تجربه من در بخش بازاریابی اسنپ گروسری را چنین به خاطر میآورم که محیط آن به نظر میرسید فضای بستهای باشد از روابط دوستانه و رفاقتی که خیلی زودتر از کارکرد واقعی روی توسعه و تصمیمگیریها اثر میگذاشت. بهجای ساختار روشن و فرآیندهای کارآمد، بیشتر با حاشیهها و شایعات روبهرو میشدم و گاهی احساس میکردم برای پیشرفت باید در یک گروه همسو و همنشین باشم تا بتوانم رشد کنم. سطح تجربه و دانش مدیران بهنظر من پایین بود و همین موضوع باعث میشد اعتبار تیم مارکتینگ در سازمان چندان قابل اتکا نباشد. اگرچه در نگاه کلی شاید برای افرادی که تازه وارد کار هستند، فضای کار کمی سادهوار و دستیافتنی بهنظر برسد، اما برای من که دنبال عمق و توسعه پایدار بودم، فقدان پختگی در سیستم و عملکرد مشهود بود. در کل، به نظرم عملکرد تیم مارکتینگ آنجا چندان مطلوب نبود و از نظر من نمرهای بین یک تا دو از ده برای این بخش تصور میشود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
چیزی که میخواهم بگویم بدون اغراق و به دور از غرض است . چون صراحتا این نظرات ممکن است بر آینده و زندگی کسی تاثیر گذار باشد که اشتباه خود من عدم اطمینان به این نظرات بود . کار حرفه ای درحال انجام است ولی در حال حاضر محیطی پر از استرس و بدون برنامه دارد که حجم کاری بالایی نداره ولی نظر و حرف های بی برنامه از سمت کسانی که فقط ادعای مدیریت دارند و از موضوعات فقط تحصیلات کلاسیک دارند خیلی زیاده. اصلا نظر مهندسی و حساب شده که خلاف نظر دکتری دوستان باشد قابل قبول نبوده و به هر دلیلی رد و نقض می شود و شما را از ایده پردازی خسته می کند . البته در بخش تحقیق و توسعه برخلاف ماهیتش که باید با برنامهریزی و آرامش به پیشبرد اهداف نگاه کرد در اینجا اصلا وجود نداره و مدیران بخش هم فقط بدنبال خودنمایی بدون واقعیت هستند . یکی از فرصت های شغلی بسیار مناسبم را بخاطر اینجا از دست دادم . اگر دنبال مکانی میگردید تا استرس و بی مدیریتی را در سایه یک کار بزرگ تجربه کنید ، اینجا را بهتون پیشنهاد میکنم . البته در کنار همه این موارد مزایایی هم دارد که به دور از انصاف است بیان نشود . از قبیل فضای فیزیکی کار ، تجهیزات در اختیار و مابقی موارد که در ادامه بیان میکنم . یک پیشنهاد دارم که در نظرات سایر همکاران نیز به شدت و قوت وجود داشت ولی به نظرم کسانی که تصمیم گیر در شرکت هستند این نظرات را یا نمیبینند و یا فکر می کنند الان همه چی درسته و همه کسانی که انتقاد کردند دشمن شرکت پرست هستند ولی نه . ای کاش،واقع نگر و در تصمیمات خود تجدید نظر کنند .
شرکت واحد صنعتی پوشاک هاکوپیان را تجربه کردم. در اینجا با مشکلی اصلی روبهرو بودیم: انشقاق و تفرقه میان کارکنان استخدامشده و درگیریهای مداوم بین آقای هاکوپیان و پسرش در تصمیمگیریهای شرکت. اگر بخشی از مجموعه یوریک باشید، به سرعت و با هیچ دلیل مشخصی کمتر از یک ماه کنار گذاشته میشوید. در چنین فضایی، زیرآبزنی، کشمشکلات فراوان و نسبت دادن اتهامات اخلاقی به همکاران به کرات دیده میشود.
من چند ماه تو این شرکت کار کردم. متاسفانه باید بگم تیم منابع انسانی دیجیکالا برای جذب نیرو به راحتی دروغ میگه. این اتفاق برای من و چندین نفر دیگه از بچههای تیم محصول افتاد. زمانی که تو شرکت قبلی مشغول به کار بودم، از طریق لینکداین برای کار تو تیم محصول دیجیکالا به مصاحبه دعوت شدم. اون موقع رد کردم. چند ماه بعد در حالی که متوجه شدم تو کارم اجحاف در حقم صورت گرفته، تصمیم گرفتم به جاهای دیگه هم فکر کنم. با اینکه بعد از عید قرار بود پروموشن بگیرم و ارزیابی شده بودم. به منابع انسانی دیجیکالا تو لینکداین پیام دادم که الان اوکی هستم مصاحبه کنیم. خلاصه پروسه مصاحبه من با چندین شرکت شروع شد. دیجیکالا بعد از اولین مصاحبه و تمرین بهم اطلاع داد که overqualified شدم و برای تیمهای دیگه هم باید مصاحبه داشته باشم. نهایتا بعد از ۴ مرحله مصاحبه برای من جاب آفر ارسال کردن. عنوان شغلی APM بود که بهشون گفتم به هیچ عنوان اوکی نیستم و اگه تو کار الآنم بمونم دو ماه دیگه پروموشن میگیرم. تو واتس اپ برام وویس فرستادن که ما قول میدیم کمتر از دو ماه دیگه تو دیجی کالا این اتفاق برات میفته، اینجا پوزیشنهاش با جاهای دیگه فرق داره و قراره تو چند روز آینده اصلاح شه و همپارچه بشه با بقیه شرکتها. بعد هم فشارهای مکرر که جواب بده ما بقیه کاندیداها رو معطل نگه داشتیم تا تو جواب بدی. من ناچارا بقیه مصاحبهها رو کنسل کردم و از کارم استعفا دادم. چند روز بعد از ورود به دیجیکالا متوجه شدم این ترفند رو قبل از من روی چندین و چند نفر پیاده کردن و هیچ تغییر پوزیشنی در کار نبوده و نیست. وویس واتس اپ رو جلوشون پلی میکردم میگفتن نه تو اشتباه متوجه شدی!!!!! از کیفیت پایین تیم محصول و بینظمی این شرکت هر چی بگم کم گفتم. دریغ از یه داکیومنت! مرتبا هم اعضا در حال استعفا و ترک شرکت هستن. (اونم نه به قصد مهاجرت، بلکه برای تغییر شرکت.) من واقعا برای تیم منابع انسانی دیجیکالا متاسفم.
آن تجربه برای من به هیچ وجه دلچسب نبود. مدیرعامل شرکت به اندازهای به نقد سازنده استقبال نمیکرد که احساس میکردم حرفهایم شنیده نمیشود و واقعا با وجود انتقادهای سازنده، فضای کارساز فراهم نبود. حقوق و معوقات به شکل نامنظم پرداخت میشد و بخش زیادی از مطالبات هم معوق ماند. وعدهها یکی پس از دیگری عملی نشدند و مدیران به نظر میرسید رویکردی واقعبینانه ندارند. به طور کل، حرفهای نبودند و در حوزهای که شرکت انتخاب کرده بود، تجربهی لازم را نداشتند. سرانجام سایتی که برای خدمات سلامتی راه انداخته بودند، بعد از چند ماه به دلایل نامشخصی از دسترس خارج شد.
من در شرکت خلاق برهان تجربهای ناخوشایند داشتم: با وجود ادعای رعایت حقوق کارکنان، به طور ناخواسته احساس میکردم که حقوق ما پامال میشود، پاداش کافی نمیگرفتیم و حقوقی که حقمان بود را دریافت نمیکردیم. از طرفی برای نگهداشت تیم نیرو میگرفتند بدون اینکه منابع مناسب مالی در اختیار باشد. با وجود استفاده از جدیدترین فناوریها و رشد نسبی پروژهها، در نهایت شرکت تعطیل شد.
شرکت رو به رشدی است. محیطی بسیار خوبی برای یادگیری و مواجهه با مطالب جدید هست. تیمهای فنی شامل تیمهای متنوع از طراحی صنعتی، نرمافزار سیستمی، نرمافزار کاربری، سیستم عامل و پشتیبانی هست. با توجه به اینکه تنها تولید کننده محصولات ذخیره ساز در کشور هست، آینده بسیار خوبی دارد. مزایا: - حقوق به موقع - محیط کاری مناسب - ترکیب نیروهای جوان و با تجربه - یادگیری زیاد - پرداخت کارانه و پاداش - جو دوستانه معایب: - حجم کار زیاد و چالشی
در این شرکت، انتخاب معاونان به اندازهای بیدقت بود که واقعا فکر میکردم موقعیتهای مدیریتی را بدون توجه به تواناییها میگیرند. معاونان به گونهای تکلیفشان را انجام میدهند که نه سواد عملی دارند، نه درک درستی از وظایفشان، و هیچکس هم به دنبال تغییرشان نیست.
در محیط این شرکت با مدیرعاملی روبهرو شدم که از پرداخت حقوق و معوقات سرباز میزد و به هیچ عنوان توصیه نمیکنم در آینده با ایشان همکاری کنم. تجربهی من نشان میدهد که مدیریت حقوق و تعهدات به درستی انجام نمیشود و به همین دلیل از هرگونه ارتباط کاری با این فرد خودداری کنید.
شرکتی بی در و پیکر بهتره آدم کار نکنه ولی اونجا هم نره مدیریت افتضاح از اون مدیرکل گند دماغ تا مدیران ارشد یه روز دیدم مدیر ارشدش رو گفتن جمع کن برو!!! آخرش هم با همین روش منو اخراج کردن گفتن یا بیا خودت استعفا بنویس و پولات رو راحت بهت بدیم یا اینکه شکایت کن و حالا حالاها بدو... با اینکه استعفا نوشتم هنوز صفته منو ندادن زنگ هم میزنی میپیچونن.
شرکت پرسا (پردازش و ذخیره سازی سریع داده) یک شرکت فعال در حوزه ذخیرهسازی دادههای عظیم به شمار می رود و در حال حاضر در حال رقابت با برندهای خارجی مستقر در بازار ایران می باشد البته نه در تمامی نیازمندی ها و رده ها . شرکت رو به رشد می باشد و به نظر بنده می تواند برای فعالین و افرادی که تمایل دارند برای تولید یک محصول حرفه ای مشارکت داشته باشند، این شرکت گزینه بسیار مناسبی می باشد . می توان بیان کرد این شرکت جز شرکت های رده میانی از نظر حقوق و مزایا، خدمات رفاهی و سطح کیفی کار و دانش فنی می باشد . از نقاطی که باید در این شرکت تقویت شود و در واقع جزو نقاط ضعف بوده و اگر اصلاح نشود به نظر بنده و خیلی از همکاران پیشین در شرکت پرسا که از این مجموعه جدا شدند که می تواند هزینه های سنگینی را در بر داشته باشد ، برخورد مدیریتی دولتی، عدم تعامل دوستانه، نگاه بالا به پایین و دستوری در برخی سطوح معاونتی و مدیریتی و همچنین استفاده از افراد غیر متخصص و پا به سن گذاشته در برخی از همین سمت ها بوده که برای یک شرکت خصوصی با این توان، با یک اصلاح سازمانی می تواند رشد رو به جلوی سریع تر ی داشته باشد .
در این شرکت نگاه مدیران به کارمندها از بالا به پایین است و به نوعی سیستم ارباب رعیتی حاکم است؛ توصیه میکنم قبل از پیوستن به مالتینا با چند نفر از کارمندهای سابق صحبت کنید. فامیلهای مدیریت حضور دارند و تصور میشود که آنها هرگز تعدیل نمیشوند و تنها افراد عادی چنین اتفاقی را تجربه میکنند. حقوق نسبت به میانگین بازار پایینتر است و سفته بدون امکان پشت نویسی از افراد گرفته میشود. مدیریت و فامیلها ارزش بالایی برای خود قائلاند و باید از بحث و اعتراض پرهیز شود.
سختیهای مدیریت و فضای کار نامناسب باعث شده بود احساس کنم مدتهاست با چالشهای عدیدهای روبهرو هستم. مدیرانی با سطح معلومات پایین و اختلافهای فراوان بین معاونتها فضای کار را پرتنش کرده بود و مشکلات روانی معاونتها و خود مدیران ارشد به گونهای بود که به نظر میرسید علاجناپذیر باشد. این وضعیت در نهایت به چشماندازی با احتمال کاهش کارآمدی و رونق شرکت منجر میشد.
عمرت وقتت هدفت پولت مغزت آیندت تجربه ات پیشرفتت همه اش به فنا میره اگه بیای رجا مدیر یه آدم بیشعور زبون نفهم که فقط با آشنا بازی از این بانک و بانک پروژه میگیره مزایا نداره این شرکت ولی تا صبح معایب داره
اگر به دنبال یادگیری چالش هستید در نوع خود بهترین است با توجه به اینکه معمولا چند تا پروژه همزمان دارند در مدت کوتاه و خیلی سریع میشه رشد کرد مدیران خوب و حرفه ای داره و کلا نحیط حرفه ای و دوستانه است
رویایت از تجربهام این بود که به عنوان کارآموز وارد NOC شرکت افرانت بشم؛ جایگاهی که فقط به آدمهای بدون سابقه کار میخورد و کمتر دنبال افراد با تجربه بود. اونجا برخورد با نظم شدید و استرس بالا بود و فرصت برای آرامش یا تفنن وجود نداشت. من بین سالهای هشتاد و هشت تا نود اونجا بودم و هنوز امیدوارم شرایطش بهتر شده باشه. در اون زمان حقوقمون هم تابع وزارت کار بود.
شنیدم شرکت زیرمجموعه مستقیم بیمه مرکزی است و چند شرکت کوچکتر هم دارد که حالا به پارک فناوری پردیس منتقل شدند و محل کار آنجا است. اولا از جنبههای خوبش حرف میزنم: حقوق و مزایا نسبتا خوب است و دولتها برای ایاب و ذهاب کمک میدهند؛ پرداخت حقوق عمدتا بهموقع است، هر چند گاهی تاخیرهای کوتاه وجود دارد. بیمه تکمیلی ارائه میشود، صبحانه و ناهار داده میشود، زمانهای استراحت و بازی هم در نظر گرفته شده و اضافهکار با تأیید مدیران واحدها پرداخت میشود. اما مشکلاتی هم وجود دارد که باید به آنها اشاره کرد: اکثر نیروها با واسطه یا آشنا وارد شرکت شدهاند، خواه از بیمه یا از طریق معرفی در شرکت. حقوق با توجه به نزدیکی شما به معرف یا به مدیرعامل تفاوت چشمگیری دارد. کارها بهطور واقعی تخصصی و دقیق به نیروها سپرده نمیشود و بینظمی در شرکت به وضوح دیده میشود؛ به نظر من دلیلش این است که استخدامها بیشتر بر پایه روابط شخصی با مدیرعامل است تا صلاحیت علمی. روال کارها مشخص نیست و سلیقه در انجام کارها پررنگ است و از باندبازی و لجاجت میان کارکنان هم زیاد میگویند. تقریبا نیمی از نیروها در شرکت مدیر یا معاون هستند و گاهی مشاهده شده مدیر حتی کارشناس ندارد و فقط عنوان مدیر را یدک میکشد. این وضعیت باعث حاکم شدن حاشیهها و حواشی بیشتر میشود.
در شرکت پردازشگر تراز سامانه، نزدیک به یک سال و چهار ماه به عنوان کارشناس فروش خدمت کردم. فضای کاری واقعا دوستانه و دلنشین بود و مدیران عالیرتبهای داشتیم که به کارکنانشان اهمیت میدادند. زمانی که مجبور شدم به خاطر شرایط کاری همسرم از کشور خارج شوم، با اشک از شرکت جدا شدم. با این حال هنوز هم ارتباطم با آنها حفظ است و اگر روزی به ایران برگردم، با خوشحالی دوباره در تراز سامانه مشغول به کار خواهم شد.
شرکت کارگزاری سهام بارز محیطی خشک و کنترلگر دارد که به کارمندان اجازه رشد نمیدهد. مدیر پذیرش آنلاین به شدت نظارت تصویری میکند و ارتباط خوب بین همکاران را محدود میسازد. باورم این است که جو هدفمند این شرکت تقسیم و حکومت است و تجربهای شبیه بازداشتگاهی با مدیری آنلاین و بیسواد بر شعبهها حاکم است. به نظر من شایستهسالاری وجود ندارد و پیشرفتها بیشتر به رابطهها بستگی دارد. cons: فضای کاری دشوار شبیه پادگان، مدیریت بیدرایت و بیسوادی مدیر.
در یک دوره یکماهه کارآموزی آغاز شد و مربی دوره واقعا الهامبخش بود، اما پس از آن اوضاع تغییر کرد. ما را با وعدههای پرشمار به عنوان کارآموز جذب کردند و سه ماه بدون حقوق برای شرکت کار کردیم، در حالی که قول استخدام داده میشد اما به واقع به آن تعهدی عمل نشد. روزی فرا رسید که نه تنها همکاری با ما به عنوان کارآموزان تمام شد، بلکه تعدادی از کارکنان شرکت هم از کار اخراج شدند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.