمهای مختلف و جاهای مختلف، تا خودتون حاشیه نداشته باشید، براتون مشکلی توی هیچ محل کاری پیش نمیاد 🤞 تو همه ی شرکت ها؛ آدم های زیرآب زن و دروغگو و حسود برای خراب کردن افراد هست.. مهم اینه با اخلاق حرفه ای بتونین با این مسائل کنار بیاین تا یک فضای امن و بدون مخاطره برای خودتون بسازین
در جلسهای برای نهایی کردن حقوق، مصاحبهای طولانی داشتیم و معاون مربوطه با مدیر مربوطه حضور داشت. مردی بود با ریش بلند و قد بلند که به نظر میرسید بیشتر به فرایند مصاحبه تسلط ندارد تا مصاحبهگری حرفهای. دو ساعت طول کشید و هیچ نوشیدنیای هم برای آرامش دادن به شرکتکنندگان نیاوردند تا به نتیجهای مطلوب برسیم. او به وضوح به دنبال کنترل اوضاع بود، اما من از تجربه و موقعیت خودم برای بیان دستاوردهایم استفاده میکردم و به سمت پیشنهادهای حقوقی بهتر متمایل بودم. در طول مصاحبه، با لحنی تند و طعنهآمیز درباره فامیل من صحبت کرد و از من خواست با شرایطی که ارائه میدادند کنار بیایم؛ موضوعی که نشان میداد جایگاه من را پایینتر میبیند و با زبان ناپسندی به من میتازد. در نهایت به نظر میرسید که این افراد در سطح خود باقی ماندهاند و قصد ندارند تغییری کنند، گویی دنبال بهروزرسانی بودن با رویکردی قدیمی هستند. به نظر میرسید این فرد بهنوعی از جایگاه خود سوءاستفاده کرده و به سمت معاون بودن سوق یافته است.
خیلی شرکت خوبیه آرزوی موفقیت میکنم برای تیم خوبشون خیلی خوش برخورد و صبور بودند و حقوق ها را به موقع پرداخت میکردند مخصوصا حقوق منا زودتر از همه میدادند بیمه هم کامل پرداخت میشد ل از طرف یک شیطون بلاd
من تصور میکنم محیط کار این شرکت به گونهای است که اگر جایگزین بهتری نداشته باشید، بهتر است بهعنوان آخرین گزینه به آن نگاه کنید. واقعا احساس میکنم رفتارها در آنجا شبیه برخورد با یک سرباز است؛ حتی وقتی لباس یا فضای کار به سبک نظامی نیست، باز هم فشارها و محدودیتها خیلی مشهود است. از طرفی مزایای چندانی برای کارمندان ارائه نمیشود و به نظر میرسد این فشارها به روشهای گوناگون نمایان شود. دلیل دیگری که میتواند مطرح شود این است که افراد با طرز فکر نظامی و با بهرههوشی پایینتر در سطوح مدیریتی حضور دارند و از این رو کمبودهای خودشان با ترفندهای مختلف به چشم میآید و ممکن است بر کارم تأثیر منفی بگذارد. در برخی مواقع، پادگان نسبت به پژوهش نوین رایانه ارجحیت پیدا میکند؛ در پادگان فضا برای تفکر آزادتر و فشار بدنی کمتر وجود دارد، در حالی که اینجا فشار ذهنی بیشتری دارد و تنها از حقوقی مشابه همان حقوق سربازان بهره میبریم.
اصلا توصیه نمیکنم. حتی برای نیروهای تازه کار. نیروی تازه کار بهتره جایی بره که بعد دوسال انقد تجربه کسب کرده باشه که بتونه با اعتماد به نفس کارش رو عوض کنه. شما بعد دو سال کار کردن تو این شرکت هیچی بهت اضافه نمی شه. شاید حقوق بهتری نسبت به بعضی شرکت ها بگیری ولی علاوه بر اینکه روح و روانت نابود میشه( البته اگه خودتون جز دسته نابودکنندگان نباشید!) بعد دو سال میشید یه نیروی صفر که دو سال هم سابقه کار داره و هیچی بلد نیست و پوینت منفی هم براتون به حساب میاد. اینجا بدرد کسی میخوره که فقط بخواد یه زندگی کارمندی داشته باشه و تا آخر عمرش تو این شرکت بمونه و هرچی هم بلا سرش آوردن خودش رو یجوری قانع کنه و بمونه.اگه پیشرفت براتون مهمه و نمیتونید تبعیض و بی احترامی و حاشیه رو تحمل کنید! تو هر لولی هستید به این شرکت نرید!
من در یکی از شرکت های زیر مجموعه گروه صنعتی گلرنگ کار کردم. در ابتدای امر که آزمایش گرونی دادم و بعد سفته مبلغ بالا گرفتن. در مصاحبه منابع انسانی هم حرف از بالای ۷ سال همکاری زدن. از همون اون شروع همکاری من یکنفر دواپس اونجا بود اما بعد ۲ ماه غیر مستقیم خبر رسید که دو نفر دواپس زیاده در واحد زیرساخت. بعد ۵ ماه هم به بهانه کمبود بودجه گروه صنعتی گلرنگ من رو تعدیل کردن. از همون اول هم علاقه ای به بازخورد گرفتن از کار فنی من نداشتن. در کل حواشی فوق العاده زیادتر از اصل کار فنی بود. طی ۱۱ سال تجربه فنی تلخ ترین و عجیب ترین تجربه کاری ام رو در این شرکت مسخره دیدم. و تابلو بود که کلی باند بازی و حاشیه و دورزدن پشت شرکت شون هست.
از اولین روزی که وارد این شرکت شدم، حس میکنم که همه داریم به یک هدف مشترک پیش میرویم. همه از نظرات هم دیدگانه بهره میبرند و این باعث شده تا تیمهای ما همیشه با هماهنگی بالایی کار کنند.یکی از خصوصیات خوب این شرکت اینه که همیشه از ایدههای جدید استقبال میشه و این انگیزه زیادی به افراد میده که خلاقانه فکر کنند و به بهترین شکل ممکن به رشد و پیشرفت شرکت کمک کنند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.