با سلام بخش تولید واقعا فرسایشی بود و اعتراض داشتن به ساعت شیفت و عدم اعمال سختی کار.واقعا مدیرای با طرز فکر قرون وسطی داشت.بجای بهبود وضع و شنیدن مشکلات، دنبال جلب رضایت مدیر عامل بودند. مصاحبه فرمالیته بود و کسی رو که باید بگیرن مشخص بود. ملاک ارزیابی عملکرد، نظر شخصی مدیر بود، نه واقعیت. من که فرار کردم، پیشنهادم اینه وارد اون زندان نشید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من یکی از کارکنان شرکت هستم ساعت کاری ۱۲ساعته آدم از زندگی میوفته مگه کارگر آدم نیست مام زندگی داریم آرزو داریم این چ وضعشه آدم از خستگی نمیدونه چیکار کنه
در واقعیتی تلخ با هاکوپیان روبهرو بودم و مسیر کاریم پر از زیرآبزنی و جاسوسی فرضی بود، انگار همگی دشمنند. پیشرفت و دانش من در سطح پایینی بود چون مدیر تیمی وجود نداشت و سواد کافی هم نبود. با این وضعیت فقط با چاپلوسی و توهم حمایت موقت میشد جایی باقی ماند. حقوق هم به اندازه کارگر ساده بود و هیچگاه قابل مذاکره نبود؛ هر سال هم به جای واقعی افزایش، دولت آن را به نام شرکت مطرح میکرد و ادعای افزایش میشد که واقعا جالب بود. کنترلها گسترده بود؛ دوربینها و نظارت بر صفحه مانیتور به وضوح وجود داشت. سفتههم در اولویت بود و همیشه در ذهن شرکت جای داشت.
در شرکت واحد صنعتی پوشاک هاکوپیان شرایط کار به شکل مشابه کارهای دولتی است؛ برای نمونه معمولا از منبع کار خصوصی انتظار میرود که از ۱۴ فروردین آغاز به کار کنند، اما اینجا از ۷ فروردین باید شرکت را در کنار کار حضوری همراهی کرد و از دورکاری استقبال نمیشود. فردی را میشناسم که در همینجا پروژهای را با سفتهای به ارزش ۵۰۰ میلیون داده است و پروژه داتنت همچنان سنگین به نظر میرسد. یکی از وظایف به شکل فنی، بخشی است که با نام خدماتی در شرکت کوزهگر شناخته میشود و در یک صفحه با حدود یکهزار خط کد ارائه میشود. کارفرمایی کروات که ادعا دارد بیست و یک سال سابقه کار دارد، آقای حسین کلایی، با کت و شلوار و کروات مشکی، هر روز باید گزارشهای صبح، ظهر و شب ارسال کند. اطلاعات او بهقدری محدود است که قبول ندارد هر ماه پسورد ویندوز تغییر کند و یکی از دلایل اخراج کارمندی با سابقه دهساله در شبکه همین موضوع بود.
اگه میخواین بی کار باشید و حقوق بگیرید بیاید اینجا. البته اونقدر دور از شهر هست که حوصله تون سر میره توی مسیر. هیج اهمیتی به یادگیری داده نمی شه و هیچ پروژه درست درمونی هم تعریف نمیشه. همش کپی برداری از محصولات چینی و ترکی. طراحی اصلا وجود نداره فقط مهندسی معکوس. به کیفیت خروجی کار هم اصلا توجه نمیشه و محصولات با قیمت جندبرابری به مشتری فروخته میشه.
شرکت هاکوپیان مدام شما را به دادن گزارش صبح بعدازظهر شب و یک روز در هفته به کارفرما یا cto تو ورد یا انلاین گزارش بفرستید ، کارمندانی که به هر علتی گزارش نفرستادند ،توسط مدیر کارفرما یا مدیرپروژه مورد حمله یا کم شدن حقوق قرار می گیرند و کارمند مورد نظر به حرفی که بی ادبانه هست ولی حرف اولش خ هست متهمت می کنند هاکوپیان جایی که قرار است زیرآبت بزنند، هاکوپیان جایی که به پستی که در لینکدین گذاشتید گیر می دهند یا کاری که با مانیتور شما می کنید گیرمی دهند نگران این نباشید کسی به شما گیر ندهد و در شرکتی شما مجبور بودید با خانم درشرکت فقط حق دارید سلام و خداحافظ بگویید و اگر از سلام خداحافظ جلوتر رفتید تهدید به اخراج دادند اون محیط شرکت ترک کنید چون اون شرکت فکر می کند شما فقط با خانوم در حد خوشمزگی یا چشم چرونی و ارتباط برقرار کردن صحبت می کنید و حتی ممکن این ارتباط اگه به ازدواج تبدیل شود که بعد از اون اخراجت کردند چون فکر می کنند خانم و اقایی که در شرکت زن شوهر نمی توانند به خوبی در شرکت کار کنند. شرکت هاکوپیان فقط شما حق دارید در شرکت با کیبورد کار کنید و اینترنت شما قطع است با وی ام وی که من بهت میدم کار کنید و حق ندارید از اینترنت حتی یک خط کد کپی پیست کنید سریعا از اون شرکت ترک کنید چون اون شرکت حتی درکی از این ندارد که مثلا ویژوال استادیو کد هر دو هفته اپدیت کنید. در شرکت هاکوپیان کارفرما حق ندارد برنامه نویس اراذل و اوباش صدا کند باید برنامه نویس به فامیلیش صدا کند و کارفرما قراردادی که برنامه نویس می بندد نباید اسم کارگر را بنویسد منظورم اینه که شما کارشناس فرانت اند بعد تو قرار داد شما به جای کارشناس فرانت اند کارگر نوشتند اگر کارمندی زیاد تلفنش زنگ می خورد یا در لینکدین کار دورکاری یا پروژه ای پیدا کرده است که همراه با کار تمام وقتش انجام بدهد ،این اصلا به کارفرما ربطی ندارد گیر بدهد هرکسی پیشرفت یک جور می بیند پیشرفت خودم از شرکت قبلیم که هاکوپیان بود و الانی که آواژنگ هستم می سنجم. ۱)پروژه ریسپانسیو نبود ولی الان رو پروژه ریسپانسیو کار می کنیم ۲)در اونجا هر صفحه که می زدی api بعد از دوماه می دادند تازه بعضی موقع ها غلط بود و باید اصلاح شده به بک اند می دادید ولی در اینجا هر صفحه که قرار است زده شود بلافاصله api داده می شود تازه اونجا قبل از من یک برنامه نویس فرانتی بود که می گفت من هر تسکی به شرطی می زنم که api همون موقع داده شود که ای کاش منم همچین شرطی می گذاشتم. ۳)پروژه لانچ شده است ولی اونجا پروژه لانچ شده نبود. من چون پروژه لانچ شده نبود api درست حسابی کار نمی کردم کار به سختی پیدا می کردم ۴)هر تسکی که می خواهید انجام دهید باید اول ui _ux کار بزند بعد شما تسک بزنید یک موقع یک ماه بود ui-ux نداشتند تسکی نداشتند ولی در اینجا خودت یک front end developer ui هستی و منتظر ui ux کار نیستید. ۵) در انتخاب پکیج آزاد هستی ولی در اونجا برای پکیج اضافه کردن از مدیرپروژه اجازه می گیرید ۶) در نوشتن کدهای css آزاد هستید ولی در اونجا مثلا نوشتن position ممنوع بود درسته من همه جا flex یا گرید استفاده می کنم ولی خودم تعیین می کنم کجا flex بهتر یا گرید یا اصلا با پوزیشن کار کنم. از نظر حقوق یکسان و شرایط کاری یکسان است.
بسیار متعد پرداخت های منظم مزایای خوب برای همکاری بلند مدت امنیت شغلی خیلی بالا من وقتی وارد شدم تقریبا هیچ چیزی بلد نبودم و در این محیط خیلی فرصت برای یادگیری به بنده داده شد با اینکه همکارانی داشتم که خیلی کند پیشرفت میکردند اما مدیریت با صبر به آن ها فرصت میداد تا خودشون رو پیدا کنند . واقعا تجربه خوبی بود و متاسفانه به دلیل مشکلات شخصی مجبور شدم مجموعه رو ترک کنم.
برای کار کردن در این شرکت باید آماده باشید که امنیت شغلی وجود ندارد. من حدود یک سال و نیم اونجا کار کردم و قراردادها به صورت ماهانه تمدید میشدند؛ هر ماه یک قرارداد جدید به مدت یک ماه. مواردی دیدم که یکی از همکارها را به صورت تلفنی و درست بعد از پایان وقت اداری اخراج کردن؛ صبر نکردن تا فرد صبح بیاد سر کار و یک جلسه برای اعلام قطع همکاری بگذارند. تنها نکتهای که شاید جذاب به نظر برسد، موضوع حقوقی است که نسبت به میانگین بالاتر پرداخت میشود، اما به صورت مدل عجیبی اجرا میشود. بخشی از حقوق در قرارداد قید شده و بخش اصلی حقوق هر بار از حسابی شخصی واریز میشد. آخرین نکته اینکه برای پوزیشن فعال من سفرهای کاری زیادی داشتم، تقریبا دو بار در ماه.
مدت هفت سال در این مجموعه به عنوان مدیر شعبه خدمت کردم و بعد از دو سال حضور در دفتر تهران به شعبه شهرستان منتقل شدم. پس از پایان تحصیل، تجربه دوم من با این شرکت آغاز شد و تا آن موقع از فضای کار سایر شرکتها و بازار کار اطلاع چندانی نداشتم؛ اکنون که تجربههای بیشتری دارم و به کارهای دیگر هم برخوردم، میتوانم دید بهتری ارائه کنم. در اینجا به نظر میرسید که بروکراسی اداری معنا ندارد. وجود واحد منابع انسانی انگار در سیستم نبود! عملا چارت سازمانی وجود نداشت! امنیت شغلی هم به شدت پایین بود؛ یا باید به شهرستان میرفتی یا اخراج میشدی! حقوق به موقع پرداخت نمیشد و گاهی تا دو ماه تاخیر داشت! تعهدات به شکل صفر بود و هیچ تضمینی برای انجامشان نبود! قرارداد کاری برای امضا وجود نداشت و فیش حقوقی هم داده نمیشد! درکل هر چیزی به ظاهر حرفهای به نظر میرسید اما حقیقت این خانه از پایه فرسوده است. در رابطه با بخش تولید این مجموعه شرایط تفاوت زیادی داشت! بروکراسی اداری، نبود چارت سازمانی، عدم انجام بهموقع تعهدات، و تولید محصول باکیفیتتر و… همچنان تفاوتهای فاحش دارند. اگر سازمان فروش به دنبال کار بود، حتما با دقت بیشتری بررسی کنید؛ و اگر در بخش تولید درخواست کار دارید، مطمئن باشید که سازمان نسبتا بهتری را خواهید یافت.
من سه سال برای یکی از شرکتهای تابعه پارس حیات به نام اورست مدرن پارس کار کردم، مجموعهای که شعبههایی چون جانبو را در بر میگرفت. فضای کار در این مجموعه واقعا فاقد شایستهسالاری بود و من با این شرایط روبهرو بودم. ساعات کاری غیرحضوری از عصر تا شب بود و اضافهکاری برای تعطیلات یا جمعهها پرداخت نمیشد. وقتی از شرکت شکایت کردیم، به ظاهر مجبور به پرداخت شدند. برای ماموریتهای خارج از شهر و راهاندازی سیستمهای فروشگاههای شهرستانها حق مأموریت در نظر گرفته نمیشد. امنیت پرسنل و تردد در جادههای بینشهری در شرایط بد جوی برای انجام کارها اولویت نبود و دائم میگفتند باید بروید. با شکایتهای خارج از سازمان، ظاهرا تغییراتی تحمیل شد. مسئول مستقیم من فردی بود نامنظم و بیاحترامی، که با پشتیبانی مدیران از سایر بخشها به این سمت رسیده بود و فشار کاری عمدتا روی پرسنل بود. تلاشهایمان به چشم نمیآمد و رویکرد غالب به کار به شکل طلبکاری بود؛ تقدیرها و تشکرها غالبا به سهم همان مسئول بخش میرسید. کار در این مجموعه را به هیچ وجه پیشنهاد نمیکنم. ارتقاءهای شغلی نبودند و معیارهای عادلانهای پشت آن نبود. روابط فامیلی و حمایتهای غیرصحیح از افراد نزدیک به تیمها رایج بود. احترامی برای افراد تحصیلکرده دیده نمیشد و ممکن بود با پاسخ دادن به کارکنان فروش سطح پایین شرکت هم روبهرو شوید چون نگاه شرکت به فروش محور است. برای من که متأهل بودم، مجموعه مناسبی نبود. خوشحالیام از تغییر شغل به دلیل احساس دوباره ارزش و احترام بود که به دست آوردم.
مدت کوتاهی اینجا کار میکنم و تنها مزیتش رو به موقع پرداخت شدن حقوق میدونم. مدیران میانی و سرپرستان غالبا بیاخلاق و ناکارآمدن، و مدیرعامل و پسرانشون شخصا در مسائل مربوط به کارمندها ورود میکنن و بازخواست میکنن. اینجا به من یادآوری میشه که چون قدرتی نداری و فقط یک نفر یه کارمند محسوب میشوی، باید همیشه زیر سایه حصار حرفهای دیگران باشی و به حرفشان لبخند بزنی. واحد منابع انسانی همواره در رفتوآمد بین طبقات و واحدهای مختلف است و از هر فرصتی استفاده میکند تا با طرح محبت با تو صحبت کند یا از تو حرف بکشد و برای خود یا دیگران حاشیه درست کند. در این محیط نباید به لبخند افراد اعتماد کرد؛ هیچکدام از همکاران به هم اطمینان ندارند و همگی به دنبال فرصت هستند تا از یکدیگر استفاده کنند. همگی به نوعی برای بقا در شرکت رقابت میکنند.
به مدت بیش از پنج سال در این شرکت مشغول به کار بودم و اگر تصمیم به استعفا میگرفتم فقط برای رسیدن به گامهای بالاتر در مسیر شغلم است. مزایای خوبی داشت و عامل اصلی پیشبرد من خود فرد است؛ هر کاری نقاط ضعفی هم دارد. در سطح مدیر میانی جای نظرهای سلیقهای و شخصی به سختی جایگاهی پیدا میکند و استرس کار بیشترین فشار را میآورد. حقوق نسبتا مناسب بود، با رقمی که بالاتر از میانگین بازار بود، و با امتیازهایی مانند بیمه تکمیلی، سرویس رفتآمد، پاداش سالیانه و افزایش حقوق خارج از افزایش سنواتی، همچنین وعدههای ناهار و مدیریت نسبتا کارآمد.
به نظر من این شرکت یکی از بهترین تجربههای کار در ایران بود، به طوری که حقوق نسبت به بسیاری از شرکتهای دیگه بالاتر بود و فضای کاری تا حد زیادی به سبک اروپایی میرفت، البته بعضی جاها هم بسته به تیم، از شور و هیجان هموطنان عزیز ایرانیزه شده بود. وقتی وارد شرکت میشدم، احساس میکردم به من احترام میگذارند و امنیت شغلی و آرامش زندگیم برایشان اهمیت دارد. محیط کار از نظر طراحی خیلی دقیق و مهندسی شده بود و بارها بهعنوان بهترین دفتر ایران معرفی شده بود؛ میزان نور و سطح کفپوش هم با استانداردهای اروپا همخوانی داشت و صندلی، میز و لپتاپهایی که در اختیار میگذاشتند، کاملا مناسب و کارآمد بود. شرکت خیلی قدرتمند از نظر財ی و خارجی بود و در بازار ایران جایگاه محکمی داشت. بهطور کلی رقبا یا از لحاظ بینالمللی کمرنگ شدند یا اینکه داخل کشور کپیکاران روی موفقیتهای این شرکت حساب میکردند. داخل ساختمان وقتی وارد میشدم، در سمت راست کافهای مخصوص شرکت با نام مشخص وجود داشت و در سمت چپ هم فروشگاهی برای کارکنان با قیمتهای پایینتر وجود داشت. اکثر همکاران روحیه مثبتی داشتند و رضایت از شرایط کاری عمومی بود. مزایا هم خیلی خوب بود و حتی برای خرید گوشی هم امکان کمک وجود داشت. در دوره آموزشی سه ماهه بهخوبی پذیرفته شدم و حقوق دوره آموزشی را کامل دریافت کردم. شرکت هزینه رفتوآمد، تلفن، کارت خرید و استهلاک خودرو را تا حدی پشتیبانی میکرد و حتی با حقوق پایه، پاداشی در پایان سال بهصورت سود شرکت بین کارمندان توزیع میشد؛ گاهی این پاداش از حقوق یک سال همتراز با کارمندانی در شرکتهای دیگر بود. ساعتهای کار نسبتا منعطف بود و در دوران کرونا هم احتمالا شرایط سختی را تجربه کردیم. ناهار باکیفیت و با آشپزخانهای داخلی ارائه میشد و اولویت به رفاه کارکنان داده میشد؛ دستگاههای قهوه در هر طبقه بهطور قابل توجهی گران بود و نشان از اهمیت رفاه بود. هر روز میوه تازه هم در دسترس بود و برای سالی که پشت سر میگذاشتیم، مدیران در صورت رسیدن به هدفها به سفرهای تفریحی به کشورهای مختلف میرفتند. در کل اگر بخواهم خلاصه کنم، حتی در سطح بینالمللی هم سطح علاقه به کار در این شرکت بالاست و اکثر همکاران جدید جوان و با سطح بالای تخصصی بودند. هیچ کم و کاستی به چشم نمیخورد و تجربه اکثر کارکنان جدید هم مثبت بود.
در این محیط به دلیل تصمیمات عجولانه مدیران، فشار کار بالا و فضا تبدیل به محیطی پرتنش میشود و احساس آرامش وجود ندارد. گاهی بدون دلیل مشخصی تصمیم میگیرند که یک همکار را به کلاس خاصی نیاورند. همچنین پرداختها نسبتا پایین و نامناسب است.
مدتهاست که در این شرکت کار میکنم و الان تجربهام را با شما در میان میگذارم. تا به امروز مشکلی بابت حقوق و مزایا نداشتهام و باور دارم که اولویت اصلی شرکت روی رفاه کارکنان و معیشت آنها است و این رویکرد همچنان پابرجاست. دستمزدها نیز بر پایه بهرهوری تعیین میشود و این معیار در تصمیمگیریهای پرداختی نقش دارد.
برای من اینجا هشت سال سابقه کار دارم و همچنان این شرکت را دوست دارم؛ رفتار مدیران و روندها همواره برایم قابل قبول بوده است. از نظر پرداخت حقوق، تا حالا غیر از دو یا سه ماه که به دلیل وضعیت بازار با تأخیر انجام شده، بقیه موارد بهموقع بوده و حقوق بهطور معمول بالاتر از انتظارات برای همه کارمندان بوده است بهعلاوه پاداش همواره بخش جداییناپذیر این مجموعه بوده است. محیط کار امن و مدیریتی بوده که کنترل مستمر دارد و امنیت شغلی خوبی فراهم است. هر مدیری نقایصی دارد اما بهطور کلی مجموعه مدیریتی که این فرد دربارهاش میگوید نمیتواند ادعا کند که رفتار نامناسبی شده یا مدیریتی ضعیف وجود دارد؛ من با دیدگاه شخصی نسبت به دشمنی با تیم مدیریتی روبهرو نیستم. اگرچه برخی بهشدت به مردم شناخته میشوند، اما من از شفافسازی همواره حمایت میکنم تا بپذیرند که این مجموعه با مدیریت بیست ساله در حال کار است و در حال حاضر حدود سهصد نفر رضایت دارند. این شرکت به همراه سه شرکت دیگر در قالب گروه صنعتی کاریزماتک فعالیت میکند و از نظر کارایی، مدیریت، امنیت و حتی جنبههای اجتماعی و تا حدودی سیاسی، در سطحی قابل قبول تا بالا قرار دارد و با قدرت رو به جلو حرکت میکند. از نظر بیمه و جایگاه اجتماعی، محیط کار مناسب و مطلوب است. معمولا در سازمانها مدیران به نفرات محبوب خودشان توجه میکنند، اما اینجا نگاه و توجه مدیران به پرسنل عادلانه و برابر است. آرزو دارم روزی برسد که همگان دروغ نگویند و جرات گفتن حقیقت را داشته باشند. یا علی
در ابتدای ورودم به دفتر مرکزی شهاب انرژی صبح، موقعیتی را تجربه کردم که به من آرامش و فضای کار خاموشی از تنش را نشان میداد. رفتار حرفهای مدیریت، احترام متقابل میان مدیران و همکاران، و پرداخت حقوق بهموقع از جمله ویژگیهایی بود که نظر مرا جلب کرد. آزادی عمل در انجام وظایف، همکاری خوب و روان گروهی از دیگر نکات مثبت این شرکت بود. با وجود اینکه دستمزدهای چشمگیر نبود، مدیران با توجه به حجم کار و فضای کاری موجود سعی میکردند شرایط عادلانه و مناسبی برای کارکنان فراهم کنند. وقتی من استخدام شدم، آشنایی زیادی با نرمافزار سپیدار و حوزه کاریش نداشتم اما با آموزش و فرصتهایی که در اختیارم قرار گرفت، خیلی سریع با وظایف و محیط سازگار شدم. به دلیل شرایط اقتصادی، مدیران تصمیم به واگذاری کارخانه گرفتند و من هم از مجموعه جدا شدم. اگرچه مدت همکاری من کوتاه بود، اما روزهای خوب کاری که در آنجا گذشتم هرگز از ذهنم نمیرود. نام شرکت به فرآیند صبح تغییر یافت و اداره آن حالا به عهده یک هلدینگ معتبر است. امید دارم چرخه تولید محصولات این شرکت که نتیجه تلاشهای سالها و تلاش همکاران بود، همواره در حرکت باشد و هیچ نیروی کارى بیکار نماند.
مدت تقریبی سه سال در این مجموعه به عنوان کارمند خدمت کردم و در دو نقش مختلف تجربیات متنوعی کسب کردم. به طور کلی، نسبت به خیلی از شرکتهای خصوصی وضعیتی نسبتا پایدارتر و با ثباتتری دارم مشاهده میکردم. این شرکت بزرگ با بیش از هزار نفر پرسنل، کارها را به شکل گستردهای به صورت سیستماتیک، اتوماتیک و با پیروی از آییننامهها انجام میدهد. حقوق به اندازهای که فکر میکردم بالا نیست، اما مسائل مالی به موقع انجام میشود و تا کنون شاهد اخراج بیدلیل یا مشکلات غیرمنطقی برای کارمندان نبودم. با این حال، مشکل اصلی این است که آینده شغلی روشن و مسیر ارتقاء واضحی وجود ندارد و پیشرفت شغلی با نرخ نسبتا کم اتفاق میافتد.
وقتی وارد شرکت شدم با این وعده مواجه شدم که فضا برای ترقی بازه و مسیر پیشرفت همواره هموار است، اما واقعیت این بود که تنها شانس و نظر مدیر بخش تعیین میکند که به چه میزان پیشرفت کنی. برای مثال یکی از همکارانم در شعبه قم سالهاست کار میکند اما هنوز سرپرست نشده و حقوقش هم پایین است، در حالی که شعبه ارگ هر سه ماه یکبار سرپرستش عوض میشود و حقوق بالاتر میرود. اگر سرپرست جایی که کار میکنم استعفا ندهد یا اخراج نشود، به همان موقعیت قبلی میمانم و تغییری حاصل نمیشود. وقتی برای ماموریت فرستاده میشویم، حقوق کمتری پرداخت میشود. فرضا اگر از شش صبح تا ظهر، برابر با هجده ساعت در مسیر باشیم، میگویند حقوق یک روز کاری (هشت ساعت) دریافت میکنیم و برای ماموریت هم پاداش (هشت ساعت) میدهند، در نتیجه مجموعا پاداش هم شامل میشود؛ اما در عمل هفده یا هجده ساعت کار میکنیم و حقی به ماموریت یا فشار ماموریت در نظر گرفته نمیشود. به طور کلی کمترین اطلاعرسانی را قبل از ماموریتها انجام میدهند؛ یکدفعه به من میگویند برو ماموریت. نحوه اعزام هم با ارزانیترین و بدترین وسیله نقلیه است؛ با اتوبوس در دوره شیوع کرونا.send میکردند تا مجبور شویم برویم و اگر قبول نمیکردیم، احتمال اخراج وجود داشت. از همه چیز سفته میگیرند؛ سفته بدون تاریخ، بدون عنوان وجه و بدون رسیدی داده میشود. بعد از ترک شرکت هم تصفیه حساب را معمولا بین هفت تا هشت ماه انجام میدهند و با این کار هزینههایی به حساب من اضافه میشود که باورکردنی نیست. هیچ سیستم مشخصی برای موجودی انبار وجود ندارد و بر حسب سلیقه عمل میشود؛ هر چه به نظرشان کم میرسد، به حساب پرسنل نوشته میشود. یکی از دوستانم در دفتر مرکزی بوده و میگفت حتی به حساب کسانی که در شعبه نبودند هم کسری زده میشود؛ یعنی فردی که اصلا در شعبه حضور نداشته، بابت کمبود محصول از حسابش پول کم میکنند. وقتی به سفر میروم، مقدار ناچیزی برای صبحانه، ناهار و شام در نظر میگیرند؛ آنقدر کم است که نمیتوان یک وعده کامل را تأمین کرد و باید در هر شهری غذای نامناسبی بخورم. منابع انسانی شرکت واقعا بهترین بخش سازمان است. هر بار که مشکل یا اعتراض مطرح میکنم، پاسخ روشن و ضرورتی برای رسیدگی نمیدهند و تنها میگویند به جای دیگری مراجعه کن. حسابداری هم هر وقت دلش بخواهد با من تماس میگیرد و به سادگی رفتارها را ناگوار جلوه میدهد.
در واحد مالی شرکت پارس حیات کار میکردم و تجربهام را با شما در میان میگذارم. فشار زیادی از برخی همکاران به خاطر عملکرد ناعادلانه وجود داشت؛ عدهای دیگر به راحتی کار میکردند و تبعیض میان افراد محسوس بود. انتظار پیشرفت براساس کار حرفهای نبود و از جانب مدیران میانی و ارشد گاهی توهین دیده میشد، به دلیل اینکه به نظرشان پشتشان گرم است و اهداف شرکت برای ترکیه صرفا سودآوری است و به نیروهای انسانی اهمیت چندانی نمیدهند. در نتیجه در آنجا تیم مناسبی از منابع انسانی وجود ندارد و چند نفر غیرحرفهای در این حوزه حضور دارند که هنگام مسائل کاری به جای همراهی با تیم، به سمت مدیر یا سرپرست مینگرند و دردسر را به جان نمیخرند تا با سایر واحدها درگیر شوند. گرچه در لینکدین نشان میدهند که برای منابع انسانی اهمیت قائلند، اما به نظر میرسد فقط ظاهرسازی است. همچنین تعدادی از همکاران در اتاقهای کار خود سیگار میکشیدند که این موضوع برای من آزاردهنده بود. در کل، این محیط برای من تجربهای مطلوب نبود و جای بهتری میتواند باشد.
با سلام بخش تولید واقعا فرسایشی بود و اعتراض داشتن به ساعت شیفت و عدم اعمال سختی کار.واقعا مدیرای با طرز فکر قرون وسطی داشت.بجای بهبود وضع و شنیدن مشکلات، دنبال جلب رضایت مدیر عامل بودند. مصاحبه فرمالیته بود و کسی رو که باید بگیرن مشخص بود. ملاک ارزیابی عملکرد، نظر شخصی مدیر بود، نه واقعیت. من که فرار کردم، پیشنهادم اینه وارد اون زندان نشید.
من یکی از کارکنان شرکت هستم ساعت کاری ۱۲ساعته آدم از زندگی میوفته مگه کارگر آدم نیست مام زندگی داریم آرزو داریم این چ وضعشه آدم از خستگی نمیدونه چیکار کنه
در واقعیتی تلخ با هاکوپیان روبهرو بودم و مسیر کاریم پر از زیرآبزنی و جاسوسی فرضی بود، انگار همگی دشمنند. پیشرفت و دانش من در سطح پایینی بود چون مدیر تیمی وجود نداشت و سواد کافی هم نبود. با این وضعیت فقط با چاپلوسی و توهم حمایت موقت میشد جایی باقی ماند. حقوق هم به اندازه کارگر ساده بود و هیچگاه قابل مذاکره نبود؛ هر سال هم به جای واقعی افزایش، دولت آن را به نام شرکت مطرح میکرد و ادعای افزایش میشد که واقعا جالب بود. کنترلها گسترده بود؛ دوربینها و نظارت بر صفحه مانیتور به وضوح وجود داشت. سفتههم در اولویت بود و همیشه در ذهن شرکت جای داشت.
در شرکت واحد صنعتی پوشاک هاکوپیان شرایط کار به شکل مشابه کارهای دولتی است؛ برای نمونه معمولا از منبع کار خصوصی انتظار میرود که از ۱۴ فروردین آغاز به کار کنند، اما اینجا از ۷ فروردین باید شرکت را در کنار کار حضوری همراهی کرد و از دورکاری استقبال نمیشود. فردی را میشناسم که در همینجا پروژهای را با سفتهای به ارزش ۵۰۰ میلیون داده است و پروژه داتنت همچنان سنگین به نظر میرسد. یکی از وظایف به شکل فنی، بخشی است که با نام خدماتی در شرکت کوزهگر شناخته میشود و در یک صفحه با حدود یکهزار خط کد ارائه میشود. کارفرمایی کروات که ادعا دارد بیست و یک سال سابقه کار دارد، آقای حسین کلایی، با کت و شلوار و کروات مشکی، هر روز باید گزارشهای صبح، ظهر و شب ارسال کند. اطلاعات او بهقدری محدود است که قبول ندارد هر ماه پسورد ویندوز تغییر کند و یکی از دلایل اخراج کارمندی با سابقه دهساله در شبکه همین موضوع بود.
اگه میخواین بی کار باشید و حقوق بگیرید بیاید اینجا. البته اونقدر دور از شهر هست که حوصله تون سر میره توی مسیر. هیج اهمیتی به یادگیری داده نمی شه و هیچ پروژه درست درمونی هم تعریف نمیشه. همش کپی برداری از محصولات چینی و ترکی. طراحی اصلا وجود نداره فقط مهندسی معکوس. به کیفیت خروجی کار هم اصلا توجه نمیشه و محصولات با قیمت جندبرابری به مشتری فروخته میشه.
شرکت هاکوپیان مدام شما را به دادن گزارش صبح بعدازظهر شب و یک روز در هفته به کارفرما یا cto تو ورد یا انلاین گزارش بفرستید ، کارمندانی که به هر علتی گزارش نفرستادند ،توسط مدیر کارفرما یا مدیرپروژه مورد حمله یا کم شدن حقوق قرار می گیرند و کارمند مورد نظر به حرفی که بی ادبانه هست ولی حرف اولش خ هست متهمت می کنند هاکوپیان جایی که قرار است زیرآبت بزنند، هاکوپیان جایی که به پستی که در لینکدین گذاشتید گیر می دهند یا کاری که با مانیتور شما می کنید گیرمی دهند نگران این نباشید کسی به شما گیر ندهد و در شرکتی شما مجبور بودید با خانم درشرکت فقط حق دارید سلام و خداحافظ بگویید و اگر از سلام خداحافظ جلوتر رفتید تهدید به اخراج دادند اون محیط شرکت ترک کنید چون اون شرکت فکر می کند شما فقط با خانوم در حد خوشمزگی یا چشم چرونی و ارتباط برقرار کردن صحبت می کنید و حتی ممکن این ارتباط اگه به ازدواج تبدیل شود که بعد از اون اخراجت کردند چون فکر می کنند خانم و اقایی که در شرکت زن شوهر نمی توانند به خوبی در شرکت کار کنند. شرکت هاکوپیان فقط شما حق دارید در شرکت با کیبورد کار کنید و اینترنت شما قطع است با وی ام وی که من بهت میدم کار کنید و حق ندارید از اینترنت حتی یک خط کد کپی پیست کنید سریعا از اون شرکت ترک کنید چون اون شرکت حتی درکی از این ندارد که مثلا ویژوال استادیو کد هر دو هفته اپدیت کنید. در شرکت هاکوپیان کارفرما حق ندارد برنامه نویس اراذل و اوباش صدا کند باید برنامه نویس به فامیلیش صدا کند و کارفرما قراردادی که برنامه نویس می بندد نباید اسم کارگر را بنویسد منظورم اینه که شما کارشناس فرانت اند بعد تو قرار داد شما به جای کارشناس فرانت اند کارگر نوشتند اگر کارمندی زیاد تلفنش زنگ می خورد یا در لینکدین کار دورکاری یا پروژه ای پیدا کرده است که همراه با کار تمام وقتش انجام بدهد ،این اصلا به کارفرما ربطی ندارد گیر بدهد هرکسی پیشرفت یک جور می بیند پیشرفت خودم از شرکت قبلیم که هاکوپیان بود و الانی که آواژنگ هستم می سنجم. ۱)پروژه ریسپانسیو نبود ولی الان رو پروژه ریسپانسیو کار می کنیم ۲)در اونجا هر صفحه که می زدی api بعد از دوماه می دادند تازه بعضی موقع ها غلط بود و باید اصلاح شده به بک اند می دادید ولی در اینجا هر صفحه که قرار است زده شود بلافاصله api داده می شود تازه اونجا قبل از من یک برنامه نویس فرانتی بود که می گفت من هر تسکی به شرطی می زنم که api همون موقع داده شود که ای کاش منم همچین شرطی می گذاشتم. ۳)پروژه لانچ شده است ولی اونجا پروژه لانچ شده نبود. من چون پروژه لانچ شده نبود api درست حسابی کار نمی کردم کار به سختی پیدا می کردم ۴)هر تسکی که می خواهید انجام دهید باید اول ui _ux کار بزند بعد شما تسک بزنید یک موقع یک ماه بود ui-ux نداشتند تسکی نداشتند ولی در اینجا خودت یک front end developer ui هستی و منتظر ui ux کار نیستید. ۵) در انتخاب پکیج آزاد هستی ولی در اونجا برای پکیج اضافه کردن از مدیرپروژه اجازه می گیرید ۶) در نوشتن کدهای css آزاد هستید ولی در اونجا مثلا نوشتن position ممنوع بود درسته من همه جا flex یا گرید استفاده می کنم ولی خودم تعیین می کنم کجا flex بهتر یا گرید یا اصلا با پوزیشن کار کنم. از نظر حقوق یکسان و شرایط کاری یکسان است.
بسیار متعد پرداخت های منظم مزایای خوب برای همکاری بلند مدت امنیت شغلی خیلی بالا من وقتی وارد شدم تقریبا هیچ چیزی بلد نبودم و در این محیط خیلی فرصت برای یادگیری به بنده داده شد با اینکه همکارانی داشتم که خیلی کند پیشرفت میکردند اما مدیریت با صبر به آن ها فرصت میداد تا خودشون رو پیدا کنند . واقعا تجربه خوبی بود و متاسفانه به دلیل مشکلات شخصی مجبور شدم مجموعه رو ترک کنم.
برای کار کردن در این شرکت باید آماده باشید که امنیت شغلی وجود ندارد. من حدود یک سال و نیم اونجا کار کردم و قراردادها به صورت ماهانه تمدید میشدند؛ هر ماه یک قرارداد جدید به مدت یک ماه. مواردی دیدم که یکی از همکارها را به صورت تلفنی و درست بعد از پایان وقت اداری اخراج کردن؛ صبر نکردن تا فرد صبح بیاد سر کار و یک جلسه برای اعلام قطع همکاری بگذارند. تنها نکتهای که شاید جذاب به نظر برسد، موضوع حقوقی است که نسبت به میانگین بالاتر پرداخت میشود، اما به صورت مدل عجیبی اجرا میشود. بخشی از حقوق در قرارداد قید شده و بخش اصلی حقوق هر بار از حسابی شخصی واریز میشد. آخرین نکته اینکه برای پوزیشن فعال من سفرهای کاری زیادی داشتم، تقریبا دو بار در ماه.
مدت هفت سال در این مجموعه به عنوان مدیر شعبه خدمت کردم و بعد از دو سال حضور در دفتر تهران به شعبه شهرستان منتقل شدم. پس از پایان تحصیل، تجربه دوم من با این شرکت آغاز شد و تا آن موقع از فضای کار سایر شرکتها و بازار کار اطلاع چندانی نداشتم؛ اکنون که تجربههای بیشتری دارم و به کارهای دیگر هم برخوردم، میتوانم دید بهتری ارائه کنم. در اینجا به نظر میرسید که بروکراسی اداری معنا ندارد. وجود واحد منابع انسانی انگار در سیستم نبود! عملا چارت سازمانی وجود نداشت! امنیت شغلی هم به شدت پایین بود؛ یا باید به شهرستان میرفتی یا اخراج میشدی! حقوق به موقع پرداخت نمیشد و گاهی تا دو ماه تاخیر داشت! تعهدات به شکل صفر بود و هیچ تضمینی برای انجامشان نبود! قرارداد کاری برای امضا وجود نداشت و فیش حقوقی هم داده نمیشد! درکل هر چیزی به ظاهر حرفهای به نظر میرسید اما حقیقت این خانه از پایه فرسوده است. در رابطه با بخش تولید این مجموعه شرایط تفاوت زیادی داشت! بروکراسی اداری، نبود چارت سازمانی، عدم انجام بهموقع تعهدات، و تولید محصول باکیفیتتر و… همچنان تفاوتهای فاحش دارند. اگر سازمان فروش به دنبال کار بود، حتما با دقت بیشتری بررسی کنید؛ و اگر در بخش تولید درخواست کار دارید، مطمئن باشید که سازمان نسبتا بهتری را خواهید یافت.
من سه سال برای یکی از شرکتهای تابعه پارس حیات به نام اورست مدرن پارس کار کردم، مجموعهای که شعبههایی چون جانبو را در بر میگرفت. فضای کار در این مجموعه واقعا فاقد شایستهسالاری بود و من با این شرایط روبهرو بودم. ساعات کاری غیرحضوری از عصر تا شب بود و اضافهکاری برای تعطیلات یا جمعهها پرداخت نمیشد. وقتی از شرکت شکایت کردیم، به ظاهر مجبور به پرداخت شدند. برای ماموریتهای خارج از شهر و راهاندازی سیستمهای فروشگاههای شهرستانها حق مأموریت در نظر گرفته نمیشد. امنیت پرسنل و تردد در جادههای بینشهری در شرایط بد جوی برای انجام کارها اولویت نبود و دائم میگفتند باید بروید. با شکایتهای خارج از سازمان، ظاهرا تغییراتی تحمیل شد. مسئول مستقیم من فردی بود نامنظم و بیاحترامی، که با پشتیبانی مدیران از سایر بخشها به این سمت رسیده بود و فشار کاری عمدتا روی پرسنل بود. تلاشهایمان به چشم نمیآمد و رویکرد غالب به کار به شکل طلبکاری بود؛ تقدیرها و تشکرها غالبا به سهم همان مسئول بخش میرسید. کار در این مجموعه را به هیچ وجه پیشنهاد نمیکنم. ارتقاءهای شغلی نبودند و معیارهای عادلانهای پشت آن نبود. روابط فامیلی و حمایتهای غیرصحیح از افراد نزدیک به تیمها رایج بود. احترامی برای افراد تحصیلکرده دیده نمیشد و ممکن بود با پاسخ دادن به کارکنان فروش سطح پایین شرکت هم روبهرو شوید چون نگاه شرکت به فروش محور است. برای من که متأهل بودم، مجموعه مناسبی نبود. خوشحالیام از تغییر شغل به دلیل احساس دوباره ارزش و احترام بود که به دست آوردم.
مدت کوتاهی اینجا کار میکنم و تنها مزیتش رو به موقع پرداخت شدن حقوق میدونم. مدیران میانی و سرپرستان غالبا بیاخلاق و ناکارآمدن، و مدیرعامل و پسرانشون شخصا در مسائل مربوط به کارمندها ورود میکنن و بازخواست میکنن. اینجا به من یادآوری میشه که چون قدرتی نداری و فقط یک نفر یه کارمند محسوب میشوی، باید همیشه زیر سایه حصار حرفهای دیگران باشی و به حرفشان لبخند بزنی. واحد منابع انسانی همواره در رفتوآمد بین طبقات و واحدهای مختلف است و از هر فرصتی استفاده میکند تا با طرح محبت با تو صحبت کند یا از تو حرف بکشد و برای خود یا دیگران حاشیه درست کند. در این محیط نباید به لبخند افراد اعتماد کرد؛ هیچکدام از همکاران به هم اطمینان ندارند و همگی به دنبال فرصت هستند تا از یکدیگر استفاده کنند. همگی به نوعی برای بقا در شرکت رقابت میکنند.
به مدت بیش از پنج سال در این شرکت مشغول به کار بودم و اگر تصمیم به استعفا میگرفتم فقط برای رسیدن به گامهای بالاتر در مسیر شغلم است. مزایای خوبی داشت و عامل اصلی پیشبرد من خود فرد است؛ هر کاری نقاط ضعفی هم دارد. در سطح مدیر میانی جای نظرهای سلیقهای و شخصی به سختی جایگاهی پیدا میکند و استرس کار بیشترین فشار را میآورد. حقوق نسبتا مناسب بود، با رقمی که بالاتر از میانگین بازار بود، و با امتیازهایی مانند بیمه تکمیلی، سرویس رفتآمد، پاداش سالیانه و افزایش حقوق خارج از افزایش سنواتی، همچنین وعدههای ناهار و مدیریت نسبتا کارآمد.
به نظر من این شرکت یکی از بهترین تجربههای کار در ایران بود، به طوری که حقوق نسبت به بسیاری از شرکتهای دیگه بالاتر بود و فضای کاری تا حد زیادی به سبک اروپایی میرفت، البته بعضی جاها هم بسته به تیم، از شور و هیجان هموطنان عزیز ایرانیزه شده بود. وقتی وارد شرکت میشدم، احساس میکردم به من احترام میگذارند و امنیت شغلی و آرامش زندگیم برایشان اهمیت دارد. محیط کار از نظر طراحی خیلی دقیق و مهندسی شده بود و بارها بهعنوان بهترین دفتر ایران معرفی شده بود؛ میزان نور و سطح کفپوش هم با استانداردهای اروپا همخوانی داشت و صندلی، میز و لپتاپهایی که در اختیار میگذاشتند، کاملا مناسب و کارآمد بود. شرکت خیلی قدرتمند از نظر財ی و خارجی بود و در بازار ایران جایگاه محکمی داشت. بهطور کلی رقبا یا از لحاظ بینالمللی کمرنگ شدند یا اینکه داخل کشور کپیکاران روی موفقیتهای این شرکت حساب میکردند. داخل ساختمان وقتی وارد میشدم، در سمت راست کافهای مخصوص شرکت با نام مشخص وجود داشت و در سمت چپ هم فروشگاهی برای کارکنان با قیمتهای پایینتر وجود داشت. اکثر همکاران روحیه مثبتی داشتند و رضایت از شرایط کاری عمومی بود. مزایا هم خیلی خوب بود و حتی برای خرید گوشی هم امکان کمک وجود داشت. در دوره آموزشی سه ماهه بهخوبی پذیرفته شدم و حقوق دوره آموزشی را کامل دریافت کردم. شرکت هزینه رفتوآمد، تلفن، کارت خرید و استهلاک خودرو را تا حدی پشتیبانی میکرد و حتی با حقوق پایه، پاداشی در پایان سال بهصورت سود شرکت بین کارمندان توزیع میشد؛ گاهی این پاداش از حقوق یک سال همتراز با کارمندانی در شرکتهای دیگر بود. ساعتهای کار نسبتا منعطف بود و در دوران کرونا هم احتمالا شرایط سختی را تجربه کردیم. ناهار باکیفیت و با آشپزخانهای داخلی ارائه میشد و اولویت به رفاه کارکنان داده میشد؛ دستگاههای قهوه در هر طبقه بهطور قابل توجهی گران بود و نشان از اهمیت رفاه بود. هر روز میوه تازه هم در دسترس بود و برای سالی که پشت سر میگذاشتیم، مدیران در صورت رسیدن به هدفها به سفرهای تفریحی به کشورهای مختلف میرفتند. در کل اگر بخواهم خلاصه کنم، حتی در سطح بینالمللی هم سطح علاقه به کار در این شرکت بالاست و اکثر همکاران جدید جوان و با سطح بالای تخصصی بودند. هیچ کم و کاستی به چشم نمیخورد و تجربه اکثر کارکنان جدید هم مثبت بود.
در این محیط به دلیل تصمیمات عجولانه مدیران، فشار کار بالا و فضا تبدیل به محیطی پرتنش میشود و احساس آرامش وجود ندارد. گاهی بدون دلیل مشخصی تصمیم میگیرند که یک همکار را به کلاس خاصی نیاورند. همچنین پرداختها نسبتا پایین و نامناسب است.
مدتهاست که در این شرکت کار میکنم و الان تجربهام را با شما در میان میگذارم. تا به امروز مشکلی بابت حقوق و مزایا نداشتهام و باور دارم که اولویت اصلی شرکت روی رفاه کارکنان و معیشت آنها است و این رویکرد همچنان پابرجاست. دستمزدها نیز بر پایه بهرهوری تعیین میشود و این معیار در تصمیمگیریهای پرداختی نقش دارد.
برای من اینجا هشت سال سابقه کار دارم و همچنان این شرکت را دوست دارم؛ رفتار مدیران و روندها همواره برایم قابل قبول بوده است. از نظر پرداخت حقوق، تا حالا غیر از دو یا سه ماه که به دلیل وضعیت بازار با تأخیر انجام شده، بقیه موارد بهموقع بوده و حقوق بهطور معمول بالاتر از انتظارات برای همه کارمندان بوده است بهعلاوه پاداش همواره بخش جداییناپذیر این مجموعه بوده است. محیط کار امن و مدیریتی بوده که کنترل مستمر دارد و امنیت شغلی خوبی فراهم است. هر مدیری نقایصی دارد اما بهطور کلی مجموعه مدیریتی که این فرد دربارهاش میگوید نمیتواند ادعا کند که رفتار نامناسبی شده یا مدیریتی ضعیف وجود دارد؛ من با دیدگاه شخصی نسبت به دشمنی با تیم مدیریتی روبهرو نیستم. اگرچه برخی بهشدت به مردم شناخته میشوند، اما من از شفافسازی همواره حمایت میکنم تا بپذیرند که این مجموعه با مدیریت بیست ساله در حال کار است و در حال حاضر حدود سهصد نفر رضایت دارند. این شرکت به همراه سه شرکت دیگر در قالب گروه صنعتی کاریزماتک فعالیت میکند و از نظر کارایی، مدیریت، امنیت و حتی جنبههای اجتماعی و تا حدودی سیاسی، در سطحی قابل قبول تا بالا قرار دارد و با قدرت رو به جلو حرکت میکند. از نظر بیمه و جایگاه اجتماعی، محیط کار مناسب و مطلوب است. معمولا در سازمانها مدیران به نفرات محبوب خودشان توجه میکنند، اما اینجا نگاه و توجه مدیران به پرسنل عادلانه و برابر است. آرزو دارم روزی برسد که همگان دروغ نگویند و جرات گفتن حقیقت را داشته باشند. یا علی
در ابتدای ورودم به دفتر مرکزی شهاب انرژی صبح، موقعیتی را تجربه کردم که به من آرامش و فضای کار خاموشی از تنش را نشان میداد. رفتار حرفهای مدیریت، احترام متقابل میان مدیران و همکاران، و پرداخت حقوق بهموقع از جمله ویژگیهایی بود که نظر مرا جلب کرد. آزادی عمل در انجام وظایف، همکاری خوب و روان گروهی از دیگر نکات مثبت این شرکت بود. با وجود اینکه دستمزدهای چشمگیر نبود، مدیران با توجه به حجم کار و فضای کاری موجود سعی میکردند شرایط عادلانه و مناسبی برای کارکنان فراهم کنند. وقتی من استخدام شدم، آشنایی زیادی با نرمافزار سپیدار و حوزه کاریش نداشتم اما با آموزش و فرصتهایی که در اختیارم قرار گرفت، خیلی سریع با وظایف و محیط سازگار شدم. به دلیل شرایط اقتصادی، مدیران تصمیم به واگذاری کارخانه گرفتند و من هم از مجموعه جدا شدم. اگرچه مدت همکاری من کوتاه بود، اما روزهای خوب کاری که در آنجا گذشتم هرگز از ذهنم نمیرود. نام شرکت به فرآیند صبح تغییر یافت و اداره آن حالا به عهده یک هلدینگ معتبر است. امید دارم چرخه تولید محصولات این شرکت که نتیجه تلاشهای سالها و تلاش همکاران بود، همواره در حرکت باشد و هیچ نیروی کارى بیکار نماند.
مدت تقریبی سه سال در این مجموعه به عنوان کارمند خدمت کردم و در دو نقش مختلف تجربیات متنوعی کسب کردم. به طور کلی، نسبت به خیلی از شرکتهای خصوصی وضعیتی نسبتا پایدارتر و با ثباتتری دارم مشاهده میکردم. این شرکت بزرگ با بیش از هزار نفر پرسنل، کارها را به شکل گستردهای به صورت سیستماتیک، اتوماتیک و با پیروی از آییننامهها انجام میدهد. حقوق به اندازهای که فکر میکردم بالا نیست، اما مسائل مالی به موقع انجام میشود و تا کنون شاهد اخراج بیدلیل یا مشکلات غیرمنطقی برای کارمندان نبودم. با این حال، مشکل اصلی این است که آینده شغلی روشن و مسیر ارتقاء واضحی وجود ندارد و پیشرفت شغلی با نرخ نسبتا کم اتفاق میافتد.
وقتی وارد شرکت شدم با این وعده مواجه شدم که فضا برای ترقی بازه و مسیر پیشرفت همواره هموار است، اما واقعیت این بود که تنها شانس و نظر مدیر بخش تعیین میکند که به چه میزان پیشرفت کنی. برای مثال یکی از همکارانم در شعبه قم سالهاست کار میکند اما هنوز سرپرست نشده و حقوقش هم پایین است، در حالی که شعبه ارگ هر سه ماه یکبار سرپرستش عوض میشود و حقوق بالاتر میرود. اگر سرپرست جایی که کار میکنم استعفا ندهد یا اخراج نشود، به همان موقعیت قبلی میمانم و تغییری حاصل نمیشود. وقتی برای ماموریت فرستاده میشویم، حقوق کمتری پرداخت میشود. فرضا اگر از شش صبح تا ظهر، برابر با هجده ساعت در مسیر باشیم، میگویند حقوق یک روز کاری (هشت ساعت) دریافت میکنیم و برای ماموریت هم پاداش (هشت ساعت) میدهند، در نتیجه مجموعا پاداش هم شامل میشود؛ اما در عمل هفده یا هجده ساعت کار میکنیم و حقی به ماموریت یا فشار ماموریت در نظر گرفته نمیشود. به طور کلی کمترین اطلاعرسانی را قبل از ماموریتها انجام میدهند؛ یکدفعه به من میگویند برو ماموریت. نحوه اعزام هم با ارزانیترین و بدترین وسیله نقلیه است؛ با اتوبوس در دوره شیوع کرونا.send میکردند تا مجبور شویم برویم و اگر قبول نمیکردیم، احتمال اخراج وجود داشت. از همه چیز سفته میگیرند؛ سفته بدون تاریخ، بدون عنوان وجه و بدون رسیدی داده میشود. بعد از ترک شرکت هم تصفیه حساب را معمولا بین هفت تا هشت ماه انجام میدهند و با این کار هزینههایی به حساب من اضافه میشود که باورکردنی نیست. هیچ سیستم مشخصی برای موجودی انبار وجود ندارد و بر حسب سلیقه عمل میشود؛ هر چه به نظرشان کم میرسد، به حساب پرسنل نوشته میشود. یکی از دوستانم در دفتر مرکزی بوده و میگفت حتی به حساب کسانی که در شعبه نبودند هم کسری زده میشود؛ یعنی فردی که اصلا در شعبه حضور نداشته، بابت کمبود محصول از حسابش پول کم میکنند. وقتی به سفر میروم، مقدار ناچیزی برای صبحانه، ناهار و شام در نظر میگیرند؛ آنقدر کم است که نمیتوان یک وعده کامل را تأمین کرد و باید در هر شهری غذای نامناسبی بخورم. منابع انسانی شرکت واقعا بهترین بخش سازمان است. هر بار که مشکل یا اعتراض مطرح میکنم، پاسخ روشن و ضرورتی برای رسیدگی نمیدهند و تنها میگویند به جای دیگری مراجعه کن. حسابداری هم هر وقت دلش بخواهد با من تماس میگیرد و به سادگی رفتارها را ناگوار جلوه میدهد.
در واحد مالی شرکت پارس حیات کار میکردم و تجربهام را با شما در میان میگذارم. فشار زیادی از برخی همکاران به خاطر عملکرد ناعادلانه وجود داشت؛ عدهای دیگر به راحتی کار میکردند و تبعیض میان افراد محسوس بود. انتظار پیشرفت براساس کار حرفهای نبود و از جانب مدیران میانی و ارشد گاهی توهین دیده میشد، به دلیل اینکه به نظرشان پشتشان گرم است و اهداف شرکت برای ترکیه صرفا سودآوری است و به نیروهای انسانی اهمیت چندانی نمیدهند. در نتیجه در آنجا تیم مناسبی از منابع انسانی وجود ندارد و چند نفر غیرحرفهای در این حوزه حضور دارند که هنگام مسائل کاری به جای همراهی با تیم، به سمت مدیر یا سرپرست مینگرند و دردسر را به جان نمیخرند تا با سایر واحدها درگیر شوند. گرچه در لینکدین نشان میدهند که برای منابع انسانی اهمیت قائلند، اما به نظر میرسد فقط ظاهرسازی است. همچنین تعدادی از همکاران در اتاقهای کار خود سیگار میکشیدند که این موضوع برای من آزاردهنده بود. در کل، این محیط برای من تجربهای مطلوب نبود و جای بهتری میتواند باشد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.