دعوت به مصاحبه برای کارشناس فنی و مهندسی در شرکت زر ماکارون بسیار منظم و حرفهای بود. روند مصاحبه گام به گام و با معیارهای حرفهای پیش رفت. پرسشها عادی و نسبتا ساده به نظر میرسیدند زیرا معمولا با چنین مباحثی درگیر بودم. ساعات کاری طولانی و نیاز به دانش بالا از ویژگیهای این تجربه بود. من هشت سال سابقه کار داشتم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من سالهاست که بهطور تماموقت در شرکت زر ماکارون فعالیت میکنم و بیش از یک دهه است که در آنجا حضور دارم.
بعد از مصاحبه برای کارشناس آمار، به سراغ پالایشگاه غلات رفتم تا فرم استخدام را تکمیل کنم و با همان مدارک داخل پاکت، به کارخانه آرد برای مصاحبه تحویل دادم. در جلسه، پرسشهای عمومی در زمینه مهندسی صنایع، مدیریت موجودی و ویژگیهای اخلاقی مطرح شد. آنها گفتند به جز ساعات استاندارد کار از هشت تا پنج، باید ماهی دستکم پنجاه ساعت اضافهکاری انجام دهم تا حقوقی معادل سه و نیم به من پیشنهاد شود. همچنین توضیح دادند که کار سخت و تا حدودی عادی است و ممکن است روزهای پنجشنبه، جمعه و تعطیلات هم لازم باشد بیایم. در نهایت همان فرم را پر کردند و از من خواستند دوباره به پالایشگاه غلات بازگردم.
در یک روز دو مصاحبه برای کارشناس بازرگانی داشتیم که سوالات و انتظارها یه جور دیگه بود و مشخص نبود دقیقا چه نقشی میخوان: بازرگانی و بازاریار یا توسعه بازار و یا فعال دیجیتال مارکتینگ. آخرش هم نه درباره حقوق صحبت شد و نه مزایا. رفتار حرفهای وجود نداشت و برنامهای برای مصاحبه ارائه نشده بود. کل تجربه خوب نبود و نتیجه هم بعد از دو ماه مشخص نشد. آیا با تجربهای در بازاریابی شبکهای آشنا بود؟ ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت پیگیری و تلاش بود.
با وجود تبلیغ برند معتبر، تجربه من از کار در زر فروکتوز نشان میدهد که فرایند مصاحبهها به شکل نامنظم و پر از ابهام پیش میرفت. من چند فرصت خوب را به خاطر این شرکت از دست دادم و در نهایت دوباره پشیمان شدم. رزومهام را فرستادم اما همراستایی واضحی بین نیازهای شغلی و توضیحات کارفرما نبود؛ مشخص نبود کدام نقش دقیقا منظورشان است و چگونه مراحل ارزیابی پیش میرود. در هر مرحله از فرایند، به نظر میرسید که برنامهریزی چندان مشخصی وجود ندارد و تصمیمات بهطور ناگهانی تغییر میکرد. برای کسانی که قصد شرکت در مصاحبه دارند، بهتر است زمانشان را به دقت مدیریت کنند و انتظار معجزه از این شرکت نداشته باشند. به نظر میرسد ارتباط با داوطلبان بیش از هر چیز به رابطه دوستانه یا پارتیبازی وابسته است و اینکه تا چه حد با شما سازگاری دارند. در بخش ارزیابی هم دیدن درخواستهای نامتعارف از نظر روانشناسی وجود داشت و واقعا احساس ناخوشایندی ایجاد میکرد. نکتهای که بهعنوان نکته منفی میشود برشمرد این است که برخی از وظایف و معیارهای انتخابی بیشتر به ظاهر و تیپ فرد وابسته بود تا به توانمندیهای واقعی کاری. در نتیجه، برند یا شهرت شرکت به هیچوجه جای اعتماد کامل را نمیدهد.
در مصاحبه با تیم بیزنس آنالیست یکتانت با رفتاری نسبت به من روبهرو شدم که به شدت توهینآمیز و از بالا به پایین بود. مصاحبهکننده به شدت با ادبیات خاصی صحبت میکرد و رفتار تحقیرآمیز داشت. من برای مصاحبه با مدیر تیم تکنولوژی ملاقات کردم و سوالاتی که پرسید چندان ربطی به کار نبودند و اغلب بیربط به نظر میرسیدند. به نظر میرسید رزومه را به درستی بررسی نکرده بود و با تمسخر به برخی نکات اشاره میکرد. نتیجهاش هم این بود که تجربهام نسبتا ناراضی و بد بود. برای دستیابی به پاسخگویی، از من درباره توزیع پواسون سوال کردند، هرچند من بلد بودم اما فکر نمیکنم در مجموعهی کارهایشان تا به حال از این مفهوم استفاده شده باشد.
در اولین مصاحبه برای موقعیت BI و IT Generalist در شرکت یکتانت، فرایند آغازین با آزمون GMAT حدود بیست دقیقه طول کشید. سپس مدتی طول کشید تا منابع انسانی پاسخ بدهند و در طول این انتظار، حس کردنی پرتوقفی و بینظمی حاکم است. زمانی که بالاخره سوالات ارائه شد، تمرکز اصلی بر نقاط قوت و ضعف، دلیل انتخاب رشته و اهداف شغلی بود و هرگز درباره مهارتهای فنی پرسشی مطرح نشد. واکنش تیم مصاحبهکننده تا حدودی مغرورانه به نظر میرسید و رفتار آنها هم مناسب نبود. از ابتدای کار انتظار داشتم برگه سوالی به دستم برسد، اما به نظر میرسید هماهنگی لازم بین مراحل وجود ندارد.
مصاحبه برای من با مدیرعامل برگزار شد و فضایی آرام و پر از تجربه بود که حس خوبی به من منتقل شد. در برخی جاهای دیگر مصاحبهها را دیده بودم که سوالهای تخصصی بیربط با کارشون مطرح میکردند، اما اینبار بیشتر درباره مشکلات کار قبلیم و وضعیت کار جدید صحبت شد. به نظرم روند استخدام در این شرکت خیلی سریع انجام شد و احتمالا کمتر از یک هفته طول کشید.
من تجربهای از شرکت یکتانت در فرایند مصاحبه بکاند دارم. در مرحله نخست، تعدادی سوال هوش مطرح شد و برای پاسخگویی به این سوالات حدود بیست دقیقه وقت داشتم؛ سوالاتشان جذاب بودند و مهارتهای مختلفی را میسنجادند، و نمونههای مشابهشان را میتوان در منابعی مثل کتابهای جیمز پیدا کرد. پس از آن با مدیرعامل جلسهای داشتم و سوالات مختلفی از من پرسیده شد. از اهداف شغلیم پرسیدند و بعد نیز درباره اطلاعات فنیام بررسی کردند. در نهایت پیشنهاد دادند به جای کار بکاند به عنوان اکانت منیجر با آنها همکاری کنم، اما با توجه به اهداف شغلیم گفتم این نقش برای من مناسب نیست. در ادامه از من پرسیدند که آیا سوالی دارم و من چند سوال آماده کرده بودم که پاسخ دادند. سپس جلسهای دیگر با یکی از بنیانگذاران شرکت داشتیم و با هم صحبت کردیم و سوالات متنوعی پرسیده شد. چیزی که مدتی بعد ایمیل کردند این بود که در حال حاضر امکان همکاری وجود ندارد و برای آینده آرزوی موفقیت کردند. برای آماده بودن در حوزه کسبوکار تبلیغات، توصیه کرده بودند که با آمادگی و پرسشهای از پیشتهیئهشده وارد شوند. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشتند عبارت بودند از کنجکاوی، داشتن هدف و علاقهمندی به یادگیری.
در اولین برخورد با شرکت یکتانت، برگهای با ده سوال و بیست دقیقه زمان در اختیارم گذاشتن تا پاسخ بدم. سوالات نسبتا ساده بود و تعدادی محاسبه ساده داشت و دو تا از آنها مربوط به دیجیتال مارکتینگ بود. در پاسخهای مرحله اول گفتم که نقطه قوت و نقطه ضعفی دارم، و در مورد اینکه در صورت تاخیر در مهلت چه کار میکنم صحبت کردم. همچنین پرسیدم چگونه با حقوق کمتر از کار قبلی کنار میآیم و مهمترین مهارتی که در کارم یاد گرفتم چیست را بیان کردم. توضیح دادم کدام مهارت در شرکت ما میتواند برای کار مفید باشد و اینکه اگر به گذشته برگردم چه کاری را انجام نمیدادم یا چه کاری را انجام میدادم. پرسیدند چه شرکتهای دیگری برای من ایجاد علاقه کردهاند و از نظر من نقاط قوت یکتا نت چیست. سوال دیگری این بود که چه سوالی از آنها دارم و انتظارم از محیط کار چیست. درباره فرهنگ سازمانیشان هم پرسیدم که تا چه حد با آن آشنایی دارم و آیا تحقیق قبلی انجام دادهام. قبل از مصاحبه باور داشتم که درباره شرکت و فرهنگشان اطلاعات خوبی دارم و به همین دلیل فکر میکردم مطرح کردن نکات مربوط به فرهنگ و شرکت برایم مزیت است. تنها اشتباهی که در مصاحبه اول مرتکب شدم این بود که ساعت کاری را نپرسیدم؛ در مصاحبه دوم متوجه شدم پنجشنبهها هم روز کاری است که در نهایت من قبول نکردم آن روز بجای کار بروم.
برای شرکت یکتانت، تجربهی مصاحبهام با دو مرحله شروع شد و مرحله دوم شامل یک پروژه ساده بود که در چارچوب چهار ساعت باید انجامش میدادم. اگر از کار کردن با کارت و انجام کارهای ملموس لذت میبری، این محیط برایت مناسب است. عوامل کلیدیای که در ارزیابی اهمیت داشتند عبارت بودند از هوش و انگیزهی کاری.
اول از همه سوالات تست هوش دادن به مدت بیست دقیقه باید بهش پاسخ میدادم. بعد از اون مصاحبه اول با یکی از مسئولان منابع انسانی انجام شد و مصاحبه دوم رو چند روز بعد با مسئول واحد مربوطه انجام دادم. که مصاحبه خیلی عادی و خوب پیش رفت ولی بعدش فهمیدم که مصاحبه کننده دقیقا نمیدونسته چی از من کارجو میخواسته! مصاحبه و ورود خیلی خوب و ولکام همرام با احترام دارند ولی متاسفانه نباید به این دو مورد دل خوش کرد!! چون مصاحبه کننده ها مهارت درست در نحوه مصاحبه با کارجو را ندارند و بعد از مدت کوتاهی پس از شروع به کار اعلام عدم نیاز و خاتمه همکاری با شما رو میکنند! قبل از ورود به دوره ازمایشی مطمین بشید که از شما دقیقا چه انتظاری دارند و چقدر و چند ساعت در روز باید براشون کار کنید تا رضایتشون جلب بشه!!!
قبل از مصاحبه یه فرم تو مایه های تست هوش و سوالات جیمت دادن تکمیل کردم، ۲۰ دقیقه وقت داشت. بعد از اون هم حدودا یه ربع منتظر شدم تا مصاحبه کننده بیاد. یکی از کارشناسان منابع انسانیشون بودند. مصاحبه روتین و معمولی بود. یکتانت یک شرکت نوپاست که از ۹۵ تحت برند یکتانت شروع به کار کرده، قبل از اون هم بوده ولی خب با برند یکتانت نبوده. در واقع مثل استارتاپی هستن که در حال رشد هست و هنوز ساختار نهاییشون شکل نگرفته و تقریبا فشار و حجم کاری تو شرکتشون بالاست و دارند از نظر نیروی انسانی هم با سرعت بالایی رشد میکنند. گفتند که مثلا از نمایشگاه کار مهر ۹۷ تا بهمن ۹۷ که مصاحبه من بود حدودا دو برابر شدن.
یک روز بعد ارسال رزومه باهام تماس گرفتن و یه قرار مصاحبه با هم ست کردیم. موقع ست کردن قرار اصلا اجباری نداشتن که دقیقا همون تایمی که خودشون میگن بریم مصاحبه؛ خیلی به این توجه داشتن که منم بتونم و تایم با توافق طرفین ست شد. یه تست جیمت هم فرستادن که باید بهش جواب میدادم تا قبل مصاحبه؛ ۳۰ تا سوال بود که خیلی سخت نبودن به نظرم و اوکی بود. فقط ممکنه که وقت کم بیاد؛ ۲۰ دقیقه وقت داره. روز مصاحبه دو نفر از تیم hr باهام مصاحبه کردن؛ خیلی برخوردشون خوب بود و استرس اولیهم با برخورد خوبشون از بین رفت. مصاحبه خیلی خوب بود و سوال بیربط یا شخصیای ازم نپرسیدن و واقعا راضی بودم. بعد مصاحبه گفتن که تا یک هفته بعد جواب میدن و دقیقا یه هفته بعد در حالی که یه روز تعطیل بود زنگ زدن بهم و جواب دادن. سعی کنید سر زمان حاضر شید:) کلا آنتایم بودن باعث میشه که هر شرکت و فردی دید خوبی به شما داشته باشن. اگه انگیزه یادگیری و رشد دارید برای این شرکت اقدام کنید. خیلی براشون مهمه که شما توی شرکت از کارتون لذت ببرید؛ پس با انگیزه به مصاحبه برید و اگه علاقه ندارید به اون شغل براش رزومه نفرستید. ویژگیهایی که براشون مهم بود: صداقت انگیزه یادگیری خلق ارزش رشد شخصی و سازمانی
در مورد آینده ازم پرسیدن و چه کاره میخام بشم. از کدهایی که زده بودم پرسیدن و تکنولوژی هایی که کار کردم . گفتن سطح شرکت ما بالا است و کدهای با کیفیت تر میخایم. کلا خیلی مغرور بود مصاحبه کننده :)) و زیاد حرف میزد .
قرار مصاحبه خیلی خوب و با انعطاف تنظیم شد. موقع ورود به شرکت و قبل از مصاحبه یه آزمون جیمت ازم گرفتن که مشکلی نداشت کلا. جلسهی مصاحبه هم خیلی منطقی پیش رفت. تمرکز روی رزومهی ارسالی و تجربههای کاری قبلیام بود. کلا مصاحبهی سخت ولی روونی بود.
من برای سمت کمپین منیجر این شرکت رزومه فرستادم که در شرح شغلش نوشته آشنایی با دیجیتال مارکتینگ و یادگیری در حین کار ، البته اشتباه خودم بود چون من ۶ سال کار کردم و سوابق حرفه ای داشتم اما خوب دوست داشتم در یکتانت تجربه ای داشته باشم . در ابتدا باهام تماس گرفتن و برخورد خوب بود خانم hr نمیدونم فامیلیشو با احترام صحبت می کرد مصاحبه اول رو که رفتم با یه خانمی بود که مسئول رضایت مشتری اینا بود که خیلی نگاه از بالا به پایینی داشت با اینکه سوابق درخشانی نداره و کلا همه میگن تو یکتانت رفقای مدیر عامل همه مدیر شدن . تک تک سوابق منو می برد زیر سوال و منو مجبور کرد که سرچ کنسول سایت رو بهش نشون بدم و ثابت کنم که به نظرم قشنگ نیست و بهتره بنا بر اعتماد باشه نه اینکه من برم ثابت کنم ضایع بشه . از اونجا حس کردم کمی داره با من کل کل می کنه ولی خوب برام تسک فرستادن . ۳ تا سوال هر کدوم سه تا چهار بخش : سوالها در این حد کلی که مثلا یه سایت زبان داریم چیکارش کنیم ؟ و من رو مجبور کرد که ۱۵ صفحه بنویسم و اینکه فونت کوچیک کردم که کم بشه تازه … به قدری کامل و دقیق نوشتم که هرکسی در هر جایی بگه میتونم براش بفرستم و جالبیش اینه که من بزرگترین وبسایت زبان کشور رو مدیریت کردم و با همین کارها اول ایران شدیم و کسی نمیتونه بگه چیزی که نوشتم غلطه .. اما رفتیم برای مصاحبه سوم بعد از چهار هفته انتظار از مصاحبه اول بهم گفتن که هم منابع انسانیه هم فنی اما فنی نیومد و منابع انسانی گفت من جای دوتاش می پرسم . کل تسک رو براش دوباره توضیح دادم انگار که اصلا نخونده ، خوب اگه نخوندی چرا نوشتم من اصلا! خودشم الکی میگفت آره من خوندم ولی بگو این سوال جوابش چیه ؟ خیلی حوصله هم نداشت . بعد رفت سراغ کار رو توضیح بده و آخراش سوالا جوری بود که فکر کردم دیگه آخراشه از اینکه مثلا شما این کار رو قراره بکنی و فلان بعد درباره حقوق گفت منم گفتم که مهم نیست برام فقط تناسب داشته باشه . یه ذره بحث کرد که بگو گفتم فرق نمیکنه همون قبلی یا حتی پایین تر اونم گفت که اوکی و اینکه شما مدیر بودی مشکلی نداری اینجا کارشناس باشی منم گفتم نه کاملا اوکی هستم و خواست خودمه . بعد یه روز گذشت ایمیل زدند که خیر ما شما رو نمیخوایم . حالا سوال من اینه که من سه بار مصاحبه شدم و آخر هر کدوم بهم گفتند که خیلی خوب بود و حتی بعد تسک ایمیل تایید تسک رو هم فرستادن از لحاظ فنی . منم زنگ زدم که اگر مشکل مالیه بهم بگین گفتند نه براتون فیدبک میفرستیم . منم منتظر فیدبکم بعد از دوهفته چون چهار هفته وقت منو گرفتن وتسک براشون انجام دادم ، فکر کنم لیاقت یه فیدبک رو داشته باشم و اینکه در جواب بهشون ثابت کنم که پروداکت خودشونو از خودشون بهتر میشناسم و اینا فقط فکر می کنند که دیجیتال مارکترن… کلا من قبلا هم از این شرکت بد شنیده بودم ولی بهم ثابت شد . یکتانت چون خواهان زیاد داره صرفا داره بد رفتار میکنه با کارجوهاش و خوب چی بهتر از نیروی دانشجوی مجانی که بیاد به جای حرفه ای ها براشون کار کنه . خلاصه که دوست داشتم اونجا باشم ولی از این مصاحبه به بعد از چشمم افتاد .
من اول برای پوزیشن دیتا ساینتیست درخواست دادم که یک هفته بعد زنگ زدن گفتن چون نرمافزار نخوندی اصلا مناسب نیستی و بهتره بیای برای پوزیشن پروداکت آنالیست. به شدت از این حرفشون تعجب کردم و گفتم خب شاید اون چیزایی که میخواین رو بلد باشم. دیگه گفتن نه نمیشه. منم به حساب تعریفهایی که شنیده بودم از اونجا گفتم مصاحبهی پروداکت آنالیست رو میام. یه جلسه واسه هفته بعد ست شد. روز قبل مصاحبه برام میل اومد که مصاحبهکنندهها و شرکت مصاحبه کلا عوض شده! یه ساعت بعدم یه نفر زنگ زد گفت یه تسک میفرستم تا آخر هفته جواب بده. خیلی خیلی از این ناهماهنگیا و این روند غیر منطقی مصاحبه حس بد گرفتم و شبش که میخواستم یه سری چیزارو مرور کنم اصلا بیخیال شدم. فردا یعنی روز مصاحبه سرپرست بخش فنی اومد و تا حدی باهام صمیمی بود و بعد شروع کرد سوالای ماشین لرنینگی پرسیدن! من واقعا متعجب بودم و اصلا آمادگی اون سوالارو نداشتم. در کل خیلی حس منفیای گرفتم چون حتی مصاحبهکننده زحمت نداده بود رزومهم رو پرینت کنه و داشت از رو گوشیش میخوند. مصاحبه در کل به من حس رو داد که خیلی نگاه از بالا به پایین به من دارند. مثلا بهم گفت که حقوقت قطعا از جایی که هستی پایین تره و بدون فشار کاری خیلی زیاده و من نباید بهت بگم چی کارا کنی و خودت باید همش پیگیری کنی. آخرشم یه سری سوال جیمت داد که من انقدر عصبی بودم که همه رو شانسی زدم بهش پس دادم. فردای مصاحبه هم میل زدم که من تمایلی ندارم اضافه شم به اونجا و حس منفی گرفتم از مصاحبه. ولی اون شخصی که باهام مصاحبه کرد بهم گفت که رو چه نقاط ضعفیم کار کنم واسه دیتاسایتس و یکم از حس بدم کم شد. واقعا نظم نداره. هیچ اتاق به خصوصی واسه جلسه مصاحبه و یا حتی روند کلی مراحل جلسه ندارند. ویژگیهایی که براشون مهم بود: پیگیری و نظم.
برای مصاحبهی اندروید دولوپر شرکت یارا موبایل را دیدم و رزومهام را از طریق جاباینجا ارسال کردم؛ چند روز بعد پروژهای فرستاده شد که باید در طول ۷۲ ساعت آن را انجام میدادم، اما پس از ارسال پروژه خبری نشد و حدود دو هفته پیگیری کردم که گفتند خودشان اطلاع میدهند. قریبا دو تا سه هفته بعد ایمیلی دریافت کردم و برای هفتهی بعد زمان مصاحبه حضوری تعیین شد. وقتی رسیدم، یکی از منابع انسانی و یک کارشناس فنی حضور داشتند. سوالات انسانی معمولی بودند: تجربههایم، اهدافم، چطور با شرکت آشنا شدم و برنامههایم برای آینده. اما کارشناس فنی به لپتاپ اشاره کرد و گفت مشکل دارد و نمیتواند پروژه را مشاهده کند؛ به نظر میرسید که شرکت با وجود بزرگی، لپتاپی مناسب برای مصاحبه نداشت. سپس گفت خودش سوالات رایج را میپرسد و تعدادی سوال مطرح شد. تعدادی از آنها مرتبط با حوزههایی بود که در رزومه به آنها اشاره نکرده بودم، چون تجربهی مرتبطی نداشتم و در آگهی استخدام هم جزو نیازمندیها نبودند؛ این نکته هم روشن بود که در بسیاری از سایتهای کاریابی بازنویسی نشدهاند.
برای من تجربهی کار در والمارکت به این شکل بود که در نگاه اول به نظر میرسید شرکت خوبی باشد و حرفی از نظم و برنامهریزی پایین ندارد. اما به محض ورود به مجموعه، دیدم که اوضاع خیلی منظم نیست و برنامهریزی مشخصی وجود ندارد. تنها یک روز در آنجا کار کردم و حس کردم شرایط مناسب نیست و برای کسانی که تجربهی کمی دارند، ممکن است تجربهای برای یادگیری باشد اما به طور کلی فرصت مطلوبی نبود.
دعوت به مصاحبه برای کارشناس فنی و مهندسی در شرکت زر ماکارون بسیار منظم و حرفهای بود. روند مصاحبه گام به گام و با معیارهای حرفهای پیش رفت. پرسشها عادی و نسبتا ساده به نظر میرسیدند زیرا معمولا با چنین مباحثی درگیر بودم. ساعات کاری طولانی و نیاز به دانش بالا از ویژگیهای این تجربه بود. من هشت سال سابقه کار داشتم.
من سالهاست که بهطور تماموقت در شرکت زر ماکارون فعالیت میکنم و بیش از یک دهه است که در آنجا حضور دارم.
بعد از مصاحبه برای کارشناس آمار، به سراغ پالایشگاه غلات رفتم تا فرم استخدام را تکمیل کنم و با همان مدارک داخل پاکت، به کارخانه آرد برای مصاحبه تحویل دادم. در جلسه، پرسشهای عمومی در زمینه مهندسی صنایع، مدیریت موجودی و ویژگیهای اخلاقی مطرح شد. آنها گفتند به جز ساعات استاندارد کار از هشت تا پنج، باید ماهی دستکم پنجاه ساعت اضافهکاری انجام دهم تا حقوقی معادل سه و نیم به من پیشنهاد شود. همچنین توضیح دادند که کار سخت و تا حدودی عادی است و ممکن است روزهای پنجشنبه، جمعه و تعطیلات هم لازم باشد بیایم. در نهایت همان فرم را پر کردند و از من خواستند دوباره به پالایشگاه غلات بازگردم.
در یک روز دو مصاحبه برای کارشناس بازرگانی داشتیم که سوالات و انتظارها یه جور دیگه بود و مشخص نبود دقیقا چه نقشی میخوان: بازرگانی و بازاریار یا توسعه بازار و یا فعال دیجیتال مارکتینگ. آخرش هم نه درباره حقوق صحبت شد و نه مزایا. رفتار حرفهای وجود نداشت و برنامهای برای مصاحبه ارائه نشده بود. کل تجربه خوب نبود و نتیجه هم بعد از دو ماه مشخص نشد. آیا با تجربهای در بازاریابی شبکهای آشنا بود؟ ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت پیگیری و تلاش بود.
با وجود تبلیغ برند معتبر، تجربه من از کار در زر فروکتوز نشان میدهد که فرایند مصاحبهها به شکل نامنظم و پر از ابهام پیش میرفت. من چند فرصت خوب را به خاطر این شرکت از دست دادم و در نهایت دوباره پشیمان شدم. رزومهام را فرستادم اما همراستایی واضحی بین نیازهای شغلی و توضیحات کارفرما نبود؛ مشخص نبود کدام نقش دقیقا منظورشان است و چگونه مراحل ارزیابی پیش میرود. در هر مرحله از فرایند، به نظر میرسید که برنامهریزی چندان مشخصی وجود ندارد و تصمیمات بهطور ناگهانی تغییر میکرد. برای کسانی که قصد شرکت در مصاحبه دارند، بهتر است زمانشان را به دقت مدیریت کنند و انتظار معجزه از این شرکت نداشته باشند. به نظر میرسد ارتباط با داوطلبان بیش از هر چیز به رابطه دوستانه یا پارتیبازی وابسته است و اینکه تا چه حد با شما سازگاری دارند. در بخش ارزیابی هم دیدن درخواستهای نامتعارف از نظر روانشناسی وجود داشت و واقعا احساس ناخوشایندی ایجاد میکرد. نکتهای که بهعنوان نکته منفی میشود برشمرد این است که برخی از وظایف و معیارهای انتخابی بیشتر به ظاهر و تیپ فرد وابسته بود تا به توانمندیهای واقعی کاری. در نتیجه، برند یا شهرت شرکت به هیچوجه جای اعتماد کامل را نمیدهد.
در مصاحبه با تیم بیزنس آنالیست یکتانت با رفتاری نسبت به من روبهرو شدم که به شدت توهینآمیز و از بالا به پایین بود. مصاحبهکننده به شدت با ادبیات خاصی صحبت میکرد و رفتار تحقیرآمیز داشت. من برای مصاحبه با مدیر تیم تکنولوژی ملاقات کردم و سوالاتی که پرسید چندان ربطی به کار نبودند و اغلب بیربط به نظر میرسیدند. به نظر میرسید رزومه را به درستی بررسی نکرده بود و با تمسخر به برخی نکات اشاره میکرد. نتیجهاش هم این بود که تجربهام نسبتا ناراضی و بد بود. برای دستیابی به پاسخگویی، از من درباره توزیع پواسون سوال کردند، هرچند من بلد بودم اما فکر نمیکنم در مجموعهی کارهایشان تا به حال از این مفهوم استفاده شده باشد.
در اولین مصاحبه برای موقعیت BI و IT Generalist در شرکت یکتانت، فرایند آغازین با آزمون GMAT حدود بیست دقیقه طول کشید. سپس مدتی طول کشید تا منابع انسانی پاسخ بدهند و در طول این انتظار، حس کردنی پرتوقفی و بینظمی حاکم است. زمانی که بالاخره سوالات ارائه شد، تمرکز اصلی بر نقاط قوت و ضعف، دلیل انتخاب رشته و اهداف شغلی بود و هرگز درباره مهارتهای فنی پرسشی مطرح نشد. واکنش تیم مصاحبهکننده تا حدودی مغرورانه به نظر میرسید و رفتار آنها هم مناسب نبود. از ابتدای کار انتظار داشتم برگه سوالی به دستم برسد، اما به نظر میرسید هماهنگی لازم بین مراحل وجود ندارد.
مصاحبه برای من با مدیرعامل برگزار شد و فضایی آرام و پر از تجربه بود که حس خوبی به من منتقل شد. در برخی جاهای دیگر مصاحبهها را دیده بودم که سوالهای تخصصی بیربط با کارشون مطرح میکردند، اما اینبار بیشتر درباره مشکلات کار قبلیم و وضعیت کار جدید صحبت شد. به نظرم روند استخدام در این شرکت خیلی سریع انجام شد و احتمالا کمتر از یک هفته طول کشید.
من تجربهای از شرکت یکتانت در فرایند مصاحبه بکاند دارم. در مرحله نخست، تعدادی سوال هوش مطرح شد و برای پاسخگویی به این سوالات حدود بیست دقیقه وقت داشتم؛ سوالاتشان جذاب بودند و مهارتهای مختلفی را میسنجادند، و نمونههای مشابهشان را میتوان در منابعی مثل کتابهای جیمز پیدا کرد. پس از آن با مدیرعامل جلسهای داشتم و سوالات مختلفی از من پرسیده شد. از اهداف شغلیم پرسیدند و بعد نیز درباره اطلاعات فنیام بررسی کردند. در نهایت پیشنهاد دادند به جای کار بکاند به عنوان اکانت منیجر با آنها همکاری کنم، اما با توجه به اهداف شغلیم گفتم این نقش برای من مناسب نیست. در ادامه از من پرسیدند که آیا سوالی دارم و من چند سوال آماده کرده بودم که پاسخ دادند. سپس جلسهای دیگر با یکی از بنیانگذاران شرکت داشتیم و با هم صحبت کردیم و سوالات متنوعی پرسیده شد. چیزی که مدتی بعد ایمیل کردند این بود که در حال حاضر امکان همکاری وجود ندارد و برای آینده آرزوی موفقیت کردند. برای آماده بودن در حوزه کسبوکار تبلیغات، توصیه کرده بودند که با آمادگی و پرسشهای از پیشتهیئهشده وارد شوند. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشتند عبارت بودند از کنجکاوی، داشتن هدف و علاقهمندی به یادگیری.
در اولین برخورد با شرکت یکتانت، برگهای با ده سوال و بیست دقیقه زمان در اختیارم گذاشتن تا پاسخ بدم. سوالات نسبتا ساده بود و تعدادی محاسبه ساده داشت و دو تا از آنها مربوط به دیجیتال مارکتینگ بود. در پاسخهای مرحله اول گفتم که نقطه قوت و نقطه ضعفی دارم، و در مورد اینکه در صورت تاخیر در مهلت چه کار میکنم صحبت کردم. همچنین پرسیدم چگونه با حقوق کمتر از کار قبلی کنار میآیم و مهمترین مهارتی که در کارم یاد گرفتم چیست را بیان کردم. توضیح دادم کدام مهارت در شرکت ما میتواند برای کار مفید باشد و اینکه اگر به گذشته برگردم چه کاری را انجام نمیدادم یا چه کاری را انجام میدادم. پرسیدند چه شرکتهای دیگری برای من ایجاد علاقه کردهاند و از نظر من نقاط قوت یکتا نت چیست. سوال دیگری این بود که چه سوالی از آنها دارم و انتظارم از محیط کار چیست. درباره فرهنگ سازمانیشان هم پرسیدم که تا چه حد با آن آشنایی دارم و آیا تحقیق قبلی انجام دادهام. قبل از مصاحبه باور داشتم که درباره شرکت و فرهنگشان اطلاعات خوبی دارم و به همین دلیل فکر میکردم مطرح کردن نکات مربوط به فرهنگ و شرکت برایم مزیت است. تنها اشتباهی که در مصاحبه اول مرتکب شدم این بود که ساعت کاری را نپرسیدم؛ در مصاحبه دوم متوجه شدم پنجشنبهها هم روز کاری است که در نهایت من قبول نکردم آن روز بجای کار بروم.
برای شرکت یکتانت، تجربهی مصاحبهام با دو مرحله شروع شد و مرحله دوم شامل یک پروژه ساده بود که در چارچوب چهار ساعت باید انجامش میدادم. اگر از کار کردن با کارت و انجام کارهای ملموس لذت میبری، این محیط برایت مناسب است. عوامل کلیدیای که در ارزیابی اهمیت داشتند عبارت بودند از هوش و انگیزهی کاری.
اول از همه سوالات تست هوش دادن به مدت بیست دقیقه باید بهش پاسخ میدادم. بعد از اون مصاحبه اول با یکی از مسئولان منابع انسانی انجام شد و مصاحبه دوم رو چند روز بعد با مسئول واحد مربوطه انجام دادم. که مصاحبه خیلی عادی و خوب پیش رفت ولی بعدش فهمیدم که مصاحبه کننده دقیقا نمیدونسته چی از من کارجو میخواسته! مصاحبه و ورود خیلی خوب و ولکام همرام با احترام دارند ولی متاسفانه نباید به این دو مورد دل خوش کرد!! چون مصاحبه کننده ها مهارت درست در نحوه مصاحبه با کارجو را ندارند و بعد از مدت کوتاهی پس از شروع به کار اعلام عدم نیاز و خاتمه همکاری با شما رو میکنند! قبل از ورود به دوره ازمایشی مطمین بشید که از شما دقیقا چه انتظاری دارند و چقدر و چند ساعت در روز باید براشون کار کنید تا رضایتشون جلب بشه!!!
قبل از مصاحبه یه فرم تو مایه های تست هوش و سوالات جیمت دادن تکمیل کردم، ۲۰ دقیقه وقت داشت. بعد از اون هم حدودا یه ربع منتظر شدم تا مصاحبه کننده بیاد. یکی از کارشناسان منابع انسانیشون بودند. مصاحبه روتین و معمولی بود. یکتانت یک شرکت نوپاست که از ۹۵ تحت برند یکتانت شروع به کار کرده، قبل از اون هم بوده ولی خب با برند یکتانت نبوده. در واقع مثل استارتاپی هستن که در حال رشد هست و هنوز ساختار نهاییشون شکل نگرفته و تقریبا فشار و حجم کاری تو شرکتشون بالاست و دارند از نظر نیروی انسانی هم با سرعت بالایی رشد میکنند. گفتند که مثلا از نمایشگاه کار مهر ۹۷ تا بهمن ۹۷ که مصاحبه من بود حدودا دو برابر شدن.
یک روز بعد ارسال رزومه باهام تماس گرفتن و یه قرار مصاحبه با هم ست کردیم. موقع ست کردن قرار اصلا اجباری نداشتن که دقیقا همون تایمی که خودشون میگن بریم مصاحبه؛ خیلی به این توجه داشتن که منم بتونم و تایم با توافق طرفین ست شد. یه تست جیمت هم فرستادن که باید بهش جواب میدادم تا قبل مصاحبه؛ ۳۰ تا سوال بود که خیلی سخت نبودن به نظرم و اوکی بود. فقط ممکنه که وقت کم بیاد؛ ۲۰ دقیقه وقت داره. روز مصاحبه دو نفر از تیم hr باهام مصاحبه کردن؛ خیلی برخوردشون خوب بود و استرس اولیهم با برخورد خوبشون از بین رفت. مصاحبه خیلی خوب بود و سوال بیربط یا شخصیای ازم نپرسیدن و واقعا راضی بودم. بعد مصاحبه گفتن که تا یک هفته بعد جواب میدن و دقیقا یه هفته بعد در حالی که یه روز تعطیل بود زنگ زدن بهم و جواب دادن. سعی کنید سر زمان حاضر شید:) کلا آنتایم بودن باعث میشه که هر شرکت و فردی دید خوبی به شما داشته باشن. اگه انگیزه یادگیری و رشد دارید برای این شرکت اقدام کنید. خیلی براشون مهمه که شما توی شرکت از کارتون لذت ببرید؛ پس با انگیزه به مصاحبه برید و اگه علاقه ندارید به اون شغل براش رزومه نفرستید. ویژگیهایی که براشون مهم بود: صداقت انگیزه یادگیری خلق ارزش رشد شخصی و سازمانی
در مورد آینده ازم پرسیدن و چه کاره میخام بشم. از کدهایی که زده بودم پرسیدن و تکنولوژی هایی که کار کردم . گفتن سطح شرکت ما بالا است و کدهای با کیفیت تر میخایم. کلا خیلی مغرور بود مصاحبه کننده :)) و زیاد حرف میزد .
قرار مصاحبه خیلی خوب و با انعطاف تنظیم شد. موقع ورود به شرکت و قبل از مصاحبه یه آزمون جیمت ازم گرفتن که مشکلی نداشت کلا. جلسهی مصاحبه هم خیلی منطقی پیش رفت. تمرکز روی رزومهی ارسالی و تجربههای کاری قبلیام بود. کلا مصاحبهی سخت ولی روونی بود.
من برای سمت کمپین منیجر این شرکت رزومه فرستادم که در شرح شغلش نوشته آشنایی با دیجیتال مارکتینگ و یادگیری در حین کار ، البته اشتباه خودم بود چون من ۶ سال کار کردم و سوابق حرفه ای داشتم اما خوب دوست داشتم در یکتانت تجربه ای داشته باشم . در ابتدا باهام تماس گرفتن و برخورد خوب بود خانم hr نمیدونم فامیلیشو با احترام صحبت می کرد مصاحبه اول رو که رفتم با یه خانمی بود که مسئول رضایت مشتری اینا بود که خیلی نگاه از بالا به پایینی داشت با اینکه سوابق درخشانی نداره و کلا همه میگن تو یکتانت رفقای مدیر عامل همه مدیر شدن . تک تک سوابق منو می برد زیر سوال و منو مجبور کرد که سرچ کنسول سایت رو بهش نشون بدم و ثابت کنم که به نظرم قشنگ نیست و بهتره بنا بر اعتماد باشه نه اینکه من برم ثابت کنم ضایع بشه . از اونجا حس کردم کمی داره با من کل کل می کنه ولی خوب برام تسک فرستادن . ۳ تا سوال هر کدوم سه تا چهار بخش : سوالها در این حد کلی که مثلا یه سایت زبان داریم چیکارش کنیم ؟ و من رو مجبور کرد که ۱۵ صفحه بنویسم و اینکه فونت کوچیک کردم که کم بشه تازه … به قدری کامل و دقیق نوشتم که هرکسی در هر جایی بگه میتونم براش بفرستم و جالبیش اینه که من بزرگترین وبسایت زبان کشور رو مدیریت کردم و با همین کارها اول ایران شدیم و کسی نمیتونه بگه چیزی که نوشتم غلطه .. اما رفتیم برای مصاحبه سوم بعد از چهار هفته انتظار از مصاحبه اول بهم گفتن که هم منابع انسانیه هم فنی اما فنی نیومد و منابع انسانی گفت من جای دوتاش می پرسم . کل تسک رو براش دوباره توضیح دادم انگار که اصلا نخونده ، خوب اگه نخوندی چرا نوشتم من اصلا! خودشم الکی میگفت آره من خوندم ولی بگو این سوال جوابش چیه ؟ خیلی حوصله هم نداشت . بعد رفت سراغ کار رو توضیح بده و آخراش سوالا جوری بود که فکر کردم دیگه آخراشه از اینکه مثلا شما این کار رو قراره بکنی و فلان بعد درباره حقوق گفت منم گفتم که مهم نیست برام فقط تناسب داشته باشه . یه ذره بحث کرد که بگو گفتم فرق نمیکنه همون قبلی یا حتی پایین تر اونم گفت که اوکی و اینکه شما مدیر بودی مشکلی نداری اینجا کارشناس باشی منم گفتم نه کاملا اوکی هستم و خواست خودمه . بعد یه روز گذشت ایمیل زدند که خیر ما شما رو نمیخوایم . حالا سوال من اینه که من سه بار مصاحبه شدم و آخر هر کدوم بهم گفتند که خیلی خوب بود و حتی بعد تسک ایمیل تایید تسک رو هم فرستادن از لحاظ فنی . منم زنگ زدم که اگر مشکل مالیه بهم بگین گفتند نه براتون فیدبک میفرستیم . منم منتظر فیدبکم بعد از دوهفته چون چهار هفته وقت منو گرفتن وتسک براشون انجام دادم ، فکر کنم لیاقت یه فیدبک رو داشته باشم و اینکه در جواب بهشون ثابت کنم که پروداکت خودشونو از خودشون بهتر میشناسم و اینا فقط فکر می کنند که دیجیتال مارکترن… کلا من قبلا هم از این شرکت بد شنیده بودم ولی بهم ثابت شد . یکتانت چون خواهان زیاد داره صرفا داره بد رفتار میکنه با کارجوهاش و خوب چی بهتر از نیروی دانشجوی مجانی که بیاد به جای حرفه ای ها براشون کار کنه . خلاصه که دوست داشتم اونجا باشم ولی از این مصاحبه به بعد از چشمم افتاد .
من اول برای پوزیشن دیتا ساینتیست درخواست دادم که یک هفته بعد زنگ زدن گفتن چون نرمافزار نخوندی اصلا مناسب نیستی و بهتره بیای برای پوزیشن پروداکت آنالیست. به شدت از این حرفشون تعجب کردم و گفتم خب شاید اون چیزایی که میخواین رو بلد باشم. دیگه گفتن نه نمیشه. منم به حساب تعریفهایی که شنیده بودم از اونجا گفتم مصاحبهی پروداکت آنالیست رو میام. یه جلسه واسه هفته بعد ست شد. روز قبل مصاحبه برام میل اومد که مصاحبهکنندهها و شرکت مصاحبه کلا عوض شده! یه ساعت بعدم یه نفر زنگ زد گفت یه تسک میفرستم تا آخر هفته جواب بده. خیلی خیلی از این ناهماهنگیا و این روند غیر منطقی مصاحبه حس بد گرفتم و شبش که میخواستم یه سری چیزارو مرور کنم اصلا بیخیال شدم. فردا یعنی روز مصاحبه سرپرست بخش فنی اومد و تا حدی باهام صمیمی بود و بعد شروع کرد سوالای ماشین لرنینگی پرسیدن! من واقعا متعجب بودم و اصلا آمادگی اون سوالارو نداشتم. در کل خیلی حس منفیای گرفتم چون حتی مصاحبهکننده زحمت نداده بود رزومهم رو پرینت کنه و داشت از رو گوشیش میخوند. مصاحبه در کل به من حس رو داد که خیلی نگاه از بالا به پایین به من دارند. مثلا بهم گفت که حقوقت قطعا از جایی که هستی پایین تره و بدون فشار کاری خیلی زیاده و من نباید بهت بگم چی کارا کنی و خودت باید همش پیگیری کنی. آخرشم یه سری سوال جیمت داد که من انقدر عصبی بودم که همه رو شانسی زدم بهش پس دادم. فردای مصاحبه هم میل زدم که من تمایلی ندارم اضافه شم به اونجا و حس منفی گرفتم از مصاحبه. ولی اون شخصی که باهام مصاحبه کرد بهم گفت که رو چه نقاط ضعفیم کار کنم واسه دیتاسایتس و یکم از حس بدم کم شد. واقعا نظم نداره. هیچ اتاق به خصوصی واسه جلسه مصاحبه و یا حتی روند کلی مراحل جلسه ندارند. ویژگیهایی که براشون مهم بود: پیگیری و نظم.
برای مصاحبهی اندروید دولوپر شرکت یارا موبایل را دیدم و رزومهام را از طریق جاباینجا ارسال کردم؛ چند روز بعد پروژهای فرستاده شد که باید در طول ۷۲ ساعت آن را انجام میدادم، اما پس از ارسال پروژه خبری نشد و حدود دو هفته پیگیری کردم که گفتند خودشان اطلاع میدهند. قریبا دو تا سه هفته بعد ایمیلی دریافت کردم و برای هفتهی بعد زمان مصاحبه حضوری تعیین شد. وقتی رسیدم، یکی از منابع انسانی و یک کارشناس فنی حضور داشتند. سوالات انسانی معمولی بودند: تجربههایم، اهدافم، چطور با شرکت آشنا شدم و برنامههایم برای آینده. اما کارشناس فنی به لپتاپ اشاره کرد و گفت مشکل دارد و نمیتواند پروژه را مشاهده کند؛ به نظر میرسید که شرکت با وجود بزرگی، لپتاپی مناسب برای مصاحبه نداشت. سپس گفت خودش سوالات رایج را میپرسد و تعدادی سوال مطرح شد. تعدادی از آنها مرتبط با حوزههایی بود که در رزومه به آنها اشاره نکرده بودم، چون تجربهی مرتبطی نداشتم و در آگهی استخدام هم جزو نیازمندیها نبودند؛ این نکته هم روشن بود که در بسیاری از سایتهای کاریابی بازنویسی نشدهاند.
برای من تجربهی کار در والمارکت به این شکل بود که در نگاه اول به نظر میرسید شرکت خوبی باشد و حرفی از نظم و برنامهریزی پایین ندارد. اما به محض ورود به مجموعه، دیدم که اوضاع خیلی منظم نیست و برنامهریزی مشخصی وجود ندارد. تنها یک روز در آنجا کار کردم و حس کردم شرایط مناسب نیست و برای کسانی که تجربهی کمی دارند، ممکن است تجربهای برای یادگیری باشد اما به طور کلی فرصت مطلوبی نبود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.