بسیار رفتار مدیریت با کارمندان بد و به دید برده نگاه می کنند و سر هر موضوع کوچکی کسر حقوق انجام می دن محیط کار از نظر بهداشت بسیار کثیف اضافه کار نمیدن هزینه اسنپ رو نمی دن هزینه ماموریت نمی دن کلا شرکت هیچ قسمتی تحت عنوان منابع انسانی ندارد بیشتر شبه به مغازه است تا شرکت
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من در این شرکت احساس کردم محیط کار خیلی منفی است و رفتار تیم با تازهواردها به شدت نامناسب بود. اگر برای کارآموزی بهطور خودآموز بیایید، شرایط کمی پشتیبانی دارد اما برای افراد باتجربه اوضاع دلچسبی نیست زیرا حقوق کم است و هیچ نقشهی راهی به شما ارائه نمیشود و باید خودتان از پس یادگیری برآیید. کدهای قدیمی پروژه هم پر از تغییرات بیسروصدا و نبود توضیح است که خواندنشان ترسناک میشود. شرکت بدون توجه به کارکنان عمل میکند و تفاوتی بین کسی با ده سال تجربه و تازهکار وجود ندارد؛ با همه به یک شکل و بهصورت غریبه برخورد میشود.
وقتی وارد این شرکت شدم فهمیدم که فشار کاری بالا، بیتوجهی به پرسنل و نبود چشمانداز شغلی درست وجود داره و فضای کار خیلی ناسالم به نظر میرسید. مدیران بهطور نامناسبی برخورد میکردند و سطح فنی پایین بود، بهطوری که به نظر میرسید شرکت بیشتر بر پایه روابط استوار است تا شایستگیهای حرفهای. فضا تا حد زیادی فشرده و سخت مینماید، با عدم تسلط کافی از سوی مدیران و رفتارهای برخورد نامناسب که در هر سطحی از کار ممکن است با شما همراه شود. در مورد روابط داخلی هم بیشتر اوقات دیدم که اکثر کارکنان از دانشگاه یا دورههای آموزشی که مدیر فنی در آن تدریس میکردند آمده بودند یا بخش زیادی از رفقا و آشنایان مدیران آنجا حضور داشتند. ورود افراد جدید بدون آشنایان آنها به سرعت از شرکت خارج میشدند و دوام زیادی نمیآوردند. در خصوص اضافهکاری هم اوضاع روشن نبود؛ معمولا اضافهکاری پرداخت نمیشد و وقتی هم پرداخت میشد، فقط بخش کوچکی از آن را میدادند و دلیلشان این بود که راندمان کم بوده است. معمولا انتظار داشتند با وجود تکرار چنین شرایطی، برای مدت طولانی بمانید و کار کنند، حتی در روزهای جمعه هم از شما کار میکشیدند. مزایای কোম্পان هم تنها شامل عیدی و سنواتی میشد که با تأییدات وزارت کار انجام میشد. در رابطه با صداقت و اطلاعات هم گاهی ادعا میکردند که پروژه لانچ داریم و از ما میکشیدند تا کار را انجام دهیم، اما واقعیت این بود که خبری از وضعیت شرکت نبود و هیچ اطلاعی به کارکنان نمیدادند. حتی با همکاران هم معمولا نباید صحبت کرد و در غیر این صورت با واکنش شدیدی مواجه میشدید.
من فکر میکنم ژاکت با سه چالش اصلی روبهروست که بهطور مستقیم ریشهی مشکلات خرد شرکت هستند. ابتدا، مشکلی که از حضور دو عضو قدیمی و رسیدن آنها به پستهای بالاتر شکل میگیرد. این دو نفر از ابتدای کار حضور داشتند و بدون داشتن تخصص کافی به جایگاههای بالاتر رسیدهاند. وقتی شما بهعنوان کارشناس وارد میشوید، در ابتدای کار آنها تخصص شما را دست کم میگیرند و شما را بیفایده تصور میکنند. دومین موضوع، دخالتهای بیجا است. مدیرعامل احساس میکند به اندازهی کافی نابغه است و موفقیتهای بلندمدت تیمی را معلول خودش میداند. به همین دلیل بارها در کارهای گوناگون—from فنی تا مارکتینگ و سئو—دخال تصدی میکند. قصد من از بیان این نکته این است که بیان نظر تا حدی زیر سوال میرود و نقش شما بیشتر بهعنوان ابزاری میشود تا همسو با دیدگاه مدیر ارشد عمل کنید. سومین چالش هم این است که شرکت ظاهرا یک کسبوکار نوپا محسوب میشود و به خلاقیت و فضای باز برای آزمون و خطا نیاز دارد؛ اما دو نفری که پیشتر گفتم به جای الهام از محیط کار، به تقلید از شرکتهای بزرگ همچون دیجیکالا یا علیبابا میپردازند و بهرغم نیاز به نوآوری، کارهای آنها تقلیدی است. در پایان باید بگویم اگر تخصص دارید، نباید به ژاکت فکر کنید چون تا پارسال در تمامی بخشها دستکم ده متخصص با تجربه وجود داشتند و حالا از میان آنها اکثرشان رفتهاند و تنها گروه محدودی برای تغییر اوضاع باقی ماندهاند. موفق باشید
بدترین شرکتی که ممکنه توش کار کنید احتمالا ژاکت خواهدبود! شرکتی که هیچ ارزشی برای کارمندانش قائل نیست و تنها به منافع خودش فکر میکنه شاید ژاکت قطعا بدترین شرکتی نباشه که توش ممکنه کار کنید اما بدون هیچ شکی مدیرعامل ژاکت بدترین مدیری هست که در تاریخ بشر وجود داشته! آدمی که توهم همه چیز دان بودن رو داره و در کوچک ترین مسائل شرکت دخالت میکنه! از روش جارو زدن آبدارچی شرکت تا مسائل فنی ای که مطلقا هیچ درکی ازشون نداره هیچ ارزشی برای تخصص و دانش شما قائل نیست و تنها شما رو ابزاری برای پیشبرد تزهای عجیب غریب خودش میبینه ایشون برای مدیریت نیروی انسانی شرکت از روش زیر آبزنی استفاده میکنه و سعی میکنه کارمندان شرکت رو با هم بد کنه تا به این صورت بتونه کنترل داشته باشه روشون از جمله ویژگی های دیگر این بزرگوار عدم پذیرش مسئولیت هست. ایشون همواره مسئولیت تصمیمات عجیب خودش رو به گردن کارمندان شرکت میندازه و به شکل جالبی در هر مسئله ای که پیش میاد دنبال پیدا کردن مقصر هست جای اینکه دنبال پیدا کردن راه حل باشه تعریف رفتار حرفهای برای مدیران ژاکت اینه که شما هفت روز هفته ۲۴ ساعت شبانه روز در دسترس شون باشید اما وقتی نوبت خودشون میشه سعی میکنند از پایبندی به ساده ترین تعهدات شون هم فرار کنند تنها نکته مثبت ژاکت کارمندانش هست که اکثر بچهها به شدت با هم دوست و رفیقن و جو بسیار صمیمی ای داره البته کارمندانی هم هستند که تفکرات مشابه مدیران دارند اما تعداد شون کمه و اکثر بچهها با هم بسیار دوست و رفیقن
شرکت موج آینده فرافن را تجربه کردم و ترجیح میدهم از دیدگاه خودم بیان کنم. اینجا برای تازهکارها، شرکتی است که معمولا فردی با چند سال سابقه را به عنوان مدیر میگذارد و ممکن است مدیر منتخب، از نظر فنی چندان مسلط نباشد. برای کسی که تازه میخواهد وارد دنیای برنامهنویسی شود، از نظر مالی موقعیت نسبتا مطلوبی دارد؛ چون حقوق در ماههای ابتدایی پرداخت میشود و بیمه هم بهطور پایه برای همه سمتها لحاظ میشود. اما مشکل اصلی این است که مدیر فنی این تیمها لزوما دانش فنی بالایی ندارد و معیار اصلی برای انتخاب مدیر این است که بتواند به بچهها کار بدهد و با فشار از آنها کار بکشد. پیشرفت نیرو هم بیش از هر چیز به توانایی جستجو و پیدا کردن راه حل از سوی خود فرد وابسته است. در کل جو تیمی پرانرژی و دوستانه است و ارتباط بین همکاران نسبتا صمیمی است. با این وجود فقط تعداد محدودی از نیروها سابقه کاری بالای دو سال دارند. تاخیر در پرداخت حقوق معمولا وجود ندارد. اضافهکاری و پاداش به هیچ عنوان پرداخت نمیشود و میزان تلاش و کیفیت کار نیروها اهمیتی ندارد، و تفاوتی بین نیروهای قوی و ضعیف وجود ندارد. تنها تفاوت این است که فشار کاری روی نیروهای باکیفیت بسیار بیشتر است و گاهی به صورت اجباری پنجشنبه و جمعه هم سر کار میکشند. در ماه رمضان و عید معمولا بسته هدیهای به صورت نقدی یا با جنس به ارزش حدودا دویست تومان داده میشود و فراتر از اینها پاداش بیشتری وجود ندارد. وام پنج تومانی هم فقط به کسانی تعلق میگیرد که حداقل دو سال در شرکت باشند و پرداخت آن تابع صف بودن است. قراردادها به صورت ششماهه بسته میشود و در مواقع کمبود بودجه، نیروها به سادگی کنار گذاشته میشوند. مدیریت شرکت به هیچ وجه پذیرای انتقاد نیست و اگر نقدی صریح مطرح شود، تصمیم به اخراج نیرو بدون توضیح قانونی صورت میگیرد و معمولا تا پایان زمان قرارداد روی کار فرد سر میریزند و پس از اتمام مهلت، اعلام میکنند که دیگر حضور نداشته باشد و از نظر قانونی چون مهلت قرارداد تمام شده، کارمند قادر به شکایت نخواهد بود. اگر دنبال امنیت شغلی یا آموزش درست هستید، این شرکت را بهطور کلی پیشنهاد نمیکنم؛ اما اگر به دنبال یک محیط برای کارکردن و درآمدی مناسب به عنوان تازهکار هستید، میتواند گزینهای برای شروع باشد.
در طول سالهای اخیر تجربهای حرفهای داشتم که با پیگیری مداوم و صداقت همراه بود و توانستم چند وظیفه همزمان را بهدرستی مدیریت کنم. با برنامهریزی دقیق، تعادل کارها را حفظ کردم و در کار گروهی ارتباطات مؤثری برقرار نمودم. احترام به احساس مسئولیت نسبت به وظایف محوله را اولویت قرار دادم و بهطور پیوسته تعهد خود را به انجام درست کارها نشان دادم.
1 سال اونجا کار می کردم . اواسط کارم اونجا متوجه شدم به تیم تحلیل پروژه سپرده بودن که درست برخورد کنید با برنامه نویس تا فرار نکنه بره!!! ببینید عمق فاجعه رو . روزی که اومده بودم 2 تا نیرو داشتن میرفتن . اون موقع نیاز داشتم به پول اونجا اما اگر شرایط اونجا رو از قبل می دونستم لیره میریختن نمیرفتم . تیم تحلیل با سطح دانش فنی و آی تی به شدت پایین که لا به لای صحبت برنامه نویسا یک چیزایی متوجه شدن و همونا رو تکرار میکنن . به دلیل نوع برخورد با پرسنل ، برنامه نویسا غالبا درست دل به کار نمیدن و پروژه ها به شدت به لحاظ code style ضعیفه و قابلیت develop نداره و گاها باید مجددا باز نویسی بشه . خودم یک پروژه رو دوباره نوشتم اونجا . پروژه ها غالبا برای دولت نوشته میشه و بی نظمی موج میزنه . مثلا یه دفعه میگن میخواهیم یه سامانه بزنیم برای سهام عدالت باید 1 روزه بالا بیاد! تحت فشار شدید قرار میگیرید و اگر نتونید برسونید هزار جور حرف بهتون میزنن . انجام هم بدید حرف میزنن! اونجا باید یک فول استک تمام عیار باشید و همه چیو بلد باشید ! ui ، ux ، بک اند ، فرانت اند و ... . پشت سر هم خیلی حرف میزنن و فضا به شدت خاله زنکیه. از ساختار agile و scrum استفاده نمیشه اونجا به هیچ وجه چون اصلا در ذات کاری اونجا نمیگنجه ! تمامی کارهای اصلی منحصر شده به یک نفر خاص و اگه اون یک روز نباشه کار شما هم تحت الشعاع قرار میگیره . مدیریت اونجا میگه : من نیروی junior میگیرم یه حقوق 3 یا 4 تومنی بهش میدم یه سامانه نصفه و نیمه میاره بالا ، میدم به این دولتی ها پولمو میگیرم! توصیه : حقوق رو بالا بگید و به هیچ وجه کوتاه نیایید و اندازه اخلاقی و قانونی خودتون کار کنید و نه بیشتر . لطف مکرر = حق مسلم . موفق باشید
اگر بتونم از اون شرکت حقوق بگیرم، حتما اتفاق بدی توی این بازه برام اتفاق میافتد؛ در غیر این صورت فقط وعدههای بیسرانجام میشنوم.
تجربه من به عنوان برنامهنویس در این شرکت پر از فشارهای بیمورد و دخالتهای غیرمنصفانه بود. ارتباطات تیم فنی به شدت تحت کنترل بود و گاه نظر من در نحوه پیادهسازی برخی فیچرها کنار گذاشته میشد. انتظارهای کاری بالا بود، وعدههای غیرواقعی زیاد میشد و گاهی حقوق نسبت به تلاشها پایین به نظر میرسید. اگر در Jadوی حقوقی یا حقوقی-کاری نتوانی از حقوق خود دفاع کنی، احتمال به هدر رفتن آن وجود دارد و گرفتن مرخصی با محدودیت یا مشکلاتی همراه بود. مدیران اعتماد چندانی به اعضای تیم فنی نشان نمیدادند و نقد فنی به طرحها به راحتی از موضع قدرت و با تأکید بر اینکه «رئیس منم و اینو میخواهم» مطرح میشد. در چنین فضایی، تلاش برای حفظ کارکنان با حداقل امکانات ممکن مینمود و برخوردها بیشتر به حفظ وضعیت موجود اختصاص داشت.
ما برای پروژههای بزرگ با مشتریان سازمانی کار میکردیم و فضای کار یادگیری خوبی داشت چون پروژهها پهنای وسیعی داشتند و برای تازهکارها و کسانی که با دیتابیس کار میکنند فرصتهای مناسبی فراهم میشد. در خصوص پرداخت حقوق، وضعیتی نامنظم حاکم بود و دریافت حقوق کامل گاهی اتفاق نمیافتاد و ممکن بود تا ماهها تاخیر باشد؛ مخصوصا انسانهایی که از شرکت جدا میشدند، تسویه با آنها ممکن بود حتی تا یک سال طول بکشد. با وجود حضور نیروهای قدیمی و با تجربه که مزیتهایی در زمینههای کاری دارند، پیشروی رشد در سیستم نسبتا دشوار بود؛ اما اگر با پشتکار و توانمندی وارد کار شوید، امکان پیشرفت وجود دارد.
باور کن تجربهی کاریم از اون شرکت چیزی جز رضایت نبود؛ با وجود این که همکاران حرفهای زیادی داشتم و کار کردن باهاشون تجربهای دلچسب بود، مدیریت ضعیف به چشم میآمد و به فاکتور انگیزش و قدردانی نسبت به زحمات تیم توجه کافی نمیشد؛ به طوری که گاه احساس میکردم اگر من یکی بروم، نفر بعدی جایگزین میشود. با توجه به تجربهام، آیندهی کاری در این سطح از شرکتها به نظر من روشن نیست، اما اگر هدف یادگیری و کسب تجربه است و حقوق و مزایا برایتان اهمیت زیادی ندارد، میتواند محیط مناسبی باشد. پنجشنبهها هم کارکنان را به حضور در محل میخواستن و برایشان صبحانه میگذاشتن، اما این تنها نکتهی مثبتی بود که تجربه میشد. در نهایت، به نظر میرسید که اینجا جایی نیست که نیرو بتواند با اشتیاق و تعهد بلندمدت بماند، چون نه خواستهشان را میخواندند و نه واقعا توان خرید وفاداری نیروها را داشتند.
این شرکت واقعا رفتم تا باهاش کار کنم و نتیجهاش چیزی شد که الان میخواهم به اشتراک بگذارم. پروژهها رو از نهادهای دولتی میگیره و انجام میده، اما حقوق و مزایای درستی ندارم. پرداختها بسیار مشکلدار و نامنظم بود، به طوری که برخی ماهها حتی حقوق علیالحساب هم بهموقع واریز نمیشد و وقتی قسطی پرداختی داشتید، دائما استرس این را داشتید که این ماه چقدر واریز میشود. از نظر مزایا هم وضعیت خیلی مطلوب نبود و اضافهکاری هم به چشم نمیخورد.
سالهاست که از تجربهام در شرکت وادیرو مینویسم و آن را به زبان خودم شرح میدهم. در حوزه گردشگری ادعاهای زیادی مطرح میشود اما به نظر من آنجا بیشتر نمایش و وعده بود تا واقعیت. برخی افراد برای مدت کوتاهی، حدود دو هفته، استخدام میشدند و با وعده جذب قطعی مواجه میآمدند، در نتیجه شرایطی دشوار و چالشبرانگیز پیش رویشان قرار میگرفت تا تسلیم شوند و در نهایت پس از دو هفته کار، همکاری با آنها به عنوان کارآموز قطع میشد. این الگو برای چند نفر تکرار شد و با گذر زمان، این تجربه به سالهای پیش برمیگردد؛ با این وجود به نظر میرسد گروهی که بیشتر به استخدام اقوام و آشنایان خود میپرداختند تا بقیه، وضعیتی ناعادلانه را ایجاد میکردند. از مدیر بازاریابی تا سایر اعضا، به نحوی رفتار میکردند که به نظر میرسید نمایش و بازیکردن در میان است.
شرکت چارگون از نگاه من فضایی سرد و قدیمی داشت؛ کارمندانی تحت فشار و حال و هوای ناخوشی حاکم بود. محیط کار، طراحی، میزها و تجهیزات همگی قدیمی بودند و مدیریتی که در تیم من وجود داشت ضعف داشت. گاهی روی چند اصول و تسک خاص زمان زیادی صرف میشد و در نهایت به دلیل مدیریت نادرست، فشار کاری بالا و توقعات بیجا، این تسکها به نتیجه نمیرسیدند. در شرکت افراد فنی و با تجربهای وجود دارند که با آنها معمولا ارتباطی مستقیم برقرار نمیکنید. اکثر کارها بر پایه روشهای قدیمی مهندسی و توسعه نرمافزار پیش میرود و برخی کارها هم اصولی نیستند اما با گذر زمان بهبود مییابند. هرچند همان طور که دوستان دیگر گفتند، با وجود تمام نکات منفی، به هیچ وجه نمیشود گفت که چارگون یاد نگرفتهای به درد نخور بدهد. از نظر من این شرکت واقعا مزایای ملموسی ندارد. رفتارهای نمایشی زیادی وجود دارد که ادعا میشود به رفاه و حال کارکنان مربوط است، اما سطحشان پایین و ارزشمند نیستند و بیشتر جنبهی تظاهر دارند تا واقعیت. کار در چارگون تخصصی است و زمان زیادی را صرف موضوعی خاص میکنید؛ از امکانات تازه تکنولوژی که در سایر شرکتها به عنوان اصول پایه محسوب میشود خبری نیست و اگر هم چیزی بلد باشید، احتمال فراموشی وجود دارد. ورود افراد جدید به تیمها به آسانی راحت نیست و همصحبتی با همتایان قدیمیتر دشوار است. فضای کار جدی و منضبط به نظر میرسد، گویی در یک پادگان منسجم. بین حقوقی که میگیرید و کاری که انجام میدهید کمترین سازگاری وجود ندارد.
من با ورود به شرکت معماران عصر ارتباط بهعنوان کارآموز بکاند از سال هزار و سیصد و نود شروع کردم و تا سال هزار و سیصد و نود و هشت اونجا موندم. به نظرم این شرکت نسبت به خیلی از شرکتهای حوزه آیتی کدهای تمیزتر و باکیفیتتری داره و حضور افراد حرفهای اونجا باعث میشه جوانترها خیلی سریع یاد بگیرند و رشد کنند. فضای کار بسیار صمیمی است و با همکاری مدیرعامل و همتیمیها، احساس خستگی نمیکنی و از کار کردن لذت میبری؛ هر وقت مشکلی پیش بیاد، همه با هم کمک میکنن و مسئله رو حل میکنن. مدیرعامل همواره در دسترس است و میتونی مشکلاتت رو با او در میان بذاری یا ایدههای جدیدت رو مطرح کنی. یکی از قابلیتهای خوب شرکت وقتی من بودم این بود که ظهرها نیم ساعت برای تفریح و استراحت داشتیم که باعث شد بازده کار بچهها خیلی افزایش پیدا کنه. درست است که شرکت زیاد در حوزه شوآف یا برندینگ فعال نیست، اما تیم برنامهنویسی واقعا حرفهای و فضای کاری فوقالعادهای دارن. همیشه دلم برای اونجا تنگ میشه و از خاطرات خوب من، کار در معماران عصر ارتباط باقی است.
در اینجا تجربهای واقعی از کار در ره آورد را میخواهم بازگو کنم که توضیحات من از زاویهی یک کارمند است. اول اینکه موقعیت من در عنوان کار طراحی مدلهای سهبعدی بود و شرکت ره آورد با مدیریت خودشان، که به قول برخی به نام هلدینگ ره آورد مطرح است، ظاهرا در ظاهر تخصصی به نظر میرسد اما در عمل پولمحور حرکت میکند و هرکجا فرصت باشد بودجه به آن سمت سرازیر میشود. امور نمایشگاهی از جمله کارهای اصلیشان گفته میشود، اما فقط این نیستند. در تیمی با حدود ده تا دوازده نفر فعال، برای هر نفر یک پروژه تعریف میشود و تقریبا هر کدام از اعضا مدیر دپارتمانی هستند. مدیر شرکت را میتوان یکی از بااخلاقترین مدیری دانست که تا به حال دیدهام؛ با این وجود دو یا سه نقطهضعف بنیادی وجود دارد: خیلی تمایل دارد بر تصمیمات افراطی پافشاری کند، و مسیر پروژهها را مشخص میکند؛ به طورکلی تأیید تمامی کارها از سوی او انجام میشود. چنین رفتاری باعث شده فضای کار، سختی و سردرگمی عجیبی پیدا کند، تا حدی که کار در این شرکت بیشتر شبیه بنگاه توزیع مواد خام یا آژانسی شلوغ به نظر میرسد. در این مجموعه متأسفانه چاپلوسی و ترغیب به معرفی افراد خاصی که نقششان تنها سطحی است باعث شده تا بخش عمدهای از تیم با معرفی چنین افرادی وارد شرکت شوند. اگر چه فضا دوستانه است، اما حرفهای نیست و تفکر خلاق یا انتقادی در آن وجود ندارد. گاهگاهی دو سه نفر هستند که خارج از حوزه تخصصشان دانش کافی ندارند، اما به دلیل نمایش شو آف و چاپلوسی بالا، بهگونهای رفتار میکنند که راهنمایی مدیر مهربان اما ضعیف را به سمت خیالپردازیهای خلاق هدایت میکنند. نتیجهاش گاهی محقق میشود و شرکت را با خیالپردازیهای غیرواقعی به ضررهای سنگین میاندازد و در پروژههای برخی هم با شکستهای قابلتوجه مواجه شدهام. هدف از نوشتن این توضیحات این است که به عنوان کارمندی که از گروهی که ۸۰ درصد را تشکیل میدهد نیستم، بدانید که دستاوردتان در این مجموعه کم خواهد بود و پس از چند ماه کار کم، انرژی و وقتتان بیثمر میشود. حقوق چندان مناسب نیست، فرصت رشد وجود ندارد و نقش شما در تعیین جهت کارها بسیار محدود است. به طور کل ما اینجا بیش از آن که برای افراد با تجربه و آماده کار باشد، مناسب افراد تازهکار با مدت حدود شش ماه است.
به باور من، در گذشته همکاران یارا آدمهای توانمند و باهوشی بودند که دانش بالایی داشتند، اما اکنون ارتباطات و روابط بعضیها در تصمیمگیریها نقش کلیدی پیدا کرده است. هرچقدر هم که سطح دانش بالاتر باشد، اگر بتوانی خودش را به نمایش بگذاری و کارهای کماهمیت را بزرگنمایی کنی، در یارا به موفقیت میرسی. گاهی دیده میشود کسانی با سطح دانش کمتر پست و حقوق بالاتری میگیرند. در طول حضورم ممکن است چند پروژه را به طور همزمان دنبال کرده باشم، اما معمولا در نهایت بسیاری از آنها کنسل یا رها میشوند. در کل، تجربهای است برای یادگیری و فرصتی مناسب برای تازهکارها.
در کیلید فضای کاری دوستانه و جو مثبتی دارم، اما از آنجا که هنوز یک استارتاپ است، روی حقوق و مزایا خیلی نباید حساب کرد. قراردادها اغلب مبهم هستند و مدت زمانشان کوتاه است. هیچ چیز به نام اضافهکار وجود ندارد. ساختار منابع انسانی کاملا با انتظارات یک شرکت استارتاپی تفاوت زیادی دارد.
بسیار شرکت خوب و موفقی هست. چند ماه هست که با این شرکت شروع به همکاری کردم. مواردی که این زیر مینویسم رو، یکجا و با هم توی شرکتهای دیگه ندیدم: ۱. ساعات کاری دقیقا ۴۰ ساعت در هفته ۲. پنجشنبهها تعطیل ۳. تماس خارج از ساعات کاری تاحالا نداشتم ۴. پرداخت به موقع (خیلی به موقع) ۵. فضای کاری و امکانات کاری فوق العاده خوب (کامپیوترهای یکدست فوق العاده قوی + مانیتورهای ۳۴ اینچ خمیده) ۶. استفاده از تکنولوژی به روز در انجام پروژهها ۷. بکارگیری ابزارهای مدیریت پروژه و سورس کنترل و رفع بسیاری از چالشهای پروژه که در شرکتهای قبلی شاهدش بودم ۸. مشخص بودن وظایف (اهمیت این موضوع برای من خیلی زیاد هست) ۹. تحقیق و توسعه به اندازه کافی قبل از شروع تسکهای خاص و مدیریت جلسات حرفهای توسط مدیر جلسات (اولین بار توی این شرکت فهمیدم جلسات سودمند هم هستن) ۱۰. اعضای تیم همگی بچههای کارآمدی هستن و واقعا محیط تخصصی و دوستانه هست. ۱۱. اساس کار اعتماد هست. بعنوان مثال اگر ویژگی خاصی در شخصی مشخص بشه، اون فرد مسئولیت هدفمندتری در اون خصوص بهش محول میشه. ۱۲. در ادامه مورد ۱۱، این شرکت نه از من و نه از سایرین، سفته دریافت نکرد قابل ذکر هست که بعد از قضیه کرونا، کارها به صورت ریموت انجام میشه و اگر نیاز بشه کسی حضوری به شرکت مراجعه کنه، هزینه رفت و برگشت رو شرکت بر مبنای اسنپ پرداخت میکنه (ولو اینکه از کرج بیان پرسنل) و همچنین حق ماموریت میده برای اون روز. ضمنا هزینه خرید مودم و بسته ماهانه اینترنت پرسنل رو بعد از ریموت بر عهده گرفته و همچنین، سیستمهای شرکت رو در اختیار پرسنل گذاشته تا از منزل با این سیستمها کار کنن. موارد بالا و چند مورد جزیی دیگه از مواردی هست که این شرکت رو یه شرکت کاملا متمایز بدونم. مسلم هست که نقاط ضعف در همه جا وجود داره و این شرکت هم مستثنی نیست. عموما هم موارد جزیی هست و بنا به تجربه شخصی، با مدیریت فردی صحیح، بسیاری از موارد سریع حل میشه یا به اطلاع برنامهنویسهای ارشد میرسه و رفع میشه (نگفتم؟ تا بالاترین مقام شرکت همه برنامهنویسهای پیشکسوت محصولات شرکت هستن و این خوبه). یه مساله هم که نیاز هست ذکر بشه، بنا به تجربه شخصی، اینه که ابتدای ورود ممکنه حس کنید میکرومنیج وجود داره. اما با بوجود اومدن اعتماد، ده یا پونزده روز این حس بیشتر به طول نمیانجامه. تواناییهای شما که شناخته بشه و به شما اعتماد بشه، اون فضا با فضای مشورتی و رایزنی عوض میشه.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.