در یک فرصت شغلی با این مجموعه کار کردم و آخرین سال همزمان با سال ۱۳۹۹ بود. با وجود اینکه مدت حضور من بین یک تا سه سال بود، این تجربه برای من به نحوی ارزشمند نبود و احساس میکردم حق و حقوق و شأن حرفهای من به اندازه کافی محترم شمرده نمیشود. اگر توجه به این نکته نداشتم، شاید در کار انگیزهام کاهش میافتاد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در یکی از معتبرترین محیطهای کاری که میتوان به آن افتخار کرد مشغول به کارم و با تمام وجود مدت سه تا پنج سال است که در سحاب پرداز حضور دارم.
در طول سالهای گذشته، به صورت تماموقت در واحد پشتیبانی صفارایانه مشغول به کار بودم و این دوره بین سه تا پنج سال طول کشید؛ آخرین سال حضورم در شرکت، سال ۱۳۹۷ بود.
در طول چند سال بهصورت تماموقت در صفارایانه کار کردم و علاوه بر این، سال آخر همکاریام در سال ۱۳۹۶ بود.
در حال حاضر به صورت تماموقت در شرکت داده ورزی سداد مشغول کارم و این تجربه بین یک تا سه سال سابقه کار در حوزه نرمافزار را شامل میشود.
برای شروع کار با انگیزه و بدون سابقه، من در گروه سبلان گستر تهویه به صورت تماموقت مشغول به کار شدم و این تجربه را در طی سه تا پنج سال اخیر سپری کردم.
در رونیکس به طور تماموقت کار میکردم و مدت همکاریام کمتر از یک سال بود، که سال آخر کاری من ۱۳۹۹ بود.
دوست ندارم به تعابیر منفی اشاره کنم، اما تجربهام نشان میدهد که مدت حضورم در شرکت دادهپردازی رسپینا کمتر از یک سال بود و آخرین سال همکاریام ۱۳۹۹ بود.
در شرکت داده پردازی رسپینا تجربه من از مصاحبه یک کارشناس فروش بود. در طی فرایند استخدام با چهار نفر مصاحبه کردم؛ ابتدا با کارشناس منابع انسانی، بعد با مدیر منابع انسانی، سپس با مدیر فروش جایگزین و در نهایت با مدیر فروش اصلی که از سفر برگشته بود صحبت کردم. سوالات همواره درباره دلیل ترک شرکت قبلی، نقاط ضعف و مشابه آن بود. پس از اینکه از شرکتشان خیلی تعریف کردند، پایه حقوق را کم گرفتند و گفتند پرسانت عالی و بالا پرداخت میشود و بهازای هر پایان فصل پورسانت را پرداخت میکنند. من از شهریور وارد کار شدم و تا اسفند همان سال در مجموعه بودم، اما حتی یک تومان هم بابت پورسانت دریافت نکردم با وجود اینکه به هدفها دست میبردیم و وعده پرداخت مکررا توی بیانیهها تکرار میشد. وقتی دیدم وعدهها عملی نمیشود، تصمیم به استعفا گرفتم و حالا بیش از شش ماه است که تسویهحساب من انجام نشده است. تجربه من این بود که شرکت بهشدت بینظم، کار زیاد با حقوق پایین و پورسانتهایی که هرگز وصول نمیشدند، و در مجموع شبیه بیگاری عمل میکرد.
در این شرکت مدت طولانی کار کردن هدف من بود و توانستم به طور تماموقت بمانم. سابقه من در رسپینا بین یک تا سه سال است و آخرین سال همکاریام در سال ۱۳۹۹ بوده است.
Cمن در حال حاضر در شرکت رایان هم افزا بصورت تمام وقت و به مدت ۱ تا ۳ سال مشغول به کار هستم.
در مدت حضورم در این شرکت تجربهی کاری نسبتا مثبتی داشتم، هرچند ناچار شدم با بحران کوچکی روبهرو شوم. مدت هشت ماهی که در آنجا بودم، با وجود نقاط قوتی که دیدم، با وجود فردی که نسبت به موقعیتش اصرار و جنجال داشت، مشکلاتی به وجود آمد که خوشبختانه با خروج او وضعیت دوباره به روال عادی برگشت و اکنون محیط کار و پرداختها به شرایط مطلوبی رسیده است. روابط کارمندان و مدیران نیز بسیار صمیمی و دوستانه است.
من در شرکت مهندسی پرسو الکترونیک رادمهر بصورت تمام وقت و به مدت ۱ تا ۳ سال کار کردم و آخرین سال همکاری من ۱۳۹۹ بوده.
در کار پشتیبانی فروش در گروه تعاونی پیشگامان بهصورت تماموقت حضور داشتم و مدت همکاریام کمتر از یک سال بود؛ سال آخر همکاریام ۱۳۹۸ بود.
در حال حاضر به صورت تماموقت در شرکت اسنپ تریپ مشغولم و از سه تا پنج سال پیش تا اکنون در پروژههای مختلف این سازمان فعالیت میکنم.
در فرصتهای استخدامی همیشه از فشار کاری بالا همراه با ادعاهای مدیریت گله داشتم، اما این تجربه را از نگاه خودم بیان میکنم. من مدت چند سال به طور تماموقت در پینکت کار کردم و سال آخر همکاریام به سال ۱۳۹۹ میرسید.
من در شرکت پتیاک سیستم به عنوان پشتیبانی فنی، به صورت تماموقت کار کردم و مدت همکاریام کمتر از یک سال بود؛ سال آخر کار من سال ۱۳۹۹ بود.
به عنوان اولین تجربهام در این شرکت بود که برای یک موقعیت توسعهدهنده C در زمینه ابزارهای پرداخت، ماموریت اصلیام تماس با داوطلبان و دعوت به مصاحبه بود. وظیفهام این بود که آدرس و جزئیات زمان مصاحبه را به ایمیلی که در رزومهام ذکر شده بود ارسال کنم، و در آن ایمیل هم لینک مربوط به تقویم گوگل را قرار بدهم تا داوطلب بتواند تاریخ را بهراحتی تنظیم کند. این تجربه نشان داد که جزئیات قرار مصاحبه به ایمیل من فرستاده میشود و از این طریق به راحتی با داوطلب ارتباط برقرار میشود.
در شرکت پایدار سامانه ارکیده، فضای کاری بهشدت دوستانه است و احترام به پرسنل در تمامی سطوح احساس میشود. هماکنون در واحد برنامهنویسی بهصورت تماموقت فعالیت میکنم و مدت زمان حضورم بین یک تا سه سال است.
شرکت بانک پاسارگاد بود و من تجربهای از مصاحبه کار در شعبه دارم. دو مرحله مصاحبه پیش رفت که بیشتر حول شخصیت و روانشناسی میچرخید و کمی هم پرسشهای مرتبط با بانکداری و مسائل مالی مانند السی مطرح شد. در پاسخدادن به سوالها کنجکاوی زیادی درباره نحوه رفتارم با مشتریان بود و اینکه تا چه اندازه میتوانم با مراجع برخورد کنم. برای آنها اهمیت داشت که تا چه حد قادر به دلنشین بودن با مشتریان هستم و به نظرشان اینکه مشتریدوستی را نشان بدهی چقدر اهمیت دارد. در تجربهام با شعب بانک، اغلب مشاهده میشد که به حق با من کارمند بود و نباید کاری انجام میشد که به دلیل ناقص بودن مدارک یا موارد دیگر انجام میشد؛ اما گاهی مدیر شعبه اصرار میکرد که کارها انجام شود. وقتی بخشنامه بانک مقرر میکند که برای انجام برخی کارها حتما مدارک مشخصی لازم است، و اگر من بدون آنها اقدام میکردم، بعدا در صورت بروز تخلف، رهبری کار به دوش من میافتاد و این تضادها واقعا استرسآور بود. بعد از چند سال کار در آنجا تصمیم به استعفا گرفتم چون تجربهی مطلوبی از کار در آن محیط نداشتم. من در بخش شعبه کار میکردم و متأسفانه با رفتار مناسب از سوی برخی مدیران شعب مواجه نبودم و فشردهسازی و سختگیریهای غیرضروری زیادی وجود داشت که فضای کار را محدود میکرد. بین کارکنان ستاد و شعبه تبعیضهای زیادی دیده میشد و اکثر همکاران شعبه برای انتقال به ستاد درخواست میدادند که غالبا موفق نمیشدند. همچنین کار با اربابرجوع مهارتهای اخلاقی خاصی میطلبد و باید واقعا صبور بود؛ برای شخصیتهای درونگرا ممکن است سخت باشد. یکی از مشکلات مالی در بانکها این است که باید با دقت بالا کار کرد، چون اشتباه مالی به راحتی به جیب شما برمیگردد و عواقبش جدی است. ویژگیهایی که برایشان مهم بود هم مشخص بود: اینکه چطور با مشتری برخورد میکنم و تا چه اندازه خوشرفتار یا صبور هستم. برخوردم با مشتریان برایشان اهمیت داشت تا جایی که در مصاحبه گفتند باید اینجا بهعنوان چیزی شبیه «نوکری» مردم را انجام بدهی.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.