برای مدت کوتاهی به عنوان کارمند مخفی در این شرکت فعالیت کردم، اما نتیجه آن تجربه به هیچوجه رضایتبخش نبود. در طول ۱۳ روز بدون اجرای قرارداد رسمی، مأموریت من ارائه پیشنهادهای بهبود برای سازمان بود و با جمعآوری و تحلیل دادههای آماری درباره سیستمها و برنامههای بازاریابی، نتایجی را به دست آوردم که مقرر بود به بهبود فرآیندها کمک کند. پس از ارائه این گزارشها، شرکت به بهانه عدم پذیرش مسئولیت و نبود برچسبهای کافی برای موقعیت من اقدام به اخراج کرد. محیط کار در یک واحد مسکونی حدودا ۸۰ متری بود و بعدها متوجه شدم این شرکت به هیچ مجوزی از مراجع مربوطه مجهز نیست و نامی هم از شرکت در ورودی یا سر در دیده نمیشد. هیچ مبلغی به من پرداخت نشد و برخلاف وعدههای اولیه، قرارداد رسمی منعقد نشد و کار را به عنوان آزمایشی ارزیابی کرده و حقوقی هم پرداخت نشد. سه نفر از همکاران من در همان مدت نیز سه ماه پس از آغاز همکاری از شرکت جدا شدند. این تجربه برای سال ۹۸ ناامیدکننده بود و توصیه میکنم اگر قصد دارید با این شرکت همکاری کنید، حتما پیش از تصمیمگیری بهطور دقیق تحقیق و بررسی کنید تا از شرایط کاری مطمئن شوید. امیدوارم شرایط کار در آینده بهتر شود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
تا به حال تو هیچ شرکتی به این بدی کار نکرده بودم. بدترین تجربه کاری من بود. تا اون موقع تقریبا تو 7 شرکت مشابه کار کرده بودم ولی این شرکت واقعا با اختلاف از همه خسته تر و مضحک تر بود که در ادامه میگم چرا!! از اول شروع کنم که موقعی که مصاحبه کردم شنیدم که مدیرعامل گفت ” من یکبار کل نیروهای شرکت رو تعدیل کردم و دوباره از اول نیرو گرفتم” این حرف خیلی احمقانه به نظرم رسید اما وقتی وارد شرکت شدم فهمیدم این یک رواله. ساختار شرکت بینهایت داغونه در حدی که تیم های دولوپ بر اساس تکنولوژی هایی که کار میکنن نشستن نه بر اساس پروژه ها، همین باعث میشه اصلا نتونن با هم خوب کار کنن. معمولا هر ۳ ماه یک بار یه نظرسنجی از تیم ها میگیرن و بر اساس اون افراد رو تعدیل میکنن. برای همین افراد به هم دیگه نمره کم میدن که خودشون بالاتر برن(یاد برنامه بفرمایید شام میوفتم) هر اخر هفته هم یه جلسه کلی میذارن دور هم جمع میشن که مثلا با هم آشنا بشن و صحبت کنن. این جلسه هم همیشه تبدیل میشه به “کی بهتر بلده از مدیرعامل تعریف کنه ” هر کی قشنگ تر تعریف کنه موندگاریش تضمینه. مهم اینه که مدیریت رو باید تیزهوش، با درایت و قوی جلوه بدی!! این مورد هم بگم که موقع استخدام ۱۲ برابر حقوقتون ازتون سفته سفید امضا میگیرن و تا ۲ سال هم بهتون نمیدن. بیمه هم پایه وزارت کار رد رد میشه که بدجوری به ضررتون تموم میشه و سابقتون رو خراب میکنه هیچ مزایایی کار کردن تو این شرکت نداره و بیشتر ضرر داره ازجمله – پرت بودن مکان شرکت(تجریش) -عدم یادگیری -عدم وجود بیمه تکمیلی -امنیت شغلی پایین -عدم پرداخت به موقع حقوق -عدم تحویل قرارداد -عدم وجود اضافه کار حقوق ها همیشه باتاخیر پرداخت میشد مدیرعامل مجبور به گریه زاری جلو پرسنل میشد مجبور بود بهانه بیاره که پولمونو ندادن و ایشالا پرداخت میشه و از این حرفا !! البته جدیدا فکر میکنم به دلیل بی کفایتی مدیرعامل هیئت مدیره حذفش کرده و نفر جدیدی جایگزین کرده. منابع انسانی این شرکت بچه ها رو مجبور میکنه که برای شرکت نظرات مثبت منتشر کنن و یا ویدئویی از کمالات مدیر عزل شده منتشر میکنه تا بتونه وجه این شرکت رو بهتر کنه. این نظرات رو میتونین تو همین سایت ببینین!! ویدئو هم تو لینکدین شرکت هست. خلاصه اینکه از ۱ کیلومتری این شرکت رد نشین با کمی سرچ تو لینکدین میتونین بیشتر متوجه عمق فاجعه بشین.
آخرین تجربهام در نگین پردازش فردا بود، جایی که نقش من بعنوان برنامهنویس بکاند بود. استارتاپی که محصولات حرفهای و سطح بالایی داشت و هر دو تیم و همکارانش قابلیتهای فراوانی برای رشد نشان میدادند؛ با این وجود نیاز به صبر و پشتکار هم احساس میشد. مدیریت نسبتا خوبی وجود داشت و پرداخت حقوق به موقع انجام میشد. در اینجا بهعنوان کارآموز مشغول به کار شدم و در مدت سه ماه رشد قابل ملاحظهای داشتم. یکی از چالشهایی که برای من مطرح شد این بود که از شهر دیگری بهصورت ریموت کار میکردم اما در واقع کار حضوری بود و بهطور عملی تنها در زمانهایی با تیمهای دیگر ارتباط داشتم. با این حال چنین نکتهای بهعنوان مشکل بزرگ مطرح نمیشد. اگر قصد دارید اینجا استخدام شوید، به طرز خاصی به نکتهای توجه کنید: به علت تمرکز روی محصولات امنیتی، روند فروش مانند شرکتهای معمولی نیست و باید صبور باشید تا به نتایج برسید.
به مدت چند سالی که در این شرکت کار کردم از نظر من یکی بهترین تجربههای کاری من بود. مدیریت خوب مجموعه و همچنین توجه به یادگیری و پیشرفت یکی از برتریهای این شرکت با توجه به کوچک بودن و محدود بودن منابع شرکت بود. تیم فنی با توجه به محدودیتها سعی میکنه در بالاترین سطح دانش و همیشه بروز باشه و در این راستا زمان زیادی جهت آموزش نیروهای تازه و کارگاههای آموزشی میکنه که شخصا همیشه استفاده کردم. شما اگه آدم پر تلاشی باشید و یادگیری دوست داشته باشید این شرکت فوق العاده و حتی سمت مدیرعاملی هم میتونید ارتقا شغلی بدید اما اگه حقوق مفت میخواید و دو تا باگ پول ریکوست کنید صد درصد اینجا مناسب شما نیست!
ببینید اگر در سمت برنامه نویس با لول ۵ قبول شدید حواستون به تعهدی ک ازتون میگیرن باشه. چون تا ۳ سال باید باشی و گرنه دو تا پایه حقوق ب ازای هر سال کم میشه ازتون. همکارا و محیط شرکت عالیه پرداخت همیشه به موقع هست . هدیه سال نو و ... مزایای جالبی داره. البته میگن میانگین حقوقیش نسبت به جاهای دگ کمتره من که اوکی بودم. در کل تجربه خوبی میشه براتون. خیلی توقع نداشته باشید هر روز با یه تکنولوژی جدید کار کنین خیلی بستگی به گروهی داره که توش قبول شین. خیلی جاها رفع باگ اولویت هستش . در کل محیط امنیه. من توصیه م اینه اگر سابقه کار ندارید اول نیایید اینجا. چون حقیقا اگ یادگیری خیلی براتون مهم باشه یکم اذیت میشید. ولی برای تجربه دوم خوبه. ادمای خوبی داره حقیقتا:) طبیعتا تو بخش پشتیبانی و عملیات فشار کاری و استرس بیشتر هست. پس حواستون به این نکته ام باشه.
من تجربهای از یکی از کارهای سابقم دارم که با وجود وعدههای اولیه، فضای کار و قرارداد به شکل متفاوتی بود. در ابتدا گفتن که به مدت چند هفته آزمایشی میتونم قرارداد نهایی رو بگیرم و کل مسیر استخدام با سرعت پیش میره، اما در عمل هر خواستهای که داشتم طوری پاسخ داده میشد تا بعدا بتونن زیرش بزنن. مثلا صحبت از این بود که مدیریت باید با اضافهکاری من موافقت کنه، چون میگفتن کار زیاده و اضافهکاری اجتنابناپذیره؛ اما پس از دوسه هفته تا یک ماه به من اطلاع میدادن که مدیریت موافقت نکرده است. در همان روز اول اما سفتهای با مبلغ بالا از من میخواستن. روابط داخل شرکت گاه به گاه بیادبانه بود و رفتار مدیران شبیه کارمندهای یک مغازه میگشت تا اعضای تیم برنامهنویسی. هر مشکلی پیش میآمد، توهین شدیدی نسبت به شخصیت من میشد. اگر قرار بود اخراجی وجود داشته باشد، معمولا تا آخر ماه به من گفتن یا حقوق آخر ماه را نمیدادن. از جمعی که روز اول معرفی شدم، از بین ۱۲ نفر، بعد از دو هفته فقط چهار نفر باقی موندن.
به خاطر سبک و سیاق کارش مثل شرکتهای دولتی با جزییات پوشش و ظاهر خیلی گیر میدن، اما اگر این مسائل براتون مهم نیست و میتونید کنار بیاید، میتونه جای خوبی باشه چون برخورد عادلانهای دارن و حقوق رو بهموقع پرداخت میکنن و پاداش هم میدن. من یک سال اونجا بودم و تا اون موقع مدیر آیتی شرکت آقای سید مرتضی حسینی بودن؛ فردی خوب و بااخلاق بودن و بچهها هم همه حرفهای و خوشاخلاق بودند.
شرکت ژاکت را تجربه کردم و در نگاه اول فضای دوستانهای داشت؛ اما با ورود مدیر تازه اوضاع تغییر کرد. هر موضوعی را به سبک خودش ارزیابی میکند و از پیشفرضها و اصول مربوطه اطلاعی ندارد. اگر نکاتی که مطرح میکنید را توضیح بدهید، احتمالا به عنوان کارمندی که خیلی مطیع است معرفی میشوید، چون او خواستار پاسخ منبهی است که همواره همانقدر که گفتند، پذیرنده باشد. رفتار تحقیرآمیز و تخریبآمیز و به کارگیری ادبیات توهینآمیز موجب ناامیدکننده شدن فضای کار میشود. تصمیمات او اغلب هیجانی است و مدتی بعد آنچه گفته بود را فراموش میکند، بنابراین اگر قصد کار در این شرکت را دارید باید تمامی گفتوگوهای با مدیران را به طور دقیق مستندسازی کنید تا در آینده قابل استناد باشند.
به نظر من شرکت فرینابین در موقعیتهای مختلف با چالشهای مدیریتی روبهرو بود و این مسائل تأثیر زیادی روی عملکرد تیمها میگذاشت. اغلب همکاران باانگیزه و حرفهای به نظر میرسیدند. با نبود مدیر فنی در ابتدا، کارها دچار دشواریهایی میشد اما مدتی بعد فردی به عنوان مدیر فنی معرفی شد که دارای مهارتهای فنی خوبی بود، هرچند در برقراری ارتباط ضعف داشت که برای این پوزیشن بحرانی است. گفتن اینکه همه کارها قابل انجام نیستند هم از طرف مدیر فنی سابق رایج بود، اما تیم فنی توانمند عمل میکرد. تیم مارکتینگ مدتی طولانی بدون سرپرست بود و مدیری با دانش لازم بهخاطر کمبود تجربه، صرفا ایده میداد. پس از جذب تیم مارکتینگ جدید، کارها بهبود یافت. پشتیبانی کاستیهایی داشت و بهطور حرفهای عمل نمیکرد. تیم پروداکت با وجود تلاش، از سمت مدیریت به بنبست میخورد یا دیده نمیشد و همین امر سبب ترک تعدادی از اعضا شد. طراحی دیزاین کارآمد بود. منابع انسانی صرفا با گفتن جملات ساده به مدیریت پاسخ میداد و به نظر میرسید که مدیران به دنبال فردی با زبانبازی و جذابیت بیشتر هستند. در کل، اگر زمان زیادی برای توسعه و گسترش درخت چنار صرف میکردند، نتیجهای فراتر از این به دست نمیآمد.
من زمانی به حامی سیستم پیوستم که در دوران اوج پیک کاری خودش بود که به محض اضافه شدنم به مجموعه وارد جریانات کاری شدم. یه نکتهی خیلی عالی در رابطه با حامی سیستم که میتونم بگم اینه که شرایط برای یادگیری خیلی مناسبه، بنده خودم اوایل با یک پوزیشن شغلی وارد حامی سیستم شدم و در حامی علاقه به یه پوزیشن شغلی دیگه پیدا کردم و دقیقاً جمله ای که از مدیر عامل وقت شنیدم در رابطه با اعتراض من به یک سری روالهای یکی از تیمها این بود «این گوی و این میدان، اختیارات از ما اجرا از شما». و الان دارم از حامی خداحافظی میکنم و دارم این نظر رو راجع بهش مینویسم، نمیگم شرکت عالی و بی عیب و نقصی هستش ولی میگم شرکتیه که وقتی برای من یه مشکل خانوادگی پیش اومده بود مدیر منابع انسانی شخصاً با من تماس گرفتن و اعلام آمادگی کردن برای کمک (جدا از اینکه همه جوره با مرخصی و نادیده گرفتن بی نظمی ها ازم پشتیبانی کردند.)
شنیدن تجربه کار در یکی از معتبرترین شرکتهای ایران را داشتم، با یک مجموعه وسیعی از فناوریها و همکاران حرفهای. به دلیل شیوع کرونا وارد محیط کار از راه دور شدم و از همان ابتدا فضای داخل شرکت را از نزدیک تجربه نکردم، اما روند کارها همواره منظم و منسجم بوده و اکثر کارها به صورت خانگی انجام میشود. فشار کاری چندان بالا نیست و بازخوردها و پیشنهادهای همکاران با استقبال خوبی روبهرو میشود؛ برخوردها همواره دوستانه و حرفهای است و فضای یادگیری خیلی فراوان است. اما نکته منفی اینکه برخی کارها به قدری دارای بروکراسی هستند که ارتباط با تیمهای دیگر مجموعه را دشوار میکنند و ارزش انجام دادن آنها را پایین میآورند، نشاندهنده فاصله قابل توجه بین تیمها است. جلسات گاهی آنقدر طولانی میشوند که ممکن است چند ساعتی طول بکشد و به خاطر وسعت پروژه، ترس از اشتباه کردن زیاد است، هرچند تا اندازهای با حمایت تیم کنترل کیفیت (QA) مدیریت میشود.
برای من شرکت ویستا سامانه آسا، واقعا تجربهای پر از نکتههای متضاد بود. در واقع این مجموعه پشتیبانی کارگزاری آگاه بهحساب میآید و بخش اصلیاش حوزه فناوری اطلاعات است، از نرمافزار تا زیرساختهای مرتبط با کارگزاری. یکی از اتفاقات معروف که رسانهای شد و به خاطرش خیلیها مطلع شدند، از دست رفتن دسترسی دیتابیسهای کارگزاری به مدت دو روز بود؛ و این موضوع نشان میدهد چقدر مدیریت نامناسب میتواند به چنین فاجعهای منجر شود. نحوه تجربه من در آسا تا حد زیادی به تیمی که در آن کار میکردم بستگی داشت. اکثر تیمها مدیران نسبتا خوبی داشتند، اما برخی تیمها با مدیران ضعیف مواجه بودند و فضا را مانند پادگان فرض میکردند. یکی از این تیمها تیم زیرساخت و امنیت بود که مدیرش طی مدت زمانی، نیروهای زیادی را تغییر داد. به طور کلی فضای یادگیری و تجربه برای من فراهم بود، چون اکثر افراد جذبشده junior بودند. اما نکتهای که خیلی اذیتم کرد رفتار با بخش منابع انسانی بود. اگر از همان برخورد اولیه شخصیت و رفتار سختگیرانهشان را نمیدیدم، به مرور متوجه میشدم که واقعا چه رویکردی دارند. معمولا دروغهای گوناگونی در خصوص ساعات کاری میشنیدیم؛ بهخصوص اینکه اضافهکاری را بر مبنای پایه حقوق وزارت کار محاسبه میکردند. برای مثال اگر حقوق ثابت شما پنج میلیون باشد و پایه وزارت کار ۱٬۹۰۰ باشد، اضافهکاری روی آن پایه محاسبه میشد و عموما از حق واقعی شما کمتر بود. نکته دیگر این بود که حقوق به دو بخش واریز میشد: بخشی مستقیم به کارت و بخشی دیگر به عنوان کارت هدیه که پیامک مربوطه نمیآمد و باید برای هر ماه از طریق عابر بانک پیگیری میکردیم؛ خیلیها این موضوع را بهخاطر فرار مالیاتی میدانند. در زمینه ساعات کاری هم با صداقت زیادی برخورد نمیشد و دقیقا به ما نگفتند که پنجشنبهها هم شیفت داریم یا نه. قراردادها خیلی دیر امضا میشدند؛ گاهی ممکن بود six ماه طول بکشد و در همان ابتدای کار NDA امضا میکردند. بهطور کلی کمبود رضایت از مدیر منابع انسانی وجود داشت و اغلب نگاهمان به مدیریت ارشد محدود میشد. امکان ملاقات با مدیرعامل وجود داشت، اما برای رسیدن به او باید از منشی شرکت که به عنوان نیروهای منابع انسانی همیار همکاری میکرد، مراحل هماهنگی را طی میکردیم. در نتیجه، ابتدا شما را به مدیر منابع انسانی ارجاع میدادند. همچنین شرکت نسبت به نیروهای قدیمی تر، به صورت تاکتیکی رفتار میکرد و گاه با آنها سروصدای حقوقی داشتند و حتی رفتارهای توهینآمیزی هم گزارش میشد. یکی از اختلافات هم مربوط به کولر بود؛ ساختمان کولر مرکزی داشت اما اتاقها کولرهای جداگانه هم داشتند و با روشنشدن همزمان، کارمندان مجبور میشدند با لباسهای گرم بنشینند. اگر بخواهم از نکات مثبت شرکت صحبت کنم، میتوانم به تغذیه مناسب اشاره کنم: صبحانه، میان وعده و ناهار رایگان بود و حقوقها همیشه اول ماه پرداخت میشد. اضافهکاری هم انجام میشد و در کنار آن میز فوتبال دستی هم وجود داشت تا در زمان استراحت استفاده کنیم.
شرکت داپ اپ (درنیکا اندیشه پرهام) را تجربه کردم، جایی که به خاطر حواشی و مسائل داخلی من و چند نفر دیگر پیش از من این سمت را ترک کردیم. اضافهکاری وجود نداره و اگر تا ساعت نه و سی دقیقه بیایید، بین همان روز، اگر تا بیست و یک ثانیه بیایید سه دقیقه جریمه میشدید، برای مثال ضرب در سه میشد ۳۱ ضربدر ۳. حقوق هم پایینتر از میانگین بازار بود. از نظر ظاهری با روال اسکرام پیش میرفتند، اما وظایف جانبی آنقدر زیاد بود که وظیفه اصلی همچنان بدون تکلیف باقی میماند.
من حدود سه ماه در این شرکت کار کردم و باید بگم که نکات منفی زیادی وجود داره: - سیاست های اشتباه مدیرعامل که احتمالا باعث فروپاشی شرکت خواهد شد - با نیرو ها مثل برده رفتار می کنند! - هرگونه اقدام شما برای تلطیف فضای کاری و شادی و استراحت معقول از دید مدیر فنی به "بی مسولیتی و بی تفاوتی" تعبیر میشه!! - هر رقمی که توافق کنید قرار بر این میشه که یک سوم اون رو در قالب کارانه به شما پرداخت کنند ولی طبق تجربه ی من اگر از شما خوششون نیاد!! پرداختی هم صورت نمی گیره! و عملا شما با یک پایه حقوق پایین براشون کار می کنید و مدام چشم انتظار مابقی مبلغ خواهید بود که من شخصا از خیرش گذشتم!! - تکنولوژی های خوبی استفاده می شه ولی مدیر فنی دید سلیقه ای و نه لزوما صحیحش رو به شما تحمیل می کنه! در نتیجه مدام شما رو درگیر ریفکتور های بیهوده می کنه و از دولوپ باز داشته می شید و کار جلو نمیره. - مدام در حال وصله پینه کردن کد ها هستید چون مدیر عامل قراره دمو بدهند و فاند جذب کنند. - وعده و وعید های دروغین که اصلا با اسم شرکت هماهنگ نیست!!
متوجه شدم رفتار مدیریت شرکت خیلی خام است و فرهنگ توسعه نرمافزار در آنجا وجود ندارد. پروژهها بزرگ به نظر میرسند اما از فناوریهای بهروز استفاده نمیشود و این برای من جذابیتی ندارد. در حال حاضر در آبان سال ۹۹ هستیم اما بیمههای اسفند، اردیبهشت و مهر هنوز تصدیق نشدهاند. حقوق همواره با تأخیر زیاد پرداخت میشود و حقوق مهر هنوز پرداخت نشده و هر بار پیگیریها میگویند که مشخص نیست. به طور کلی در هیچ وضعیت و شرایطی پاسخگو نیستند و اغلب مسائل را به تأخیر میاندازند. بیشتر همکاران پس از چند ماه کار رفتند و اکثرا در حال ارسال رزومه برای شرکتهای دیگر هستند. برای نگهداشتن نیروها تلاشی نمیشود و هیچ فردی در شرکت آیندهای ندارد.
قبل از من، دوتا از دوستام تجربه کار توی علی بابا رو داشتن و هر دو با ناراحتی اونجا رو ترک کرده بودن و من همیشه فکر میکردم که این اتفاقی هست، اما بعدها متوجه شدم آدم های زیادی علی بابا رو با ناراحتی ترک میکنن و این شرکت به طور عموم کسی رو زخم نکرده رها نمی کنه. تجربه ی من میگه آدمها توی علی بابا دو دسته هستن: آدم هایی که اومدن اونجا که کار کنن و آدم هایی که اومدن کار نکن. آدمهایی که اومدن کار کنن (فارغ از اینکه سمت شون چیه) غالبا سرنوشت های مشابه دارن: یا زیر فشارکاری بی مورد علی بابا له میشن و یا توی درگیری این مدیر با اون یکی اخراج و تعدیل منتظرشون ه و عاقبت بعد از ۶ماه یا ۱سال علی بابا رو با کوله باری از ناراحتی و خشم و حس ضررکردگی ترک میکنن. آدم هایی که اومدن کار نکنن اما اوضاع بهتری دارن، چون مشخصا وقتی شما کار نمی کنی باید حاشیه درست کنی و متاسفانه به آدمهای این مدلی توی علی بابا بهای زیادی داده میشه و تا دلتون بخواد بهشون ارزش داده میشه و حقوق های بالا میگیرن. حواشی بی پایانی که توی علی بابا هست و جز جدایی ناپذیری از علی بابا شده غالبا ناشی از رفتارهای متناقض گردانندگان مجموعه ست و نهایتا هم دودش به چشم خودشون میره و همین حواشی نیروهایی رو از سازمان میگیره که جایگزین کردندشون خیلی سخته. از جمله این حواشی که منو به شخصه خیلی خیلی اذیت کرد پرداخت حقوق های ناعادلانه بود. یهو متوجه اختلاف حقوقی ۲برابری بین خودت و همکارت که دوتا میز اونطرف تر میشینه میشدی!!! کسی که از نظر تخصص با تو تفاوت خاصی نداره !!! و البته حجم کاری که بی نهایت کمتری از تو داره!!! و این موضوع که داره دو برابر تو هر ماه دریافت میکنه واقعا اذیت کننده ست. توی علی بابا مدیر های سطح بالا حتی حقوق های ۳رقمی دریافت میکنن و اختلاف ش با برگ های مجموعه (کسانی که در واقع دارن کارها رو اونا انجام میدن) واقعا ناراحت کننده ست. شخصا معتقدم اگه میزان دریافتی های کارکنان علی بابا لو بره کلن سیستم شون از هم میپاشه و خیلی ها اونجا رو ترک خواهند کرد. علی بابا ظاهر شیک و قشنگی داره و حرف های شیکی هم میزنه، ادبیات راهبری!!! فلت آفیس (flat office)!!! ما یک خانواده ایم!!! جلسات جامعیت پذیری!!! اینا چیزایی هستد که توی ۳ماهه اول کارتون توی علی بابا خیلی ب چشمتون میآد. ادبیات راهبری که ابزاری بود برای بستن دهن کسی که بهش بدی شده، حق ش رو ندادن. مثلن بهشون میگفتی "آقا شما با من شفاف نبودین" بهت میگفتن: "برو ببین کجا خودت شفاف نیستی که توی ما عدم شفافیت میبینی"!!! راجع به داستان فلت آفیس هم همینقدر بهتون بگم که اومدن خودشون جلسات اسکیپ لول گذاشتن که نیروها بتونن با مدیرهایی یک سطح بالاتر از مدیر خودشون صحبت کنن!!! جالب تر از این دیگ نمیشه فلت آفیس رو اجرا کرد! فلت آفیس از نظر اینا این بود که مدیر عامل مجموعه بیآد کنار تو بشینه و دفتر مشخصی نداشته باشه. نتیجه جمله "ما یک خانواده ایم " رو هم انتهای سال ۹۸ کاملن نشون دادن و توی ۲ مرحله (مرحله اول در سکوت انجام شد) نزدیک ۲۳۰نفر رو از علی بابا تعدیل کردن. خانواده اعضاش رو دور نمیریزه!!! خانواده بودن کارمندان یک ارگان اقتصادی عوام فریبی ه! یکی از چیزهایی که از بعد از استعفا از علی بابا و ملحق شدن به یک مجموعه دیگه خیلی به چشمم می اومد آرامش فکری بود. علی بابا همه آرامش ت رو میگیره و یک مشت توهمات بهت میده. اگه می خوای واقعا کار کنی و دنبال پیشرفت شخصی ت هستی و می خوای تاثیری بزاری و وقت ت بهدر نره و حواشی و ناعدالتی اذیت نکنه واقعا بهت توصیه میکنم از رفتن به علی بابا منصرف بشی.
شرکت ژاکت برای من تجربهای بود پر از فشار و کمبود آزادی عمل، جایی که احساس میکردم باید با حداقل حقوق و حداکثر زمان کار کنم و هر درخواست اضافهکاری به طور قطع رد میشد. در هر ساعتی از شبانهروز و چه تعطیل باشد و چه نباشد، با کار کردن مانند رباتها برخورد میکردند و از انگیزه دادن به کارکنان خبری نبود. افراد به سرعت جای خود را تغییر میدادند و این تغییرات مداوم نشان از نارضایتی تیم بود. برخی از مدیران با سابقهای طولانی در ردههای مدیریتی، بدون داشتن دانش کافی در هر بخش، در جزئیات کارها دخالت میکردند و این مداخله بیرویه باعث میشد استقلال عمل وجود نداشته باشد و هیچ آزادی عملی در تصمیمگیری احساس نشود. با وجود امکاناتی برای یادگیری و امکان پیشرفت، این مسیر نیازمند از دست دادن بخش مهمی از زندگی شخصی بود و باید برای آن مقدار قابل توجهی از زمان و انرژی را قربانی کرد.
در این شرکت جو دوستانه و صمیمی حاکمه و در نتیجه همدلی و ارتباط میان تیمها خیلی خوبه. فرصتهای زیادی برای یادگیری و پیشرفت وجود داره و برخلاف برخی شرکتهای سنتی، اینجا از سقفهای بالا برای بیان نظرها و درخواستها اجازه میدهند. تیم فنی منسجم و با توان بالا هستند، هرچند گاهی برخی افراد با کمبود تجربه ممکنه برای کار گروهی مشکلی ایجاد کنند. فضا برای مطرح کردن دیدگاهها و بازخوردها بازه و گفتگو همواره پذیرفته میشود.
خواب و واقعیت اینجا همسو نیستند و من در این شرکت با ترکیبی از فرصتها و چالشها مواجه شدم. در توضیح تجربه، جایگاهی امن برای شروع کار برای کسانی است که تجربه کاری کمی دارند و به دنبال آزمون و خطای اولیه هستند، مثل برنامه نویس، مدیر پروژه یا مدیر فنی یا حتی اسکرام مستر. امنیت شغلی نسبتا خوب است و اگر ماه اول حقوقی مشخص هست، این نکته آرامبخش میشود. اگر قصد راهاندازی کسبوکار شخصی دارید و میخواهید تا رسیدن به درآمد اصلی، منبع درآمدی پایداری داشته باشید، اینجا میتواند نقش آب باریکهای را ایفا کند. همچنین اگر به دنبال تعادل بالا بین کار و زندگی هستید و دوست دارید در ساعات کاری به بازارها یا معاملات سهام، ارز و ملک بپردازید، این موقعیت به تجربه شما در برخورد با حجم بالای اطلاعات این حوزه نیز میانجامد. اما نقاط منفی هم وجود دارد. از نظر من مدیریت در حداقل ممکن وجود دارد و در عمل به چشم نمیآید. تیم فنی سطح بالادستی و نظارتی نسبتا ضدتکنولوژی است؛ فناوریهای چالشبرانگیز و غیرروال عادت کارکرد را پیچیده میکند و زمانبر است. فرآیندها نسبتا غیرشفافاند و ارتقاءها به صورت سلیقهای انجام میشود. بهعنوان مدیر پروژه، نقش تخریبکننده برای تیم فنی هم دیده میشود. با وجود تجربهی بالای دو سال، افراد فنی اغلب از آخرین فناوریهای روز فاصله دارند و بهروز نیستند. فضای کاری کاملا ایزوله است؛ دسترسی به کامپیوتر محدود است و اینترنت روزانه فقط مقدار کمی اجازه دارد؛ اعتراض معمولا با اتهام بیسوادی پاسخ داده میشود. دسترسی به محیط تولید (Production) وجود ندارد و تنها برنامههای مشخص شرکت روی دستگاه قابل استفادهاند. سطح کاغذبازی بالا است و اخیرا برای مرخصیهای ساعتی از طریق سیستم کامپیوتری، برگهای که قبلا باید امضا شود، جایگزین شده است و برای گرفتن مرخصی باید مراحل اداری قدیمی انجام شود. برای چه کسانی این تجربه مناسب است؟ افرادی که در ابتدای مسیر کار هستند و به دنبال یک جریان درآمدی جانبیاند تا کار اصلی به ثمر برسد، متناسب با طرز تفکر اکثریت اعضای شرکت. اگر به دنبال ارتقای حرفهای نیستید، یا اگر سیاستمداری و توانایی نمایش شرایط را دارید تا بتوانید اوضاع را به نحوی دیگر جلوه دهید، خوارزمی میتواند گزینهای مناسب باشد. همچنین اگر هدف شما یادگیری «نمایشگری» و رفتارهای Show Off است، اینجا میتواند تجربهای آموزنده باشد. با این حال نباید فراموش کرد که طیف افراد در مجموعه گسترده است و تجارب مختلفی وجود دارد.
به شرکت بیاموز رفتم و تجربهام به عنوان یک توسعهدهنده وب بود. از همان جلسه مصاحبه واضح بود که با تیمی حرفهای روبهرو هستم و جو همکارانهای کنار هم داشتند. کسانی که به دنبال پیشرفت هستند، واقعا میتوانند در این محیط رشد کنند و حس همکاری با همکاران را تجربه میکنند. حجم کار نسبتا بالا است، اما با برنامهریزی دقیق وظایف به شکل مشخص تعیین میشود. حقوق پرداختی متوسط بود، هم نه خیلی زیاد و هم خیلی کم؛ همیشه و به موقع پرداخت میشد. فضای کاری و تجهیزاتی که در اختیار میگذارند هم خوب هستند و ارتباط مدیران با نیروها کاملا دوستانه و صمیمی است.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.