یکی از بدترین تجربههای من بود، شرکت کاملا خانوادگی اداره میشه و همه با هم فامیل هستند،حقوقی که میدن یک سوم جاهای دیگهست مدیرای اونجا طوری تحقیر میکنند کارمندارو که من خودم چند بار گریه کردن کارمندای خانوم رو اونجا دیدم(یکی از مدیرها گویا مشکل هاد روانی داره که اگر خودتون تو شرکت باشید بعد چند هفته متوجه میشید) صفحه کامپیوتر شما کنترل میشه و دائما با دوربین کنترل میشید و تذکر میگیرید بهترین کارمند اونجا هم باشی باز به جای قدردانی غر میزنند حقوق رو هم به جای اینکه سر ماه بدن بیستم هر ماه میدن که اگر رفتی از شرکت بیرون جلوتر پول نگرفته باشی و تسویه نشده باشی چون خروجی شرکت خیلی بالاست و همه بعد چند ماه جدا میشند نکته مثبت شرکت اینه که سابقه کاری پیدا میکنید و شرکت هر چند ماه اقلام خوراکی و گاهی هم بن لباس میده
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
به صورت خلاصه میگم. و تجربه ای که اونجا داشتم و همچنین بی پرده می گم. افرادی که می خوان استخدام این هلدینگ و شرکت های زیر مجموعه اش بشن تجربه من در مدتی که تو این هلدینگ بودم در یه جمله خلاصه میشه: «یه سری مدیر بی همهچیز با یه مالک بی همه چیز تر از همشون دور هم جمع شدن و شرکت زدن.»
بنده برنامه نویسی رو اینجا یادگرفتم و واقعیت همیشه اینجا رقابت سر سختی بود و الان در حال حاضر در کانادا باتوجه به مفاهیم اموزشی یاد گرفتم مشغول کار هستم . متاسفانه خیلی ها بهره و تلاشش رو نداشتن و رفتند ! خواهشی دارم حتما حضوری برین صحبت کنید اگر براتون مفید بود استفاده کنید
زمستون سال ۱۴۰۰ بعد از ارسال رزومه، و مصاحبه فنی که اوکی شد، و هر مرحله هم بینش دو سه هعته طول میکشید که زنگ بزنند و آدم بلاتکلیف بود تو این مدت، جلسه با معاونت بود تو ساختمون میدان مادر یادم نیست طبقه ۷ یا ۱۰، وفتی رفتم پیش منشی انگار نفر قبلی مصاحبه داشت و منشی به من یک فرم داد که مشخصات خودم و جاهایی که قبلا کار کردم و حقوق های قبلی و حقوق درخواستی رو بزنم. فرم رو پر کردم و به منشی دادم و باز منتظر موندم. دیدم منشی فرم منو برداشته و داره برگ میزنه و کامل داره میبینه و واکنشش هم صدای فیس فیس با لب و دندوناشه، کلی بدم اومد از رفتارش، همونجا میخواستم واکنش نشون بدم، یا رفتم تو اتاق جلسه به مدیر و معاون بگم تو سازمانتون، حد و حدود وظایف منشی رو شما مشخص نکردید؟؟ واقعا متاسفم .. میخواستم شمارشو همینجا بذارم که دفعه دیگه اینکارو نکنه .. دلم سوخت واسش .. اینم بگم که حقوق رو به صورت کارانه و بن و اینا داده میشه یک مبلغیش و من ترجیحم کامل یک جا سر ماه هست.
رفتار کارگزاری بسیار بسیار بد تایم ناهار اجباری با سرآشپز بسیار بداخلاق و بد انگ کلا همه اونجا با خودشون هم قهرن تایم استراحت نداره ب خانمها غذا نمیدن در صورتی ک براساس قانون کار چون تعداد زیادی کارگر داره باید غذارو تامین کنه نه غذا میدن و نه حتی پول غذا ب خانمها قسمت بهداشتش هم خیلی بد برخورد میکنن قسمت حراست ب صورت رندم ب یکی گیر میدن ب یکی نه محیط کارش پراز استرس قوانینی دارن ک حتی شرکتهای دولتی هم این قوانین روندارن کسی حق نداره با همکارش اونجا ازدواج کنه کسی حق نداره با همکارش بیرون بره و……نمیدونم کی وبراساس چی داره شرکت رو اداره میکنه امیدوارم ب مسایل مربوط ب کارگزینی بهداشت تغذیه استراحت برای خانمها رسیدگی بیشتر بشه
من تجربهای از شرکت زرسام هنر دارم که واقعاً پر از فشار و محدودیت است. وضع کار به گونهای است که همه مستقیماً از مدیرعامل پیروی میکنند و فضای سازمانی به شکل سنتی و بدوی اداره میشود. گاه شاهد بودم که مدیرعامل هر کار کوچکی را تأیید یا منتفی میکند؛ از نظافت دفتر تا کارهای تعمیراتی یا حتی غذا دادن به سگهای حیاط. با وجود این همه تایید، بعد از هر اتفاق ناخوشایند با وجود همه این تأییدها، من و همکاران دوباره زیر سوال میرفتیم و ممکن بود اخراج شویم. کار در چنین محیطی برای کسانی که دنبال رضایت مدیرعاملاند، دشوار است؛ فضای کاری به گونهای است که همهمه برای جلب توجه مدیرعامل در رأس قرار دارد. اگر مرد باشید، احتمال دارد برای حفظ جایگاه خود باید زیرآب بزنید یا اینکه دیگران شما را زیر آب بزنند. و اگر خانم باشید، ممکن است فشارهایی از طرف مدیرعامل برای پذیرفتن رفتارهای غیراخلاقی به شما وارد شود.
برای این شرکت واقعاً به کار گرفتن نیروها بهصورت تنگنظرانه وجود دارد و محیط کار از دید من محدودکننده بود. از همان ابتدای کار کنترل زیادی روی کارکنان احساس میشد و هر لحظه مدیریتها سیستمها را زیر نظر میگرفتند. همچنین از من برای شروع کار چک سفید امضا میخواستند، که تجربهی ناامیدکنندهای بود.
من حدود یک سال است که در این شرکت کار میکنم و هر شخصی که به این شرکت میاد بالای چند سال میمونه چون هم حقوق مناسبی دارند و هم دورکاری هستش یه چیزی که همون اول منو جذب کرد وجود تعداد زیادی پروژه که همه آنها زیر کار رفته بودند و همچنین بیشتر افراد در کاراشاب senior و full stack هستند تنها ایراد بیمه بود که قول رفع شدن داده اند ادرس سایت را اشتباه زدید ادرسش اینه http://karashab.ir/
من تحت عنوان حسابدار توو مجموع حدود 5 سال خالصانه فعالیت داشتم و خدایی از جونو دل مایه میذاشتم برا شرکت اما متاسفانه یک شبه عذر منو خواستن بدون هیچ دلیل خاصی.. متاسفانه اونجا نیرو انسانی براشون اهمیت زیادی نداره و فوق العاده شدید باندبازی هستش
من بیشتر از ۴ سال تو توسن بودم، نمیتونم بگم بد بود، یک جاهایی و یک زمانی خوب بود انصافا، ولی یک جاهایی و زمانهایی هم خیلی بد بود انصافا، مشکلات خیلی بزرگی داشتم اونجا، ولی چون من زیاد اهل جا به جا شدن نبودن و نیستم و کلا آدم سازگاریم ..موندم. کنترل پروژه خیلی خوبی داره از نظر من .. من دوست داشتم، اسپرینت و اینا و یک حالتی انگار نظم میداد به کارها .. بعضی وقتها رعایت نمیشد ولی زیاد برای من مهم نبود. خیلی رابطه هست، رابطه فامیلی منظورم نیست، رابطه دوستی که همونجا بر اساس اقتضا و یا شاید نیاز و زرنگی شکل گرفته! اونجا، بعضی سرپرست ها کارهای چیپ میدن به بچه ها، راه نمیدن بچه ها رو تو کار، هم سرپرست هایی که من داشتم اینطوری توشون بود هم از گروه های دیگه خیییلی شنیدم که کلا تو توسن هم مشهور بودن .. مدیر هم تا موقعی که کار انجام بشه، زیاد ندیدم توجه کنن، سوگولی و رابطه دوستی من خیلی دیدم .. نه صرفا براساس اینکه کارش خوب بوده! اگه ببینی بعضی ها زیاد موندن اونجا استناد نکنید به این فاکتور .. به نظر من متاسفانه بازار کار خرابه آدمها میمونن یک جا .. البته نظر منه! قرص بیخیالی و خونسردی و نادیده گرفتن و اینا هر روز باید بزنید اونجا .. حتی با اینکه منم زیاد برام مهم نبود .. یادمه یکی از بچه ها میگفت من ۹ ساله اینجام شاید دو تا یکسال یعنی دو سالش سرپرست خوب داشتم. وام دوره ای میدن، یکم درصد کارمزدش زیاده، بعضی بچه ها میگن نگیرید ولی با این تورم خوبه به نظرم ولی اگه رفتید از شرکت تا تسویه کامل وام، سنواتتون رو نمیدن. ولی بزرگترین معضلی که من داشتم، منابع انسانیش هست، متاسفانه نیروهاش انگار ثابتن و عوض هم نمیشن .. تو ظاهر خیییلی خوبن ولی باطن رو خدا میدونه. یادمه یکی از بچه ها میگفت، یهو منابع انسانی زنگ زد گفت امروز رفتی، وسایلتم ببر و از فردا نیا (آخر سال هم نبود!).. یکی میگفت یکی از بچه ها یهو یک ایمیل اومد که تا آخر ماه بیشتر نیستی .. مدیرا هم اونجا خیییلی عوض شدند، جز مدیر منابع انسانی فکر کنم! ما گروهمون تو ۴ سال، ۳ تا مدیر دید به خودش! کلا هم بدخداحافظی میکنن منابع انسانیش .. انگار تا ته پشتشو میزنن و شرکت رقیب بری اگه بفهمن هیچی دیگه و شرکتهایی که میشناسن هم من شنیدم تا میتونن زیرآب میزنن .. مواظب بچه های جذبشون باشید ..تو ظاهر خییییلی خوبن حواستون باشه ! نمیدونم دیگه. خیلی از بچه ها به خاطر سرپرست و مدیر استعفا میدن و منایع انسانی هم کلا نقش چغندر رو داره .. بارها از بچه ها شنیدم هیچ کاره ان .. یادمه یکی از بچه های قدیمی کنترل پروژه میگفت نمیدونم این منابع انسانی چه ... میخوره! خلاصه بچه های منابع انسانی چند تاشون بالای ۹، ۱۰ سال اونجان و تکون هم نمیخورن انگار .. دور مدیرشون هم میچرخند. خود منابع انسانی بعضی وقتها به بچه هایی که با مدیر به اختلاف میخورن پیشنهاد میده برن ! چون دلیلی هم که میاره اینه شرکت بین مدیر و کارشناش قطعا مدیر رو انتخاب میکنه. منابع انسانیش شعافففف خیییلی داره، خییییلی .. مخصوصا جشن ها و .. بچه ها ی تولید بعضی هاشون میگفتن ترفنده! (من زیاد توجه نمیکردم و مهم نبود برام).. مخصوصا کسایی که سرشون شلوغ بود تو جشن ها نمیومدن یک حالتی انگار اعتراص داشتن یا جلب توجه میکردن، که تو میری جشن ای منابع انسانی و مدیران بالادستی شرکت و من همش باید کار کنم! شاید حق داشتند، نمیدونم، مخصوصا اینکه شرکت، شرکت تولید نرم افزار هست و عملا درآمد شرکت با کار بچه های تولید و پشتیبانی هست نه با کار منابع انسانی (دوست ندارم اینو بگم چون منابع انسانی خیلی شرکتها فوق العاده ان بچه هاش، ولی در شرکت توسن، این حسو نداری) .. یکی دیگه شرکت رو تاسیس کرده، بچه های تولید و پشتیبانی دارن زحمت میکشن و باعث سود شرکت میشن و منابع انسانی قیافه میگیره! وقتی یک مشکلی برای یکی از بچه ها با مدیر و سرپرست پیش میاد که عملا کارشناس نقشی نداره ولی خب حاشیه دارش میکنند و راحت بهش میگن برو و برچسب ناسازگاری بهش میزنند .. خلاصه حواستون باشه. خیلی چیزها رو نمیشه گفت واقعا. یک مورد دیگه در مورد فضای شرکت توسن، یادمه رزومه یکی از همکارهای سابقم که کارش خوب بود تو سایتشون ثبت کرده بود برای یک موقعیت شغلی و خودم به سرپرستم گفتم اگه میشه به گروه مربوطه که میخواد هم بگه کارش خوبه، ولی هیچ وقت دعوت نشد به مصاحبه، انگار زیاد بچه های سطح بالا رو سرپرست ها خوششون نمیاد جذب کنند. به قول یکی از مدیرای بزرگ اونجا که خیلی تیم زیر دستشون بود و الان رفتند بعضی از سرپرستها با نیروهای سطح بالا نمیتونن کار کنند! یعنی اینطوری بگم نیروی سطح پایین و سن پایین انگار شانس اومدن و ماندن زیادی دارن .. و تو خود توسن هم با گذشت زمان رشد کنند .. شاید چون خطرناک نیست برای سرپرست و تیم .. من خودم دو تا سرپرست داشتم، اولی خیلی خوب بود که عمرش کم بود و رفت از شرکت (که به قول خودش هیچ وقت دوست نداره برگرده حتی تو توسن بچه ها رو ببینه) و دومی خییلی اذیت کرد .. و هنوزم اونجا هست. راستی، منابع انسانیش تقریبا هر سال اخر سال زنگ میزنه و یک سررسید و جعبه شیرینی بابت یادگاری میفرستن ! تو تسویه حساب حالتو میگیرن و از بچه هایی که ازشون بابت گرفتن حق و حقوقشون ازشون به اداره کار شکایت کردند، کلی اذیتشون کردن، حتی بعدش! حواستون باشه. حقوق هم درصد زیادیش ضریب پاداش و عملکرد هست .. که رو سنوات حساب نمیشه. فضای شرکت هم اوپن آفیس هست که شلوغه، برای همین دورکار میکنند و این مزیت هست (من دورکاری رو با توجه به فضای شرکت ترجیح میدادم) .. کافی شاپ داره من دوست داشتم .. سیستم ها alo هست، میزها رو صندلی ها رنگ های مختلف داره. ولی در کل ساختمونشو دوست نداشتم. منم نمیخواستم بنویسم اینا رو .. چون میترسیدم. شنیدم بچه های منابع انسانی خییییلی تو فضای مجازی فعالن و کلا نظر مخالف رو نمیپسندن و تا میتونن تخریب میکنن .. ولی دوست داشتم بگم تجربیاتمو.
شنیده بودیم کارانه و پاداش منوط به کارایی و خروجی افراد بود نه اصل حقوق واقعا این حجم از حماقت و دیکتاتوری نوبره نیروی کار متخصص کمه به جای اینکه اسایش نیرو رو فراهم کنند مهدکودک راه انداختن به روش 100سال پیش.زور کی بیشتره؟پس اون حرفش هرچرتی باشه درسته مدیران ارشد.مدیر عامل یکبار فکر کردید خروجی 3سال اخیرتون چی بوده؟مشکل نیرو بوده یا مدیریت تیم؟اگر نیرو بوده که کلا یه دور ریختید همه رو بیرون مجدد جذب کردید چرا مشکل حل نشد؟ سوالی که از تیم سایت تجربه کاری هم دارم.یکی دوهفته ثبت نظررو بستید چیزی عوض شد؟ هرچقدر خاک بدید و پنهان کاری کنید حقیقت میزنه بیرون...انقدر نادان نباشید
جداً یه سوالی که باید از حضرات "پردازش مالی کاریزما" پرسید: از کجای خودتون به این نتیجه رسیدین که باید 10 درصد حقوق گروگان گیری کنید؟؟؟؟(اونم حقوق های چندرغازی تون) یه ماهه پیش یه نظر سنجی کردین ما فک کردیم شرایط یه سر سوزن بهتر بشه این طوری که به قول دوستمون شدیم زندان گوانتاناما #شرافت #تعهد_کارفرما
با من قرار مصاحبه ست شد و من رفتم سر جلسه و بعد دو ساعت هیچ خبری ازشون نشد. بعد که پیگیر شدم گفتن یه قرار دیگه برات ست میکنیم . چون بی تجربه بودم کوتاه اومدم و یه قرار دیگه ست کردیم باهم. همون جلسه رو هم با نیم ساعت تاخیر اومدن. 2 3 روز بعدترش یه تسک فرستادن برام از طریق ایمیل و گفتن یه هفته وقت داری واسه انجامش و وقتی انجامش دادی بهمون خبر بده تا تایم دفاع از تسکت رو واست ست کنیم. من تسک رو انجام دادم و بهشون ایمیل فرستادم که من اوکیم واسه دفاع از تسکم و هیچ خبری دیگه ازشون نشد. 3 4 باری هم مستقیم به منابع انسانی شون زنگ زدم و گفتن میپرسیم اطلاع میدیم.ولی هیچ خبری نشد که نشد. البته الان واقعا راضیم که اوکی نشد
به نظر میرسد فرآیند مصاحبه کمی با شوخی و چاشنی طنز همراه بود و در آخر مشخص شد که رد شدهام. در جلسه مصاحبه، با یکی از دوستان دعوت شدیم و تا مرحله آخر رفتیم؛ همه چیز تا آن زمان خوب بود اما در پایان، برخوردها طعنهآمیز شد و به نظر میآمد هدف امتحان صبر است. به من گفتند آیا زیر پیراهن چیزی پنهان نکردهای و چون شکم دارم، به عنوان توضیح اضافه گفتند چشمهایم رنگی به نظر میرسد، که البته من در آن دوران مریض سرما بودم و دوست متوجه شددم که آب دماغم را بالا میگرفتهام. در نهایت پس از یک ماه فهمیدم که رد شدهام. در مورد دوست من، با این فرض که داییشان در بخش وایرینگ خودروهای برقی حضور داشت و بهعنوان معرف وارد شد، داستان تفاوت داشت. ظاهراً دوست من در دانشگاه فرهنگیان بوده و ظاهراً با معرفی به شخصی به نام ***** که مسئول آنجا بوده، وارد شرکت شد. طبق صحبتها، حقوق ورودی برای فرد با مدرک مشخص بین ۱۵ تا ۱۷ میلیون تومان بوده و به این شرکت دولتی که آشناها و پارتی در آن نقش دارند اشاره شده است. شانس پذیرش تا حد زیادی به روابط و روابط آشناها وابسته بوده است، هرچند معیارهای دیگری هم تاثیرگذار است. از نظر حجم کار، کارها نسبتاً کم است، اما انتظار میرود سطح کار حفظ شود و برای کار غذا و سرویس رفت و برگشت به تهران فراهم است.
امروز در مورد حقوق مسخره شون مذاکره کردند. نتیجه: حقوق کف با شما بسته میشه افتضاح افتضاح افتضاح 10 درصد حقوق تون هر ماه بلوکه است تا انتهای ماه. اگر در ارزیابی هفتگی از دید مدیران .... تایید بشید، اون 10 درصد به شما پرداخت میشه. به صورت هفتگی ارزیابی میشی و بعد از سه هفته بای بای بگردین دنبال کار هر ضرری به خاطر اشتباه سهوی تون به پروژه بزنید حداکثر تا 2 ماه بعد از حقوق تون کسر میشه خلاصه شرکت پردازش مالی کاریزما شده زندان گوانتاناما هر کی از جونش و روح و روانش سیر شده بیاد پردازش مالی کاریزما
گاندی جملهی خیلی خوبی داره که میگه: «هیچ کس از فاسد حمایت نمیکند، جز فاسد! هیچ کس از ظالم دفاع نمیکند، جز ظالمین! هیچ کس از آزادی دفاع نمیکند، جز آزاد اندیشان! و در این میان هرکسی میداند کجای این داستان قراردارد..» کاملا سداد رو توصیف کرده کسیکه نونش توی هرج و مرج و بیسوادی و حرفوحدیث و حاشیه باشه که اجازه نمیده این چیزا حل بشه و با ادعایی که داره که من اومدم مشکلات رو حل کنم ولی مشکلو که بهش میگی میگه authorityندارم کسیکه سواد فنی نداره باید رفتار خارج از روابط کاری داشته باشه که بتونه از برنامه نویس اخراجی تبدیل به مدیر پروژه ایوا بشه اگر این موارد براتون صدق میکنه سداد براتون بهشته....اگر مرزی برای اخلاق و روابطتون ندارید و سطح فنیتون منفیه سداد بهترین شرکته براتون
من حدود دوسال فعالیت داشتم در این شرکت ، مدیریتی داره که حرف هایی که امروز به شما بعنوان دستور کار میده فردا فراموش میکنه و بعد اینکه شما کاری رو به سرانجام رسوندیش میگه برگرد از اول اینجوری انجامش بده و جالبه که بعد از اینکه دوباره به حرف هایش گوش میدید و اون کار رو انجام میدید باز نظرش عوض میشه، کلا بی برنامگی موج میزنه ، روزهایی که همه کشور بعلت آلودگی و .... تعطیل میشن رو زورشون میاد تعطیل کنند و فشار میارن به پرسنل مرخصی تو این شرکت 24 روز در سال هست که طبق قانون کار عمل نمیکنن ، کسر کار رو ضربدر 3 میکنند و از حقوق کسر میکنند و در ازاش اضافه کار با کمترین ضریب و میزان حقوق محاسبه میشه یه واحد داره به اسم منابع انسانی که مدیر اون فوق العاده بی سواد هستش و جوری با شما صحبت میکنه که انگار داره به شما لطف میکنه که اینجا استخدام هستید و دارید پول یامفت میگیرید، و کلا نگاه از بالا به پایین دارند ایشون دو پرسنل بی ادب داره منابع انسانی که دو خانم هستند که با داشتن دسترسی به دوربین تمامی اتاق ها میشینن پرسنل رو تماشا میکنند و مسخره میکنند و میخندن ، و اینکار شده سرگرمیشون . کل شرکت راهرو ها ، اتاق ها ، پشت بام و ... بجز سرویس بهداشتی دوربین داره در زاویه های مختلف که خدایی نکرده چیزی از دستشون در نره و همه دوربین ها میکروفون داره که صدای محیط رو به وضوح میتونن گوش کنن ، یک نفر مدیر داخلی داره که آخرین منطقش برای ارتباط کاری دعوا و داد و بیداد هست و انگار با همه دعوا داره . داد و بیداد تو این شرکت امری طبیعی و هر ماه میتونین از هیجانات و استرس های که برات ایجاد میکنن لذت ببری. در طبقه ای که من کار میکردم یک پرسنل بود که همیشه صدای بلند حرف میزدو داد و بیداد میکرد و مزاحم کار همه پرسنل میشد و وقتی اعتراض میکردیم هم باز کاری صورت نمیگرفت تا آرامش در محیط کار حفظ بشه. گرفتن مرخصی اینجا مثل هفت خان رستم میمونه نکته جالب اینه با وجود اینکه مرخصی داری باز بهت نمیدن و غیبت محاسبه میکنند که نه تنها چهار برابر از حقوقت کم میکنند بیمه رو هم رد نمیکنن واسه اون روز .همچنین برای مرخصی که میخوابید برید باید به مدیر جواب پس بدید و ازتون میپرسه کجا میخوای بری که در نوع خودش جالبه. موقع قرارداد یک سفته از شما دریافت میکنن ولی میگن توش نباید چیزی بنویسید و سفید امضا کنید . مبلغش برای هرکس یه چیزه. همچنین نسخه قرارداد و رسید سفته رو هم بهتون نمیدن و در جوابش میگن اعتماد ندارید میتونید برید . و جالبه که تو این شرکت هر کس بخواد بره چیزی به اسم استفا وجود ندارد و نمیتونی زود تر از موعد قرار داد بری و تهدیدت میکنن که از سفته است استفاده میکنن و شکایت میکنم ازت همچنین مواردی رو هم برای نمونه برات مثال میزنن که فلانی رو دیدی ۵0 میلیون ازش گرفتیم و رفت . و واقعا هم درسته چندین نفر رو که از شرکت رفتن ازشون شکایت کردن و از پرسنل بدبخت پول گرفتن، و واقعا تو این شرکت به حلال بودن دستمزدی که آخر ماه بهت میدن باید شک کنی که خدایی نکرده از پول هایی نباشه که از پرسنل دیگه میگیرن با شکایت. نکته جالبی که در مورد این شرکت باید بگم اینه که همه دلشون میخواد برن از این شرکت و همه ناراضی هستن و شرکت رو به مثابه یک زندان میدونن برای خودشون و وقتی شما بعنوان تازه کار استخدام میشه اینقدر این صحبت ها رو میشنوی که فکر میکنید پرسنل بخاطر اینکه جایگاه شغلی خودشون به خطر افتاده اینها رو میگن تا فرار کنید ولی بعد از مدتی که قرار داد بستید میفهمید اونها خیر شما رو میخواستند و حرف هاشون درست بوده. نکته دیگه ای که هست مثلاً اگر حقوق شما 18 میلیون تومان باشد بیمه شما رو حقوق پایه رد میکنن ، و داخل قرارداد حقوق رو پایه مینویسند . موقع حقوق دادن هم میان پایه حقوق رو از طریق بانک پرداخت میکنند و الباقی رو نقد میدن که فردا اگر بیرونتون کردن شما شکایت کردی دستت به جایی بند نباشه و بگن حقوق پایه میگرفتی . قراردادی که با شما میبندن یک بند داره که توش نوشته شما بعد از اتمام قرارداد تا دو سال حق نداری با شرکت های رقیب کار کنی و جالبه نمیکنن شرکت رقیب کیه و منظورشان چیه ، خب در واقع بعد از کار در این شرکت شما در تخصص خودتون که مثلاً برنامه نویس بوده نمیتونی کار کنید و باید برید تو بغالی مشغول فروختن ماست و شیر و پنیر بشید . تو قراردا(قرارداد ترکمنچای) همه موارد یکطرفه هست و همش نوشته اگر فلان کار رو کنین سفته میره واسه اجرا و از شما شکایت میشه ، در این قسمت میخوام به بند های جالب قرارداد اشاره کنم : ۱. یک قسمت از قرار داد نوشته تعیین ساعت کاری روز تعطیل با کارفرمایان . که یعنی هر موقع خواستند میتونن شمارو بکشونن سر کار. حتی ایام تعطیل که واقعا هم این کارو میکند . ۲.معرفی کارمند و یا فردی با جواز کسب معتبر، انگار میخوان وام بدن . ۳.کارمند حق استفا ندارد مگر با جلب رضایت کارفرما ، که کارفرما هم هیچ موقع رضایتش جلب نمیشه و از شما شکایت میکنه و سفته رو اجرا میزاره. ۴. اگر کمیته انضباطی شما رو اخراج بکنن شرکت میتونه از سفته ای که گذاشتید خسارت دریافت کنه. ۵.داخل قرارداد چندین بار اشاره کرده که از شما میتونیم شکایت کیفری کنیم و اینکار رو با پرونده سازی علیه شما انجام میده به راحتی که نمونه اش رو هم بهتون با پر رویی تمام براتون مثال میزنن. ۶. تنها دو روز در سال میتونید از مرخصی اضطرار استفاده کنین . یعنی اینکه اگر مشکلی براتون پیش اومد و از قبل مرخصی نگرفته بودید تنها دو با روز میتونید ازش استفاده کنین و باقیش میشه غیبت و چندین برابر از حقوق کم شدن و بیمه رد نکردن. ۷.یه جایی از قرارداد نوشته اگر از گوشیتون خارج از عرف استفاده کنین هر روز در بدو ورود گوشیتون رو میگیرن و آخر وقت خواستید برید تحویل میدم ، قشنگ زندان رو میتونی تجربه کنی البته با بستن این قرارداد ممکنه زندان واقعی هم در انتظارت باشه . ۸. در تمامی بند ها این مطرح شده که کارمند حق هرگونه اعتراض را از خود سلب میکند و اینکه از مبلغ سفته ای که گذاشتید خسارت میگیرند و از طریق مراجع قانونی و قضایی پیگیری میکنن همه اش تهدید . ۹. در صورت استخدام شما در ارگان دولتی و اگر بخواهید بخاطرش قطع همکاری کنید مبلغ کل سفته شما رو ضرر و زیان میگیرند و از شما در مراجع قضایی شکایت طرح میکنن. ۱۰.مبلغ زیان اشاره شده در کل قرارداد معمولا ۵۰ تا ۷۰ میلیون تومان هست. خب جدای از اینها شما هنگام کار در این شرکت اگر خدایی نکرده انگشت به بینی خودتون کنین یا مدیریت خودشون شخصا ، یا منابع انسانی با شما تماس میگیره و شما رو تنبیه میکنه چون داعما در حال گوش کردن و دیدن شما هستن . خدا نکند تو این شرکت شما از کسی خوشتان بیاید یا قصد ازدواج یا دوستی داشته باشید حتی خارج از شرکت نه در محیط و زمان کاری, از منابع انسانی ، مدیریت ، و باقی مدیران میریزند سرت جوری که بگی غلط کردم و وقتی بگی این موضوع شخصی هست و به کار ربط ندارد و یا اینکه قصد ازدواج دارید از شما قباله ازدواج میخواهند و تهدید هم میکنند که به خانواده هاتون اطلاع میدیم و وقتی میفهمند خانواده ها هم اطلاع دارند جور دیگری تهدید میکنند . سیگار کشیدن هم در این شرکت موضوع جالبیست مثلاً آقایون به پشت بام جهت کشیدن سیگار میروند ولی. خانم ها حق ندارند و اگر بروند با برخورد زشت و زننده منابع انسانی روبرو میشن . یک چیز جالب دیگه هم داره اینه که هر ماه یک بسته به گفته خودشون ارزاق معیشتی که از بنجل ترین و اشغال ترین جنس های بازار هست خریداری میکنن و هنگام تحویل به شما ازتون امضا هم میگیرند. در مجموع بخوام بگم اگر بخواهید استرس ، بی احترامی ، جنگ و دعوا ، بی ارزش شمرده شدن ، ندیدن زحمات و کارها و ارتباط با مدیران بی سواد ، پایین ترین حقوق و بالاترین توقع ها را هر روز تجربه کنید با بستن قرارداد با این شرکت شما موفق شدید . در غیر اینصورت فورا محل را ترک و پشت سرتون رو هم نباید نگاه کنید .
تصورم این بود که کار با این شرکت قراردادی ارزش خیلی زیادی داره، اما واقعیت فرق میکرد. من برای مدتی ماهیانه به طور تقریبی دو تا سه ساعت کار انجام میدادم و بدون هیچ مزیت یا بیمهای برای تأمین اجتماعی، مالیات هم ارسال میشد. بارها درخواست کردیم که بیمه رد یا مشخص شود، اما اقدامی انجام نشد. یک روز در ماه به کار میپرداختم و آن را نیز رد میکردند؛ مدیران با بهانههایی مثل اینکه سیاست شرکت چنین نیست و در نهایت هیچ کمکی ارائه نمیشد. تجربهام از محیط کار این بود که شدتاً گوگولی است و بس. بعد از یک و نیم سال کار، تنها دو تا سه بار مدیرعامل و چند نفر از گروه مالی عوض شدند و حتی مدتی هیچ مدیری وجود نداشت یا مدیران اصلی حاضر نبودند. شخصاً میتوانم حدس بزنم که وضعیت مدیریتی چگونه بوده است. اخیراً هم کمی به نظم رسیده بودند، اما همچنان در مجموع وضعیتی از نبود ثبات و مدیریت مشخص داشت.
سیستمی که این شرکت داره بیشتر بر پایه رفاقت و پاچه خواری هست تا مهارت های فنی، واحدی به نام داده کاوی داره که بیشتر شبیه واحد بایگانی داده هست تا داده کاوی. در مصاحبه برای پوزیشن تحلیگر داده فقط SQL براشون مهم هست و مشخص بود زبان پایتون یا آر رو بلد نیستن و اعتقادی هم به این زبانها ندارن و کلا فقط دستورات SQL رو بلد هستن. در اولین مصاحبه همون لحظه ای که برای مدیر قسمت داده کاویشون از ایده ها و کارهای جدید فنی صحبت کردم فهمیدم که دنبال استخدام کارمند دولتی هستن نه یک مهندس صاحب فکر و ایده.
وقتی برای یکی از فرصتهای شغلی رزومه فرستادم، فرآیند طولانی آغاز شد و حدود چهل روز درگیر مصاحبه تخصصی، انجام تسک و نهایتاً مصاحبه منابع انسانی شدم تا اعلام نتیجهها را ببینم. حقیقتش انتظار جدی برای قبول شدن در مصاحبه منابع انسانی داشتم، اما حس کردم برخورد از بالا به پایین است و گاه نگاه بعضاً نسبت به من ناعادلانه به نظر میرسید. با وجود اینکه بخش تخصصی با موفقیت پشت سر گذاشته شده بود و از نظر تخصصی مشکلی نبود، به این نتیجه رسیدم که یکسری سوالها یا نگاههای غیرمرتبط باعث زیر سوال رفتن تمام تلاش و انگیزهام شده است. این شرایط در نهایت منجر به احساس خستگی و ناامیدی زیادی از این سردرگمی و اتلاف انرژی شد.
یکی از بدترین تجربههای من بود، شرکت کاملا خانوادگی اداره میشه و همه با هم فامیل هستند،حقوقی که میدن یک سوم جاهای دیگهست مدیرای اونجا طوری تحقیر میکنند کارمندارو که من خودم چند بار گریه کردن کارمندای خانوم رو اونجا دیدم(یکی از مدیرها گویا مشکل هاد روانی داره که اگر خودتون تو شرکت باشید بعد چند هفته متوجه میشید) صفحه کامپیوتر شما کنترل میشه و دائما با دوربین کنترل میشید و تذکر میگیرید بهترین کارمند اونجا هم باشی باز به جای قدردانی غر میزنند حقوق رو هم به جای اینکه سر ماه بدن بیستم هر ماه میدن که اگر رفتی از شرکت بیرون جلوتر پول نگرفته باشی و تسویه نشده باشی چون خروجی شرکت خیلی بالاست و همه بعد چند ماه جدا میشند نکته مثبت شرکت اینه که سابقه کاری پیدا میکنید و شرکت هر چند ماه اقلام خوراکی و گاهی هم بن لباس میده
به صورت خلاصه میگم. و تجربه ای که اونجا داشتم و همچنین بی پرده می گم. افرادی که می خوان استخدام این هلدینگ و شرکت های زیر مجموعه اش بشن تجربه من در مدتی که تو این هلدینگ بودم در یه جمله خلاصه میشه: «یه سری مدیر بی همهچیز با یه مالک بی همه چیز تر از همشون دور هم جمع شدن و شرکت زدن.»
بنده برنامه نویسی رو اینجا یادگرفتم و واقعیت همیشه اینجا رقابت سر سختی بود و الان در حال حاضر در کانادا باتوجه به مفاهیم اموزشی یاد گرفتم مشغول کار هستم . متاسفانه خیلی ها بهره و تلاشش رو نداشتن و رفتند ! خواهشی دارم حتما حضوری برین صحبت کنید اگر براتون مفید بود استفاده کنید
زمستون سال ۱۴۰۰ بعد از ارسال رزومه، و مصاحبه فنی که اوکی شد، و هر مرحله هم بینش دو سه هعته طول میکشید که زنگ بزنند و آدم بلاتکلیف بود تو این مدت، جلسه با معاونت بود تو ساختمون میدان مادر یادم نیست طبقه ۷ یا ۱۰، وفتی رفتم پیش منشی انگار نفر قبلی مصاحبه داشت و منشی به من یک فرم داد که مشخصات خودم و جاهایی که قبلا کار کردم و حقوق های قبلی و حقوق درخواستی رو بزنم. فرم رو پر کردم و به منشی دادم و باز منتظر موندم. دیدم منشی فرم منو برداشته و داره برگ میزنه و کامل داره میبینه و واکنشش هم صدای فیس فیس با لب و دندوناشه، کلی بدم اومد از رفتارش، همونجا میخواستم واکنش نشون بدم، یا رفتم تو اتاق جلسه به مدیر و معاون بگم تو سازمانتون، حد و حدود وظایف منشی رو شما مشخص نکردید؟؟ واقعا متاسفم .. میخواستم شمارشو همینجا بذارم که دفعه دیگه اینکارو نکنه .. دلم سوخت واسش .. اینم بگم که حقوق رو به صورت کارانه و بن و اینا داده میشه یک مبلغیش و من ترجیحم کامل یک جا سر ماه هست.
رفتار کارگزاری بسیار بسیار بد تایم ناهار اجباری با سرآشپز بسیار بداخلاق و بد انگ کلا همه اونجا با خودشون هم قهرن تایم استراحت نداره ب خانمها غذا نمیدن در صورتی ک براساس قانون کار چون تعداد زیادی کارگر داره باید غذارو تامین کنه نه غذا میدن و نه حتی پول غذا ب خانمها قسمت بهداشتش هم خیلی بد برخورد میکنن قسمت حراست ب صورت رندم ب یکی گیر میدن ب یکی نه محیط کارش پراز استرس قوانینی دارن ک حتی شرکتهای دولتی هم این قوانین روندارن کسی حق نداره با همکارش اونجا ازدواج کنه کسی حق نداره با همکارش بیرون بره و……نمیدونم کی وبراساس چی داره شرکت رو اداره میکنه امیدوارم ب مسایل مربوط ب کارگزینی بهداشت تغذیه استراحت برای خانمها رسیدگی بیشتر بشه
من تجربهای از شرکت زرسام هنر دارم که واقعاً پر از فشار و محدودیت است. وضع کار به گونهای است که همه مستقیماً از مدیرعامل پیروی میکنند و فضای سازمانی به شکل سنتی و بدوی اداره میشود. گاه شاهد بودم که مدیرعامل هر کار کوچکی را تأیید یا منتفی میکند؛ از نظافت دفتر تا کارهای تعمیراتی یا حتی غذا دادن به سگهای حیاط. با وجود این همه تایید، بعد از هر اتفاق ناخوشایند با وجود همه این تأییدها، من و همکاران دوباره زیر سوال میرفتیم و ممکن بود اخراج شویم. کار در چنین محیطی برای کسانی که دنبال رضایت مدیرعاملاند، دشوار است؛ فضای کاری به گونهای است که همهمه برای جلب توجه مدیرعامل در رأس قرار دارد. اگر مرد باشید، احتمال دارد برای حفظ جایگاه خود باید زیرآب بزنید یا اینکه دیگران شما را زیر آب بزنند. و اگر خانم باشید، ممکن است فشارهایی از طرف مدیرعامل برای پذیرفتن رفتارهای غیراخلاقی به شما وارد شود.
برای این شرکت واقعاً به کار گرفتن نیروها بهصورت تنگنظرانه وجود دارد و محیط کار از دید من محدودکننده بود. از همان ابتدای کار کنترل زیادی روی کارکنان احساس میشد و هر لحظه مدیریتها سیستمها را زیر نظر میگرفتند. همچنین از من برای شروع کار چک سفید امضا میخواستند، که تجربهی ناامیدکنندهای بود.
من حدود یک سال است که در این شرکت کار میکنم و هر شخصی که به این شرکت میاد بالای چند سال میمونه چون هم حقوق مناسبی دارند و هم دورکاری هستش یه چیزی که همون اول منو جذب کرد وجود تعداد زیادی پروژه که همه آنها زیر کار رفته بودند و همچنین بیشتر افراد در کاراشاب senior و full stack هستند تنها ایراد بیمه بود که قول رفع شدن داده اند ادرس سایت را اشتباه زدید ادرسش اینه http://karashab.ir/
من تحت عنوان حسابدار توو مجموع حدود 5 سال خالصانه فعالیت داشتم و خدایی از جونو دل مایه میذاشتم برا شرکت اما متاسفانه یک شبه عذر منو خواستن بدون هیچ دلیل خاصی.. متاسفانه اونجا نیرو انسانی براشون اهمیت زیادی نداره و فوق العاده شدید باندبازی هستش
من بیشتر از ۴ سال تو توسن بودم، نمیتونم بگم بد بود، یک جاهایی و یک زمانی خوب بود انصافا، ولی یک جاهایی و زمانهایی هم خیلی بد بود انصافا، مشکلات خیلی بزرگی داشتم اونجا، ولی چون من زیاد اهل جا به جا شدن نبودن و نیستم و کلا آدم سازگاریم ..موندم. کنترل پروژه خیلی خوبی داره از نظر من .. من دوست داشتم، اسپرینت و اینا و یک حالتی انگار نظم میداد به کارها .. بعضی وقتها رعایت نمیشد ولی زیاد برای من مهم نبود. خیلی رابطه هست، رابطه فامیلی منظورم نیست، رابطه دوستی که همونجا بر اساس اقتضا و یا شاید نیاز و زرنگی شکل گرفته! اونجا، بعضی سرپرست ها کارهای چیپ میدن به بچه ها، راه نمیدن بچه ها رو تو کار، هم سرپرست هایی که من داشتم اینطوری توشون بود هم از گروه های دیگه خیییلی شنیدم که کلا تو توسن هم مشهور بودن .. مدیر هم تا موقعی که کار انجام بشه، زیاد ندیدم توجه کنن، سوگولی و رابطه دوستی من خیلی دیدم .. نه صرفا براساس اینکه کارش خوب بوده! اگه ببینی بعضی ها زیاد موندن اونجا استناد نکنید به این فاکتور .. به نظر من متاسفانه بازار کار خرابه آدمها میمونن یک جا .. البته نظر منه! قرص بیخیالی و خونسردی و نادیده گرفتن و اینا هر روز باید بزنید اونجا .. حتی با اینکه منم زیاد برام مهم نبود .. یادمه یکی از بچه ها میگفت من ۹ ساله اینجام شاید دو تا یکسال یعنی دو سالش سرپرست خوب داشتم. وام دوره ای میدن، یکم درصد کارمزدش زیاده، بعضی بچه ها میگن نگیرید ولی با این تورم خوبه به نظرم ولی اگه رفتید از شرکت تا تسویه کامل وام، سنواتتون رو نمیدن. ولی بزرگترین معضلی که من داشتم، منابع انسانیش هست، متاسفانه نیروهاش انگار ثابتن و عوض هم نمیشن .. تو ظاهر خیییلی خوبن ولی باطن رو خدا میدونه. یادمه یکی از بچه ها میگفت، یهو منابع انسانی زنگ زد گفت امروز رفتی، وسایلتم ببر و از فردا نیا (آخر سال هم نبود!).. یکی میگفت یکی از بچه ها یهو یک ایمیل اومد که تا آخر ماه بیشتر نیستی .. مدیرا هم اونجا خیییلی عوض شدند، جز مدیر منابع انسانی فکر کنم! ما گروهمون تو ۴ سال، ۳ تا مدیر دید به خودش! کلا هم بدخداحافظی میکنن منابع انسانیش .. انگار تا ته پشتشو میزنن و شرکت رقیب بری اگه بفهمن هیچی دیگه و شرکتهایی که میشناسن هم من شنیدم تا میتونن زیرآب میزنن .. مواظب بچه های جذبشون باشید ..تو ظاهر خییییلی خوبن حواستون باشه ! نمیدونم دیگه. خیلی از بچه ها به خاطر سرپرست و مدیر استعفا میدن و منایع انسانی هم کلا نقش چغندر رو داره .. بارها از بچه ها شنیدم هیچ کاره ان .. یادمه یکی از بچه های قدیمی کنترل پروژه میگفت نمیدونم این منابع انسانی چه ... میخوره! خلاصه بچه های منابع انسانی چند تاشون بالای ۹، ۱۰ سال اونجان و تکون هم نمیخورن انگار .. دور مدیرشون هم میچرخند. خود منابع انسانی بعضی وقتها به بچه هایی که با مدیر به اختلاف میخورن پیشنهاد میده برن ! چون دلیلی هم که میاره اینه شرکت بین مدیر و کارشناش قطعا مدیر رو انتخاب میکنه. منابع انسانیش شعافففف خیییلی داره، خییییلی .. مخصوصا جشن ها و .. بچه ها ی تولید بعضی هاشون میگفتن ترفنده! (من زیاد توجه نمیکردم و مهم نبود برام).. مخصوصا کسایی که سرشون شلوغ بود تو جشن ها نمیومدن یک حالتی انگار اعتراص داشتن یا جلب توجه میکردن، که تو میری جشن ای منابع انسانی و مدیران بالادستی شرکت و من همش باید کار کنم! شاید حق داشتند، نمیدونم، مخصوصا اینکه شرکت، شرکت تولید نرم افزار هست و عملا درآمد شرکت با کار بچه های تولید و پشتیبانی هست نه با کار منابع انسانی (دوست ندارم اینو بگم چون منابع انسانی خیلی شرکتها فوق العاده ان بچه هاش، ولی در شرکت توسن، این حسو نداری) .. یکی دیگه شرکت رو تاسیس کرده، بچه های تولید و پشتیبانی دارن زحمت میکشن و باعث سود شرکت میشن و منابع انسانی قیافه میگیره! وقتی یک مشکلی برای یکی از بچه ها با مدیر و سرپرست پیش میاد که عملا کارشناس نقشی نداره ولی خب حاشیه دارش میکنند و راحت بهش میگن برو و برچسب ناسازگاری بهش میزنند .. خلاصه حواستون باشه. خیلی چیزها رو نمیشه گفت واقعا. یک مورد دیگه در مورد فضای شرکت توسن، یادمه رزومه یکی از همکارهای سابقم که کارش خوب بود تو سایتشون ثبت کرده بود برای یک موقعیت شغلی و خودم به سرپرستم گفتم اگه میشه به گروه مربوطه که میخواد هم بگه کارش خوبه، ولی هیچ وقت دعوت نشد به مصاحبه، انگار زیاد بچه های سطح بالا رو سرپرست ها خوششون نمیاد جذب کنند. به قول یکی از مدیرای بزرگ اونجا که خیلی تیم زیر دستشون بود و الان رفتند بعضی از سرپرستها با نیروهای سطح بالا نمیتونن کار کنند! یعنی اینطوری بگم نیروی سطح پایین و سن پایین انگار شانس اومدن و ماندن زیادی دارن .. و تو خود توسن هم با گذشت زمان رشد کنند .. شاید چون خطرناک نیست برای سرپرست و تیم .. من خودم دو تا سرپرست داشتم، اولی خیلی خوب بود که عمرش کم بود و رفت از شرکت (که به قول خودش هیچ وقت دوست نداره برگرده حتی تو توسن بچه ها رو ببینه) و دومی خییلی اذیت کرد .. و هنوزم اونجا هست. راستی، منابع انسانیش تقریبا هر سال اخر سال زنگ میزنه و یک سررسید و جعبه شیرینی بابت یادگاری میفرستن ! تو تسویه حساب حالتو میگیرن و از بچه هایی که ازشون بابت گرفتن حق و حقوقشون ازشون به اداره کار شکایت کردند، کلی اذیتشون کردن، حتی بعدش! حواستون باشه. حقوق هم درصد زیادیش ضریب پاداش و عملکرد هست .. که رو سنوات حساب نمیشه. فضای شرکت هم اوپن آفیس هست که شلوغه، برای همین دورکار میکنند و این مزیت هست (من دورکاری رو با توجه به فضای شرکت ترجیح میدادم) .. کافی شاپ داره من دوست داشتم .. سیستم ها alo هست، میزها رو صندلی ها رنگ های مختلف داره. ولی در کل ساختمونشو دوست نداشتم. منم نمیخواستم بنویسم اینا رو .. چون میترسیدم. شنیدم بچه های منابع انسانی خییییلی تو فضای مجازی فعالن و کلا نظر مخالف رو نمیپسندن و تا میتونن تخریب میکنن .. ولی دوست داشتم بگم تجربیاتمو.
شنیده بودیم کارانه و پاداش منوط به کارایی و خروجی افراد بود نه اصل حقوق واقعا این حجم از حماقت و دیکتاتوری نوبره نیروی کار متخصص کمه به جای اینکه اسایش نیرو رو فراهم کنند مهدکودک راه انداختن به روش 100سال پیش.زور کی بیشتره؟پس اون حرفش هرچرتی باشه درسته مدیران ارشد.مدیر عامل یکبار فکر کردید خروجی 3سال اخیرتون چی بوده؟مشکل نیرو بوده یا مدیریت تیم؟اگر نیرو بوده که کلا یه دور ریختید همه رو بیرون مجدد جذب کردید چرا مشکل حل نشد؟ سوالی که از تیم سایت تجربه کاری هم دارم.یکی دوهفته ثبت نظررو بستید چیزی عوض شد؟ هرچقدر خاک بدید و پنهان کاری کنید حقیقت میزنه بیرون...انقدر نادان نباشید
جداً یه سوالی که باید از حضرات "پردازش مالی کاریزما" پرسید: از کجای خودتون به این نتیجه رسیدین که باید 10 درصد حقوق گروگان گیری کنید؟؟؟؟(اونم حقوق های چندرغازی تون) یه ماهه پیش یه نظر سنجی کردین ما فک کردیم شرایط یه سر سوزن بهتر بشه این طوری که به قول دوستمون شدیم زندان گوانتاناما #شرافت #تعهد_کارفرما
با من قرار مصاحبه ست شد و من رفتم سر جلسه و بعد دو ساعت هیچ خبری ازشون نشد. بعد که پیگیر شدم گفتن یه قرار دیگه برات ست میکنیم . چون بی تجربه بودم کوتاه اومدم و یه قرار دیگه ست کردیم باهم. همون جلسه رو هم با نیم ساعت تاخیر اومدن. 2 3 روز بعدترش یه تسک فرستادن برام از طریق ایمیل و گفتن یه هفته وقت داری واسه انجامش و وقتی انجامش دادی بهمون خبر بده تا تایم دفاع از تسکت رو واست ست کنیم. من تسک رو انجام دادم و بهشون ایمیل فرستادم که من اوکیم واسه دفاع از تسکم و هیچ خبری دیگه ازشون نشد. 3 4 باری هم مستقیم به منابع انسانی شون زنگ زدم و گفتن میپرسیم اطلاع میدیم.ولی هیچ خبری نشد که نشد. البته الان واقعا راضیم که اوکی نشد
به نظر میرسد فرآیند مصاحبه کمی با شوخی و چاشنی طنز همراه بود و در آخر مشخص شد که رد شدهام. در جلسه مصاحبه، با یکی از دوستان دعوت شدیم و تا مرحله آخر رفتیم؛ همه چیز تا آن زمان خوب بود اما در پایان، برخوردها طعنهآمیز شد و به نظر میآمد هدف امتحان صبر است. به من گفتند آیا زیر پیراهن چیزی پنهان نکردهای و چون شکم دارم، به عنوان توضیح اضافه گفتند چشمهایم رنگی به نظر میرسد، که البته من در آن دوران مریض سرما بودم و دوست متوجه شددم که آب دماغم را بالا میگرفتهام. در نهایت پس از یک ماه فهمیدم که رد شدهام. در مورد دوست من، با این فرض که داییشان در بخش وایرینگ خودروهای برقی حضور داشت و بهعنوان معرف وارد شد، داستان تفاوت داشت. ظاهراً دوست من در دانشگاه فرهنگیان بوده و ظاهراً با معرفی به شخصی به نام ***** که مسئول آنجا بوده، وارد شرکت شد. طبق صحبتها، حقوق ورودی برای فرد با مدرک مشخص بین ۱۵ تا ۱۷ میلیون تومان بوده و به این شرکت دولتی که آشناها و پارتی در آن نقش دارند اشاره شده است. شانس پذیرش تا حد زیادی به روابط و روابط آشناها وابسته بوده است، هرچند معیارهای دیگری هم تاثیرگذار است. از نظر حجم کار، کارها نسبتاً کم است، اما انتظار میرود سطح کار حفظ شود و برای کار غذا و سرویس رفت و برگشت به تهران فراهم است.
امروز در مورد حقوق مسخره شون مذاکره کردند. نتیجه: حقوق کف با شما بسته میشه افتضاح افتضاح افتضاح 10 درصد حقوق تون هر ماه بلوکه است تا انتهای ماه. اگر در ارزیابی هفتگی از دید مدیران .... تایید بشید، اون 10 درصد به شما پرداخت میشه. به صورت هفتگی ارزیابی میشی و بعد از سه هفته بای بای بگردین دنبال کار هر ضرری به خاطر اشتباه سهوی تون به پروژه بزنید حداکثر تا 2 ماه بعد از حقوق تون کسر میشه خلاصه شرکت پردازش مالی کاریزما شده زندان گوانتاناما هر کی از جونش و روح و روانش سیر شده بیاد پردازش مالی کاریزما
گاندی جملهی خیلی خوبی داره که میگه: «هیچ کس از فاسد حمایت نمیکند، جز فاسد! هیچ کس از ظالم دفاع نمیکند، جز ظالمین! هیچ کس از آزادی دفاع نمیکند، جز آزاد اندیشان! و در این میان هرکسی میداند کجای این داستان قراردارد..» کاملا سداد رو توصیف کرده کسیکه نونش توی هرج و مرج و بیسوادی و حرفوحدیث و حاشیه باشه که اجازه نمیده این چیزا حل بشه و با ادعایی که داره که من اومدم مشکلات رو حل کنم ولی مشکلو که بهش میگی میگه authorityندارم کسیکه سواد فنی نداره باید رفتار خارج از روابط کاری داشته باشه که بتونه از برنامه نویس اخراجی تبدیل به مدیر پروژه ایوا بشه اگر این موارد براتون صدق میکنه سداد براتون بهشته....اگر مرزی برای اخلاق و روابطتون ندارید و سطح فنیتون منفیه سداد بهترین شرکته براتون
من حدود دوسال فعالیت داشتم در این شرکت ، مدیریتی داره که حرف هایی که امروز به شما بعنوان دستور کار میده فردا فراموش میکنه و بعد اینکه شما کاری رو به سرانجام رسوندیش میگه برگرد از اول اینجوری انجامش بده و جالبه که بعد از اینکه دوباره به حرف هایش گوش میدید و اون کار رو انجام میدید باز نظرش عوض میشه، کلا بی برنامگی موج میزنه ، روزهایی که همه کشور بعلت آلودگی و .... تعطیل میشن رو زورشون میاد تعطیل کنند و فشار میارن به پرسنل مرخصی تو این شرکت 24 روز در سال هست که طبق قانون کار عمل نمیکنن ، کسر کار رو ضربدر 3 میکنند و از حقوق کسر میکنند و در ازاش اضافه کار با کمترین ضریب و میزان حقوق محاسبه میشه یه واحد داره به اسم منابع انسانی که مدیر اون فوق العاده بی سواد هستش و جوری با شما صحبت میکنه که انگار داره به شما لطف میکنه که اینجا استخدام هستید و دارید پول یامفت میگیرید، و کلا نگاه از بالا به پایین دارند ایشون دو پرسنل بی ادب داره منابع انسانی که دو خانم هستند که با داشتن دسترسی به دوربین تمامی اتاق ها میشینن پرسنل رو تماشا میکنند و مسخره میکنند و میخندن ، و اینکار شده سرگرمیشون . کل شرکت راهرو ها ، اتاق ها ، پشت بام و ... بجز سرویس بهداشتی دوربین داره در زاویه های مختلف که خدایی نکرده چیزی از دستشون در نره و همه دوربین ها میکروفون داره که صدای محیط رو به وضوح میتونن گوش کنن ، یک نفر مدیر داخلی داره که آخرین منطقش برای ارتباط کاری دعوا و داد و بیداد هست و انگار با همه دعوا داره . داد و بیداد تو این شرکت امری طبیعی و هر ماه میتونین از هیجانات و استرس های که برات ایجاد میکنن لذت ببری. در طبقه ای که من کار میکردم یک پرسنل بود که همیشه صدای بلند حرف میزدو داد و بیداد میکرد و مزاحم کار همه پرسنل میشد و وقتی اعتراض میکردیم هم باز کاری صورت نمیگرفت تا آرامش در محیط کار حفظ بشه. گرفتن مرخصی اینجا مثل هفت خان رستم میمونه نکته جالب اینه با وجود اینکه مرخصی داری باز بهت نمیدن و غیبت محاسبه میکنند که نه تنها چهار برابر از حقوقت کم میکنند بیمه رو هم رد نمیکنن واسه اون روز .همچنین برای مرخصی که میخوابید برید باید به مدیر جواب پس بدید و ازتون میپرسه کجا میخوای بری که در نوع خودش جالبه. موقع قرارداد یک سفته از شما دریافت میکنن ولی میگن توش نباید چیزی بنویسید و سفید امضا کنید . مبلغش برای هرکس یه چیزه. همچنین نسخه قرارداد و رسید سفته رو هم بهتون نمیدن و در جوابش میگن اعتماد ندارید میتونید برید . و جالبه که تو این شرکت هر کس بخواد بره چیزی به اسم استفا وجود ندارد و نمیتونی زود تر از موعد قرار داد بری و تهدیدت میکنن که از سفته است استفاده میکنن و شکایت میکنم ازت همچنین مواردی رو هم برای نمونه برات مثال میزنن که فلانی رو دیدی ۵0 میلیون ازش گرفتیم و رفت . و واقعا هم درسته چندین نفر رو که از شرکت رفتن ازشون شکایت کردن و از پرسنل بدبخت پول گرفتن، و واقعا تو این شرکت به حلال بودن دستمزدی که آخر ماه بهت میدن باید شک کنی که خدایی نکرده از پول هایی نباشه که از پرسنل دیگه میگیرن با شکایت. نکته جالبی که در مورد این شرکت باید بگم اینه که همه دلشون میخواد برن از این شرکت و همه ناراضی هستن و شرکت رو به مثابه یک زندان میدونن برای خودشون و وقتی شما بعنوان تازه کار استخدام میشه اینقدر این صحبت ها رو میشنوی که فکر میکنید پرسنل بخاطر اینکه جایگاه شغلی خودشون به خطر افتاده اینها رو میگن تا فرار کنید ولی بعد از مدتی که قرار داد بستید میفهمید اونها خیر شما رو میخواستند و حرف هاشون درست بوده. نکته دیگه ای که هست مثلاً اگر حقوق شما 18 میلیون تومان باشد بیمه شما رو حقوق پایه رد میکنن ، و داخل قرارداد حقوق رو پایه مینویسند . موقع حقوق دادن هم میان پایه حقوق رو از طریق بانک پرداخت میکنند و الباقی رو نقد میدن که فردا اگر بیرونتون کردن شما شکایت کردی دستت به جایی بند نباشه و بگن حقوق پایه میگرفتی . قراردادی که با شما میبندن یک بند داره که توش نوشته شما بعد از اتمام قرارداد تا دو سال حق نداری با شرکت های رقیب کار کنی و جالبه نمیکنن شرکت رقیب کیه و منظورشان چیه ، خب در واقع بعد از کار در این شرکت شما در تخصص خودتون که مثلاً برنامه نویس بوده نمیتونی کار کنید و باید برید تو بغالی مشغول فروختن ماست و شیر و پنیر بشید . تو قراردا(قرارداد ترکمنچای) همه موارد یکطرفه هست و همش نوشته اگر فلان کار رو کنین سفته میره واسه اجرا و از شما شکایت میشه ، در این قسمت میخوام به بند های جالب قرارداد اشاره کنم : ۱. یک قسمت از قرار داد نوشته تعیین ساعت کاری روز تعطیل با کارفرمایان . که یعنی هر موقع خواستند میتونن شمارو بکشونن سر کار. حتی ایام تعطیل که واقعا هم این کارو میکند . ۲.معرفی کارمند و یا فردی با جواز کسب معتبر، انگار میخوان وام بدن . ۳.کارمند حق استفا ندارد مگر با جلب رضایت کارفرما ، که کارفرما هم هیچ موقع رضایتش جلب نمیشه و از شما شکایت میکنه و سفته رو اجرا میزاره. ۴. اگر کمیته انضباطی شما رو اخراج بکنن شرکت میتونه از سفته ای که گذاشتید خسارت دریافت کنه. ۵.داخل قرارداد چندین بار اشاره کرده که از شما میتونیم شکایت کیفری کنیم و اینکار رو با پرونده سازی علیه شما انجام میده به راحتی که نمونه اش رو هم بهتون با پر رویی تمام براتون مثال میزنن. ۶. تنها دو روز در سال میتونید از مرخصی اضطرار استفاده کنین . یعنی اینکه اگر مشکلی براتون پیش اومد و از قبل مرخصی نگرفته بودید تنها دو با روز میتونید ازش استفاده کنین و باقیش میشه غیبت و چندین برابر از حقوق کم شدن و بیمه رد نکردن. ۷.یه جایی از قرارداد نوشته اگر از گوشیتون خارج از عرف استفاده کنین هر روز در بدو ورود گوشیتون رو میگیرن و آخر وقت خواستید برید تحویل میدم ، قشنگ زندان رو میتونی تجربه کنی البته با بستن این قرارداد ممکنه زندان واقعی هم در انتظارت باشه . ۸. در تمامی بند ها این مطرح شده که کارمند حق هرگونه اعتراض را از خود سلب میکند و اینکه از مبلغ سفته ای که گذاشتید خسارت میگیرند و از طریق مراجع قانونی و قضایی پیگیری میکنن همه اش تهدید . ۹. در صورت استخدام شما در ارگان دولتی و اگر بخواهید بخاطرش قطع همکاری کنید مبلغ کل سفته شما رو ضرر و زیان میگیرند و از شما در مراجع قضایی شکایت طرح میکنن. ۱۰.مبلغ زیان اشاره شده در کل قرارداد معمولا ۵۰ تا ۷۰ میلیون تومان هست. خب جدای از اینها شما هنگام کار در این شرکت اگر خدایی نکرده انگشت به بینی خودتون کنین یا مدیریت خودشون شخصا ، یا منابع انسانی با شما تماس میگیره و شما رو تنبیه میکنه چون داعما در حال گوش کردن و دیدن شما هستن . خدا نکند تو این شرکت شما از کسی خوشتان بیاید یا قصد ازدواج یا دوستی داشته باشید حتی خارج از شرکت نه در محیط و زمان کاری, از منابع انسانی ، مدیریت ، و باقی مدیران میریزند سرت جوری که بگی غلط کردم و وقتی بگی این موضوع شخصی هست و به کار ربط ندارد و یا اینکه قصد ازدواج دارید از شما قباله ازدواج میخواهند و تهدید هم میکنند که به خانواده هاتون اطلاع میدیم و وقتی میفهمند خانواده ها هم اطلاع دارند جور دیگری تهدید میکنند . سیگار کشیدن هم در این شرکت موضوع جالبیست مثلاً آقایون به پشت بام جهت کشیدن سیگار میروند ولی. خانم ها حق ندارند و اگر بروند با برخورد زشت و زننده منابع انسانی روبرو میشن . یک چیز جالب دیگه هم داره اینه که هر ماه یک بسته به گفته خودشون ارزاق معیشتی که از بنجل ترین و اشغال ترین جنس های بازار هست خریداری میکنن و هنگام تحویل به شما ازتون امضا هم میگیرند. در مجموع بخوام بگم اگر بخواهید استرس ، بی احترامی ، جنگ و دعوا ، بی ارزش شمرده شدن ، ندیدن زحمات و کارها و ارتباط با مدیران بی سواد ، پایین ترین حقوق و بالاترین توقع ها را هر روز تجربه کنید با بستن قرارداد با این شرکت شما موفق شدید . در غیر اینصورت فورا محل را ترک و پشت سرتون رو هم نباید نگاه کنید .
تصورم این بود که کار با این شرکت قراردادی ارزش خیلی زیادی داره، اما واقعیت فرق میکرد. من برای مدتی ماهیانه به طور تقریبی دو تا سه ساعت کار انجام میدادم و بدون هیچ مزیت یا بیمهای برای تأمین اجتماعی، مالیات هم ارسال میشد. بارها درخواست کردیم که بیمه رد یا مشخص شود، اما اقدامی انجام نشد. یک روز در ماه به کار میپرداختم و آن را نیز رد میکردند؛ مدیران با بهانههایی مثل اینکه سیاست شرکت چنین نیست و در نهایت هیچ کمکی ارائه نمیشد. تجربهام از محیط کار این بود که شدتاً گوگولی است و بس. بعد از یک و نیم سال کار، تنها دو تا سه بار مدیرعامل و چند نفر از گروه مالی عوض شدند و حتی مدتی هیچ مدیری وجود نداشت یا مدیران اصلی حاضر نبودند. شخصاً میتوانم حدس بزنم که وضعیت مدیریتی چگونه بوده است. اخیراً هم کمی به نظم رسیده بودند، اما همچنان در مجموع وضعیتی از نبود ثبات و مدیریت مشخص داشت.
سیستمی که این شرکت داره بیشتر بر پایه رفاقت و پاچه خواری هست تا مهارت های فنی، واحدی به نام داده کاوی داره که بیشتر شبیه واحد بایگانی داده هست تا داده کاوی. در مصاحبه برای پوزیشن تحلیگر داده فقط SQL براشون مهم هست و مشخص بود زبان پایتون یا آر رو بلد نیستن و اعتقادی هم به این زبانها ندارن و کلا فقط دستورات SQL رو بلد هستن. در اولین مصاحبه همون لحظه ای که برای مدیر قسمت داده کاویشون از ایده ها و کارهای جدید فنی صحبت کردم فهمیدم که دنبال استخدام کارمند دولتی هستن نه یک مهندس صاحب فکر و ایده.
وقتی برای یکی از فرصتهای شغلی رزومه فرستادم، فرآیند طولانی آغاز شد و حدود چهل روز درگیر مصاحبه تخصصی، انجام تسک و نهایتاً مصاحبه منابع انسانی شدم تا اعلام نتیجهها را ببینم. حقیقتش انتظار جدی برای قبول شدن در مصاحبه منابع انسانی داشتم، اما حس کردم برخورد از بالا به پایین است و گاه نگاه بعضاً نسبت به من ناعادلانه به نظر میرسید. با وجود اینکه بخش تخصصی با موفقیت پشت سر گذاشته شده بود و از نظر تخصصی مشکلی نبود، به این نتیجه رسیدم که یکسری سوالها یا نگاههای غیرمرتبط باعث زیر سوال رفتن تمام تلاش و انگیزهام شده است. این شرایط در نهایت منجر به احساس خستگی و ناامیدی زیادی از این سردرگمی و اتلاف انرژی شد.