برای من حضور در این شرکت با وجود تظاهر به موفقیت، واقعا ناامیدکننده بود. دو-سه نفر از مشاوران نفوذ زیادی روی آقای خلیلی داشتند و در نتیجه ماهیت و هدف کلی مجموعه را زیر سوال میبردند. آن قدر تخریب شرکتهای مختلف، کارشکنی، زیرآبزدن و حذف نیروهای متخصص در شرکتهای طرف قرارداد دیدم که وجدانم اجازه ادامه همکاری با ۲۱ را نمیداد. زد و بند و نمایش ظاهرسازی بخشی از روال همیشگی این شرکت است و تلاششان این است که جای پای خودشان را با ورود منابع انسانی مطیع به داخل مجموعهها محکم کنند و آنها را به خودشان وابسته سازند. به علاوه، دیتای شرکتها را دستاورد اصلی خود میدانند و از همانها برای رزومه کارهای آینده استفاده میکنند. از دید من، بزرگترین اشتباه، قرارداد با این شرکت و با گروه دروغگو و متظاهر است. در نهایت فقط چند جلد پرونده اجرایی کپیشده و تعدادی فایل PDF میماند که ارزشی اضافه نمیآورد و احتمالا اگر بهکل خراب نشوید، همین هم بس است.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من از وضعیت مدیریت مجموعه ناراضیام و باور دارم که اعضای مدیریتی واقعا به تشخیص مناسب بودن شخص برای سمت خود اهمیت نمیدهند. اینجا مشکل این است که فردی با شخصیت ضعیف و هولزده به عنوان مدیر واحد انتخاب شده و این موضوع برای تمام پرسنل زن محسوس است؛ چرا که باهاش ارتباط برقرار کردن به نحوی لازم میشود و او رفتارهای ناپسندی از خود نشان میدهد. ای کاش مدیری با درک و شجاعت وجود داشت که بتواند با صراحت با موارد مختلف برخورد کند و مسیر بهبود را نشان بدهد.
در مصاحبه اول با مسئول IT، رفتار حرفهای و احترام قابل توجهی دیدم که حس آرامش را در کنارشان به وجود میآورد؛ احساس میکردم از برخوردشان واقعا خوشحال هستم. اما نکتهای که برایم اهمیت داشت، وجود تضمین مالی بود که وقتی پرسیدم، پاسخشان این بود که چنین چیزی ندارند و من با همان فرض پیش رفتم. در مصاحبه دوم خانمی از واحد منابع انسانی حضور داشت که هیچ سوالی از من نپرسید و فقط تمایل داشت با من دیدار داشته باشد و رفتارش هم خوب بود. پس از آن به من فرم معرفی نامه دادند تا به دفترخانه مراجعه کنم و تعهد رسمی به همراه ضامن بدهیم؛ در آنجا هم من و هم ضامن متعهد میشویم که در صورت بروز مشکل محضر میتواند از سفته صد میلیونی علیه هر دو استفاده کند. متن قرارداد و تعهد محضری دارای بندهایی بود که با خواندنشان تعجب فوقالعادهای ایجاد میشد و بهطور کلْ حالت بیحاصل کار به من دست میداد. وقتی برای توضیح دلیل وجود چنین مواردی اعتراض کردم، به بخش حقوقی شرکت ارجاع داده شدم که پاسخهایی بیربط و غیرفنی شنیدم؛ نهایتا گفتند اگر میخواهی با ما همکاری کنی باید این تعهدات را بپذیری، اما من ناگفته باقی ماندم و تصمیم گرفتم از کار کنار بکشم. چند روز بعد تماسهای زیادی از سازمان برقرار شد و توضیح دادم که چرا نمیتوانم به قراردادها پایبند باشم. در یکی از تماسها فردی که روایت ماجرا را بهطور کامل نمیدانست، پیگیر حل مسئله شد و من گفتم که مشکل اصلی از قرارداد است و به خاطر همین نمیتوانم قرارداد را امضا کنم؛ او هم تلاشی برای توضیح داشت اما به نظر میرسید تجربهای کامل از متن قرارداد ندارد. در اواسط مکالمه، با لحنی تلمیحآمیز گفتند که شرکت ما خوب است و تلاش میکنند شرایط را مناسب نشان دهند، اما روشن بود که تلاش میکنند دوباره به کار جذب شوند. در نهایت به من تأکید شد که اگر آن قرارداد را دقیقا بخوانی، متوجه میشوی که حتی بعد از ترک شرکت نیز تعهدات محضری چه پیامدهایی دارد.
دو جلسه برای کارشناس پشتیبانی نرمافزار در شرکت توسنتکنو شرکت کردم. افتتاحیه جلسه اول با حضور مدیر واحد بود؛ فضا بهظاهر عادی بود اما از همان لحظه تا پایان مصاحبه، رفتار مدیر واحد و فضایی که ایجاد شده بود را نمیشد نادیده گرفت. او در کنار توضیح شرایط کار، مدام از حال و هوای آنجا و از مدیر IT صحبت میکرد و به نظر میرسید قصد داشت جو جلسه را تیره کند. همچنین در همان جلسه، برای توضیح دادن سوالاتی که قرار بود در جلسه بعد پرسیده شود، با شدتی خاص به من پاسخها را میگفت؛ به گونهای که تصور میشد بخشی از قصد او خالی کردن انرژی من است. در جلسه دوم با چهار مصاحبهکننده روبهرو شدم. یکی یکی از دیگری شدیدتر و ناخوشایندتر بودند. همان خانمی که در جلسه اول با آن مواجه شده بودم، دائما سرش روی لپتاپ بود و با لبخند کمرنگی نگاه میکرد. یک خانم دیگر از واحد منابع انسانی هم سوالاتی بیربط میپرسید و فردی که تا حدی وضعیت طبیعیتری داشت، به طور فنی سوالات را مطرح میکرد و مدیر IT که نسبتا سختگیر و جدی بود، بهطور مداوم حواسش به پیامهای گوشی بود. در طول جلسه، او گاهی به گوشی و اینستاگرام نگاه میکرد، گاهی صدای پخش کلیپهایی که میدید بهطور ناگهانی پخش میشد و مرتبا از مصاحبهکنندگان جدا میشد تا دوباره برگردد و سوال پرسید. با سوالاتش سعی میکرد آرامشم را به هم بزند و برایم دلایلی میآورد که باعث میشد به اعتماد بهنفس خودم شک کنم و به گزینههای دیگر فکر کنم. در پایان گفتند نتیجه مصاحبه از طریق ایمیل اعلام میشود. به ساعات مقرر اعتقادی ندارند و در هر دو جلسه من سر تاریخ مشخصی حاضر شدم اما احساس میکردم همیشه باید منتظر اتفاقی باشم؛ در نهایت هم تنها تماشاگر دیوارهای اطراف بودم و زمان را از دست میدادم.
این شرکت در زمینه توسعهی نرمافزار فعالیت داره. یکی از تجربههای مثبت من در این شرکت، همکاری با همکارای متخصص و پرانرژی هست. درسته شرکت بزرگ نیست. ولی تیم خوبی داره و محیط صمیمی ای هم داره.
داناپرداز جایی که هیچ تاکید میکنم هیچ ارزشی برای نیروی انسانی قائل نیست و رفتار مدیران تنها چیزی که در شما ایجاد میکنه حس برده داریه. مدیران هیچ اعتقادی به تیم سازی ندارند و همگی گویی در رقابتن تا هر کدوم بیشتر به چشم مدیرعامل بیان حتی به قیمت زیرپا گذاشتن کارشناسان تحت مدیریتشون خبری از پیشرفت کاری در دانا نیست... خبری از پاداش عملکرد، بیمه تکمیلی مناسب نیست... تو مصاحبه ادعا میکنن به موقع حقوق میدن و به موقعشون در کار میشه ۶ تا ۱۰ ماه! خدا نکنه بخوای مرخصی بری، تا نمیری بهت مرخصی نمیدن... محیط فوق العاده سنگین و پر تنش! خلاصه کلام اگر کار اولی و بیسابقه هستید برای شروع، کسب تجربه دووم بیاری تا ۱ سال شاید بد نباشه، اونم به امید رهایی البته! راستی اینم بگم تا دلتون بخواد ورود و خروج نیرو دارن بدون اینکه این میزان نارضایتی براشون مهم باشه... داناپرداز شبیه کابوسه...
بعد از پنج سال همکاری با شرکت ادصاب، تجربه من از فضای کاری صمیمی و شرایط مساعدی که وجود دارد همیشه برایم دلنشین بوده و امیدوارم فضایی که برای آموزش پرسنل فراهم شده، گسترش پیدا کند تا همه احساس پیشرفت را تجربه کنند. واقعا پیشنهاد میکنم هرکس که به کار با این شرکت فکر میکند، یکبار بیاید و از نزدیک حال و هوای کار را ببیند. به نظر میرسد برخی از نظراتی که درباره ادصاب مطرح میشود، علاوه بر اینکه با دلایلی مختلف بیان میشود، گاهی همراه با توهین است و امیدوارم در آینده آرامش بیشتری حاکم شود.
به جرات میگم باید صبح و ظهر و شب برای کارمندای مفت بری که تا عصر درحال لاس زدنن و 5تا 10 شب تازه کار میکنن.باید 3نوبت داروی بیماران سادیسمی رو در سازمان پخش کنند پر از افرادی که واقعا از هر لحاظ هیچ اند ولی عاشق تحقیر و توهین و زیر اب زنی و حرف بردن و اوردن هستند.کار کردن درجه 10000 هم براشون نیست خوشند پول در میارن...اینا بعدا باید خرج درمون خودت بکنی چون جز سداد جایی امثال شمارو راه نمیدن
از بدترین شرکتهایی بود که کار کردم. یه محیط بشدت بی نظم و کارها بشدت پراکنده. چه مدیرعامل چه معاون و چه مدیرفنی، ممکنه بهت کار بدن و هیچ سلسله مراتبی نداره. سفته سنگین ازت میگیرن. بشدت بهت بی احترامی میکنن. مهم نیست چند سالته، مهم اینه اون شخص مدیر عامل باید عصبانیتش سرت خالی کنه. ممکنه به هر دلیلی که قصد ادامه نداشته باشی. طلبت بهت ندن که من تجربه کردم و حقوق ۲ ماه پاره وقت کار کردنم رو کلا ندادن و هزار تا بهانه جور کردن که این کارشون توجیه کنن. وقتی توی اون محیط هستی به وضوح میبینی که افراد زیرآب همو میزنن و هرکی واسه خودش تیم پچ پچ کردن داره. کاملا مشهود به افراد توهین میکنن و سرشون داد میزنن و مهم نیست اون لحظه چند نفر اونجا حضور دارن.
با ناراحتی فراوان باید بگویم که کاریزما، که قرار بود یک شرکت خصوصی پیشرو باشد، بیشتر به نهادی دولتی مانند شهرداری یا اداره آب شباهت دارد. اینجا، هیچ پروژهای واقعبینانه و با رویکرد تجاری تعریف نمیشود؛ همه چیز در حد خیال و رویاست. وقتی به بالاتر نگاه میکنید، میبینید که همه چیز بر اساس سفارش و روابط شخصی پیش میرود و خبری از شایستهسالاری نیست. قوانین کاری که باید به بهبود فضای کاری کمک کنند، به جای آن به شوخی تبدیل شدهاند. حتی میتوانید از نوع کامنتهای منابع انسانی بفهمید که چه فرهنگ کاریای در اینجا حاکم است.
من یک مدت کوتاه در این شرکت کار کردم کلا عمر مفید افراد در این شرکت معمولا کمتر از یکسال هست آنقدر فشار روحی و روانی بالاست که اصلا کسی نمیتونه بیشتر از یکسال بماند در کل آدم های باسوادی نداره معمولا کسی که بتونه مخفی کاری کنه رو نگه میدارن یعنی هر چقدر بتونی شرایط افتضاح کارخانه و غیره را پوشش بدی که مالک اصلی شرکت متوجه نشه دوام کاری بیشتری داری چون برادر مدیر عامل این رو میخواد و در غیر اینصورت باهات به بدترین بدترین بدترین شکل ممکن برخورد میکنه و اینکه بی نظمی و بی دانشی موج میزند کاملا غیر حرفه ای هستند و تبلیغاتشون هم صرفه تبلیغه و کلا از لحاظ کیفی صفرند. انقدر از لحاظ منابع انسانی ضعیفند که سعی میکنند تو اینستا به دروغ تبلیغات در حوزه نیرو و اهمیت نیرو بکنند که اینها رو پوشش بدن ولی واقعیت این هست که خیلی ضعیف هستند همه اینها هم ریشه در مدیران ضعیف وبی کفایت داره شما تصور بکنه مدیر اسم نمیارم کدام بخش که مشخص میشه که کدام بنده خدا بوده با کلی ادعا سی دی آموزش اکسل سفارش میده میشینه تو شرکت فیلمهای اکسل میبینه به هزینه شرکت
برای من اتفاق افتاده که در تیم یار کار میکردم و اکنون میخواهم نتیجه را با زبان خودم بازگو کنم. تجربه من با شرکتهایی که مدیرعامل یا مالک اصلیشان ایران نیست و وظایف را به دیگران واگذار میکنند همسو بود. در نیمه دوم سال هزار و چهارب دو، فروش را بیش از شش ماه متوقف کردهاند تا شاید بازار خارج از کشور به کمک شود و پس از آن نیز تقریبا نیمی از کارکنان را تعدیل کردهاند؛ در عین حال سعی میکنند کارکنان ارزانتر را حفظ کنند. من فکر میکنم این محیط نمیتواند مکانی مناسب برای کار باشد. بعد از سیزده سال تجربه، چنین تغییراتی به نظر من قابل قبول نیست. این شرکت استارتآپ نیست که با تغییرات رادیکال بتوان آنها را توجیه کرد؛ ضمن این که بسیاری از راهحلهای خوب مسئولان بالادستی را نپذیرفتند و زیر بارش نرفتند تا به این نقطه برسد تیم یار. قضاوت با شماست.
من حدود 1 ماهه با این شرکت همکاری دارم. شنیدم که شرکت قبلا مشکلات زیادی داشته و من هم اول تردید داشتم که باهاشون همکاری کنم. ولی چون جایی پیدا نکردم باهاشون شروع به کار کردم. و الان خیلی راضی ام. شرکت خیلی بزرگ نیست و کوچیکه ولی تیم چابکی داره . محصولات جالبی هم داره. مشکلات پرداخت هم نداره و همه چی حداقل تا الان مرتب بوده
سلام من در این شرکت مدت سه سال کار کردم که خیلی شرکت مزخرف شده است کار های به موقع انجام نمی دهند بعد مثل آدم توافق های صحبت می کند که نگار علمای بزرگان هستند و دوم اینکه فقط یک چیزه همیشه یاد گرفته اند که با داده و پنهان کار هاشون هست حتی منابع انسانی شون خیلی طول می دهند که کار انجام بدهند اما دو چيز اش خوبه یک بیمه دو پاداش و البته یک چيز ديگه هم دارد اون همکاری صمیمی هستند
من به عنوان یک مراقب کیفیت و بازرسی، تجربهای از یک مصاحبه را بازگو میکنم که در تاریخ بیستپنجم تیر یا همان ۹/۴/۱۴۰۳ داشتم؛ در ساعت دو بعدازظهر به صورت آنلاین با واحد منابع انسانی مصاحبه برگزار شد و جلسه به هیچ وجه رضایتبخش نبود. در طول گفتوگو آنها بیشتر به تلفن میز پاسخ میدادند و به حرفهای من توجه نمیکردند. اگر فرد مصاحبهشونده در حین صحبت با گوشی مواجه شود، از نظر آنها چه واکنشی نشان میدهد؟ به توهین و بیاحترامی من را تقبیح میکردند و من هم سعی داشتم تجربیاتم را بیان کنم اما آنها مستقیم به دوربین نگاه نمیکردند و با بیتوجهی به سوالات پاسخ مشخصی نمیدادند. درباره حقوق و پوزیشن شغلی هم توضیح دقیقی ارائه نشد. ضمن اینکه در حین مصاحبه، تمرکزم از دست رفت زیرا ایشان به طور مکرر با تلفن صحبت میکردند و من هنوز جملهام تمام نشده بود. وقتی گفتند انتظار داشتی در مدت کوتاه سرپرست شوید، من گفتم چنین انتظاری نداشتم و شرایط یادگیری را ترجیح میدادم. روز بعد از مصاحبه تماس گرفتند و گفتند نمیتوانم به مرحله بعد بروم بدون ارائه دلیل، و به نظر میرسید که مصاحبه به درستی برگزار نشد و به حرفهایم توجه ی کافی نشده بود.
من در شهر لبنیات میهن بودم فرایند استخدام خیلی طولانیه مدارک اضافی میخوان،اصلا به مدرک یا تواناییت کاری ندارن میفرستن پیش منابع انسانی من ۳ بار مراجعه کردم پیش یه خانومی نبودن بقیه هم از سرشون میکردن اخرش با اسرار بهم یه لیست مدارک دادن از شرایط کار اصلا توضیح ندادن برام بعد بدو بدو ها با مدیر قسمت باید مصاحبه کنی که سوال های میپرسن که مسخرس مثلا میپرسه چرا ازدواج نمی کنی یا چرا شرکت دیگه ای نرفتی بعدشم میگن بیا سرکار شرکت به اون بزرگی سرویسش سوارت نمیکرد صبحانه خوبی نمیداد بعدشم نسبت به کاری که میکردی با ساعت کاری زیاد حقوق کمی میدادن اونجا یارو با لیسانس پالت میزد حقوق رو تازگیا دیر میدادن پاداش نمیدادن ،بجای پک به کارکنان انرژی زا میدادن،مرخصی بهت نمیدن به اسونی،تعطیلات همش سرکاری این همه بدشو گفتم خوبیش هم اینه اکثر ادم هایی که مثل جسمی یا سنشون بالا بوده جایی بهشون کار نمیدادن میهن قبول میکنه وعده غذاییش هم بد نیست خوبه
برای مصاحبه جای دوری انتخاب کردن باید پول زیادی بدی بری اونجا بعدشم تو یه اتاقی فیلم میذارن برات از شرایط کار اونجا فکر میکنی که اسونه بعدش میگن برای مصاحبه و آوردن مدارک،۱ روز میگن که برای آموزش بیای تقریبا همه قسمت هارو بهت یاد میدن درحالی که ما قسمت پیکاب بودیم بعدش میگن برو سر شیفتت بیا سرویسش خیلی بده هرروز یه راننده میومد تایم استراحت ندارن محل گذاشتن گوشی ندارن،غذا ندارن، گاهی اوقات یه موزی چیزی میدادن،برای دستشویی رفتن باید اثر انگشت بزنی به ما گفتن ۸ ساعتس کارش ولی ۱۲ ساعت نگهت میدارن،باید هر ۱ ساعت ۱۰۰ عدد جنس جمع کنی اگه نکنی اخطار و تو مخی بهت میدن،برای دخترا جای خوبی نیست همش براشون مزاحمت ایجاد میکردن و ازشون کار سنگین میکشیدن در کل من ۳ روز بیشتر کار نکردم اونجا موقع تسویه هم ۱۷۰ هزار بدهکارهم شدم
من برای مصاحبه دعوت شدم طب کار داخل بهداشت خود کروز انجام میشه بهتون بگم یک ایراد جزئی داشته باشی رد میشی من بخاطر یکم اضافه وزن ۸۷ کیلو رد شدم گفتن وزنت زیاده اگه گودی کمر دارید و دیسک کمر دارید اصلا نرید چون میفرستن mri و سونوگرافی ۲،۳میلیون خرجتون میشه بهتون برمیگردونن ولی به الافیش نمی ارزه تنها مزیت کروز ۸ ساعته بودنشه بقیه چیزهاش مثل شرکت های دیگس
واقعا دم کسانی که این سایت رو زدن گرم که انسانی دیگه هم قبل از ورود به شرکت ها با اون آشنا بشن. اما تجربه خودم اول از همه دون می پاشن و شما رو سعی می کنن به هر نحوی شده جذب کنن بعد به شما می گن بصورت آزمایشی باید کار کنید. دوم اینکه از شما سفته و گواهی عدم سوء پیشینه می گیرن که بعدا بر زد شما بتونن استفاده کنن که علت هم داره اینها با جا های امنیتی قرارداد دارن! و اینکه دوربین و سیستم شما دائما توسط مدیر عامل کنترل میشه! فوق العاده محیط زیرآب زنی دارن و به شدت خاله زنک! جالب اینجاست که شما باید بشینی نرم افزار اونها رو یاد بگیرید و اگر یاد نگیرید به یک بهونه ای شما رو بیرون می کنن! مدیر عامل از خود راضی هم فوق العاده فکر می کنه هر جور دلش می خواد می تونه با شما رفتار کنه. کلا احمقی بیش نیست. نرم افزار هاشون هم کلی باگ داره که به درد خودشون می خوره نه مردم!
من 4 ماه است در وب وان مشغول شدم بعد از مصاحبه که گفتن نظرشون مثبته وقتی میخواستم در مورد وب وان بیشتر بدونم با این صفحه اشنا شدم برخی در مورد مدیریت نوشته بودن و حقوق من با مدیریت مصاحبه کردم و چون اصلا نمیخورد آدم بدی باشه گفتن حقوق ها هم منظمه مشغول به کار شدم الان بعد از 4 ماه چیزایی که از مدیریت دیدم خیلی با اخلاق، اتفاقا خیلی باسواد و پر هستن و در یک کلام مدیر واقعی هستن و مدیریت هم از اول خود ایشون بوده و عوض نشده حقوق ها هم مرتب پرداخت شده و از پرسنل قدیم هم پرسیدم روال همیشه ثابت و منظم بوده محیط دوستانه و خارج از حواشی هست من وب وان رو به دوستان توصیه میکنم از لحاظ مدیریت و حقوق و در کل جو شرکت امتیازش از هر نظر خوبه
برای من حضور در این شرکت با وجود تظاهر به موفقیت، واقعا ناامیدکننده بود. دو-سه نفر از مشاوران نفوذ زیادی روی آقای خلیلی داشتند و در نتیجه ماهیت و هدف کلی مجموعه را زیر سوال میبردند. آن قدر تخریب شرکتهای مختلف، کارشکنی، زیرآبزدن و حذف نیروهای متخصص در شرکتهای طرف قرارداد دیدم که وجدانم اجازه ادامه همکاری با ۲۱ را نمیداد. زد و بند و نمایش ظاهرسازی بخشی از روال همیشگی این شرکت است و تلاششان این است که جای پای خودشان را با ورود منابع انسانی مطیع به داخل مجموعهها محکم کنند و آنها را به خودشان وابسته سازند. به علاوه، دیتای شرکتها را دستاورد اصلی خود میدانند و از همانها برای رزومه کارهای آینده استفاده میکنند. از دید من، بزرگترین اشتباه، قرارداد با این شرکت و با گروه دروغگو و متظاهر است. در نهایت فقط چند جلد پرونده اجرایی کپیشده و تعدادی فایل PDF میماند که ارزشی اضافه نمیآورد و احتمالا اگر بهکل خراب نشوید، همین هم بس است.
من از وضعیت مدیریت مجموعه ناراضیام و باور دارم که اعضای مدیریتی واقعا به تشخیص مناسب بودن شخص برای سمت خود اهمیت نمیدهند. اینجا مشکل این است که فردی با شخصیت ضعیف و هولزده به عنوان مدیر واحد انتخاب شده و این موضوع برای تمام پرسنل زن محسوس است؛ چرا که باهاش ارتباط برقرار کردن به نحوی لازم میشود و او رفتارهای ناپسندی از خود نشان میدهد. ای کاش مدیری با درک و شجاعت وجود داشت که بتواند با صراحت با موارد مختلف برخورد کند و مسیر بهبود را نشان بدهد.
در مصاحبه اول با مسئول IT، رفتار حرفهای و احترام قابل توجهی دیدم که حس آرامش را در کنارشان به وجود میآورد؛ احساس میکردم از برخوردشان واقعا خوشحال هستم. اما نکتهای که برایم اهمیت داشت، وجود تضمین مالی بود که وقتی پرسیدم، پاسخشان این بود که چنین چیزی ندارند و من با همان فرض پیش رفتم. در مصاحبه دوم خانمی از واحد منابع انسانی حضور داشت که هیچ سوالی از من نپرسید و فقط تمایل داشت با من دیدار داشته باشد و رفتارش هم خوب بود. پس از آن به من فرم معرفی نامه دادند تا به دفترخانه مراجعه کنم و تعهد رسمی به همراه ضامن بدهیم؛ در آنجا هم من و هم ضامن متعهد میشویم که در صورت بروز مشکل محضر میتواند از سفته صد میلیونی علیه هر دو استفاده کند. متن قرارداد و تعهد محضری دارای بندهایی بود که با خواندنشان تعجب فوقالعادهای ایجاد میشد و بهطور کلْ حالت بیحاصل کار به من دست میداد. وقتی برای توضیح دلیل وجود چنین مواردی اعتراض کردم، به بخش حقوقی شرکت ارجاع داده شدم که پاسخهایی بیربط و غیرفنی شنیدم؛ نهایتا گفتند اگر میخواهی با ما همکاری کنی باید این تعهدات را بپذیری، اما من ناگفته باقی ماندم و تصمیم گرفتم از کار کنار بکشم. چند روز بعد تماسهای زیادی از سازمان برقرار شد و توضیح دادم که چرا نمیتوانم به قراردادها پایبند باشم. در یکی از تماسها فردی که روایت ماجرا را بهطور کامل نمیدانست، پیگیر حل مسئله شد و من گفتم که مشکل اصلی از قرارداد است و به خاطر همین نمیتوانم قرارداد را امضا کنم؛ او هم تلاشی برای توضیح داشت اما به نظر میرسید تجربهای کامل از متن قرارداد ندارد. در اواسط مکالمه، با لحنی تلمیحآمیز گفتند که شرکت ما خوب است و تلاش میکنند شرایط را مناسب نشان دهند، اما روشن بود که تلاش میکنند دوباره به کار جذب شوند. در نهایت به من تأکید شد که اگر آن قرارداد را دقیقا بخوانی، متوجه میشوی که حتی بعد از ترک شرکت نیز تعهدات محضری چه پیامدهایی دارد.
دو جلسه برای کارشناس پشتیبانی نرمافزار در شرکت توسنتکنو شرکت کردم. افتتاحیه جلسه اول با حضور مدیر واحد بود؛ فضا بهظاهر عادی بود اما از همان لحظه تا پایان مصاحبه، رفتار مدیر واحد و فضایی که ایجاد شده بود را نمیشد نادیده گرفت. او در کنار توضیح شرایط کار، مدام از حال و هوای آنجا و از مدیر IT صحبت میکرد و به نظر میرسید قصد داشت جو جلسه را تیره کند. همچنین در همان جلسه، برای توضیح دادن سوالاتی که قرار بود در جلسه بعد پرسیده شود، با شدتی خاص به من پاسخها را میگفت؛ به گونهای که تصور میشد بخشی از قصد او خالی کردن انرژی من است. در جلسه دوم با چهار مصاحبهکننده روبهرو شدم. یکی یکی از دیگری شدیدتر و ناخوشایندتر بودند. همان خانمی که در جلسه اول با آن مواجه شده بودم، دائما سرش روی لپتاپ بود و با لبخند کمرنگی نگاه میکرد. یک خانم دیگر از واحد منابع انسانی هم سوالاتی بیربط میپرسید و فردی که تا حدی وضعیت طبیعیتری داشت، به طور فنی سوالات را مطرح میکرد و مدیر IT که نسبتا سختگیر و جدی بود، بهطور مداوم حواسش به پیامهای گوشی بود. در طول جلسه، او گاهی به گوشی و اینستاگرام نگاه میکرد، گاهی صدای پخش کلیپهایی که میدید بهطور ناگهانی پخش میشد و مرتبا از مصاحبهکنندگان جدا میشد تا دوباره برگردد و سوال پرسید. با سوالاتش سعی میکرد آرامشم را به هم بزند و برایم دلایلی میآورد که باعث میشد به اعتماد بهنفس خودم شک کنم و به گزینههای دیگر فکر کنم. در پایان گفتند نتیجه مصاحبه از طریق ایمیل اعلام میشود. به ساعات مقرر اعتقادی ندارند و در هر دو جلسه من سر تاریخ مشخصی حاضر شدم اما احساس میکردم همیشه باید منتظر اتفاقی باشم؛ در نهایت هم تنها تماشاگر دیوارهای اطراف بودم و زمان را از دست میدادم.
این شرکت در زمینه توسعهی نرمافزار فعالیت داره. یکی از تجربههای مثبت من در این شرکت، همکاری با همکارای متخصص و پرانرژی هست. درسته شرکت بزرگ نیست. ولی تیم خوبی داره و محیط صمیمی ای هم داره.
داناپرداز جایی که هیچ تاکید میکنم هیچ ارزشی برای نیروی انسانی قائل نیست و رفتار مدیران تنها چیزی که در شما ایجاد میکنه حس برده داریه. مدیران هیچ اعتقادی به تیم سازی ندارند و همگی گویی در رقابتن تا هر کدوم بیشتر به چشم مدیرعامل بیان حتی به قیمت زیرپا گذاشتن کارشناسان تحت مدیریتشون خبری از پیشرفت کاری در دانا نیست... خبری از پاداش عملکرد، بیمه تکمیلی مناسب نیست... تو مصاحبه ادعا میکنن به موقع حقوق میدن و به موقعشون در کار میشه ۶ تا ۱۰ ماه! خدا نکنه بخوای مرخصی بری، تا نمیری بهت مرخصی نمیدن... محیط فوق العاده سنگین و پر تنش! خلاصه کلام اگر کار اولی و بیسابقه هستید برای شروع، کسب تجربه دووم بیاری تا ۱ سال شاید بد نباشه، اونم به امید رهایی البته! راستی اینم بگم تا دلتون بخواد ورود و خروج نیرو دارن بدون اینکه این میزان نارضایتی براشون مهم باشه... داناپرداز شبیه کابوسه...
بعد از پنج سال همکاری با شرکت ادصاب، تجربه من از فضای کاری صمیمی و شرایط مساعدی که وجود دارد همیشه برایم دلنشین بوده و امیدوارم فضایی که برای آموزش پرسنل فراهم شده، گسترش پیدا کند تا همه احساس پیشرفت را تجربه کنند. واقعا پیشنهاد میکنم هرکس که به کار با این شرکت فکر میکند، یکبار بیاید و از نزدیک حال و هوای کار را ببیند. به نظر میرسد برخی از نظراتی که درباره ادصاب مطرح میشود، علاوه بر اینکه با دلایلی مختلف بیان میشود، گاهی همراه با توهین است و امیدوارم در آینده آرامش بیشتری حاکم شود.
به جرات میگم باید صبح و ظهر و شب برای کارمندای مفت بری که تا عصر درحال لاس زدنن و 5تا 10 شب تازه کار میکنن.باید 3نوبت داروی بیماران سادیسمی رو در سازمان پخش کنند پر از افرادی که واقعا از هر لحاظ هیچ اند ولی عاشق تحقیر و توهین و زیر اب زنی و حرف بردن و اوردن هستند.کار کردن درجه 10000 هم براشون نیست خوشند پول در میارن...اینا بعدا باید خرج درمون خودت بکنی چون جز سداد جایی امثال شمارو راه نمیدن
از بدترین شرکتهایی بود که کار کردم. یه محیط بشدت بی نظم و کارها بشدت پراکنده. چه مدیرعامل چه معاون و چه مدیرفنی، ممکنه بهت کار بدن و هیچ سلسله مراتبی نداره. سفته سنگین ازت میگیرن. بشدت بهت بی احترامی میکنن. مهم نیست چند سالته، مهم اینه اون شخص مدیر عامل باید عصبانیتش سرت خالی کنه. ممکنه به هر دلیلی که قصد ادامه نداشته باشی. طلبت بهت ندن که من تجربه کردم و حقوق ۲ ماه پاره وقت کار کردنم رو کلا ندادن و هزار تا بهانه جور کردن که این کارشون توجیه کنن. وقتی توی اون محیط هستی به وضوح میبینی که افراد زیرآب همو میزنن و هرکی واسه خودش تیم پچ پچ کردن داره. کاملا مشهود به افراد توهین میکنن و سرشون داد میزنن و مهم نیست اون لحظه چند نفر اونجا حضور دارن.
با ناراحتی فراوان باید بگویم که کاریزما، که قرار بود یک شرکت خصوصی پیشرو باشد، بیشتر به نهادی دولتی مانند شهرداری یا اداره آب شباهت دارد. اینجا، هیچ پروژهای واقعبینانه و با رویکرد تجاری تعریف نمیشود؛ همه چیز در حد خیال و رویاست. وقتی به بالاتر نگاه میکنید، میبینید که همه چیز بر اساس سفارش و روابط شخصی پیش میرود و خبری از شایستهسالاری نیست. قوانین کاری که باید به بهبود فضای کاری کمک کنند، به جای آن به شوخی تبدیل شدهاند. حتی میتوانید از نوع کامنتهای منابع انسانی بفهمید که چه فرهنگ کاریای در اینجا حاکم است.
من یک مدت کوتاه در این شرکت کار کردم کلا عمر مفید افراد در این شرکت معمولا کمتر از یکسال هست آنقدر فشار روحی و روانی بالاست که اصلا کسی نمیتونه بیشتر از یکسال بماند در کل آدم های باسوادی نداره معمولا کسی که بتونه مخفی کاری کنه رو نگه میدارن یعنی هر چقدر بتونی شرایط افتضاح کارخانه و غیره را پوشش بدی که مالک اصلی شرکت متوجه نشه دوام کاری بیشتری داری چون برادر مدیر عامل این رو میخواد و در غیر اینصورت باهات به بدترین بدترین بدترین شکل ممکن برخورد میکنه و اینکه بی نظمی و بی دانشی موج میزند کاملا غیر حرفه ای هستند و تبلیغاتشون هم صرفه تبلیغه و کلا از لحاظ کیفی صفرند. انقدر از لحاظ منابع انسانی ضعیفند که سعی میکنند تو اینستا به دروغ تبلیغات در حوزه نیرو و اهمیت نیرو بکنند که اینها رو پوشش بدن ولی واقعیت این هست که خیلی ضعیف هستند همه اینها هم ریشه در مدیران ضعیف وبی کفایت داره شما تصور بکنه مدیر اسم نمیارم کدام بخش که مشخص میشه که کدام بنده خدا بوده با کلی ادعا سی دی آموزش اکسل سفارش میده میشینه تو شرکت فیلمهای اکسل میبینه به هزینه شرکت
برای من اتفاق افتاده که در تیم یار کار میکردم و اکنون میخواهم نتیجه را با زبان خودم بازگو کنم. تجربه من با شرکتهایی که مدیرعامل یا مالک اصلیشان ایران نیست و وظایف را به دیگران واگذار میکنند همسو بود. در نیمه دوم سال هزار و چهارب دو، فروش را بیش از شش ماه متوقف کردهاند تا شاید بازار خارج از کشور به کمک شود و پس از آن نیز تقریبا نیمی از کارکنان را تعدیل کردهاند؛ در عین حال سعی میکنند کارکنان ارزانتر را حفظ کنند. من فکر میکنم این محیط نمیتواند مکانی مناسب برای کار باشد. بعد از سیزده سال تجربه، چنین تغییراتی به نظر من قابل قبول نیست. این شرکت استارتآپ نیست که با تغییرات رادیکال بتوان آنها را توجیه کرد؛ ضمن این که بسیاری از راهحلهای خوب مسئولان بالادستی را نپذیرفتند و زیر بارش نرفتند تا به این نقطه برسد تیم یار. قضاوت با شماست.
من حدود 1 ماهه با این شرکت همکاری دارم. شنیدم که شرکت قبلا مشکلات زیادی داشته و من هم اول تردید داشتم که باهاشون همکاری کنم. ولی چون جایی پیدا نکردم باهاشون شروع به کار کردم. و الان خیلی راضی ام. شرکت خیلی بزرگ نیست و کوچیکه ولی تیم چابکی داره . محصولات جالبی هم داره. مشکلات پرداخت هم نداره و همه چی حداقل تا الان مرتب بوده
سلام من در این شرکت مدت سه سال کار کردم که خیلی شرکت مزخرف شده است کار های به موقع انجام نمی دهند بعد مثل آدم توافق های صحبت می کند که نگار علمای بزرگان هستند و دوم اینکه فقط یک چیزه همیشه یاد گرفته اند که با داده و پنهان کار هاشون هست حتی منابع انسانی شون خیلی طول می دهند که کار انجام بدهند اما دو چيز اش خوبه یک بیمه دو پاداش و البته یک چيز ديگه هم دارد اون همکاری صمیمی هستند
من به عنوان یک مراقب کیفیت و بازرسی، تجربهای از یک مصاحبه را بازگو میکنم که در تاریخ بیستپنجم تیر یا همان ۹/۴/۱۴۰۳ داشتم؛ در ساعت دو بعدازظهر به صورت آنلاین با واحد منابع انسانی مصاحبه برگزار شد و جلسه به هیچ وجه رضایتبخش نبود. در طول گفتوگو آنها بیشتر به تلفن میز پاسخ میدادند و به حرفهای من توجه نمیکردند. اگر فرد مصاحبهشونده در حین صحبت با گوشی مواجه شود، از نظر آنها چه واکنشی نشان میدهد؟ به توهین و بیاحترامی من را تقبیح میکردند و من هم سعی داشتم تجربیاتم را بیان کنم اما آنها مستقیم به دوربین نگاه نمیکردند و با بیتوجهی به سوالات پاسخ مشخصی نمیدادند. درباره حقوق و پوزیشن شغلی هم توضیح دقیقی ارائه نشد. ضمن اینکه در حین مصاحبه، تمرکزم از دست رفت زیرا ایشان به طور مکرر با تلفن صحبت میکردند و من هنوز جملهام تمام نشده بود. وقتی گفتند انتظار داشتی در مدت کوتاه سرپرست شوید، من گفتم چنین انتظاری نداشتم و شرایط یادگیری را ترجیح میدادم. روز بعد از مصاحبه تماس گرفتند و گفتند نمیتوانم به مرحله بعد بروم بدون ارائه دلیل، و به نظر میرسید که مصاحبه به درستی برگزار نشد و به حرفهایم توجه ی کافی نشده بود.
من در شهر لبنیات میهن بودم فرایند استخدام خیلی طولانیه مدارک اضافی میخوان،اصلا به مدرک یا تواناییت کاری ندارن میفرستن پیش منابع انسانی من ۳ بار مراجعه کردم پیش یه خانومی نبودن بقیه هم از سرشون میکردن اخرش با اسرار بهم یه لیست مدارک دادن از شرایط کار اصلا توضیح ندادن برام بعد بدو بدو ها با مدیر قسمت باید مصاحبه کنی که سوال های میپرسن که مسخرس مثلا میپرسه چرا ازدواج نمی کنی یا چرا شرکت دیگه ای نرفتی بعدشم میگن بیا سرکار شرکت به اون بزرگی سرویسش سوارت نمیکرد صبحانه خوبی نمیداد بعدشم نسبت به کاری که میکردی با ساعت کاری زیاد حقوق کمی میدادن اونجا یارو با لیسانس پالت میزد حقوق رو تازگیا دیر میدادن پاداش نمیدادن ،بجای پک به کارکنان انرژی زا میدادن،مرخصی بهت نمیدن به اسونی،تعطیلات همش سرکاری این همه بدشو گفتم خوبیش هم اینه اکثر ادم هایی که مثل جسمی یا سنشون بالا بوده جایی بهشون کار نمیدادن میهن قبول میکنه وعده غذاییش هم بد نیست خوبه
برای مصاحبه جای دوری انتخاب کردن باید پول زیادی بدی بری اونجا بعدشم تو یه اتاقی فیلم میذارن برات از شرایط کار اونجا فکر میکنی که اسونه بعدش میگن برای مصاحبه و آوردن مدارک،۱ روز میگن که برای آموزش بیای تقریبا همه قسمت هارو بهت یاد میدن درحالی که ما قسمت پیکاب بودیم بعدش میگن برو سر شیفتت بیا سرویسش خیلی بده هرروز یه راننده میومد تایم استراحت ندارن محل گذاشتن گوشی ندارن،غذا ندارن، گاهی اوقات یه موزی چیزی میدادن،برای دستشویی رفتن باید اثر انگشت بزنی به ما گفتن ۸ ساعتس کارش ولی ۱۲ ساعت نگهت میدارن،باید هر ۱ ساعت ۱۰۰ عدد جنس جمع کنی اگه نکنی اخطار و تو مخی بهت میدن،برای دخترا جای خوبی نیست همش براشون مزاحمت ایجاد میکردن و ازشون کار سنگین میکشیدن در کل من ۳ روز بیشتر کار نکردم اونجا موقع تسویه هم ۱۷۰ هزار بدهکارهم شدم
من برای مصاحبه دعوت شدم طب کار داخل بهداشت خود کروز انجام میشه بهتون بگم یک ایراد جزئی داشته باشی رد میشی من بخاطر یکم اضافه وزن ۸۷ کیلو رد شدم گفتن وزنت زیاده اگه گودی کمر دارید و دیسک کمر دارید اصلا نرید چون میفرستن mri و سونوگرافی ۲،۳میلیون خرجتون میشه بهتون برمیگردونن ولی به الافیش نمی ارزه تنها مزیت کروز ۸ ساعته بودنشه بقیه چیزهاش مثل شرکت های دیگس
واقعا دم کسانی که این سایت رو زدن گرم که انسانی دیگه هم قبل از ورود به شرکت ها با اون آشنا بشن. اما تجربه خودم اول از همه دون می پاشن و شما رو سعی می کنن به هر نحوی شده جذب کنن بعد به شما می گن بصورت آزمایشی باید کار کنید. دوم اینکه از شما سفته و گواهی عدم سوء پیشینه می گیرن که بعدا بر زد شما بتونن استفاده کنن که علت هم داره اینها با جا های امنیتی قرارداد دارن! و اینکه دوربین و سیستم شما دائما توسط مدیر عامل کنترل میشه! فوق العاده محیط زیرآب زنی دارن و به شدت خاله زنک! جالب اینجاست که شما باید بشینی نرم افزار اونها رو یاد بگیرید و اگر یاد نگیرید به یک بهونه ای شما رو بیرون می کنن! مدیر عامل از خود راضی هم فوق العاده فکر می کنه هر جور دلش می خواد می تونه با شما رفتار کنه. کلا احمقی بیش نیست. نرم افزار هاشون هم کلی باگ داره که به درد خودشون می خوره نه مردم!
من 4 ماه است در وب وان مشغول شدم بعد از مصاحبه که گفتن نظرشون مثبته وقتی میخواستم در مورد وب وان بیشتر بدونم با این صفحه اشنا شدم برخی در مورد مدیریت نوشته بودن و حقوق من با مدیریت مصاحبه کردم و چون اصلا نمیخورد آدم بدی باشه گفتن حقوق ها هم منظمه مشغول به کار شدم الان بعد از 4 ماه چیزایی که از مدیریت دیدم خیلی با اخلاق، اتفاقا خیلی باسواد و پر هستن و در یک کلام مدیر واقعی هستن و مدیریت هم از اول خود ایشون بوده و عوض نشده حقوق ها هم مرتب پرداخت شده و از پرسنل قدیم هم پرسیدم روال همیشه ثابت و منظم بوده محیط دوستانه و خارج از حواشی هست من وب وان رو به دوستان توصیه میکنم از لحاظ مدیریت و حقوق و در کل جو شرکت امتیازش از هر نظر خوبه