در این شرکت همواره میدیدم که وعدهها عملی نمیشدند و تقریبا هیچ پیگیری مدیریتی وجود نداشت. اینجا به جای پرداخت حقوق، تنها از کارآموزها کار میکشند و هیچ حمایتی از طرف مسئولان نیست. به هیچ عنوان این مجموعه را پیشنهاد نمیکنم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
مهمترین ضعف کیان مدیر عامل مجموعه و افراد بیسوادی هستند که مدیر شده آمد. دیکتاتوری زیادی حاکم هست. قرارداد کیان دیجیتال واقعا مزخرف هست همه فرصت های بهتر از شما گرفته میشه. بخشی از حقوق رو بعنوان کارانه برمیدارن و هیچوقت بهت نمیدن به بهانه شفافیت. مدیرمحصولای واقعا بیسوادی داره. مدیر اچ آر کیان واقعا پاچه خوار مدیرعامل هست . کلا فرهنگ بگیر ببند حاکم هست. من دوسال کیان کار کردم بسیار وحشتناک هست بعد از خروج حتما باید پیش روانشناس رفت تا به زندگی عادی برگشت.
سالهاست که از برخورد با این شرکت تجربهای دارم که هنوز هم به خاطرش دوست دارم صادقانه بنویسم. من بهعنوان برنامهنویس همانجا کار میکردم و خیلی زود فهمیدم که حقوق را مطابق یک فرایند نامشخص و گاه غیرعادلانه تعیین میکنند. در اولین ماهها از من میپرسیدن چه مقدار حقوق میخواهی و بعد آن را با ضرب در بیست و یک یا بیست و دو محاسبه میکردند و میگفتند این مقدار حقوق سالانه است. اما وقتی پایان سال میپرسیدم که آن مبالغ به چه شکل تقسیم شدهاند، پاسخ میدادند که دو ماه از آن به اضافهکاری من بوده و برداشت دیگری هم بابت صندوق در نظر گرفته شده که امسال لغو شده است. این توضیحات اغلب روشن نبود و حس میکردم از لحاظ شفافیت نسبت به خودم مسئولیت کمتری داشتند. در نهایت برداشت من از وضعیت حقوقی شرکت این بود که مسیر پیشرفت برای من چندان واضح نبود و به نظر نمیرسید که مسیر رشد مشخص یا فرصتهای ملموسی وجود داشته باشد. فقط برخی نمایشها و ادعاهای سطحی برای تبلیغ تیم یا پروژهها دیده میشد.
من تجربهای از یک دوره کاری در شرکت آتی شهر هوشمند ایرانیان دارم که مدیریتی به شدت ضعیف داشت و حقوقها با تأخیر محقق میشد. در نهایت با وجود مطالبات زیادی که داشتم از کار بیرون آمدم و ناچار شدم دربارهی آنShape شکایت کنم. اتفاقا تفاوتی بین شعبه شیراز و تهران وجود نداشت و من در شعبه شیراز کار میکردم. اگر کار به جایی برسد که فشار کاری بالا رود، پیشنهاد میکنم آرامش خود را حفظ کنید و به دنبال راه قانونی باشید تا بتوانید حقوق خود را پیگیری کنید.
هیچ کدوم از اعضاء دارای اخلاق و قوانین کاری مناسبی نمیباشند و برخورد آنها با کارمند در حد زیر صفر میباشد. به طوری که هرلحظه خودت را سرزنش میکنی برای کار کردن در این شرکت.
بعد از مصاحبه اول قرار بود یک تسک فنی برایم ارسال شود، اما خبری از ایمیل و تسک نبود. یک بار هم برای پیگیری پاسخ دادم، اما پاسخ نگرفتم. این رفتار تا حد زیادی بینظم و غیر حرفهای به نظر میرسید.
با وجود بیش از یک سال همکاری با Royal Pardaz Tim، اکنون تمایل دارم این دوره را از رزومهام حذف کنم. امکانات رفاهی در شرکت وجود ندارد و حقوق هم به طور نامنظم پرداخت میشود. برای دریافت سنوات و عیدی ناچار شدم از طریق شکایت پیگیری کنم. به طور کلی مدیریتی وجود ندارد و هیچ تلاشی برای نگهداشت پروژههای جاری انجام نمیشود. مدیران اجرایی سطح دانش پایینی دارند که این موضوع بسیار آزاردهنده است. به طور کلی توصیه نمیکنم برای همکاری با این شرکت اقدام کنید.
من سه سال در امنافزار گستر شریف کار کردم و حرف اصلی من اینه که آنها بیرون از شرکت در حوزه امنیت نامی بزرگ دارند، اما در عمل شرایط به این شکل نیست. در این دوران فقط من و همتیمیهایم توانستیم پروژهها را تجربه کنیم و انگیزهای زیادی برای باقی ماندن در این شرکت نداشتم. مدیریـتها به مکرر تغییر کردند و تعدادی از نیروهای خوب که میشناختم رفتند؛ شرکت حتی به آنها توجهی نکرد و پروژههای ارزشمند نیز از دست رفت. امنیت شغلی محسوس نبود و حقوقها را بهراحتی افزایش نمیدهند یا با مقاومت روبهرو میکنند. بنابراین توصیه نمیکنم برای کار در اینجا اقدام کنید. بیرون از این شرکت، در حوزه امنیت و فناوری اطلاعات همچنان فرصتهای زیادی وجود دارد و احتمالا موفقتر خواهید بود. برایتان آرزوی موفقیت میکنم.
من از هفت سال پیش به تیم آسا پیوستهام و همواره با وجود نبود تجربه قبلی وارد این شرکت شدم. آسا واقعا در پیشرفت من نقش مهمی ایفا کرد و معتقدم بعضی از همکاران بیانصافی درباره این شرکت صحبت میکنند. فضای کاری در آسا بسیار دوستانه و دلنشین است و به شخصه از کارکردن در این مجموعه لذت میبرم.
شرکت به شدت غیر حرفه ای، پرداخت ها نامنظم، دریافت پروژه های زیاد و تحویل یک سورس کد اماده و ناقص به مشتری، بد قولی های زیاد برای پرداخت حقوق ساعات خارج از کار، انتظار کار زیاد.بدترین تجربه ی کاری پنج سال اخیرم
من با کارپینو تجربه خوبی از همکار بودن پیدا کردم و هنوز هم ارتباطاتمونو حفظ کردم؛ هرچند هیچکدوم از همکارانم به کارپینو برنمیگردن و بعضی مدیران یا فرآیندهای سخت شرکت، حس بردگی میداد. حقوق معمولا با دو هفته تاخیر و کمبود بوده و در پایان کار مرخصی و سایر مزایا هم بهطور کامل پرداخت نشد. قرارداد را هم در لحظهای که میخواستم جدا شوم، از من خواستن امضا کنم. این تجربه، تلخترین تجربه حرفهای من تا امروز بود.
برای کار کردن در این شرکت باید آماده باشید که امنیت شغلی وجود ندارد. من حدود یک سال و نیم اونجا کار کردم و قراردادها به صورت ماهانه تمدید میشدند؛ هر ماه یک قرارداد جدید به مدت یک ماه. مواردی دیدم که یکی از همکارها را به صورت تلفنی و درست بعد از پایان وقت اداری اخراج کردن؛ صبر نکردن تا فرد صبح بیاد سر کار و یک جلسه برای اعلام قطع همکاری بگذارند. تنها نکتهای که شاید جذاب به نظر برسد، موضوع حقوقی است که نسبت به میانگین بالاتر پرداخت میشود، اما به صورت مدل عجیبی اجرا میشود. بخشی از حقوق در قرارداد قید شده و بخش اصلی حقوق هر بار از حسابی شخصی واریز میشد. آخرین نکته اینکه برای پوزیشن فعال من سفرهای کاری زیادی داشتم، تقریبا دو بار در ماه.
در این مجموعه با محیط کاری غیرشفاف و توضیحناقص روبهرو بودم که به شدت بر رفتار حرفهای اعضای تیم مدیریتی سایه میافکند. ورود به کار با تجربهای از یک رفتار خانوادگی و نسبتا فاقد احترام همراه است که این فضای نامطلوب به کارکنان نیز منتقل میشود و گوش دادن به خاطرات مدیر فنی، تبدیل به عادت روزمره شده است. مدیریت شرکت به نوعی حصار از برخوردهای سلیقهای تبدیل شده و گاهی مدیران، خودباوری و نظرهای قطعی را در هر موضوعی اعمال میکنند؛ به طوری که برای حضور در جلسات صبحگاهی با حضور مدیرعامل، صحبت از اهدافی میشود که به نظر من هرگز عملی نمیگردد و ساختار درآمدی شرکت همواره پیچیده و بحثبرانگیز است. در پارکینگ، حضور خودروهای گرانقیمت و معاملات ضمنی مربوط به آنها دیده میشد و اگر با چنین نقلوانتقالهایی برخورد میکردید، لازم بود تا از خود واکنش نشان ندهید. حقوق و دستمزد به شکل مداوم فاقد شفافیت بود و فیش حقوقی به سادگی در اختیار کارمندان قرار نمیگرفت. تاخیرهای پرداخت به مدت طولانی وجود داشت و وقتی اعتراض میکردیم، با پاسکاری میان مدیریتهای مختلف روبهرو میشدیم و وعدههایی میدادند که عملی نمیشدند. تسویهحسابها با پیگیریهای شبانهروزی و کسریهای قابل توجه انجام میشد، حداقل عیدی و سنوات هم با تاخیرهای چندین ماه ارائه میشد و مشاهده میکردم که بارها کارکنان درگیریها و شکایاتی داشتند. مسئله رفاهی و نگهداری از نظافت هم چندان مساعد نبود. به عنوان نمونه احتمال داشت در سرویس بهداشتی مایع دستشویی موجود نباشد و برای دریافت دستمال کاغذی باید پیگیری کرد. میز کار هرگز بهطور منظم تمیز نمیشد و امور رفاهی کمبود داشت. اگر خودرویی داشتید و پارکینگ خالی بود، همان خودرو را باید خارج از شرکت پارک میکردید چون جای پارک نبود. غذا را باید خودتان گرم میکردید و گاز رومیزی تنها وسیله موجود بود. چای نیز با یک کتری قدیمی باید دم میشد و در هر طبقه یخچالی وجود داشت که چندین سال است نظافت نشده بود. در حوزه فنی و تجربه کاری، فرایند تولید نرمافزار به صورت سنتی انجام میشد و ادعای رعایت روشهای چابک وجود داشت اما هیچکدام از اصول آن به درستی اجرا نمیشد. اکثرا نیروهای باکیفیت یا وجود نداشتند یا به کارهای شخصی خود میپرداختند. به عقیده من، آموزش کارآموزی در چنین فضایی میتواند ذهنیت اشتباهی از تجربه کاری شکل بدهد. حریم خصوصی کارکنان، امنیت و احترام به آنها با محدودیتهایی همراه بود و امنیت فردی به طور کامل تامین نمیشد. ساعات کاری به شکل شناور تعریف نشده بود و هر تاخیر کوتاه، با کسر حقوقی سنگین مواجه میشد. کسر کار و اضافه کار نیز به صورت شفاف تنظیم نمیشد.
مدت دو سال در این شرکت حضور داشتم و تجربهای نسبتا ناخوشایند از کار در آن داشتم شیفت عصر را به عهده داشتم و فردی سطح پایین را به عنوان سرپرست برای این شیفت انتخاب کردند، فردی که با زیردستانش برخوردی ناگوار و از دید فنی هم چندان مسلط نبود کارکنان شرکت واقعا زحمت میکشند اما تیم مدیریت و مالی رفتارشان بهتازگی و به شدت ناشیانه بود برای مثال مسئول مالی هر روز دنبال این بود که مشخص کند چه کسی در شرکت سیگار میکشد، فقط به این خاطر که پدرش سابقا سیگار میکشیده و تجربهای خوب از افراد سیگاری ندارد تسویهحسابها طولانی شد و تقریبا هشت ماه به طول انجامید؛ در نهایت با پیگیری خودم موفق شدم پول را دریافت کنم عدم پیشرفت کاری و نوعی «بردهداری» بهعنوان از مزایای کار در پارس پک مطرح میشد نظرهای مثبتی که بهطور مکرر درج میشد را به سختی میپذیرفتم
شرکت مرکز مشاوره تحصیلی پوردستمالچی را بهزبان خودم تجربه کردم. اوایل خیلی امیدوار بودم که محیطی متفاوت و باکیفیت برای کار داشته باشم، اما به مرور با مشکلاتی روبه رو شدم. اولا احساس میکردم زندگی شخصی پرسنل فدای کار شدنی است که بدون توجه به برنامههایشان از جانب شرکت درخواست میشود و همیشه در خدمت شرکت بودن را ترجیح میدهند. حتی برنامهریزی برای تعطیلات رسمی هم دشوار بود و گاهی باید قبل از هرچیز به نگرانیهای شرکت پاسخ میدادیم؛ بهجای اینکه بتوانیم از قبل برای زمانهای آزادمان برنامهریزی کنیم. مدیران به نظر میرسیدند که تصمیمگیرنده نهایی تنها یک نفر است و از نظر من به مشارکت و همفکری تیمی کم توجه بودند. با وجود ادعای تیمیبودن شرکت، در عمل فکر و عمل گروهی معنا ندارد و تصمیمات عمدتا به یک دیدگاه مشخص محدود میشد.
من بعد از چند سال فعالیت به عنوان برنامهنویس وب در علوم سبز، معتقدم این مجموعه برای کارآموزی یا همکاری کوتاهمدت گزینه مناسبی بهنظر میرسد؛ اما خیلی از وعدههای بلندمدت عملی نمیشوند و از نظر حقوق و پیشرفت شغلی، وضعیت معمولی و کمتحرک است.
باور کنید تجربه من نشان میدهد که این شرکت در زمینه نرمافزارهای بازرسی و کنترل کیفیت فعالیت میکند و عمدتا در صنایع نفت و گاز و برای ارزیابی شناورها حضور دارد؛ فضای بازارشان بهطور مشخص به مشتریان خاص و بازاریابی با تمرکز کمین بازار اختصاص دارد. بهعنوان نمونه، فرصتهایی که برای این مجموعه مطرح میشود عبارتاند از: - کارآموزی - موقعیتهای برنامهنویس، طراحی سیستمها، تحلیلگر پایگاه داده و کارشناس استقرار سیستمها - کارشناس کنترل کیفیت برای گزینههای دوم و سوم، داشتن تجربه طولانیمدت در حوزه تخصصی تولیدات همان مجموعه حداقل به مدت پنج سال لازم است. تجربه من به همکاری میان این شرکت و شرکتی که در آن کار میکردم روی یک پروژه مشترک در سال ۱۳۹۹ برمیگردد که نتایج مطلوبی داشت. ضمنا امکان دورکاری وجود دارد و محیط کار برنده فضای نسبتا رسمی است.
شرکت ما را به عنوان یک فرصت رشد دیدم اما با برخی ضعفهای مدیریتی و سیاستهای داخلی روبهرو نبودم. از نظر فنی شرکت نسبتا قوی به نظر میرسید یا حداقل تلاش میکرد که سطح خوبی ارائه دهد و برای من که به عنوان جونیور وارد شدم، تجربه مفیدی از نظر پیشرفت به همراه داشت. با این حال فضای کاری بسیار بستهای داشت که گروهبندی خاصی از افراد تصمیمگیرنده همهکاره بودند و برای سایرین فرصت پیشرفت چندانی وجود نداشت. در تقسیمبندی کارکنان دو دسته دیده میشد: گروهی که خود را مغز متفکر میدانستند و تمام تصمیمها با آنها بود، و گروهی که تا حد معینی برای پیشرفت شرکت تلاش میکردند اما از نظر حقوق و مزایا بهآن اندازه که شرکت میخواست، در اولویت نبودند. برای من که به عنوان جونیور وارد شده بودم، قرار بود پس از یک هفته کارآموزی قرارداد و حقوقی حداقلی امضا شود؛ اما خیلی سریع زیر وعدههایشان زدند و تا دو ماه هیچ حقوقی پرداخت نشد. نکته دیگر این است که وعدهها و وعدههای آینده به عنوان ترفندی مدیریتی بارها و بارها تکرار میشد تا اینکه به طور غیر مستقیم فهمیدم قراردادی در کار نیست. با این وجود، حداقل حقوقی به موقع پرداخت میشد تا کارها رو به راه بیفتد، اما طی حدود یک سالی که اینجا کار میکردم هیچ قرارداد کتبی نداشتم. در بحث حقوق و مزایا، همانطور که گفته شد سفت بودن با گروه دوم وجود داشت: بیمه تا حد ممکن به موقع رد میشد تا برای شرکت مشکلی پیش نیاید، اما برای کاهش هزینهها، غالبا از حداقل حقوق وزارت کار استفاده میشد. افزایش حقوق سالیانه، عیدی و سنوات هم تقریبا به همین شکل بود. به طور مشخص، حتی پس از leaving company هم با برخی مسائل مواجه بودم و عیدی را پس از پیگیریهای مکرر در ده ماه و سنوات را در سه ماه دریافت کردم.
من موقعیت مکانی و محیط کار این شرکت را نسبتا مطلوب دیدم، ولی واقعیت این بود که برای رشد فردی باید بیشتر تلاش کرد. حقوق نسبت به شرکتهای مشابه پایینتر بود و سطح کاربری هم در حد متوسط بود (۶ از ۱۰)، بنابراین اگر دنبال پیشرفت هستید باید بیشتر خودتان دست به کار شوید و از همترازها یاد بگیرید، چون خیلی آنها به اندازه کافی به شما آموزش نمیدهند. شرکت برخی جشنهای مناسبتی و وعدههای صبحانه و ناهار را فراهم میکرد و از هزینه نهار تا حدود شصت درصد را پرداخت میکرد. همچنین سیستمی برای ثبت تسکها داشتند تا با استارت و استاپ کارها مشخص شود چه مقدار زمان صرف هر تسک شده است؛ این مورد برای برخیها ممکن است آزاردهنده یا دستپا گیر باشد. برای کسانی که به شرکتهای پایدار علاقه دارند و انتظار حقوق دقیقا سرموعد را دارند، اینجا ممکن است مناسب باشد؛ اما اگر رشد هم در نظر باشد، باید خودتان تلاش کنید چون چیزی بهطور غیراخلاقی در این زمینه به شما یاد داده نمیشود. یک نکته منفی که در تیم دیدم این بود که اکثر افراد با سمتهای مختلف سعی میکردند بگویند نیرو برای ما چندان هم مهم نیست و بهسرعت میتوانند جایگزینشان کنند؛ نمیدانم چرا چنین رویکردی وجود دارد، اما همین حرف را شنیدم.
در ابزارمارت جو سازمانی بسیار دوستانهای دارم و فضای کار بهگونهای است که دل تنگش میشود بعد از ترک؛ محیطی صمیمی که بهطور ناخودآگاه انگیزه میدهد تا رشد کنم. تنها نکتهی منفی اینجا این است که سطح حقوق نسبتا پایین است، مخصوصا برای کارهای پارهوقت دانشجویی و کارآموزی مناسب است.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.